هفت اکتبر، همچنان حلاوت خودش را داردباید برایش شیرینی داد و از طوفان حرف زد. طوفان الاقصی، کلاس بزرگی به پا کرد و باید هم در کلاس شیوههای تربیتی اثربخش، از این حرفها زد.از شیوههای تربیتی اثربخش جمیله الشنطی گفتیم در غزه.
سر کلاس با بچه ها شوکورول خوردیماز سنوار گفتیم و آقای شهید، از هنیه و جمیله الشنطی، از ضیف و سید حسن، از حاج رمضان...از اینکه فهم لحظات حساس تاریخی، چقدر اهمیت داردبعضی بچه ها با اشک شور، شکلات خوردند.https://ble.ir/rq_fazel
سر کلاس با بچه ها شوکورول خوردیماز سنوار گفتیم و آقای شهید، از هنیه و جمیله الشنطی، از ضیف و سید حسن، از حاج رمضان...از اینکه فهم لحظات حساس تاریخی، چقدر اهمیت داردبعضی بچه ها با اشک شور، شکلات خوردند.https://ble.ir/rq_fazel
۳۴۸
۱۲:۲۸
بازارسال شده از هیئت لبیک
payam.rahbari.mp3
۲۰:۰۸-۱۶.۶۲ مگابایت
- مطابق فرمایش امیرالمومنین ؛ دانشآموز و دانشجو باید نسبت به بیعدالتی «بیقرار» باشند.
- جدا کردن آرمانها از علم، منجر به پوچی میشود.
- تعلیم و تربیت به مثابه ابزار قدرتبخشی برای تحقق «مردمسالاری دینی»، است.
۳۴
۴:۲۳
اجتماع محلات پایین پا در مشهد، از ابتدای جنگ، هر شب پیاده از مصلی ۲۲ میرود حرم. اهالی تجمع هم با همان پرچم و پلاکاردهای تجمعشان، وارد حرم میشدند. رفت رفت تا رسیدیم به تفاهم نامه. چند شبی سلیقهای یا با ابلاغ، پلاکارد راه ندادند، محتوای پلاکارد هم فرق نداشت، نمیخواندند و فقط میگفتند ممنوع. بحث نمیکردیم، اما چند باری از جاهای مختلف پیگیری کردیم. خلاصه گاهی بنا به سلیقهی خادمی که در ورودی است، اجازه میدادند یا نمیدادند تا به پیام علی الاصول آقا رسید. آن شب هم راه ندادند، اما از فردای آن شب به بعد، کسی نگفت پلاکارد نیاورید و میبردیم. گرچه پلاکاردها همه تبیین بود در کلیات و مبانی و وارد مصادیق هم نمیشد. همین هفته هم چند بار پلاکاردهایی که امشب بردیم را برده بودیم. پلاکاردها چی بود؟ «آمریکا در این منطقه هیچ حقی ندارد»، «نظم آمریکایی را بشکن، نظم خودت را بساز»، «امنیت یا برای همه، یا هیچ کس»، «اعلام آمادگی مدام برای مذاکره همیشه عقلانی نیست، گاهی احتمال حمله را زیاد میکند». اما امشب که خواستیم وارد شویم، خادم راه نداد. دستم پلاکارد و پرچم فلسطین بود. گفتم چرا؟ متنها را خواند و گفت پلاکارد ممنوع است. گفتم همین هفته چند شب همینها را آوردهایم؛ گفت نه، ممنوع است. بحث نکردم، فقط گفتم بگذارید از یک در دیگر ببرم. رفتم از ورودی دیگر. خادم متن را خواند و چیزی نگفت و وارد حرم شدیم. زیارت کردیم و بعد رفتیم دارالذکر و سلام به آقای شهید. در برگشت، از داخل حرم رفتم پیش همان خادم ورودی اول. گفتم ببینید دارید سلیقه ای برخورد میکنید. از ورودی کناری رفتم و خواندند و راه دادند. گفت خب مسئول مان همان جاست، گفتم خب میفرمودید باید فلانی تایید کند، اما شما گفتید ممنوع است. گفت نه خب آن زمان شلوغ بود، گفتم خب حتی نگفتید شلوغ است، گفتید پلاکارد ممنوع است. اینطوری نگاه مردم را بد میکنید به آستان قدس، نکنید این کارها را. گفتند خب بحث مذاکره روی پلاکارد باشد، درد سر است؛ گفتم اینها که درمورد مذاکره نبود، حتی آنکه درباره مذاکره بود، توضیح کلی میدهد. هیچی دیگر، گفتم آمدم بگویم که رفتارهای فردی و سلیقهای، خیلی بد است و مردم بدبین میشوند. گفت ممنونم و عذرخواهی کرد.
