بله | کانال آرایه‌های ادبی
عکس پروفایل آرایه‌های ادبیآ

آرایه‌های ادبی

۳۹ عضو
#آرایه_های_ادبی#تشبیهتشبيه: «همانند کردن دو چیز است به هم در ویژگی یا خصوصیتی مشترک»اگر این همانندی ادعا باشد یعنی واقعی نباشد و ساخته خیال شاعر یا نویسنده باشد، ادبی تر است.undefined مثال: «دانش در روشنگری همچون چراغ است» undefinedتشبیه حداکثر از چهار عنصر (رکن یا پایه) تشکیل می شود؛
undefined مشبه: رکنی است که ما می‌خواهیم آن را تشبیه کنیم در مثال بالا به دانش مشبه می‌گویند.
undefined مشبه‌به: رکنی است که مشبه را به آن تشبیه می‌کنیم در مثال بالا چراغ، مشبه‌به است.
undefined ادات تشبيه: واژه‌هایی که مفهوم مشابهت را می‌رسانند و ارتباط تشبیه را برقرار می سازند از قبیل: چون، چو، همچون، همچو، مانند، همانند، مثل، شبیه، به سان، به کردار، بر مثال، نظير، عين، مانَد، گویی، گوییا و ... در مثال بالا به همچون.
undefined وجه شبه: صفت و ویژگی مشترک میان مشبه و مشبه به است.
#نکته۱: «مشبه» و «مشبه به» را «طرفين تشبيه» می‌گویند و آنها را نمی‌توان از تشبیه حذف کرد. (مگر این‌که یکی از آنها به قرینه حذف شده باشد)اگر یکی از دو طرف اصلی تشبیه بدون قرینه حذف شود، تشبیه به استعاره تبدیل می‌شود.
undefinedمثال برای نکته۱: « علی نظر خود را اعلام کرد و مانند کوه بر آن پای فشرد. در جمله دوم مشبه (علی) به قرينه لفظی جمله اول حذف شده است.
#نکته ۲: وجه شبه و ادات تشبیه را می‌توان از تشبیه حذف کرد. undefinedمثال: «دانش همچون چراغ است» به (حذف وجه شبه) «دانش، چراغی روشن است» به (حذف ادات تشبيه)دانش، چراغ است» به (حذف وجه شبه و ادات تشبيه)
#نکته۳ : گاهی مشبه‌به و مشته با کسره به یکدیگر می‌پیوندند که به آن اضافه تشبیهی» گفته می‌شود.
undefinedمثال: «چراغ دانش، کیمیای عشق، مروارید اشک، نرگس چشم، باران رحمت». باید یادآوری کنیم که اغلب اضافه‌های تشبیهی از «مشبه‌به» و «مشبه تشکیل می‌گردند؛ یعنی ابتدا مشبه‌به ذکر می‌شود و سپس مشبه، مثل تمامی مثال‌های بالا. دانش به چراغ ــــــــــــــــــــ چراغِ دانشعشق به کیمیا ــــــــــــــــــــ کیمیایِ عشقاشک به مروارید ـــــــــــــــ مرواریدِ اشکچشم به گل نرگس ـــــــ نرگس‌ ِچشمو رحمت به باران ــــــــــــــ باران ِرحمت
#نکته ۴: به تشبیهی که سه رکن یا چهار رکن داشته باشد، #تشبیه_گسترده و به تشبیهی که دو رکن اصلی را داشته باشد، #تشبیه_بلیغ یا #تشبیه_فشرده می‌گویند.

