1_4800637188.mp3
۰۹:۴۵-۶.۷ مگابایت
#درس_چهاردهم #پیدای_پنهان
۱۸:۱۷
#شعرخوانی #بود_قدر_تو_افزون_از_ملایکدلی دیرم خریدار محبتکز او گرم است بازار محبتلباسی دوختم بر قامت دلز پودِ محنت و تار محبت#تعداد_جمله: ۴#معنی: دلی دارم که خواستار و خواهان محبت است. و از این دل است که بازار محبت و دوستی گرم و پر رونق است.برای دلم لباسی به اندازه دوختهام. لباسی که با تار و پود محبت بافته شده است.
بوَد درد مو و دمانم از دوستبوَد وصل مو و هجرانم از دوستاگر قصابم از تن واکره پوست جدا هرگز نگردد جانم از دوست#تعداد_جمله:۴#معنی: درد و درمان من هر دو از جانب معشوق(یار یا خداوند) است. وصل و دوری من نیز از معشوق(یار یا خداوند) است.حتی اگر قصاب از تن من پوستم را جدا کند هرگز جانم از دوست جدا نمیشود.#دانش_ادبی: پوست از تن واکردن: کنایه از کشتن
به قبرستان گذر کردم کم و بیشبدیدم قبر دولتمند و درویشنه درویش بی کفن در خاک رفتهنه دولتمند برده یک کفن بیش#تعداد_جمله: ۴#معنی:کم و بیش در قبرستان گشتهام و قبر ثروتمند و فقیر را دیدهام.و فهمیدم که نه فقیر بی کفن در خاک دفن شده است نه ثروتمند بیشتر از یک کفن با خود برده است.
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل مطیع نفس شیطانی چه حاصلبوَد قدر تو افزون از ملایکتو قدر خود نمیدانی چه حاصل#معنی: ای دل، چرا از خداوند پاک و منزه بیخبری، از این بیخبری چه فایدهای میبری و از اینکه فرمانبر نفس امارهی شیطانی هستی، چه استفادهای میبری؟ارزش انسان بالاتر از ارزش فرشتههاست. تو قدر و منزلت و ارزش خودت را نمیدانی، چه فایدهای دارد؟
مکن کاری که بر پا، سنگت آیو جهان با این فراخی، تنگت آیوچو فردا نامه خوانان نامه خوانند تو وینی نامه خود، ننگت آیو#تعداد_جمله: ۶#معنی: کاری انجام نده که در مقابل پایت سنگ (مشکلات) به وجود آید و جهان با این وسعت و بزرگی برای تو تنگ و تاریک باشد.زمانی که در روز قیامت پروندهات را بررسی میکنند و نامهی اعمالت را میخوانند، تو نامه خود را ببینی و خجالت بکشی.
بوَد درد مو و دمانم از دوستبوَد وصل مو و هجرانم از دوستاگر قصابم از تن واکره پوست جدا هرگز نگردد جانم از دوست#تعداد_جمله:۴#معنی: درد و درمان من هر دو از جانب معشوق(یار یا خداوند) است. وصل و دوری من نیز از معشوق(یار یا خداوند) است.حتی اگر قصاب از تن من پوستم را جدا کند هرگز جانم از دوست جدا نمیشود.#دانش_ادبی: پوست از تن واکردن: کنایه از کشتن
به قبرستان گذر کردم کم و بیشبدیدم قبر دولتمند و درویشنه درویش بی کفن در خاک رفتهنه دولتمند برده یک کفن بیش#تعداد_جمله: ۴#معنی:کم و بیش در قبرستان گشتهام و قبر ثروتمند و فقیر را دیدهام.و فهمیدم که نه فقیر بی کفن در خاک دفن شده است نه ثروتمند بیشتر از یک کفن با خود برده است.
