بله | کانال مدرسه تفکر و نوآوری رجا | رضا جلالی
عکس پروفایل مدرسه تفکر و نوآوری رجا | رضا جلالیم

مدرسه تفکر و نوآوری رجا | رضا جلالی

۴۴۱ عضو
thumbnail
#معرفی_کتاب undefined کتاب روایت الهی اثر آیت الله محمدرضا عابدینی
«خوانش قرآنی نبرد با آمریکا و اسراییل»
undefined این کتاب در دو بخشِ «تبیین روایت الهی» و «اقامه روایت الهی»، طی ۸ فصل و یک خاتمه در ۳۷۰ صفحه تنظیم شده است.
undefined فصل۱- چیستی روایت الهی: معرفی ماهیت نبردهای شناختی و آموزش هنر تعبیر حوادث در نبرد روایت‌ها.
undefined فصل۲- فتح در روایت الهی: بازتعریف مفهوم فتح بر اساس نگاه قرآنی و تأکید بر اولویت در غلبۀ اراده‌ها.
undefined فصل۳- جنگ فرصت شکوفایی: تبیین جنگ به عنوان سنت الهی و بستری برای رشد و بلوغ جامعه.
undefined فصل۴- اصول قرآنی روایتگری: ارائه اصول مهندسی پیام از دل قرآن برای انتقال صحیح روایت الهی.
undefined فصل۵- سلاح راهبردی اسلام: معرفی «حب و بغض» و اخوت و ولایت، به عنوان زیرساخت‌های قدرت نرم.
undefined فصل۶- ظرفیت نهفته در بغض مشترک: تبیین نقش «نفرت از ظالم» به عنوان سوخت پیش‌برنده جبهه حق.
undefined فصل۷- زیارت عاشورا، منشور مبارزه: کالبدشکافی زیارت عاشورا به عنوان نقشۀ جامع دشمن‌شناسی، آرایش جنگی و شبکه‌سازی مؤمنان.
undefined فصل۸-ربّیّون، ساختار اقامه روایت الهی: طراحی ساختار هسته‌های مقاومت بر اساس الگوی قرآنی ربیّون.
undefined خاتمه-آینده پژوهی نبرد با آمریکا و رژیم صهیونیستی: پیش‌بینیِ فعال و حرکت سازِ از آینده جهان بر اساس سنن الهی.

undefined مرکزتنظیم‌ونشرآثاراستادعابدینی undefined @ostadabedini

۸:۳۴

thumbnail
undefined مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می‌کند!
undefined مــــــــــــــا و جنـــــــــــــــــگ
undefinedبا ارائه استاد علی اسدی
undefined ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی
undefined اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام:
undefined https://eitaa.com/joinchat/3829794210Ce7a91d725a

undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۹:۵۵

امت صاحب‌الزمان؛ زمان را را باید صاحب گردد!
باز تعریف مفهوم غرب‌زدگی در عصر مدرن
امت صاحب‌الزمان، تنها در آن است که بتواند صاحب زمان گردد؛ زیرا زمان، جوهر حیات و شاخصه حضور حقیقی اوست. اما چه شد که انسان‌ها در طول تاریخ، به چنان دچارگشتگی و سرگردانی در خلأیی از زمان رسیده‌اند؟ آیا مدرنیته تنها به عنوان یک تحول ظاهری و اجتماعی، یا در بدترین حالت، به عنوان یک ولگردی در وادی تجدد و نو شدن، تعریف می‌شود؟ چه بسا هنگامی که فردی در برابر عظمت تمدن غرب مبهوت می‌ماند و اوج دلبستگی‌اش را به اجمال می‌نوشند، او دیگر بی‌درنگ همان غرب‌زده است. اما، در عمق، مدرنیته چیست که ما اکنون در آغوش آن غوطه‌وریم؟
در خفا و در پس‌زمینه این پدیده، مدرنیته همواره بی‌قراری و بی‌توقفی در نفْس خود دارد. مدرنیته، برخلاف آن چیزی که تصور می‌رود، با سکون سازگاری ندارد؛ دائم در شور و حرکت است، دائم در شتاب است و هرگز جایی برای آرامش و سکون ندارد. این حرکت بی‌وقفه، ریشه در رگ‌های لایتناهی ناپایداری دارد که در ذات تجدد و نو شدن ریشه دوانده است. این نیست که تنها در پی پیشرفت و توسعه باشد، بلکه درخواست بی‌امانِ آن، ناشی از یک سیری ناپذیر است که حتی از روی نیاز فطری به برتر بودن و برتر دیده شدن نیست، بلکه از بحرانی است ابدی که در دل آن جای دارد: بحرانِ فراموشی و درک نداشتنِ عمیقِ زمان.
کسی که مقهور مدرنیته می‌شود، در واقع زمان را در زندگی خود از دست می‌دهد؛ زیرا او در جریان این عجله، دیگر صاحب زمانی نیست، بلکه زمان است که او را مصرف می‌کند. اگر در مسیر درک و آموزش قرار گرفته، هرچقدر هم که در پیچ و خم یادگیری غوطه‌ور باشد، در واقع آن زمان است که تعیین می‌نماید چه مقدار و تا چه زمانی باید بیاموزد؛ او نیست که زمان را در خدمت خود می‌گیرد، بلکه زمان است که حق تعیین سرنوشت او را دارد. امتِ صاحب‌الزمان، اگر دعویِ انتساب به آن حقیقت قدسی دارد، نخست باید از اسارتِ زمان رهایی یابد و خود، صاحبِ زمان گردد.
در روزگار ما سخن گفتن از آغشتگی به مدرنیته غالباً در سطحی‌ترین صورتش فهم می‌شود؛ گاه وقتی کسی شیفته و مبهوتِ مظاهر تمدن غربی گردد، او را «غرب‌زده» می‌نامند، گویی مسئله صرفاً دلباختگی به صورتی از زندگی است. اما حقیقت مدرنیته بسی عمیق‌تر از این تعبیرهای ساده‌انگارانه است. مدرنیته پیش از آنکه مجموعه‌ای از ابزارها یا نهادها باشد، حالتی از بودن در جهان است؛ نحوه‌ای خاص از نسبت انسان با زمان.
در ژرفای مدرنیته، نوعی بی‌قراری بنیادین نهفته است؛ بی‌قراری‌ای که تاروپود هستی ما را در یک مصرف برای هیچ معنی می‌کند. مدرنیته نه تنها یک عرصه از بودن ما بلکه تمام انتخاب‌های ما را بلعیده است. انسان مدرن فرصت برای خلوت و انس در دل تاریکی شب ندارد او مجال اندیشه نخواهد داشت و حتی نمی‌داند باید به چه فکر کند؛ ما باید امت صاحب الزمان بشویم.
undefinedیادداشت؛ حسام وحیدی
#زمان#مدرنیته
undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۲۰:۰۳

thumbnail
undefined|کتاب الجهاد|محمد بن حسن صفار قمی|
کتاب الجهاد جناب محمد بن حسن صفار قمی کهن‌ترین کتاب الجهادی است که در شیعه نوشته شده است. تاریخ تصنیف این کتاب را معاصر دوران امامت حضرت امام حسن عسکری(ع) می‌توان تخمین زد.
این کتاب جزو مهم‌ترین منابع کتاب‌الجهادهایی است که بعداً در ضمن کتاب کافی و کتاب تهذیب شیخ، تنظیم و تدوین شده است.
دست کم از قرن پنجم به این سو نسخه‌ای از این کتاب در دست نبوده است و به لطف خدا بعد از حدود ده قرن، این کتاب بازسازی شده است.
به‌زودی جلسات متنخوانی این کتاب را آغاز خواهیم کرد و به لطف خدا در ضمن آن درباره جنگی که در آن هستیم به مدد روایات حضرات معصومین(ع) تامل بیشتر خواهیم داشت.

