نظرهای نامحبوب در خصوص تحمیل شروط آتشبس ایران به آمریکا:
- اولاً تا بیانیه شعام را کامل و با دقت مطالعه نکردید از هرگونه اظهارنظر پرهیز نمایید.
-متاسفانه ما تاکنون در گفتمانسازی عمومی از معنای «مذاکره» یکطرفه عمل کردیم و چوبش را این روزها داریم میخوریم؛ به جای فهم بیانات رهبری بهصورت اجتهادی و جامع، طوری صحبت کردیم که انگار هرگونه مذاکرهای تحت هر شرایطی با آمریکا مذموم است. درحالیکه باید بین مذاکرهای که در مقابل جنگ قرار میگیرد و مذاکرهای که امتداد دیپلماسی دستاوردهای میدان جنگ است تفکیک قائل شد. اولی، از موضع وادادگی و اعتماد به دشمن است و دومی، از موضع تثبیت اقتدار و تحمیل ارادۀ ایران به دشمن.
- ما از همان ابتدا گفتیم که ترامپ فکر میکند چون جنگ را خودش شروع کرده خودش هم میتواند تمامکنندۀ جنگ باشد؛ اما ما آنقدر جنگ را ادامه دادیم و پیشنهادات مذاکره او را نادیده گرفتیم تا خودش بفهمد نمیتواند هر زمان خواست جنگ را تمام کند و ما را در چرخۀ فرسایشی جنگ و آتشبس بیندازد؛ این ما هستیم که پایان جنگ را ترسیم میکنیم نه او. و در زمانی که ترامپ خودش را در بنبستی دید که نه راه فرار داشت نه مذاکره، مجبور به پذیرش کلیات شروط ایران شد.
– اینکه گفته میشود شروط ایران بسیار رادیکال و تند است و باعث میشود اصلا آمریکا دیگر آمریکا نباشد، درست است. اما نفس اینکه آمریکا، شروطی را بعنوان مبنای مذاکره پذیرفته که اساسا موجودیت خودش را در جهان زیر سوال میبرد، پیروزی بزرگی برای ما به عنوان یک قدرت جهانی است، هرچند همچنان دست ما روی ماشه است و در صورت تخلف آنها آماده جنگیم و اتفاقا اینبار تخطی از مذاکره به معنای مشروعیت بیشتر ما در حملات سنگینتر به دشمن است.
-بعضیها طوری اظهارنظر میکنند انگار توقع داشتند ما تا قیام قیامت در لایه شدید درگیری بمانیم! واژۀ «جنگ» فقط یک اشتراک لفظی است. جنگ وجودی هرگز تمام نمیشود مگر با نابودی یکی از طرفین. اما جنگ به معنای تبادل آتش همیشگی نیست و معلوم است که برای پایان این جنگ باید طرحی ایجابی میداشتیم و آن را به دشمن تحمیل میکردیم.
-برخی دوستان درمورد نحوۀ اطلاعرسانی و مدیریت افکار عمومی اشکالاتی به دولت داشتند که کاملاً درست است. البته همانطور که در بند اول این نوشتار گفتم، گفتارپردازان ما در جامعه هم بیتقصیر نیستند.
-در این میان، عدهای که همیشه به شکاف میان دولت و مردم دامن میزدند و تجربۀ وحدت ساختاری در این جنگ و شهید دادن از مسئولین هم برایشان درس عبرت نشد، الان هم شروع کردهاند بدبینیهایشان را به ملت تحمیل کردن! گفتارهایی که میگوید «شعام برای ما حجت نیست و تا رهبری نگوید باور نمیکنیم» یک پیشفرض بسیار خطرناک دارد آن هم اینکه مسئولین ما همه به جز رهبری سازشکار و خائناند. این طرز تفکر که عمدتاً از سوی نگاههای چپ پرمیآید، نمیتواند جمهوری اسلامی را به مثابه «یک نظام» با همه ارکانش در خدمت یک جهت بپذیرد. در چهلم رهبر شهید، این ثمرۀ عمر ایشان را اینطور زیر سوال بردن، واقعا عجیب است.
- عدهای هم تصورات فانتزی عجیبی از این جنگ داشتند. نابودی اسرائیل و آمریکا را این طور فهم میکردند که قرار است ایران حتی یک نفر آمریکایی و اسرائیلی را زنده نگذارد. درحالیکه دو شرط از شروط دهگانۀ ایران یعنی جمع شدن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و حمله نکردن به جبهه مقاومت خود به خود یعنی نابودی اسرائیل! بر فرض اینکه این شروط محقق نشود، زمانی که آمریکا دست از حمایت اسرائیل بردارد و ببیند فایدۀ دفاع از آن به هزینهاش نمیچربد آغاز محو شدن اسرائیل خواهد بود. مشکل اینجاست که ما فقط شعارهای سلبی مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل دادیم و طرحهای ایجابی ایران برای تحقق این اهداف را عمومی نکردیم. در این راستا پیشنهاد میکنم کتاب «طرح محو اسرائیل» را بخوانید.
زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
- اولاً تا بیانیه شعام را کامل و با دقت مطالعه نکردید از هرگونه اظهارنظر پرهیز نمایید.
-متاسفانه ما تاکنون در گفتمانسازی عمومی از معنای «مذاکره» یکطرفه عمل کردیم و چوبش را این روزها داریم میخوریم؛ به جای فهم بیانات رهبری بهصورت اجتهادی و جامع، طوری صحبت کردیم که انگار هرگونه مذاکرهای تحت هر شرایطی با آمریکا مذموم است. درحالیکه باید بین مذاکرهای که در مقابل جنگ قرار میگیرد و مذاکرهای که امتداد دیپلماسی دستاوردهای میدان جنگ است تفکیک قائل شد. اولی، از موضع وادادگی و اعتماد به دشمن است و دومی، از موضع تثبیت اقتدار و تحمیل ارادۀ ایران به دشمن.
- ما از همان ابتدا گفتیم که ترامپ فکر میکند چون جنگ را خودش شروع کرده خودش هم میتواند تمامکنندۀ جنگ باشد؛ اما ما آنقدر جنگ را ادامه دادیم و پیشنهادات مذاکره او را نادیده گرفتیم تا خودش بفهمد نمیتواند هر زمان خواست جنگ را تمام کند و ما را در چرخۀ فرسایشی جنگ و آتشبس بیندازد؛ این ما هستیم که پایان جنگ را ترسیم میکنیم نه او. و در زمانی که ترامپ خودش را در بنبستی دید که نه راه فرار داشت نه مذاکره، مجبور به پذیرش کلیات شروط ایران شد.
– اینکه گفته میشود شروط ایران بسیار رادیکال و تند است و باعث میشود اصلا آمریکا دیگر آمریکا نباشد، درست است. اما نفس اینکه آمریکا، شروطی را بعنوان مبنای مذاکره پذیرفته که اساسا موجودیت خودش را در جهان زیر سوال میبرد، پیروزی بزرگی برای ما به عنوان یک قدرت جهانی است، هرچند همچنان دست ما روی ماشه است و در صورت تخلف آنها آماده جنگیم و اتفاقا اینبار تخطی از مذاکره به معنای مشروعیت بیشتر ما در حملات سنگینتر به دشمن است.
-بعضیها طوری اظهارنظر میکنند انگار توقع داشتند ما تا قیام قیامت در لایه شدید درگیری بمانیم! واژۀ «جنگ» فقط یک اشتراک لفظی است. جنگ وجودی هرگز تمام نمیشود مگر با نابودی یکی از طرفین. اما جنگ به معنای تبادل آتش همیشگی نیست و معلوم است که برای پایان این جنگ باید طرحی ایجابی میداشتیم و آن را به دشمن تحمیل میکردیم.
-برخی دوستان درمورد نحوۀ اطلاعرسانی و مدیریت افکار عمومی اشکالاتی به دولت داشتند که کاملاً درست است. البته همانطور که در بند اول این نوشتار گفتم، گفتارپردازان ما در جامعه هم بیتقصیر نیستند.
-در این میان، عدهای که همیشه به شکاف میان دولت و مردم دامن میزدند و تجربۀ وحدت ساختاری در این جنگ و شهید دادن از مسئولین هم برایشان درس عبرت نشد، الان هم شروع کردهاند بدبینیهایشان را به ملت تحمیل کردن! گفتارهایی که میگوید «شعام برای ما حجت نیست و تا رهبری نگوید باور نمیکنیم» یک پیشفرض بسیار خطرناک دارد آن هم اینکه مسئولین ما همه به جز رهبری سازشکار و خائناند. این طرز تفکر که عمدتاً از سوی نگاههای چپ پرمیآید، نمیتواند جمهوری اسلامی را به مثابه «یک نظام» با همه ارکانش در خدمت یک جهت بپذیرد. در چهلم رهبر شهید، این ثمرۀ عمر ایشان را اینطور زیر سوال بردن، واقعا عجیب است.
- عدهای هم تصورات فانتزی عجیبی از این جنگ داشتند. نابودی اسرائیل و آمریکا را این طور فهم میکردند که قرار است ایران حتی یک نفر آمریکایی و اسرائیلی را زنده نگذارد. درحالیکه دو شرط از شروط دهگانۀ ایران یعنی جمع شدن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و حمله نکردن به جبهه مقاومت خود به خود یعنی نابودی اسرائیل! بر فرض اینکه این شروط محقق نشود، زمانی که آمریکا دست از حمایت اسرائیل بردارد و ببیند فایدۀ دفاع از آن به هزینهاش نمیچربد آغاز محو شدن اسرائیل خواهد بود. مشکل اینجاست که ما فقط شعارهای سلبی مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل دادیم و طرحهای ایجابی ایران برای تحقق این اهداف را عمومی نکردیم. در این راستا پیشنهاد میکنم کتاب «طرح محو اسرائیل» را بخوانید.
