لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل رستار
۱.۱ هزار عضو

رستا

روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined(حسینیه هنر اصفهان)
ادمین: ‎@admin_rastaa1
کانال ما در ایتا: eitaa.com/rastaa_isfahan کانال ما در تلگرام:https://t.me/rastaa_isfahan پیج ما در اینستاگرام: rastaa_isfahan@
مشاهده در وب بله
۱۸ مهر
undefined روبه‌قبله

صندلی را میگذارم کنار خانم میانسال و همان‌طور که می‌نشینم، میپرسم قبله کدام طرفه؟زن به پشت سر اشاره میکند. می‌گویم پس ما دقیقا پشت به قبله نشستیم؟ زن میخندد و می‌گوید روبه امام رضا هستیم.زنی از نزدیک جایگاه می‌گوید کاش دعای کمیل را رو به قبله می‌خواندیم. همه ولی به تبعیت از صندلی‌های ردیف جلو، روبه جایگاه می‌نشینند. زن کناری‌ام، چادر سنتی گلداری سر کرده و روسری رنگی‌اش هم با سلیقه با رنگ پیراهنش که مچی آن از چادر بیرون است، ست شده‌. به خانم میانسال می‌گویم، مسجد باحالی دارید. می‌خندد و میگوید انرژی مثبت مسجدمون بالاست. با سر تاییدش میکنم و می‌گویم هر شب همینقدر شلوغه؟زن به صندلی تکیه می‌دهد و می‌گوید: اینجا هر شب همینجوره. تازه امروز صبح کله‌سحر، یه اتوبوس از هم‌مسجدی‌هایمان رفته‌اند قم و جمکران. امشب برمیگردند وگرنه که بیشتر هم بودیم. محله‌شان قدیمی و سنتی نیست ولی هر بار که یکی از خانمها می‌آید توی موکب، خیلی گرم با هم سلام و علیک می‌کنند. جوری که غریبه‌بودنم توی ذوق می‌زند. از روبروی مسجد تا حدود چند صدمتری، کنار خیابان صندلی سفید پلاستیکی چیده‌اند و خانمها پرچم‌به‌دست نشسته‌اند. روبروی آنها، روی جدول وسط خیابان هم مردها روی صندلی‌ها، پرچم‌به‌دست نشسته‌اند. بلندگو مداحی "مردم، دمتون گرم" را پخش می‌کند و پرچم‌ها با این ریتم تکان می‌خورند.این محله از شرقی‌ترین محله‌های اصفهان است. مسجد در نزدیکی ترمینال شرق اصفهان است و بزرگ و شلوغ. مردم این محله انگار زندگی‌شان همین‌جاست. توی همین خیابان و کنار مسجد. اینجا زندگی جریان دارد. این محله زنده است.


undefined نیلوفر حجازی
undefined به وقت تجمع شبانه مردمی، شب ۲۲۳undefined اصفهان، خیابان جی، محله محمدیه
#رهبر_شهید #باید_برخاست
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۵

