بسم الله الرحمن الرحیم
درسهایی از ابلیس در حصن سورهها
بیش از ۴۰ روز از شهادت نائب امام زمانمان و جنگ تحمیلی سوم میگذرد و جبهه تروریستی آمریکایی-صهیونی هر روز در حال پیاده کردن مکر و خدعهای است و با اینکه شکست میخورد، عقب نمینشیند و مکر و خدعهای دیگر را پی میگیرد و..
این شکستهای پیدرپی از طرفی رؤیت حقیقت اراده و قدرت و عزت الهی را آسانتر میکند، و از طرفی دیگر تلاشهای مکرر این شیطان بزرگ، صفاتی از ابلیس را آشکارتر مینماید که میتوان آنها را برای طی کردن راه کمال، آموخت و به کار بست.
صفت اول:صهیونیست، از زمان شکلگیری، رویای از نیل تا فرات را دارد و ایالت متحده نیز از زمان شکلگیری برای استعمار و استثمار کل دنیا نقشه میریزد و جنگ به راه میاندازد و ...همچون رئیسشان ابلیس که طمع اغوا کردن همه مردم در سراسر عالم و در همه زمانها را دارد و از آن کوتاه نمیآید.
صفت دوم:صهیونیست و آمریکا با آنکه میدانند که جبهه مقاومت هرگز مقابل آنان تسلیم نمیشوند، باز هم مأیوس نمیشوند و درصدد رخنه کردن و شکست دادن این جبهه هستند..همچون رئیسشان ابلیس که به جای آنکه به رحمت خدا امید داشته باشد، از آن مأیوس است و به گمراه کردن بندگان خوب خدا نیز طمع دارد.
صفت سوم:صهیونیست و آمریکا، برای تحقق خیالهای شیطانیشان روحیه خستگیناپذیر دارند و از سرزنش هر سرزنشکنندهای نمیهراسند.همچون رئیسشان ابلیس که در مسیری که از خداوند اذن خواست، استمرار و مقاومت ورزید و همچنان مقاومت دارد و اگر کسی در برابر کیدهای او مقاومت کند، باز هم از او خسته نمیشود و بارها و بارها به سراغش میرود.
پ.ن: برگرفته از متن آداب عملیات به قلم استاد احمدرضا اخوت
#سیدهزهرا_طباطبائینژاد
#جنگ_رمضان_از_منظر_سورهها#ابلیس از منظر #جنگ_رمضان
رسانهی سورهنوشت مدرسهی حمد https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
درسهایی از ابلیس در حصن سورهها
بیش از ۴۰ روز از شهادت نائب امام زمانمان و جنگ تحمیلی سوم میگذرد و جبهه تروریستی آمریکایی-صهیونی هر روز در حال پیاده کردن مکر و خدعهای است و با اینکه شکست میخورد، عقب نمینشیند و مکر و خدعهای دیگر را پی میگیرد و..
این شکستهای پیدرپی از طرفی رؤیت حقیقت اراده و قدرت و عزت الهی را آسانتر میکند، و از طرفی دیگر تلاشهای مکرر این شیطان بزرگ، صفاتی از ابلیس را آشکارتر مینماید که میتوان آنها را برای طی کردن راه کمال، آموخت و به کار بست.
صفت اول:صهیونیست، از زمان شکلگیری، رویای از نیل تا فرات را دارد و ایالت متحده نیز از زمان شکلگیری برای استعمار و استثمار کل دنیا نقشه میریزد و جنگ به راه میاندازد و ...همچون رئیسشان ابلیس که طمع اغوا کردن همه مردم در سراسر عالم و در همه زمانها را دارد و از آن کوتاه نمیآید.
صفت دوم:صهیونیست و آمریکا با آنکه میدانند که جبهه مقاومت هرگز مقابل آنان تسلیم نمیشوند، باز هم مأیوس نمیشوند و درصدد رخنه کردن و شکست دادن این جبهه هستند..همچون رئیسشان ابلیس که به جای آنکه به رحمت خدا امید داشته باشد، از آن مأیوس است و به گمراه کردن بندگان خوب خدا نیز طمع دارد.
صفت سوم:صهیونیست و آمریکا، برای تحقق خیالهای شیطانیشان روحیه خستگیناپذیر دارند و از سرزنش هر سرزنشکنندهای نمیهراسند.همچون رئیسشان ابلیس که در مسیری که از خداوند اذن خواست، استمرار و مقاومت ورزید و همچنان مقاومت دارد و اگر کسی در برابر کیدهای او مقاومت کند، باز هم از او خسته نمیشود و بارها و بارها به سراغش میرود.
