---
---
---
---حواستون باشه فعل است وهست وقتی به معنای وجود داشت باشن مضارع اخباری هستند
۲۰:۱۲
#دستور_زبان #دانش_زبانی #انواع_فعل#فعل_مضارعفعل مضارع در زبان فارسی برای بیان عملی که در زمان حال اتفاق میافتد، استفاده میشود.
#مضارع_اخباری می+بن مضارع+شناسه میروم/میروی/میرود میرویم/میروید/میروند
#مضارع_التزامی ب+بن مضارع+شناسه بروم/بروی/برود برویم/بروید/بروند
#مضارع_مستمر یا #ملموس دار+شناسه+می+بن مضارع فعل اصلی+شناسهدارم میروم/داری میروی/دارد میرودداریم میرویم/دارید میروید/دارند میروند
۲۰:۱۳
#درس_ششم #فارسی_نهم#دستور_زبان #فعل طریقهی ساخت افعال
۱- #فعل_ماضی یا #گذشتههر فعلی که در زمان گذشته اتفاق افتاده باشد را ماضی مینامند.
#ماضی_ساده: بن ماضی + شناسه(رفتم)
#ماضی_استمراری: می + بن ماضی + شناسه(میرفتم)
#ماضی_التزامی: بن ماضی + ه + باش + شناسه(رفته باشم)
#ماضی_بعید: بن ماضی + ه + بود + شناسه(رفته بودم)
#ماضی_نقلی: بن ماضی + ه + شناسه(رفتهام)
#ماضی_مستمر: داشت + شناسه + ماضی استمراری(داشتم میرفتم)
۲- #فعل_مضارع:
#مضارع_اخباری: می + بن مضارع + شناسه(میروم)
#مضارع_التزامی: ب + بن مضارع + شناسه(بروم)
#مضارع_مستمر یا #ملموس: دار + شناسه + می + بن مضارع فعل اصلی + شناسه(دارم میروم)
۳- #فعل_مستقبل
#مستقبل: خواه + شناسه + بن ماضی فعل اصلی( خواهم رفت)
۱- #فعل_ماضی یا #گذشتههر فعلی که در زمان گذشته اتفاق افتاده باشد را ماضی مینامند.
۲- #فعل_مضارع:
۳- #فعل_مستقبل
۲۰:۱۴
#درس_چهارمفارسی نهم
#دستور_زبانانواع #صفتاز نظر معنایی میتوان در شش گروه صفتها را بررسی کرد:۱ـ صفت بیانی۲ـ صفت اشاره۳ـ صفت شمارشی۴ـ صفت پرسشی۵ـ صفت تعجبی۶ـ صفت مبهم
۱. صفت بیانیصفت بیانی را اصلیترین نوع صفت دانستهاند و آن را صفتی تعریف کردهاند که در جمله بعد از اسم میآید و چگونگی و مشخصات اسم از قبیل رنگ، قد، شکل، حجم، مزه، ارزش، مقدا، اندازه، فاعلیت، مفعولیت و نسبت را بیان میکند.صفت بیانی خود به پنج نوع ساده، فاعلی، مفعولی، نسبی و لیاقت تقسیم میشود که در ادامه به صورت بسیار کوتاه و مختصر آنها را مرور میکنیم.
ساختمان صفتهای بیانیباید در نظر داشته باشیم که هر کدام از این صفتهای بیانی از نظر ساختمان به انواع ساده، مرکب و گروه وصفی (صفتی) تقسیم میشوند و از نظر درجهبندی و سنجش به دو صفت تفضیلی یا صفت برتر یا و صفت عالی یا صفت برترین دستهبندی میشوند. صفت تفضیلی و صفت عالی از مهمترین انواع صفت هستند که کاربردهای گوناگونی نیز دارند.
صفت تفضیلی یا صفت برترصفتی است که موصوفش تنها بر یک امر، برتر یا کمتر است. این صفت با افزودن پسوند تر به آخر صفت ساخته میشود:سبزتر، تمیزتر، خرابتر، کثیفتر، سفیدتر، روشنتر
صفت عالی یا صفت برترینصفتی است که با طبقهای از افراد یا امور مقایسه میشود و نسبت به آنها بیشتر یا کمتر است. نشانه صفت عالی پسوند «ترین» است که به پایان اسم اضافه میشود.