قبل ورودی دارالذکر، نمایشگاهی از پوسترهای با محتوای کتاب خون دلی که لعل شد گذاشته بودند، خیلی خوب بود. واقعا کالبد حرم درباره آقای شهید خیلی حرف نمیزد، مگر در سخنرانی ها و بیلبوردها. اما نمایشگاه، شناخت را بیشتر فراهم میکند و خوبست. یک سری قرآن صفحهای لیمنت شده هم ورودی دارالذکر گذاشته بودند که مردم برمیداشتند و قرآن میخواندند. این هم خوب بود.طبیعتا مدیریت فضا، اهمیت دارد، خصوصا در حرم. اما مدیریت، حتما با پاک کردن صورت مسأله فرق دارد.https://ble.ir/rq_fazel
۴۷۵
۱۹:۴۸
شب دهم اسفند ۱۴۰۴ بود. هنوز خبر نداشتیم چه بلایی به سرمان نازل شده. صدای هلهله آغاز شده بود. قرآن باز کردم بخوانم و آرام شوم، این صفحه آمد. عکس گرفتم و برای رفقا فرستادم. گفتم تفأل نزدم، فقط برای آرام شدنم دارم میخوانم، به نظرم سخت است، اما بشارت دارد ان شاءالله.اصلا گمان نمیکردم چند ساعت بعدش، آن تلخ ترین خبر زندگیام را بشنوم...
۳۹۶
۲۲:۱۰
همانجا هیئت بنات المقاومة پا گرفت. اولین جمعه در منزل مادر شهید اسماعیل کاهانی ندبه خواندیم و هر جمعه خانه یکی از بچههای داوطلب. صبحانه ساده نان و پنیر بود و مجوز تخم مرغ آبپز هم داده شده بود که فقط دستپخت مرغ باشد و کسی را به زحمت نیندازد در میزبانی؛ البته وقتی پیش رفتیم، با گرانیها، تخم مرغ هم ممنوع شد. ملت با همان پنیر و خیار و گوجه و خرما، پرچم ایران و فلسطین و یمن میسازند. مهر سال ۱۴۰۱، زندگی معمولی مهم ترین شعار بود، و یکباره در مهر ۱۴۰۲ با زندگی مجاهدانه دوباره آشنا شدیم و البته ناآشنا هم نبودیم، اما حقیقتا در آن فضای خفقان، هدیهای الهی بود. به نظرم سلطه فکرش را نمیکرد بعد آن هجمه سنگین در چهارصد و یک، یکباره وارد دورانی شویم که فتنه را شست و برد. منظورم این نیست که مسأله پوشش اصلاح شد، چون اصولاً ادبیات سال ۱۴۰۱ را حجاب نمیدانستم، مسألهاش زندگی معمولی بود. مسألهاش برداشته شدن هر گونه قید ظاهری از زندگی انسان بود؛ که چه بشود؟ که انسان شُل بشود و آماده قالب زده شدن از سوی سلطه. آمادهی تطبیع، آمادهی نرمالیزاسیون. ظاهر شعارش زندگی معمولی بود و باطنش، قالب خوردن و در قید رفتن. اصولاً آدمها اول باید بی شکل و خمیری شوند تا خوب قالب بخورند.سلطه آمده بود ما را ببلعد و برنامه ظریف و سنگینی اجرا کرده بود، اما فکر نکرده بود که خدا خیرالماکرین است و از غیب و من حیث لایحتسب روزی میرساند که برنامه سلطه را در هم بپیچد. طوفان الاقصی، برای انسان در دنیا رزق بود و برای انسان ایرانی، رزق کریم. زندگی انسانهایی را دوباره دیدیم که وجهه قلبشان آخرت بود و آنقدر دنیا را تحقیر کرده بودند که به دنیاپرستان داشت بر میخورد. آن زن که از کنار ویرانههای خانهاش میگذشت و همه خانواده و خانهاش را از دست داده بود و دنیا را تحقیر میکرد که خلّی الدنیا لأهل الدنیا... حقیقتا صحنهی اعجاز نبی اکرم صلی الله علیه و آله بود در دنیای جدید که به دست امتش رقم میخورد.