۳۰۱

۱۵:۱۰

۱۹ مهر
رستا
undefined undefinedانقلاب زنانه یا زنان انقلابی قسمت اول: بلای «تأویلِ زمان‌زده» در تاریخ اندیشه و رفتار سیاسی، هیچ آفتی ویران‌کننده‌تر از «مصادره به مطلوبِ حقیقت» به دست هوادارانِ پرشور نبوده است. در ادبیات دینی، از بدعت‌ها و انحرافات صدر اسلام تا تحریف‌های فکری معاصر، همواره با پدیده‌ای مواجه بوده‌ایم که در آن، خطوط فکری و اصول بنیادین توسط کسانی که ادعای بیشترین قرابت را با آن تفکر دارند، به پای هیجانات، کری‌خوانی‌ها و مصلحت‌های خودساخته قربانی شده است. این روزها در حاشیه انتشار تصاویر مانورهای رزمی و دوره‌های چریکی بانوان در رویدادهایی چون «جان‌فدا» و داغ شدن مسابقه تعیین پاداش‌های ارزی و میلیاردی برای به اسارت درآوردن سربازان متجاوز آمریکایی، شاهد بازتولید همین رویه آسیب‌زا در بدنه نیروهای انقلابی هستیم؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را «بلای تأویل زمان‌زده» یا «مصلحت‌تراشی در برابر نصوص قطعی» نامید. ماجرا از یک نقطه روشن و عریان آغاز می‌شود: وقتی منتقدان دلسوز، طراحان و مروجان پادگان‌های چریکی زنان را به مبانی مکتبی و کلام صریح رهبر انقلاب ارجاع می‌دهند — آنجا که فرمودند نباید از زن، یک «مرد مصنوعی و کپی دوم مرد» ساخت و ارزش زن را در ورود به عرصه‌های خشن و نامتناسب جست‌وجو کرد — به‌جای بازنگری در شیوه، با سپری از توجیهاتِ شتاب‌زده روبه‌رو می‌شویم: «آن سخنان رهبری مربوط به سال ۸۶ و در شرایط آرامش و صلح بود؛ الان در وضعیت جنگی و آرایش تمام‌عیار نظامی هستیم و اقتضائات فرق کرده است» و منطقِ «آن حرف برای آن روز بود» این پاسخ، در ظاهر هوشمندانه و ناظر به درک زمانه به نظر می‌رسد، اما در حقیقت، بازتولید همان بیماری تاریخی و کلامی است که اصول ثابت معرفتی را دستخوش نسبی‌گرایی مقطعی می‌کند. پرسش بنیادین این است: بیانات رهبری پیرامون «هویت، شأن تکوینی و رسالت زن در اسلام»، یک دستور مقطعی تاکتیکی‌بود یا تبیین یک اصل موضوعه در فلسفه و انسان‌شناسی اسلامی؟ آیا تعریف هویت زن مسلمان و مرزهای حیا، عاطفه، نقش مادری و رسالت بنیادین تمدنی او، مانند قیمت دلار و آرایش استقرار توپخانه‌هاست که با تغییر شرایط جوی و منطقه‌ای از این رو به آن رو شود؟! ادامه دارد... undefinedعلیرضا زارعیان #جان_فدا #الگوی_سوم ─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─ undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
thumbnail
undefinedانقلاب زنانه یا زنان انقلابی
قسمت دوم: انقلابی‌گری سلیقه‌ای

تاریخ اسلام آکنده از عبرت‌هایی است که نشان می‌دهد بزرگ‌ترین انحرافات، دقیقاً از همین نقطه آغاز شد: نقطه‌ای که افراد، نصوص روشن را به بهانه «تغییر شرایط» به کناری نهادند. مگر توجیه‌گران پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) چه می‌گفتند؟ منطق آنان نیز همین بود: «آن سخن پیامبر برای غدیر و فلان فضا بود؛ اما اکنون شرایط بحرانی است، توطئه ارتداد در میان است، جامعه ثبات می‌خواهد و باید بر اساس مصالح جدید تصمیم گرفت» وقتی تبعیت از کلام رهبر جامعه، تابع هیجانات زودگذر، گرایش‌های روانی و احساس فتح در جنگ‌های روانی مجازی شد، ولایت‌پذیری از یک «اصل مبنایی» به یک «ابزار توجیه» تبدیل می‌شود؛ یعنی هر جا کلام آقا هم‌جهت با هیجان و طرح ما بود، بر طبل اطاعت می‌کوبیم، و هر جا کلام ایشان مانعی در برابر شوهای تبلیغاتی و تندروی‌های ما ایجاد کرد، برچسبِ «مربوط به سال‌های قبل بود» بر آن می‌زنیم. این مصداق عینی ترجیح هوای نفس بر نص صریح است.
تفکیک راهبردی: «تاکتیک جنگی» در برابر «اصول انسان‌شناختی»هیچ عقل سلیمی منکر تغییر تاکتیک در زمان نبرد نیست. آرایش موشکی، بودجه‌بندی تسلیحاتی، دیپلماسی امنیتی و حتی آموزش‌های امدادی و تاب‌آوری ملی، همگی بر مدار مقتضیات روز تغییر می‌کنند. اما خطای فاحش اینجاست که «شأن وجودی زن» و «نظام خانواده» را وارد مقوله تاکتیک‌های نظامی زودگذر کنیم. رهبر انقلاب در بیانات سال ۱۳۸۶ و سال‌های پس از آن، بارها نسبت به تله فکری غرب هشدار دادند؛ تله‌ای که زن را تنها در صورتی «ارزشمند و کارآمد» می‌داند که کارهای سنگین، خشن و مردانه را تقلید کند. این نگاه، تحقیر پنهان زنانگی است. اگر قرار باشد برای مقابله با دشمن، از اصول مکتبی و الگوی زن مسلمان عدول کنیم و گردان‌های راپل و کماندویی زنانه راه بیندازیم تا چند کلیپ حماسی در شبکه‌های اجتماعی بسازیم، این اقتدار نیست؛ انفعال معرفتی در برابر مدل‌های وارداتی است.ادامه دارد...



