برای این که بهتر بتوانید توضیحات مربوط به هر درس را پیدا کنید، میتوانید با زدن روی هشتکهای زیر، درس یا بخش موردنظرتان را در کانال پیدا کنید:
#ستایش#درس_اول #پیش_از_اینها#حكايت #به_خدا_چه_بگويم#درس_دوم #خوب_جهان_را_ببین #صورتگر_ماهر#روان_خوانی #جوانه_و_سنگ
#درس_سوم #ارمغان_ایران#حکایت #فوت_کوزهگری#شعرخوانی #شوق_مهدی#درس_چهارم #سفر_شکفتن
#درس_ششم #راه_نیک_بختی#درس_هفتم #آداب_نیکان#حکایت #خودشناسی#درس_هشتم #آزادگی#روان_خوانی #آقا_مهدی
#درس_نهم#نوجوان_باهوش #آشپز_زاده_وزیر #گریه_امیر#درس_دهم #قلم_سحر_آمیز #دو_نامه#حکایت #نام_خوشبو#درس_یازدهم #پرچمداران#شعرخوانی #ای_وطن_من
#درس_دوازدهم #شیر_حق#حکایت #ٳن_شاء_الله#درس_سیزدهم #ادبیات_انقلاب#درس_چهاردهم #یاد_حسین#روان_خوانی #شوق_آموختن
#درس_شانزدهم #پرنده_آزادی #کودکان_سنگ#درس_هفدهم #راه_خوشبختی#روان_خوانی #آن_سوی_پنجره#نیایش
#ستایش#درس_اول #پیش_از_اینها#حكايت #به_خدا_چه_بگويم#درس_دوم #خوب_جهان_را_ببین #صورتگر_ماهر#روان_خوانی #جوانه_و_سنگ
#درس_سوم #ارمغان_ایران#حکایت #فوت_کوزهگری#شعرخوانی #شوق_مهدی#درس_چهارم #سفر_شکفتن
#درس_ششم #راه_نیک_بختی#درس_هفتم #آداب_نیکان#حکایت #خودشناسی#درس_هشتم #آزادگی#روان_خوانی #آقا_مهدی
#درس_نهم#نوجوان_باهوش #آشپز_زاده_وزیر #گریه_امیر#درس_دهم #قلم_سحر_آمیز #دو_نامه#حکایت #نام_خوشبو#درس_یازدهم #پرچمداران#شعرخوانی #ای_وطن_من
#درس_دوازدهم #شیر_حق#حکایت #ٳن_شاء_الله#درس_سیزدهم #ادبیات_انقلاب#درس_چهاردهم #یاد_حسین#روان_خوانی #شوق_آموختن
#درس_شانزدهم #پرنده_آزادی #کودکان_سنگ#درس_هفدهم #راه_خوشبختی#روان_خوانی #آن_سوی_پنجره#نیایش
۲۲:۱۸
#درس_دهم#قلم_سحر_آمیز و #دو_نامه
#واژه_نامه:
سرداران: فرماندهان
دلیرانه: شجاعانه
میلغزید: سُر میخورد
ای هُدهُدِ صبا! به صبا میفرستمتبنگر که از کُجا به کجا میفرستمت
تعداد جمله: ۴#واژه_نامه:هدهد: پرندهی شانه به سر(پرندهی حضرت سلیمان)/صبا: باد صبحگاهی/سبا: نام سرزمینی است، که زنی به نام بلقیس پادشاهش بود.#دانش_ادبی:هدهد صبا: اضافهی تشبیهیصبا و سبا: جناساین بیت تلمیح دارد:۱- به داستان حضرت سلیمان(ع)۲- به آیهی اِذهَب بِکِتابِنا هذا(سورهی نمل) #معنی: ای پیامآور صبحگاهی(باد صبا)! تو را به سرزمین سبا میفرستم. نگاه کن که تو را از کجا به کجا میفرستم؟!
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم زین جا به آشیانِ وفا میفرستمت#واژه_نامه:حیف: مایهی افسوس، ستم، ظلم/طایر: پرنده/خاکدان غم: زمین غمآلود#معنی: مایهی افسوس است که پرندهای مانند تو در این زمین غمآلود گرفتار باشد. از اینجا تو را به آشیانۀ مهربانی و محبّت میفرستم.