۱۹:۴۴

#آرایه_های_ادبی #واج_آرایی یا #نغمه_حروف برای فهم واج آرایی، ابتدا مبحث #واج را مرور می‌کنیم:undefinedبه کوچکترین واحد زبان، «واج» می‌گویند.واج‌ها دو دسته‌اند: صامت‌ها و مصوت‌ها۱- #صامت: حروف بی صدا را «صامت» می‌گویند که با توجه به هم صدا بودن برخی از صامت‌ها، تعداد صامت‌ها را ۲۳ در نظر می‌گیرند:ء(ع)، ب، پ، ت(ط)، س(ث، ص)، ج، چ، ه(ح)، خ، د، ز(ذ، ض، ظ)، ر، ژ، ش، غ(ق)، ف، ک، گ، ل، م، ن، و، ی۲- #مصوّت: در زبان فارسی شش صدا کاربرد دارد که به آنها «مصوّت» می‌گویند:مصوت‌های کوتاه: ۱- فتحه ـــــَـــ۲- کسره ــــِــــ ۳- ضمّه ـــــُــــمصوت‌های بلند:۱- ا  ــــــــ در کلماتی مانند: صدا، دیوار۲- ی ــــ در کلماتی مانند: پیر، خمیر، زیره۳- و ـــــ در کلماتی مانند: خوب، غرور، صورت
undefined #واج_آرایی:undefinedبسياري از شاعران خوش ذوق، صامت يا مصوّت‌ها را در شعر خود به گونه‌اي به كار برده‌اند كه تكرار آنها براي خواننده بسيار لذّت بخش و دل انگيز مي‌شود و این تكرار زيباي حروف يا حركات  را در نوشته يا شعر واج آرايي مي گويند. به نمونه‌هاي زير توجه کنید تا متوجه هنرمندي شاعران شوید:
اي داد به داد دل ما كس نرسيداز بس كه بلند بود داد دل ما «قيصر امين‌پور» undefined۱۲ مرتبه تكرار حرف یا صامت «دال»
خيال خال تو با خود به خاك خواهم بردکه از خيال تو خاكم شود عبير آميز!«حافظ» undefined۷ مرتبه تكرار حرف یا صامت(خ) و ۶ مرتبه تکرار مصوت بلند «ا»
undefinedگاهي تكرار حروف و حركات(صامت‌ها و مصوت‌ها) معناي خاصي را به ذهن می‌آورد و گاهي صحنه‌ي واقعي موضوع را در ذهن ترسيم می‌کند. كه دراين صورت به آن « #صدا_معنايي» هم گفته شده است:
بر او راست خم کرد و چپ کرد راستخروش از خم چرخ چاچی بخاست  «فردوسی»undefinedدر اين بيت تكرار واج‌هايي مانند «چ» و «خ» فضاي كشيدن كمان و صداي چرق چروق آن را در ذهن زنده مي‌كند.
خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان استباد خنك از جانب خوارزم وزان است«منوچهري دامغاني»undefinedدر اين بيت و ادامه‌ي آن هنگام خواندن شعر و تكرار «خ» و « ز» خش خش برگ‌هاي خشك پاييزي را زير پاي عابران تداعي مي‌كند.
نماز شام غريبان چو گريه آغازمبه هاي هاي غريبانه قصه پردازم به ياد يار و ديار آن چنان بگريم زاركه از جهان ره ورسم سفر براندازم«حافظ»undefinedو در اين دو بيت با تكرار مصوت بلند «ا» صداي حزن آلود و اندوه‌ناك حافظ را به خوبي مي‌توان شنيد.
شب است و و شاهد و شمع و شراب و شیرینیغنیمت است چنین شب که دوستانبینیundefinedاگر دقت کنید گوش‌تان صامت «ش» رو به طرز محسوسی می‌شنود.
جان بی جمال جانان میل جهان نداردهر کس که این ندارد حقا که آن ندارد undefinedتکرار مصوت «آ» (۱۰بار) و صامت «ج» (۴بار)
نمازِ خونینِ حماسه‌یِ چهارده ساله‌یِ مرا وسعتِ وسیعِ کدام سجادِه گستردِه شد؟ undefinedتکرار صامت س (۶بار) و مصوت ــِـ(۸ بار)
تو را گر همی یار باید بیارمرا یار هرگز نیاید به کار undefined۸مرتبه تکرار مصوت «ا»
یکی شادمانی به اندر میانمیان کهان و میان مهانundefined۷ مرتبه تکرار صامت «ن»
بگذار تا بگریم چون  ابر در بهارانکز سنگ ناله خیزد روز وداع یارانundefined۶مرتبه تکرار مصوت بلند «ا»
#نکته۱:خلاصه‌ی سخن این که: واج آرایی(نغمه‌ی حروف) تکرار یک واج(صامت یا مصوت) است در کلمه‌های یک مصراع یا یک بیت یا عبارت نثر به گونه‌ای که کلام را آهنگین کند و آفریننده‌ی موسیقی درونی باشد و بر تاثیر سخن بیافزاید. این تکرار آگاهانه‌ی واج‌ها را «واج آرایی» گویند.
#نكته۲:صامت‌هایی که در تلفظ یکسان ولی املای متفاوت دارند، واج آرایی می‌سازند، مانند : حرف‌های« ذ – ز -  ض -  ظ -  ت - ط - ه -  ح - ق - غ» می توانند با هم واج آرایی باشند. به نمونه زیر دقت کنید: صداي سنگين سكوت در سرسرا پيچيده بود در بیت بالا واج (س و ص)، شعر را آهنگین‌تر کرده‌اند.