۱۰:۲۱
بازارسال شده از علیرضا پناهیان
_آنچه در مورد آتش بس باید دقت کنیم.mp3
۱۵:۰۶-۸.۷ مگابایت
امروز در آستانهی خبر پذیرش آتشبس دو هفتهای با آمریکای مستبد قرار گرفتیم؛چند نکته را خدمت شما ملت شریف عرض میکنم
بسماللهالرحمنالرحیم
توافق، اگر بر مدار عزت باشد، نه عقبنشینی است و نه پایان مسیر…بلکه تثبیت اقتداریست که در میدان با خون و مقاومت به دست آمده است.
در جمهوری اسلامی، زمان جنگ و صلح را رهبری تعیین میکندو مردم، در این میدان، یکپارچه و همصدا هستند.هر صدایی غیر از این، صدای اختلاف است، نه تحلیل.
توافقِ عزتمند، پاسداشت خون شهداستاما خطر آنجاست که جریانهای سازشکاردستاوردها را کوچک و امتیازدهی را بزرگ جلوه دهند.
امروز، در گام دوم انقلابمصلحتاندیشیِ از سر ضعف، جایی ندارد…
مراقب باشیم روایت دشمن را تکرار نکنیمآنها میخواهند توافق را «عقبنشینی ایران» نشان دهند،در حالی که واقعیت، تثبیت قدرت ایران است.
توافق، پایان میدان نیست…آمادگی باید باقی بماند؛اگر دشمن خطا کند، پاسخ فوری و قاطع است.
نقطه قوت امروز ما،همافزایی میدان و دیپلماسی است؛همان چیزی که دشمن را عقب راند.
این دستاوردها واقعیست…حتی دشمنان به آن اعتراف کردهاند؛مهم این است که خودمان کوچکشان نکنیم.
در کنار اینها،شکر و عزاداری را فراموش نکنیماین مسیر با همین روحیه ادامه دارد.
ما در مسیر ایران مقتدرتر هستیم؛بیاعتماد به دشمن،و مطمئن به راهی که آمدهایم…
#ایران #ایران_قوی #مقاومت #اقتدار#توافق_عزتمند #جنگ_و_صلح #گام_دوم_انقلاب#دیپلماسی #میدان #وحدت #بصیرت #شهداء
@Panahian_ir
۱۲:۲۰
بازارسال شده از مرکز گام
با به میان آمدن بحث آتشبس و توقف موقت درگیری نظامی، سؤال مهمی پیش میآید: برنده و بازندهی جنگ کیست؟ اساساً پیروزی و شکست در جنگ را بر اساس چه شاخصهایی باید تحلیل کرد؟
۱۴:۰۸
بازارسال شده از کنشـگر
«جنبش دانشجویی دختران و جنگ»
#کنشگر #جنبش_دانشجویی #زنان #ایران
۰:۰۲
تو مهم بود بمانی، نماندی، رفتیجان که باید برود سفت به من چسبیده..
۱۹:۱۶
بازارسال شده از برپا
چهارراه نکویی.mp3
۰۴:۲۵-۳.۰۳ مگابایت
سخنرانی در جمع مردم انقلابی ، چهار راه نکویی قم
به عصر شهید سیدعلی خامنه ای سلام کنید
شیخ علی مهدیانپنجشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۵
@ali_mahdiyan
شیخ علی مهدیانپنجشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۵
@ali_mahdiyan
۲۱:۳۸
بازارسال شده از زمانه
استاد غلامی.mp3
۳۸:۵۸-۸.۹۲ مگابایت
#زمانه
۸:۴۵
قیام عاطفی | زهرا فقیهی
دکتر علی غلامی / استاد دانشگاه
مواظب باشیم تا معامله بدی نکنیم و بر حق غالب نشویم تا خرابی به بار نیاید.
صحبتهایی که این شبها خیلی بهشون نیاز داریم.
نشانی ما در شبکههای اجتماعی:
https://zil.ink/zamaneh_tv #زمانه
#شبکه_دو 
لطفاً حتماً وقت بذارید گوش کنید
۸:۵۰
بازارسال شده از مجله اقلیما
چرا صحبت از زن و وحدت یک دغدغۀ فمنیستی نیست؟
زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
زن ایرانی در برههای از تاریخ ایستاده است که خودش پیشتر، رهبری یک نهضت انقلابی را برعهده داشته و آن را به نقطۀ پیروزی و تشکیل حکومت رسانده است. اکنون در ذیل سایۀ حکومتی که خود پرچمدار برپایی آن بوده به حل مسائل انسانی و پیچیدگیهای حوزۀ نرم آن میپردازد؛ مسائلی که جز با ظرافتهای عصبی، عقلانیت و زبان زنانه راهِ گشایش نمییابند. جایگاه زن ایرانی در جامعه ایران آنقدر بهجا و استراتژیک هست که او را به شاهراه وحدتآفرینی در جهان اسلام تبدیل کند.