دو نامه:#واژه_نامه:
بیدادگری: ظلم
نیرنگ: حیله
تقلید: پیروی
فتوا: دستور دینی
تحریم:حرام شمردن، حرام دانستن
الیوم: امروز، هم اکنون
استعمال: استفاده
در حکم: مانند
محاربه: جنگ
تنگنا: محدودیّت
توطئه: حیله، مقدمه چینی برای رسیدن به امری
استعمار: آبادانی خواستن، در مفهوم سیاسی به معنی تسلط کشور قدرتمند بر کشور ضعیفتر برای غارت منابع آن کشور است
استعمال: استفاده کردن، به کار بردن
تنگنا: سختی، دشواری
توطئه: نقشه کشیدن برای نابودی کسی یا چیزی
خاکدان: محل ریختن خاک روبه، در اینجا مقصود از این جهان است
سحر آمیز: فریبنده، آمیخته به جادو
صبا: باد خنکی که از شمال شرقی میوزد
طایر: پرنده، پرواز کننده
محاربه: با یکدیگر جنگیدن
مرجع تقلید: مجتهدی که در مسائل دینی از او پیروی کنند
منزلت: شأن، درجه، مقام
نیرنگ: سحر، جادو
هُدهُد: شانه به سر، یکی از پرندگان حضرت سلیمان
#واژه_نامه:
ای هُدهُدِ صبا! به صبا میفرستمتبنگر که از کُجا به کجا میفرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم زین جا به آشیانِ وفا میفرستمت#واژه_نامه:حیف: مایهی افسوس، ستم، ظلم/طایر: پرنده/خاکدان غم: زمین غمآلود#معنی: مایهی افسوس است که پرندهای مانند تو در این زمین غمآلود گرفتار باشد. از اینجا تو را به آشیانۀ مهربانی و محبّت میفرستم.
۱۴:۴۷
1_3314571561.mp3
۰۳:۱۰-۱.۴۵ مگابایت
روان خوانی قلم سحرآمیز
۱۴:۵۴
1_3314579119.mp3
۰۲:۲۹-۱.۱۴ مگابایت
روان خوانیدو نامه
۱۴:۵۴
#حکایت #نام_خوشبو یکی از عارفان روزی در راه، کاغذی دید که نام مبارک پروردگار (بسم الله) بر آن نوشته شده بود و مردم پا بر آن مینهادند و میگذشتند.#واژه_نامه:عارفان: جمع عارف: انسان خداشناس/مبارک: خجسته، فرخنده/مینهادند: قرار میدادند، میگذاشتند.#معنی:روزی یکی از افراد خداشناس در مسیرش کاغذی را دید که نام مبارک خداوند بر روی آن نوشته شده بود و مردم بی توجه پای خود را بر روی آن کاغذ میگذاشتند و می رفتند.
ایستاد و کاغذ را برگرفت و آن کاغذ را معطّر گرداند و اندر شکاف دیوار نهاد تا از آسیب پای رهگذران در امان باشد.#واژه_نامه:برگرفت: برداشت/معطّر گرداند: خوشبو کرد/اندر: شکل قدیم حرف اضافهی «در»/شکاف: سوراخ#معنی:توقف کرد و کاغذ را برداشت و با عطری که داشت کاغذ را خوش بو کرد و در سوراخ دیواری گذاشت تا زیر پای مردم نرود.
مدتها گذشت. شبی به خواب دید که ندایی به او میگوید: «ای دوست! نام من خوشبو کردی و مرا بزرگ داشتی و حرمت نهادی.#واژه_نامه:به خواب: در خواب/ندا: صدا، آواز#معنی:مدتها گذشت. یک شب خوابی دید که در آن ندایی به او میگوید: «ای دوست! تو نام من را خوش بو کردی و برای من ارزش قائل شدی و به احترام گذاشتی».
