موسیقی ظرف شعر فارسیه. فارسی حق گردن خواننده ها داره که شعرهای خوب بخونن
قطعه «نگار» از مجموعه «من خود آن سیزدهم» محسن چاوشی
قطعه «نگار» از مجموعه «من خود آن سیزدهم» محسن چاوشی
۶۸۹
۱۹:۳۸
۶۸۹
۱۹:۳۸
فهرست چاوشی یا در ستایش مجموعه «من خود آن سیزدهم»
حق ادبیات فارسی بر گردن خواننده ها و موسیقیدان ها است که شعرهای خوبمون رو قطعه کنن و به گوش ما برسونن.
ما تقریبا همه شعرهای حافظی رو که حفظیم استاد شجریان خونده. شاید دقیقترش این باشه که تقریباً همه شعرهایی رو که حفظیم یه کسی خونده. و خیلی کم هست شعرهایی که بدون شنیدن یه قطعه یا تصنیف یا آواز، فقط با خوندنشون از روی کتاب حفظ کرده باشیم و به جونمون نشسته باشه.
هر خوانندهای هم توی هر مجموعهای مثلاً ۷، ۸ تا ۱۰ تا قطعه میخونه. این یعنی تو هر مجموعه حداکثر هفت هشت تا غزل یا هفت هشت تا شعر میتونه شنیده بشه.
اما ممکنه یه خواننده محشری اینجوری به ذهنش برسه که به جای اینکه تو هر قطعه یه شعر یا یه غزل بخونم، تیکه تیکههایی از اشعار مختلف رو از هر کدوم مثلا دو بیت بخونم تا شنونده علاقهمند بشه و بره کل اون شعر یا غزل رو بخونه.
محسن چاوشی تو مجموعه «من خود آن سیزدهام» دقیقاً همین کارو کرده. شعرایی از باباطاهر، خیام، وحشی بافقی، شهریار و مولانا. من خود آن سیزدهام بیشتر شبیه یه فهرسته. فهرستی با عناوین جذاب که شما رو هدایت میکنه به شعرهای اصلی با جذابیتهای بیشتر.
@qandeparsi
حق ادبیات فارسی بر گردن خواننده ها و موسیقیدان ها است که شعرهای خوبمون رو قطعه کنن و به گوش ما برسونن.
ما تقریبا همه شعرهای حافظی رو که حفظیم استاد شجریان خونده. شاید دقیقترش این باشه که تقریباً همه شعرهایی رو که حفظیم یه کسی خونده. و خیلی کم هست شعرهایی که بدون شنیدن یه قطعه یا تصنیف یا آواز، فقط با خوندنشون از روی کتاب حفظ کرده باشیم و به جونمون نشسته باشه.
هر خوانندهای هم توی هر مجموعهای مثلاً ۷، ۸ تا ۱۰ تا قطعه میخونه. این یعنی تو هر مجموعه حداکثر هفت هشت تا غزل یا هفت هشت تا شعر میتونه شنیده بشه.
اما ممکنه یه خواننده محشری اینجوری به ذهنش برسه که به جای اینکه تو هر قطعه یه شعر یا یه غزل بخونم، تیکه تیکههایی از اشعار مختلف رو از هر کدوم مثلا دو بیت بخونم تا شنونده علاقهمند بشه و بره کل اون شعر یا غزل رو بخونه.
محسن چاوشی تو مجموعه «من خود آن سیزدهام» دقیقاً همین کارو کرده. شعرایی از باباطاهر، خیام، وحشی بافقی، شهریار و مولانا. من خود آن سیزدهام بیشتر شبیه یه فهرسته. فهرستی با عناوین جذاب که شما رو هدایت میکنه به شعرهای اصلی با جذابیتهای بیشتر.
