بازارسال شده از یک آیه در روز
ادامه تدبر ۱ (آیا #کسب_قدرت، مزد نیست؟)
در واقع مشی تمام کسانی که رسالت الهی را عهدهدار بودند، از حضرت نوح به عنوان اولین پیامبر اولوالعزم، تا امامان اهل بیت ع معصوم این بود که در عین حال که شما را به اطاعت از خویش میخوانیم اما شما را به این کار مجبور نمیکنیم اگر خودتان خوش نداشته باشید؛و این یک شاخص مهم برای تشخیص حکومت دینی اصیل است، که حکمرانان بقدری با زیردستان خود مدارا میکنند که نهایتا در اغلب موقعیتها با اینکه ظاهرا در راس قدرتاند اما مظلومترین فرد جامعه خویش میشوند و اینجاست که پدیده #مقتدر_مظلوم در حکومتهای دینی اصیل شکل میگیرد.در واقع، توجه به رضایت و درخواست مردم چنان جایگاه محوریای در یک حکومت واقعا دینی دارد که حضرت امیر ع در نامه معروفشان به مالک اشتر بر این تصریح میکنند و مولفه رضایت عمومی را در کنار دو مولفه «در میانه حق بودن» و «عمومیت در عدالت» به عنوان مهمترین عوامل تصمیمگیری حاکم برمیشمرند: «وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّة: و باید محبوبترین کارها نزد تو میانهترین آنها در حق، فراگیرترینشان در عدالت و جامعترینشان برای رضایت عمومی باشد؛ زیرا خشمِ عامه، رضایتِ خواص [= نورچشمیها] را هم از بین میبرد، ولی خشمِ خواص با رضایتِ عامه بخشوده میشود.» (نهج البلاغه، نامه۵۳)
با این مقدمه معلوم میشود که چرا این طلب اطاعت، مزد و پاداشی برای صاحبان رسالت الهی نیست: زیرا دعوت آنان به اینکه از من اطاعت کنید به هیچ عنوان «قدرت» مورد نظر دنیامداران – که یک امتیاز بر دیگران است- را برای آنها ارمغان نمیآورد و کسانی که قدرت دینی را برای اعمال نظرات خود (ولو نظراتشان را مستند به دین کنند) استفاده میکنند، در مسیر حاکمیت اصلی دینی قدم برنمیدارند.
*پینوشت: کلمه اصیل را از این جهت افزودیم که چون دین ظرفیت فراوانی برای کسب قدرت در اختیار افراد قرار میدهد بسیاری از حاکمان در جهان ادعای دینی بودن دارند و از قدرت دین برای رسیدن به جایگاه خود استفاده میکنند و حتی گاه اسم حکومت دینی بر حکومت خویش میگذارند در حالی که حقیقتا دین را فقط ابزاری برای کسب قدرت قرار دادهاند که نمونه بارز آن معاویه است.مهمترین ضابطه واقعا دینی بودن حکومت آن است که به قواعد دینی علیه خود ملتزم باشد، که در متن توضیح داده شد.@yekaye#شعراء_۱۲۷
در واقع مشی تمام کسانی که رسالت الهی را عهدهدار بودند، از حضرت نوح به عنوان اولین پیامبر اولوالعزم، تا امامان اهل بیت ع معصوم این بود که در عین حال که شما را به اطاعت از خویش میخوانیم اما شما را به این کار مجبور نمیکنیم اگر خودتان خوش نداشته باشید؛و این یک شاخص مهم برای تشخیص حکومت دینی اصیل است، که حکمرانان بقدری با زیردستان خود مدارا میکنند که نهایتا در اغلب موقعیتها با اینکه ظاهرا در راس قدرتاند اما مظلومترین فرد جامعه خویش میشوند و اینجاست که پدیده #مقتدر_مظلوم در حکومتهای دینی اصیل شکل میگیرد.در واقع، توجه به رضایت و درخواست مردم چنان جایگاه محوریای در یک حکومت واقعا دینی دارد که حضرت امیر ع در نامه معروفشان به مالک اشتر بر این تصریح میکنند و مولفه رضایت عمومی را در کنار دو مولفه «در میانه حق بودن» و «عمومیت در عدالت» به عنوان مهمترین عوامل تصمیمگیری حاکم برمیشمرند: «وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّة: و باید محبوبترین کارها نزد تو میانهترین آنها در حق، فراگیرترینشان در عدالت و جامعترینشان برای رضایت عمومی باشد؛ زیرا خشمِ عامه، رضایتِ خواص [= نورچشمیها] را هم از بین میبرد، ولی خشمِ خواص با رضایتِ عامه بخشوده میشود.» (نهج البلاغه، نامه۵۳)
با این مقدمه معلوم میشود که چرا این طلب اطاعت، مزد و پاداشی برای صاحبان رسالت الهی نیست: زیرا دعوت آنان به اینکه از من اطاعت کنید به هیچ عنوان «قدرت» مورد نظر دنیامداران – که یک امتیاز بر دیگران است- را برای آنها ارمغان نمیآورد و کسانی که قدرت دینی را برای اعمال نظرات خود (ولو نظراتشان را مستند به دین کنند) استفاده میکنند، در مسیر حاکمیت اصلی دینی قدم برنمیدارند.