۱۹:۵۳

#آموزش_آرایه_های_ادبی
undefined1- #مراعات_نظیر:آوردن واژه هایی از یک مجموعه که با هم تناسب دارنداین رابطه وتناسب می تواند از نظر جنس، نوع، مکان و ...باشد مثل ابر و بادو مه وخورشیدو فلک در کارند تا تونانی به کف آری و به غفلت نخوری
undefined2- #تلمیح:اشاره ای به بخشی از دانسته های تاریخی وروایات وداستان هایی که در منابع مختلف ذکر شده شده استمثل زحسرت لب شیرین هنوز می بینمکه لاله میدمد از خون دیده ی فرهاد
undefined3- #تضاد:آوردن دوکلمه با معنی متضاد است برای روشنگری یا زیباییمثل:شادی ندارد آن که ندارد به دل غمیآن را که نیست عالم غم نیست عالمی
undefined5- #جناس:آوردن واژه هایی است که در تلفظ مشترک ودر معنی متفاوتندمثل ای مهرتودردلها، وی مهرتو بر لبهاوی شور تودرسرها، وی سرتودرجانها
جناس انواع مختلفی دارد:تام، ناقص حرکتی، ناقص اختلافی، ناقص افزایشی و اشتقاق
undefined6- #واج_آرایی:تکرار یک یا چند صامت یا مصوت در یک مصراع یا بیتمثل:لبخند تو خلاصه ی خوبیهاستلختی بخند خنده ی گل زیباست
undefined7- #تشبیه:ادعای شبیه بودن دویا چند چیزاستارکان آن:مشبه، مشبه به، ادات تشبیه ووجه شبهمشبه ومشبه به راطرفین تشبیه می نامندادات تشبیه عبارتنداز مثل، مانند، چو، چون، همچووهمچون، به سان، به کردارو...گرت زدست براید چونخل باش کریمورت زدست نیایدچوسروباش آزاد
ارکان تشبیه در مصراع اول:تو:مشبهچو:اداتنخل:مشبه بهکریم وبخشنده بودن:وجه شبه
undefined8- #سجع:شبیه بودن دو واژه در واجها یا حروف پایانی، وزن یا هردوی آنهامثل الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ است، بی دیدار تو درد و داغ استبین داغ و چراغ جناس وجود دارد کانال فیلم کده تجربی رو سرچ کن
undefined9- #تشخیص:در واقع جان بخشیدن به اشیای بی جان است یعنی خصوصیات انسانی را به پدیده های دیگر نسبت بدهیممثل گل بخندید که از راست نرنجیم ولیهیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت.#نکات_ارایه