@qandeparsi
۷۳۱
۳:۲۰
غزل شماره ۴۲۸ حضرت #حافظ رو بخونید:
سحرگاهان که مخمور شبانهگرفتم باده با چنگ و چغانه
نهادم عقل را ره توشه از میز شهر هستيش کردم روانه
نگار می فروشم عشوهای دادکه ايمن گشتم از مکر زمانه
ز ساقی کمان ابرو شنيدمکه ای تير ملامت را نشانه
نبندی زان ميان طرفی کمرواراگر خود را ببينی در ميانه
برو اين دام بر مرغی دگر نهکه عنقا را بلند است آشيانه
که بندد طرف وصل از حسن شاهیکه با خود عشق بازد جاودانه
نديم و مطرب و ساقی همه اوستخيال آب و گل در ره بهانه
بده کشتی می تا خوش برانيماز اين دريای ناپيداکرانه
وجود ما معماييست حافظکه تحقيقش فسون است و فسانه
از ربات فال حافظ تفأل زدم:@Fale_HafezBot
الغرضکه بندد طرف وصل از حسن شاهیکه با خود عشق بازد جاودانه
«شاهی» رو صفت «حُسن» بگیرید: کسی که همهاش با خودش عشق میکنه و با خودش حال میکنه و منیت داره به وصال اون زیبایی شاهانه نمیرسه.این معنی خودش بسیار عارفانه و عمیقه. بسیار.
اما حالا «ی» در شاهی رو نکرهساز بگیرید: ممکن نیست کسی به وصل اون پادشاهی برسه که مدام با خودش عشق می کنه و به خودش احسنت می گه. کدوم شاه به خودش احسنت گفته؟ خود خدا! و این یعنی بابا، اون خداوند یکتایی که تو سوره تبارک به خودش احسنت میگه و با خودشه هر چی هست، به وصلش نمیشه رسید. این دومی فوق عرفانیه.
سبوح قدوس. منزه است خداوند تبارک، خداوند سوره تبارک، از اینکه بتوان به او رسید.
تسبیح حافظه این بیت.
@qandeparsi
سحرگاهان که مخمور شبانهگرفتم باده با چنگ و چغانه
نهادم عقل را ره توشه از میز شهر هستيش کردم روانه
نگار می فروشم عشوهای دادکه ايمن گشتم از مکر زمانه
ز ساقی کمان ابرو شنيدمکه ای تير ملامت را نشانه
نبندی زان ميان طرفی کمرواراگر خود را ببينی در ميانه
برو اين دام بر مرغی دگر نهکه عنقا را بلند است آشيانه
که بندد طرف وصل از حسن شاهیکه با خود عشق بازد جاودانه
نديم و مطرب و ساقی همه اوستخيال آب و گل در ره بهانه
بده کشتی می تا خوش برانيماز اين دريای ناپيداکرانه
وجود ما معماييست حافظکه تحقيقش فسون است و فسانه
از ربات فال حافظ تفأل زدم:@Fale_HafezBot
الغرضکه بندد طرف وصل از حسن شاهیکه با خود عشق بازد جاودانه
«شاهی» رو صفت «حُسن» بگیرید: کسی که همهاش با خودش عشق میکنه و با خودش حال میکنه و منیت داره به وصال اون زیبایی شاهانه نمیرسه.این معنی خودش بسیار عارفانه و عمیقه. بسیار.
اما حالا «ی» در شاهی رو نکرهساز بگیرید: ممکن نیست کسی به وصل اون پادشاهی برسه که مدام با خودش عشق می کنه و به خودش احسنت می گه. کدوم شاه به خودش احسنت گفته؟ خود خدا! و این یعنی بابا، اون خداوند یکتایی که تو سوره تبارک به خودش احسنت میگه و با خودشه هر چی هست، به وصلش نمیشه رسید. این دومی فوق عرفانیه.
سبوح قدوس. منزه است خداوند تبارک، خداوند سوره تبارک، از اینکه بتوان به او رسید.
تسبیح حافظه این بیت.
@qandeparsi
۶۶۰
۱۹:۴۹
فیدیبو تخفیف ۹۰ درصدی برای کتابهای شعر بزرگانی مثل مولانا و سعدی و نظامی گذاشته. عجیب فرصتیه. از من که دارم خمسه نظامی رو با خوانش استاد #ساعد_باقری تموم میکنم بپرسید. عالیست. تاریخی است. انگار خمسه نظامی یه بار دیگه برای نسل ما و زمان ما ساخته و پرداخته شده و در دسترس قرار گرفته. وگرنه امروز سخته کسی شعر شعرای مشهور مون رو بخونه و بگه همه منظومه رو کامل و با جزئیات فهمیدم. استاد باقری با توضیحاتش یه بار دیگه فارسی زبونا رو با کتابهای شعرای برترمون آشتی میده.دَریابید و دُر یابید.@qandeparsi
۳.۶K
۱۷:۱۲
بازارسال شده از اشعار منتخب
از مشت گرهکردهات آموختهایم...
