بازارسال شده از محسن قنبریان
✓ اگر می خواهید:• بعثت مردم و «تمام کردن کار»، نمایشی نشود و «مؤثر بر نتایج مذاکرات» بماند... • در کنارش «اختلاف نظرهای موجّه» به تفرقه ها و گروه گروه شدن ها نیانجامد و نقشه دشمن منعقد نشود...
✓ حتماً این دو دستور دینی را لحاظ کنید:
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۳/۲۴
۱
۹:۱۷
بازارسال شده از خوانش سوم | حمیده عربسرخی
مکمل هندسه مقاومت تصویر زن ایرانی در توییتر خارجی چه میکند؟
(اول از همه بگویم این متن قرار بود در زمان انتشار توییت منتشر شود که شرایط آن فراهم نبود؛ لذا احساس کردم حال که نوشتهام منتشرش کنم شاید زمانسنج نیست اما جالب است.)
این تصویر که توسط جکسون هینکل با هوش مصنوعی ساخته و در شبکه X منتشر شده، فضای جذابی از تقابل میان ایران، آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی را به نمایش میگذارد. در مرکز کادر، موشکی با جلوهای قدرتمند ترسیم شده است؛ ابعاد آن حتی از ترامپ (که در حال مچاندازی با آن است) بزرگتر به نظر میرسد و بازوبندی نیز بر شانه آن محکم بسته شده است.
اما فراتر از این ابعاد، نکتهای بسیار تأملبرانگیز در این تصویر وجود دارد: حضور زن ایرانی در پشت سر نیروهای نظامی ایران. گویی با یک سلسلهمراتب بصری روبرو هستیم؛ در لایه نخست، موشک ایرانی قرار دارد که در خط مقدم جنگ مستقیم است. در مرحله بعد، نیروهای نظامی دیده میشوند که در این میان، سرهنگ ذوالفقاری در جایگاهی مشخص قرار گرفته که به عنوان سخنگوی قرارگاه خاتم میتوان او را نماینده طیف نظامی دانست و در نهایت، با حضور زن ایرانی مواجه میشویم.
بر اهمیت پوشش چادر این زن باید تأکید کرد؛ چرا که این انتخاب آگاهانه بخش مهمی از هویت زن ایرانی را بازنمایی میکند. او در حالی که پرچم ایران را برافراشته است، در موقعیتی قرار دارد که گویی از این روند نظامی حمایت کرده و در آن میدانداری میکند. در واقع، زن در این تصویر، پس از لایه نظامی، در جایگاه «مردم» و به عنوان نمایندهی آن ظاهر شده که این نکتهای بسیار قابل توجه است.
تفاوت اصلی در تقابل این حضور با سوی دیگر تصویر است؛ جایی که همه چیز تحت حاکمیت یک «ادبیات مردانه» است. در آن سو، شیخهای عرب، نتانیاهو و دیگر دولتمردان مرد دیده میشوند و هیچ اثری از حضور زن نیست. این سوی تصویر با ادبیاتی مردانه همراه است که در آن، مردان در حالتی از استیصال، ناتوانی و نزدیکی به شکست تصویر شدهاند.
اما در این سوی تصویر، زن نه تنها حضور دارد، بلکه میداندار صحنه است و به فضای نزاع، نوعی «تکمیلکنندگی» یا زوجیت بخشیده است؛ به این معنا که زن و مرد در کنار هم، در نبرد با باطل و طاغوت ایستادهاند. هر یک در ساحت خود نقش ایفا میکنند: مرد در ساحت نظامی و زن در ساحت اجتماعی؛ جایی که او به عنوان پرچمدار نبرد با باطل، علمداری است که راه را هموار میکند.
نکته جالب اینجاست که این تصویر توسط گروهی منتشر شده که خود سازندگان و بازتولیدکنندگان همان ادبیات مردانه هستند؛ با این حال، در چنین اثری، زن ایرانی در کانون اصلی نزاع قرار گرفته و به عنوان پشتوانه و تکیهگاه نیروهای نظامی خودنمایی میکند.اگرچه در سوی باطل و طاغوت، تعداد افراد و تکثر چهرهها بیشتر به نظر میرسد، اما در نهایت، کفه ترازو به نفع این سمت سنگینی میکند. ایران در این تصویر، قدرتمند، مستحکم و با صلابتی بیبدیل جلوه میکند که بخشی از این شکوه، در اهتزاز پرچم در دستان زن ایرانی نهفته است.
حمیده عربسرخی | @khanesh3
(اول از همه بگویم این متن قرار بود در زمان انتشار توییت منتشر شود که شرایط آن فراهم نبود؛ لذا احساس کردم حال که نوشتهام منتشرش کنم شاید زمانسنج نیست اما جالب است.)
این تصویر که توسط جکسون هینکل با هوش مصنوعی ساخته و در شبکه X منتشر شده، فضای جذابی از تقابل میان ایران، آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی را به نمایش میگذارد. در مرکز کادر، موشکی با جلوهای قدرتمند ترسیم شده است؛ ابعاد آن حتی از ترامپ (که در حال مچاندازی با آن است) بزرگتر به نظر میرسد و بازوبندی نیز بر شانه آن محکم بسته شده است.