eqlimamag.ir
۱۶:۵۵
بازارسال شده از مجله اقلیما
حجتالاسلام مجید دهقان در کانال شخصی
واکنشهای گوناگونی به حضور پرشور زنان در اجتماعات یک ماه اخیر برآمد. برخی آن را شگفتانه دیدند و به مدح آن برخاستند و گروهی هم در گفتگوهای غیر رسمی از همدیگر سوال میکردند که آیا واقعا لازم است زنان ترک خانه و خانواده کرده و بساط تجمعات را رونق دهند؟
شخصا خودم را در گروه سومی مییابم که گرچه همواره این حضور پرشور زنان در چشمم بزرگ میآید ولی از آن جا نخوردم. به نظرم میرسد زنان همیشه این طور بودهاند، حداقل در تاریخ معاصر که شواهد بیشتری بر آن داریم. آخرین مورد برجستهاش انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هشت ساله است. پس چطور خیلی از ما شگفت زده شدیم؟
زنان پیش ازین هم در صحنههای اجتماعی حساس غایب نبودهاند، ذهنها التفات به این حضور نداشت. چارچوبهای مفهومی اندیشه دینی معاصر به گونهای شکل گرفته است که این حضور در آن جا نمی شود مگر عند الاضطرار. حداکثر بهایی که به ویژگی عاطفی زنان داده شده است یکی در ایفای نقش مادری و تربیت ابعاد روانی فرزند است و دیگری در تقرب بیشتر در وادی سلوک.
حالا ازین بگذریم که تفصیلی پرحوصله میطلبد. نکته مهمتر برایم این است که آیا این مدحهای گروه نخست به بازاندیشی در نگرش به زنان میرسد یا غوغای حضور که نشست، این موج نیز فرو مینشیند و همان چارچوبهای قبلی دوباره بر میخیزند؟
چارچوبهایی که از آن لایحه اخیر حجاب، طرح مهریه و نگرشها و اظهارات خاص درباره زنان بیرون میآمد. اگر بازاندیشی لازم است چه تقریری بدون مردانهسازی زنان میتواند ویژگیهای جنسیتی آنان را بر صدر نشاند نه شاهدی بر نقص آنان که گاهی منتهیالیه مفهوم "تفاوت" چیزی جز همین نقص نیست.فرصتی باشد بیشتر تحلیل میکنم.
eqlimamag.ir
۱۷:۴۱
بازارسال شده از زنان در جنگ 🇮🇷 عقیله(س)
نذر قربانی جمعی
بسم الله الرحمن الرحیم«وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ»
برای سلامتی رهبر عزیزتر از جانمون، برای سرنوشت مذاکرات، برای سلامتی مجاهدین و فرماندهان وطنبرای قدرت و شکوه ایران عزیزبرای به ثمر نشستن خونِ شهدا
از تمامی ارادتمندان و دلسوزان نظام دعوت میشود با مشارکت در این امر خیر و توزیع گوشت نذری میان نیازمندان، سهمی در این میثاق معنوی داشته باشند. اجرکم عندالله
جهت مشارکت در این نذر، میتوانید از طریق شماره کارت زیر اقدام فرمایید:
۶۰۳۷۹۹۸۲۲۹۷۲۹۱۳۱
به نام مبینا پیشیار
#انتشار_دهید
رسانۀ زنان در جنگ | عقیله@Aghilleh
بسم الله الرحمن الرحیم«وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ»
از تمامی ارادتمندان و دلسوزان نظام دعوت میشود با مشارکت در این امر خیر و توزیع گوشت نذری میان نیازمندان، سهمی در این میثاق معنوی داشته باشند. اجرکم عندالله
۶۰۳۷۹۹۸۲۲۹۷۲۹۱۳۱
به نام مبینا پیشیار
#انتشار_دهید
۲۲:۱۳
بازارسال شده از مکتبخانه
امّا اینبار ایران یک جنگِ تمامعیار نظامی را با همان آمریکای ابرقدرت، با عزّت و عظمت پشتسر گذاشته و بی هیچ شائبهای در میدان دست برتر را دارد و پس از یکماهِ التماس آتشبس از سوی دشمن وارد این مذاکرات میشود. مهمتر اینکه اکنون دیگر «اهرم پرقدرت تنگۀ هرمز» را در اختیار دارد و تازه خیلی گزینههای نظامی دیگر دارد که هنوز رو نکرده است و هیچ ابایی از به بنبست رسیدنِ مذاکرات و ادامۀ جنگ ندارد.