۴
۱:۲۷
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
«أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ ريعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ»
جالب است که در این سوره در مقام مذمت قوم عاد - که در ادامه، از هلاکت آنها با عذاب الهی سخن به میان خواهد آورد - سه ایراد را در مورد آنها برمیشمرد، که اولین موردش که همین آیه است کاری است که چهبسا در نظر بسیاری از ما، کار چندان ناروایی هم به نظر نیاید؛ یعنی بنا کردن ساختمانی نه برای استفادههای متعارف از یک ساختمان، بلکه برای اهدافی عبث، که اغلب مفسران مصداق این را بناهایی دانستهاند که کارکردی همچون فخرفروشی و خودنمایی داشته است.
امروزه شاید از این گونه ساختمانها و بناها بقدری زیاد شده است که وجودش را کاملا طبیعی و عادی میانگاریم و گمان بسیاری بر این است که اگر کسی چنین ساختمانی بسازد تنها در صورتی مشکل دارد که از پول حرام ساخته شده باشد؛ وگرنه صرفا ساختن چنین ساختمانهایی برای کسانی که درآمدشان اجازه چنین کاری را میدهد اشکالی ندارد!در حالی که آیه بصراحتا و به عنوان اولین گام انحرافی آنها دارد این گونه ساختنهای نمادین را زیر سوال میبرد.
ثمره #اخلاقی_اجتماعی
انحراف یک جامعه غالبا از اموری آغاز میشود که اهمیت آنها چندان به چشم نمیآید. عمده انسانها نسبت به بیعدالتی و دزدی و قتل و ... حساساند،اما اینکه ثروتمندان با ثروتشان خودنمایی و فخرفروشی کنند و هدفشان از تهیه و استفاده از برخی کالاها صرفا و صرفا خودنمایی باشد، امروزه نهتنها امری عادی شده، بلکه در جهان مصرفزده امروز، یک وضع مطلوب قلمداد میشود که فضای بسیاری از تبلیغات تجاری این است که به مخاطب ثروتمند خود القا کند که تو با خرید و تهیه این محصول، میتوانی سری در میان سرها بلند کنی! یعنی دقیقا چیزی که در این آیه به عنوان اولین گام انحرافی قوم عاد معرفی شده است: در جایی بلند نمادی بسازی که هیچ کارکرد واقعی ندارد جز خودنمایی!
آیا این نحوه ساختمانسازی در شهرها، و بلکه این گونه در فضای مصرفگرایی پیشرفت کردن و به تبلیغاتهای اینچنینی این اندازه میدان دادن، ما (و بلکه عمده جوامع امروزی جهان) را در مسیر قوم عاد قرار نخواهد داد؟ آیا این آیه هشداری جدی برای زندگی امروز ما نیست که شهرتطلبی به یک ارزش تبدیل شده است؟ آیا قرار است در هر جایی که به چشم میآید نشانهای از خود بگذاریم، صرفا برای اینکه نشانهای از ما باشد؟!@yekaye#شعراء_۱۲۸
جالب است که در این سوره در مقام مذمت قوم عاد - که در ادامه، از هلاکت آنها با عذاب الهی سخن به میان خواهد آورد - سه ایراد را در مورد آنها برمیشمرد، که اولین موردش که همین آیه است کاری است که چهبسا در نظر بسیاری از ما، کار چندان ناروایی هم به نظر نیاید؛ یعنی بنا کردن ساختمانی نه برای استفادههای متعارف از یک ساختمان، بلکه برای اهدافی عبث، که اغلب مفسران مصداق این را بناهایی دانستهاند که کارکردی همچون فخرفروشی و خودنمایی داشته است.
امروزه شاید از این گونه ساختمانها و بناها بقدری زیاد شده است که وجودش را کاملا طبیعی و عادی میانگاریم و گمان بسیاری بر این است که اگر کسی چنین ساختمانی بسازد تنها در صورتی مشکل دارد که از پول حرام ساخته شده باشد؛ وگرنه صرفا ساختن چنین ساختمانهایی برای کسانی که درآمدشان اجازه چنین کاری را میدهد اشکالی ندارد!در حالی که آیه بصراحتا و به عنوان اولین گام انحرافی آنها دارد این گونه ساختنهای نمادین را زیر سوال میبرد.
انحراف یک جامعه غالبا از اموری آغاز میشود که اهمیت آنها چندان به چشم نمیآید. عمده انسانها نسبت به بیعدالتی و دزدی و قتل و ... حساساند،اما اینکه ثروتمندان با ثروتشان خودنمایی و فخرفروشی کنند و هدفشان از تهیه و استفاده از برخی کالاها صرفا و صرفا خودنمایی باشد، امروزه نهتنها امری عادی شده، بلکه در جهان مصرفزده امروز، یک وضع مطلوب قلمداد میشود که فضای بسیاری از تبلیغات تجاری این است که به مخاطب ثروتمند خود القا کند که تو با خرید و تهیه این محصول، میتوانی سری در میان سرها بلند کنی! یعنی دقیقا چیزی که در این آیه به عنوان اولین گام انحرافی قوم عاد معرفی شده است: در جایی بلند نمادی بسازی که هیچ کارکرد واقعی ندارد جز خودنمایی!