۱۹:۵۳

thumbnail
#قالب_های_شعر_فارسی

۱۹:۵۳

آرایه #تناسب یا #مراعات_نظیر آن است که در شعر یا نثر، کلماتی را بیاورند که در معنی با یکدیگر متناسب باشد، چه تناسب آنها از جهت همجنس بودن باشد، مانند: (گل و لاله)، (آفتاب و ماه و ستاره) و چه تناسب آنها از جهت مشابهت یا همراهی(کلماتی که مثل هم نیستند ولی در کنار هم می‌آیند) باشد، مانند: (شمع و پروانه)، (تیر و کمان)، (خسرو و شیرین)، (لیلی و مجنون).
یعنی واژه‌هایی که بین آنها تناسب ایجاد می‌­شود، ممکن است یا از یک گروه و مجموعه باشند یا بین آنها ارتباط معنایی وجود داشته باشد. یا به هر دلیل دیگری بتوان بین آنها ارتباط معنایی یا تناسب برقرار کرد.
در بیت زیر، میان واژه ­های «مزرع، داس، کِشته، درو» آرایۀ مراعات نظیر هست:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مهِ نویادم از کِشتۀ خویش آمد و هنگام درو (حافظ)
در بیت­‌های زیر، میان کلمات «باغ، گل، بنفشه، سنبل و نسرین» تناسب وجود دارد:همی کند به گل بر، بنفشه کمینهمی ستاند سُنبل ولایت نسرین
بنفشه و گل و نسرین و سُنبل اندر باغبه صلح باید بودن چو دوستان، نه به کین (فرخی سیستانی)
در بیت زیر، میان واژگان «شیر، نهنگ و پلنگ» که همه حیوان هستند، آرایه تناسب وجود دارد:به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگسوار اندر آیند هر سه به جنگ؟ (فردوسی)
در بیت زیر، میان واژگان «ابر، باد، مَه، خورشید و فلک» تناسب وجود دارد:ابر و باد و مَه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری (سعدی)
در شعر زیر، میان کلمات «مسلمان، قبله، جانماز، مُهر و سجاده» و همچنین بین کلمات «گل سرخ، چشمه و دشت» آرایۀ تناسب وجود دارد:من مسلمانم،قبله ام یک گل سرخجانمازم چشمه، مُهرم نوردشت سجادۀ من (سهراب سپهری)
در شعر زیر، میان کلمات «شهاب، آسمان، شب، خورشید و ابر» و همچنین بین کلمات «مشق، خط زدن، پاک کن» آرایۀ تناسب وجود دارد:گرچه گاهی شهابیمشق های شبِ آسمان رازود خط می زد و محو می شد،باز در آن هوای مه آلودپاک کن هایی از ابر تیرهخط خورشید را پاک می کرد (قیصر امین پور)
در بیت زیر، میان کلمات«اسب، پیاده، نَطع، رخ، پیل و شَهمات» که همگی از اصطلاحات بازی شطرنج هستند، تناسب وجود دارد:از اسب پیاده شو، بر نَطعِ زمین رخ نِهزیر پیِ پیلیش بین شَهمات شده نُعمان (خاقانی)

۱۹:۵۴

برای پیدا کردن مباحث مربوط به آرایه‌های ادبی می‌توانید از هشتک‌های زیر کمک بگیرید:
#آرایه_های_ادبی #دانش_ادبی#نظم #شعر#نثر#نوشته‌_ادبی#نوشته_زبانی#قافیه#ردیف#انواع_قالب_های_شعری#قالب_های_شعری#غزل#قصیده #چکامه#مثنوی#قطعه#رباعی#دوبیتی#چهارپاره#شعر_نو #شعر_نو_نیمایی#شعر_سپید
#تشبیه#ارکان_تشبیه#مشبه#مشبه_به#وجه_شبه#ادات_تشبیه
#واج_آرایی #نغمه_حروف #صدا_معنايي#واج#صامت#مصوت
#تکرار #واژه_آرایی#تناسب #مراعات_نظیر #تلمیح #تضاد #جناس #جناس_همسان#جناس_ناهمسان#سجع #تشخیص #استعاره #کنایه#تضمین#مجاز#پارادوکس #متناقض‌نما #تناقض#تفاوت_تضاد_و_تناقض