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل مطیع نفس شیطانی چه حاصلبوَد قدر تو افزون از ملایکتو قدر خود نمیدانی چه حاصل#معنی: ای دل، چرا از خداوند پاک و منزه بیخبری، از این بیخبری چه فایدهای میبری و از اینکه فرمانبر نفس امارهی شیطانی هستی، چه استفادهای میبری؟ارزش انسان بالاتر از ارزش فرشتههاست. تو قدر و منزلت و ارزش خودت را نمیدانی، چه فایدهای دارد؟
مکن کاری که بر پا، سنگت آیو جهان با این فراخی، تنگت آیوچو فردا نامه خوانان نامه خوانند تو وینی نامه خود، ننگت آیو#تعداد_جمله: ۶#معنی: کاری انجام نده که در مقابل پایت سنگ (مشکلات) به وجود آید و جهان با این وسعت و بزرگی برای تو تنگ و تاریک باشد.زمانی که در روز قیامت پروندهات را بررسی میکنند و نامهی اعمالت را میخوانند، تو نامه خود را ببینی و خجالت بکشی.
۱۸:۱۸
1_4600225327.mp3
۰۲:۱۹-۱.۶ مگابایت
#شعرخوانی #بود_قدر_تو_افزون_از_ملایک
۱۸:۱۸
#درس_شانزدهم #آرزو#واژه_نامه:غره : مغرور، فرهیختهباور: اعتقاد، یقین، پذیرش، سخنارباب: حاکم، مالک، صاحب، خداوندگار، آقامرغ سحر: بلبل، هزار دستانمرغ: پرندهبه حق: حقیقی، حقیقت، با عدل و انصافآزرده: غمگینخرد: کوچک، کم سن و سالعجم: غیر عرب، ایرانیبیفشانی: بکاری
۱۸:۱۸
#معنی بخشهای دشوار #درس_شانزدهمپیش از هر چیز برایت آرزومندم که به خوبیها عشق بورزی و نیکان و نیکوییها نیز به تو روی بیاورند.#معنی: پیش از هر چیزی برای تو آرزو میکنم که عاشق خوبیها و نیکیها شوی و انسانهای نیک و خوبیها به سوی تو سرازیر شوند.
آرزو دارم دوستانی داشته باشی، برخی نادوست و برخی دوستدار که دست کم، یکی در جمعشان مورد اعتمادت باشد.#معنی: آرزو میکنم دوستانی داشته باشی که تعدادی از آنها دوست غیر واقعی و تعدادی دیگر واقعی و شایست باشند تا حداقل یک نفر از این دو گروه مورد اعتماد تو باشد.
چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم یکی از آنها اعتراضش، به حق باشد، تا زیاده به خودت غرّه نشوی.#معنی: زیرا زندگی نیز همین طور و بر همین روش است، امیدوارم که دشمن هم داشته باشی، نه کم و نه زیاد، دقیقاً به یک اندازه، تا گاهی اوقات تو را نقد کنند و رفتارهای تو را بسنجند، که حداقل یکی از آنها نقد و اعتراضش حقیقی و منطقی باشد، تا بیش از اندازه به خودت مغرور نشوی.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند که این کار سادهای است بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ میکنند.#معنی: همچنین برایت آرزومندم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند که این کار خیلی آسان است بلکه صبر در مقابل کسانی که اشتباهاتشان بزرگ است.
امیدوارم به پرندهای دانه بدهی و به آواز مرغ سحری گوش کنی وقتی که آواز سحرگاهیاش را سر میدهد.چرا که از این راه احساسی زیبا خواهی یافت، به رایگان.#معنی: آرزو دارم به پرندهای دانه بدهی و هنگامی که مرغ سحرگاهی (بلبل) آواز سحرگاهیاش را سر میدهد به آوازش گوش کنی زیرا با این کار (روش) به رایگان و آسانی احساس زیبا و خوبی پیدا خواهی کرد.
امیدوارم که دانهای هم بر خاک بیفشانی، هر چند خُرد بوده باشد و با روییدنش همراه شوی تا دریایی چقدر زندگی در یک درخت جریان دارد.#معنی: امیدوارم که دانهای هم در زمین بکاری، هر چند که بسیار کوچک باشد و با رشد و بزرگ شدن آن همراه شوی تا ببینی و بفهمی که به فرمان و قدرت خداوند چقدر زندگی در وجود یک درخت جاری است.