۷
۱۳:۱۸
در کانال یک آیه در روز مشغول آیه ۱۳۸ سوره شعراء بودم.
شاید یکی از مصادیق بارز انسانهایی که منطق حاکم بر آن آیه را دارند #ترامپ ، رئیس جمهور کنونی آمریکا باشد. از این رو بیمناسبت نیست که با این دید نگاهی به تدبری که در آنجا نوشتم داشته باشیم:@souzanchi
شاید یکی از مصادیق بارز انسانهایی که منطق حاکم بر آن آیه را دارند #ترامپ ، رئیس جمهور کنونی آمریکا باشد. از این رو بیمناسبت نیست که با این دید نگاهی به تدبری که در آنجا نوشتم داشته باشیم:@souzanchi
۱۳۶
۱۷:۱۷
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
«وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ»
در آیات قبل دیدیم که حضرت هود ع بعد از اینکه خود را به عنوان پیامبر ص خدا معرفی کرد و درباره رویههای غلطی که داشتند بدانها هشدار داد و نعمتهای خدا بدانان را برشمرد و در مجموع در همین آیات مختصر چهار بار از آنان خواست که تقوای الهی در پیش گیرند، و آنان را از عذاب یوم عظیم ترساند، آنان گفتند برای ما تفاوتی ندارد که پند و اندرزمان بدهی یا ندهی، و این عادت متقدمین بوده است، ادعا کردند که ما از عذابشدگان نخواهیم بود. به نظر میرسد این جمله اخیر آنان پاسخ آنان به ترسی است که حضرت هود از عذاب یوم عظیم مطرح کرد؛ و آنان ادعا کردند که ما اصلا عذاب نخواهیم شد که از این بابت برای ما نگران هستی.
نکته تخصصی #دینشناسی: ترسیدن یا نترسیدن از عذاب
یکی از اصول دین که از واضحات معارف قرآنی و شرط مسلمانی هر مسلمانی است، اعتقاد به معاد و قیامت است؛ و باور به معاد باور به این است که انسان با مرگ نیست و نابود نمیشود بلکه عاقبت اعمالی که در دنیا انجام داده خواهد دید و نهایتا به بهشت یا جهنم خواهد رفت.در واقع باور به وجود عذاب الهی، یکی از اصول و مبانی معارفی است که تمام پیامبران الهی بر آن تأکید داشتهاند و هرکس ذرهای با معارف ادیان توحیدی آشنا باشد میداند که امکان هیچ تردیدی در این واقعیت نیست.
با این حال، آنچه بسیار تعجب دارد این است که در جوامع اسلامی گروهی پیدا میشوند که با تأکید بر رحمانیت خداوند و کلیدواژه #دین_رحمانی و تعابیر دیگر، مدعی آن هستند که خداوند مهربانتر از آن است که کسی را عذاب کند!
و لازمه سخن آنان این است که اصلا جهنمی در کار نیست و عذابی در کار نخواهد بود!
چنین تحلیلی شاید از بارزترین مصادیق #تفسیر_به_رای و اوج نفهمی در حوزه معارف دینی است؛ و عجیب اینجاست که گاه از کسانی شنیده میشود که لباس اهل علم به تن دارند:
کسی مثل حضرت ابراهیم ع که مصداق بارز تجلی رحمت خداست و حتی برای جلوگیری از نزول عذاب بر قوم لوط با فرشتگان الهی مجادله میکرد (هود/۷۴-۷۵) وقتی در مقام اندرز دادن پدرش برمیآید تصریح میکند که من نگران این هستم که عذابی از جانب خدای رحمان به تو برسد: «يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ» (مریم/۴۵)؛ یعنی واضح است که همان خدا که رحمان است عذاب میکند.
در حقیقت، عذاب نشدن و نگرانی نداشتن از عذاب الهی، در منطق قرآن، تنها در دو صورت قابل قبول است:
یکی جایی که هنوز پیامبری فرستاده نشده و حجت بر مخاطبان تمام نشده است: «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا» (اسراء/۱۵)؛
و دیگری پس از اینکه حساب و کتاب اخروی به پایان برسد برای کسانی که به بهشت وارد میشوند: «في جَنَّاتِ النَّعيمِ ... فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ ... وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبينَ؛ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» (صافات/۴۳ و ۵۰ و ۵۹-۶۰).
در غیر این دو مورد، هرکسی تا در دنیاست نباید خود را از عذاب الهی ایمن بداند
و این مسأله بقدری در معارف دین پررنگ است که حتی پیامبران و امامان معصوم ع هم بارها و بارها به خوف خود از عذاب الهی تصریح کردهاند و خداوند دست کم سه بار به پیامبر اکرم ص - که برترین پیامبر الهی ص است که بالاترین درجات عصمت را دارد – دستور میدهد که این را به همگان بگو که من هم از عذاب پروردگارم میترسم اگر که مرتکب معصیت شوم:
«قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم» (انعام/۱۵؛زمر/۱۳؛ یونس/۱۰).
