بله | کانال قیام عاطفی | زهرا فقیهی
عکس پروفایل قیام عاطفی | زهرا فقیهی ق

قیام عاطفی | زهرا فقیهی

۳۷ عضو
قیام عاطفی | زهرا فقیهی
undefined undefinedشمارۀ اول ویژه‌نامه «اساس ملت» منتشر شد زندگی در قوارۀ جنگ زن چگونه با خلق زندگی به مصاف جنگ‌طلبی و جنگ‌گریزی می‌رود؟ undefinedعناوین یادداشت‌ها: undefined*زندگی، زنانه می‌جنگد undefinedزن و خلق زندگی در میانۀ کویر و جنگل! undefinedحیات در برابر هیبت undefinedزندگی با انکار جنگ، «نازندگی» است! undefinedجنگ، چهرۀ زنانه دارد undefinedدخترانِ پیروزی* undefined دانلود فایل ویژه‌نامه: (https://eqlimamag.ir/asasemellat/) undefined فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir undefined @Eqlima_Mag
انسان مقاوم برای اینکه لحظه لحظۀ زندگی‌اش با آرمان‌ها پیوند بخورد، نیازمند داشتن آزادی است. اگر نتواند آزاد باشد، منفعل شده، به بند کشیده می‌شود و عرصه را به خواست دشمن واگذار می‌کند. «ترس» یکی از آن موانع درونی آزادی است که انسان‌ها را مقهور سلطۀ بیرونی می‌کند. برای شکستن این حصار درونی، هیچ‌چیز به اندازۀ قوت ایمان و نیروی قلبی نمی‌تواند به انسان‌ها آزادی بدهد تا ارزش‌هایشان را در دل زندگی پیگیری کنند؛ همین نقطه است که توجهات را به «زن و امر زنانه» معطوف می‌کند تا با خصلت واسطۀ فیض بودن و به واسطۀ خلق زندگی، جامعه را از اسارت حاکمیت ترس آزاد کند.برای به ثمر نشستن این ویژه‌نامه و ان‌شاءالله شماره‌های بعدیش، من و خواهرانم از دوران جنگ دوازده‌روزه و بعد از تشکیل قرارگاه مشغول بودیم و من یک خداقوت و تشکر ویژه به همۀ این عزیزانم بدهکارم.

۱۴:۲۶

بازارسال شده از فصلنامه اقلیما
thumbnail
undefined*حیات در برابر هیبت* کدام زن می‌تواند زندگیِ جنگ بیافریند؟
زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
«زندگیِ جنگ»، مفهومی است که ما در این جنگ دوازده‌ روزه به‌عنوان نسخۀ شفا و کلید پیروزی در یک نبرد وجودی، دال مرکزی گفتار و ادبیات‌پردازی خود قرار دادیم؛ دلیل تأکید بر چنین ادبیاتی آن است که شیوۀ زندگی، بازتاب کلی و واقعی وجود ما در دنیاست. پس اگر بتوانیم صورتی جمعی از زیستن بیافرینیم که در آن، جنگ با ظالم به جزئیات زندگی گره خورده باشد، «نحوۀ وجود» خود را در مقیاس وسیع و در قلب نزاعی که ذاتاً اجتماعی و تاریخی است، در برابر دشمن به میدان آورده‌ایم. برای طرف مقابل، اصطلاح جنگ موجودیتی، دستاویزی است برای روا داشتن تحمیل جنگ به کشور‌های منطقه و ارتکاب هر نوع جنایت و خشونتی در مواجهه با دشمنانش تا مطلقاً هیچ التزام به رحم و خویشتن‌داری از او توقع نکنیم. به همین منظور با تمام توان، زور سرنیزه و گلوله و هیبت نظامی‌اش را به رخ می‌کشد و به امکان بیرونی‌اش تکیه می‌کند. اما برای ما که برخلاف او پایه‌هایی مشروع و مبتنی بر ارادۀ عمومی داریم، این جنگ فرصتی است که تنها با آوردن خویشتن حقیقی‌مان به میدان، پاسداشت شیوۀ بودنمان و نمایش اقتدار درونی ملت مغتنم شمرده می‌شود. یعنی ما می‌جنگیم تا از ارادۀ خود دفاع کنیم و مانع به بازی گرفتن سرنوشت دنیا توسط دشمن شویم. وقتی پای «جنگ اراده‌ها»‌ درمیان باشد که هردو نیرو قصد دارند سرنوشت بشر را رقم بزنند و امکان هم‌زیستی‌شان منتفی است، ناگزیر باید ظرفیت‌های اراده‌ساز را دقیق‌تر بشناسیم و برای پیروزی روی آنها حساب باز کنیم؛ از همین رو، سخن گفتن از نیروی زنانۀ تاریخ‌ساز، برای ما کاری زینتی و فرعی نیست بلکه پاسخ به پرسش از «چگونه پیروز شدن» است. به این معنا، وجه زنانۀ جنگ را چنان بسیط توضیح نمی‌دهیم که از حملۀ هوایی دشمن به حریم خانه‌ها، زنانه بودن جنگ را نتیجه بگیریم و با تقلیل نقش زن به خانه و خانواده از او کم بخواهیم. حفظ آرامش فضای خانه، الزاماً آن چیزی نیست که احتیاجات جنگ به امر زنانه را برطرف کند‌. وقتی کلید پیروزی ملت ما در دست زنان و در گرو زنانگی‌ورزیدن حقیقی آنهاست، مجبور نیستیم به‌گونه‌ای آنها را در حاشیۀ روایت جنگ جا بدهیم و روایت زنانه از جنگ را نمایش تداوم روزمرگی‌های ناچیز به دست آنها فهم کنیم. اینکه همچنان نقش‌آفرینی زن را با قلمروی اختصاصی حضورش(خانه) توضیح می‌دهيم، ما را از شناخت هویت واقعی زن و نهایت کاری که او می‌تواند برای جامعه انجام بدهد، محروم می‌کند.
undefinedمطالعۀ متن کامل :https://eqlimamag.ir/asasemellat/
undefined فصلنامه اقلیما | #ویژه‌_نامه مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۹:۳۲