آرزومندم اگر به پول و ثروتی رسیدی، آن را پیش رویت بگذاری و بگویی: این دارای من است. فقط برای اینکه آشکار شود کدامتان ارباب دیگری است! آری، پول ارباب بدی است؛ اما خدمتگزار خوبی است.#معنی: آرزو میکنم که اگر به پول و ثروت دست پیدا کردی آن را جلوی خود بگذاری و بگویی این تمام ثروت من است تا معلوم شود که کدام یکی صاحب و حاکم دیگری است، بله اگر پول بر انسان حاکم شود صاحب بسیاری بدی خواهد بود ولی اگر بخواهد در خدمت انسان باشد، غلام خوبی است.
و در پایان برایت ای مهربان، آرزومندم همواره دوستی خوب و یک دل داشته باشی تا اگر فردا آزرده شدی یا پس فردا شادمان گشتی، با هم از عشق سخن بگویید و دوباره شکوفا شوید.#معنی: و ای مهربان، در پایان برایت آرزو میکنم همیشه یک دوست خوب و همدل داشته باشی تا اگر در آینده در تنگناها و شادیهای زندگی قرار گرفتی، با یکدیگر از دوست داشتن سخن بگویید و بالنده و شکوفا شوید.
آرزو دارم دوستانی داشته باشی، برخی نادوست و برخی دوستدار که دست کم، یکی در جمعشان مورد اعتمادت باشد.#معنی: آرزو میکنم دوستانی داشته باشی که تعدادی از آنها دوست غیر واقعی و تعدادی دیگر واقعی و شایست باشند تا حداقل یک نفر از این دو گروه مورد اعتماد تو باشد.
چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم یکی از آنها اعتراضش، به حق باشد، تا زیاده به خودت غرّه نشوی.#معنی: زیرا زندگی نیز همین طور و بر همین روش است، امیدوارم که دشمن هم داشته باشی، نه کم و نه زیاد، دقیقاً به یک اندازه، تا گاهی اوقات تو را نقد کنند و رفتارهای تو را بسنجند، که حداقل یکی از آنها نقد و اعتراضش حقیقی و منطقی باشد، تا بیش از اندازه به خودت مغرور نشوی.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند که این کار سادهای است بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ میکنند.#معنی: همچنین برایت آرزومندم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند که این کار خیلی آسان است بلکه صبر در مقابل کسانی که اشتباهاتشان بزرگ است.
امیدوارم به پرندهای دانه بدهی و به آواز مرغ سحری گوش کنی وقتی که آواز سحرگاهیاش را سر میدهد.چرا که از این راه احساسی زیبا خواهی یافت، به رایگان.#معنی: آرزو دارم به پرندهای دانه بدهی و هنگامی که مرغ سحرگاهی (بلبل) آواز سحرگاهیاش را سر میدهد به آوازش گوش کنی زیرا با این کار (روش) به رایگان و آسانی احساس زیبا و خوبی پیدا خواهی کرد.
امیدوارم که دانهای هم بر خاک بیفشانی، هر چند خُرد بوده باشد و با روییدنش همراه شوی تا دریایی چقدر زندگی در یک درخت جریان دارد.#معنی: امیدوارم که دانهای هم در زمین بکاری، هر چند که بسیار کوچک باشد و با رشد و بزرگ شدن آن همراه شوی تا ببینی و بفهمی که به فرمان و قدرت خداوند چقدر زندگی در وجود یک درخت جاری است.
آرزومندم اگر به پول و ثروتی رسیدی، آن را پیش رویت بگذاری و بگویی: این دارای من است. فقط برای اینکه آشکار شود کدامتان ارباب دیگری است! آری، پول ارباب بدی است؛ اما خدمتگزار خوبی است.#معنی: آرزو میکنم که اگر به پول و ثروت دست پیدا کردی آن را جلوی خود بگذاری و بگویی این تمام ثروت من است تا معلوم شود که کدام یکی صاحب و حاکم دیگری است، بله اگر پول بر انسان حاکم شود صاحب بسیاری بدی خواهد بود ولی اگر بخواهد در خدمت انسان باشد، غلام خوبی است.
و در پایان برایت ای مهربان، آرزومندم همواره دوستی خوب و یک دل داشته باشی تا اگر فردا آزرده شدی یا پس فردا شادمان گشتی، با هم از عشق سخن بگویید و دوباره شکوفا شوید.#معنی: و ای مهربان، در پایان برایت آرزو میکنم همیشه یک دوست خوب و همدل داشته باشی تا اگر در آینده در تنگناها و شادیهای زندگی قرار گرفتی، با یکدیگر از دوست داشتن سخن بگویید و بالنده و شکوفا شوید.