ما نیز نام تو معطر گردانیم، در دنیا و آخرت تو را بزرگ و گرامی خواهیم داشت.»#واژه_نامه:گرامی داشتن: ارزش قائل شدن برای کسی#معنیما هم نیز تو را خوش بو میکنیم و در این دنیا و جهان آخرت به تو احترام میگذاریم و در نزد ما عزیز خواهی بود.
#پیام_حکایت:خداوند پاسخ مهربانی بندگانش را میدهد.نام خداوند حرمت دارد. نباید به آن بی احترامی کرد.بزرگی و قدرت را فقط در خانه خداوند میشود پیدا کرد.توجه به خداوند سبب توجه خدا به انسان میشود.
حکایت نام خوش بو از کتاب #رساله_قشیریه آورده شده است، رساله قشیریه یکی از مهمترین کتابها در مورد عارفان و عرفان بوده و شامل نامهها، حکایتهایی از زبان عارفان بزرگ و نصیحتهای حکیم ابوالقاسم قشیری به شاگردانش است.
ایستاد و کاغذ را برگرفت و آن کاغذ را معطّر گرداند و اندر شکاف دیوار نهاد تا از آسیب پای رهگذران در امان باشد.#واژه_نامه:برگرفت: برداشت/معطّر گرداند: خوشبو کرد/اندر: شکل قدیم حرف اضافهی «در»/شکاف: سوراخ#معنی:توقف کرد و کاغذ را برداشت و با عطری که داشت کاغذ را خوش بو کرد و در سوراخ دیواری گذاشت تا زیر پای مردم نرود.
مدتها گذشت. شبی به خواب دید که ندایی به او میگوید: «ای دوست! نام من خوشبو کردی و مرا بزرگ داشتی و حرمت نهادی.#واژه_نامه:به خواب: در خواب/ندا: صدا، آواز#معنی:مدتها گذشت. یک شب خوابی دید که در آن ندایی به او میگوید: «ای دوست! تو نام من را خوش بو کردی و برای من ارزش قائل شدی و به احترام گذاشتی».
ما نیز نام تو معطر گردانیم، در دنیا و آخرت تو را بزرگ و گرامی خواهیم داشت.»#واژه_نامه:گرامی داشتن: ارزش قائل شدن برای کسی#معنیما هم نیز تو را خوش بو میکنیم و در این دنیا و جهان آخرت به تو احترام میگذاریم و در نزد ما عزیز خواهی بود.
#پیام_حکایت:خداوند پاسخ مهربانی بندگانش را میدهد.نام خداوند حرمت دارد. نباید به آن بی احترامی کرد.بزرگی و قدرت را فقط در خانه خداوند میشود پیدا کرد.توجه به خداوند سبب توجه خدا به انسان میشود.
حکایت نام خوش بو از کتاب #رساله_قشیریه آورده شده است، رساله قشیریه یکی از مهمترین کتابها در مورد عارفان و عرفان بوده و شامل نامهها، حکایتهایی از زبان عارفان بزرگ و نصیحتهای حکیم ابوالقاسم قشیری به شاگردانش است.