نکته:صفتهای بیانی شکل منفی هم دارند، پرکاربردترین آنها با آمدن پیشوند «بی بر سر اسم و نا بر سر صفت» ساخته میشوند.بیکار، نادان، بیفایده، بیهوده
نکته: صفتهای بیانی ظرفیت این را دارند که جانشین اسم شوند و بدون نیاز به اسم در جمله بیایند.
#دستور_زبانانواع #صفتاز نظر معنایی میتوان در شش گروه صفتها را بررسی کرد:۱ـ صفت بیانی۲ـ صفت اشاره۳ـ صفت شمارشی۴ـ صفت پرسشی۵ـ صفت تعجبی۶ـ صفت مبهم
۱. صفت بیانیصفت بیانی را اصلیترین نوع صفت دانستهاند و آن را صفتی تعریف کردهاند که در جمله بعد از اسم میآید و چگونگی و مشخصات اسم از قبیل رنگ، قد، شکل، حجم، مزه، ارزش، مقدا، اندازه، فاعلیت، مفعولیت و نسبت را بیان میکند.صفت بیانی خود به پنج نوع ساده، فاعلی، مفعولی، نسبی و لیاقت تقسیم میشود که در ادامه به صورت بسیار کوتاه و مختصر آنها را مرور میکنیم.
ساختمان صفتهای بیانیباید در نظر داشته باشیم که هر کدام از این صفتهای بیانی از نظر ساختمان به انواع ساده، مرکب و گروه وصفی (صفتی) تقسیم میشوند و از نظر درجهبندی و سنجش به دو صفت تفضیلی یا صفت برتر یا و صفت عالی یا صفت برترین دستهبندی میشوند. صفت تفضیلی و صفت عالی از مهمترین انواع صفت هستند که کاربردهای گوناگونی نیز دارند.
نکته:صفتهای بیانی شکل منفی هم دارند، پرکاربردترین آنها با آمدن پیشوند «بی بر سر اسم و نا بر سر صفت» ساخته میشوند.بیکار، نادان، بیفایده، بیهوده
نکته: صفتهای بیانی ظرفیت این را دارند که جانشین اسم شوند و بدون نیاز به اسم در جمله بیایند.
۲۰:۱۴
#دستور_زبان#درس_دوم #فارسی_نهم#گروه_اسمی:تعریف: گروه اسمی از یک هسته که اسم یا ضمیر یا صفت جانشین اسم است، تشکیل میشود و میتواند وابسته هایی قبل از هسته(پیشین) یا بعد از هسته(پسین) داشته باشد.
مثال: دیوار ــــــــــ گروه اسمی که فقط هسته است و وابسته پیشین و پسین ندارد.همان دیوار ـــــــــ گروه اسمی که از هسته(دیوار) و وابسته پیشین(همان) تشکیل شده است.کدام دیوار باغ ـــــــــ گروه اسمی که از هسته (دیوار)، وابسته پیشین(کدام) و وابسته پسین (باغ) تشکیل شده است.
راه پیدا کردن هسته:اگر یک گروه اسمی مرتب باشد(کلمات سر جای خودشان باشند) اولین کلمهای که کسرهٔ اضافه میگیرد البته با در نظر گرفتن مواردی که در نکتهٔ بعد آمده هسته است. و اگر مرتب نبود ابتدا آن را مرتب میکنیم و سپس هسته را پیدا میکنیم.
مثالهمان گروه موفق ــــــــ هسته: گروهکاری شگفت ــــــــــــــــ کار شگفت ـــــــ هسته: کارمظفرالدین شاه قاجار ــــــــ شاه مظفرالدین قاجار ــــــ هسته: مظفرالدین.
نکته:۱- حروف اضافه ای که دارای کسر هستند، هسته نیستند. بلکه اساساً جزء گروه اسمی هم نیستند.مثال: مانندِ پسرِ بزرگش مثلِ همین مرددر دو عبارت بالا پسر و مرد هسته هستند.
۲- «همه» و معانی آن که صفت مبهم اند، میتوانند اولین کلمهای باشند که کسره گرفته اند اما هسته نباشند.مثال: همهٔ کتبِ خواندنی هسته: کتب استبا این که همه، اولین کلمهای که کسره گرفته است ولی وابسته پیشین است.