undefinedلینک خرید
@konnash

۱۶:۳۲

undefined حسین، وارث آدم
وقتی به اصل وراثت می‌اندیشم و به ویژه وراثت حسین که وارث تمامی انقلاب‌های تاریخ انسان است (از آدم تا خودش) ناگهان احساس کردم که گویی همه‌ی آن انقلاب‌ها و قهرمان‌ها، همه‌ی جلادها و شهیدها، یکجا از اعماق قرون تاریک زمان و از همه‌ی نقاط دور و نزدیک زمین بعثت کرده‌اند و گویی همگی از قبستان خاموش تاریخ، با فریاد حسین که همچون صور اسرافیلی در جهان طنین افکنده است، برشوریده‌اند و قیامتی برپا شده است و همه در صحرای محشر کربلا گرد آمده‌اند و در دو سوی فرات رو در روی هم ایستاده‌اند.
undefined علی شریعتی، حسین وارث آدم، صفحه ۳۲
همچون جنگ رمضان...
امروز ملت امام حسین(ع)، وارث تاریخ حق هستند...
undefinedundefinedundefined

undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۱۳:۱۶

undefined مفهوم ثار و خونخواهی در فلسفه تاریخ شیعه
یا ثارالله و ابن ثاره.می‌بینیم اولین ثار که بین این دو قبیله به وجود می‌آید و در برابر بنی‌قابیل به گردن بنی‌هابیل است، بر اساس آن وراثت است. این خون همین‌طور نسل به نسل به ارث می‌رسد. چنانکه آن خون‌ریزی نیز نسل به نسل تا آخرالزمان به توارث می‌رسید.
در دید شیعی، پایان فلسفه تاریخ اسلام کجاست؟ این تاریخ، تاریخی که ما می‌شناسیم (تاریخ، نه حقیقت انسانی) این تاریخ دوقطبی تضادی که بر اساس رابطه ثار و انتقام‌گیری ثار بنا شده، شروع شده و تداوم دارد، کی به انتها می‌رسد؟ باز هم با ثار.
برای اینکه آخرالزمان، قیام جهانی، نجات بشری، تحقق عدالت، صلح و برابری، این‌ها همه هست؛ اما بزرگ‌ترین لقب آن آخرین نجات‌دهنده انسان از این رابطه ثار و ثارکشی - که همه تاریخ بشر را شکل می دهد- منتقم است.
انتقام چه چیز را می‌گیرد؟ همه می‌گویند انتقام قاتلین سیدالشهدا را. نه! انتقام ثاری که به گردن بنی‌هابیل است؛ و این ثار در هر نسل، رابطه پیچیده‌ای پیدا می‌کند و آن این است که در هر نسل، به دعوت آن روح - که در هر حالی ضجه می‌کند و افراد قبیله را هر جا که می‌روند و هر کاری که می‌کنند، دعوت به خونخواهی می‌کند - غیرتمندان و احرار و صاحبان فتوت و حمیت (آن فتیه‌ها) به خونخواهی بر می‌خیزند و در هر قیام به خونخواهی برای گرفتن ثارشان، باز خونی می دهند و باز ثار دیگری بر ثار پیش اضافه می‌شود و باز به گردن نسل وارث بعد می‌افتد.
... اما این ثارها، ثارهای قبیله‌ای نیست، ثارالله است؛ این‌ها ثارالله‌ها هستند که باید از قاتلین بنی‌طاغوت گرفته شوند.
... می‌بینیم مفهوم ثار همراه با وراثت، مجموعه تاریخ انسان و فلسفه تاریخ انسان را در دید شیعی اسلامی تفسیر می‌کند، که با ثار شروع می‌شود و تداوم و تکامل و توسعه پیدا می‌کند، تا وقتی که به انفجار می‌رسد. و انفجار عبارت است گرفتن انتقام از بنی‌طاغوت. و آنجاست که گردن قبیله‌ هابیل از بار سنگین این همه خون‌هایی که به وراثت، نسل به نسل بر گردنش مانده، آزاد می‌شود و در آنجاست که بشر به نجات، صلح و عدالت می‌رسد.
و تا آن روز تمام داستان زندگی انسان داستان تلاش برای خونخواهی است، از آدم تا آخرالزمان. و حسین، وارث یکی از ورثه است که خودش به صورت یک ثار درآمد و فرزندش و پدرش، همه ثارهای خدا هستند و پدر ثارهای خدا و پسر ثارهای خدا.
آن وقت ثوره در این دید چه معنی عمیقی پیدا می‌کند! ثوره همه چیز معنی می‌دهد: تلاش، شورش، قیام. اما هدف چیست؟ هدف انتقام کشیدن از بنی‌قابیل است که آن همه دستش به خون ثارهای عزیز ما آغشته است. و این همه، جواب گفتن به دعوت آن پرنده‌هایی است که بر گرد سر قبیله ما دائماً ما را می‌خوانند و ضجه می‌کشند و ما را به انتقام‌خواهی و خون‌خواهی فرا می‌خوانند.
ثوره، ثار، وراثت، داستان شروع تاریخ، یعنی اولین ثار (هابیل) و بعد، آخرالزمان، یعنی تحقق انتقام جهانی، مجموعاً فلسفه تاریخ اسلام را در دید شیعی آن تفسیر می‌کند.
یا ثار الله و ابن ثاره

undefined علی شریعتی، حسین وارث آدم، صفحات ۱۲۵ تا ۱۲۷
از قبیله ما هم خونی ریخته شده و ثاری به وجود آمده‌ است (امام شهید) و ما تا خونخواهی کامل و تمام، و خاموش شدن، آرام شدن و پیروز شدن و خشنودی همه ثارهای خدا در طول تاریخ بشر از پای نخواهیم نشست.
undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۱۴:۵۵