۱۴:۵۴
#درس_یازدهم #پرچمداران صفحهی ۸۱#واژه_نامه:
شکوهمند: باعظمت، پرافتخار، باشکوه
عزّت: سرافرازی، ارجمندی
پیکر: جسم، هیکل
گستاخی: بیپروایی، بیحیایی، پررویی
بنیان: پایه
ایام: جمع یوم، روزها
گزند: آسیب، صدمه
سرافراز: سربلند
پاسداری: نگاه داشتن، مراقبت کردن
تازش: حمله
همّت: تلاش، اراده، سعی، بلندنظری
دلیری: شجاعت
حامیان: حمایت کنندگان
شادابی: طراوت، تازگی
رشید: خوش قد و قامت، دلیر، شجاع
تعهّد: پیمانبستن، به عهدهگرفتن، مسئولیتپذیری
آیین: دین، کیش
زیور: عامل و وسیلهی زیبایی، زینت
مایهی: باعث
قلل: ج قله، قلهها
حب: دوست داشتن
مأوا: پناهگاه
نوآوری: ابداع، کار نو کردن
عرصه: میدان، قلمرو
منش: خوی، عادت
خیل: جمع، گروه، دسته
پهنه: عرصه، گستره
دلاوران: شجاعان
مسکن: محل آرامش
جان و تن: روح و جسم
مهر: محبت و علاقه
اهریمن: دشمن، شیطان
اراده: میل ،قصد ،خواستن
پیکره: جسم، صورت، مجسمه
عزّت: بزرگی، ارجمندی
گستاخی: جسارت، پررویی
خیل: گروه، دسته
جان بر کف: آمادهی مرگ، جانباز
بنیان: پی، ساختمان، شالوده
حامیان: طرفداران
تازش: حمله
سیما: چهره
مأوا: پناهگاه
اهریمن: شیطان
ناموس: شرف، آبرو
حب: دوستی
هجوم: حمله
تعهّد: پیمان، عهدهداری، ضمانت
تخصّص: استادی، مهارت، کاردانی
۱۴:۵۶
#معنی_ابیات:ای وطن ای دل مرا مأواای وطن ای تن مرا مسکن
تعداد جمله: ۴#واژه_نامه:وطن: زادگاه، میهن، سرزمینمأوا: پناهگاه، جای امنمسکن: محل سکونت، خانه#معنی: ای سرزمین من، که مانند پناهی برای دل و روح من هستیای سرزمین من، ای که برای تنم مانند خانه هستی
ای وطن ای تو نور و ما همه چشمای وطن ای تو جان و ما همه تن
تعداد جمله: ۴ای وطن/ای تو نور/ما همه چشمای وطن/ای تو جان/ما همه تن#معنی:ای سرزمین من، ای که تو مانند نور هستی و ما همه مانند چشم که به نور نیاز دارد.ای سرزمین من، ای که تو مانند روح هستی و ما مانند تنهایی برای این روح
نکتهای گویمت که گر شنویشاد، مانی به جان و زنده به تن
تعداد جمله: ۴نکتهای گویمت/که گر شنویبه جان شاد مانی/به تن زنده مانی#معنی:نکتهای را میخواهم برای تو باز گو کنم که اگر بشنویبا تمام دل و جان خود شادمان میشوی و تنت زنده میماند.
آدمی را چو هفت مِهر به دلنَبُوَد کم شمار از اهریمن
تعداد جمله: ۲#واژه_نامه:مهر: محبتکم شمار: کمتر حساب کناهریمن: شیطان#معنی:انسان اگر محبت و علاقه هفت چیز را در دل خود نداشته باشد از شیطان هم او را باید پایینتر و کم ارزشتر دانست.
مهر ناموس و زندگانی و دینعزّت و خاندان و مال و وطن
تعداد جمله: ۱#واژه_نامه:ناموس: آبروعزّت: شرف، بزرگی#معنی:علاقه به آبرو و زندگی و دینشرف و خانواده و مال و ثروت و وطن
وآن که حبّ وطن نداشت به دلمرده زآن خوبتر به باور من
تعداد جمله: ۲#واژه_نامه: حبّ: علاقه، دوستیباور: اعتقاد#معنی: و کسی که میهن دوستی و علاقه به وطن را در دل خود نداشته باشد، به اعتقاد من مرده از او بهتر است.