اما فراتر از این ابعاد، نکتهای بسیار تأملبرانگیز در این تصویر وجود دارد: حضور زن ایرانی در پشت سر نیروهای نظامی ایران. گویی با یک سلسلهمراتب بصری روبرو هستیم؛ در لایه نخست، موشک ایرانی قرار دارد که در خط مقدم جنگ مستقیم است. در مرحله بعد، نیروهای نظامی دیده میشوند که در این میان، سرهنگ ذوالفقاری در جایگاهی مشخص قرار گرفته که به عنوان سخنگوی قرارگاه خاتم میتوان او را نماینده طیف نظامی دانست و در نهایت، با حضور زن ایرانی مواجه میشویم.
بر اهمیت پوشش چادر این زن باید تأکید کرد؛ چرا که این انتخاب آگاهانه بخش مهمی از هویت زن ایرانی را بازنمایی میکند. او در حالی که پرچم ایران را برافراشته است، در موقعیتی قرار دارد که گویی از این روند نظامی حمایت کرده و در آن میدانداری میکند. در واقع، زن در این تصویر، پس از لایه نظامی، در جایگاه «مردم» و به عنوان نمایندهی آن ظاهر شده که این نکتهای بسیار قابل توجه است.
تفاوت اصلی در تقابل این حضور با سوی دیگر تصویر است؛ جایی که همه چیز تحت حاکمیت یک «ادبیات مردانه» است. در آن سو، شیخهای عرب، نتانیاهو و دیگر دولتمردان مرد دیده میشوند و هیچ اثری از حضور زن نیست. این سوی تصویر با ادبیاتی مردانه همراه است که در آن، مردان در حالتی از استیصال، ناتوانی و نزدیکی به شکست تصویر شدهاند.
اما در این سوی تصویر، زن نه تنها حضور دارد، بلکه میداندار صحنه است و به فضای نزاع، نوعی «تکمیلکنندگی» یا زوجیت بخشیده است؛ به این معنا که زن و مرد در کنار هم، در نبرد با باطل و طاغوت ایستادهاند. هر یک در ساحت خود نقش ایفا میکنند: مرد در ساحت نظامی و زن در ساحت اجتماعی؛ جایی که او به عنوان پرچمدار نبرد با باطل، علمداری است که راه را هموار میکند.
نکته جالب اینجاست که این تصویر توسط گروهی منتشر شده که خود سازندگان و بازتولیدکنندگان همان ادبیات مردانه هستند؛ با این حال، در چنین اثری، زن ایرانی در کانون اصلی نزاع قرار گرفته و به عنوان پشتوانه و تکیهگاه نیروهای نظامی خودنمایی میکند.اگرچه در سوی باطل و طاغوت، تعداد افراد و تکثر چهرهها بیشتر به نظر میرسد، اما در نهایت، کفه ترازو به نفع این سمت سنگینی میکند. ایران در این تصویر، قدرتمند، مستحکم و با صلابتی بیبدیل جلوه میکند که بخشی از این شکوه، در اهتزاز پرچم در دستان زن ایرانی نهفته است.
۱۰
۱۷:۵۱
بازارسال شده از به وقت ایران
۵
۲۱:۰۶
مجسمۀ عزت
این کلیپ ساختۀ هوش مصنوعی در ایام جنگ تحمیلی سوم را بارها و بارها نگاه کردم و هر دفعه از دیدنش مو به تنم سیخ میشود. با خودم گفتم حتماً ایام محرم که آغاز شد درمورد آن مضمونی که فقط تصویر کردنش اینچنین آدم را به حیرت وامیدارد، بنویسم. اینکه امام شهید درمورد حضرت زینب(س) تعبیر «حسینِ دوم در پوشش یک زن» را به کار میبرند، به معنی این نیست که حضرت هم مستقیماً مانند امام و یارانش در میدان مبارزه شمشیر زد یا غیرمستقیم پسرهایش را به مقاتله فرستاد، نه! اصلا مسئله برای هردویشان، شمشیر و جنگ نظامی نیست.