۱۸:۱۸
1_4800936922.mp3
۰۳:۳۲-۲.۴۴ مگابایت
#درس_شانزدهم #آرزو
۱۸:۱۹
#درس_هفدهم #شازده_کوچولو#واژه_نامه:اهلی: خانگی، محلی، رامتامل: اندیشیدن، فکر کردنمحتاج: نیازمندیگانه: تنهاعالم: دنیا، جهانهمتا: مانند، مثلطلوع: برآمدن خورشید از شرقصبور: شکیبا، بردبارنغمه: آواز، صدامالک: صاحبوداع: خداحافظیآوخ: آه، وای، آوه، دریغ، دریغا، افسوساندوه بار: غمناک، ناراحت کنندهحیف: افسوسسعادت: خوشبختیمفتون: دلباخته، شیدا، شیفته، عاشق، فریفته، مجذوبفراغت: آسودگی، راحتی، آسایشسرور: شادمانی، خوشحالیتلخیص: خلاصه شده
#دانش_ادبی:زندگی یکنواخت بودن: کنایه از یک جور بودنزندگی من چو خورشید خواهد درخشید: دارای آرایه تشبیهصدای پا: دارای آرایه تکرارمرا به لانه فرو خواهد خزاند: کنایه از داخل شدنصدای پای تو همچون نغمه موسیقی: دارای آرایه تشبیهگوشه چشم: کنایه از متوجه شدن، حواسگل همچون شعله چراغ میدرخشد: دارای آرایه تشبیهبازیافتن: کنایه از دیدن، پیداکردن، فهمیدنشبها به ستارگان گوش فرادادن: کنایه از نگاه کردنجان: مجاز از تمام وجود
#دانش_ادبی:زندگی یکنواخت بودن: کنایه از یک جور بودنزندگی من چو خورشید خواهد درخشید: دارای آرایه تشبیهصدای پا: دارای آرایه تکرارمرا به لانه فرو خواهد خزاند: کنایه از داخل شدنصدای پای تو همچون نغمه موسیقی: دارای آرایه تشبیهگوشه چشم: کنایه از متوجه شدن، حواسگل همچون شعله چراغ میدرخشد: دارای آرایه تشبیهبازیافتن: کنایه از دیدن، پیداکردن، فهمیدنشبها به ستارگان گوش فرادادن: کنایه از نگاه کردنجان: مجاز از تمام وجود
۱۸:۱۹
#معنی بخشهای دشوار #درس_هفدهم بلافاصله نور اندیشهای ذهنم را روشن کرد، همچون آذرخشی که در دل شب تاریک بدرخشد و ناگهان پرسیدم:#معنی: به سرعت یک فکری همچون نوری درخشان ذهن من را روشن کرد، مانند صاعقهای گذرا که در میان تاریکی شب میدرخشد.
زندگی من یکنواخت است؛ ولی تو اگر مرا اهلی کنی، زندگی من چون خورشید خواهد درخشید#معنی: زندگی من یکرنگ، ساده و بدون تغییر است اما اگر تو من را اهلی و رام کنی زندگی من همچون آفتاب پر نور و درخشان خواهد شد
صدای پای دیگران مرا به لانه فرو خواهد خزاند؛ ولی صدای پای تو همچون نغمه موسیقی مرا از لانه بیرون خواهد کشید.#معنی: صدای پای غریبهها من را به داخل لانه خواهد برد. اما صدای پای آشنای تو مثل آهنگی دوست داشتنی من را از لانه به بیرون خواهد آورد
آوخ که من خواهم گریست! آدمها این حقیقت را فراموش کردهاند، ولی تو نباید هرگز از یاد ببری که هرچه را اهلی کنی، همیشه مسئول آن خواهی بود.#معنی: افسوس که من خواهم گریست انسانها این حقیقت را از یاد بردهاند اما تو هرگز نباید فراموش کنی که هر چیزی را که رام و اهلی میکنی همیشه مسئول و سرپرست آن خواهی بود. به هر حال تو مسئول گل خودت هستی.