ای وطن ای تو نور و ما همه چشمای وطن ای تو جان و ما همه تن
نکتهای گویمت که گر شنویشاد، مانی به جان و زنده به تن
آدمی را چو هفت مِهر به دلنَبُوَد کم شمار از اهریمن
مهر ناموس و زندگانی و دینعزّت و خاندان و مال و وطن
وآن که حبّ وطن نداشت به دلمرده زآن خوبتر به باور من
۱۴:۵۶
1_4219360191.mp3
۰۴:۰۸-۱.۸۹ مگابایت
#درس_یازدهم #پرچمداران
۱۴:۵۷
1_4219057897.mp3
۰۱:۳۹-۷۷۶.۹۷ کیلوبایت
#درس_یازدهم شعر #ای_وطن_ای_دل_مرا_مأوا
۱۴:۵۷
#شعرخوانی #وطن_منای ایستاده در چمن آفتابی معلوموطن من!ای تواناترین مظلومتو را دوست دارم!#معنی:ای سرزمین من که در سبزه زاری مقابل آفتاب روشن ایستادهای، ای سرزمین من، ای مظلومترین سرزمین که تواناترین سرزمین هستی. تو را دوست دارم.#دانش_ادبی: ای وطن: تشخیص (شخصیت بخشی به وطن)تواناترین مظلوم: پارادوکس (متناقضنما)
ای آفتابشمایلِ دریا دلکه نام خیابانهایت را شهیدان برگزیدهاند#معنی:ای وطن که ظاهری مانند آفتاب(زیبا) و باطنی همچون دریا (عمیق و بزرگ) داری. ای وطن که نام شهیدان بر خیابانهایت است.#دانش_ادبی: آفتابشمایل و دریادل: اضافه تشبیهی/چهره یا ظاهر وطن به آفتاب تشبیه شده و دل یا باطن آن به دریا تشبیه شده است.
ای فروتن نیرومند!ایستادهایم در کنار تو، سبز و سربلند#معنی:ای وطن متواضع و قدرتمند من! ما در کنار تو سبز و شاداب و با افتخار ایستادهایم#دانش_ادبی: تشخیص: وطن متواضع و قدرتمندبه نحوی در تمام شعر تشخیص به کار رفته چون شاعر با وطن سخن میگوید.تشبیه پنهان مردم ایران به درخت با توجه به صفاتی همچون سبز و سربلند ایستاده.
و تو آن درخت گردوی کهنسالیو بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم،تو ایستادهای#معنی:و تو مانند درخت گردویی کهنسال، باعظمت و ابهت و ریشهدار، هستی. و بیشتر از آنکه من از ترس تبر نگران باشم تو استوار ایستاده و مقاوم هستی(بسیار قبلتر از این روزهای سخت که من میبینم تو در مقابل مشکلات دوام آوردهای)#دانش_ادبی: تشبیه وطن به درخت گردونگران: ایهام ۱. در حال نگریستن ۲. مضطرب و ترسانایستادن: کنایه از مقاوم بودن
و پسران تومردان نیایش و شمشیرند#معنی:پسران تو ای وطن(جوانان ایرانی)، خدا را عبادت میکنند و با ظلم مبارزه میکنند.#دانش_ادبی: تشبیه وطن به مادر ایرانیانمرد نیایش و مرد شمشیر بودن کنایه از اهل عبادت و مبارزه و دفاع بودن.
و مادران صبوری داریو پدرانی به غایت، جرئتمند#معنی:و مادرانی بینهایت یا بسیار شکیبا و پدرانی کاملاً شجاع داری
دوست دارم تو راآنگونه که عشق رادریا راآفتاب را …#معنی:تو را دوست دارم همانطور که عشق و دریا و آفتاب را دوست دارم#دانش_ادبی: تشبیه وطن به عشق و دریا و آفتاب
ای مجمعالجزایر گلها، خوبیها!ای بهار استوار!ای اقیانوس مواج عاطفه و خشونتای شکیبای شکوهمند!کجای زمین از تو عاشقتر است؟#معنی:ای مجموعهی همه زیباییها و خوبیها، ای سرزمین پرمحبت با دوستان و پرخشونت با دشمنان، ای شکیبا و صبور و پرشکوهکدام سرزمین از تو عاشقتر و زیباتر است؟#دانش_ادبی: تشبیه وطن به مجمعالجزایر گلها و خوبیهاتشبیه وطن به بهار و اقیانوس و انسان شکیباتشخیص: عاشق بودن زمین و وطن
من از تو برنمیگردم تا بمیرمو مرگ در کنار تو زندگی استتو را دوست میدارم#معنی:من به تو پشت نمیکنم و همیشه در کنارت هستم تا روزی که بمیرم و مردن در کنار تو همان زندگی است (شهیدان زندهاند). تو را دوست دارم#دانش_ادبی: برگشتن: کنایه از تنها گذاشتن و روگردان شدنمرگ در کنار تو زندگیست: پارادوکس(تناقض)زنده بودن شهدا: تلمیح(اشاره) به آیهی ۱۶۹ سورهی آل عمران:وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻣﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺯﻧﺪﻩاﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ.