thumbnail

۱۲:۴۸

قیام عاطفی | زهرا فقیهی
undefined تصویر
وجه مشترک نفهمیدن مسئلۀ جمعیت و تأثیر تعیین‌کنندۀ سلام‌ نظامی دختران ورزشکار چیست؟چه اتفاقی می‌افتد که برای مسئلۀ جمعیت، بخشی از بدنۀ حاکمیت و همچنین بعضی از افرادی که رسانه در دست دارند، یقۀ دختران محصل در دانشگاه‌ها را می‌چسبند؟افزایش حضور دختران در دانشگاه‌ها بعد از انقلاب، برای آنها نه مایۀ مباهات که یک فاجعه و‌ زنگ خطر جدی محسوب می‌شود و نامش را هم «ویروس تحصیلات دانشگاهی اجباری» گذاشته‌اند! مضحک‌تر آنکه راه‌حلشان برای مشکل جمعیت ایران، «خانه‌نشین کردن زنان» است!وقتی چنین اظهارنظرهای غیرمنطقی به سطح حاکمیت راه پیدا می‌کند، باید از یکسری کج‌فهمی‌ها و بدفهمی‌ها که ریشه‌اش به حوزه زنانی‌ها برمی‌گردد، احساس نگرانی کرد.زمانی‌که الگوی سوم زن را جزوۀ رفتاری «فرد زن» جا زدیم که او برود در زندگی شخصی خودش پیاده کند و تمام بار تحقق الگوی سوم (جمع کردن خانه و جامعه) را یک‌تنه بر دوش بکشد، معلوم است در نتیجۀ آن باید چنین مهملاتی هم تحویل بگیریم! زنی که نتواند رنج پیاده‌سازی این شترگاوپلنگی که برایش ساختیم را تحمل کند، در دوگانه خانه و تحصیل، ناچار به پذیرفتن خانه‌نشینی می‌شود‌.اما این فهمی که از الگوی سوم ارائه می‌کنیم، چه تفاوتی با دوران پیش از انقلاب و به دست گرفتن حکومت دارد که زن را تنها به حفظ کردن خود و خانواده‌اش دستور می‌دهد؟ چرا با فهم‌های ما‌قبل‌انقلابی خود، ساختارها و منابع قدرت را علیه اراده و خواست زن می‌شورانیم نه در راستای توسعۀ ارادۀ او؟ چرا حرکت را نمی‌فهمیم و جامعه‌پردازانه طراحی حرکت نمی‌کنیم؟در غیاب تصویر صحیح زن الگوی سوم در ذهن سیاست‌گذار و مسئولین ما، برمبنای تصویر‌ الگوهای رقیب با او تعامل می‌شود؛ زن در کشمکش بین تصویر شرقی و غربی از خود، مجبور می‌شود بین تحصیلات و فرزندآوری دست به انتخاب بزند و اگر هردو را با هم بخواهد حفظ کند، محکوم به رنج کشیدن است تا شاید بتواند به یک نحوی گلیم خود را از آب بیرون بکشد اما باز هم آماج قضاوت‌ها برای اینکه مادر و همسر خوبی نیست، قرار می‌گیرد!اما بخش قابل توجهی از زنان که این دوگانگی پذیرفته‌اند برای ادامه تحصیل خود، تن به به‌تأخیر انداختن تشکیل خانواده می‌دهند و بعد از گرفتن این تصمیم است که نمی‌دانیم برای بحران جمعیت چه خاکی باید به سر بریزیم؟!به این فکر کنید که در بحث سیاست‌گذاری جمعیت، نقطه نظرات زنان شنیده می‌شود یا آنها موجودات صامت و تابعی در نظر گرفته می‌شوند که فقط باید برایشان تعیین تکلیف صورت بگیرد که در خانه بمانند یا بیرون بیایند یا هردو؟از زنِ «نه شرقی نه غربی»، یک زنِ «هم شرقی و هم غربی» درست کردیم که در خانه‌داری با معنای شرقی‌اش باید مادر و همسری تمام و کمال باشد و در جامعه با معنای غربی‌اش باید به‌سان یک مرد، خوب عمل کند! که در بسیاری از موارد از عهده‌اش برنمی‌آید، آرامشش بهم می‌ریزد و در نهایت حالش از الگوی سوم بهم می‌خورد!بعد برای سرزنش کردن زن ایرانی، زن اسرائیلی را توی سرش می‌زنید؟! زنانی که رژیم صهیونیستی، هم در مسئلۀ فرزندآوری و هم در ارتش از آنها بیشترین استفاده ابزاری را می‌کند و حداکثر فشار ممکن را برای تحقق اهداف کثیفش به جسم و روح زن می‌‌آورد تا جایی‌که دیگر چیزی از زنانگی او باقی نگذاشته است؟!زنان ورزشکار ما در میادین مسابقات جهانی دارند کار کوچکی می‌کنند؟یا گفتمان نمیفهمید و یا متوجه اهمیت نزاع تمدنی در جهان‌نگری ذهنی و تصویری از زن نیستید!چرا مسئولین امر و صاحب‌نظران، پشت به ارادۀ زن مسلمان می‌کنند و تلاش نمی‌کنند که او بتواند هم پای تصمیم خودش برای ادامۀ تحصیل بایستد و هم بتواند مادری کند؟ چرا راهِ تحصیل و مادری را برای او توأمان هموار نمی‌کنند؟چون فهمشان از خانه‌داری و فعالیت اجتماعی هم شرقی‌زده و غربی‌زده است!مشکل ما، نداشتنِ زن الگوی سوم نیست. مشکل این است که زن الگوی سوم، ساختار متناسب با زندگی‌اش را ندارد. دانشگاهی که باید پدر بودن و مادر بودن افراد را به رسمیت بشناسد، سازوکاری در تضاد با این شرایط دارد و هنگامی که با مادران دانشجو تعامل می‌کند، ایماژ زن غربی بالای سرش ایستاده است و وضعیت را برایشان سخت‌تر و طاقت‌فرساتر می‌کند.کاش افرادی که حتی درک مشخصی از چیستی جنسیت ندارند، سریعا از تحلیل کردن مسائل مربوط به این حوزه فاصله بگیرند و انقدر زنان ایرانی را کوچک و حقیر نکنند!
undefinedزهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi

۱۲:۴۸

یادم بماند بعداً یک متن مفصل بنویسم با این مضمون که «فضای مجازی هم جنسیت دارد»!فهم بخشی و ظاهری از بیانات رهبری هم یکی از آفات جزم‌اندیشی است. آنجا که آن بخش از بیانات که در تجمید از خانه‌داری گفته شده برای بستن دهان امثال ما در بوق و کرنا کنید اما در کنارش از فهم متفاوت رهبری از معنای خانه‌داری و مفهوم «خانه‌داری کیفی» نگویید. از تذکر رهبری به مردان نگویید که عادات و روش‌های غلط جاهلی را نسبت به زن مسلمان کنار بگذارند و اجازه دهند زنان در میدان‌های اجتماعی که می‌خواهند وارد شوند. در جمع مردم زاهدان گفتند: «زن بلوچ زن مظلومی است: فرزند زیاد، ازدواج تحمیلی، فرزند تحمیلی و عدم فرصت برای بازیافتن خود و هویت خود.»نگویید که گفتند عده‌ای بد یا کج فهمیدند که کانه زن یا باید مادر و همسر خوبی باشد یا باید در فعالیت اجتماعی شرکت کند.نگویید که رهبری گفت نگذارید حضور نمایان زنان فعال در جبهه انقلاب کمرنگ شود و از نشان دادن رشد زن ایرانی در محیط‌های پرستاری، علمی، دانشجویی و فرهنگی به‌عنوان دستاورد گفتند. وقتی این‌ها را ندانید به طریق اولی دلیل حمایت ایشان از خانم دباغی که بخاطر فعالیت‌های نظامی و امنیتی و فرماندهی سپاه، زمان زیادی در خانه حضور نداشت هم درک نمی‌کنید. بعد هم با وقاحت تمام از زنان می‌خواهید تخصص و علم‌آموزی خود را کنار بگذارند و در خانه بنشینند و فرزند بیاورند تا حامیان واقعی وطن باشند درست مثل زن اسرائیلی!!ان‌شاءالله که اینها را نخوانده‌اید و در جریان نیستید و خدای نکرده صرفاً آن بخش از بیانات که به نفع شماست را بازنشر نمی‌کنید..