وقتی ریشههای ادعای گزاف «ما عذاب نخواهیم شد» را در قرآن کریم ردیابی کنیم، این سخن
یکبار توسط #قوم_عاد مطرح شده،
که چنانکه قبلا هم اشاره شد از اقوامی بودند که به لحاظ امکانات و قدرت دنیوی (به تعبیر امروزی، پیشرفت تکنولوژی) بینظیر بودند: «عادٍ؛ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ؛ الَّتي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ» (فجر/6-8)؛
و دیگری در میان مترفین (= رفاهزدگان) هر قومی رایج بوده است: «وَ ما أَرْسَلْنا في قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها ... وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبين» (سبأ/۳۴-۳۵) *
شاید بتوان گفت این باور نادرست ریشه در یک نحوه غرق شدن در ناز و نعمت دارد؛ افرادی که خداوند به آنان امکانات فراوان میدهد (قوم عاد به طور خاص، و رفاهزدگان به طور عام) بشدت در معرض این هستند که به این ناز و نعمت مغرور شوند و گمان کنند که حال که خداوند متعال علیرغم گناهانی که مرتکب میشود، آنان را از نعمتهای الهی بهرهمند کرده است، پس هیچگاه آنان را عذاب نخواهد کرد؛و این مبتلا شدن به سنت استدارج است: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون» (اعراف/۱۸۲؛قلم/۴۴)؛ یعنی اینکه افراد به نحو تدریجی و کمکم به وضعیتی میرسند که وقوع عذاب بر آنها قطعی میشود و دیگر هیچ راه فراری نخواهند داشت.@yekaye
پینوشت
در آیات قبل دیدیم که حضرت هود ع بعد از اینکه خود را به عنوان پیامبر ص خدا معرفی کرد و درباره رویههای غلطی که داشتند بدانها هشدار داد و نعمتهای خدا بدانان را برشمرد و در مجموع در همین آیات مختصر چهار بار از آنان خواست که تقوای الهی در پیش گیرند، و آنان را از عذاب یوم عظیم ترساند، آنان گفتند برای ما تفاوتی ندارد که پند و اندرزمان بدهی یا ندهی، و این عادت متقدمین بوده است، ادعا کردند که ما از عذابشدگان نخواهیم بود. به نظر میرسد این جمله اخیر آنان پاسخ آنان به ترسی است که حضرت هود از عذاب یوم عظیم مطرح کرد؛ و آنان ادعا کردند که ما اصلا عذاب نخواهیم شد که از این بابت برای ما نگران هستی.
یکی از اصول دین که از واضحات معارف قرآنی و شرط مسلمانی هر مسلمانی است، اعتقاد به معاد و قیامت است؛ و باور به معاد باور به این است که انسان با مرگ نیست و نابود نمیشود بلکه عاقبت اعمالی که در دنیا انجام داده خواهد دید و نهایتا به بهشت یا جهنم خواهد رفت.در واقع باور به وجود عذاب الهی، یکی از اصول و مبانی معارفی است که تمام پیامبران الهی بر آن تأکید داشتهاند و هرکس ذرهای با معارف ادیان توحیدی آشنا باشد میداند که امکان هیچ تردیدی در این واقعیت نیست.
با این حال، آنچه بسیار تعجب دارد این است که در جوامع اسلامی گروهی پیدا میشوند که با تأکید بر رحمانیت خداوند و کلیدواژه #دین_رحمانی و تعابیر دیگر، مدعی آن هستند که خداوند مهربانتر از آن است که کسی را عذاب کند!
و لازمه سخن آنان این است که اصلا جهنمی در کار نیست و عذابی در کار نخواهد بود!
چنین تحلیلی شاید از بارزترین مصادیق #تفسیر_به_رای و اوج نفهمی در حوزه معارف دینی است؛ و عجیب اینجاست که گاه از کسانی شنیده میشود که لباس اهل علم به تن دارند:
کسی مثل حضرت ابراهیم ع که مصداق بارز تجلی رحمت خداست و حتی برای جلوگیری از نزول عذاب بر قوم لوط با فرشتگان الهی مجادله میکرد (هود/۷۴-۷۵) وقتی در مقام اندرز دادن پدرش برمیآید تصریح میکند که من نگران این هستم که عذابی از جانب خدای رحمان به تو برسد: «يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ» (مریم/۴۵)؛ یعنی واضح است که همان خدا که رحمان است عذاب میکند.
و این مسأله بقدری در معارف دین پررنگ است که حتی پیامبران و امامان معصوم ع هم بارها و بارها به خوف خود از عذاب الهی تصریح کردهاند و خداوند دست کم سه بار به پیامبر اکرم ص - که برترین پیامبر الهی ص است که بالاترین درجات عصمت را دارد – دستور میدهد که این را به همگان بگو که من هم از عذاب پروردگارم میترسم اگر که مرتکب معصیت شوم:
«قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم» (انعام/۱۵؛زمر/۱۳؛ یونس/۱۰).