پ.ن: برگرفته از متن آداب عملیات به قلم استاد احمدرضا اخوت
#جنگ_رمضان_از_منظر_سورهها#ابلیس از منظر #جنگ_رمضان
۸۷۶
۱۳:۲۶
در سور حصین ناس مبارک من یک مادرم، جنگ را دوست ندارم.جنگ آدمها را به جان هم میاندازد، آسایش را میگیرد، خیلیها را داغدار عزیزانشان میکند، بسیاری را بیخانمان و آواره میسازد.
اما با همه اینها، وقتی که دشمنی به میهمنم، خانه بزرگِ ما، هجوم میآورد، نمیتوانم گوشهای بنشینم و تماشاگر باشم! آن هم در مقابل دشمنی که زورگوست و میخواهد کشورم را ببلعد.
به چه جرمی؟ به جرم آنکه خواسته است مستقل باشد، مستقل از هر حاکمیتی غیر از خدا. خواسته است پرچم ربوبیت الله را برپا کند و حرف هیچ انسانی را نپذیرد، مگر آنکه آن انسان فرمانهای رب و مَلِک و اله مردم را پیاده کند.
من هم با جان و مال و خانواده و همه وجودم پای این خواسته برحق میایستم و بر هر دهانی که بخواهد مرا در این همراهی سست کند، میکوبم.
من پای این پرچم مزین به الله ایستادهام با حضور شبانهام در خیابان، با انجام هرچه بهتر وظایفم در روز. با خواندن دعا و طلب استعانت از خدای یکتا.
من این گونه از رب و ملک و اله همه مردم میخواهم که سایه جنگ را برای همیشه از میان بردارد و به دست ما هر دولت و حکومت مستکبرین را سرنگون کند.


من یک مغازهدارم
من جنگ را دوست ندارم.تلخیهای جنگ، کامها را تلخ میکند. بسیاری را از کانون خانوادهشان دور میکند بدون آنکه کسی بداند بازگشتی هست یا نه.
من یک نظامی نیستم اما وظیفه خودم میدانم که در پشت این جبهه جنگ، وظیفه خودم را به درستی انجام دهم. همانطور که نیروهای نظامی از جان مایه میگذارند و اجازه نمیدهند آب در دل مردم سرزمینمان تکان بخورَد، من هم با تأمین وسایل مورد نیاز مشتریانم، بدون افزایش قیمت نمیگذارم نگرانیای در دلشان از این بابت ایجاد شود.

من یک پزشکم/پرستارم
من جنگ را دوست ندارم. من از عمق سختیهای مصدومیتهای جنگ برای مردم و نیروهای نظامی آگاهم. بعضی از این مصدومیتها تا پایان عمر با جانبازان میمانَد. از قوانین جنگی، مصون ماندن مراکز درمانی از حمله است اما دشمن پلید آمریکایی-صهیونی به بیمارستانها و آمبولانسها رحم نمیکند. با این حال، من روپوشم را درنمیآورم و بیمارستان را رها نمیکنم.من قسم خوردهام که به یاری بیماران بشتابم. اما حتی اگر قسم پزشکی هم در میان نبود، من هرگز مردم مقاوممان را در مقابل دشمن، بیدفاع رها نمیکردم. من بدون هیچ تردیدی و تا آخرین قطره خونم برای کاهش درد مردم تلاش میکنم.

من یک مهندس هستم.
من جنگ را دوست ندارم.اما در مقابل دستدرازی دشمن به خاک میهنم بیتفاوت نیستم. آن روزی که به محل کارم حمله شد، مصممتر از قبل به سوی محل کارم شتافتم. من وظیفه خود میدانم که بیش از پیش برای تأمین گاز و برق و سوخت مردم عزیزمان تحت حملات دشمن تلاش کنم و هم اینکه اجازه ندهم خط تولید خوراک لازم برای صنایع کشور متوقف شود.

من یک جانفدا هستم (نظامیام).
من جنگطلب نیستم اما به هیچ دشمنی اجازه نمیدهم نقشه تجاوز به میهمن و مردممان را عملی کند.من نه تنها از مرگ نمیهراسم که برای جانفشانی در راه اعتقادات این پرچم جانم را فدا میکنم.