۱۵:۱۶

thumbnail
در بخشی از مطلبی که برای شمارۀ جدید مجلۀ خردورزی نوشتم وقتی داشتم از مردانگی حاکم بر مقاومت می‌گفتم به این بحث هم پرداختم که معمولا تصور می‌کنیم تنها فتوای شرعی رهبر انقلاب جلوی ساخت بمب اتم را در ایران گرفته است، درحالی‌که ایشان به صراحت اعلام می‌کنند که علاوه بر شرع، عقلانیت ما نمی‌گذارد به این صورت ویران‌کننده بجنگیم. حال چرا این عقلانیت متعادل در سطح نخبگانی و همچنین جامعه ما فراگیر نشده است؟ می‌توانید یادداشت بنده را در این مجله مطالعه کنید:)

۱۲:۰۹

قیام عاطفی | زهرا فقیهی
undefined در بخشی از مطلبی که برای شمارۀ جدید مجلۀ خردورزی نوشتم وقتی داشتم از مردانگی حاکم بر مقاومت می‌گفتم به این بحث هم پرداختم که معمولا تصور می‌کنیم تنها فتوای شرعی رهبر انقلاب جلوی ساخت بمب اتم را در ایران گرفته است، درحالی‌که ایشان به صراحت اعلام می‌کنند که علاوه بر شرع، عقلانیت ما نمی‌گذارد به این صورت ویران‌کننده بجنگیم. حال چرا این عقلانیت متعادل در سطح نخبگانی و همچنین جامعه ما فراگیر نشده است؟ می‌توانید یادداشت بنده را در این مجله مطالعه کنید:)
غنی‌سازی و آنچه در زمینه‌ی هسته‌ای تا امروز پیش‌آمده است، یک دستاورد بسیار مهم است؛ این چیز کمی نیست. و این گامهای ابتدائی ما در این صنعت است. باید در این صنعت کار بشود، حرکت بشود، پیشرفت بشود. حالا چند کشور جنایتکاری که خودهاشان یا بمب هسته‌ای را علیه ملّتها به کار بردند مثل آمریکا، یا آزمایش کردند مثل فرانسه ــ فرانسه همین ده دوازده سال قبل از این سه آزمایش هسته‌ای پشت سر هم در اقیانوس کرد که اینها مخرّب است و محیط دریایی را نابود میکند؛ سه آزمایش هسته‌ای بسیار خطرناک؛ [در] دنیا هم یک جنجال مختصری کردند، بعد هم دهنها را بستند، تمام شد ــ اینها دارند به ما میگویند! ما دنبال انفجار هسته‌ای نیستیم، دنبال آزمایش هسته‌ای نیستیم، دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم؛ نه به‌خاطر اینکه آنها میگویند، [بلکه] به‌خاطر خودمان، به‌خاطر دینمان و به‌خاطر عقلمان. هم فتوای شرعی ما این است، هم فتوای عقلی ما این است. فتوای عقلی ما هم این است که ما امروز و فردا و هیچ وقت به سلاح هسته‌ای احتیاج نداریم؛ سلاح هسته‌ای برای یک کشوری مثل کشور ما مایه‌ی دردسر است که حالا تفصیل این بماند. بنابراین دستاورد هسته‌ای، بسیار مهم است و دنبال کردن این صنعت و صنعتی کردن کشور، بسیار چیز لازمی است.
بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام |۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۱۲:۰۹