محمدمهدی سیار:
هرچند که از داغ غمت سوختهایمای کوه! به شوکتت نظر دوختهایمای کشتۀ لبتشنه ستمسوزی رااز مشت گرهکردهات آموختهایم
یک غرّش بیپردهات ای مرد! بس استابروی خم آوردهات ای مرد! بس استتا هیبت غرب را به هم درشکندیک مشت گره کردهات ای مرد! بس است
مشتش وا شد، اگرچه بیواهمه تاخت دستش رو شد، نبرد را باخت که باخت!یک مشتِ گره کرده به جسمی گلگوندر روز نخست کار دشمن را ساخت!
جنگید... چه با شکوه و محکم جنگیدتا خون به رگش بود دمادم جنگیداین مشتِ گرهکرده گواه است آن مردبا پیکر بیجان خودش هم جنگید!...
@selectedpoems
محمدمهدی سیار:
هرچند که از داغ غمت سوختهایمای کوه! به شوکتت نظر دوختهایمای کشتۀ لبتشنه ستمسوزی رااز مشت گرهکردهات آموختهایم
یک غرّش بیپردهات ای مرد! بس استابروی خم آوردهات ای مرد! بس استتا هیبت غرب را به هم درشکندیک مشت گره کردهات ای مرد! بس است
مشتش وا شد، اگرچه بیواهمه تاخت دستش رو شد، نبرد را باخت که باخت!یک مشتِ گره کرده به جسمی گلگوندر روز نخست کار دشمن را ساخت!
جنگید... چه با شکوه و محکم جنگیدتا خون به رگش بود دمادم جنگیداین مشتِ گرهکرده گواه است آن مردبا پیکر بیجان خودش هم جنگید!...
@selectedpoems
۱۵
۱۶:۱۲
به حال امروز ما هم می خوره این حرفهای نادر ابراهیمی. حیف از این نویسنده درجه یک از همه لحاظ که این قدر، قدرش شناخته نشده
۱.۴K
۲:۵۵
بازارسال شده از پاورقی
اخبار جنگ را فارسی بگوییم
چرا اینقدر میگویند لانچر؟
مگر مثلاً پرتابگر چه ایرادی دارد؟
چرا اینقدر ساختار «مورد.... قرار گرفت» زیاد شد؟
مورد اصابت قرار گرفت
مورد هدف قرار گرفت
مورد مذاکره قرار گرفتخوب بگوییم:
اصابت کرد
هدف قرار گرفت
مذاکره شد.
بعد چرا همه چیز مجهول است؟
معلوم بگوییم:ما هدف قرار دادیم یا هدف گرفتیم.ما مذاکره کردیم.ما فلان جا و فلان چیز را با موشک یا پهپاد زدیم.
#ویراستاری#خیلی_نگران_زبان_فارسی@Pavaraqible.ir/join/NzBiYmQwYT
چرا اینقدر ساختار «مورد.... قرار گرفت» زیاد شد؟
#ویراستاری#خیلی_نگران_زبان_فارسی@Pavaraqible.ir/join/NzBiYmQwYT
۵
۱۲:۴۱
بازارسال شده از فارسی شکر است
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
چه تقارن پرمعنایی، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی
بمانی که این پارسی از تو ماند...
@qandeparsi
کزین برتر اندیشه برنگذرد
چه تقارن پرمعنایی، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی
بمانی که این پارسی از تو ماند...
@qandeparsi
۲۵
۱۶:۲۷
«آبدرنگ» یا «اینجا رییس منم»
این خبر رو بخونید:
*آبدرنگ در مستطیل سبز
نسرین پرویزی، معاون گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، از تصویب نهایی واژۀ «آبدرنگ» به جای واژۀ بیگانۀ hydration break و مترادفهای دیگر آن: drink break و cooling break خبر داد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، معاون گروه واژهگزینی فرهنگستان گفت: «این معادل پساز بررسیهای کارشناسی در کارگروه تخصصی واژهگزینی ورزش و با هدف برقراری ارتباط دقیق معنایی با کارکرد معادلهای بیگانۀ آن، برگزیده شده است و توقع داریم از اینپس، مجریان و گزارشگران محترم برنامههای ورزشی، بهمنظور پاسداری از زبان فارسی، واژۀ «آبدرنگ» را به جای معادلهای بیگانۀ آن، به کار ببرند.»