خلاصه اینکه دعای ندبهی بنات المقاومة شروع شد با جهتگیری زندگی مجاهدانه در برابر زندگی معمولی. از شرح حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی سلام الله علیه شروع کردیم و بیست جلسهای پیش رفتیم. بعد از این کتاب، با همان دست فرمان زندگی مجاهدانه، رفتیم سراغ شرح حدیث های آقا. آن موقع، آقا برایمان آقا بودند و گمان نمیکردیم دو سال بعد، با عنوان آقای شهید کتابهایشان را بخوانیم. شرح حدیث مکارم الاخلاق آقا، شرح چهل حدیث امامین صادقین، شرح منتخب حدیث النوادر از آقا که الان تقریباً به انتها رسیده، دستور کار جلسات هیئت بوده تا کنون. شنبهها با امام بودهایم و جمعه ها با آقا و برداشت تربیتی جمع کردهایم.و رسیدیم به امروز و سه سالگی طوفان الاقصی و سه سالگی هیئت بنات المقاومة. جالب است که در همان چرخیدن دعا، دوباره رسیدیم منزل مادر شهید کاهانی. دعا از منزل شهید آغاز شد و برکت پیدا کرد و اثر دعای شهدا و مادران و همسران شهدا را در حرکت دعا میبینیم. ان شاءالله در ما هم حرکتی رقم بخورد.عکس را امروز یادگاری، از منزل مادر شهید گرفتم.https://ble.ir/rq_fazel
۱.۱K
۷:۳۴
بازارسال شده از مدرسه دادخواهی ⚖
نشست دوم: از عدالت آموزشی تا تحول در تربیتمعلم
با حضور:
#مرکز_ثقل
۲۴
۱۶:۰۲
خرداد سال ۱۴۰۲ بود که ماده واحده راه اندازی مدارس مجازی در شورای عالی آموزش و پرورش مصوب شد و خرداد سال ۱۴۰۴ اساسنامهی این مدارس تصویب شد.افرادی که میتوانند در این مدارس درس بخوانند، مطابق اساسنامه، خارجیان علاقه مند به تحصیل در نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران، ایرانیان خارج از کشور در صورت عدم امکان دسترسی یا حضور در کلاسهای درس، اتباع خارجی متقاضی داخل کشور و متقاضیان بازمانده از تحصیل داخل کشور هستند.با این وصف، بستر قانونی خوبی برای تحصیل دختران محجبه آذربایجانی وجود دارد که حکومت مزدور و صهیونیست علیاف آنها را از تحصیل منع کرده است. وجود این بستر، وظیفهی ما را سنگینتر میکند و نیاز به پیگیری و مطالبهی دقیق از سوی دغدغهمندان تعلیم و تربیت و حجاب و حمایت از دختران دارد. در این میدان که نظام سلطه با تمام مزدوران منافقش هر گونه فشار و تهدید و تحریم را برای خاموش شدن ارادههای مستقل و توحیدی در منطقه دارد اعمال میکند، فرصت خوبی برای گسترش جبهه مقاومت وجود دارد.