thumbnail
آنچه که باعث می‌شد نقد‌های اصیل به تصویر انتخابی روزنامۀ هم‌میهن به‌ حاشیه برود و زخم دعواها، شکاف‌‌های اجتماعی و لجبازی از قبل نقد این تصویر سر باز کند، تقلیل آن به منافع یک قشر خاص بود. درد برخی از افراد این بود که خبر احتمالی تعرض، در فضایی رخ داده که احتمال عدم رعایت پوشش اسلامی و بی‌حیایی در آن بالاست و چنین اتفاقاتی نتیجۀ همان سبک زندگی و روابط آزاد این قشر از افراد لاقید است، بنابراین نباید دامن چادر و دختران محجبه را به آن آلود. از این عصبانی بودند که چرا تصویر یک زن مکشفه را کار نکردند تا نشان بدهند چگونه سبک زندگی آنها به آزار و تجاوز ختم می‌شود. اینکه به چه حقی پای زنان محجبه را که هیچ ربطی به اینگونه زیست‌های غیرعفیفانه ندارند به صفحۀ اول روزنامه باز کرده‌اند؟اولاً چه کسی گفته اگر زنی برای بستن قرارداد قبول کرد پیش مردی برود، یعنی رضایت به تعرض داده است؟اگرچه اسلام بر حضور زن با حجاب و حفظ مرز تاکید می‌کند اما بی‌پروایی یک جنس، هرگز عذری برای جنس مخالف نمی‌سازد تا آزار و تجاوز را بر خود روا بدارد! به همین جهت، درصورت اثبات تجاوز باید در کنار زن ایستاد و نباید زن را طوری سرزنش کرد که انگار مرد میل طبیعی خود را ارضاء کرده و مشکل از زن بوده است!از سوی دیگر ضرورت حفظ حریم و طهارت زن که از منابع دینی بر‌می‌آید و حساسیتی که نسبت به عدم افشاگری و جزئیات‌گویی مواردی مثل زنا و تجاوز دارد، ایجاب می‌کند که از سوی جامعه، حریم زن خصوصا از سوی مردان، با پروتکل‌های سفت و سختی حفظ و مراقبت بشود تا صحبت در مورد بدن زن و حریم خصوصی او سکۀ رایج نشود؛ نتیجۀ این امر خودش به ضرر زنان است.تجاوز، آشکارترین سلطۀ بدن مردانه علیه بدن زن است. از این رو، شاید مناسب‌ترین تصویر برای کار کردن خبری در خصوص تعرض بیش از تصویر یک زن، تصویر یک مرد باشد؛ برای اینکه یادمان نرود کدام جنس این قدرت جسمی را دارد که بر بدن جنس دیگر ظلم و اعمال زور کند. اما همانطور که در ماجرای رعایت حریم زن و دوری از تهمت اعمال منافی عفت که دستور دین برای حفظ اتحاد و نورانیت جامعه است گفته شد، استفاده از تصاویر مبهم و نامعلوم برای رساندن منظور کفایت می‌کند.اما روزنامۀ هم‌میهن بدون رعایت این اصول شرعی، دست به اقدامی شرورانه زد. اگر سری به تاریخ ایران بزنیم می‌بینیم تخریب چادر بعنوان نماد مبارزۀ زن ایرانی و نه نماد یک گروه خاص، سابقه‌ای تاریخی دارد و هرگز در شیطنت یک روزنامه خلاصه نمی‌شود. از دستور رضاخان به چادر سر کردن زنان معروفه گرفته تا رواج گفتار «هرچه درمی‌آید از همین چادری‌ها درمی‌آید» و لزوم سر کردن چادر برای زنان مجرم در زندان‌ها و دادگاه‌ها، نمایش زن محجبه در سریال‌ها و فیلم‌ها بعنوان زنی فقیر، خشن، بی‌بهره از فهم و شعور، مسخره کردن چهرۀ زنان محجبه و بسیاری اقدامات ریز و درشت دیگر، خبر از همراهی با پروژۀ تخریب تصویر زن محجبه و نمادهای مبارزۀ زن ایرانی از جمله چادر مشکی می‌دهد. چیزی که باید نگران آن بود این است که وقتی زن مسلمان ایرانی بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به غرب بزند حتی اگر چادری نباشد، طبیعی است که غرب با استبداد گفتمانی خود، کینه‌ورزی و دشمنی را نسبت به او و نمادهایش ضروری جلوه می‌دهد و هیچ فرصتی را برای تخریب چهرۀ او و شوراندن خشم جامعه علیه زن محجبه از دست نمی‌دهد. امری که در بلوای ۴۰۱ شاهد آن بودیم که خشونت علیه زن محجبه را عادی جلوه می‌داد. از لگد زدن به زن چادری در دانشگاه گرفته تا کشیدن چادر از سر آنها، تهدید با چاقو و نگاه‌های غیظ‌آلود. هنوز که هنوز است، اگر زن باحجابی از احساس وحشتناکی که آن روز‌ها تجربه کرده بگوید، ذهنیتی وجود دارد که این خشونت‌ها را بر او روا می‌دارد و ذره‌ای روی خوش و همدردی به او نشان نمی‌دهد. جایی که حتی دوستی‌ها به فراموشی سپرده می‌شود و حجمی از عصبانیت به سمت زنان محجبه سرازیر می‌شود.جدی گرفتن و برخورد با اینگونه بدجنسی‌ها، نه در راستای قشری‌گری بلکه برای حفظ تصویری محترم و با‌ارزش از زن ایرانی و حمایت از دستاورد‌های زنانۀ او در مبارزه با مرد غربی، ضروری و از حقوق زنان بر گردن حاکمیت دینی است. همچنان که حمایت قانونی از قربانی تعرض نیز چنین است.
undefinedزهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi

۱۴:۵۵

من بشخصه ترجیح می‌دهم در بحث مهریه به موافقت یا مخالفت با جزئیات طرح اصلاحی نپردازم؛ اگرچه آن هم به جای خود قابل بحث است و نقد‌ها و مخالفت‌ها به جاست. متن ۱۸ ایراد فقهی حقوقی مرکز پژوهش‌های مجلس به مصوبۀ اخیر هم نکات و ریزبینی‌های جالبی داشت.در یک نگاه کلان‌تر که سخنان موافقان و مخالفان هر کدام رگه‌هایی از حقیقت را در خود دارد، باید از طرح کنونی فاصله گرفت و به زمین بازی نامتعادل کنونی اندیشید. نهاد مهریه در اسلام، نهادی زنانه بود که مرد آن را به‌عنوان هدیه‌ای در حد توان خود، برای کسب اجازه ورود به حریم و قلمرو زن در ابتدای ازدواج می‌پرداخت. اما این نهاد در گذر زمان کارکرد اولیه‌اش را از دست داد و امروز به‌جای یک هدیه معنوی، نوعی عقلانیت مادی و محاسبه‌گرانه بر آن حاکم شده است؛ تعبیر «مهریه؛ چاره‌اندیشی مردان علیه مردان» که خانم یاری عزیز در یادداشت خود استفاده کردند کاشف از همین واقعیت است. تا جایی که این طرز فکر به شئ‌انگاری و کالا‌انگاری زنان انجامید و بازار کاسبی برخی‌ها را رونق داد. همین کژکارکردی باعث شد برخی زنان نسبت به تعیین مهریه در آغاز ازدواج کراهت داشته باشند و آن را نوعی خرید و فروش زنان میان خانواده‌ها تلقی کنند. از سوی دیگر، بسیاری از زنان برای تضمین آینده یا گرفتن حقوق خود، به تعیین مهریه‌های سنگین روی آورده‌اند تا در صورت لزوم با تهدید به اجرا گذاشتن آن، از مرد امتیاز بگیرند یا پشتوانۀ مالی بعد از طلاقشان باشد. اما آیا به بهانۀ بازگرداندن این نهاد به کارکرد اولیه خود باید با قانون‌گذاری، زنان را مجبور به تعیین مهریۀ پایین کرد؟ اگر مهریه امروز به تضمینی برای آیندۀ زن و ابزار چانه‌زنی‌ تبدیل شده، چرا تمهیدی برای این دغدغه و حمایت از حقوق مالی زنان بعد از طلاق اندیشیده نمی‌شود؟ چرا به جای تمرکز بر بحث مهریه به احیای سایر حقوق زن (که مهریه را به ابزاری برای گروکشی آنها سوق داده) توجه نمی‌شود؟ اینکه درمخالفت با طرح اصلاحی صرفاً بگوییم مرد نباید از اول زیر بار مهریۀ سنگین برود و اگر رفت این مشکل اوست، کافی نیست وقتی از ابتدا تصور بر این است که می‌توان از پرداخت مهریه در آینده سر باز زد یا آن را با حقوق و احکام دیگری تاخت زد. از طرفی فشار قضاوت اجتماعی بر زنان هم مضاعف می‌شود چرا که به محض مطالبۀ مهریه آنها را به قصد طلاق گرفتن و برهم‌زدن بنیان خانواده متهم می‌کنند. بنابراین درخواست پرداخت مهریه هم به نوعی تابو تبدیل می‌شود و مقدمات نگرش‌های بدبینانه به زنان را فراهم می‌کند؛ تا جایی که تصور می‌شود این زنان‌اند که هر لحظه امکان دارد با خواسته‌های نفسانی خود کانون خانواده را متزلزل کنند و مرد در اینجا موظف به حفظ این نهاد و تشخیص صلاح خانواده با در دست داشتن حق طلاق و اعمال ریاست است. اگر نظر اسلام بر این است که زن را ملزم به درآمد‌زایی نکنیم تا در سکون و آرامش به تنظیم حال و هوای خانواده و اجتماع بپردازد، پس حاکمیت می‌بایست با ابزارهای خود زمینۀ این آرامش روحی مختص جنس زن را فراهم کند.برای تحقق این امر در حیطۀ قانون‌نویسی من در حال حاضر این رسالت را بر عهدۀ حقوق تطبیقی و قانون‌گذاری تطبیقی می‌دانم. خودم هم در تلاشم با اساتید این حوزه ارتباط گرفته و با سازوکارهای کشورهای اسلامی جهت حمایت از حقوق مالی زن آشنا شوم. برای مثال می‌توان بیمه‌هایی برای تضمین آیندۀ زن در فرض طلاق پیش‌بینی کرد.از سوی دیگر، آنقدر بحث مهریه با موضوعات دیگر در حقوق خانواده (که عموماً بر مبنای تصویر محجور از زن تفسیر می‌شوند) گره خورده مثل حق حبس، طلاق، شروط ضمن عقد، ارث و.. که نمی‌توان بدون داشتن نگاهی جامع‌الاطراف، به اصلاح و تمرکز روی یک نهاد خاص، که تازه پیش‌تر گفتیم خودش در یک بستر نامتعادل تعیین و مطالبه می‌شود، پرداخت. مصوبۀ اخیر هم در دل همان بستر تهیه شده که به سهولت کار برای مردان توجه می‌کند اما امکان وصول مهریه را با ضمانت اجرای ناکافی رها می‌کند.
undefinedزهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi

۵:۲۲

بازارسال شده از فصلنامه اقلیما
thumbnail
undefined*اهم نکات رهبرچه نکاتی در بیانات رهبری با اقشار بانوان باید ویژه‌تر مورد توجه قرار بگیرد؟*
به قلم جمعی از نویسندگان
ذهنی که مداوماً بیانات رهبر انقلاب را در دیدار با بانوان پیگیری و مطالعه کرده باشد و با مفاهیم و مباحث کلیدی ایشان در مسئلۀ زن آشنا باشد، تصدیق می‌کند که در بیانات اخیر با محتوای جدیدی رو‌به‌رو نبودیم، بلکه رهبری همان صحبت‌های گذشتۀ خود را هم تعدماً دقیق نکردند. همین موضوع نشان می‌دهد ایشان با وضعیت‌سنجی از میزان تحقق راهبردهایشان در مسئلۀ زن، فضای ذهنی جامعه را هنوز آمادۀ برداشتن قدم‌های بعدی ندیدند و تشخیص دادند که هنوز جامعه نیازمند تکرار نکات گذشته ولو به نحو کلی‌تر است؛ به‌طوری‌که خودشان در بخش‌هایی از بیانات به جدید نبودن آنها اشاره می‌کنند. متأسفانه آنچه از فضای عمومی در حال حاضر استشمام می‌شود، جدی نگرفتن نکات اساسی این دیدار و دلخوش بودنِ صرف به حواشی آن است. در همین راستا تحریریۀ اقلیما این رسالت را برعهدۀ خود دید که اهم نکات رهبر انقلاب را به چشم بیاورد و با توجه دادن به بیانات قبلی، صحبت‌ها را دقیق‌تر کند یا امتداد عینی و اجتماعی این صحبت‌ها را نشان بدهد. این مرورها را می‌خوانیم:

۱۶:۰۹

بازارسال شده از فصلنامه اقلیما
«ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن وقتی‌ که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالی‌ترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همه‌ٔ این نکات و این حرف‌ها در مقابل بدفهمی‌هایی است، چه ازسوی کسانی که دیندار اند امّا دین را نشناخته‌اند و همچنین ازسوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند.»undefined*برتری‌طلبی معنوی ممنوع!*
زهرا ستاری فقیهی، سردبیر تارنمای اقلیما
رهبر انقلاب بدون اشارۀ مستقیم در این دیدار بر حقیقت پروژۀ الگوی سوم یعنی «تصویر عمومی از جنس زن» در جامعه ایستادند و هردو گفتمان‌ شرقی و غربی را به‌خاطر داشتن تصویر غیرمحترم و غیرمکرم از زن مذمت و نکوهش کردند. چه آن فرد دین‌داری که حقیقت دین، یعنی «ایمان» را نفهمیده و متوجه نیست که جنس زن به‌سبب اینکه قلب مستعدتری دارد، شکل‌گیری ایمان و طی حرکت معنوی در او سریع‌تر و بهتر از مرد اتفاق می‌افتد و چه آن انسانِ غربی‌ای که به‌کل دین و حقایق معنوی و قلبانی را کنار گذاشته‌ و زن را از امر معنوی تهی کرده است.
اما وجه اشتراک این دو نگاه غلط نسبت به زن چیست که رهبری آنها را یک‌کاسه می‌کند؟
هردو زن را یک موجود جسمانی، دنیایی و از لشکر شیاطین تصویر می‌کنند که یکی برای حفظ خود از این تلۀ دنیایی به کنترل زن از طریق پوشش و محدودیت‌های دیگر فرمان می‌دهد و دیگری زن را برای چشم‌نوازی و خوشایندی مرد به بازی‌ می‌گیرد و با تبدیل او به وسیله‌ای برای هوس‌رانی، کرامتش را لگدمال می‌کند.
سال ۱۴۰۲ نیز رهبری در دیدار بانوان با مثال زدن از حضرت مریم و آسیه اذعان کردند که در زمینه‌های معنوی خداوند جنس زن را ترجیح داده است تا حس برتری طلبی مرد را که ناشی از جثۀ بزرگ‌تر و صدای بم‌تر است، نفی کند. در اینجا دیگر زن نیست که از راه تبعیت از مرد به خدا می‌رسد بلکه بالعکس، مرد باید یک زن را الگوی خود برای رسیدن به رشد و کمال معنوی قرار بدهد.
این زن است که به‌خاطر قلبِ مستعد خود، حق را زودتر از مرد، از ولی‌ الهی پذیرا می‌شود و با نفوذ عاطفی خود در مرد، واسطۀ فیض امر الهی به وجود مرد می‌شود.
به شهادت تاریخ می‌توان گفت هرجا جنس زن در موضع ضعف و مهجوریت قرار گرفت، امر ولایت نیز در جامعه کمرنگ و تضعیف شد و هرجا زنان به میدان ورود کردند, انقلاب و امر ولایی را در جامعه احیاء کردند. علت اهمیت این نیروی عظیم ایمانی برای رهبران دینی همین پیوند ناگسستنی میان احیای امر زنانه و تقویت ولایت است.