undefinedعلیرضا زارعیان#جان_فدا#الگوی_سوم
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۷
undefined۱

۳۰۳

۵:۳۳

thumbnail
undefinedزیر باران مهرماه


ایستاده بودند به حرف و بحث درباره درس و مدرسه. اصرار دخترها برای ایستادن پشت نیسان آبی و علمداری زیر باران مهرماه و نسیم سردی که می‌آمد، آدم را یاد روزهای پرشور و شوق‌ قبل از نهم اسفند می‌انداخت.
هفت ماه توی سرمای زمستانی و گرمای تابستان به گوشه گوشه شهر سر زده بودند و رسیده بودند به مهر و دوباره درس و مشق.

undefined فاطمه خلیلیانundefinedاصفهان، فلکه نگهبانیundefinedبه وقت تجمع شبانه مردمی─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan

۱۳۲

۱۵:۵۱

۲۰ مهر
رستا
undefined undefinedانقلاب زنانه یا زنان انقلابی قسمت دوم: انقلابی‌گری سلیقه‌ای تاریخ اسلام آکنده از عبرت‌هایی است که نشان می‌دهد بزرگ‌ترین انحرافات، دقیقاً از همین نقطه آغاز شد: نقطه‌ای که افراد، نصوص روشن را به بهانه «تغییر شرایط» به کناری نهادند. مگر توجیه‌گران پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) چه می‌گفتند؟ منطق آنان نیز همین بود: «آن سخن پیامبر برای غدیر و فلان فضا بود؛ اما اکنون شرایط بحرانی است، توطئه ارتداد در میان است، جامعه ثبات می‌خواهد و باید بر اساس مصالح جدید تصمیم گرفت» وقتی تبعیت از کلام رهبر جامعه، تابع هیجانات زودگذر، گرایش‌های روانی و احساس فتح در جنگ‌های روانی مجازی شد، ولایت‌پذیری از یک «اصل مبنایی» به یک «ابزار توجیه» تبدیل می‌شود؛ یعنی هر جا کلام آقا هم‌جهت با هیجان و طرح ما بود، بر طبل اطاعت می‌کوبیم، و هر جا کلام ایشان مانعی در برابر شوهای تبلیغاتی و تندروی‌های ما ایجاد کرد، برچسبِ «مربوط به سال‌های قبل بود» بر آن می‌زنیم. این مصداق عینی ترجیح هوای نفس بر نص صریح است. تفکیک راهبردی: «تاکتیک جنگی» در برابر «اصول انسان‌شناختی» هیچ عقل سلیمی منکر تغییر تاکتیک در زمان نبرد نیست. آرایش موشکی، بودجه‌بندی تسلیحاتی، دیپلماسی امنیتی و حتی آموزش‌های امدادی و تاب‌آوری ملی، همگی بر مدار مقتضیات روز تغییر می‌کنند. اما خطای فاحش اینجاست که «شأن وجودی زن» و «نظام خانواده» را وارد مقوله تاکتیک‌های نظامی زودگذر کنیم. رهبر انقلاب در بیانات سال ۱۳۸۶ و سال‌های پس از آن، بارها نسبت به تله فکری غرب هشدار دادند؛ تله‌ای که زن را تنها در صورتی «ارزشمند و کارآمد» می‌داند که کارهای سنگین، خشن و مردانه را تقلید کند. این نگاه، تحقیر پنهان زنانگی است. اگر قرار باشد برای مقابله با دشمن، از اصول مکتبی و الگوی زن مسلمان عدول کنیم و گردان‌های راپل و کماندویی زنانه راه بیندازیم تا چند کلیپ حماسی در شبکه‌های اجتماعی بسازیم، این اقتدار نیست؛ انفعال معرفتی در برابر مدل‌های وارداتی است. ادامه دارد... undefinedعلیرضا زارعیان #جان_فدا #الگوی_سوم ─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─ undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
thumbnail
undefinedانقلاب زنانه یا زنان انقلابی
قسمت چهارم: مردِ مصنوعی؛ فمینیسم رادیکال در پادگان‌های انقلابی!


