روش پژوهش برای همه فصول
در ادبیات آکادمیک برای نگارش متون علمی از نشانگرهای مختلفی استفاده میشود که اصطلاحا به آنها citation signals میگویند؛ یعنی علامتهای قبل از منابع استنادی که به خواننده میگویند این منبع دقیقا چه نسبتی با استدلال نویسنده دارد. در این راستا، مهمترین این نشانگرها در ادامه آورده شده است. الف) برای مثال و نمونه • e.g., • for example, • for instance, ب) برای ارجاع مستقیم / حمایتی • see • see also • see, e.g., ج) برای تقابل، نقد یا استثنا • but see • but cf. • cf. • contra د) برای جمعبندی، مرور کلی یا پیشزمینه • see generally هـ) برای توافق / تایید • accord و) برای مقایسه • cf. • compare ... with ... • cf. also ز) برای شواهد غیرمستقیم و ثانوی • see, e.g., • see, for example, • see, for instance, ح) برای نقلقول مستقیم • quoted in • cited in ط) برای منابع متضاد یا دیدگاه مخالف • but see • contra • but cf
۶۲۷
۱۸:۱۵
در پژوهشهای کیفی، یکی از رایجترین اما در عین حال پرمسئلهترین خطاهای تحلیلی، خلط مفهوم «مقوله» (Category) با «مضمون» (Theme) است. جنیس مورس، نظریهپرداز برجسته روشهای کیفی، در مقالهای با عنوان «مقولهها و مضمونهای درهمآمیخته» نشان میدهد که چگونه استفاده جانشینپذیر از این دو اصطلاح، نه تنها به سستشدن ساختار مفهومی پژوهش میانجامد، بلکه انسجام میان روش و یافتهها را نیز از میان میبرد. از دیدگاه او، مقوله و مضمون کارکردهای متفاوتی دارند، از راهبردهای تحلیلی جداگانهای شکل میگیرند و انواع ناهمگونی از دانش را بازنمایی میکنند.
مقوله: سازماندهی داده بر پایه همگنیمقوله در اصل مجموعهای از دادههای همسان است که در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این آرایش به پژوهشگر امکان میدهد ویژگیهای آن دسته از دادهها را توصیف کرده، تعریفی از خود مقوله به دست آورد و سپس آن را با مقولههای دیگر مقایسه یا تقابل دهد. در صورت گستردگی، یک مقوله به زیرمقولههای کوچکتر تقسیم میشود. بنابراین، مقوله بیش از هر چیز به پرسش «چه چیزی در داده وجود دارد؟» پاسخ میدهد و کاربرد اصلی آن در مراحل آغازین تحلیل، بهویژه در مردمنگاری و نظریه دادهبنیاد (نظریه برخاسته از دادهها یا نظریه زمینهای) است. در نظریه دادهبنیاد، مقولهها اغلب در یک خط سیر زمانی مرتبط میشوند؛ برخی مقولهها مقدم بر دیگران هستند و پژوهشگر با شناسایی محرکهای تغییر، به نظریهپردازی دست مییابد.
مضمون: جوهر معنادار در جریان دادهدر سوی دیگر، مضمون را باید «جوهر» یا «هسته» معناداری دانست که در تمام طول داده جریان دارد. استعاره مورد علاقه مورس، مضمون در اپرا است: نغمهای که بارها تکرار میشود، گاه در پیشزمینه، گاه در پسزمینه، و گاه در همآمیختگی با ملودیهای دیگر. مضمون به پرسش «این روایت به طور کلی درباره چیست؟» پاسخ میدهد. در نظریه دادهبنیاد، مضمون در مراحل پایانی تحلیل بهصورت «متغیر هسته» یا «فرایند اجتماعی بنیادین» ظاهر میشود و همه اجزا را به هم پیوند میزند. در پدیدارشناسی نیز مضمون، راهبرد اساسی برای دستیابی به معنای زیسته و ذات تجربه مشارکتکنندگان است.
راهبردهای تحلیلی متفاوت برای مقولهسازی و مضمونیابیمورس بر تفاوت آشکار در رویه تحلیلی این دو مفهوم تاکید میکند. برای ساخت مقوله، پژوهشگر از تحلیل محتوا بهره میبرد: قطعات همسان متن از بافت اصلی خود جدا شده، در کنار هم قرار میگیرند و پژوهشگر میتواند نمونههای متعدد یک پدیده را بررسی کرده و اشتراکات عمده را کدگذاری، تبیین و توصیف کند. اگر مقوله بیش از حد بزرگ شود، آن را به زیرمقولهها تقسیم میکند. اما برای شناسایی مضمون، پژوهشگر متن (مصاحبه یا سند) را بندبهبند و پاراگرافبهپاراگراف میخواند و همواره این پرسش تفسیری را مطرح میکند: «این بخش واقعا درباره چیست؟».
آیا یک مضمون میتواند همزمان یک مقوله باشد؟مورس با مثال «عشق» به این پرسش پاسخ میدهد. اگر عشق را بهعنوان مقوله بررسی کنیم، میتوانیم مصادیق عشق (عشق به پول، عشق کودکانه، عشق به کار)، هدفهای عشق و حتی موارد عشق طردشده را دستهبندی کنیم. چنین رویکردی داده را از بافت خود جدا میکند (decontextualization)، اما در مقابل، تعمیمپذیری تعاریف و مدلهای حاصل را افزایش میدهد. اما اگر عشق را بهعنوان مضمون بررسی کنیم، به دنبال توصیف ذات و هسته معنایی عشق خواهیم بود. در این حالت، فرد در روایت باقی میماند، داستانها در بافت خود حفظ میشوند و معنا تداوم مییابد. البته هزینه این بافتداری، کاهش تعمیمپذیری است. تاییدپذیری در چنین رویکردی از طریق «تایید پدیدارشناسی» (phenomenological nod) صورت میگیرد؛ یعنی زمانی که خواننده خود را در داده یا داستان بازشناسد.
۶۰۵
۱۰:۰۵