undefined فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۶:۰۹

چگونه از انسان بودن زن و مرد صحبت کنیم بدون اینکه به لوازم این حرف پایبند باشیم؟(قسمت اول)
الان که فکر می‌کنم واقعاً تیتر یک شدن گزارۀ «زن مدیر/ رئیس خانه است» از بین بیانات رهبری چندان هم بیراه نبود؛ بزرگواران تمام زورشون رو می‌زنن همین جملۀ بدیهی رو هم یه‌جوری ماست‌مالی کنن!یکی میگه «مدیر خانه» با «مدیر خانواده» فرق داره که یه وقت نکنه خم به ابروی ریاست شوهر در خانواده بیاد! یکی میگه این مدیریت زن در خانه از سوی مرد به زن تفویض شده با نظارت خود مرد، چون بالاخره مرد هم برای اینکه ریاستش پذیرفته بشه باید یه حوزۀ تصمیم‌گیری و کنش‌گری هم برای زن قائل بشه!یکی میگه بله دیگه، خانه قلمروی زنه و جامعه قلمروی مرد!گرفتاریم بخدا.. خیلی زیاد..

۱۷:۱۸

بازارسال شده از
thumbnail
undefined قسمت هشتم:|دیدارهای نادیده|چرا فاصلۀ میان گفتار رهبری و رفتار قانون‌گذار هر روز بیشتر می‌شود؟
با صدایفاطمه بهرامیزهرا ستاری فقیهی
@radio_eqlima undefined

۱۷:۱۸

بازارسال شده از

Episode_08.mp3

۴۴:۴۲-۴۴.۱۹ مگابایت
undefined قسمت هشتم:|دیدارهای نادیده|چرا فاصلۀ میان گفتار رهبری و رفتار قانون‌گذار هر روز بیشتر می‌شود؟
@radio_eqlima undefined

۱۷:۱۸

نشست دکتر نیکونهاد بزرگوار را (که بسیار خدمتشان ارادت دارم) درمورد جایگاه و حقوق زنان در قانون اساسی دیدم؛ با دیدگاه ایشان که مقدمۀ قانون اساسی را به مثابۀ ظرف و به عنوان بستری که این سند بالادستی در آن شکل گرفته می‌دانند، کاملاً همراهم و معتقدم تفسیری که ما از عبارات و الفاظ این مقدمه ارائه می‌دهیم در شناخت نقش و سهم زنان در پیروزی انقلاب، درک اصول قانون اساسی و شیوۀ مواجهه حاکمیت اسلامی با زنان تاثیر مستقیم خواهد گذاشت.اما من تأکید دارم که از قید «مخصوصاً زنان» و «سهم تعیین‌کنندۀ آنها» که در مقدمۀ این قانون مادر آمده، به سادگی گذر نکنیم و به سرعت سراغ «برابری» با تأکید بر انسانیت و به تعبیر ایشان نفی نگاه جنسیت‌زده نرویم. مسئله، تنها به استضعاف تاریخی زن مربوط نمی‌شود؛ اگرچه انقلاب اسلامی را زنان و مردان با یکدیگر به ثمر نشاندند و اراده‌های خود را به‌صورت برابر خرج پیشبرد این حرکت تاریخی کردند اما اثری که به میدان آمدن بانوان در مبارزه علیه رژیم پهلوی گذاشت بیشتر از مردان بود! تصریحات امام و رهبری نشان می‌دهد که اگر بانوان نبودند اصلا حرکتی شکل نمی‌گرفت و انقلابی هم به وقوع نمی‌پیوست! از تعبیر معروف امام که «ما نهضت خودمان را مدیون زن‌ها می‌دانیم» که بگذریم، ایشان در جای دیگری فرمودند: «در نهضتی که ملت ما کردند، همه‌تان ملاحظه کردید که زن‌ها پیش‌قدم بودند. بلکه فعالیت زن‌ها در این باب ارزشش بیشتر از فعالیت مردها بود». این یعنی جنس زن ویژگی‌های ذاتا خاصی دارد که نباید تأکید بر برابری با مردان باعث شود ما از این ظرفیت غفلت کنیم یا آن را محدود به تقسیم نقش‌های خانوادگی بدانیم. ما می‌توانیم همزمانی که از برابری زن و مرد دفاع می‌کنیم بر توانمندی‌ها و قدرت جنسیتی آنها هم تاکید کنیم. به تصریح رهبر انقلاب، زنان اگرچه نیمی از جمعیت کشورند اما «تاثیرشان در سرنوشت این کشور بیش از تأثیر نیمی از کل جمعیت» است. چرا بر این فهم و خوانش اصرار می‌کنم؟ چون پذیرفتن این منظر است که نحوۀ تعامل امروزۀ حاکمیت با زنان را نشان خواهد داد. فرق می‌کند که حاکمیتی، زنان را به مثابۀ یکی از اقشاری به رسمیت بشناسد که حقوقی از آنها تضییع شده و باید آنها را استیفا کند، با حاکمیتی که اصلاً زنان آن را برسر کار آورده‌اند و موظف است ساختار‌ها و گفتمان‌های ضد زن گذشته را برای حضور زن با زنانگی‌اش تسهیل کند و بالاترین حق زن که «حق کرامت الهی» اوست و با کرامت انسانی که مشترکِ زن و مرد است، تفاوت دارد در همۀ سطوح برای او تامین یا زمینه‌سازی کند. در اینجا دیگر ما «دربارۀ زن» در قانون اساسی صحبت نمی‌کنیم بلکه زن و ارادۀ جهادی او مبنای سیاست‌گذاری‌های ما قرار خواهد گرفت‌. تفصیل این امر بماند برای بعداً..
undefinedزهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi

۴:۴۹

بازارسال شده از پژوهشکده زن و خانواده

1_22785443517.mp3

۰۱:۳۴:۰۱-۲۶.۹۱ مگابایت
undefined *فایل صوتی کرسی "از اقتدار مردانه تا انتخاب زنانه*، مطالعه‌ای دیرینه‌شناسی در چرخش گفتمانی در الهیات حجاب"
undefinedحجت‌الاسلام والمسلمین امیر مهاجرمیلانی undefinedحجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر مجید دهقان undefinedدبیر: دکتر رضا پورمحمدی
#صوت#کرسی_علمی_ترویجی #پژوهشکده_زن_و_خانوادهundefined@wfrcacir