لاریجانی و افق گشایی در فلسفه علم ریاضیحمید پارسانیا
بخش اولچگونه می‌توان برای شخصیتی که بیش از نیم‌قرن در پهنه فرهنگ و تاریخ جامعه ایرانی، آن‌هم در یکی از حساس‌ترین فرازهای آن زیسته است، و ابعاد مختلف معرفتی، اجتماعی و سیاسی آن را در حیات و زندگی خود بارور ساخته است، یادداشت کوتاهی نوشت. ناگزیر از این عرصه وسیع باید زاویه‌ای خاصی را برگزید و آنچه که بنده برای یادداشت انتخاب کردم به مسئله‌ای باز می‌گردد که بارها در گفت‌وگوهای علمی و کلاس‌های درسی و در جریان پیگیری راه‌اندازی رشته فلسفه علوم ریاضی، به آن اندیشیده‌ام. یعنی به رساله‌ی دکترای ایشان، موضوع رساله ایشان، مسئله‌ای است که گزینش و پرداخت به آن حکایت از یک نگاه راهبردی و تعیین‌کننده دارد، نسبت به عمیق‌ترین لایه‌های معرفتی دنیای مدرن و بلکه مهم‌ترین مسائل مربوط به علم و معرفت بشری.
محور این رساله ضمن آن‌که برخی از ویژگی‌های بنیادین و هویتی جهان جدید را آشکار می‌کند، می‌تواند در امتداد خود به ما در شناخت هویت فرهنگ، تاریخ و تمدن اسلامی نیز یاری رساند و به همین دلیل بنده همواره ضمن اشاره و ارجاع به رساله ایشان، پیشنهاد دست کم ده رساله علمی دیگر را در امتداد آن داده و می‌دهم. موضوع محوری رساله ایشان ریاضیات در دو دستگاه فلسفی هیوم و کانت است.
امروز در تقسیم‌بندی علوم، ریاضیات را به علوم پایه ملحق کرده، و آن را در کنار فیزیک، شیمی و زیست در مقابل علوم کاربردی و رشته‌های فنی مهندسی قرار می‌دهند. این تقسیم‌بندی رایج و پذیرفته شده گرچه از ناحیه اساتید و دانشجویان این رشته‌ها کمتر مورد تأمل و پرسش قرار می‌گیرد، بر اساس تعریف رایج و دارج علم - science - که تعریفی تجربی و آزمون‌پذیر است، و بلکه بر اساس تعاریفی دقیق‌تر و عمیق‌تر نیز خالی از خلل و اشکال نیست.
و اشکالات این تقسیم‌بندی مورد توجه بنیان‌گذاران تعریف مدرن علم و فیلسوفانی که تأملات نظری نسبت به حقیقت علم و معرفت داشته‌اند بوده و هست.
گزاره‌های علمی بر مبنای تجربی آن، دارای خصلت آزمون‌پذیری، تأیید پذیری، ابطال‌پذیری و اموری از این قبیل هستند. و هیچ‌گاه معرفتی، قطعی، یقینی و ضروری را به دنبال نمی‌آورند و هر نوع یقینی که در آن یافت شود فراتر از یقین روان‌شناختی نیست و این در حالی است که در ریاضیات ما با معرفت‌های قطعی که از ضرورت علمی بهره می‌برند، برخورد داریم، صحت‌وسقم این گزاره‌های ریاضی در گرو آزمون‌های حسی و تجربی نیست، این گزاره‌ها اگر در مقام حکایت از واقع و عینیتی باشند که در قبال ذهن قرار می‌گیرد از ضرورت ذاتیه برخوردارند. مثل وقتی که در هندسه اقلیدسی از احکام مثلثی سخن گفته شود که در خارج وجود دارد، یعنی مادام که مکان مسطح موجود باشد و شکل هندسه در آن ترسیم شود، احکام آن ضرورتاً صادق است.
هیوم با تأملات نظری خود به تمایز علوم تجربی و ریاضی به خوبی پی برد و با مبنای آمپریستی و حس گرایانه خود درصدد توجیه آن برآمد. او در باب علوم و دانش‌های تجربی تنها، معرفت یقینی را نفی نکرد، بلکه به نوعی شکاکیت مستقر و گریزناپذیر ساختاری گرفتار آمد، زیرا متوجه شد که ادراکات حسی به‌تنهایی هرگز از متن واقع خبر نمی‌دهند و بلکه فقط از دریافت حسی ما خبر می‌دهند. اگر ما رنگ، طعم، یا شکلی خاص را ادراک می‌کنیم به چه دلیل دریافت حسی، در متن واقع و بیرون از یافت ما نیز واقعیت دارد. پس او گزاره‌های تجربی و در نتیجه علوم تجربی را نه‌تنها، گزاره‌های غیر یقینی می‌داند بلکه در حکایت آن‌ها نسبت به واقع نیز گرفتار شک و تردید می‌شود. و اما گزاره‌های ریاضی، گزاره‌هایی هستند که از جزم و یقین علمی بهره می‌برند. و هیوم ناگزیر همۀ قضایایی را که به ربط و پیوندی ضروری محمول و موضوع آن‌ها حکم می‌شود، قضایای همان گویانه و توتولوژیک معرفی می‌کرد یعنی قضایایی که نه از جهان واقع خبر می‌دهند، تا به زعم او به ادراک حسی نیازی داشته باشند و نه محمول آن‌ها مفهومی افزوده بر موضوع خود رده همۀ این قضایا به زعم او از نوع ذاتیات باب ایسا نحوجی هستند که به حمل اولی بر موضوع خود حمل می‌شوند یعنی محمول آن‌ها از ابتدا در تعریف موضوع آن‌ها اخذ شده است.

۲۰:۱۹

این توجیه از آسیب‌های زیادی رنج می‌برد. از آن جمله اینکه اولاً: همه محمول‌های قضایای ریاضی در تعریف موضوعات آن‌ها نمی‌توانند اخذ شده باشند و ثانیاً: در مواردی که قضیه حقیقتاً همانگویانه باشد، حمل ذات و ذاتیات یک موضوع بر آن بدون اعتماد به مبدأ عدم تناقض ممکن نیست و قضیه‌ای که از استحاله اجتماع و یا ارتفاع نقیصین خبر می‌دهد، هرگز نمی‌تواند همانگویانه و توتولوژیک باشد و ثالثاً: مفاهیمی که در قضایای پایه و از جمله در فهم قضایای همانگویانه به کار گرفته می‌شود نظیر مفهوم ضرورت مفاهیمی محسوس نیستند، و ادراک این مفاهیم با مبنای آمپریسیستی هیوم ناسازگار است.
کانت دقت نظر هیوم را نسبت به مفاهیم حسی ستود. او البته همانند هیوم معتقد بود که شهود واقع در افق حس انجام می‌شود اما این مفاهیم معرفت و علمی ضروری نسبت به واقع نمی‌دهند.
کانت به نقص کار هیوم در توجیه مفاهیم و ریاضی نیز پی برد و بر مبنای اندیشه او، گزاره‌های ضروری به گزاره‌های توتولوژیک که او آن‌ها را گزاره‌های تحلیلی می‌نامید، محدود نمی‌شود. او معتقد بود گزاره‌های ترکیبی فقط گزاره‌هایی نیست که از طریق حس به دست می‌آید و بسیاری از گزاره‌های ریاضی را گزاره‌های ترکیبی می‌دانست که ذهن به ربط و پیوند ضروری موضوع و محمول آن‌ها حکم می‌کند. بدون آن‌که نیازی به حس و آزمون داشته باشد.
او این دسته از گزاره‌ها را ترکیبی پیشین دانست، و از این جهت قلمرویی از فعالیت‌های معرفتی را برای ذهن قائل شد که پسینی نیست یعنی به لحاظ منطقی متأخر از ادراکات و دریافت‌های حسی نیستند و به همین اعتبار کانت را می‌توانیم یک فیلسوف عقل‌گرا بنامیم. و لکن آنچه در کانت مهم است این است که او شکاکیت هیوم نسبت به مفاهیم حسی را به حوزه مفاهیم ذهنی محض، سرایت داد. از دیدگاه او هیچ‌یک از مفاهیم حسی و غیر آن، از متن واقع خبر نمی‌دهند. و همه این مفاهیم مربوط به فاعل شناسی هستند و در حقیقت فاعل شناسا در هنگام مواجهه با واقع با مفاهیمی که متعلق به خود او است، به متن واقع صورت می‌بخشد. و علم به واقع چیزی جز این نیست. یعنی علم انسانی، برخلاف آنچه که حس گرایان قبل از کانت و یا پوزیتویست‌های خام گمان می‌بردند دریافت صورت ذهنی از متن واقعیت عینی نیست، بلکه اعطای صور ذهنی به متن واقع است، و البته ذهن در این اعطاء هم از تصورات خود استفاده می‌کند و هم از روابط ضروری‌ای که به صورت گزاره‌های ترکیبی پیشین دارد بهره می‌برد.
در این بیان گزاره‌های ریاضی چیزی جز قالب‌های ذهنی انسان نیستند و انسان مادام که این قالب‌ها را برای صورت بخشیدن به مشهودات حسی خود به کار می‌برد، علوم مختلف را شکل می‌دهد. و البته در این معنا، شناخت آدمی، دریافت صور عینی جهان نیست. بلکه صورت بخشیدن به جهان است. و اما اگر این مفاهیم ذهنی کاربست خود را درباره مشهودات حسی از دست بدهند و احکام ریاضی در خارج از قلمرو تجربی به کار برود، فاقد هرگونه ارزش معرفتی علمی است. مثلا اگر به بحث از تناهی یا عدم تناهی ابعاد یا اعداد بپردازند، به دلیل این که به خارج از قلمرو مشهودات حسی راه می‌برند، چنین معرفتی در بیرون از دروازه علوم قرار می‌گیرد. و تنها از زوایای ذهنی فاعل شناسا خبر می‌دهد. و اگر کسی ریاضیات محض را با صرف نظر از کاربرد آن برای صورت بخشی به مشهودات حسی، معرفت علمی بداند، گرفتار توهم شده است.
کانت برخلاف هیوم اولاً ذهن را در تکوین ریاضیات فعال می‌داند و ثانیاً گزاره‌های ریاضی را مقوّم علوم و دانش‌هایی می‌داند که به واقعیت‌های تجربی می‌پردازند و این بیان او به علوم تجربی خصلتی سوبژکتیو می‌دهد یعنی علوم تجربی معرفت‌هایی نیستند که از متن واقع، اخذ شده باشند بلکه معرفت‌هایی هستند که ذهن آدمی بر واقعیت تجربی که همان واقعیت خارجی است تحمیل می‌کند.
البته ذهن آدمی در صورت بخشیدن به واقعیت عینی به مفاهیم و گزاره‌های ترکیبی پیشین ریاضی اکتفا نمی‌کند از مفاهیم دیگری مثل مفهوم من، که از دیدگاه او وحدت‌بخش و حکم کننده نسبت به گزاره‌های ترکیبی پیشین است استفاده می‌کند از دیدگاه او عینی و واقعی دانستن این مفاهیم نیز چیزی بیش از یک توهم نیست. از نظر او علم به فیزیک محدود می‌شود. و قضایای ذهنی در قلمرو فیزیک کارآمد هستند. و هر نوع استفاده مستقل از آن‌ها، که به حوزه متافیزیک مربوط شود چیزی جز یک فریب نیست. او بدین‌سان از مرگ متافیزیک سخن می‌گوید و حقیقت متافیزیک را چیزی جز شناخت قواعد و زوایای ذهن آدمی یعنی چیزی جز اپیستمولوژی نمی‌داند. این قواعد، روش صورت بخشی ذهن نسبت به عالم را بیان می‌کند. یعنی متافیزیک چیزی جز روش‌شناسی تکوین معرفت علمی نیست.