«روح قضيه اين است که امام حسين(ع) در اين ماجرا، با يک لشکر روبهرو نبود؛ با جماعتی از انسانها، هرچندصدبرابر خودش، طرف نبود؛ امام حسين(ع) با جهانی انحراف و ظلمات روبهرو بود. اين مهم است. با يک جهان کجروی و ظلمت و ظلم مواجه بود، که آن جهان هم همه چيز داشت. پول، زر و زور، شعر، کتاب و محدث و آخوند داشت. وحشتانگيز بود، تن آدم معمولي، حتی آدم فوق معمولی در مقابل عظمت پوشالی آن دنيای ظلمت میلرزيد. قدم و دل امام حسين(ع) در مقابل اين دنيا نلرزيد؛ احساس ضعف و ترديد نکرد و يک تنه وسط ميدان آمد...عظمت اين کار اينجا بود که امام حسين(ع)، در مقابل فشار و سنگينی يک دنيای متعرض و مدعي، احساس ترديد نکرد؛ درحالیکه آدمهای معمولی احساس ترديد میکنند...در مدينه عدۀ زيادی صحابه بودند؛ آدمهای باغيرتی هم بودند، نه اينکه خيال کنيد باغيرت نبودند ... خيال نکنيد ترسو بودند؛ نه، شمشيرزن و شجاع بودند. اما شجاعتِ ورود در ميدان جنگ، يک مسئله است و شجاعت مواجه شدن با يک دنيا، يک مسئله ديگر است. امام حسين (ع) اين دومی را داشت.۷۵/۹/۲۴»
حالا با این زاویهنگاه، کلیپ را تماشا کنید و تصور کنید ما در جنگ اخیر، قدرت موشکی و نظامی نداشتیم، ترامپ هم وعدۀ زدن بمب اتمش را عملی کرده بود و حسین زمان هم به شهادت رسید. در اینشرایط، باز هم چه کسی میتوانست شجاعت مواجه شدن با یک دنیای خشن بیرحم را داشته باشد؟ مقابل کسانی بایستد که هیچ انسانیتی ندارند اما بمب اتم دارند، هیچ انسانیتی ندارند اما جزیرۀ اپستین و هوش مصنوعی دارند؟
این همان کارِ ویژهای است که زینب(س) انجام میدهد؛ به همین واسطه حماسۀ زینبی، مکمل حماسۀ عاشورا میشود و این دوحماسه هردو زمینهساز ظهور حضرت حجت(عج) میشوند. امام شهید جای دیگر میفرمایند که شهادت شهید سلیمانی سیلی سختی است که به آمریکا زده شد، برادران نظامی هم یک سیلی زدند اما مهمترین سیلی به آمریکا همین «حرکت مردمی» بود که شکل گرفت و سیلی سختتر عبارت است از «غلبۀ نرمافزاری بر هیمنۀ پوچ استکبار». این دو سیلیِ سختتر به دشمن، همان باری است که بیشتر بر دوشِ زینبیهاست. زنانی که در وهلۀ اول، خودشان در صحنۀ مبارزه حضور دارند، در وهلۀ دوم مبارزه را اجتماعی کرده و حرکت مردمی شکل میدهند.
اما سختترین سیلی که باید به دشمن بزنند هنوز باقی مانده و آن هم «عمومی کردن عقلانیت و عاطفۀ زینبی» است. همان «ما رأیت الا جمیلاهاست» که هر زنی با ترجمۀ خودش به جهان کنونی اضافه میکند. پیروزِ نبرد نهایی جبهه حق و باطل، آن طرفی است که بتواند گفتمان خود را غالب کند و این بستگی دارد به اینکه آن جنسی که در تاریخ، شکوفایی کمتری داشته چقدر بتواند آن معناها و زاویهنگاهها، آن احساس عزت، عاطفه و شجاعت زنانه را به سطح یک گفتمان گیرا و گسترده برساند و بر هجمۀ رسانهای دشمن غلبه بدهد. چرا که ما حتی اگر در عینیت جنگ هم پیروز بشویم، در اذهان و قلوب ممکن است شکست بخوریم. بمب اتم به دردِ ما نمیخورد. ظهور حضرت، لنگِ شکوفایی و زبانداری اجتماعیِ همین نیمجنس است...
زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
این کلیپ ساختۀ هوش مصنوعی در ایام جنگ تحمیلی سوم را بارها و بارها نگاه کردم و هر دفعه از دیدنش مو به تنم سیخ میشود. با خودم گفتم حتماً ایام محرم که آغاز شد درمورد آن مضمونی که فقط تصویر کردنش اینچنین آدم را به حیرت وامیدارد، بنویسم. اینکه امام شهید درمورد حضرت زینب(س) تعبیر «حسینِ دوم در پوشش یک زن» را به کار میبرند، به معنی این نیست که حضرت هم مستقیماً مانند امام و یارانش در میدان مبارزه شمشیر زد یا غیرمستقیم پسرهایش را به مقاتله فرستاد، نه! اصلا مسئله برای هردویشان، شمشیر و جنگ نظامی نیست.
«روح قضيه اين است که امام حسين(ع) در اين ماجرا، با يک لشکر روبهرو نبود؛ با جماعتی از انسانها، هرچندصدبرابر خودش، طرف نبود؛ امام حسين(ع) با جهانی انحراف و ظلمات روبهرو بود. اين مهم است. با يک جهان کجروی و ظلمت و ظلم مواجه بود، که آن جهان هم همه چيز داشت. پول، زر و زور، شعر، کتاب و محدث و آخوند داشت. وحشتانگيز بود، تن آدم معمولي، حتی آدم فوق معمولی در مقابل عظمت پوشالی آن دنيای ظلمت میلرزيد. قدم و دل امام حسين(ع) در مقابل اين دنيا نلرزيد؛ احساس ضعف و ترديد نکرد و يک تنه وسط ميدان آمد...عظمت اين کار اينجا بود که امام حسين(ع)، در مقابل فشار و سنگينی يک دنيای متعرض و مدعي، احساس ترديد نکرد؛ درحالیکه آدمهای معمولی احساس ترديد میکنند...در مدينه عدۀ زيادی صحابه بودند؛ آدمهای باغيرتی هم بودند، نه اينکه خيال کنيد باغيرت نبودند ... خيال نکنيد ترسو بودند؛ نه، شمشيرزن و شجاع بودند. اما شجاعتِ ورود در ميدان جنگ، يک مسئله است و شجاعت مواجه شدن با يک دنيا، يک مسئله ديگر است. امام حسين (ع) اين دومی را داشت.۷۵/۹/۲۴»
حالا با این زاویهنگاه، کلیپ را تماشا کنید و تصور کنید ما در جنگ اخیر، قدرت موشکی و نظامی نداشتیم، ترامپ هم وعدۀ زدن بمب اتمش را عملی کرده بود و حسین زمان هم به شهادت رسید. در اینشرایط، باز هم چه کسی میتوانست شجاعت مواجه شدن با یک دنیای خشن بیرحم را داشته باشد؟ مقابل کسانی بایستد که هیچ انسانیتی ندارند اما بمب اتم دارند، هیچ انسانیتی ندارند اما جزیرۀ اپستین و هوش مصنوعی دارند؟
این همان کارِ ویژهای است که زینب(س) انجام میدهد؛ به همین واسطه حماسۀ زینبی، مکمل حماسۀ عاشورا میشود و این دوحماسه هردو زمینهساز ظهور حضرت حجت(عج) میشوند. امام شهید جای دیگر میفرمایند که شهادت شهید سلیمانی سیلی سختی است که به آمریکا زده شد، برادران نظامی هم یک سیلی زدند اما مهمترین سیلی به آمریکا همین «حرکت مردمی» بود که شکل گرفت و سیلی سختتر عبارت است از «غلبۀ نرمافزاری بر هیمنۀ پوچ استکبار». این دو سیلیِ سختتر به دشمن، همان باری است که بیشتر بر دوشِ زینبیهاست. زنانی که در وهلۀ اول، خودشان در صحنۀ مبارزه حضور دارند، در وهلۀ دوم مبارزه را اجتماعی کرده و حرکت مردمی شکل میدهند.