پاکت هدیه
روش پژوهش برای همه فصول
أفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ.برترین خِرد، خودشناسی است.(العدد القویة:ص 292 ح 18)
میلاد شمسالشموس، امام مهربانیها، حضرت علی بن موسیالرضا (ع) بر شما و خانواده گرامیتان مبارک
میلاد شمسالشموس، امام مهربانیها، حضرت علی بن موسیالرضا (ع) بر شما و خانواده گرامیتان مبارک
خطمشیگذاری مبتنی بر هویت.pdf
۱.۷ مگابایت
۳۰۳
۹:۰۰
آپوفنیا.pdf
۲۹۴.۰۱ کیلوبایت
۳۱۲
۹:۰۱
سیاستزدگی.pdf
۲.۱ مگابایت
۳۱۲
۹:۰۴
مسائل بدخیم.pdf
۱.۴۷ مگابایت
۳۷۲
۹:۰۷
در عمل، تحلیلگر استعاره ابتدا پیکرهی زبانی مناسبی (مانند مصاحبهها، اسناد سیاسی، مقالات روزنامهها، متون تبلیغاتی یا گفتوگوهای روزمره) را گردآوری میکند. سپس با دقت به جستجوی عباراتی میپردازد که در آنها یک حوزهی معنایی (مبدا) برای صحبت دربارهی حوزه.ی معنایی دیگر (مقصد) به کار رفته باشد. برای نمونه، وقتی افراد از «صرف وقت»، «سرمایهگذاری روی یک رابطه» یا «بازدهی تحصیلی» صحبت میکنند، ناخودآگاه از استعارهی مفهومی «زمان، پول است» یا «کار، سرمایهگذاری است» استفاده میکنند. مرحلهی بعد، مقولهبندی این استعارهها در چارچوبهای کلانتر و سپس تفسیر آنها در بافت اجتماعی و فرهنگی خاصشان است. نکتهی ظریف اینجاست که استعارهها نه فقط زبان، بلکه کنش و نهادهای اجتماعی را نیز شکل میدهند؛ مثلا استعارهی «بحث و مناظره، جنگ است» (با تعابیری مانند حمله به استدلال حریف یا دفاع از موضع خود) نحوهی برگزاری مناظرات سیاسی و حتی ساختار جلسات علمی را تحت تاثیر قرار میدهد.
کاربردهای تحلیل استعاره در علوم اجتماعی و انسانی بسیار گسترده است. در جامعهشناسی و انسانشناسی، از این روش برای واکاوی بازنماییهای فرهنگی از مفاهیمی چون «جنسیت»، «طبقه»، «بیماری» یا «فقر» استفاده میشود. برای مثال، تحلیل استعارههای مرتبط با «کرونا» در رسانههای مختلف نشان داده که چگونه استعارههایی همچون «جنگ با ویروس» در مقابل «سفر با طوفان» میتوانند به خطمشیهای متفاوتی در مدیریت بحران منجر شوند. در علوم سیاسی، تحلیل استعارههای به کار رفته در سخنرانیهای رهبران یا اسناد سیاست خارجی، ادراک ضمنی آنها از مفاهیمی چون «دولت»، «ملت» یا «دشمن» را افشا میکند. در روانشناسی و مطالعات سازمانی، این روش به درک مدلهای ذهنی افراد و گروهها از خود، شغل، رهبری یا تغییر سازمانی کمک میکند. در حوزهی آموزش و برنامهریزی درسی، تحلیل استعارههای معلمان از «فرایند یادگیری» یا «نقش دانشآموز» میتواند به بازاندیشی در رویههای تثبیتشده و اصلاح آنها بیانجامد. به طور خلاصه، تحلیل استعاره ابزاری قدرتمند برای زدودن لایههای سطحی زبان و رسیدن به لایههای عمیقتر معنا، شناخت و ایدئولوژی است و به پژوهشگر اجازه میدهد تا شیوههای نامرئی و غالبا ناخودآگاه مفهومسازی جهان اجتماعی را آشکار و نقادی کند.@Research_Method_For_All_Seasons
۴۶۴
۲۱:۳۵
نظام مشاوره سیاستی.pdf
۱۱۵.۹۶ کیلوبایت
۳۵۷
۲۰:۰۷

پاکت هدیه
روش پژوهش برای همه فصول
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ
عیدتون مبارک

عیدتون مبارک