۱۸:۰۱
این روزها در تجمعات بسیار میشنوم که :«جنگ، جنگ ارادههاست»؛ وقتی با جنگ ارادهها طرفیم، طبیعتاً باید نشانههای پیروزی را در «غلبۀ اراده» جستوجو کنیم و مواضعمان نسبت به هر اتفاقی با این ملاک ارزیابی شود. همزمان با خودم فکر میکنم اگر این مضمون در همان اوایل جنگ بینمان فراگیر میشد، آیا جامعه نسبت به تحمیل شروط ایران بهعنوان مبنای مذاکرات به دشمن احساس غلبۀ اراده پیدا نمیکرد؟ از قاطعانه نه گفتن ایران به زیادهخواهیهای دشمن چطور؟ آیا بهجای آن تیتر کذایی «ترامپ پذیرفت» با تیتر دیگری مواجه نبودیم؟ آیا عواطف عمومی از پذیرش مذاکره تا این اندازه تلخکام میشد که مجبور باشیم به هزار روش استدلالی و عقلانی، دلالتهای خواری دشمن را در اصل این واقعه به چشم بیاوریم؟ آنوقت تصور رها کردن حزبالله لبنان چقدر برایمان باورپذیر بود؟ و اصلاً امکان از هم گسیختگی و دوئیت میدان و دیپلماسی فراهم میشد که کار به تأکید رهبری برسد؟وقتی «ظاهر ایستای» یک کار بر «معنای پویای» آن غلبه پیدا میکند یعنی یکجای کار میلنگد..
زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
۲۳:۴۸
امروز هم مقابلۀ با دشمنیهای دشمن و رفع همۀ این گرفتاریها، با ایستادگی ملّت، با تکیه بر تواناییهای درونی کشور، با اعتماد به خدایی که دلها را اینجور آماده کرده است و به این جهت هدایت کرده است، ممکن است. البتّه وقتی دشمن نگاه کرد، دید یک ملّتی عازم است، ایستاده است، تصمیم دارد کار خودش را پیش ببرد، آن دشمن ناچار به عقبنشینی میشود؛ همین هم هست. این اشتباه آنها را ملّت ایران به هم خواهند زد؛ اینکه خیال میکنند، میگویند ما تحریم کردیم، ایران مجبور شد بیاید پای میز مذاکره، نه، [اینطور نیست]. ما قبلاً هم اعلان کردیم، قبل از این حرفها هم ما گفتیم [که] نظام جمهوری اسلامی دربارۀ موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره میکند؛ معنای این آن نیست که این ملّت مستأصل شده است، ابداً.
بیانات در دیدار مردم قم ۱۳۹۲/۱۰/۱۹
بیانات در دیدار مردم قم ۱۳۹۲/۱۰/۱۹
۲۳:۵۸
بازارسال شده از رقیه فاضل ☫
اتحاد و انسجام، ارتباط لازم دارد.اتحاد مقدس که هم مبنای مشترک الهی و دینی میخواهد و هم آگاهی.آگاهی هم از جنس امنیتی و اسرار نظامی، نه.لااقل در سطح آنچه به دشمن گفته میشود، به مردم هم گفته شود. مطمئنا آنچه که دشمن خبر دارد را دوست میتواند خبر داشته باشد.
اما مسأله اینجاست که همه اتفاقات در بستر شبکه اجتماعی ای رقم میخورد که برای ما فیلتر است!مسئولین بعضا اگر دلشان بخواهد چیزی به ملت بگویند، به زبان انگلیسی توییت میزنند!ما هم باید منتظر باشیم که یک کانالی چیزی بعضی توییت ها را برای ما هم بگذارد که بفهمیم چه خبر است!از آن طرف هم دشمنی داریم که در جنگ ترکیبی پشت هم حرف میزند، ما را تحقیر میکند، دروغ هم میگوید و روایت میسازد.
مردمی که وحیداً طریداً فریداً...مردمسالاری دینی این نیست.
کاش مسئولین زودتر حرف بزنند.وقتی مردم بدگمان بشوند، مسئولین باید حرف بزنند.
اما مسأله اینجاست که همه اتفاقات در بستر شبکه اجتماعی ای رقم میخورد که برای ما فیلتر است!مسئولین بعضا اگر دلشان بخواهد چیزی به ملت بگویند، به زبان انگلیسی توییت میزنند!ما هم باید منتظر باشیم که یک کانالی چیزی بعضی توییت ها را برای ما هم بگذارد که بفهمیم چه خبر است!از آن طرف هم دشمنی داریم که در جنگ ترکیبی پشت هم حرف میزند، ما را تحقیر میکند، دروغ هم میگوید و روایت میسازد.
مردمی که وحیداً طریداً فریداً...مردمسالاری دینی این نیست.
کاش مسئولین زودتر حرف بزنند.وقتی مردم بدگمان بشوند، مسئولین باید حرف بزنند.