۲۲:۱۶

#متناقض‌نما #تناقض #پارادوکس#تضاد
undefinedگاهی شاعران و نویسندگان، دو صفت یا ویژگی متضاد(ضد هم) یا متناقض با هم را یک جا جمع می­‌کنند و وضعیتی را خلق می­‌کنند که در ظاهر متناقض است. معمولا در پس این ظاهر متناقض، معنا و مقصودی وجود دارد که منطقی است. به طور کلی هر جا دو صفت یا ویژگی متضاد به طور همزمان در یک چیز یا یک جا جمع شوند، با آرایه­‌ی #تناقض یا #متناقض‌_نما یا #پارادوکس سر و کار داریم.
undefinedمتناقض‌نما یا تناقض ظاهری، آوردن دو واژه یا دو معنی است که به ظاهر متناقض و متضاد به نظر می‌رسند و واژه دوم اولی را نقض می‌کند.undefinedمانند: غم شیرین، فریاد بی‌صدا، جُک جدی، یا قیام آرام.
undefinedمتناقض‌نما، به گونه‌ای که در کلام آفریننده زیبایی باشد، جزو آرایه‌های ادبی بدیعی قرار می‌گیرد. undefinedتناقض معادل پارادوکس است که در فارسی به شکل بیان نقیضی یا متناقض‌‌نما یا ناسازنما نیز آمده است.
undefinedزیبایی تناقض در این است که ترکیب سخن به گونه‌ای باشد که تناقض منطقی آن از قدرت اقناع ذهنی و زیبایی آن نکاهد.undefinedنقطه اوج تناقض را در اشعار سبک هندی، به ویژه اشعار بیدل دهلوی و صائب تبریزی دانسته‌اند.undefinedترکیب‌هایی چون: «لباس عریانی»، «فریاد خاموشی»، «بحر آتش» یا «شرم سرافرازی»، «معراج از پا افتادن» در اشعار بیدل بسیار دیده می‌شود؛ مانند این شعر از بیدل:فلک در خاک می‌غلطید از شرم سرافرازیاگر می‌دید معراج ز پا افتادن ما را
undefinedمتناقض نما معمولا به دو شکل در کتاب‌های درسی آمده است:undefined ۱- اضافی با کسره(نقش نمای اضافه با صفت):مثال: شولای عریانی، فریاد خاموشی, درد بی دردی, پادشاه گدا و...undefined۲- غیر اضافی که باید از مفهوم کلی بیت یا جمله درک شود. در این نوع معمولا بین مفهوم یا کلمه‌ی متضاد، «از» نیز می‌آید.مثال: نیست شو تا هستی‌ات از پی رسد             تا تو هستی هست در تو کی رسد (هستی از نیستی یافتن)
#تفاوت_تضاد_و_تناقضundefined #تضاد یا #پارادوکس #طباق یعنی این که سخنور واژگانی را که در معنی با هم ناسازی و ناسازگاری دارند، در سخن بیاورد. undefinedبرای مثال، وقتی بگوییم: «بعضی از بچه‌ها خواب و بعضی بیدار بودند»، بین «خواب» و «بیدار» آرایه‌ی تضاد ایجاد شده. undefinedاما پارادوکس، جمع دو امر، مفهوم، صفت یا حالت متضاد با هم است.undefinedمثلاً اگر بخواهیم از همان تضاد بالا پارادوکس بسازیم؛ بدین گونه است: خفتگان بیدار(برای اصحاب کهف) یا آن‌ها خفتگانی بیدار بودند.
undefinedبه طور کلی، پارادوکس را می توان بهترین و هنری‌ترین نوع تضاد دانست.