چیزی که از وجود این شاهزاده، مرا تا این درجه مفتون خود میسازد، وفای او نسبت به گل است و این تصویر آن گل سرخ است که در وجود او، حتّی به هنگام خواب نیز همچون شعلۀ چراغ میدرخشد#معنی: آن چیزی که از وجود این شاهزاده تا این اندازه مرا عاشق و شیفته خودش میکند وفاداری او نسبت به گل است و این تصویر آن گل سرخی است که در وجودش حتی موقع خواب نیز هم چون شعله یک چراغ میدرخشد.
اگر تو گلی را دوست داشته باشی که در ستارهای باشد، لطفی دارد که اگر شب هنگام به آسمان نگاه کنی، همۀ ستارگان شکفته خواهند بود.#معنی: اگر از تو روی عشق و علاقه و میل قلبی، گلی را دوست داشته باشی که در آسمان باشد، خیلی مورد پسند و خوب است که هنگام شب به آسمان نگاه کنی، چون تمام ستارگان آسمان را هم چون گل شکوفا و زیبا میبینی.
زندگی من یکنواخت است؛ ولی تو اگر مرا اهلی کنی، زندگی من چون خورشید خواهد درخشید#معنی: زندگی من یکرنگ، ساده و بدون تغییر است اما اگر تو من را اهلی و رام کنی زندگی من همچون آفتاب پر نور و درخشان خواهد شد
صدای پای دیگران مرا به لانه فرو خواهد خزاند؛ ولی صدای پای تو همچون نغمه موسیقی مرا از لانه بیرون خواهد کشید.#معنی: صدای پای غریبهها من را به داخل لانه خواهد برد. اما صدای پای آشنای تو مثل آهنگی دوست داشتنی من را از لانه به بیرون خواهد آورد
آوخ که من خواهم گریست! آدمها این حقیقت را فراموش کردهاند، ولی تو نباید هرگز از یاد ببری که هرچه را اهلی کنی، همیشه مسئول آن خواهی بود.#معنی: افسوس که من خواهم گریست انسانها این حقیقت را از یاد بردهاند اما تو هرگز نباید فراموش کنی که هر چیزی را که رام و اهلی میکنی همیشه مسئول و سرپرست آن خواهی بود. به هر حال تو مسئول گل خودت هستی.
چیزی که از وجود این شاهزاده، مرا تا این درجه مفتون خود میسازد، وفای او نسبت به گل است و این تصویر آن گل سرخ است که در وجود او، حتّی به هنگام خواب نیز همچون شعلۀ چراغ میدرخشد#معنی: آن چیزی که از وجود این شاهزاده تا این اندازه مرا عاشق و شیفته خودش میکند وفاداری او نسبت به گل است و این تصویر آن گل سرخی است که در وجودش حتی موقع خواب نیز هم چون شعله یک چراغ میدرخشد.
اگر تو گلی را دوست داشته باشی که در ستارهای باشد، لطفی دارد که اگر شب هنگام به آسمان نگاه کنی، همۀ ستارگان شکفته خواهند بود.#معنی: اگر از تو روی عشق و علاقه و میل قلبی، گلی را دوست داشته باشی که در آسمان باشد، خیلی مورد پسند و خوب است که هنگام شب به آسمان نگاه کنی، چون تمام ستارگان آسمان را هم چون گل شکوفا و زیبا میبینی.