یکی از ظریف‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین لغزش‌گاه‌های فکری در جوامع دینی، زمانی رخ می‌دهد که یک جریان، ناخواسته و در پوششی از «واژگان ارزشی و انقلابی»، دقیقاً به همان مبانی و نتایجی برسد که سال‌ها با آن مبارزه می‌کرده است. در ادبیات اندیشه انقلاب اسلامی، سال‌هاست که از «الگوی سوم زن مسلمان» سخن گفته می‌شود؛ الگویی در برابر زن شرقیِ منفعل و بی‌خاصیت در حاشیه تاریخ، و زن غربیِ ابزارشده و تهی از اصالت. اما آنچه امروز تحت عناوینی چون «دوره‌های چریکی بانوان»، «رویدادهای تکاوریِ جان‌فدا» و شوهای تبلیغاتی مسلح‌سازی زنان در فضای رسانه‌ای دیده می‌شود، بیش از آنکه تجلی الگوی سوم باشد، بازتولید نوعی «فمینیسم ناخودآگاه و رادیکال» در قامت حزب‌اللهی است.منطق تله‌گذار فمینیسم: زن وقتی ارزش دارد که «مرد» شود!بنیاد نظری فمینیسم برابری‌خواه (Egalitarian Feminism) بر یک پیش‌فرض غلط و تحقیرآمیز استوار است: «مردانگی، سنجه و معیار ارزش انسانی است؛ بنابراین زن برای کسب منزلت، آزادی و تشخص اجتماعی باید هر آنچه را که مردان انجام می‌دهند کپی‌برداری کند.» در این پارادایم، مادری، لطافت، آرامش‌بخشی، تربیت نسل و وظایف تکوینی زنانه، عناصری دست‌وپاگیر، سنتی و کم‌ارزش شمرده می‌شوند و ارزش واقعی زن تنها زمانی محقق می‌گردد که دستکش بوکس دست کند، لباس رزم بپوشد، سلاح کلاشینکف بر دوش اندازد و پا‌به‌پای مردان در خاک و خون غلت بزند.شگفت‌آور است که بانیان و مروجان این مانورهای رزمی، از این غافلند که چطور در زمین فکری غرب بازی می‌کنند. وقتی در یک جریان مذهبی، افتخار زن انقلابی را در «راپل‌بازی»، «خزیدن در کانال‌های بتنی»، «دوره‌های تکاوری» و «اسیر گرفتن سربازان متجاوزآمریکا» خلاصه می‌کنیم، در حقیقت به زبان بی‌زبانی پذیرفته‌ایم که زن بودن فی‌نفسه کمال نیست؛ بلکه زن اگر بتواند ادای یک «چریک » را دربیاورد، ارزش پیدا می‌کند! این دقیقاً همان دامی است که رهبر انقلاب سال‌ها پیش (۱۳۸۶/۰۴/۱۳) حکیمانه نسبت به آن هشدار دادند:«یک عده‌ای از فمینیست‌ها حرف‌هایی می‌زنند که ظاهرش دفاع از زن است، اما باطنش تضعیف زن است... می‌خواهند زن را بدل مرد، کپی دوم مرد و مردِ مصنوعی درست کنند؛ این افتخار نیست برای زن.»ادامه دارد...
undefinedعلیرضا زارعیان#جان_فدا#الگوی_سوم
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۷
undefined۱