اما سختترین سیلی که باید به دشمن بزنند هنوز باقی مانده و آن هم «عمومی کردن عقلانیت و عاطفۀ زینبی» است. همان «ما رأیت الا جمیلاهاست» که هر زنی با ترجمۀ خودش به جهان کنونی اضافه میکند. پیروزِ نبرد نهایی جبهه حق و باطل، آن طرفی است که بتواند گفتمان خود را غالب کند و این بستگی دارد به اینکه آن جنسی که در تاریخ، شکوفایی کمتری داشته چقدر بتواند آن معناها و زاویهنگاهها، آن احساس عزت، عاطفه و شجاعت زنانه را به سطح یک گفتمان گیرا و گسترده برساند و بر هجمۀ رسانهای دشمن غلبه بدهد. چرا که ما حتی اگر در عینیت جنگ هم پیروز بشویم، در اذهان و قلوب ممکن است شکست بخوریم. بمب اتم به دردِ ما نمیخورد. ظهور حضرت، لنگِ شکوفایی و زبانداری اجتماعیِ همین نیمجنس است...
۷۲
۱۱:۱۸
بازارسال شده از حاج مهدی رسولی
اور ندارم - حاج مهدی رسولی.mp3
۰۵:۳۳-۱۴.۰۲ مگابایت
﷽
#بشنوید | #جدید
نماهنگ | #باور_ندارم
بانوای: حاج #مهدی_رسولی
شاعر : محمدحسین ملکیان
انتشار به مناسبت شروع #محرم_الحرام ۱۴۴۸
تولید شده در بوریا مدیا
[ @mahdirasuli_ir ][ @sarallah_zanjan ]
[ @mahdirasuli_ir ][ @sarallah_zanjan ]
۱
۱۲:۰۷
بازارسال شده از جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّو
روزهای «همچنان زینبی»
نامهای به خواهرانم، از فردای توقف جنگ بخش 1 از 2
فردای اعلام شهادت آقا (11 اسفند) در متن «روزهای زینبی، نامهای به خواهرانم از فردای عاشورا» عرایضی را تقدیم خواهرانی کردم که حقیر را میشناسند یا مطالبم را یحتمل میبینند. حالا پس از صد و دهروز مقاومت که ظاهراً آتش جنگ فرونشسته سخن دیگری با سروران و خواهران خودم دارم. در آن متن از این بحث کردم که منطق روزهایی که در پیش داریم، منطق زینبی است. بیآنکه مقصود من نوعی تطبیق تاریخی دقیق باشد، تلاش کردم معادلۀ حاکم بر صحنه را تشریح کنم. آنجا گفتم که در تاریخ حیات ما، عاشورایی عظیم اتفاق افتاد و حوادث پس از این به هر نیرویی احتیاج داشته باشد، در رأس آن باید به نیروی زنان زینبی مقاومت امید داشت. پس از عاشورای 9 اسفند، ما هم با پروژۀ انتقام مواجه بودیم و هم این مسئولیت را داشتیم تا امام بعدیمان را بر کرسی قدرت و حکومت بنشانیم.
حالا پس از پایان نسبی جنگ، ما همچنان با مسئولیت تکمیل آن دو پروژۀ قبلی مواجه هستیم، بهعلاوۀ اینکه باید تا همینجا که پیروز شدیم، «فتح» را باور کنیم. بنابراین انگار هنوز سه کار عمده بر دوش ماست: 1- «خونخواهی» که یعنی دفع فتنه کنیم و دشمن را برای همیشه مأیوس و نظم تاریخ را ویرایش کنیم. 2- «بیعت نصرت» که یعنی رهبر رشیدمان را در اوج قدرت و صلابت و امنیت، حاکم بر امور قرار بدهیم و 3- «صورتبندی پیروزی» که یعنی با همۀ خسارتها و کاستیها نشان بدهیم تا همینجا و در مجموع طلوع نظم جهانی جدیدی را محقق کردهایم.