که چنانکه قبلا هم اشاره شد از اقوامی بودند که به لحاظ امکانات و قدرت دنیوی (به تعبیر امروزی، پیشرفت تکنولوژی) بینظیر بودند: «عادٍ؛ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ؛ الَّتي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ» (فجر/6-8)؛
۵
۱۷:۱۷
بازارسال شده از یک آیه در روز
۱. قبلا در مقام نقد آنچه به اسم #دین_رحمانی یا قرائت رحمانی از دین شایع شده توضیح داده شد که وجود جهنم و عذاب جهنمیان، نهتنها منافاتی با رحمانیت الهی ندارد، بلکه لازمه آن استمثلا در جلسه ۷۵۸، تدبر۵ http://yekaye.ir/ya-seen-36-11/ و جلسه ۷۷۰، تدبر۲ https://yekaye.ir/ya-seen-36-23/ و جلسه ۹۰۱، تدبر۵ https://yekaye.ir/ya-seen-36-52/ و ...).
۲. جالب اینجاست که توجیه کردن کارها با اشاره به اینکه این روش گذشتگان است نیز ادعایی است که هم قوم عاد مطرح کردهاند (آیه قبل) و هم در میان مترفانِ (=رفاهزدگانِ) هر قومی رایج بوده است: «وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ في قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُون».@yekaye#شعراء_۱۳۸
۵
۱۷:۱۹
تضاد ملت و امت، تاملی در یکی از چالشهای جدی پیش روی تمدن اسلامی.pdf
۵۶۴.۷۱ کیلوبایت
تضاد ملت و امت، تاملی در یکی از چالشهای جدی پیش روی تحقق تمدن اسلامی
در دورهای که الگوی حکومتی nation-state و به تعبیر دیگر، حکومتداریِ گرهخورده با ملیت، چنان غلبه دارد که گزینه دیگری برای حکومتداری باقی نمانده، نمیتوان از حرکت به سوی تمدن اسلامی سخنی گفت مگر اینکه بر دوگانه ملت- امت غلبه کنیم. ...در این مقاله، ابتدا با تحلیل تاریخی، ریشههای شکلگیری مفهوم مدرن «ملت» و برخی اقتضاءات آن در مقام حکمرانی استخراج شده است، سپس با روش تحلیل مضمون درصدد برآمدهایم که ضمن اکتشاف معنای «امت» در ادبیات قرآنی، ببینیم پاسخهای «امتگرایانه» کنونی چه اندازه با نگاه قرآنی سازگار است. مدعای اصلی پژوهش حاضر این است که لازمه جدی گرفتن حکومت دینی در بستر «دولت مدرن»، یک نحوه جمع کردن بین «امت» و «ملت»، و کنار گذاشتن تقابل رویکردهای امتگرایانه و ملیگرایانه است و تلاش شده نمونهای از چگونگی این جمع در مواجهه با مساله فلسطین نشان داده شود.
این مقاله در نخستین همایش بینالمللی «امت و تمدن در قرآن» در تاریخ ۲۴ دیماه ۱۴۰۴ در قم ارائه شد که به پیوست تقدیم میشود.
لازم به ذکر است که اصل مقاله یک سال قبل نوشته شد و عمده این تحلیلها مربوط به همان زمان است که هنوز جنگ اول اسرائیل علیه ایران هم شروع نشده بود؛ و طبیعی است که با توجه به شرایط پیش آمده احتمالا برخی از جزییات راهکارهای مطرح شده نیاز به بازبینی دارد؛ اما کلیت مطلب هنوز قابل دفاع است.
برای توضیحات بیشتر و دریافت ضمیمهها به سایت مراجعه کنید:
https://www.souzanchi.ir/the-conflict-between-nation-and-community/
@souzanchi
در دورهای که الگوی حکومتی nation-state و به تعبیر دیگر، حکومتداریِ گرهخورده با ملیت، چنان غلبه دارد که گزینه دیگری برای حکومتداری باقی نمانده، نمیتوان از حرکت به سوی تمدن اسلامی سخنی گفت مگر اینکه بر دوگانه ملت- امت غلبه کنیم. ...در این مقاله، ابتدا با تحلیل تاریخی، ریشههای شکلگیری مفهوم مدرن «ملت» و برخی اقتضاءات آن در مقام حکمرانی استخراج شده است، سپس با روش تحلیل مضمون درصدد برآمدهایم که ضمن اکتشاف معنای «امت» در ادبیات قرآنی، ببینیم پاسخهای «امتگرایانه» کنونی چه اندازه با نگاه قرآنی سازگار است. مدعای اصلی پژوهش حاضر این است که لازمه جدی گرفتن حکومت دینی در بستر «دولت مدرن»، یک نحوه جمع کردن بین «امت» و «ملت»، و کنار گذاشتن تقابل رویکردهای امتگرایانه و ملیگرایانه است و تلاش شده نمونهای از چگونگی این جمع در مواجهه با مساله فلسطین نشان داده شود.
این مقاله در نخستین همایش بینالمللی «امت و تمدن در قرآن» در تاریخ ۲۴ دیماه ۱۴۰۴ در قم ارائه شد که به پیوست تقدیم میشود.