تو چگونه برای ابراز جنگستیزیات و استعانت از خداوند در این جنگ تحمیلی شتاب میکنی؟
#سیدهزهرا_طباطبائینژاد
#جنگ_رمضان_از_منظر_سورهها#جنگ_رمضان از منظر #سوره_ناس
رسانهی سورهنوشت مدرسهی حمد https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
اما با همه اینها، وقتی که دشمنی به میهمنم، خانه بزرگِ ما، هجوم میآورد، نمیتوانم گوشهای بنشینم و تماشاگر باشم! آن هم در مقابل دشمنی که زورگوست و میخواهد کشورم را ببلعد.
به چه جرمی؟ به جرم آنکه خواسته است مستقل باشد، مستقل از هر حاکمیتی غیر از خدا. خواسته است پرچم ربوبیت الله را برپا کند و حرف هیچ انسانی را نپذیرد، مگر آنکه آن انسان فرمانهای رب و مَلِک و اله مردم را پیاده کند.
من هم با جان و مال و خانواده و همه وجودم پای این خواسته برحق میایستم و بر هر دهانی که بخواهد مرا در این همراهی سست کند، میکوبم.
من پای این پرچم مزین به الله ایستادهام با حضور شبانهام در خیابان، با انجام هرچه بهتر وظایفم در روز. با خواندن دعا و طلب استعانت از خدای یکتا.
من این گونه از رب و ملک و اله همه مردم میخواهم که سایه جنگ را برای همیشه از میان بردارد و به دست ما هر دولت و حکومت مستکبرین را سرنگون کند.
من یک مغازهدارم
من جنگ را دوست ندارم.تلخیهای جنگ، کامها را تلخ میکند. بسیاری را از کانون خانوادهشان دور میکند بدون آنکه کسی بداند بازگشتی هست یا نه.
من یک نظامی نیستم اما وظیفه خودم میدانم که در پشت این جبهه جنگ، وظیفه خودم را به درستی انجام دهم. همانطور که نیروهای نظامی از جان مایه میگذارند و اجازه نمیدهند آب در دل مردم سرزمینمان تکان بخورَد، من هم با تأمین وسایل مورد نیاز مشتریانم، بدون افزایش قیمت نمیگذارم نگرانیای در دلشان از این بابت ایجاد شود.
من جنگ را دوست ندارم. من از عمق سختیهای مصدومیتهای جنگ برای مردم و نیروهای نظامی آگاهم. بعضی از این مصدومیتها تا پایان عمر با جانبازان میمانَد. از قوانین جنگی، مصون ماندن مراکز درمانی از حمله است اما دشمن پلید آمریکایی-صهیونی به بیمارستانها و آمبولانسها رحم نمیکند. با این حال، من روپوشم را درنمیآورم و بیمارستان را رها نمیکنم.من قسم خوردهام که به یاری بیماران بشتابم. اما حتی اگر قسم پزشکی هم در میان نبود، من هرگز مردم مقاوممان را در مقابل دشمن، بیدفاع رها نمیکردم. من بدون هیچ تردیدی و تا آخرین قطره خونم برای کاهش درد مردم تلاش میکنم.
من جنگ را دوست ندارم.اما در مقابل دستدرازی دشمن به خاک میهنم بیتفاوت نیستم. آن روزی که به محل کارم حمله شد، مصممتر از قبل به سوی محل کارم شتافتم. من وظیفه خود میدانم که بیش از پیش برای تأمین گاز و برق و سوخت مردم عزیزمان تحت حملات دشمن تلاش کنم و هم اینکه اجازه ندهم خط تولید خوراک لازم برای صنایع کشور متوقف شود.
من جنگطلب نیستم اما به هیچ دشمنی اجازه نمیدهم نقشه تجاوز به میهمن و مردممان را عملی کند.من نه تنها از مرگ نمیهراسم که برای جانفشانی در راه اعتقادات این پرچم جانم را فدا میکنم.