همه دیدند که در این صدوچندروز، نهتنها صحن خیابان به تسخیر زنان مجاهد و انقلابی درآمده بود، بلکه از ناپیداترین موقعیتها، از خانه تا خیابان، از فضای حقیقی تا فضای مجازی، گرمابخشی حماسۀ گرم زنان اجازه نداد، حتی یک روز خیابانها سست شوند. همه دیدند و برخی تازه فهمیدند ظرفیتی که آقای شهید در قلب زنان مسلمان ایرانی کاشته بود، چه ظرفیت درخشانی است. خود زنان هم مطابق رویۀ پنجاهسال گذشته، یقین کردند که اگر آنها قیام و بعثت خون را فریاد نمیزدند، شهرها و خیابانها به سردی میگرائید و از عنصر «زندگی» به وضع «مردگی» تنزل پیدا میکرد. همه دیدند و ما دیدیم و شما دیدید که زنها بودند که جنگ را آحادی و اجتماعی کردند. این همان معجزهای است که قائد شهید میگفت وقتی زنها به فطرتشان نظر کنند میتوانند آن را محقق کنند.
مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
نامهای به خواهرانم، از فردای توقف جنگ بخش 1 از 2
فردای اعلام شهادت آقا (11 اسفند) در متن «روزهای زینبی، نامهای به خواهرانم از فردای عاشورا» عرایضی را تقدیم خواهرانی کردم که حقیر را میشناسند یا مطالبم را یحتمل میبینند. حالا پس از صد و دهروز مقاومت که ظاهراً آتش جنگ فرونشسته سخن دیگری با سروران و خواهران خودم دارم. در آن متن از این بحث کردم که منطق روزهایی که در پیش داریم، منطق زینبی است. بیآنکه مقصود من نوعی تطبیق تاریخی دقیق باشد، تلاش کردم معادلۀ حاکم بر صحنه را تشریح کنم. آنجا گفتم که در تاریخ حیات ما، عاشورایی عظیم اتفاق افتاد و حوادث پس از این به هر نیرویی احتیاج داشته باشد، در رأس آن باید به نیروی زنان زینبی مقاومت امید داشت. پس از عاشورای 9 اسفند، ما هم با پروژۀ انتقام مواجه بودیم و هم این مسئولیت را داشتیم تا امام بعدیمان را بر کرسی قدرت و حکومت بنشانیم.
حالا پس از پایان نسبی جنگ، ما همچنان با مسئولیت تکمیل آن دو پروژۀ قبلی مواجه هستیم، بهعلاوۀ اینکه باید تا همینجا که پیروز شدیم، «فتح» را باور کنیم. بنابراین انگار هنوز سه کار عمده بر دوش ماست: 1- «خونخواهی» که یعنی دفع فتنه کنیم و دشمن را برای همیشه مأیوس و نظم تاریخ را ویرایش کنیم. 2- «بیعت نصرت» که یعنی رهبر رشیدمان را در اوج قدرت و صلابت و امنیت، حاکم بر امور قرار بدهیم و 3- «صورتبندی پیروزی» که یعنی با همۀ خسارتها و کاستیها نشان بدهیم تا همینجا و در مجموع طلوع نظم جهانی جدیدی را محقق کردهایم.
همه دیدند که در این صدوچندروز، نهتنها صحن خیابان به تسخیر زنان مجاهد و انقلابی درآمده بود، بلکه از ناپیداترین موقعیتها، از خانه تا خیابان، از فضای حقیقی تا فضای مجازی، گرمابخشی حماسۀ گرم زنان اجازه نداد، حتی یک روز خیابانها سست شوند. همه دیدند و برخی تازه فهمیدند ظرفیتی که آقای شهید در قلب زنان مسلمان ایرانی کاشته بود، چه ظرفیت درخشانی است. خود زنان هم مطابق رویۀ پنجاهسال گذشته، یقین کردند که اگر آنها قیام و بعثت خون را فریاد نمیزدند، شهرها و خیابانها به سردی میگرائید و از عنصر «زندگی» به وضع «مردگی» تنزل پیدا میکرد. همه دیدند و ما دیدیم و شما دیدید که زنها بودند که جنگ را آحادی و اجتماعی کردند. این همان معجزهای است که قائد شهید میگفت وقتی زنها به فطرتشان نظر کنند میتوانند آن را محقق کنند.
۱
۱۴:۴۱
بازارسال شده از جامعه متعادل ☫ مهدی تکلّو
روزهای «همچنان زینبی»
نامهای به خواهرانم، از فردای توقف جنگ بخش 2 از 2
اما با این همه، این را هم دیدیم که خیابان و استیجها ضرورتاً با عقل و حماسۀ گرم زنانه مدیریت نشد. مردان بروکرات عرصۀ فرهنگ، در حماسیترین حالت، خیابانها را مشابه جشنهای تقویمی و با محاسبات مادی میفهمیدند و دیدید که چقدر دیر پرچم حزبالله و فلسطین در جمعها فراگیر شد؛ درحالیکه باید کنار هر یک پرچم ایران، یک پرچم سرخ خونخواهی، یک پرچم سیاه عزا و پرچمهای ساحات واحده شایع میشد. استیجکاران فکر میکردند به جای روضه باید فقط حماسه و سرود بخوانند درحالیکه منطق زینبی فتح و انتقام را در هم میآمیزد و از روضه به حماسه میرسد. همچنین دیدیدم که مذاکرات و توافقات پایان جنگ هم از آغاز هراندازه مقاومتی و مجاهدانه بود و هر اندازه نتیجهاش قابل دفاع باشد، در مجموع با عقلی سرد، استراتژیک، محاسبهگر و چرتکهای پیش رفت و روایت شد و به همزبانی با خیابان نرسید؛ برای همین تفاهمنامه برای ما دلگرمکننده نبود و اختلاف افکند. مخالفتها با مذاکره و تفاهم هم همگی برآمده از حماسهای گرم نبودند و با عقل سرد دیگری که البته از ترس و یأس و بدگمانی نیرو میگرفت، آن را به نقد میکشیدند و درنتیجه به اختلاف ساحات دمیدند. ماحصل ماجرا در ضعفهای پیشآمدۀ واقعی و در خدشههای پیشآمدۀ ذهنی و روایی، ما نه کاملاً از نتیجۀ جنگ رضایت داریم و نه پیروزیِ بهدستآمده را بهدرستی میفهمیم و میبینیم.