لازم به ذکر است که اصل مقاله یک سال قبل نوشته شد و عمده این تحلیلها مربوط به همان زمان است که هنوز جنگ اول اسرائیل علیه ایران هم شروع نشده بود؛ و طبیعی است که با توجه به شرایط پیش آمده احتمالا برخی از جزییات راهکارهای مطرح شده نیاز به بازبینی دارد؛ اما کلیت مطلب هنوز قابل دفاع است.
برای توضیحات بیشتر و دریافت ضمیمهها به سایت مراجعه کنید:
@souzanchi
۴۰۹
۱۷:۱۹
حرکت به سوی آینده مطلوب با فراروی از دوگانه ملتگرایی و امتگرایی.pdf
۱۲۱.۴۹ کیلوبایت
حرکت به سوی آینده مطلوب با فراروی از دوگانه ملتگرایی و امتگرایی
بعد از ارائه مقاله «تضاد ملت و امت، تاملی در یکی از چالشهای جدی پیش روی تحقق تمدن اسلامی» در همایشی در دیماه ۱۴۰۴، یکی از نشریات معروف کشور قصد داشت ویژهنامه نوروزیای به بحث هویت ایرانی (و مباحثی که بعد از جنگ ۱۲ روزه در مورد هویت ملی و هویت دینی و ... پیش آمد) اختصاص دهد و از نگارنده هم تقاضای یادداشتی داشتند،که متن ضمیمه را که تقریبا خلاصهای از مقاله مذکور بود که با زبان سادهتری نگارش یافته بود در ابتدای اسفند برایشان فرستادم. چند روز بعد جنگ رمضان شروع شد و با توجه به شهادت رهبری از آنها خواستم متن را برگردانند و چند عبارت را در همان روزها تغییر دادم.
اما با ادامه یافتن وضعیت جنگی نشریه مذکور عملا نتوانست به نشر ویژهنامه مورد نظر خود اقدام کند، و از این رو، آن یادداشت در اینجا و در آدرس زیر برای علاقمندان بازنشر داده میشود:
https://www.souzanchi.ir/moving-toward-a-desirable-future-by-transcending-the-dichotomy-of-nationalism-and-islamism/
@souzanchi
بعد از ارائه مقاله «تضاد ملت و امت، تاملی در یکی از چالشهای جدی پیش روی تحقق تمدن اسلامی» در همایشی در دیماه ۱۴۰۴، یکی از نشریات معروف کشور قصد داشت ویژهنامه نوروزیای به بحث هویت ایرانی (و مباحثی که بعد از جنگ ۱۲ روزه در مورد هویت ملی و هویت دینی و ... پیش آمد) اختصاص دهد و از نگارنده هم تقاضای یادداشتی داشتند،که متن ضمیمه را که تقریبا خلاصهای از مقاله مذکور بود که با زبان سادهتری نگارش یافته بود در ابتدای اسفند برایشان فرستادم. چند روز بعد جنگ رمضان شروع شد و با توجه به شهادت رهبری از آنها خواستم متن را برگردانند و چند عبارت را در همان روزها تغییر دادم.
اما با ادامه یافتن وضعیت جنگی نشریه مذکور عملا نتوانست به نشر ویژهنامه مورد نظر خود اقدام کند، و از این رو، آن یادداشت در اینجا و در آدرس زیر برای علاقمندان بازنشر داده میشود:
@souzanchi
۲۲۳
۱۷:۲۰
بازارسال شده از یک آیه در روز
چون خبر به قیصر رسید و مطلب را خواند بسیار خوشحال شد و همان موقع اسلام آورد و با اسلام از دنیا رفت.
نقل أنّ قيصر ملك الروم كتب إلى خليفة من خلفاء بني العبّاس كتابا يذكر فيه:
إنّا وجدنا في الإنجيل أنه من قرأ سورة خالية من سبعة أحرف حرّم الله جسده على النار! وهي الثاء و الجیم و الزای و الشین و الظاء و الفاء [ث ج خ ز ش ظ ف] فإنّا طلبنا هذه السورة في التوراة فلم نجدها، وطلبناها في الزبور فلم نجدها، فهل تجدونها في كتبكم؟
فجمع العلماء وسألهم في ذلك فلم يجيبوا منهم أحد عن ذلك إلّا النقي عليّ بن محمّد بن الرضا ع، فقال : إنّها سورة الحمد فإنّها خالية من هذه السبعة أحرف.
فقيل [له ما] الحكمة في ذلك [قال:] لأنّ الثاء من الثبور، والجيم من الجحيم، والخاء من الخيبة، والزاي من الزقّوم، والشين من الشقاوة، والظاء من الظلمة، والفاء من الفرقة أو من الآفة.
فلمّا وصل إلى قيصر وقرأه فرح بذلك فرحا شديدا وأسلم لوقته ومات على الإسلام.و الحمد لله رب العالمین.
۱۰
۱۱:۰۴
بازارسال شده از یک آیه در روز
۴۱) در حدیث ۴۰ درباره ارتباط حروف مقطعه با اسم اعظم خداوند احادیثی گذشت.