۳- اگر هیچ کلمهای کسره نگرفت، آخرین کلمه هسته است.مثال: همین چهار دانش آموز ـــــــ هسته: دانش آموز
وابستههای پیشین:۱- صفت اشاره: این - آن - همین - همان - چنین - چنان - اینچنین - آنچنان و...۲- صفت شمارش: اصلی(یک - دو - سه) ترتیبی نوع ۱:(صفت شمارش اصلی + ُ مین): یکمین - نخستین - اولین - دومین - سومین و...۳- صفت پرسش: کدام - چه - چند - چه قدر - چگونه - کدامین - چه جور و....۴- صفت تعجب: عجب - چه - چه قدر و....۵- صفت مبهم: همه - هر - چند - دیگر - فلان - هیچ - بعضی - برخی - خیلی - بسیاری - چندین - بهمان - قدری و....۶- صفت عالی(برترین): (صفت + ترین) مهربانترین - بدترین و...۷- شاخص: (عناوین و القاب) دکتر - مهندس - سید - آقا - استاد - شهید - عمو - دایی
ــــ مواردی که در بالا ذکر شد به شرطی وابسته پیشین هستند که بعد از آنها هسته(اسم یا چیزی در حکم اسم) بیاید و این کلمات، کسره (ـــِ) نگیرند. در غیر این صورت. وابسته پیشین نیستند و ممکن است خودشان هسته یا وابسته پسین باشند و یا نقشهای مختلفی در جمله داشته باشند. کلمات اشاره، پرسش، تعجب و مبهم اگر همراه هسته نباشند، ضمیر هستند که در جمله نقش آنها مشخص میشود.گاهی بعضی وابستههای پیشین به صورت پسین میآیند. این اتفاق بیشتر برای صفات مبهم(دیگر، چند) و بعضی شاخصها میافتد.مثال:دیگر بیان ـــــــ بیان دیگر چند کتاب ــــــ کتابی چندآقا علی ــــــــــ علی آقا
وابسته های پسین:مضاف الیه: کلمه دوم یک ترکیب اضافی را مضاف الیه میگویند.صفت بیانی: صفتی که درباره چگونگی و ویژگیهای اسم توضیحاتی را بیان میکند و پس از اسم میآید.صفت شمارشی ترتیبی نوع ۲: (صفت شمارش اصلی + ُ م) یکم(اول - نخست) - دوم - سوم.صفت تفضیلی(برتر): (صفت + تر) مهربانتر - زیباتر - خنکتر.
مثال: دیوار ــــــــــ گروه اسمی که فقط هسته است و وابسته پیشین و پسین ندارد.همان دیوار ـــــــــ گروه اسمی که از هسته(دیوار) و وابسته پیشین(همان) تشکیل شده است.کدام دیوار باغ ـــــــــ گروه اسمی که از هسته (دیوار)، وابسته پیشین(کدام) و وابسته پسین (باغ) تشکیل شده است.
راه پیدا کردن هسته:اگر یک گروه اسمی مرتب باشد(کلمات سر جای خودشان باشند) اولین کلمهای که کسرهٔ اضافه میگیرد البته با در نظر گرفتن مواردی که در نکتهٔ بعد آمده هسته است. و اگر مرتب نبود ابتدا آن را مرتب میکنیم و سپس هسته را پیدا میکنیم.
مثالهمان گروه موفق ــــــــ هسته: گروهکاری شگفت ــــــــــــــــ کار شگفت ـــــــ هسته: کارمظفرالدین شاه قاجار ــــــــ شاه مظفرالدین قاجار ــــــ هسته: مظفرالدین.
نکته:۱- حروف اضافه ای که دارای کسر هستند، هسته نیستند. بلکه اساساً جزء گروه اسمی هم نیستند.مثال: مانندِ پسرِ بزرگش مثلِ همین مرددر دو عبارت بالا پسر و مرد هسته هستند.
۲- «همه» و معانی آن که صفت مبهم اند، میتوانند اولین کلمهای باشند که کسره گرفته اند اما هسته نباشند.مثال: همهٔ کتبِ خواندنی هسته: کتب استبا این که همه، اولین کلمهای که کسره گرفته است ولی وابسته پیشین است.