غرض و مخلص کلام؛ حالا که هنوز ولی خدا را تشییع نکردهایم، حالا که هنوز برایش بهدرستی عزا نگرفتهایم و سیر نگریستهایم، حالا که راه بلندی تا انتقام حقیقی داریم و حالا که هنوز چشم ما به جمال رهبر رشید روشن نشده و حالا که در این صدروز برخی از او تصویری ناتوان ساختند و برخی تمام بار را به گردن او انداختند و حالا که لباس سیاه ما به پرچم سیاه محرم اباعبدالله پیوند خورده، من فکر میکنم این روزها «همچنان زینبی» است.
در خلال جنگ بارها گفتم و نوشتم که بیش از حضور صرف زنانه به زبان و جهان زنانه احتیاج داریم. این روزهای همچنان زینبی، با سه مسئولیت عمدهای که عرض شد، به «عقل و قلبِ زباندار» زنانه احتیاج دارد. وگرنه داغ سرد خواهد شد، انتقام موکول خواهد شد، ارکان قدرت امام رشید سست خواهد شد و جنگ و کودتا و شورش بازخواهد گشت. اگر منطق این دوران منطق زینبی است و اگر منطق زینبی «خونخواهی» و «فتح» است، ما بیش از هرچیزی به «ما رأیت الا جمیلا»ی زنانه احتیاج داریم. نیاز داریم زنها از عمق جانشان و نه بر اساس حرفهای رایج عقلانیت سرد، «میراث خیابان» را به «کلمه» تبدیل کنند؛ کلماتی سرخ که از ورق دیگر عالم خبر میدهد و فریاد میشود.
تقاضای این برادر حقیر این است که زنها برای ما و جهانیان به کرات بیان کنند و بنویسند و خطبه بخوانند و رجز بگویند از «ضرورت خونخواهی»، از «چگونگی انتقام»، از «روایت پیروزی» و از «نعمت ولی». تقاضا و پیشنهاد خاضعانۀ این برادر حقیر این است که نهضت «ما رایت الا جمیلا»ی زنان زینبی از خانه تا خیابان، از کاغذها تا کانالها شکل بگیرد و جهان معنایی جنگ تحمیلی سوم را توسعه بدهد. اگر «کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود»، پس حماسه و مظلومیت و آیندۀ درخور ما، در این صدروز تاریخ میماند اگر زنهای زینبی در منطق «روزهای همچنان زینبی»، به تاریخ لطف نکنند. و لله الحمد26 خرداد 1405
مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
نامهای به خواهرانم، از فردای توقف جنگ بخش 2 از 2
اما با این همه، این را هم دیدیم که خیابان و استیجها ضرورتاً با عقل و حماسۀ گرم زنانه مدیریت نشد. مردان بروکرات عرصۀ فرهنگ، در حماسیترین حالت، خیابانها را مشابه جشنهای تقویمی و با محاسبات مادی میفهمیدند و دیدید که چقدر دیر پرچم حزبالله و فلسطین در جمعها فراگیر شد؛ درحالیکه باید کنار هر یک پرچم ایران، یک پرچم سرخ خونخواهی، یک پرچم سیاه عزا و پرچمهای ساحات واحده شایع میشد. استیجکاران فکر میکردند به جای روضه باید فقط حماسه و سرود بخوانند درحالیکه منطق زینبی فتح و انتقام را در هم میآمیزد و از روضه به حماسه میرسد. همچنین دیدیدم که مذاکرات و توافقات پایان جنگ هم از آغاز هراندازه مقاومتی و مجاهدانه بود و هر اندازه نتیجهاش قابل دفاع باشد، در مجموع با عقلی سرد، استراتژیک، محاسبهگر و چرتکهای پیش رفت و روایت شد و به همزبانی با خیابان نرسید؛ برای همین تفاهمنامه برای ما دلگرمکننده نبود و اختلاف افکند. مخالفتها با مذاکره و تفاهم هم همگی برآمده از حماسهای گرم نبودند و با عقل سرد دیگری که البته از ترس و یأس و بدگمانی نیرو میگرفت، آن را به نقد میکشیدند و درنتیجه به اختلاف ساحات دمیدند. ماحصل ماجرا در ضعفهای پیشآمدۀ واقعی و در خدشههای پیشآمدۀ ذهنی و روایی، ما نه کاملاً از نتیجۀ جنگ رضایت داریم و نه پیروزیِ بهدستآمده را بهدرستی میفهمیم و میبینیم.