۲۲:۲۰

#استعاره:
undefinedنکته۱: در مبحث #تشبیه خواندیم که تشبیه چهار رکن دارد: ۱-مشبه، ۲- مشبه به، ۳- ادات تشبیه، ۴- وجه شبه.مشبه و مشبه‌به، دو رکن اصلی تشبیه هستند که برای برقراری تشبیه، باید این دو رکن در بیت یا جمله بیاید. یعنی بدون وجود حتی یکی از این دو رکن، تشبیهی نخواهیم داشت.با توضیحات بالا، حالا باید بدانید که اصل #استعاره بر تشبیه استوار است و در واقع، تشبیهی که یکی از دو رکن اصلی آن حذف شود، به استعاره تبدیل می‌شود.
undefinedنکته۲: به دلیل اینکه در استعاره فقط یک رکن از تشبیه ذکر می‌شـود و خواننده را به تلاش ذهنی بیشتری وا می‌دارد، به همین دلیل استعاره از تشبیه رساتر، روشن‌تر، زیباتر و خیال انگیزتر است.
#انواع_استعاره: با توجه به اینکه در استعاره یکی از طرفین تشبیه ذکر می‌شود ، بر اساس این که کدام رکن تشبیه در استعاره ذکر می‌شود، آن را بر دو نوع تقسیم کرده‌اند . ۱- استعاره‌ی مُصَرَّحِه(آشکار)۲- استعاره‌ی مَکنیِّه(پنهان)
undefined #استعاره_مصرحه(آشکار): آن است که «مشبه‌به» بیاید و «مشبه» حذف شود.(در واقع مشبه‌به، جانشین مشبه می‌شود)دلیل این که به این استعاره آشکار می‌گویند آن است که در تشبیه، وجه شبه در مشبه‌به آشکارتر است.
undefinedمثال۱:       ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم      یک ساعتم بگنجان در سایه‌ی عنایت❑ توضیح: در این شعر، شاعر معشوق یا محبوب خود را به آفتاب خوبان(درخشان‌ترین فرد در میان خوبان) تشبیه کرده، بعد مشبه را که فرد مورد نظر بوده، حذف کرده و تنها «آفتاب خوبان» را ذکر کرده.(آفتاب خوبان «مشبه‌به» که ذکر شده و معشوق «مشبه» حذف شده است)پس «آفتاب خوبان» استعاره از معشوق شاعر است.
undefinedمثال۲:       از علی آموز اخلاص عمل      شیر حق را دان منزّه از دغل❑ توضیح: «شیر حق» استعاره از حضرت علی(ع) است. (شیر حق «مشبه‌به» ذکر شده و حضرت علی(ع) «مشبه» حذف شده است)
undefined #استعاره_مکنیه: آن است که «مشبه» همراه با یکی از لوازم و ویژگی‌های «مشبه‌به» ذکر شود و خود «مشبه‌به» حذف شود.
undefinedنکته۱: گاهی لوازم یا ویژگی «مشبه‌به» در جمله به «مشبه» نسبت داده می‌شود، یعنی به صورت جمله می‌آید.undefinedمثال: مرگ چنگال خود را به خون فلانی رنگین کرد.❑ توضیح: «مرگ» را به «گرگی» تشبیه کرده است که چنگال داشته باشد اما خود «گرگ» را نیاورده و «چنگال» که یکی از لوازم و ویژگی‌های گرگ است به آن (مرگ) نسبت داده است.
undefinedنکته۲: گاهی لوازم یا ویژگی «مشبه‌به» در جمله به «مشبه» اضافه مـی‌شود. یعنی به صورت یک ترکیب اضافی می‌آید. که در ایـن صـورت « #اضافه_استعاری» است.
undefinedمثال۱:       سر نِشتر عشق بر رگِ روح زدند      یک قطره از آن چکید و نامش دل شد      ٭نِشتَر: تیغ جراحی❑ توضیح: «روح» را به بدنی تشبیه کرده که «رگ» داشته باشد و «رگ» را که یکی از ویژگی‌های «مشبه‌به» است به «روح» اضافه کرده است.
undefinedمثال۲:       مردی صفای صحبت آیینه دیده      از روزنِ شب شوکت دیرینه دیده      #اضافه استعاری❑ توضیح: «شب» را به اطاقی تشبیه کرده که «روزن یا پنجره» داشته باشد و «روزن» را که یکی از ویژگی‌های «مشبه‌به» بود به «شب» اضافه کرده است.
undefinedنکته: بیت یا جمله‌ای که در آن آرایه‌ی استعاره به کار رفته ادبی‌تر است، نسبت به بیت یا جمله‌ای که دارای آرایه تشبیه است.
undefinedنکته: در اضافه‌ی استعاری «مضاف» یعنی جزء اول ترکیب اضافی، در معنی حقیقی خود بکار نمی‌رود و ما «مضاف الیه» را به چیزی تشبیه می‌کنیم که دارای جزء یا اندامی است ولی چنین جزء و اندام که «مضاف» است برای «مضاف الیه» یک واقعیت نیست بلکه یک تصور و فرض است. یعنی مثلا ما تصور می‌کنیم که روح رگ دارد یا شب روزنه دارد.
undefinedمثال: دستِ روزگار ــــــــــ دست برای روزگار یک تصور و فرض است.روزن شب ـــــــــــــ روزن یا پنجره ای برای شب یک تصور است و واقعیت ندارد.#نکته_مهم: در استعاره‌ی مکنیه چنانچه مشبه‌به، انسان باشد، به آن «تشخیص» می‌گویند.#تشخیص(آدم نمایی، انسان‌انگاری، شخصیت‌بخشی)نسبت دادن حالات و رفتار آدامی به دیگر پدیده‌های خلقت است.(دادن شخصیت انسانی به موجوداتی غیر از انسان)undefinedمثال۱:       برگ‌های سبز درخت در وزش نسیم        به رقص در می‌آیند.❑ توضیح: رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که در اینجا به برگ‌های درخت نسبت داده شده است.undefinedمثال۲:        سحر در شاخسار بوستانی        چه خوش می گفت مرغ نغمه‌خوانی