۲۲۵

۵:۳۴

thumbnail
undefinedمتن‌خوانی با حضور بانوان نویسنده اصفهانیundefinedبه صرف چای و نقد و گفتگو


undefinedسه‌شنبه‌ها، ۹ تا ۱۱undefinedعمارت امیرقلی امینی، طبقه اول


منتظرتون هستیم undefined
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۳

۱۰۵

۱۲:۴۴

thumbnail
undefinedنهضت


سر و صدایشان که بلند می‌شود، بی‌اختیار سرهای همه برمیگردد سمت عقب. همه حتی آنها که دور چهارراه روی لچکی ایستاده‌اند و پرچم‌های دسته‌بلندتر را می‌چرخانند تا آنها که در ورودی چهار خیابان منتهی به چهارراه، کنار جدول، روی یک خط ایستاده‌اند و به ماشینها و موتورهای عبوری، خداقوت می‌گویند و آنها که روبروی تلویزیون بزرگ، مقابل جایگاه نشسته‌اند و پرچم می‌چرخانند. صدای کاروان حواس همه را به خودش می‌گیرد. موتورهای دو پشته که نفر پشتی، پرچم دست گرفته و همه توی یک خط پشت سرهم گاز می‌دهند و چهارباغ را طی می‌کنند.مجری هم پشت بلندگوی جایگاه به کاروان موتوری خوش‌آمد می‌گوید.یادم به محمود و مصطفی می‌افتد. وقتی گفت هر شب با نهضت می‌رفتیم توی خیابان، فکر کردم لابد نهضت، اسم دوست‌دختری است که گوش شیطان کر، نشان کرده بوده تا سر فرصت سفره دلش را برای ننه باز کند. فکر کردم حُکما بعد کلی منت‌کشی، با قرض و قوله، یک موتور هوندای قراضه خریده و بشکن‌زنان دست نهضت را گرفته و نشانده ترک موتور. البته حتما دیگر اینجا اسم نهضت، شده شوکت یا عزت یا فخری یا ... .اما آقامحمود که گفت با مصطفی سوار نهضت شدیم، فهمیدم نهضت، اصل خود جنس بوده. یار غار صمیمی برای پخش اعلامیه در شبهای سال منتهی به انقلاب.تازه بعدتر فهمیدم که محمود هم که موتور خریده، کاروان موتوری دونفری راه‌انداخته‌ بودند تا نهضت و انقلاب، گلگیر به گلگیر هم چراغ‌خاموش توی کوچه‌ها بروند و اعلامیه‌های دست‌نویس را تا سحر بریزید توی حیاط خانه‌ها.
این شب‌ها انگاری لحظه‌‌به‌لحظه‌های انقلاب را مثل تئاتری روی صحنه نشسته‌ایم به تماشا.

undefined سمانه پاکدلundefined اصفهان، چهارراه تختیundefined به وقت تجمع شبانه مردمی، شب ۲۲۴

#رهبر_شهید #باید_برخاست #علی‌_الاصول
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۴

۳۱۶

۱۴:۵۰

۲۱ مهر
thumbnail
undefinedانقلاب زنانه یا زنان انقلابی
قسمت پنجم: بحران مادری و آینده خانواده در سایه شبه‌نظامی‌گری