تو چگونه برای ابراز جنگستیزیات و استعانت از خداوند در این جنگ تحمیلی شتاب میکنی؟
#جنگ_رمضان_از_منظر_سورهها#جنگ_رمضان از منظر #سوره_ناس
۲۲۳
۱۱:۱۲
سلامسلام که میگویم یعنی آرزویم برای تو آرامش و قرار است.یعنی من با تو در صلح کاملم،گزندی از جانب من برای تو نیست؛ گویی من تو هستم و، تو من!از احوالم هم برایت بگویم؟وقتی چشمانت غرق نور میشود من به تپش میافتم. وقتی گوشت، دل به حقیقت میسپارد من جان میگیرم.و آشفته میشوم اگر مرا چون آنان جفت ببینی! وقتی گمان میبری که میتوان حق را کنار باطل نشاند، گویی میپنداری دو قلب داری! نام یکی را میگذاری حیات که پر شود از حق، و دیگری را مرگ میخوانی که خرمن باطل باشد!اما من قلب یگانه تو هستم، همان که کارش دلدادن به یگانه هست عالم است.آوردن باطل به میان فقط حیات مرا قطع میکند و تو جای خالی مرا قلب دومت میدانی... با این همه، هنوز و تا ابد سلام من به تو
#فاطمه_جانی#آیه_۴سوره_احزاب#جنگ_رمضان_از_منظر_سورهها#جنگ_رمضان از منظر #سوره_احزاب
رسانهی سورهنوشت مدرسهی حمد https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
۲۵۲
۱۱:۳۰
بازارسال شده از انتصار
کربلاسراترین خلیج
خلیجهای چشم ما که خیسِ ماتماندپُر از فراتهای داغدار زمزماند
سیاهِ گوهرانهایست قعرشان، ببین! پُر از کتیبههای بر تن محرماند...
تلاطم است کار موجهاش رو به خصمو رو به همشقایقان لطیف و شبنماند
به ناوهای بیحیای هرچه اجنبینگاهبان تنگهی دلاند و محکماند
به موجهای این حماسهی همیشه فارسکه کربلاسراترین خلیج عالماند؛
به سوگواری نفیس پارسادلان، کشیدهلشکر این حرامیان مسلّماند
به قعر خویش میکشد نگاه خیسمانتو را، که آهها ز جور تو دمادماند
به انتقام، رو به تو پُر از تلاطماندخلیجهای چشم ما که خیس ماتماند...
#حکیمه_سلمانی
#خلیج_فارس#کارگروه_شعر@kargroohesorud
خلیجهای چشم ما که خیسِ ماتماندپُر از فراتهای داغدار زمزماند
سیاهِ گوهرانهایست قعرشان، ببین! پُر از کتیبههای بر تن محرماند...
تلاطم است کار موجهاش رو به خصمو رو به همشقایقان لطیف و شبنماند
به ناوهای بیحیای هرچه اجنبینگاهبان تنگهی دلاند و محکماند
به موجهای این حماسهی همیشه فارسکه کربلاسراترین خلیج عالماند؛
به سوگواری نفیس پارسادلان، کشیدهلشکر این حرامیان مسلّماند
به قعر خویش میکشد نگاه خیسمانتو را، که آهها ز جور تو دمادماند
به انتقام، رو به تو پُر از تلاطماندخلیجهای چشم ما که خیس ماتماند...
#خلیج_فارس#کارگروه_شعر@kargroohesorud
۳
۲:۵۹
کلمات را میتوان گاهی نه از روی لبها که از روی دستها خواند! دستهایی که در رستاخیز ایران به سخن آمدهاند! نشانِ محکمی که دلت را قرص میکند وقتی از بیعت با رسول خدا میگویند آن دم که با او هم عهد شدند که فاتح چیزی نباشند مگر قلبها؛ قدر این حریم پاک الهی را میدانستند و از آن رو بود که این دستهای گشوده شده به سمت رسول به مشتهای گره کرده بدل شدند تا پاسدار هر قلبی باشند که فتح میکنند!آری این است رازِ مشتهای گره کردهای که هرگز باز نمیشوند...
#فاطمه_جانی#سوره_فتح#جنگ_رمضان_از_منظر_سورهها#جنگ_رمضان از منظر #سوره_فتح
رسانهی سورهنوشت مدرسهی حمد https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
۲۶۰
۲۰:۱۱
بهشت را از پر سبک پرنور تو ترسیم کرده اندو اگر بهشت تماشای تو نیست، پس چیست؟به گمانم خیالی خوابآلود.