۲۰:۲۶

ما و جنگقسمت اول: خودآگاهی تاریخی و امت مبعوث
۱. قبل از #جنگ_رمضان ، وقتی با بسیاری از دوستان قدیمی گفت‌وگو می‌کردم، با آنکه اکثرشان در شرکت‌های خصوصی، شغل‌های آزاد و نهادهای صنعتی و دولتی مشغول به کار بودند، اما از یک مسئله بسیار ناراحت و گله‌مند بودند و آن اسیر عادات روزمره شدن و افتادن در دام روزمرگی‌ها بود. دیگر از کاری که می‌کردند به وجد نمی‌آمدند، وقت برایشان بی‌معنا شده بود و از همه مهم‌تر دیگر فعالیت‌های خود را متصل به انقلاب اسلامی و آرمان‌های بلندی که در گذشته داشتند، نمی‌دیدند!این‌ها همه از نتایج مدرنیته و انقطاع از عالم قدس است. مدرنیته پیش از آنکه مجموعه‌ای از ابزارها یا نهادها باشد، حالتی از بودن در جهان است؛ نحوه‌ای خاص از نسبت انسان با وقت و زمان. در ژرفای مدرنیته، نوعی بی‌قراری بنیادین نهفته است؛ بی‌قراری‌ای که تاروپود هستی ما را در یک مصرف برای هیچ معنی می‌کند. مدرنیته نه تنها یک عرصه از بودن ما بلکه تمام انتخاب‌های ما را بلعیده است. انسان مدرن فرصت برای خلوت و انس در دل تاریکی شب ندارد، او مجال اندیشه نخواهد داشت و حتی نمی‌داند باید به چه فکر کند!
۲. تا به حال تأملی در مفهوم وقت (زمان باقی) داشته‌اید؟! چرا در دنیای امروز از صبح تا شب می‌دویم اما انگار به چیزی نمی‌رسیم. چرا این همه دویدن‌ها آورده چندانی برای ما ندارد!چگونه می‌توان به #امر_قدسی رسید؟، چگونه می‌توان به آن #حقایق_ثابت و #فراتاریخی ، و آن #حقایق_سرمدی و #عطیه_ازلی دست یافت؟چرا در دنیای امروز ما به #وجد نمی‌رسیم؟ وجد یعنی یافتن، یعنی دارا شدن، یعنی تحقق، یعنی وصول به یک حقیقت و... .در دنیای جدید، به علت تکثرات گسترده‌ای که داریم و به آن جهت که خلوت و توجه نداریم، معنای وجد را معمولاً درک نمی‌کنیم. عادات امکان وجد را از ما گرفته است، عادت حتی عمل را از درون می‌خورد و می‌پوساند.سرچشمه‌های سنت و سرآغازها (آن عطیه ازلی)، برای زمان باقی است و نخشکیده است و هر چیز که متصل به آن گردد همیشه باقی خواهد ماند، مثل #شهید :«پندار ما این است که ما مانده‌ایم و شهدا رفته‌اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده‌اند.»گرما و سرخی خون، خاطرات ازلی و خاطرات مشترک یک امت را زنده می‌کند و ما را از #نسیان خارج می‌سازد. واقعه کربلا، شهادت حاج قاسم، جنگ رمضان، شهادت امام شهید و... همه و همه یک خاطره ازلی هستند که اتفاقا با خون هم پیوند خورده‌اند و به زمان باقی پیوسته‌اند و ماندگار شدند. خاطره‌های جمعی مشترکی که ما و امت ما را به یک خودآگاهی تاریخی رساندند.
۳. یک ملت تنها پس از قرار گرفتن در شرایط تحقق مشیت الهی در زندگی‌شان به خودآگاهی و تفکر تاریخی لازم می‌رسند و عملا اراده خداوند را به ظهور می‌رساند. در این صورت این ملت در مقابل همه موانعی که اراده‌های شیطانی دوران ایجاد می‌کنند می‌ایستند و پیروز خواهند شد و آینده را از آن خود خواهند کرد.روح هر ملتی در هر زمانی با اراده الهی در آن زمان پیوند دارد و اگر آن ملت آمادگی لازم را از خود نشان دهند، هر کاری که از آن‌ها سر زند با اراده حضرت رب العالمین هماهنگ خواهد بود و آن ملت نمودی از اراده الهی است و امت مبعوث خواهند بود.اطمینان ما از قدسی بودن انقلاب اسلامی، از فداکاری‌ها و فدا شدن انسان‌های شریفی است که هر کدام نزد خداوند متعال بس آبرومند بوده‌اند و خدای متعال راضی شد برای حفظ این انقلاب، آن عزیزان شهید شوند. این حکایت از آن دارد که جایگاه تاریخی این انقلاب تا چه اندازه نزد خداوند بزرگ است و راهی است برای تجدید عهد بشر با خداوند تا بشر در زمین خدا سرگردان نماند.
۴. اگر بتوانیم انقلاب اسلامی را با یک فهم کلی و با جامعیتی از آگاهی و خودآگاهی و دل‌آگاهی درک کنیم، می‌توانیم جایگاه حقیقی و قدسی انقلاب اسلامی در حال و آینده را بشناسیم.کسانی که اهل وقت هستند و از زمان فانی عبور کرده‌اند و به زمان باقی می‌اندیشند، به انقلاب اسلامی به عنوان مأمنی برای به #وقت رسیدن می‌نگرند و در همین راستا معتقدند بسط انقلاب اسلامی منجر به حضور «صاحب‌الوقت و الزمان (عج)» می‌شود.حضرت امام (ره) و امام شهید (قدس الله نفسه الزکیه)، مظهر تام و اتم کسانی بودند که به این خودآگاهی تاریخی دست یافته و امتشان را نیز به این خودآگاهی رساندند.
۵. بازگردیم به جنگ رمضان ، جنگ رمضان و شهادت امام شهید، برای همه ما همچون یک رستاخیز بود و گویا این امت دوباره مبعوث شدند.همگی‌مان به حرکت و تکاپو افتادیم که نقشی را در این بعثت ایفا کنیم، اما چون از پیش خود را برای همچین بعثتی آماده نکرده بودیم، کاری هم از دستمان برنمی‌آمد.غیر از یک کار، #حضور_در_خیابان‌ ، خیابان شد محل اتصالمان به عالم قدس...
در یادداشت‌های بعد بیشتر دراین‌باره خواهم نوشت. ان شا الله.
undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۱۱:۲۹