غرض و مخلص کلام؛ حالا که هنوز ولی خدا را تشییع نکردهایم، حالا که هنوز برایش بهدرستی عزا نگرفتهایم و سیر نگریستهایم، حالا که راه بلندی تا انتقام حقیقی داریم و حالا که هنوز چشم ما به جمال رهبر رشید روشن نشده و حالا که در این صدروز برخی از او تصویری ناتوان ساختند و برخی تمام بار را به گردن او انداختند و حالا که لباس سیاه ما به پرچم سیاه محرم اباعبدالله پیوند خورده، من فکر میکنم این روزها «همچنان زینبی» است.
در خلال جنگ بارها گفتم و نوشتم که بیش از حضور صرف زنانه به زبان و جهان زنانه احتیاج داریم. این روزهای همچنان زینبی، با سه مسئولیت عمدهای که عرض شد، به «عقل و قلبِ زباندار» زنانه احتیاج دارد. وگرنه داغ سرد خواهد شد، انتقام موکول خواهد شد، ارکان قدرت امام رشید سست خواهد شد و جنگ و کودتا و شورش بازخواهد گشت. اگر منطق این دوران منطق زینبی است و اگر منطق زینبی «خونخواهی» و «فتح» است، ما بیش از هرچیزی به «ما رأیت الا جمیلا»ی زنانه احتیاج داریم. نیاز داریم زنها از عمق جانشان و نه بر اساس حرفهای رایج عقلانیت سرد، «میراث خیابان» را به «کلمه» تبدیل کنند؛ کلماتی سرخ که از ورق دیگر عالم خبر میدهد و فریاد میشود.
تقاضای این برادر حقیر این است که زنها برای ما و جهانیان به کرات بیان کنند و بنویسند و خطبه بخوانند و رجز بگویند از «ضرورت خونخواهی»، از «چگونگی انتقام»، از «روایت پیروزی» و از «نعمت ولی». تقاضا و پیشنهاد خاضعانۀ این برادر حقیر این است که نهضت «ما رایت الا جمیلا»ی زنان زینبی از خانه تا خیابان، از کاغذها تا کانالها شکل بگیرد و جهان معنایی جنگ تحمیلی سوم را توسعه بدهد. اگر «کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود»، پس حماسه و مظلومیت و آیندۀ درخور ما، در این صدروز تاریخ میماند اگر زنهای زینبی در منطق «روزهای همچنان زینبی»، به تاریخ لطف نکنند. و لله الحمد26 خرداد 1405
۱
۱۴:۴۱
هرطوری که فکر میکنم، پیام حاجآقا مجتبی در عین کوتاه بودن، فوقالعاده همهجانبه، صریح، مقتدرانه و در نهایتِ اعتدال بود. اگر این پیام را در کمال جامعیت نبینیم در حقش جفا کردیم. ایشان هم خط فکریِ «همهچیز نظر رهبری است» را نفی کردند هم زیرِ کاسهکوزۀ اهالیِ «کار از دست رهبری خارج شده» و «مذاکره به رهبری تحمیل میشود» زدند؛ تسلط رهبری بر امور و سیستم تصمیمگیری مسئولانه نظام را بهرخ کشیدند و با درنظر گرفتن نقش نظارتی برای مردم بر اجرای بندهای توافق، هزینۀ عدول از اصول برای دولت را بالا بردند. هم با سینهچاکان و مشتاقانِ مذاکره با آمریکا فاصلهگذاری کردند هم با مخالفانِ مطلق مذاکره. هم نشان دادند که حصول توافق از موضع ضعف و استیصال طرف مقابل بوده هم اینکه مذاکره کردن ما به معنای تسلیم خواستههای دشمن شدن نیست. هم انگارۀ خیانت و سوءنیت مسئولین را شکستند و هم خیالِ اعتماد بیقیدوشرط و بدون نظارت، مطالبه و مسئولیتپذیری مسئولین را. هم دیکتاتور نبودن نظام ولایت فقیه و عدم تجمیع قدرت تصمیمگیری در دست یک نفر را به تصویر کشیدند و هم ایستادگی محکم بر خطوط قرمز و اصول انقلاب که پشتوانۀ مردمی هم دارد. هم درماندگی دشمن و التماسش برای مذاکره را نشان دادند هم احساس بدبینی ما نسبت به بدعهدی او و پایان جنگ ندانستن این توافق را منتقل کردند.فیالمجموع، ایشان در این پیام نشان دادند که میشود تحت یک نظام قانونی تصمیمگیری، استقلال رای و نظر افراد را بهرسمیت شناخت و درعینحال از محکمات نظام که وظیفۀ مقام رهبری است هم کوتاه نیامد.
نکته۱: همانگونه که مدل نوشتار و لحن این پیام در عین جامع و قاطع بودن، موجب وحدتشکنی نیست، بهانهای برای تنازع و بهجان یکدیگر افتادن هم نیست!
نکته ۲: اینکه مثلاً برای تجمید گفته میشود رهبر شهید خطای مسئولان را ماستمالی میکرد اما رهبر جوان اینگونه نیست را بنده قبول ندارم. چنان که اگر تاریخ مذاکرات ایران خصوصاً دورۀ دولت روحانی را اگر مرور کنید، صراحتاً رهبر شهید به مسئولیت دولت و رد کردن خطوط قرمز مدنظر رهبری اشاره کردند. عدهای هم با طرح این تفاوت میخواهند بگویند رهبر جوان خام است و بداری مسئولان را بلد نیست که تنها کافی است آن بخش از پیام که به حسن نیت و تلاشهای دلسوزانۀ مسئولین تصریح میکند و همچنین واکنش آقای عراقچی در استقبال از این پیام را ببینند.