لینک مصوبه ماده واحده مدارس مجازی برای مطالعه:https://rc.majlis.ir/fa/law/show/1781096
https://blr.ir/rq_fazel
۸۰۳
۱۶:۵۷
خبرهای این دو سه روز را مرور میکنم:ترور شهید نصرت افتخاری، معاون فرهنگی اجتماعی نیروی انتظامی سیستان و بلوچستان؛فوت ننه عصمت، قهرمان پشتیبانی جبهه از دفاع مقدس اول تا دفاع مقدس سوم؛ترور شهید افسانه عقیلا، فرمانده حوزه بسیج خواهران در سیستان و بلوچستان.هر چه میبینیم اثر تکریم و هویت بخشی و نگاه انسانی و متعالی به زن در انقلاب اسلامی است که زن را به گونهای ساخته که یک لقمه خاردار باشد که هیچ گلویی نتواند او را ببلعد. که نرمال در نُرم سلطه نشود و شاکلهاش را حفظ کند و تعالی بخشد.
اسلام ناب همیشه در نجات زنان، پیشتاز بوده؛ چه آنجا که دختران را از زنده به گور کردن، نجات داده؛ چه آنجا که از اسارت شهوت و سلطه نجاتشان داده؛ چه آنجا که از توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان نجاتشان داده؛ چه آنجا که از قید آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین نجاتشان داده. چه دینی بر گردن زنان دارند، آنان که به زن حق حیات معنوی بخشیدند.امام خمینی و شهید خامنهای اعلی الله مقامهما که از اصحاب خاص آخر الزمانی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بودهاند بیشترین حق را بر گردن زنان دارند. اگر اکثریت جمعیت خیابان پس از جنگ، زنان هستند، جای تعجب نیست. این زنان، احیا شدگان به دست انقلاب اسلامی هستند و طبیعتا قدردانتر نسبت به انقلاب.
زنان اگر در مقدرات اساسی مملکت دخیل شدند، شأن خود را اجل از عروسک شدن برای سلطه خواهند یافت و راه نجات زن همین است. و مقدرات اساسی گاهی دستکش رزمنده هاست، گاهی حضور مستمر و با ثبات قدم در خیابان و گاهی معاونت فراجا. مهم نیست از نگاه مادی، جایگاهش چه باشد، مهم است که رابطه امت با امام، در موقعیت اختصاصی فرد، که همان امتحان اوست، درست سر جایش باشد، آنگاه زن به امامت میرسد و سوختن دشمن را مشاهده خواهیم کرد.حکومت علیاف و اربابان آمریکایی صهیونیستیاش، هم از همین ترسیدهاند که به دختران محجبه، اجازه تحصیل نمیدهند.
بعد نوشت:۱- امشب به نیابت از این سه شهید، با اجتماع محلات پایین پا، به زیارت امام رضا علیه السلام رفتم. عکس هم، عکس مادری است که پسر کوچکش هم کنارش راهپیمایی میکرد، اما از جایی به بعد، خوابش گرفته بود و مادرش تا حرم بغلش کرد. آن چادر و تسبیح و این پیاده روی شبانه و آن بغل کردن پسرک، خیلی نمادین است، خیلی...
۲- جا دارد یک بار دیگر، متن وصیتنامه امام خمینی رحمت الله علیه را در افتخار به زنان که هدفشان تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم است، بخوانیم.https://ble.ir/rq_fazel
۴۱۹
۲۰:۱۸
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
14050724_پیام_رهبر_معظم_انقلاب_به_مناسبت_ولادت_حضرت_زینب_سلاماللهعلیها.pdf
۱۵۹.۴۴ کیلوبایت
۷
۱۹:۱۴
بازارسال شده از هم بازی
✓ انجمن ادبی باغچه؛ با شش سال تجربه در برگزاری کارگاههای تخصصی داستان کودک و نوجوان برگزار میکند:
♾ «و این داستان ادامه دارد...»
۲۳
۱۲:۱۶