۱۸:۱۹
1_4801124646.mp3
۱۷:۵۰-۱۲.۲۵ مگابایت
#درس_هفدهم #شازده_کوچولو
۱۸:۲۰
#روان_خوانی #دو_نقاش#واژه_نامه:المپیک: مسابقاتی جهانی که هر چهار سال یک بار زیر نظر کمیته بین المللی المپیک در یکی از کشورهای جهان برگزار می شود. گفتنی است که چون برای اولین بار این مسابقات در دامنه سلسله جبال المپ یونان برگزار شد این مسابقات را المپیک منسوب به المپ مینامند.قضاوت می کرد: داوری می کردمشتاق: بسیار مایل به چیزی، دارای شوقترجیح: برتریهورا: فریاد، تشویقترسیم: رسم کردن، کشیدنمبهوت: بهت زده، حیرانمسلط: تسلط یافته، پیروز، چیرهترجیح دادن: چیزی را از چیزی دیگر بهتر دانستنحوالی: اطراف، جمع حول
۱۸:۲۱
1_4801156208.mp3
۰۶:۵۴-۴.۷۵ مگابایت
#روان_خوانی #دو_نقاش
۱۸:۲۱
#نیایش#واژه_نامه:کریم: بخشندهرزق: روزیاِنعام: بخشش، نعمت دادنخو کردن: عادت کردنیقین: بصیرت، علم، اطمینان قلبیذلت: خواری، پستیصورت نبندد: قابل تصور نیست، ممکن نمی شودتوفیق : پیروزیعطا: بخششبی ثمری: بدون نتیجه، بیهودهسوگوار: عزادارخفتگان: افراد در خواب، جمع خفته
۱۸:۲۲
#نیایشبیا تا برآریم دستی ز دلکه نتوان برآورد فردا ز گِل#تعداد_جمله: ۳#معنی: بیا با تمام وجود خداوند را پرستش کنیم و نیکوکار باشیم؛ زیرا بعد از مرگ، فرصت چنین کاری را نداریم. در روز قیامت فرصت چنین کاری را نداریم.#دانش_ادبی: دست برآریم: کنایه از مناجات بکنیمدل و گل: جناس
کریما به رزق تو پروردهایمبه اِنعام و لطف تو خو کردهایم#تعداد_جمله: ۳#معنی: ای پروردگار بخشنده، با روزی تو پرورش یافتهایم و به لطف و بخشش تو عادت کردهایم.#دانش_زبانی: کریما: منادا «ا» نشانه نداخو کردهایم: فعل ماضی نقلی
چو ما را به دنیا تو کردی عزیزبه عقبی همین چشم داریم نیز#تعداد_جمله: ۲#معنی: خدایا همانگونه که در دنیا به ما عزّت بخشیدی، در آخرت هم انتظار داریم به ما عزّت ببخشی.#دانش_ادبی:چشم داشتن: کنایه از امیدوار بودن، توقع داشتن
به لطفم بخوان و مران از درمندارد به جز آستانت سرم#تعداد_جمله: ۳معنی بیت: خدایا ، مرا با لطف و مهربانی خود بپذیر و از درگاهت دور نکن ، زیرا من غیر از درگاه تو ، درگاه دیگری ندارم.دانش_ادبی: در و سر: جناس#دانش_زبانی:«م» در لطفم: مفعول«م» در درم: مفعول«م» در سرم: مضاف الیه«ت» در آستانت: مضاف الیه
چراغ یقینم فرا راه دارز بد کردنم دست کوتاه دار#تعداد_جمله: ۲#معنی: خدایا، نور بصیرت و ایمان را در پیش رویم قرار بده و مرا از انجام کارهای بد و ناشایست دور کن.#دانش_ادبی: چراغ یقین: تشبیهدست کوتاه داشتن: کنایه از فرصت ندادن برای انجام کار#دانش_زبانی: «م» در یقینم: مضاف الیه (فرا راهِ من)«م» در بد کردنم: مضاف الیه (دستم کوتاه دار)دست: مفعول (دست من را)
خدایا به ذلت مران از درمکه صورت نبندد دری دیگرم#تعداد_جمله: ۳#معنی: خدایا ، مرا با خواری و پستی از درگاهت، دور نکن، زیرا هیچ درگاهی جز درگاه تو، برای من، قابل تصوّر نیست.#دانش_زبانی: «م» در درم: مفعول«م» در دیگرم: متمم (دری دیگر برای من)#دانش_ادبی:صورت بستن: کنایه از تصور کردن
#تاریخ_ادبیات:#زندگی_نامه:#سعدی: شاعر و نویسندۀ برجستۀ قرن هفتم هجری و از ارکان شعر فارسی به شمار میرود. آثار او عبارتند از:بوستان(نظم)، گلستان (نظم و نثر) و دیوان اشعار.
#دکتر_علی_شریعتی: نویسندهای معاصر اهل خراسان است که از آثار او میتوان به «فاطمه فاطمه است»، «کویر»، «حسین وارث آدم»، «اسلام شناسی»، «علی حقیقتی بر گونهی اساطیر» و ... اشاره کرد.
