خصوصی نیست
https://www.aparat.com/v/csl16in
ویدئوی کامل گفتگو با برنامه اینترنتی سردر انقلاباین گفتگو در اواسط فروردین 1405 انجام شده است
۱.۲K
۱۷:۴۹
زمستان سال ۹۸ آقای دکتر سالار کاشانی از من خواستند در مجموعه فرهنگ سیاسی در ایران معاصر نگارش جستاری با موضوع اسلام در فرهنگ سیاسی ایران را بر عهده بگیرم. پذیرفتم و بخش عمده بهار سال ۹۹ (در حالی که دنیا و ایران در تب و تاب کرونا بود) به نوشتن این جستار مشغول بودم. حاصل کار اینک پس از شش سال و با تاخیری طولانی توسط پژوهشگاه فرهنگ هنر ارتباطات (که متأسفانه خیلی اوقات با پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی ما اشتباه گرفته میشود
) چند روزی است منتشر شده است.در این جستار بحث از جایگاه اسلام در فرهنگ سیاسی ایران معاصر را در سه سطح پیگیری کردم. نخست، در "اسلام به مثابه کالبد سیاست" از این گفتم که چگونه سیاست ما در نسبت با زمان و مکان دینی رقم خورده و نهادها و نمادهای دینی بستر و بازیگر آن بوده اند. سپس، در "اسلام به مثابه بنیاد نظم و قانون" موقعیت مشروعیت ساز و انتظام بخش اسلام در سیاست ایران مشخصا از صفویه بدین سو تشریح کردم. و نهایتا، در "اسلام به مثابه معنای نهایی سیاست" از این نوشتم که اسلام شیعی به نوعی مخزن معنا و آرمانهای سیاسی در دوره معاصر ما بوده است. و اینکه این امر در عصر انقلاب اسلامی با ظهور جوهره مرکبی از سیاست و معنویت اهمیت بیشتر یافته که البته تامل و درنگ لازم در آن تاکنون صورت نگرفته است.تصویر آخر مربوط است به آخرین جملاتی که در همین بخش سوم جستار نوشتم. هنوز چند ماهی از شهادت حاج قاسم بیشتر نگذشته بود. و ما نمیدانستیم که در ابتدای ورود به دالانی نفسگیر هستیم که نامهای پرشمار دیگری در کنار نام او به عنوان نشانگان این طریقت خواهند درخشید. شش سال گذشته است و ما گویی قرنی را سپری کرده ایم. با این وجود تصور میکنم آنچه در شرح احوال و هستی سیاسی اسلام و ایران در این جستار نوشته ام نیاز به ویرایش و بازنگری چشمگیری پیدا نکرده است.
۱.۲K
۱۳:۵۰
۱.۲K
۱۳:۵۰
۱.۲K
۱۳:۵۰
بازارسال شده از خبرگزاری تسنیم
آدم واقعی در لحظه خطر متولد میشود
بعثتی که خون و شهادت میآفریند
«سجاد صفارهرندی» عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در برنامه بعثت مردم و ساخت آینده:
حقیقت هر انسان، هر جامعه و هر مجموعه، الزاماً آن چیزی نیست که در وضعیت عادی و روزمره دیده میشود؛ بلکه گاهی حقیقت، در لحظههای استثنایی و موقعیتهای ویژه آشکار میشود.
مثلاً اگر همین حالا به من بگویند با این وضعیت جسمی، دیسک کمر، اضافهوزن و تنگی نفس بدو تا چهارراه کالج، بعید میدانم حتی تا پلیتکنیک هم برسم. اما در موقعیتی که خطر واقعی وجود داشته باشد، ممکن است همان آدم تا میدان انقلاب هم بدود. این یعنی فراروی از وضعیت معمولی؛ عبور از تصویری که ما حتی خودمان از خودمان داریم.