نگاه اسلام به زن، برخلاف مکاتب مادی، نگاهی اصیل و متوازن است. در فقه اسلامی، جهاد مسلحانه به‌عنوان تکلیفی الزامی از دوش زن برداشته شده است؛ نه از باب نقص یا ناتوانی روحی او، بلکه دقیقاً به‌دلیل حفظ سرمایه حیاتی جامعه. اسلام زن را «ریحانة» می‌داند، نه «قهرمانة» (کارگزار کارهای سنگین و خشن). جامعه‌ای که مهد عاطفه و منبع تولید آرامش و سلامت روانی خود را به میدانگاه خشونت و جنگاوری تبدیل کند، از درون متلاشی خواهد شد.رسالت زن در اندیشه دفاعی اسلام، یک رسالت «تمدنی، هویتی و پشتیبان» است، نه تبدیل شدن به نیروی خط‌شکن پیاده‌نظام. مادران و همسران شهدا در هشت سال دفاع مقدس، نمونه بارز این الگو بودند؛ زنانی که با استواریِ روحی، مردان را ساختند و راهی جبهه‌ها کردند، بدون اینکه برای اثبات انقلابی بودن خود، محتاج تفنگ به دست گرفتن و تبدیل شدن به چریک‌های خیابانی باشند. زن در نظام توحیدی، «آفریننده مردان میدان» است؛ تقلیل دادن او به «کماندوی میدان»، فروکاستن یک مقام راهبردی و تمدنی به یک بازیچه سطحی است.
فرجام سپردن کارویژه‌های سخت نظامی به زنان، فرسایش روحیه زنانه و تضعیف کانون خانواده است. وقتی نظام ارزشی یک دختر جوان را به جای شکوفایی علمی، حیا، توانمندی فکری، هنر همسرداری و هنر قدسیِ مادری، با مهارت در جنگ چریکی و نبردهای تن‌به‌تن بسنجیم، ناخواسته جامعه را به‌سوی بحران بی‌هویتی و تضاد نقشی سوق داده‌ایم. دختری که با روحیات تکاوری تربیت شود، در سنگر خانه و در مواجهه با تربیت فرزند و مهرورزی با همسر، دچار فرسودگی و تعارض روحی خواهد شد.آیا طراحان این برنامه‌ها اندیشیده‌اند که خروجی این اردوگاه‌ها، کدام خلأ نظام جمهوری اسلامی را پر می‌کند؟ آیا کشور ما با کمبود نیروهای جوان، رشید و متخصص نظامی در میان مردان مواجه است که دست‌به‌دامن سازماندهی زنان در قالب گردان‌های نامنظم شده‌ایم؟ یا مسأله صرفاً عطش دیده‌شدن، تولید کلیپ‌های پرهیجان برای فضای مجازی و شبیه‌سازی مدل‌های نظامی شرقی و غربی (نظیر ارتش‌های بلوک شرق یا گروه‌های میلیشیایی) است؟!ادامه دارد .....

undefinedعلیرضا زارعیان#جان_فدا#الگوی_سوم
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۹
undefined۱
undefined۱
undefined۱

۱۶۹

۷:۳۹

undefinedمسجدالاقصی

آخرش فردوسی می‌رسد به فلسطین. نبش چهارراه فلسطین، مسجدالاقصی است و روبرویش کنیسه. در کنیسه، بزرگ است و فلزی. هم پهنای زیادی دارد و هم ارتفاع بلند. قدیم‌ترها جمعه‌شب‌ها که از چهارراه فلسطین رد می‌شدیم، حدود ساعت ده‌یازده شب، هزارگاهی درِکوچکی در دهان آن درِبزرگ، باز میشد و مردهای کیپابه‌سر، می‌آمدند بیرون.
چهارراه فلسطین، از همان شبهای اول، محل تجمع شبانه مردمی بوده و جایگاه، روبروی در مسجدالاقصی است. نمیدانم جناب فردوسی اگر میدانست که روزگاری بورس لوستر و موبایل می‌شود، دل و دماغی برای شعرگفتن داشت؟ شاید هم تو اشعار حماسی‌اش، چند بیتی هم در وصف روشنایی و ارتباطات سیار می‌سرود. فلسطین هم بورس سیسمونی است و لباس کودک و من هر بار که از چهارراه نقاشی تا چهارراه فلسطین می‌روم، یاد بچه‌های غزه می‌افتم که حتی غذا هم برای خوردن ندارند؛ چه برسد به لباس برای پوشیدن. هر شب به وقت تجمع، چهارراه فلسطین هم شور میگیرد. بنر خاکی و رنگ‌ورو رفته، از روزهای اول جنگ رمضان، هنوز بعد از هفت‌ماه، از درخت چنار کنار کنیسه آویزان است: "بمباران کنیسه و شهادت هموطنانمان را محکوم کرده و با جامعه کلیمیان همدردی میکنیم."

undefinedمهرناز مهدویundefinedاصفهان، چهارراه فلسطینundefinedبه وقت تجمع شبانه مردمی، شب 225
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۷

۱۳۲

۱۵:۴۰

۲۲ مهر
thumbnail
undefinedانقلاب زنانه یا زنان انقلابی
قسمت ششم: الگوی سوم در برابر ادعاهای پرطمطراق