پرواز میکنیو تماشای توبهشتی استکه ارزانی خوش روزیترین مخلوقات هستی گشته.خود را تنها و تنها به این تماشاگه میرسانم...چشمهایم بر «صافاتٍ و یقبضن»ِ تو گره میخورد.. .و قلبم سبکی پروازت را در بی منتهایی ازلی و ابدی احساس میکند.تو خود همان مرغ سعادتی تو خود همان همای نیکبختیایتو خود همانی که بهشت را نقش میزنی با پر پروازت و آسمان صفحه نقاشی توست... تو خود همانی که به یقین روزی و ساعتی از عمر اهل زمین دستشان را میگیری، و به دادن آب و دانهی حیات، اهل بهشتشان میکنی.
#ازبهشتنوشت#ازبانویبهشتسازنوشتن
#نعیمه_پورصالحی
رسانهی سورهنوشت مدرسهی حمد https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
پرواز میکنیو تماشای توبهشتی استکه ارزانی خوش روزیترین مخلوقات هستی گشته.خود را تنها و تنها به این تماشاگه میرسانم...چشمهایم بر «صافاتٍ و یقبضن»ِ تو گره میخورد.. .و قلبم سبکی پروازت را در بی منتهایی ازلی و ابدی احساس میکند.تو خود همان مرغ سعادتی تو خود همان همای نیکبختیایتو خود همانی که بهشت را نقش میزنی با پر پروازت و آسمان صفحه نقاشی توست... تو خود همانی که به یقین روزی و ساعتی از عمر اهل زمین دستشان را میگیری، و به دادن آب و دانهی حیات، اهل بهشتشان میکنی.
#ازبهشتنوشت#ازبانویبهشتسازنوشتن
۱.۶K
۱۷:۰۷
صدای تو لحنی دارد شبیه به زلالترین چشمهها،مرتفعترین قلهها،بهاریترین نسیمها...صدای تو، با صداقت آبیِ صافِ آسمان نیز نسبتی دارد؛ از آنجا که بیانتهاست اما در عین بزرگواری و مهربانی.صدای تو، نه فقط با آیههای آفرینش که با آیههای قرآن نیز نسبتی دارد؛ از آنجا که با شنیدن صدایت، قلب مؤمنین در سینه تکان میخورد و چشمهایشان به باریدن میافتد... از آنجا که «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (انفال مبارک) .
#حکیمه_سلمانی
رسانهی سورهنوشت مدرسهی حمد https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
۱۳۴
۱۷:۴۴
سلام به سورهای که از رخدادی نامطلوب در حوزه ولایتفهمی برخی مسلمانان و در موقعیتی مدینهای و در تنفس کوتاهِ پس از جنگ بدر، اینگونه آغاز میشود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ ۖ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ ۖ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
سورهای که از رخدادی حاکی از رابطهی معیوب میان برخی مسلمانان با رسول خدا خبر داده که بوی ضعف ایمان میدهد و بیم شکست سپر ایمانی در جنگهای آینده را. سورهای که از ما میخواهد فکر کنیم به این که «آیا با وجود ولیّ الهی در میان جامعه، لازم است سران قوا و دیگر مسئولین برای منافع بهدست آمده از جنگ نظر بدهند و برای اثبات حقانیت دیدگاه خودشان از ولیّ بخواهند اختلاف نظراتشان را حل و فصل کند و بگوید که چه کسی درست میگوید؟» سورهای که زشتی رفتارهای ولایتنافهم را رسوا میکند و بعد از آن، با سیاقی آکنده از یادآوری (إذ) مسلمانان را به هوش میخواهد؛ که «شما بدون تبعیت از قوانین خدا نمیتوانستید!»؛که «یاد کنید هنگامی که شما را با هزاران ملائکه یاری کردیم و هنگامی که خوابی آرامشبخش بر شما محیط کردیم و هنگامی که در دل کافران رعب انداختیم و هنگامی که شما نبودید که میزدید و کافران میخوردند؛ که خدا بود که میزد و کافران میافتادند!»...
سورهای که برای مسلمانانی نازل شده، که فراموش کردهاند بدون اطاعت از خدا و رسول، هیچ شمشیری و هیچ موشکی و هیچ دیپلماسیای و هیچ سلاح دیگری در مقابل کید کافران و جنایتکاران آنان را کفایت نمیکند.