مناسب است به این چند حدیث درباره اسم اعظم آمده هم اشارهای بشود که کنار هم گذاشتن آنها تناسبی جالب با مطلب فوق دارد و هم با این ایام که در آستانه #عید_غدیر و #ولایت هستیم تناسبی دارد.
در برخی از این احادیث اسم اعظم تشکیل شده از تعدادی حروف معرفی میشود؛ و در بسیاری از آنها بین خود اهل بیت با عاصف بن برخیا و پیامبرانی که به برخی از حروف اسم اعظم دسترسی داشتند مقایسهای میشود که علم آنها چگونه مبتنی بر این حروف بوده و وقتی اهل بیت به حروف بیشتری از آن دسترسی دارند چگونه علمشان بشدت افزون میشودو نکته جالب اینکه در بسیاری از اینها اشاره میشود که این علم ائمه ع همان علم به کل الکتاب [= قرآن] است و در واقع چهبسا بتوان گفت با داشتن آگاهی از این حروف به عنوان حروف اسم اعظم است که علم به کل قرآن پیدا میکنند؛ و در واقع چهبسا بتوان گفت با داشتن آگاهی از این حروف به عنوان حروف اسم اعظم است که علم به کل قرآن پیدا میکنند؛ که این با آن جمله ابوفاخته که میگفت امالکتاب همین حروف مقطعه هستند که قرآن از آنها استخراج میشود (جامع البيان (تفسیر طبری)، ج3، ص117) تناسب جالبی دارد.
مرحوم صفار در بصائر (ج۱، ص۲۰۷-۲۱۶)، در سه باب ۳۳ حدیث در این مورد گردآوری کرده که مرحوم کلینی تنها به پنج مورد از آن اشاره کرده است. البته مرحوم صفار در ادامه باب دیگری هم باز کرده با عنوان «باب في الإمام ع أن عنده اسم الله الأعظم الذي إذا سأله به أجيب» و در آن چهار حدیث آورده است که چگونه ائمه از اسم اعظم استفاده می کردند (ج۱، ص۲۱۷-۲۱۹) که چون در آنها ناظر به خود اسم اعظم نکتهای ندارد از آنها صرف نظر میشود.
اما احادیث:
الف. اسم اعظم را براحتی به هرکسی نمیدهند:https://eitaa.com/yekaye/14339
https://ble.ir/yekaye/-1776912980862566331/1780484576855
ب. مقایسه پیامبران بر اساس میزان دسترسی آنها به اسم اعظمhttps://eitaa.com/yekaye/14340
ج. مقایسه اهل بیت ع با حضرت سلیمانhttps://eitaa.com/yekaye/14341
د. مقایسه آصف بن برخیا و اهل بیت عhttps://eitaa.com/yekaye/14342
ه . ائمه «من عنده علم الکتاب»اندhttps://eitaa.com/yekaye/14345@yekaye
مناسب است به این چند حدیث درباره اسم اعظم آمده هم اشارهای بشود که کنار هم گذاشتن آنها تناسبی جالب با مطلب فوق دارد و هم با این ایام که در آستانه #عید_غدیر و #ولایت هستیم تناسبی دارد.
در برخی از این احادیث اسم اعظم تشکیل شده از تعدادی حروف معرفی میشود؛ و در بسیاری از آنها بین خود اهل بیت با عاصف بن برخیا و پیامبرانی که به برخی از حروف اسم اعظم دسترسی داشتند مقایسهای میشود که علم آنها چگونه مبتنی بر این حروف بوده و وقتی اهل بیت به حروف بیشتری از آن دسترسی دارند چگونه علمشان بشدت افزون میشودو نکته جالب اینکه در بسیاری از اینها اشاره میشود که این علم ائمه ع همان علم به کل الکتاب [= قرآن] است و در واقع چهبسا بتوان گفت با داشتن آگاهی از این حروف به عنوان حروف اسم اعظم است که علم به کل قرآن پیدا میکنند؛ و در واقع چهبسا بتوان گفت با داشتن آگاهی از این حروف به عنوان حروف اسم اعظم است که علم به کل قرآن پیدا میکنند؛ که این با آن جمله ابوفاخته که میگفت امالکتاب همین حروف مقطعه هستند که قرآن از آنها استخراج میشود (جامع البيان (تفسیر طبری)، ج3، ص117) تناسب جالبی دارد.
مرحوم صفار در بصائر (ج۱، ص۲۰۷-۲۱۶)، در سه باب ۳۳ حدیث در این مورد گردآوری کرده که مرحوم کلینی تنها به پنج مورد از آن اشاره کرده است. البته مرحوم صفار در ادامه باب دیگری هم باز کرده با عنوان «باب في الإمام ع أن عنده اسم الله الأعظم الذي إذا سأله به أجيب» و در آن چهار حدیث آورده است که چگونه ائمه از اسم اعظم استفاده می کردند (ج۱، ص۲۱۷-۲۱۹) که چون در آنها ناظر به خود اسم اعظم نکتهای ندارد از آنها صرف نظر میشود.