چقدر به اقیانوس میمانی!برای تو و به خاطر توای پهلوان فروتن!خدا چقدر مهربانیاش را وسعت داد#معنی:چقدر مانند اقیانوس (وسیع و باعظمت) هستی، ای دلاور متواضع، خداوند چقدر به خاطر تو و برای تو، مهربانیاش را گسترده است.#دانش_ادبی: تشبیه وطن به اقیانوستشبیه وطن به پهلوان فروتن
در دورهای کویر طبسآن اتفاق یادت هست؟نه من بودم و نه هیچ کسخدا بود و گردباد#معنی:آن اتفاق در دوردستهای کویر طبس را یادت هست؟ هیچکس نبود، فقط خدا بود و گردباد و طوفان شن#دانش_ادبی: تلمیح به واقعهای دارد که آمریکا با وارد کردن چند هلیکوپتر و هواپیما به ایران، قصد داشت در یک عملیات اسرای آمریکایی را که در تسخیر سفارت آمریکا در تهران بازداشت شده بودند، فراری دهد ولی طوفان شن باعث انفجار تجهیزات و عقب نشینی آنها شد.
وطن من، آه ای پوپک مٶدب!ای رویینتن متواضع!ای متواضع رویینتن!ای وطن من!#معنی:ای سرزمین من، ای هدهد مٶدّب و باشخصیت، سرزمین قوی و پرزور و متواضع، ای افتادهترین نیرومند ای میهن من.#دانش_ادبی: پوپک: نماد ظرافت و زیبایی و مظلومیتتشبیه وطن به پوپک و فرد رویین تن متواضع
ای آفتابشمایلِ دریا دلکه نام خیابانهایت را شهیدان برگزیدهاند#معنی:ای وطن که ظاهری مانند آفتاب(زیبا) و باطنی همچون دریا (عمیق و بزرگ) داری. ای وطن که نام شهیدان بر خیابانهایت است.#دانش_ادبی: آفتابشمایل و دریادل: اضافه تشبیهی/چهره یا ظاهر وطن به آفتاب تشبیه شده و دل یا باطن آن به دریا تشبیه شده است.
ای فروتن نیرومند!ایستادهایم در کنار تو، سبز و سربلند#معنی:ای وطن متواضع و قدرتمند من! ما در کنار تو سبز و شاداب و با افتخار ایستادهایم#دانش_ادبی: تشخیص: وطن متواضع و قدرتمندبه نحوی در تمام شعر تشخیص به کار رفته چون شاعر با وطن سخن میگوید.تشبیه پنهان مردم ایران به درخت با توجه به صفاتی همچون سبز و سربلند ایستاده.
و تو آن درخت گردوی کهنسالیو بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم،تو ایستادهای#معنی:و تو مانند درخت گردویی کهنسال، باعظمت و ابهت و ریشهدار، هستی. و بیشتر از آنکه من از ترس تبر نگران باشم تو استوار ایستاده و مقاوم هستی(بسیار قبلتر از این روزهای سخت که من میبینم تو در مقابل مشکلات دوام آوردهای)#دانش_ادبی: تشبیه وطن به درخت گردونگران: ایهام ۱. در حال نگریستن ۲. مضطرب و ترسانایستادن: کنایه از مقاوم بودن
و پسران تومردان نیایش و شمشیرند#معنی:پسران تو ای وطن(جوانان ایرانی)، خدا را عبادت میکنند و با ظلم مبارزه میکنند.#دانش_ادبی: تشبیه وطن به مادر ایرانیانمرد نیایش و مرد شمشیر بودن کنایه از اهل عبادت و مبارزه و دفاع بودن.