۱۶:۲۷
قیام عاطفی | زهرا فقیهی
این روزها در تجمعات بسیار میشنوم که :«جنگ، جنگ ارادههاست»؛ وقتی با جنگ ارادهها طرفیم، طبیعتاً باید نشانههای پیروزی را در «غلبۀ اراده» جستوجو کنیم و مواضعمان نسبت به هر اتفاقی با این ملاک ارزیابی شود. همزمان با خودم فکر میکنم اگر این مضمون در همان اوایل جنگ بینمان فراگیر میشد، آیا جامعه نسبت به تحمیل شروط ایران بهعنوان مبنای مذاکرات به دشمن احساس غلبۀ اراده پیدا نمیکرد؟ از قاطعانه نه گفتن ایران به زیادهخواهیهای دشمن چطور؟ آیا بهجای آن تیتر کذایی «ترامپ پذیرفت» با تیتر دیگری مواجه نبودیم؟ آیا عواطف عمومی از پذیرش مذاکره تا این اندازه تلخکام میشد که مجبور باشیم به هزار روش استدلالی و عقلانی، دلالتهای خواری دشمن را در اصل این واقعه به چشم بیاوریم؟ آنوقت تصور رها کردن حزبالله لبنان چقدر برایمان باورپذیر بود؟ و اصلاً امکان از هم گسیختگی و دوئیت میدان و دیپلماسی فراهم میشد که کار به تأکید رهبری برسد؟ وقتی «ظاهر ایستای» یک کار بر «معنای پویای» آن غلبه پیدا میکند یعنی یکجای کار میلنگد..
زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
بازگشایی تنگۀ هرمز با تعیین شروط و قیودش از سوی ایران باز هم از مصادیق دیگر غلبۀ ارادۀ ملت به دشمن است؛ ولی وقتی مقامات آمریکا دست به توئیت دارند برای خودشان از این شکست، پیروزی پوشالی بیرون میکشند، مسئولین ما باید دوچندان حواسشان به این نقطه باشد. وقتی صحنۀ نبرد نظامی ساکت است، یعنی جنگ از لایههای سخت به لایههای نرم منتقل شده و مستقیم وحدت میان مردم مبعوث و مسئولین مبعوث را هدف گرفته است. من گمان میکنم که متأسفانه مسئولان ماهم دارند کم کم این دوگانگی را باور میکنند که کسی حاضر نشده خودش را در معرض افکار عمومی برای روایت فتح از مدیریت تنگه قرار دهد. این تصور را باید بشکنند حتی اگر برایشان هزینهزا باشد. اینجا شهامتی از جنس سردار شهید حاجیزاده لازم است..
زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
۱۷:۰۶
در این میان هم باید یک تشر جدی به افرادی زد که توئیتهای ترامپ یا امثال او را وسط میگذارند و با آن به نظام طعنه میزنند و ادای مطالبهگرها و عقلکلها را درمیآورند. آدم اگر هیچچیز هم از جنگ و جزئیات آن نداند در این حد باید حالیاش شده باشد که از زبان کسی مثل ترامپ جز دروغ درنمیآید؛ کسانی که در این حد هم نمیفهمند که هرجا را دشمن میزند همانجا جبهه خودی است، لیاقت دنبال شدن ندارند.
زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
۱۷:۴۳
بحث صرفاً این نیست که یکی دونفر از مسئولین بیایند توضیح بدهند که ماجرای بازگشایی مشروط تنگه چه بود. اگرچه همین توضیحات بعد از ابراز تشنگی افکار عمومی، تاحدی غبارهای صحنه را کنار میزند اما مسئله اینجاست که ما از خلأ یک «روایت رسمی» رنج میبریم؛ خصوصاً «روایت فاتحانه از روند جنگ». نمیشود که در لحن دشمن، حس پیروزی خوابیده باشد اما ما فقط خنثیگونه شرح وضعیت بدهیم. حال چه بخواهد این روایت رسمی متعین در یکنفر مثل «سخنگوی جنگ» باشد چه چند نفر از مسئولین و رسانههای رسمی، پیشدستانه یا همزمان با وقوع یک اتفاق، یک خط محتوایی و روایی که حس پیروزی بدهد را دست بگیرند.
زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
۱۸:۴۴
بازارسال شده از سیدیاسر تقوی
@sedyaser
۱۲:۲۲
غربت دختران جوان مجرد در گفتمان مرسوم روز دختر
ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با زن جدیدی روبهرو شدیم که دیگر مجاز نبودیم با ذهنیتها و چارچوبهای فکری قبلی درمورد او صحبت بکنیم. زنی که پیش از مبارزه با طاغوت حکومت پهلوی، دست طاغوتورزیهای مردانۀ شرقی و غربی را از پشت بسته بود و هم خودش در میدان مبارزه حاضر بود و هم به دنبال خود مردان را به تظاهرات کشانده بود. همین تقدم حرکت زنانه هم موجب شد تا رهبر شهید، پیش از بیانیه گام دوم عمومی، بیانیه گام دوم زنان را بدهد؛ یعنی آن چیزی که تحتعنوان «پیام به کنگرۀ هفتهزار زن شهید» میشناسیم؛دقیقا همانجا که از «ارائه تعریف جدیدی از زن» صحبت میکنند.