کریما به رزق تو پروردهایمبه اِنعام و لطف تو خو کردهایم#تعداد_جمله: ۳#معنی: ای پروردگار بخشنده، با روزی تو پرورش یافتهایم و به لطف و بخشش تو عادت کردهایم.#دانش_زبانی: کریما: منادا «ا» نشانه نداخو کردهایم: فعل ماضی نقلی
چو ما را به دنیا تو کردی عزیزبه عقبی همین چشم داریم نیز#تعداد_جمله: ۲#معنی: خدایا همانگونه که در دنیا به ما عزّت بخشیدی، در آخرت هم انتظار داریم به ما عزّت ببخشی.#دانش_ادبی:چشم داشتن: کنایه از امیدوار بودن، توقع داشتن
به لطفم بخوان و مران از درمندارد به جز آستانت سرم#تعداد_جمله: ۳معنی بیت: خدایا ، مرا با لطف و مهربانی خود بپذیر و از درگاهت دور نکن ، زیرا من غیر از درگاه تو ، درگاه دیگری ندارم.دانش_ادبی: در و سر: جناس#دانش_زبانی:«م» در لطفم: مفعول«م» در درم: مفعول«م» در سرم: مضاف الیه«ت» در آستانت: مضاف الیه
چراغ یقینم فرا راه دارز بد کردنم دست کوتاه دار#تعداد_جمله: ۲#معنی: خدایا، نور بصیرت و ایمان را در پیش رویم قرار بده و مرا از انجام کارهای بد و ناشایست دور کن.#دانش_ادبی: چراغ یقین: تشبیهدست کوتاه داشتن: کنایه از فرصت ندادن برای انجام کار#دانش_زبانی: «م» در یقینم: مضاف الیه (فرا راهِ من)«م» در بد کردنم: مضاف الیه (دستم کوتاه دار)دست: مفعول (دست من را)
خدایا به ذلت مران از درمکه صورت نبندد دری دیگرم#تعداد_جمله: ۳#معنی: خدایا ، مرا با خواری و پستی از درگاهت، دور نکن، زیرا هیچ درگاهی جز درگاه تو، برای من، قابل تصوّر نیست.#دانش_زبانی: «م» در درم: مفعول«م» در دیگرم: متمم (دری دیگر برای من)#دانش_ادبی:صورت بستن: کنایه از تصور کردن
#تاریخ_ادبیات:#زندگی_نامه:#سعدی: شاعر و نویسندۀ برجستۀ قرن هفتم هجری و از ارکان شعر فارسی به شمار میرود. آثار او عبارتند از:بوستان(نظم)، گلستان (نظم و نثر) و دیوان اشعار.
#دکتر_علی_شریعتی: نویسندهای معاصر اهل خراسان است که از آثار او میتوان به «فاطمه فاطمه است»، «کویر»، «حسین وارث آدم»، «اسلام شناسی»، «علی حقیقتی بر گونهی اساطیر» و ... اشاره کرد.
۱۸:۲۲
1_4586876074.mp3
۰۲:۵۱-۱.۹۶ مگابایت
#نیایش
۱۸:۲۲
۱. آزمون درس فارسی بهصورت "سنجش عملکردی" طراحی خواهد شد.
۲. بارمبندی آزمون کتبی همانند مصوبه سال گذشته است: معنی واژگان (۱)، معنی نظم و نثر (۲.۵)، درک مطلب (۲.۵)، دانش زبانی (۱.۵)، دانش ادبی (۱.۵) و تاریخ ادبیات (۱)
۳. از بخشهای شعرخوانی و روانخوانی ممکن است پرسش دستوری و آرایهای و حتی واژگان (که در واژهنامه پایان کتاب آمده) طراحی شود.
۴. آزمون فارسی نهم، حذفیاتی ندارد.
۱۸:۲۳
۱۸:۲۴
برنامهی کامل کلاسها، گروهها و زمان برگزاری هر درس بهزودی اعلام خواهد شد.
ساعت برگزاری هر کلاس هم در گروههای درسی و هم در کانال مدرسه ارسال خواهد شد. اطلاعیههای بعدی را دنبال کنید
۲۱:۴۳
۱۷:۵۴
فارسی نهم
فارسی9.pdf
سوالات آزمون شبانه فارسیپایه نهم پاسخها را در پیوی ارسال کنید. 
۱۵:۳۵