و مادران صبوری داریو پدرانی به غایت، جرئتمند#معنی:و مادرانی بینهایت یا بسیار شکیبا و پدرانی کاملاً شجاع داری
دوست دارم تو راآنگونه که عشق رادریا راآفتاب را …#معنی:تو را دوست دارم همانطور که عشق و دریا و آفتاب را دوست دارم#دانش_ادبی: تشبیه وطن به عشق و دریا و آفتاب
ای مجمعالجزایر گلها، خوبیها!ای بهار استوار!ای اقیانوس مواج عاطفه و خشونتای شکیبای شکوهمند!کجای زمین از تو عاشقتر است؟#معنی:ای مجموعهی همه زیباییها و خوبیها، ای سرزمین پرمحبت با دوستان و پرخشونت با دشمنان، ای شکیبا و صبور و پرشکوهکدام سرزمین از تو عاشقتر و زیباتر است؟#دانش_ادبی: تشبیه وطن به مجمعالجزایر گلها و خوبیهاتشبیه وطن به بهار و اقیانوس و انسان شکیباتشخیص: عاشق بودن زمین و وطن
من از تو برنمیگردم تا بمیرمو مرگ در کنار تو زندگی استتو را دوست میدارم#معنی:من به تو پشت نمیکنم و همیشه در کنارت هستم تا روزی که بمیرم و مردن در کنار تو همان زندگی است (شهیدان زندهاند). تو را دوست دارم#دانش_ادبی: برگشتن: کنایه از تنها گذاشتن و روگردان شدنمرگ در کنار تو زندگیست: پارادوکس(تناقض)زنده بودن شهدا: تلمیح(اشاره) به آیهی ۱۶۹ سورهی آل عمران:وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻣﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺯﻧﺪﻩاﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ.
چقدر به اقیانوس میمانی!برای تو و به خاطر توای پهلوان فروتن!خدا چقدر مهربانیاش را وسعت داد#معنی:چقدر مانند اقیانوس (وسیع و باعظمت) هستی، ای دلاور متواضع، خداوند چقدر به خاطر تو و برای تو، مهربانیاش را گسترده است.#دانش_ادبی: تشبیه وطن به اقیانوستشبیه وطن به پهلوان فروتن
در دورهای کویر طبسآن اتفاق یادت هست؟نه من بودم و نه هیچ کسخدا بود و گردباد#معنی:آن اتفاق در دوردستهای کویر طبس را یادت هست؟ هیچکس نبود، فقط خدا بود و گردباد و طوفان شن#دانش_ادبی: تلمیح به واقعهای دارد که آمریکا با وارد کردن چند هلیکوپتر و هواپیما به ایران، قصد داشت در یک عملیات اسرای آمریکایی را که در تسخیر سفارت آمریکا در تهران بازداشت شده بودند، فراری دهد ولی طوفان شن باعث انفجار تجهیزات و عقب نشینی آنها شد.
وطن من، آه ای پوپک مٶدب!ای رویینتن متواضع!ای متواضع رویینتن!ای وطن من!#معنی:ای سرزمین من، ای هدهد مٶدّب و باشخصیت، سرزمین قوی و پرزور و متواضع، ای افتادهترین نیرومند ای میهن من.#دانش_ادبی: پوپک: نماد ظرافت و زیبایی و مظلومیتتشبیه وطن به پوپک و فرد رویین تن متواضع
۱۴:۵۹
۱۸:۲۸
هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است.
چون در آید مِه از تویی به سخنگر چه به دانی، اعتراض مکن
مِه: بزرگتر#گلستان_سعدی #حکایت
چون در آید مِه از تویی به سخنگر چه به دانی، اعتراض مکن
مِه: بزرگتر#گلستان_سعدی #حکایت
۱۷:۲۱
۱۹:۴۲
۷:۵۱
-4543209727562014973_222255585075231.mp3
۰۳:۵۷-۱.۵۹ مگابایت
حکایتی بشنویم از دفتر ششم مثنوی و فردی که از زندگی اش ناراضی بود و در پیشگاه خدا التماس میکرد که گنج پیدا کند...
۱۶:۵۳
۱۶:۳۹
۱۶:۴۰
فارسی8 درس10 تا 13.pdf
۱۳۸.۴۸ کیلوبایت
۱۷:۴۶
ردیف | نام و نام خانوادگی | مدرسه | نمره
۶:۳۲