خیابان به مثابه ی ظهور جمهوریت
در روزگاری که جهان مدرن در ساختمان‌های بلند با عرض و طولی کوچک خود را بر ارتباط ما غالب کرده بود و زمانی که دیوارهای آسمان خراش ها نماد فردیت مدرن بود، و همه خود را و تنها خود را پشت این دیوارها مخفی کرده بودند، جنگی تاریخی رخ داد. جنگی که نه فقط نزاعی بین ما و دیگری بود بلکه بارور سازندۀ ققنوس ایمان از ویرانه‌های مدرنیته بود.ایمان که روحش در نفوس مومنین وجود داشت فقط نیاز به تلنگری داشت تا وجه اجتماعی خود را بروز دهد و آنگاه که جنگ به مثابۀ مسئلۀ عمومی خود را آشکار کرد، روح ایمان در همبستگی اجتماعی بروز کرد، همبستگی‌ای که اینک تنها بر پایۀ منفعت نبود بلکه بر پایۀ ایمان بود و بروز «المومنون بعضهم اولیاء بعض» بود و اینچنین بود که ولایت به معنای قربِ روحی در قربِ جسمی خود را نمایان ساخت، دیگر مردم را تاب نگاه از پشت دیوارهای تنهایی مدرنِ شهر نبود آنان دیگر در حصار فردیت محصور نمی‌شدند بلکه خود را در پیوندی ایمانی به ظهوری الهی رساندند و شهر را معنایی جدید می‌بخشیدند.خیابان تجلی این پیوند بود، روح ایمان در هنر(مداحی و...) در وطن (خاک به مثابۀ امرِ ایمانی) و در حضور به هم پیوست و خیابان را به مثابۀ شکنندۀ فردیت مدرن مطرح کرد.اینک جمهور ولایت داشتند، و این ولایتِ قرب بود، ولایتی که دیگر تقسیم کار در آن ریشه در تمایز نداشت بلکه تقسیم کار در آن ریشه در وحدتی ایمانی در عین کثرت شکل می‌گرفت، اگر قوه‌ها و استعدادها نقش‌ها را مختلف می‌کرد ایمان وحدت را در این تکثر به تصویر می‌کشید روح واحد در استعدادهای مختلف دمیده شد و اینچنین بود که جمهوریت نماد خامنه‌ای‌هایی شد که در عین تفاوت همه خامنه‌ای بودند و فریاد می‌زدند «النبی اولی بالمومنین من انفسهم» و حاکمیت دیگر نه نگاهی از بالا به پایین و نه نگاهی استعلایی که نگاهی روحی بود که تجلیش در خیابان شکل گرفته بود.اراده‌ها در عین کثرت به وحدت رسیده بود و ولایت در نسبت با همدیگر و در نسبت با ولایت تشریعی ظهور یافته بود.اما آیا جمهوریت را فقط باید در جنگ جست؟
undefined علی اسدی
undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۸:۱۰

thumbnail
undefined پرسشی از نُخبگان:
بعد از پیروزی ملت ایران بر بلوک غرب، صورت‌مسئله‌های فرهنگی و تمدّنی ما در پساجنگ چه خواهد بود؟

undefined آیت‌الله میرباقری:
undefined ما از این صحنه‌های نبرد ان‌شاءالله دیر یا زود با پیروزی جدی عبور می‌کنیم. حتی اگر ما بر فرض در این مرحله به یک پیروزی نسبی هم دست پیدا کنیم، مقدمه فتح الفتوح بعدی و آغاز پیروزی‌های آینده است که معادلات جهان و مناسبات منطقه به هم می‌خورد و نظم دیگری حاکم می‌شود.
undefined عرض بنده این است که نخبگان ما برای آینده، ما روی دو نکته تأمل کنند:undefined یکی اینکه این «اخوت ایمانی» که بین آحاد مردم ایران پیدا شده است را چگونه می‌توانیم پایدار کنیم و آن را چگونه به ساختارهای اجتماعی جدید و علوم اجتماعی جدید و یک جامعه جدید بر مدار اخوت ایمانی تبدیل کنیم؟undefined دوم، تأمل در مقیاس مسائل ما بعد از این جنگ است. بعد از این اتفاقات، وقتی ملت رشید ایران و جبهه مقاومت به یک قدرت بزرگ در جهان تبدیل شدند، طبیعتاً افق‌های جدیدی باز می‌شود و صورت‌مسئله‌های ما عوض می‌شود؛ چون می‌توانیم بیرون از نظم آمریکایی نفس بکشیم که اثر چنین چیزی، بیش از دستاوردهای اقتصادی، رهایی از سلطه فرهنگی غرب خواهد بود.
undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۹:۱۰

بازارسال شده از مدرسه تفکر و نوآوری رجا | رضا جلالی
در جستجوی درکی از معنای الفت‌ به مناسبت روز دختر
۱. مفهوم الفت، مفهوم بسیار عمیقی است، فارابی الفت را ریشه و باطن جامعه ممتاز می‌داند. مدینه فاضله، مدینه‌ای است که افراد آن پیوند حبی با یکدیگر داشته باشند.
بود نقش دو عالَم، که رنگ الفت بود / زمانه طرح محبّت، نه این زمان انداخت
الفت از حب، از محبت و از مهر می‌آید و یک پیوند الهی است. ما در دنیای امروز حقیقت روابط عالم که براساس مهر و محبت است را به فراموشی سپرده‌ایم و دچار نسیان گشته‌ایم.
۲. الفت یعنی دیگران را دوست داشته باشی حتی بیشتر از خودت! پیامبر (ص) اینگونه بود: «لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن أَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيمٌ» به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنج‌های شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!رنج دیگران بر او گران بود! آقا امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «إنا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم. ...»؛آقا امام صادق (ع) می‌فرمایند: «و الله! لأنا ارحم بکم منکم بأنفسکم. ...»؛آقا جانمان، آقا امام رضا (ع) می‌فرمایند: «ما من احد من شیعتنا یمرض الّا مرضنا لمرضه، و لا اغتمّ إلّا اغتممنا لغمّه، و لا یفرح إلّا فرحنا لفرحه. ...»؛امام زمان (عج) نیز در پیامی خطاب به آنانی که نسبت به آن حضرت دچار اختلاف و شک شده‌اند چنین می‌فرمایند: «انه انهی الی ارتیاب جماعة منکم فی الدین و ما دخلهم من الشک و الحیرة فی ولاة امرهم. فغمّنا ذلک لکم لا لنا و سائنا فیکم لا فینا، لانّ اللّه معنا فلا فاقة بنا الی غیره.»
ای جانم فدای قلب نازنینتان
۳. این نوع محبت برای من تا به امروز قابل درک نبود، چگونه می‌شود کسی را بیشتر از خودش و فقط و‌ فقط برای خودش دوست داشته باشیم؟! (حریص علیکم نه حریص علی نفسه).
چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم / که یاد می‌نکُند عهد آشیان ای دوست
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود / هنوز مِهر تو باشد در استخوان ای دوست