۵:۲۸

thumbnail
مَجاز؛جادوی کلمات
#مجاز یعنی چی؟یعنی یه کلمه رو به‌جای کلمه‌ی دیگه به کار ببریم،به شرطی که بینشون رابطه‌ی غیر از شباهت وجود داشته باشه undefined(اگه شباهت بود → میشه تشبیه یا استعاره undefined)undefined رابطه‌های مهم مجاز که باید بلد باشی:undefined جزء به کل:«دست» به‌جای انسان undefinedمثال: دست‌های زیادی کمک کردند.undefined کل به جزء:«ایران» به‌جای مردم ایران undefinedundefined سبب به مسبب / مسبب به سبب:«عرق جبین» یعنی تلاش undefinedundefinedundefined محل به حال:«مدرسه» یعنی دانش‌آموزان undefinedundefined ترفند یادگیری:هرجا دیدی کلمه، خودِ واقعی‌ش مدنظر نیست و شباهتی هم در کار نیست → سریع برو سراغ مجاز undefined
#آرایه_مجاز

۸:۰۸

thumbnail
undefined خیلی ساده بگم:جناس یعنی دو کلمه شبیه به هم از نظر صدا یا شکل، اما با معنی‌های متفاوت!همون چیزی که باعث می‌شه شاعر یه بازی قشنگ با کلمات انجام بده undefined
مثال معروفش:undefined «کارِ دنیا به کار آید»(کار اول یعنی "رفتار" | کار دوم یعنی "شغل")صدایشون شبیهه ولی معنی‌ها فرق می‌کنه!
undefined دو مدل مهمی که تو زیاد می‌بینی:undefined جناس تام: شکل و صدا یکی، معنی‌ها متفاوتundefined جناس ناقص: فقط بخشی از صدا یا شکل شبیهه
#آرایه_جناس

۸:۱۳

thumbnail
نیم‌نگاهی به آرایه #تشبیه

۸:۱۶

thumbnail
نیم‌نگاهی به #اصطلاحات_ادبی
#مصراع #قافیه #وزن #ردیف

۸:۱۸

thumbnail
انواع #قالب‌های_شعری🎨🖼️

۸:۲۰

#آرایه_های_ادبی #جناس
جناس آن است که نویسنده یا شاعر، دو کلمه را در نوشته یا شعرش بیاورد که دارای چند حرف هم جنس باشند، جناس انواعی دارد:الف: جناس تام:تمام حروف و حركات دو كلمه مانند یکدیگر است، امّا معنی آن‌ها متفاوت است.undefinedمثال: بهرام که #گور می‌گرفتی همه عمر دیدی که چگونه #گور بهرام گرفتگور اول نام حیوان است و گور دوم به معنی قبر
ب: جناس ناقص حرکتی:دو کلمه فقط در مصوت یا حرکت با هم فرق دارند.undefinedمثال: مَلِک را همین مُلک پیرایه بسکه راضی نگردد به آزار کسمَلِک و مُلک در مصوت‌ها یا حرکاتشان با هم تفاوت دارند.
ج: جنا‌س ناقص اختلافی: دو کلمه فقط در یک حرف با هم فرق دارندundefinedمثال: ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمتبنگر که از کجا به کجا می‌فرستمتصبا و سبا در یک صامت یا حرف با هم اختلاف دارند.
د: جناس ناقص افزایشی: یکی از کلمه‌ها یک حرف بیشتر دارد.undefinedمثال: ای نام تو بهترین سرآغازبی نام تو نامه کی کنم بازنامه یک حرف بیشتر از نام دارد.

۱۴:۵۵