سورهای که میگوید قانون خداست که کار میکند و به مسلمانان عزت میدهد؛ اطاعت از ولیّ اوست که ما را لایق نصرت الهی میکند؛ رعایت ادب حضور ولیّ خداست که ما را مجهز به ارادهی غلبهناپذیر خداوند میکند! اگر نه، بدون ولایت شما چه فرقی با اقوام دیگر دارید و چگونه فکر میکنید که یک قوم بیولایتِ مظلوم ممکن است مورد رحم یا تعهد یک قوم بیولایتِ ظالم دیگر قرار بگیرد و نفَس بکشد و زنده بماند؟اگر نه شما چه دارید و چه هستید و چه میتوانید بکنید در برابر جانیان و قاتلان و وحوشی که بدون دلیل و استدلالهای انسانیتپذیر به شما هجوم میآورند؟
سورهای که میخواهد یاریمان کند به ذکر آن زمانهایی که خدا بود و باید میدیدیم تا به ایمانی شکستناپذیر مجهز شویم. به ذکر رخدادهایی که به برکت نظام ولایی جامعهمان بود که ما را عزت داد و از سلطهی وحشیصفتان رهانید.سورهای که میخواهد بگوید جنگ با کفار هنوز تمام نشده و برای مقابلههای بعدی، به «اطاعت از خدا و رسولی تندروگرایانهتر و ایمانی شکستناپذیرتر از گذشته» محتاجیم.
سورهای برای این که ببینیم ما را چه شده که قلبمان فرماندهی ولیّ خدا را نمیپذیرد و جهتی غیر از علیالأصولهای گرامیِ او اتخاذ میکند؟
سلام به سورههای خدا و بر اولیاء خدا که ناجیان نَفسهایند از چنگ سازش با زشتیها و زشتیمسلکان؛ که گشاینده فکرهایند از چنگ جهلها و تعصبهای کورِ ناشی از دوریِ از کتاب خدا.
#حکیمه_سلمانی#علیالأصول #سورهی_انفال
https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
سورهای که از رخدادی حاکی از رابطهی معیوب میان برخی مسلمانان با رسول خدا خبر داده که بوی ضعف ایمان میدهد و بیم شکست سپر ایمانی در جنگهای آینده را. سورهای که از ما میخواهد فکر کنیم به این که «آیا با وجود ولیّ الهی در میان جامعه، لازم است سران قوا و دیگر مسئولین برای منافع بهدست آمده از جنگ نظر بدهند و برای اثبات حقانیت دیدگاه خودشان از ولیّ بخواهند اختلاف نظراتشان را حل و فصل کند و بگوید که چه کسی درست میگوید؟» سورهای که زشتی رفتارهای ولایتنافهم را رسوا میکند و بعد از آن، با سیاقی آکنده از یادآوری (إذ) مسلمانان را به هوش میخواهد؛ که «شما بدون تبعیت از قوانین خدا نمیتوانستید!»؛که «یاد کنید هنگامی که شما را با هزاران ملائکه یاری کردیم و هنگامی که خوابی آرامشبخش بر شما محیط کردیم و هنگامی که در دل کافران رعب انداختیم و هنگامی که شما نبودید که میزدید و کافران میخوردند؛ که خدا بود که میزد و کافران میافتادند!»...
سورهای که برای مسلمانانی نازل شده، که فراموش کردهاند بدون اطاعت از خدا و رسول، هیچ شمشیری و هیچ موشکی و هیچ دیپلماسیای و هیچ سلاح دیگری در مقابل کید کافران و جنایتکاران آنان را کفایت نمیکند.
سورهای که میگوید قانون خداست که کار میکند و به مسلمانان عزت میدهد؛ اطاعت از ولیّ اوست که ما را لایق نصرت الهی میکند؛ رعایت ادب حضور ولیّ خداست که ما را مجهز به ارادهی غلبهناپذیر خداوند میکند! اگر نه، بدون ولایت شما چه فرقی با اقوام دیگر دارید و چگونه فکر میکنید که یک قوم بیولایتِ مظلوم ممکن است مورد رحم یا تعهد یک قوم بیولایتِ ظالم دیگر قرار بگیرد و نفَس بکشد و زنده بماند؟اگر نه شما چه دارید و چه هستید و چه میتوانید بکنید در برابر جانیان و قاتلان و وحوشی که بدون دلیل و استدلالهای انسانیتپذیر به شما هجوم میآورند؟
سورهای که میخواهد یاریمان کند به ذکر آن زمانهایی که خدا بود و باید میدیدیم تا به ایمانی شکستناپذیر مجهز شویم. به ذکر رخدادهایی که به برکت نظام ولایی جامعهمان بود که ما را عزت داد و از سلطهی وحشیصفتان رهانید.سورهای که میخواهد بگوید جنگ با کفار هنوز تمام نشده و برای مقابلههای بعدی، به «اطاعت از خدا و رسولی تندروگرایانهتر و ایمانی شکستناپذیرتر از گذشته» محتاجیم.