۴:۴۹

بازارسال شده از رویداد هفته‌ی زن مجاهد مسلمان
thumbnail
undefinedرویداد سالانهٔ هفتهٔ زن مجاهد مسلمان «بر فراز فتوحات زن مسلمانیم»
undefinedالگوی سوم زن، ناظر به تمایز هویت زن مجاهد مسلمان از الگوهای مسلط شرقی و غربی است. تکثر قرائت‌ها در سال‌های اخیر، معنای این مفهوم را با ابهام مواجه کرده است. این رویداد با حضور اساتید و صاحب‌نظران، به دنبال بازخوانی انتقادی قرائت‌ها و دستیابی به فهمی دقیق‌تر و اصیل‌تر از الگوی سوم زن است.
undefined زمان برگزاری: ۱۵ تا ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴
undefined مکان برگزاری: تهران، خانه‌ی اندیشه‌ورزان
undefined جهت دریافت اطلاعات بیشتر، از طریق پیام‌رسان‌های بله و تلگرام و ایتا با ما در ارتباط باشید: @hafteh_zan_04
undefinedجهت اطلاع از آخرین اخبار و جزئیات رویداد،ما را در سایر کانال‌ها دنبال کنید.
undefined@hafteh_zan

۹:۵۴

قیام عاطفی | زهرا فقیهی
undefined undefinedرویداد سالانهٔ هفتهٔ زن مجاهد مسلمان «بر فراز فتوحات زن مسلمانیم» undefinedالگوی سوم زن، ناظر به تمایز هویت زن مجاهد مسلمان از الگوهای مسلط شرقی و غربی است. تکثر قرائت‌ها در سال‌های اخیر، معنای این مفهوم را با ابهام مواجه کرده است. این رویداد با حضور اساتید و صاحب‌نظران، به دنبال بازخوانی انتقادی قرائت‌ها و دستیابی به فهمی دقیق‌تر و اصیل‌تر از الگوی سوم زن است. undefined زمان برگزاری: ۱۵ تا ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ undefined مکان برگزاری: تهران، خانه‌ی اندیشه‌ورزان undefined جهت دریافت اطلاعات بیشتر، از طریق پیام‌رسان‌های بله و تلگرام و ایتا با ما در ارتباط باشید: @hafteh_zan_04 undefinedجهت اطلاع از آخرین اخبار و جزئیات رویداد،ما را در سایر کانال‌ها دنبال کنید. undefined@hafteh_zan
وصله‌هایی برای یک هویتِ چند‌پارهمی‌خواهیم از نقطۀ «دربارۀ زن» به «زن دربارۀ» برسیم!
فقط باید زن باشید تا بتوانید درک کنید چقدر سرسام‌آور است که هویتتان دائماً نقل محافل گفت‌و‌گو باشد!انگار زنان هم مثل بسیاری از چیز‌های دیگر فقط موضوعی برای صحبت کردنند. این واقعیت، وقتی تلخ‌تر می‌شود که ببینید با وجود قرن‌ها همزیستی زن و مرد در کنار هم، هنوز دربارۀ زن از بدیهیات و اساسیات وجودش سؤال پرسیده می‌شود. گویی زن، مسئله‌ای حل نشده است که همواره نیاز به توضیح و تفصیل دارد.هنوز ارادۀ فردی زن در برابر ساختارها و گفتمان‌های کلانی قرار داده می‌شود که از ابتدا بدون حضور و اعمال نظر او سروشکل گرفته‌اند و بعد وقتی زن در این قالب‌ها جا نشد، از او خواسته می‌شود در حد وسع خود کنشگری کند! درحالی‌‌که به رسمیت شناختن ارادۀ زن، صرفاً در پذیرفتن انتخاب‌گری‌اش خلاصه نمی‌شود وقتی که زمین «استقلال» او از پیش مصادره شده باشد.زن نمی‌تواند در جهانی که در ساختش شریک نبوده، معناپردازی نکرده و ساختارها را از نگاه خود شکل نداده، به معنای واقعی و از سر اراده و تشخیص‌ خود، کنشگری کند. نمی‌تواند همواره در تلاطم و تزاحم میان سیل توقعات نباشد.همان‌طور که سال‌هاست در سطح حکمرانی، مردم فهم نشدند و تلاش شده از بالا به پایین و به‌شکل استیلاگرانه تبعیت آنها گرفته شود، همین جنس بی‌اعتمادی نسبت به زن به اوج می‌رسد! همان‌طور که عده‌ای با حد زدن «جمهوری» با قید «اسلامی» به‌دنبال قیمومیت بر مردم هستند، تلاش می‌شود با انبوهی از نظارت‌ها و دستورهای رفتاری و اخلاقی، دست‌وپای زن هم بسته شود و مبادا کسی ذره‌ای از فرض نقصان او نسبت به مرد کوتاه بیاید! هویت جمهوری اسلامی ایران از طریق همین سطحی‌نگری، چندپاره و متناقض جلوه داده شد و هویت زن نیز چند برابر آن. این موضوع آنقدر حیاتی است که تزلزل شخصیت زن، نتیجه‌ای جز واگذاری رهبری میدان به گفتارهای معاند نخواهد داشت. برای همین دشمن به این نتیجه رسیده که جنسیت و مسئلۀ زن در کشور ما قابلیت بحران‌سازی دارد.قرار نبود قرائت‌ها از الگوی سوم زن این‌قدر متشتت، پراکنده و گاه متعارض باشد. قرار نبود امروز همچنان در نقطۀ قرائت از الگوی سوم بایستیم و آن‌ها را به توحید و توحد برسانیم. قرار نبود فقط دربارۀ زن صحبت شود و او صرفاً شنونده و پذیرنده باشد بلکه قرار بود اینبار زن دربارۀ چیزها سخن بگوید و همه‌چیز از معنای خانه‌داری و حجاب گرفته تا فرزندآوری و…از دریچۀ نگاه زن بازخوانی شود. قرار بود زاویۀ نگاه زن در کنار زاویه نگاه مرد بنشیند، به امور هویت بدهد، فهم خود از عالم را منتشر کند و با زنان دیگر درباره آن گفت‌وگو کند تا تازه بتوان از پیشرفت در جامعه حرف زد! قرار بود کنش‌های زن و مردم از سر ارادۀ خودشان باشد، نه محصول جبرهای سخت و نرم؛ نه نتیجۀ القای مداوم عذاب وجدان و قضاوت‌های بدبینانه نسبت به انتخاب‌هایشان. نه ترساندنشان از اصل انتخاب و مسلوب‌الاراده کردن آنها. این‌ تفاسیر همه برآمده از فهم و رفتار امام راحل است.الگوی سوم و شاخصه‌هایش هم ابداً امر عجیب یا ویژه‌ای نیستند؛ در حقیقت الگوی سوم زن چیزی به جز «زن طبیعی» نیست: زن، تشخیصش، زنانگی‌اش، فردیتش و امتداد اجتماعی همۀ این‌ها تا ساحت حکمرانی و جامعه‌پردازی. آسیب جدی حوزۀ نظریه‌پردازی الگوی سوم نه به امتداد‌های عملیاتی آن، بلکه به فهم‌های غیرفطری از این مفهوم برمی‌گردد.می‌خواهیم این‌بار، با همۀ تلخی‌هایی که به‌عنوان یک زن از عمق وجود حس می‌کنیم، قرائت‌های گوناگون از هویت زن را بشنویم و آنها را با «آزمون استقلال زن» به نقد بکشیم!
undefinedزهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi

۹:۵۴

بازارسال شده از جامعه متعادل • مهدی تکلّو
thumbnail
نذر قربانی جمعیاموال ما از سلامت رهبرمان عزیزتر نیست. به نیت سلامتی و طول عمر پربرکت رهبرمان بر آنیم تا با همراهی شما عزیزان دست‌کم یک رأس گوسفند را قربانی نماییم. صدقه دادن برای سلامت مردی که عمرش را برای مردمش بذل کرده، کمترین کاری است که از دستمان برمی‌آید؛ در این امر چشم امید به همراهی شما داریم.
جهت مشارکت در این نذر، می‌توانید از طریق شماره‌ کارت زیر اقدام فرمایید:
5859831215758961به نام نرجس‌سادات سجادی‌نسب

#انتشار_دهید

۱۹:۵۴

thumbnail
خدمات متقابل زن و ولایتپهلوی‌خواهی، تمنای ارتجاع مردانه است
صادقانه و بی‌تعارف، من نمی‌توانم پهلوی‌خواهی تعدادی از دختران را چیزی به جز «تقاضای بردگی» بنامم؛ چرا که پهلوی‌خواهی به هیچ وجه با آزادی‌خواهی جمع نمی‌شود.تفاوتش این است که زن وقتی بردگی بخواهد، این خواستن فقط محدود به خودش نمی‌شود بلکه جامعه را همراه خودش در اسارت بردگی گرفتار می‌کند. پس شاه‌کلید فهم وضعیت جوامع، فهم وضعیت زن است. صحنه‌ای که در دانشگاه الزهرا رقم خورد به غایت تاریخ‌ساز و اصیل بود و حتی می‌تواند استعاره‌ای از جهان و جوامع کنونی باشد که حقیقتا زیربنایش به وضعیت زن بستگی دارد.زن می‌تواند آزاد کند همانگونه که می‌تواند به بردگی بکشد. چون زن، ظرفیت است و خاصیت آئینگی دارد؛ آئینه‌ای که اگر به سمت پایین بگیری، قعر دنائت و پستی دنیا را منعکس می‌کند و اگر به سمت آسمان بگیری، از استعداد معنوی‌اش سیرآبت می‌کند. اما بردگی زن مستقیماً با پذیرش طاغوت تعین یافته در یک رژیم حاکمیتی اتفاق نمی‌افتد؛ زن ابتدا به طاغوت‌های مردانه تن می‌دهد و سپس در برابر طاغوت‌های دیگر سر خم می‌کند؛ اول از همه عقلانیت مردانۀ آن شاه ملعون که گفت «زن‌ها متقلب، شرور و کم‌هوش هستند» را درونی می‌کند و بعد برای کل جامعه تمنای بردگی می‌کند. بردگی به نام رژیم منسوخ گذشته و به کامِ همان تمدن شیطانی که سال‌ها جنس زن را اغواگر و همدست شیطان معرفی کرد ولی در خلوت، قربانیان اصلی مراسمات شیطانی‌اش خودِ زنان بودند! اما به قول شیخ شرف الدین عاملی، از هر دریچه‌ای که بدبختی و برده‌خواهی و ناکامی و ضلالت باریده است، از همان جا باید هدایت را آورد. از همان جایی که عواطف و ذهنیت تحمیلی آمد، باید عواطف و عقلانیت اصیل جایگزین شود.این دختران می‌دانند که انقلاب زنانه، ۵۷ بود نه بلوای زن، زندگی، آزادی؛ انقلابی که امامش بخاطر زنان با فقها درافتاد و گفت زن باید در مقدرات اساسی جامعه دخالت کند، درس بخواند و در میدان تظاهرات حاضر باشد؛ این دختران وسط میدان، امروز به پشتوانۀ همان ولایت، آیندۀ ایران اسلامی را رقم می‌زنند. امروز که قصد ترور شخصیتی رهبری دارند و پرچم کشوری را آتش می‌زنند که به برکت وجود آن ورود دختران به عرصۀ علم و دانش حداکثری شد؛ که در سایۀ امنیت آن اصلاً می‌توانند در صحن دانشگاه اینگونه ژست براندازی بگیرند و اسمش را اعتراض بگذارند و بعد بخاطر جاده صاف کردنشان برای حمله دشمن خارجی، بیانیه‌ای با روکش کلمات زیبا مثل آزادی بیان و آزادی تجمع و.. بنویسند، امروز باید دوباره علنا با رهبری اعلام بیعت کرد و افکار و قلوب را به این مقام شریف متصل نمود.آن چیزی که مردم را علیه دشمن خونخوار خارجی که علنا «مردم ایران» را تهدید کرد یکپارچه می‌کند، همین عواطف اصیل است. همین قدرشناسی است نسبت به انقلاب، نظام و ولایتی که پشت زنانگی زن درآمد. آن نیرویی که قابلیت ایجاد وحدت و انسجام اجتماعی دارد اتفاقاً همین نیروست؛ ماجرا را وارونه نشانتان ندهند که بسیجی‌ها دارند تقابل می‌کنند و دوقطبی درست می‌کنند و فلان؛ تقابل و تشتت را فقط آن نیروی مردانه‌ای می‌تواند درست کند که دستش از زنانگی خالیست که یعنی دستش از دسترسی به حقیقت و ایمان خالی است. دستش از حقیقت زنانگی خالی است و از زن، فقط بهانۀ دستمالی کردن او وسط تجمعات را می‌فهمد! آن کسی تقابل درست کرد که تلاش کرد مردم را از ذیل چتر ولایتی بیرون بکشد که به جز قاتلان و چاقوکشان همه را شهید خواند و دوگانۀ شهید و جاویدنام درست نکرد.ولی خدا از زن حمایت می‌کند و متقابلاً برای یاری دین خدا ابتدائاً سراغ زن‌ها می‌رود. سرنوشت ولایت و زنانگی چنان به هم گره خورده‌ است که تضعیف یکی به تضعیف دیگری می‌انجامد. همانگونه که امام، رهبریِ نهضت را به زنان سپرد، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبریِ تدوام و استمرار این نهضت را نیز به زنان سپرده است و برای همین آنها را «معمار ایران آینده» خوانده. کار دختران الزهرا را باید مانند مشی قرآن در شخصیت‌پردازی از حضرت مریم، با جزئیات روایت کرد که در لحظۀ هجوم خشم، بی‌احترامی و آشوبگری با سجده، بوسه بر پرچم و سینه‌زنی، از تقدس و حرمت مقام زن و نظام جمهوری اسلامی توأمان دفاع کردند.
undefinedزهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi

۱۲:۵۳