اول، فرهنگستان انصافا بعضی واژه هاش خوبه اما این آبدرنگ خیلی نچسبه.
دوم، درد من اینه، تو همه مسائل مرکزگرایی و بالا به پایینی و دستوری، تو فرهنگ و زبان هم دستوری؟! «توقع داریم از این پس ...»؟؟؟ بعد چند سال که این مفهوم خلق شده و معلومه وارد دایره واژگان ما خواهد شد، یه واژه نچسب ساختید و میگید توقع داریم از این به بعد که ما فرمایش کردیم و این واژه را از خود در کردیم همگان به کار بندند؟ این شد فرهنگ؟ این شد پاسداشت و نگهبانی از زبان فارسی؟
سوم، چه میشد کرد؟
گروهی بذارید برای رصد ورود واژگان و مفاهیم جدید یا به سبک مسابقه، برونسپاری کنید تا اصلا اول بفهمید چه مفهومی داره میاد و واکنش دیر نشه.
از خود اهل هر فن دعوت کنید و آزاد بذارید تا معادل پیشنهاد بدن و شما قیود* فارسی رو بگید. اهل فن، فضای حرفه خودشون رو بهتر میشناسن و بهتر می دونن چه واژهای خوشتر میشینه. شما فقط مراقب باشید فارسی باشه و در چارچوب.
به اهل فن و خواص و نخبگان هر رشته که فارسی حرف می زنن و معادل تولید می کنند جایزه بدید و قدرشون رو بالا ببرید. واژه و مفهوم جدید از نخبگان به عموم سرازیر میشه. به نخبگانی هم که زیاد خارجی بلغور می کنن تمشک طلایی بدید!
@qandeparsi
این خبر رو بخونید:
*آبدرنگ در مستطیل سبز
نسرین پرویزی، معاون گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، از تصویب نهایی واژۀ «آبدرنگ» به جای واژۀ بیگانۀ hydration break و مترادفهای دیگر آن: drink break و cooling break خبر داد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، معاون گروه واژهگزینی فرهنگستان گفت: «این معادل پساز بررسیهای کارشناسی در کارگروه تخصصی واژهگزینی ورزش و با هدف برقراری ارتباط دقیق معنایی با کارکرد معادلهای بیگانۀ آن، برگزیده شده است و توقع داریم از اینپس، مجریان و گزارشگران محترم برنامههای ورزشی، بهمنظور پاسداری از زبان فارسی، واژۀ «آبدرنگ» را به جای معادلهای بیگانۀ آن، به کار ببرند.»
اول، فرهنگستان انصافا بعضی واژه هاش خوبه اما این آبدرنگ خیلی نچسبه.
دوم، درد من اینه، تو همه مسائل مرکزگرایی و بالا به پایینی و دستوری، تو فرهنگ و زبان هم دستوری؟! «توقع داریم از این پس ...»؟؟؟ بعد چند سال که این مفهوم خلق شده و معلومه وارد دایره واژگان ما خواهد شد، یه واژه نچسب ساختید و میگید توقع داریم از این به بعد که ما فرمایش کردیم و این واژه را از خود در کردیم همگان به کار بندند؟ این شد فرهنگ؟ این شد پاسداشت و نگهبانی از زبان فارسی؟
سوم، چه میشد کرد؟
گروهی بذارید برای رصد ورود واژگان و مفاهیم جدید یا به سبک مسابقه، برونسپاری کنید تا اصلا اول بفهمید چه مفهومی داره میاد و واکنش دیر نشه.
از خود اهل هر فن دعوت کنید و آزاد بذارید تا معادل پیشنهاد بدن و شما قیود* فارسی رو بگید. اهل فن، فضای حرفه خودشون رو بهتر میشناسن و بهتر می دونن چه واژهای خوشتر میشینه. شما فقط مراقب باشید فارسی باشه و در چارچوب.
به اهل فن و خواص و نخبگان هر رشته که فارسی حرف می زنن و معادل تولید می کنند جایزه بدید و قدرشون رو بالا ببرید. واژه و مفهوم جدید از نخبگان به عموم سرازیر میشه. به نخبگانی هم که زیاد خارجی بلغور می کنن تمشک طلایی بدید!
@qandeparsi
۳۸۰
۳:۵۸