در چنین لحظههایی، کیفیتها و ظرفیتهایی از انسان ظاهر میشود که در وضعیت عادی یا پنهان است یا حتی وجودش محل تردید است. اینجا یک پرسش مهم شکل میگیرد: «منِ واقعی» کدام است؟ آن کسی که در لحظههای خاص و بعثتگونه ظهور میکند، یا آن کسی که در زندگی روزمره حضور دارد؟
بهگمان من، شاید بهتر باشد بهجای درگیر شدن با این پرسش، درباره این فکر کنیم که چگونه میتوان از آن لحظههای ویژه، چیزی ماندگار به دست آورد؛ چگونه میشود از آن تجربههای استثنایی، سرمایهای جمعی، مدنی و اجتماعی ساخت که حتی پس از بازگشت به زندگی عادی نیز باقی بماند و برای جامعه کارگشا باشد.
اما این «بعثت» از کجا میآید؟ دوستان بهدرستی اشاره کردند که نقطه مرکزی و کلیدی آن، مسئله شهادت و خون است. البته این موضوع صرفاً احساسی و عاطفی نیست؛ ماجرا فقط برانگیختگی هیجانی، دلسوزی یا ترحم نیست. شهادت و خون، ریشهای عمیق در فرهنگ، تاریخ و کهنالگوی تشیع و ایران دارد. در سنت ایرانی و شیعی، «خون» همواره یک مسئله بنیادی بوده؛ عنصری که میتواند جامعه را از وضعیت عادی بیرون بکشد و کیفیتی تازه از انسان و اجتماع را آشکار کند.@TasnimNews
«سجاد صفارهرندی» عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در برنامه بعثت مردم و ساخت آینده:
۲۸
۲۰:۴۶
بازارسال شده از برای انسان
شیعهی فرااعتقادی
دکتر سجاد صفارهرندی در این بخش از گفتگو، به پدیده تازهای اشاره میکند که فراتر از اعتقاد، با رویکرد فرهنگی پدیدار شده است.
#انسان_ایرانی #شیعیان #اعتقاد_به_ایران #شیعه_فرهنگی
برای انسان دربله | اینستاگرام | آپارات
دکتر سجاد صفارهرندی در این بخش از گفتگو، به پدیده تازهای اشاره میکند که فراتر از اعتقاد، با رویکرد فرهنگی پدیدار شده است.
برای انسان دربله | اینستاگرام | آپارات
۵۶
۲۲:۴۴
بازارسال شده از پادپخش نوروزگار
🧭 حفظ انسجام ملی در جامعهای متکثر؛ راهکارهای جمع میان تنوع فکری و وحدت اجتماعی بدون طرد و حذف
https://my.uupload.ir/dl/kjLbB5BX
#پادپخش_نوروزگار#قسمت_ششم#صوت_کامل
۱۱
۱۱:۵۶
بازارسال شده از پادپخش نوروزگار
دلیل اصلی اینکه در جنگ اجماع گسترده بین اقشار مختلف در جامعه شکل گرفت چیست؟؟
برشی از گفتوگو با دکتر سجاد #صفارهرندی
برای شنیدن نسخه کامل این گفتوگو از طریق لینک زیر اقدام کنید:
https://my.uupload.ir/dl/kjLbB5BX
#ریلز#فصل_نوین#پادپخش_نوروزگار#قسمت_ششم
با ما همراه باشید : بله | ایتا | روبیکا | شنوتو
برشی از گفتوگو با دکتر سجاد #صفارهرندی
https://my.uupload.ir/dl/kjLbB5BX
#ریلز#فصل_نوین#پادپخش_نوروزگار#قسمت_ششم
۳۱
۱۱:۵۶
[بخشی از متن:]
برای من و بسیاری چون من که همه چیزمان او بود و تمام زندگی و ذهن و حافظهمان از او پر شده، جهان بدون او چگونه خواهد بود؟ راستش این است که فعلا نمیدانم. حضور او در جهان من آنقدر عظیم است که هنوز درکی از فقدانش ندارم. تا جایی که به حس درونی بر میگردد برای من او هنوز هست. هنوز هم گاهی مثل همان صبح دهم اسفند باید آنچه رخ داده را به خود یادآوری کنم. البته که با این یادآوری که هر از گاه با دیدن یک ویدئو یا گفتگو با یک دوست یا خواندن یک متن رخ میدهد، دلم هری میریزد و چشمانم تر میشود. اما همه اینها بر آن حس ماندگار حضور او سایه نمی اندازد. فعلا اینطور است. بعداً چگونه خواهد بود؟ نمیدانم. ولی اشارت قرآنی مکر لیل و نهار و حکمت عامیانه نسبت ماده انسان با نسیان خبرهای خوبی نمیدهد. احتمالاً روزی برسد که ما از او نه همچون حضور حاضر و هوایی که تنفس میکنیم، که به مثابه یک یاد یا خاطره سخن بگوییم. آن زمان است که فراق و فقدان با همه مهابتش خودنمایی کند. فکر کردن به چنین فقدانی برایم اضطراب آور است. نوعی تعلیق و عدم اطمینان دلهره آور. چیزی مثل قرار گرفتن در بیرون از جاذبه زمین. میدانم که برخی خوانندگان این سطور خواهند گفت که دارم غلو میکنم و حتی اگر غلو هم نباشد، چنین ربط و نسبتی با یک آدم فانی غیرمعصوم در میزان عقل و دین چندان بهره از صواب ندارد. درست میگویند که این رابطه کم و بیش از دایره عقل و دین بیرون میزند، اما بخت یار ما بود که او با این هر دو به شدت متحد و پیوسته بود و این پیوستگی موجب میشد که ما نیز خیلی از سرزمین عقل و دین پرت نیفتیم. از این بابت جز شکر نعمت چه میتوان گفت؟
*متن کامل در ویژهنامه مجله سوره به مناسبت بدرقه آقای شهید در دسترس است. برای تهیه مجله
@sourehmagazine
برای من و بسیاری چون من که همه چیزمان او بود و تمام زندگی و ذهن و حافظهمان از او پر شده، جهان بدون او چگونه خواهد بود؟ راستش این است که فعلا نمیدانم. حضور او در جهان من آنقدر عظیم است که هنوز درکی از فقدانش ندارم. تا جایی که به حس درونی بر میگردد برای من او هنوز هست. هنوز هم گاهی مثل همان صبح دهم اسفند باید آنچه رخ داده را به خود یادآوری کنم. البته که با این یادآوری که هر از گاه با دیدن یک ویدئو یا گفتگو با یک دوست یا خواندن یک متن رخ میدهد، دلم هری میریزد و چشمانم تر میشود. اما همه اینها بر آن حس ماندگار حضور او سایه نمی اندازد. فعلا اینطور است. بعداً چگونه خواهد بود؟ نمیدانم. ولی اشارت قرآنی مکر لیل و نهار و حکمت عامیانه نسبت ماده انسان با نسیان خبرهای خوبی نمیدهد. احتمالاً روزی برسد که ما از او نه همچون حضور حاضر و هوایی که تنفس میکنیم، که به مثابه یک یاد یا خاطره سخن بگوییم. آن زمان است که فراق و فقدان با همه مهابتش خودنمایی کند. فکر کردن به چنین فقدانی برایم اضطراب آور است. نوعی تعلیق و عدم اطمینان دلهره آور. چیزی مثل قرار گرفتن در بیرون از جاذبه زمین. میدانم که برخی خوانندگان این سطور خواهند گفت که دارم غلو میکنم و حتی اگر غلو هم نباشد، چنین ربط و نسبتی با یک آدم فانی غیرمعصوم در میزان عقل و دین چندان بهره از صواب ندارد. درست میگویند که این رابطه کم و بیش از دایره عقل و دین بیرون میزند، اما بخت یار ما بود که او با این هر دو به شدت متحد و پیوسته بود و این پیوستگی موجب میشد که ما نیز خیلی از سرزمین عقل و دین پرت نیفتیم. از این بابت جز شکر نعمت چه میتوان گفت؟
*متن کامل در ویژهنامه مجله سوره به مناسبت بدرقه آقای شهید در دسترس است. برای تهیه مجله
۳۵۱
۱۰:۰۴
۳۵۱
۱۰:۰۴