سورهای برای این که ببینیم ما را چه شده که قلبمان فرماندهی ولیّ خدا را نمیپذیرد و جهتی غیر از علیالأصولهای گرامیِ او اتخاذ میکند؟
سلام به سورههای خدا و بر اولیاء خدا که ناجیان نَفسهایند از چنگ سازش با زشتیها و زشتیمسلکان؛ که گشاینده فکرهایند از چنگ جهلها و تعصبهای کورِ ناشی از دوریِ از کتاب خدا.
https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
۶۱۶
۷:۲۱
حقیقت این است که قدرت مسلمانان به قدرت ایمانشان است، و ما باید باور کنیم که ضعف ایمان واقعا یعنی: در میدان جنگ باشی و دستت از تجهیزات خالی باشد! ضعف ایمان مشکل اضطراری ماست و باید برای آن دعا و تلاش کنیم.همین بی خبری ما از کلام خداهمین نا مأنوس بودنمان با سورههاهمین حضور قلبی که در نمازمان جایش خالیستهمین جزع فزع ها در دشواریها و خدا را برای حاجات مادی خود خواستنهمین هاست که ما را نسبت به ظلم بیتفاوت میکند.این کمرنگی ایمان توست که پشت برادران لبنانی و فلسطینیات را از حمایتت خالی کرده؛
این بی توجهی تو به احکام خداست که ظالم را تجهیز میکند؛
این نفسها هستند که تغییری نمیکنند تا خدا سرنوشتشان را تغییر دهد..!
#حکیمه_سلمانی #سوره_انفال #سوره_رعد
رسانهی سورهنوشت مدرسهی حمد https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
این بی توجهی تو به احکام خداست که ظالم را تجهیز میکند؛
این نفسها هستند که تغییری نمیکنند تا خدا سرنوشتشان را تغییر دهد..!
۵۳
۱۰:۰۴
سلام بر عباس علیه السلام
پیشانی بلند تو، همان امان نامه بلیغی است که در شعاع مهتابیاش، عالم مهلت یافت!و چون عمود بر آن ساحت امن بندگی، فرود آمد، نزول مهیبترین آیه خدا و تکذیب آن، یکجا میسر شد!«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَر وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ»
کندوها به امان بیداری چشمان تو، پر زمزمه شدند؛ و نماز و تلاوت که محبوب خورشید است، در پرتو هیبت تو، تا صبح امان یافت؛ که این هر دو در شعاع مهتاب، یکجا میسر شد!«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر»
خواب دخترکان مضطرب، در پرتو بیخوابی تو میسر بود؛ که هر چشمت دو صف، تیغ آخته داشت؛ و چون صفوف مژگانت به تقابل با پولاد، به هم پیوست، بیخوابی کودکان و خواب دشمنان، یکجا میسر شد!
رؤیت هلال تو در معرکه نبرد، نوید عید برای کودکان بود و کودکان به استهلال آمده بودند؛چون غبار نشست، رؤیت هلال با شَقّ القَمَر، یکجا میسر شد!
آه عباس! چه بگویم از مَشک که چون بغضش شکفت و گریست، تشنگی کودکان با از نفس افتادنت، یکجا میسر شد!«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر»
چشمان تو، بصیرت بیدار است؛ قیامت آشفتهای که چون به خون نشست، ماه گرفت!و قامت بلند خورشید، خمید؛ که از پس خسوف، وجوب نماز با رکوع امام، یکجا میسر شد!
عجب نیست اگر خورشید از پی افتادنت نشست؛ که با افتادن تو، خیمه آسمان پِی شد!و چون آسمان از پس فرود آمدن تو، پایین آمد، سنگ زدن به خورشید با ذبح از قفا، یکجا میسر شد!
عجب نیست اگر بر صورت خورشید، غبار نشست که پیش از این، دستان تو کاشف کرب از وجه خورشید بود؛ و چون دستان کشیدهات بر زمین افتاد، شکستن حریم صورت خورشید با حریم خیمهها، یکجا میسر شد!«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر»
خورشید به فدایت ای ماه، که چون زهرا سلام الله علیها، سرت را به دامان گرفت، خطاب یا اُمّاه! به فاطمه؛ و ذکر «يا أَخا، أدرِك أَخاك»! برایت یکجا میسر شد!