با اینحال، شاید چون تجربۀ انقلاب اسلامی و خصوصاً دقتهای جنسیتیاش برای متفکران و اندیشمندان ما دور از ذهن مینمود، آنچنان که باید و شاید، گفتمان انقلاب اسلامی در مسئلۀ زن متناسب با کنشهای این زن جدید در واقعیت میدان جلو نیامد و در سطحی فراتر، حتی با فهمهای پیشاانقلابی خود، مانع ارادهورزی و تشخیصهای جهادی زنانه شد. اما دیگر بعد از آنچه از زنان مسلمان ایرانی در این چهل روز جنگ تحمیلی سوم مشاهده کردیم و به چشم دیدیم که چطور ارادۀ زنانه میتواند جامعه را از رکود به قیامی بکشاند که تعبیر «نوانقلاب» حقاً برازندۀ آن است، با جرئتی بیش از گذشته باید بگوییم حق نداریم از این لحظه به بعد با گفتارهای عقبگرد گذشته از این زنان صحبت کنیم.
یکی از مصادیق این گفتارهای عقبگرد، در نحوۀ تخاطب ما با دختران جوان مجرد خودش را نشان میدهد. ما هر ساله در روایتهای رسمی با روز دختری مواجه میشویم که به روز «دختربچهها» فروکاسته میشود و با فانتزیهای صورتیرنگ خودش را نشان میدهد. از سوی دیگر وقتی به دختران جوان مجرد میرسیم، نقشآفرینی تاریخی آنها را منوط به ازدواجشان میکنیم. انگار که تا پیش از موقعیت تأهل، تصمیمها و فعالیتهای این دختران در معادلات تاریخسازی جهان به حساب نمیآید بلکه تنها مقدمهای برای هویتیابی اصلی(ازدواج) است. هویت آنها تازه از جایی شروع میشود که وارد یک پیوند زناشویی بشوند و نقشهای مادری و همسری را برعهده بگیرند.
مقدمۀ این حرفها هم پیش از این چیده شده است: زمانی هم که داشتیم از حضور زنان در خیابان میگفتیم، این حضور را به «مقاومت خانوادگی» محدود میکردیم و در آنجا هم این دختران را مستقلاً نمیدیدیم. ندیدن به این معنا که نمیتوانستیم توضیح بدهیم اینها خارج از بستر خانواده، چطور دارند زنانگی میورزند؟ چطور ارادههایشان را در تاریخسازی دخیل میکنند؟ درحالیکه بخش اعظمی از حضور پرجمعیت اینروزها به این دختران پرانرژی اختصاص داشت.
البته بخش مهمی از این نپرداختن و ندیدن هم بخاطر بحرانهای موجود در جامعه از قبیل «بالا رفتن سن ازدواج» و «کاهش جمعیت» است که به ما اجازه نمیداد بتوانیم این مشکل را از ریشهاش حل بکنیم و درمورد علل اصلی آنها تأمل کنیم. بلکه ما را از دل این هراسها به این سمت سوق داد که هرچه میتوانیم از ارتباط زن و خانواده بگوییم تا شاید در حل این مسائل فرجی شود. غافل از اینکه این بیصبری و بیفکری نتیجۀ عکس میدهد.
من به جد معتقدم که متأسفانه انقلاب اسلامی، ارتباط گفتمانی خود را با این قشر از دست داده است. چرا که نمیتواند هویت آنها را بدون بند کردن به ازدواج توضیح بدهد و آنها را تا پیش از رسیدن به این مرحله و برقراری این پیوند در یک خلأ هویتی و نقشی رها میکند. حتی نمیتواند در حالت بسیار جسارتمندانه نشان بدهد که گاهی ممکن است جهاد یک زن از مسیر تشکیل خانواده گذر نکند. کاراکتر حضرت معصومه(س) اصلا یک موهبت تاریخی و کلیشهشکن برای همین موقعیت است.
در پایان لازم میدانم اشاره کنم که نگارندۀ این سطور، در پی دفاع از چیزی تحت عنوان «تجرد انتخابی دختران» نیست. چه اینکه بنده درخصوص خانواده که مستعدترین بستر نقشآفرینی زنانه است چندین مطلب در همین کانال و بسترهای دیگر نوشتهام. اما متأسفانه چارچوبهای ذهنیت شرقی و کلیشه زده به ما اجازه نمیدهد که بتوانیم گفتمان انقلاب اسلامی را با همان «اصولمحوریاش در عین کلیشهبردار نبودن» درک کنیم و در قالب یک طرح جذاب و خواستنی به دختران جوان امروز ارائه بدهیم؛ این یادداشت درواقع توجهی به این مطلب است.
زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با زن جدیدی روبهرو شدیم که دیگر مجاز نبودیم با ذهنیتها و چارچوبهای فکری قبلی درمورد او صحبت بکنیم. زنی که پیش از مبارزه با طاغوت حکومت پهلوی، دست طاغوتورزیهای مردانۀ شرقی و غربی را از پشت بسته بود و هم خودش در میدان مبارزه حاضر بود و هم به دنبال خود مردان را به تظاهرات کشانده بود. همین تقدم حرکت زنانه هم موجب شد تا رهبر شهید، پیش از بیانیه گام دوم عمومی، بیانیه گام دوم زنان را بدهد؛ یعنی آن چیزی که تحتعنوان «پیام به کنگرۀ هفتهزار زن شهید» میشناسیم؛دقیقا همانجا که از «ارائه تعریف جدیدی از زن» صحبت میکنند.