اما احادیث:
https://ble.ir/yekaye/-1776912980862566331/1780484576855
۱۲
۱۱:۰۵
بازارسال شده از یک آیه در روز
متناسب با حدیث شماره ۲۸ حدیث زیر تقدیم میشود که با عید غدیر هم تناسبی دارد:
در فرازی از آن، امیرالمومنین ع درباره حجتهای الهی که خداوند در قرآن معرفی کرده توضیحاتی میدهد تا بدینجا می رسند که:
وی پرسید: «این حجّتها چه کسانی هستند؟»فرمودند: «آنان رسول الله (ص) و کسانی هستند که جانشین او از برگزیدگان خدایند؛ همانان که خداوند آنان را با خود و رسولش قرین ساخته و بر بندگان، اطاعت از آنان را واجب گردانیده، همانسان که اطاعت از خودش را بر آنان واجب کرده است. آنان صاحبان امر (= اولی الأمر) هستند که خداوند دربارهشان فرموده است: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ: اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر و اولی الأمری که از شمایند) (نساء/۵۹) و نیز دربارهشان فرموده: «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ: اگر آن را به پیامبر و اولی الأمر خویش بازمیگرداندند، هر آینه کسانی که اهل استنباطند آن را درمییافتند» (نساء/۸۳).
پرسید: «آن امر چیست؟» [ظاهرا مقصودش کلمه «أمر» در أُولِي الْأَمْرِ است]
حضرت علی (ع) فرمودند: «امری است که به واسطه آن، «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ» [= فرشتگان نازل میشوند] در شبی که «يُفْرَقُ فِيهَا كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» [= در آن شب هر امر استواری جدا [و تقدیر] میشود] (دخان، آیات ۴ و ۵)؛ از [قبیل تقدیر] آفرینش و روزی و اجل و عمل و عمر و زندگی و مرگ و علم غیب آسمانها و زمین و معجزاتی که شایسته نیست مگر برای خدا و برگزیدگانش و فرستادگانِ میان او و خلقش. و آنان همان وجه اللهاند که فرمود: «فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ: پس به هر سو رو کنید، آنجا وجه خداست» (بقره/۱۱۵). و آنان «بَقِيَّتُ اللَّهِ» [= باقیمانده خدا] (هود/۸۶) هستند؛ یعنی حضرت مهدی (عج) که در پایان این مهلت میآید و زمین را از قسط و عدل پر میکند، چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. و از نشانههای او، غیبت و پنهانگشتن هنگام فراگیر شدن طغیان و فرارسیدن انتقام است. و اگر این امری که خبرش را به تو دادم، ویژه پیامبر (ص) بود نه غیر او، هر آینه خطاب [قرآن] بر فعل گذشتهای دلالت میکرد که نه دوام دارد و نه استقبال؛ و میفرمود: «نَزَلَتِ الْمَلَائِكَةُ» [= فرشتگان نازل شدند] و «فُرِقَ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» [= هر امر استواری جدا شد]؛ و نمیفرمود: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ» [= فرشتگان نازل میشوند] و «يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» [= هر امر استواری جدا میشود]. و خداوند بلندمرتبه روشنسازی و اثبات حجّت را افزوده است با این سخنش درباره برگزیدگان و اولیایش (ع): «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ: تا مبادا کسی بگوید: ای دریغا بر آنچه در جنب خدا کوتاهی کردم» (زمر/۵۶)؛ برای اینکه نزدیکی ایشان [به خدا] را به خلق بفهماند؛ آیا نمیبینی که گفته میشود: «فلانی در جنب فلان کس است» هنگامی که میخواهی نزدیکی او را به او توصیف کنی؟»و همانا خداوند تبارک و تعالی این رمزها را در کتابش قرار داد که جز او و پیامبرانش و حجّتهایش در زمین، کسی آنها را نمیداند؛ زیرا میدانست که تحریفگران درصدد برخواهند آمد که [در صورتی که این مطالب به صورت کاملا آشکار در قرآن بیاید] نامهای حجّتهایش را از قرآن حذف کنند و مطلب را بر امّت مشتبه سازند تا بدینوسیله آنان را بر باطلشان یاری رسانند. پس خداوند به این سبب، رمزها را [در کتابش] قرار داد و دلها و دیدگانشان را کور کرد، با باقی گذاشتن آن رمزها و غیر آن، از خطابهایی که دلالت می کرد بر بدعتهایی که آنان در دین ایجاد کرده بودند؛ و خداوند اهل این کتاب را که آن را اقامه میکنند و به ظاهر و باطنش دانایند، از «درختی که ریشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است و میوهاش را هر دم به اذن پروردگارش میدهد» (ابراهیم، آیات ۲۴-۲۵) قرار داد؛ یعنی همانند این دانش را برای تحمّلکنندگانش در هر برههای از زمان آشکار میکند. و دشمنان اینان را از «شَجَرَةٍ مَلْعُونَةٍ» (اسراء/۶۰) قرار داد؛ کسانی که کوشیدند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، اما «خداوند جز کامل کردن نور خود را نخواست» (توبه/۳۲ ؛ صف/۸). و اگر منافقان - که خدا لعنتشان کند - میدانستند که در باقی گذاشتن این آیات که تأویلشان را برایت بیان کردم چه بر سرشان خواهد آمد...@yekaye
۴
۱۰:۳۲