@ZhrFaghihi
نکته۱: همانگونه که مدل نوشتار و لحن این پیام در عین جامع و قاطع بودن، موجب وحدتشکنی نیست، بهانهای برای تنازع و بهجان یکدیگر افتادن هم نیست!
نکته ۲: اینکه مثلاً برای تجمید گفته میشود رهبر شهید خطای مسئولان را ماستمالی میکرد اما رهبر جوان اینگونه نیست را بنده قبول ندارم. چنان که اگر تاریخ مذاکرات ایران خصوصاً دورۀ دولت روحانی را اگر مرور کنید، صراحتاً رهبر شهید به مسئولیت دولت و رد کردن خطوط قرمز مدنظر رهبری اشاره کردند. عدهای هم با طرح این تفاوت میخواهند بگویند رهبر جوان خام است و بداری مسئولان را بلد نیست که تنها کافی است آن بخش از پیام که به حسن نیت و تلاشهای دلسوزانۀ مسئولین تصریح میکند و همچنین واکنش آقای عراقچی در استقبال از این پیام را ببینند.
@ZhrFaghihi
۵۹۴
۲۰:۱۳
قیام عاطفی | زهرا فقیهی
با کسانی که ذهنشان هنوز ماقبل حکومتمندی سیر میکند چه باید کرد؟ جنبش تنباکو؟ جنبش تنباکو علیه حاکمیت طاغوت بود. ظاهراً برخی رویشان نمیشود بگویند جمهوری اسلامی را هم مصداق طاغوت تشخیص دادهاند و بهدنبال انقلابی دیگرند! اصلا متوجه هستند مردم را به جای دشمن دارند علیه مسئولین متحد میکنند؟ بعدِ این همهسال هنوز بلد نیستند در قدوقامت یک تشکیلات سیاسی و نظام اسلامی فکر کنند بعد ادعای رهبری فکر مردم را هم دارند! @ZhrFaghihi
روی این نکتۀ نقد رویکرد پیشاحکومتی همچنان باید حساس بود.بزرگترین اشتباه در فهم پیام اخیر رهبری همین است که آن را در بافت ضدساختاری ببینیم و تصور کنیم آقا میخواسته خودش را از نظام تصمیمگیری رسمی بیرون بکشد و کنار مردم بنشاند تا از مسئولین اعلام برائت کرده و فقط خودش باشد و مردمش! این مضمون را در بسیاری از تحلیلها دارم میببینم و این امتداد نفهمیدن قدرت انقلاب اسلامی در ساحت حاکمیتی است. اتفاقاً به تصریح رهبر شهید، آن چیزی که مقابل بزرگترین پایگاه آمریکا در منطقه یعنی اسرائیل که خودش را در سطح یک دولت-ملت جعلی بالاکشانده میتواند بایستد، نه فلان حزب یا گروه مقاومت که یک دولت مقاومت است. یعنی دولت در برابر دولت!بنابراین هماهنگی و یکدستی حاکمیتی روی تحقق اصول برای ازالۀ اسرائیل، ضروری و اجتنابناپذیر است.
@ZhrFaghihi
@ZhrFaghihi
۸۳
۷:۵۸
آقای نبویان هنوز درمورد الفاظ ناروایی که در زمان تسلط رهبری بر امور کشور به توافق نسبت داده پاسخگو نبوده که حالا ژست افشاگر برایمان گرفته! وقتی رهبر انقلاب از تعبیر «علیالاصول» استفاده میکند یعنی احتیاجی به افشاگری و دراوردن اطلاعات از پستو نیست بلکه باید بر مبنای اصول فکر رهبری روی دلیل مخالفت ایشان تأمل کرد.این نشان میدهد وقتی رهبری پیامی میفرستد آقایان اصلاحطلب یا پایداریچی، نهتنها آن قسمتی که روی سخن با آنهاست را ذرهای بهخودشان نمیگیرند بلکه از سمت نزدیکان خود برای رفتار بچگانه و غیراصولیشان مورد تمجید هم قرار میگیرند! چه آنهایی که بهطرز مسخرهای میخواهند از آقای پزشکیان قهرمانسازی کنند چه آنهایی که بهدنبال قهرمانسازی از آقای جلیلیاند، هردو نمیگذارند مردم خودشان را به مکتب فکری رهبران انقلاب متصل کنند و فضای رشد فکر و عمل انقلابی را با دعواهای جناحی به لجن میکشند. رهبری با وجود اعلام نظر دیگر خود، صراحتاً وظیفۀ بعدی مردم را مشخص کردند؛ پس به همخوردن توافق باید از ناحیۀ بدعهدی طرف مقابل در اجرای مفاد تفاهم صورت بگیرد نه زدن زیر میزی که بهصورت مشروط از رهبری مجوز گرفته است. نقض آتشبس در لبنان و حفظ حقوق هستهای الان باید نقطۀ کانونی دلمشغولیها و مطالبهگری ما باشد.
@ZhrFaghihi
@ZhrFaghihi
۱۷
۱۱:۴۰