با اینحال، شاید چون تجربۀ انقلاب اسلامی و خصوصاً دقتهای جنسیتیاش برای متفکران و اندیشمندان ما دور از ذهن مینمود، آنچنان که باید و شاید، گفتمان انقلاب اسلامی در مسئلۀ زن متناسب با کنشهای این زن جدید در واقعیت میدان جلو نیامد و در سطحی فراتر، حتی با فهمهای پیشاانقلابی خود، مانع ارادهورزی و تشخیصهای جهادی زنانه شد. اما دیگر بعد از آنچه از زنان مسلمان ایرانی در این چهل روز جنگ تحمیلی سوم مشاهده کردیم و به چشم دیدیم که چطور ارادۀ زنانه میتواند جامعه را از رکود به قیامی بکشاند که تعبیر «نوانقلاب» حقاً برازندۀ آن است، با جرئتی بیش از گذشته باید بگوییم حق نداریم از این لحظه به بعد با گفتارهای عقبگرد گذشته از این زنان صحبت کنیم.
یکی از مصادیق این گفتارهای عقبگرد، در نحوۀ تخاطب ما با دختران جوان مجرد خودش را نشان میدهد. ما هر ساله در روایتهای رسمی با روز دختری مواجه میشویم که به روز «دختربچهها» فروکاسته میشود و با فانتزیهای صورتیرنگ خودش را نشان میدهد. از سوی دیگر وقتی به دختران جوان مجرد میرسیم، نقشآفرینی تاریخی آنها را منوط به ازدواجشان میکنیم. انگار که تا پیش از موقعیت تأهل، تصمیمها و فعالیتهای این دختران در معادلات تاریخسازی جهان به حساب نمیآید بلکه تنها مقدمهای برای هویتیابی اصلی(ازدواج) است. هویت آنها تازه از جایی شروع میشود که وارد یک پیوند زناشویی بشوند و نقشهای مادری و همسری را برعهده بگیرند.
مقدمۀ این حرفها هم پیش از این چیده شده است: زمانی هم که داشتیم از حضور زنان در خیابان میگفتیم، این حضور را به «مقاومت خانوادگی» محدود میکردیم و در آنجا هم این دختران را مستقلاً نمیدیدیم. ندیدن به این معنا که نمیتوانستیم توضیح بدهیم اینها خارج از بستر خانواده، چطور دارند زنانگی میورزند؟ چطور ارادههایشان را در تاریخسازی دخیل میکنند؟ درحالیکه بخش اعظمی از حضور پرجمعیت اینروزها به این دختران پرانرژی اختصاص داشت.
البته بخش مهمی از این نپرداختن و ندیدن هم بخاطر بحرانهای موجود در جامعه از قبیل «بالا رفتن سن ازدواج» و «کاهش جمعیت» است که به ما اجازه نمیداد بتوانیم این مشکل را از ریشهاش حل بکنیم و درمورد علل اصلی آنها تأمل کنیم. بلکه ما را از دل این هراسها به این سمت سوق داد که هرچه میتوانیم از ارتباط زن و خانواده بگوییم تا شاید در حل این مسائل فرجی شود. غافل از اینکه این بیصبری و بیفکری نتیجۀ عکس میدهد.
من به جد معتقدم که متأسفانه انقلاب اسلامی، ارتباط گفتمانی خود را با این قشر از دست داده است. چرا که نمیتواند هویت آنها را بدون بند کردن به ازدواج توضیح بدهد و آنها را تا پیش از رسیدن به این مرحله و برقراری این پیوند در یک خلأ هویتی و نقشی رها میکند. حتی نمیتواند در حالت بسیار جسارتمندانه نشان بدهد که گاهی ممکن است جهاد یک زن از مسیر تشکیل خانواده گذر نکند. کاراکتر حضرت معصومه(س) اصلا یک موهبت تاریخی و کلیشهشکن برای همین موقعیت است.
در پایان لازم میدانم اشاره کنم که نگارندۀ این سطور، در پی دفاع از چیزی تحت عنوان «تجرد انتخابی دختران» نیست. چه اینکه بنده درخصوص خانواده که مستعدترین بستر نقشآفرینی زنانه است چندین مطلب در همین کانال و بسترهای دیگر نوشتهام. اما متأسفانه چارچوبهای ذهنیت شرقی و کلیشه زده به ما اجازه نمیدهد که بتوانیم گفتمان انقلاب اسلامی را با همان «اصولمحوریاش در عین کلیشهبردار نبودن» درک کنیم و در قالب یک طرح جذاب و خواستنی به دختران جوان امروز ارائه بدهیم؛ این یادداشت درواقع توجهی به این مطلب است.
۲۳:۱۴