زن تراز انقلاب اسلامی، زنی است که در عین حضور مؤثر، آگاهانه، سیاسی و اجتماعی در میدان، حریم زنانه، عفت، شأن مادری و اصالت هویتی خود را حفظ می‌کند؛ او نیازی ندارد برای اثبات شجاعت خویش، کارهای مردان را شبیه‌سازی کند، چرا که شجاعت او در تربیت انسان، هدایتگری جامعه و صبر تمدن‌ساز او جلوه‌گر است.زمان آن فرارسیده است که تئوریسین‌ها و دلسوزان جریان انقلابی، شجاعانه این گرته‌برداری‌های فمینیستی را متوقف سازند. تبدیل زن مسلمان به یک «مرد مصنوعی و رزمنده نمایشی»، نه گامی به‌سوی قله‌های تمدن نوین اسلامی، بلکه نوعی بازگشت به عقب و افتادن در دام همان تفکری است که سال‌هاست غرب را با بحران خانواده و سقوط انسانیت روبه‌رو کرده است. انقلاب اسلامی آمد تا به زن «هویت زنانه» ببخشد، نه آنکه او را در قامت یک شبه‌نظامی ، بدل دست‌چندم مردان کند.ادامه دارد .....

undefinedعلیرضا زارعیان#جان_فدا#الگوی_سوم
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۴
undefined۱

۶۷

۵:۳۳

۲۳ مهر
thumbnail
undefinedانقلاب زنانه یا زنان انقلابی
قسمت هفتم: پوپولیسم ده‌میلیاردی


در منظومه اندیشه اسلامی و فرهنگ ایرانی، «دفاع از خاک و عقیده» همواره فراتر از محاسبات مادی و فرمول‌های سود و زیان دنیوی تعریف شده است. تاریخ ما گواه آن است که رزمندگان این مرزوبوم، از خط‌شکنان والفجر و کربلای ۵ تا مدافعان حرم، برای سفته، پاداش و حواله‌های بانکی سینه در برابر گلوله سپر نکردند؛ محرک اصلی آنان ایمانی قلبی، غیرتی ملی و مفهومی قدسی به نام «شهادت و تکلیف» بود. اما آنچه اخیراً در اظهارات برخی مسئولان و در پی آن در هیاهوی شبکه‌های اجتماعی شاهد آن بودیم — یعنی تعیین نرخ و جایزه نقدی (۱۰ میلیارد تومان برای بانوان و ۵ میلیارد برای آقایان) جهت اسیر کردن نیروهای متجاوز آمریکایی — زنگ خطری جدی برای انحطاط یک تفکر راهبردی به ورطه «پوپولیسم رسانه‌ای و تجاری‌سازی امر قدسی جهاد» است.تعیین پاداش مالی برای دستگیری یا اسارت دشمن، سنتی متعلق به فیلم‌های وسترن (Wanted) یا ارتش‌های مزدورِ اجاره‌ای (مانند بلک‌واتر و واگنر) است که با دلار و دستمزد می‌جنگند. در دکترین نظامی یک کشور مبتنی بر آرمان‌های مکتبی، تبدیل وظیفه دفاعی به یک «معامله نقدی»، پیش از آنکه ضربه‌ای به دشمن باشد، تحقیر کرامت مدافعان وطن است.وقتی دستگیری متجاوز با تابلوی قیمت‌گذاری معرفی می‌شود، ناخواسته این پیام مخرب به افکار عمومی مخابره می‌گردد که انگیزه رزمنده ایرانی در میدان، مادی است. آیا عزت پاسداران دریادلی که در خلیج‌فارس تفنگداران متجاوز آمریکایی را به زانو درآوردند و اشک تحقیر از چشم کماندوهای دشمن جاری ساختند، با چک و پاداش خریده شده بود؟! تقلیل دادن آن حماسه‌های بی‌نظیر به یک مسابقه هیجانیِ بخت‌آزمایی و لاتاری چند میلیاردی، جز حراج سرمایه معنوی نظام و تنزل ادبیات سلحشوری چه دستاوردی دارد؟ادامه دارد...
undefinedعلیرضا زارعیان#جان_فدا#الگوی_سوم
─-•┅•-─•°°•undefinedundefinedundefined•°°•─-•┅•-─
undefined رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان undefined @rastaa_isfahan
undefined۲

۳۳

۴:۳۵