مادرت، ادب محض بود.تو و برادرانت را به تبیین خونین ادب روانه کرد؛ و چون از پی سفارش مادر، بی حسین بازنگشتی، تفسیرِ وفا و بصیرت، با مفهوم اُمّ البَنین(س)، یکجا میسر شد!«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر»
پیشانی شکافتهات عباس! همان دفتری است که کوچک و بزرگ، در آن مستطر است و مجرمین و هم مسلکانشان به استناد این سند، به چشم بر هم زدنی، عذابشان یکجا میسر شد!
متقین به تقدیر پیشانیات، «فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِر»، در ساحل نهر فرات، گرد میآیند؛ آنجا که دیدن خورشید و ماه، برایشان یکجا میسر شد!
#سوره_قمر #به_قلم_استاد_کاظم_رجبعلی
رسانهی سورهنوشت مدرسهی حمد https://ble.ir/sourehnevesht_hamd
پیشانی بلند تو، همان امان نامه بلیغی است که در شعاع مهتابیاش، عالم مهلت یافت!و چون عمود بر آن ساحت امن بندگی، فرود آمد، نزول مهیبترین آیه خدا و تکذیب آن، یکجا میسر شد!«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَر وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ»
کندوها به امان بیداری چشمان تو، پر زمزمه شدند؛ و نماز و تلاوت که محبوب خورشید است، در پرتو هیبت تو، تا صبح امان یافت؛ که این هر دو در شعاع مهتاب، یکجا میسر شد!«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر»
خواب دخترکان مضطرب، در پرتو بیخوابی تو میسر بود؛ که هر چشمت دو صف، تیغ آخته داشت؛ و چون صفوف مژگانت به تقابل با پولاد، به هم پیوست، بیخوابی کودکان و خواب دشمنان، یکجا میسر شد!
رؤیت هلال تو در معرکه نبرد، نوید عید برای کودکان بود و کودکان به استهلال آمده بودند؛چون غبار نشست، رؤیت هلال با شَقّ القَمَر، یکجا میسر شد!
آه عباس! چه بگویم از مَشک که چون بغضش شکفت و گریست، تشنگی کودکان با از نفس افتادنت، یکجا میسر شد!«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر»
چشمان تو، بصیرت بیدار است؛ قیامت آشفتهای که چون به خون نشست، ماه گرفت!و قامت بلند خورشید، خمید؛ که از پس خسوف، وجوب نماز با رکوع امام، یکجا میسر شد!
عجب نیست اگر خورشید از پی افتادنت نشست؛ که با افتادن تو، خیمه آسمان پِی شد!و چون آسمان از پس فرود آمدن تو، پایین آمد، سنگ زدن به خورشید با ذبح از قفا، یکجا میسر شد!
عجب نیست اگر بر صورت خورشید، غبار نشست که پیش از این، دستان تو کاشف کرب از وجه خورشید بود؛ و چون دستان کشیدهات بر زمین افتاد، شکستن حریم صورت خورشید با حریم خیمهها، یکجا میسر شد!«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر»
خورشید به فدایت ای ماه، که چون زهرا سلام الله علیها، سرت را به دامان گرفت، خطاب یا اُمّاه! به فاطمه؛ و ذکر «يا أَخا، أدرِك أَخاك»! برایت یکجا میسر شد!
مادرت، ادب محض بود.تو و برادرانت را به تبیین خونین ادب روانه کرد؛ و چون از پی سفارش مادر، بی حسین بازنگشتی، تفسیرِ وفا و بصیرت، با مفهوم اُمّ البَنین(س)، یکجا میسر شد!«وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر»
پیشانی شکافتهات عباس! همان دفتری است که کوچک و بزرگ، در آن مستطر است و مجرمین و هم مسلکانشان به استناد این سند، به چشم بر هم زدنی، عذابشان یکجا میسر شد!
متقین به تقدیر پیشانیات، «فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِر»، در ساحل نهر فرات، گرد میآیند؛ آنجا که دیدن خورشید و ماه، برایشان یکجا میسر شد!
#سوره_قمر #به_قلم_استاد_کاظم_رجبعلی
۱۹
۲۰:۵۸