تا اینکه خداوند متعال، فرزندی به خانواده ما عطا کرد. تازه من کمی معنای الفت را درک کردم، که چگونه می‌توان دیگری را بیشتر از خودت دوست داشته باشی، چگونه دیگری درد و رنجی داشته باشد و تو بیشتر از درد و رنج او رنج بکشی و... چرا که رابطه پدر و مادری رشحاتی از رابطه مهر و الفت است.
از تو ممنونم #فاطمه_نگار که مرا با این حس آشنا کردی و معنای جدیدی در زندگی به پدر و مادرت بخشیدی...
به یک دم زهد سی ساله به یک دم باده بفروشم / اگر در باده اندازد رخت عکس تجلی را
#نگارینی که من دارم اگر برقع براندازد / نماند زینت و رونق نگارستان مانی را

undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۲۰:۱۶

thumbnail
undefined معرفی اساتید دوره «رسانه محور نبرد» undefined
undefined فواد ایزدیتحلیلگر مسائل آمریکاسرفصل «افکار عمومی آمریکا»
undefined مرتضی خلفی‌زادهمعاون تبلیغات سازمان زیباسازی شهر تهرانسرفصل «تبلیغات محیطی جنگ»
undefined مختار حدادروزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل بین‌المللیسرفصل «افکار عمومی جهان عرب»
undefined علی عبدیپژوهشگر و تحلیلگر یهود و فلسطینسرفصل «شناخت ساختار رژیم صهیونیستی»
undefined محمدمحسن دوباشیکارشناس نوآوری اجتماعی و فعال رسانه‌ایسرفصل «روایت موثر دستاوردهای جنگ»
undefined امیرعلی ابوالفتحتحلیلگر مسائل آمریکاسرفصل «شناخت ساختارهای آمریکا در جنگ»
undefined محمد لسانیپژوهشگر و کارشناس سواد رسانه‌‌سرفصل «رسانه ایران و مخاطب جهانی»
undefined علیرضا کمیلیتحلیلگر مسائل جهان اسلامسرفصل «شناخت جریان‌های اسلامی»
undefined میکائیل دیانیکارگردان و فعال رسانهسرفصل «مدیریت تعامل با سلبریتی‌ها»
undefined علی صمدزادهپژوهشگر امنیت و روابط بین‌المللسرفصل «ژئوپولتیک منطقه»
undefined الهام عابدینیکارشناس و فعال رسانه بین‌المللسرفصل «چهره‌ها و رسانه‌های اصلی جهان»
undefinedو دیگر اساتید برجسته کشور...
undefined با ثبت‌نام در دوره «رسانه محور نبرد» و حضور در کلاس‌ اساتید خبره هر حوزه، آمادگی خود را برای روایت جنگ بالا ببرید.
undefined مهلت ثبت‌نام: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵undefined آغاز دوره: ۲ اردیبهشتundefined لینک ثبت‌نام سریع:survey.porsline.ir/s/2JPRuRnW
undefined رسانه دقیق استمدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»

۳:۲۷

بازارسال شده از سیمرغ رسانه
thumbnail
undefinedچراغ راه رسانه| ۱- چگونه رادیو و تلویزیون اسلامی می‌شود؟
undefined️مردم از سراسر کشور، به ما شکایت می‌کنند که چرا رادیو و تلویزیون اسلامی نیست؟! اگر معارف عمیق دینی در رسانه ملی منعکس نشود و به برگزاری برنامه‌های علی‌الظاهر مذهبی بسنده شود که این رسانه اسلامی نیست!
undefined️من به مسئولین متعهد و متخصص در رسانه ملی هشدار می‌دهم که از ظرفیت هنرمندان اصیل و تراز انقلاب اسلامی استفاده کنید و اگر چنین نیروهایی ندارید، لازم است تربیت کنید.

undefined بیانات #امام_شهید خطاب به مسئولین رسانه ملی
#حضور_تفکر_عمیق_دینی_انقلابی#معارف_دینی_در_برنامه‌سازی
undefinedسیمرغ رسانه | ایتا | بله | آپارات | یوتیوب | تلگرام | روبیکا
○●○▷ @simorgh_resane ◁○●○

۱۶:۱۳

بازارسال شده از فلسطین جنوبی
thumbnail
undefined انتشار برای نخستین بار؛ لحظاتی از دومین حضور شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب در سازمان صداوسیما در زمان ریاست شهید دکتر علی لاریجانی در تاریخ ۱۳۸۳/۰۲/۲۸
شهید دکتر علی لاریجانی:مقدمِ مبارک و پُرفیضِ رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را گرامی می‌داریم. بر ما منت نهادید و سرافرازمان فرمودید. امیدواریم از بازدید امروز خود راضی بوده باشید.
شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه:خدا را سپاسگزارم که این توفیق را به من داد تا بار دیگر در جمع کارکنان محترم و عزیز صداوسیما حاضر شوم. بله، از این بازدید امروز بنده راضی هستم. اثرگذارترین مجموعه فرهنگی در کشور، همین رسانه ملی و عمومی است.
امروز آرایش رسانه‌ای که در مقابل جمهوری اسلامی قرار دارد، آرایشی بسیار پیچیده، متکثر، کارآمد، فنی و پیشرفته است. صداوسیما یک‌تنه در برابر این آرایش عظیم ایستاده و الحمدلله تا کنون از عهده آن برآمده است. من هم می‌خواهم به شما بگویم که تا امروز از عهده برآمده‌اید.
@felestin_jonubi

۳:۵۵

سرودخوان خطه نام و ننگ
عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است.
عشق به وطن ضرورت است نه حادثه.
عشق به خدا تركيبي است از ضرورت و حادثه.
یک عاشقانه آرام
شاید در تاریخ معاصر ایران، نویسنده‌ای وطن دوست‌تر از نادر ابراهیمی پیدا نشود. نویسنده‌ای که همه آثارش مستقیم و یا غیر مستقیم مرتبط با ایران و تحولات مهم مرتبط با آن است.
با تعدادی از دوستان قدیمی، می‌خواهیم مروری بر آثار این نویسنده داشته باشیم.
این حلقه مطالعاتی از پنج‌شنبه دهم اردیبهشت ماه آغاز خواهد شد.
اگر مایل به حضور در این حلقه بودید به @rezajalali1373 پیام دهید.

undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۲۰:۲۶

سرودخوان خطه نام و ننگسیر مطالعاتی آثار استاد نادر ابراهیمی
کتاب اول: «ابن مشغله»
جلد نخست از مجموعه خاطرات خودنوشت نادر ابراهیمی (منتشرشده در سال ۱۳۵۲). در این کتاب تکنگاری منحصربه‌فرد، او زندگی‌نامه خود را نه بر اساس توالی زمانی، که بر مدار جستجوی شغلی روایت می‌کند. ابراهیمی با روایت تجربه‌های زیسته‌ای نظیر کارگری در تعمیرگاه سیار، صفحه‌بندی روزنامه، حساب‌داری بانک و میرزایی در بازار فرش، نشان می‌دهد شناخت عینی و از نزدیک لایه‌های مختلف جامعه، نخستین گام برای فهم عمیق وطن است.
کتاب دوم: «ابوالمشاغل»
جلد دوم مجموعه خاطرات، که روایتگر سرگذشت فرهنگی و سیاسی ابراهیمی از نوجوانی تا سال‌های پس از انقلاب اسلامی است. این کتاب را می‌توان «بیانیه اعتقادی-سیاسی-فرهنگی» نویسنده دانست که با صراحتی کم‌نظیر از ضرورت حفظ «استقلال فرهنگی» ایران در برابر جریان‌های فکری گوناگون سخن می‌گوید و چهره یک روشنفکر متعهد را در بوته آزمون تاریخ به تصویر می‌کشد.
کتاب سوم: «با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ»
یادداشت‌های روزانه سفر ابراهیمی به جبهه‌های جنوب در فروردین ۱۳۶۵ است؛ سفری که همراه با ابراهیم حاتمی‌کیا انجام شد. در این صفحات به‌جای روایت عملیات نظامی، شاهد «ایرانیِ تازه و نترس» هستیم؛ انسان‌هایی که در بحرانی‌ترین شرایط تاریخی، معنا و کیفیتی دیگر از شجاعت و شرف را بازآفرینی کردند. این کتاب، گواه دیدن و به شمار آوردن ایران پس از انقلاب و جنگ توسط ابراهیمی است.
کتاب چهارم: «انقلاب ما به ما چه داد؟»
این اثر در قالب نامه‌نگاری میان نویسنده و دختری به نام «فاطمه» از طبقه فرودست تهران روایت می‌شود. ابراهیمی با زبانی صمیمی و بی‌شعار، به واکاوی پرسش‌های عینی برآمده از انقلاب نظیر عدالت اجتماعی و فقر می‌پردازد. او با دیدگاهی واقع‌بینانه، انقلاب را نه یک نتیجه نهایی که آغازی برای بازاندیشی در مسیر تغییرات اجتماعی معرفی می‌کند.
کتاب پنجم: «بر جاده‌های آبی سرخ»
رمانی حماسی و تاریخی بر اساس زندگی میرمهنا دُغابی، دلاور جنوبی که در برابر استعمار هلند در بندر ریگ ایستادگی کرد. ابراهیمی در این مجموعه، چهره واقعی یک مبارز ضداستعماری را از میان اتهامات تاریخی بیرون می‌کشد. این اثر حلقه اتصال «دفاع مقدس» امروز به سنت دیرینه مبارزه با بیگانگان در تاریخ ایران است.
کتاب ششم: «یک عاشقانه آرام»
رمانی عاشقانه که در بستر انقلاب ۱۳۵۷ روایت می‌شود. داستان درباره عشق «گیله‌مرد» معلمی مبارز از استان گیلان و دختری از استان آذربایجان به نام «عسل» است که به جرم مبارزه با حکومت سابق به زندان می‌افتد. این کتاب که در سال ۱۳۷۶ منتشر شد، ضمن روایت شکل‌گیری عشق در فضای پرتلاطم سیاسی، به چالش ادامه مسیر زندگی مشترک پس از پایان مبارزات نیز می‌پردازد. ابراهیمی در این اثر نشان می‌دهد که دشمن شماره یک عشق، عادت کردن است و برای بالندگی آن، باید پیوسته از روزمرگی فراتر رفت.
کتاب هفتم: «مردی در تبعید ابدی»
رمانی بر اساس زندگی ملاصدرای شیرازی (صدرالمتألهین)، فیلسوف بزرگ ایرانی. ابراهیمی در این اثر، مفاهیم عمیق فلسفی و حکمی را با زبانی ساده اما پرمغز روایت می‌کند. این کتاب وجه دیگری از ایران‌دوستی نویسنده را به تصویر می‌کشد؛ عشق به وطن در ابراهیمی محدود به جغرافیا و تاریخ سیاسی نیست، بلکه به پاسداشت میراث معنوی و فرهنگی خلق‌شده توسط اندیشمندانی همچون ملاصدرا نیز گسترده می‌شود.
کتاب هشتم: «سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد»
زندگی‌نامه داستانی سید روح‌الله خمینی (ره) که در سه جلد (رجعت به ریشه‌ها، در میانه میدان، و از افق تا افق) سامان یافته بود. هرچند جلد سوم هرگز منتشر نشد، دو جلد موجود، شکل‌گیری شخصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی را از کودکی تا مقاطع کلیدی زندگی‌اش روایت می‌کنند. ابراهیمی در این کتاب، شخصیتی تاریخی را از میان باورهای قالبی بیرون می‌کشد.

undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۱۳:۲۹

کتاب نهم: «لوازم نویسندگی»
جلد اول از مجموعه «ساختار و مبانی ادبیات داستانی» است که حاصل تدریس چندین‌ساله ابراهیمی در رشته‌هایی چون ادبیات داستانی و فیلمنامه‌نویسی می‌باشد. این کتاب در ۱۵ بخش، از انگیزه آغازین نویسندگی و اراده تا جهان‌بینی، صبوری و عشق را بررسی می‌کند. ابراهیمی بر اکتسابی بودن مهارت نویسندگی و ضرورتِ «طبیعت‌گرایی» و «جماعت‌گرایی» تأکید دارد و نویسنده را به زیستن در میان مردم و دوری از خلوت‌گزینی مطلق فرا می‌خواند.
کتاب دهم: «براعت استهلال یا خوش‌آغازی در ادبیات داستانی»
سومین جلد از مجموعه «ساختار و مبانی ادبیات داستانی»، پژوهشی تخصصی در خصوص آرایه ادبی «براعت استهلال» (خوش‌آغازی) است. ابراهیمی در این کتاب، ضمن تعریف این آرایه (رسیدن به کمال در آغاز و ماه نو دیدن به هنگام شروع)، انواع آن شامل استهلال موضوعی، شخصیتی، زبانی، محتوایی، تصویری، بافتی و... را به تفصیل شرح می‌دهد. این اثر الزامات اولیه یک اثر ادبی مکتوب را از نگاه نویسنده‌ای حرفه‌ای روایت می‌کند.
کتاب یازدهم: «صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها»
این کتاب که به عنوان «تاریخ تحلیلی پنج هزار سال ادبیات داستانی ایران» معرفی شده، جلد اول از مجموعه‌ای بلندپروازانه است و تنها اثری است که ابراهیمی درباره صوفیه نوشته. نویسنده به منظور نشان دادن غنای ادبیات داستانی در حکایت‌های عرفانی، منتخبی از بهترین آثار صوفیه را از ابتدای ظهور تصوف تا حمله غزها (قرن ششم) انتخاب کرده و آن‌ها را از منظر ساختار داستانی تحلیل می‌نماید. در این کتاب آثاری همچون «کشف المحجوب» هجویری و «رساله قشیریه» تحلیل شده‌اند.
کتاب دوازدهم: «آتش بدون دود»
بزرگ‌ترین و مشهورترین اثر داستانی نادر ابراهیمی در هفت جلد. رمانی حماسی و حجیم که زندگی سه نسل از مردم ترکمن صحرا را از عهد قاجار تا دوران انقلاب روایت می‌کند. «آتش بدون دود» نه تنها حماسه‌ای از عشق و استقامت است، بلکه بازتاب تمامیت ایرانِ فرهنگی-تاریخی در گستره سرزمین مادری است؛ جایی که مبارزه با ظلم و بیگانگان، به عنوان ذاتی و جاریِ زیستن در این سرزمین معرفی می‌شود و به عنوان نقطه اوج این سیر مطالعاتی، همه وجوه اندیشه ابراهیمی را در هم می‌آمیزد.
کتاب سیزدهم: «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم»
نخستین انتشار این کتاب در سال ۱۳۴۵ توسط نشر روزبهان بود. درامی عاشقانه که داستان عشق دخترخانمِ اشراف‌زاده‌ای به نام «هلیا» و پسری روستایی و کشاورز است. عشق آن‌ها به دلیل تفاوت طبقاتی با مخالفت خانواده‌ها مواجه می‌شود و آن‌ها را به فرار از شهر وامی‌دارد. این رمان قصه دلتنگی برای شهری است که روزگاری در آن ریشه داشتیم و از آن طرد شدیم؛ داستان بازگشت به همان شهر پس از یازده سال، و رویارویی با خاطرات و احساسات تلخ و شیرین گذشته.
کتاب چهاردهم: «چهل نامه کوتاه به همسرم»
این کتاب در سال ۱۳۶۹ توسط نشر روزبهان منتشر شد. مجموعه‌ای از ۴۰ نامهٔ عاشقانه و پرشوری که نادر ابراهیمی در طی دو سال دوری (۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵) برای همسرش، فرزانه منصوری، نوشته است. این نامه‌ها با خط نستعلیق و در فضایی صمیمی نوشته شده و علاوه بر احساسات شخصی، به مسائل مشترک در زندگی زوج‌ها نیز اشاره دارد. اثری شاعرانه که خلوتِ نوشتاری نادر ابراهیمی را به ما نشان می‌دهد. او عشق فردی را جدای از عشق به زندگی نمی‌داند و به مخاطب اجازه می‌دهد تا از پشت این نامه‌ها، نویسنده را انسانی واقعی و لطیف ببیند.
کتاب پانزدهم: «خانه‌ای برای شب»
نخستین کتاب منتشرشدهٔ نادر ابراهیمی که در سال ۱۳۴۱ یا ۱۳۴۲ توسط نشر روزبهان به چاپ رسید. این اثر مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است و نقطهٔ آغازین سیر نویسندگی یک هنرمند بزرگ محسوب می‌شود. داستان‌های این مجموعه (مانند «دشنام») که با رویکردی جستجوگرانه و تجربی نوشته شده‌اند، دغدغه‌های اولیه‌ی ابراهیمی را که ریشه در زیستن و مشاهده جنگ وطن دارد، به وضوح نشان می‌دهند.

undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۱۳:۲۹

بازارسال شده از مدرسه تفکر و نوآوری رجا | رضا جلالی
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined
معلم الهیات انقلاب اسلامیپروژه فکری علامه شهید چه بود؟
ساخت اجتماعی و سیاسی دنیای جدید بر اساس صورت بندی فلسفی گسسته از امر قدسی و بر مبنای سوبژکتیویسم تحقق پیدا کرد. انقلاب اسلامی اما، خیزشی در دنیای مدرن است که در تقابل با الهیات آن، متافیزیک متفاوتی بر مبنای توحید عرضه می‌کند. بدون شناخت این متافیزیک، شناخت انقلاب اسلامی و حرکت در مسیر بسط آن غیر ممکن است. شهید مطهری را می‌توان معلم الهیات انقلاب اسلامی در مکتب امام خمینی(ره) دانست و چالش اساسی دوران امروز ما نبود شخصیت شهید مطهری است.
پروژه شهید مطهری در مواجهه با انسان مدرنی بود که در تاریخ بشر سابقه نداشت. شهید مطهری اندیشمندی بود که دغدغه «خودِ انضمامیِ انسانِ مسلمان» را داشت و سعی می‌کرد آنرا در نسبت با انسان جدید دوران مدرن (سوژه مدرن) بازسازی کند و این پروژه را از طریق «احیای اندیشه اجتماعی اسلام» دنبال می‌کرد. در یک جمله می‌توان ایده اصلی شهید مطهری را ایده متافیزیک انسان مسلمان در دوران جدید و یا به تعبیری دیگر بازنمایی انسان مسلمان ایرانی در دوران مدرن دانست. شهید مطهری با احیاء متافیزیکِ انسان مسلمان، از شخصی شدنِ متافیزیک مسلمین جلوگیری کرد و به ما امکانِ صورت‌بندی اجتماعی و معنادار کردن زندگی مومنانه خودمان را بخشید.
نکته درخشان در پروژه شهید مطهری، گفت‌وگوی اوست. او این متافیزیک را در مقام گفت‌وگو تولید کرده است و علاوه بر مطالعه آثار فلاسفه معاصر خویش، با حضور گسترده در دانشگاه‌ها، مراکز علمی و میان عموم مردم، به اندیشه‌های گوناگون رسمیت بخشی کرده و در یک تعامل واقعی دست به بازتولید متافیزیک اسلامی زده است. این رویکرد از ضروریات تولید اندیشه در عصر ماست.
undefined مدرسه تفکر و نوآوری #رجاundefined @sch_raja

۳:۰۸

بازارسال شده از بافتار
thumbnail
undefinedوحدت امت بر مدار الله اکبرundefinedسرود توحید؛ از حسینیهٔ جماران تا میدان انقلاب اسلامی
undefinedسرودهای اول انقلاب و لحظهٔ تأسیس، حرف‌های اساسی و باطن انقلاب اسلامی را حمل می‌کنند. اینکه سرود «وحدت»، بعد از گذشت حدود چهاردهه، در این روزهای جنگ تحمیلی سوم، زنده و با ذوق‌وشوق از سوی مردم کف خیابان خوانده می‌شود، یعنی هم‌چنان آن حرف‌، زنده است و اساس، همان است و آن جوهره، تغییری نکرده است. و مردم دوست دارند این جوهره را به‌نحو جمعی و پرطنینی اعلام کنند که سلاح اساسی‌شان، «الله اکبر» است و همهٔ تکیه‌شان به خداست. یعنی نقطهٔ تأسیس ملت و وحدت واقعی‌شان، حول توحید است. و هنوز مثل آن روزهای اول انقلاب اسلامی، دلشان قرص و مطمئن است به وعدهٔ خدا و نصرت الهی. و این ایمان به خدا را هم‌آهنگ با هم، در میدان انقلاب اسلامی فریاد می‌زنند. و اصلاً «سرود» مگر چیزی غیر این است؟ یعنی آنچه که فریاد جمعی مردم است و زبان وجدان عمومی. و مردم می‌توانند از ابتدا تا انتهای آن را بدون حضور مداح یا خواننده‌ای، از عمق جان و دل اجرا کنند. البته حسین طاهری هم در این میان، فارغ از انتخاب‌ هوشمندانهٔ بازخوانی این سرودها، شبیه رهبر ارکستر عمل می‌کند و با حرکات دست و زبان بدن و دعوت مردم به مشارکت و جزئیات اجرا، آن‌ها را منسجم‌تر می‌کند.
undefinedالبته در کنار بازخوانی‌ مهم این سرودها که جوهرهٔ تغییرناپذیر انقلاب اسلامی را نمایندگی می‌کنند، سرودهای نویی -که به معنای واقعی کلمه سرود باشند- می‌خواهیم که بتوانند زبانِ لحظهٔ اکنون ما با جزئیات، اقتضائات و شرایط و حال الان، باشند. مثلا اگر کسی ده‌ها سال دیگر، آن سرود را شنید، چیزهای خاص و متعینی از لحظهٔ اکنون و حال امروز ما بفهمد.
undefinedرسانه بافتارundefined @baftar_resane

۳:۵۵