۳- اگر هیچ کلمهای کسره نگرفت، آخرین کلمه هسته است.مثال: همین چهار دانش آموز ـــــــ هسته: دانش آموز
وابستههای پیشین:۱- صفت اشاره: این - آن - همین - همان - چنین - چنان - اینچنین - آنچنان و...۲- صفت شمارش: اصلی(یک - دو - سه) ترتیبی نوع ۱:(صفت شمارش اصلی + ُ مین): یکمین - نخستین - اولین - دومین - سومین و...۳- صفت پرسش: کدام - چه - چند - چه قدر - چگونه - کدامین - چه جور و....۴- صفت تعجب: عجب - چه - چه قدر و....۵- صفت مبهم: همه - هر - چند - دیگر - فلان - هیچ - بعضی - برخی - خیلی - بسیاری - چندین - بهمان - قدری و....۶- صفت عالی(برترین): (صفت + ترین) مهربانترین - بدترین و...۷- شاخص: (عناوین و القاب) دکتر - مهندس - سید - آقا - استاد - شهید - عمو - دایی
ــــ مواردی که در بالا ذکر شد به شرطی وابسته پیشین هستند که بعد از آنها هسته(اسم یا چیزی در حکم اسم) بیاید و این کلمات، کسره (ـــِ) نگیرند. در غیر این صورت. وابسته پیشین نیستند و ممکن است خودشان هسته یا وابسته پسین باشند و یا نقشهای مختلفی در جمله داشته باشند. کلمات اشاره، پرسش، تعجب و مبهم اگر همراه هسته نباشند، ضمیر هستند که در جمله نقش آنها مشخص میشود.گاهی بعضی وابستههای پیشین به صورت پسین میآیند. این اتفاق بیشتر برای صفات مبهم(دیگر، چند) و بعضی شاخصها میافتد.مثال:دیگر بیان ـــــــ بیان دیگر چند کتاب ــــــ کتابی چندآقا علی ــــــــــ علی آقا
وابسته های پسین:مضاف الیه: کلمه دوم یک ترکیب اضافی را مضاف الیه میگویند.صفت بیانی: صفتی که درباره چگونگی و ویژگیهای اسم توضیحاتی را بیان میکند و پس از اسم میآید.صفت شمارشی ترتیبی نوع ۲: (صفت شمارش اصلی + ُ م) یکم(اول - نخست) - دوم - سوم.صفت تفضیلی(برتر): (صفت + تر) مهربانتر - زیباتر - خنکتر.
۲۰:۱۸
#دستور_زبان #جمله#درس_سوم #فارسی_نهم
#انواع_جمله از نظر مفهومجمله را از نظر مفهوم و مقصودی که بیان میکند، میتوانیم به چهار دسته تقسیم کنیم: جمله خبری، جمله پرسشی، جمله امری و جمله عاطفی.
#جمله_پرسشیدر جمله پرسشی یک پرسش وجود دارد. در پایان این جملات از علامت سؤال(؟) استفاده میکنیم. جملات پرسشی را گاهی با کلمات پرسشی موجود در آنها میتوان تشخیص داد و گاهی با آهنگ بیان جمله. در واقع اگر بخواهیم جملات پرسشی را تقسیمبندی کنیم، میتوانیم آنها را به چهار دسته تقسیم کنیم.
اول اینکه ظاهر برخی از جملههای پرسشی شبیه جمله خبری است و تنها آهنگ آنها تفاوت دارد. برای مثال، دو جمله «احمد کتاب زبان فارسی را خرید.» و «احمد کتاب زبان فارسی را خرید؟»، به ترتیب، خبری و پرسشی هستند و از آنجا که جمله دوم را با لحن پرسشی ادا میکنیم، مخاطب درمییابد جمله پرسشی است. همانطور که احتمالاً دریافتهاید، لحن بیان جمله پرسشی و تکیه بر هر کلمه خود معنی پرسش را تغییر میدهد.
در نوع دوم جمله پرسشی، آمدن کلمه «آیا» قبل از جمله خبری آن را پرسشی میکند. در این مورد، میتوان جمله خبری «احمد کتاب زبان فارسی را خرید.» و جمله پرسشی «آیا احمد کتاب زبان فارسی را خرید؟» را مثال زد. میبینیم که در ابتدای جمله دوم از کلمه «آیا» استفاده و پرسشی شده است.
در شکل سوم جملات پرسشی، در مواردی، استفاده از واژههای پرسشی جمله را پرسشی میکند. برخی از این واژهها عبارتاند از که، چه، چرا، کدام، چگونه، کِی و… . مثلاً «احمد کی کتاب خرید؟» و «کدام کتاب را خریدی؟».
اما پرسش نوع چهارم جالب است. شاید بد نباشد بدانید که برخی جملههای پرسشی هستند که گوینده جوابشان را میداند و جوابی مشخص و واضح دارد. مثلاً شخصی بگوید «تو عاطفه نداری؟» یا «مگر دیوانهام؟» در واقع برای تأکید بر منظور خود جملات خبری را پرسشی کرده است. به این جملات «پرسش تأکیدی» میگوییم.
#انواع_جمله از نظر مفهومجمله را از نظر مفهوم و مقصودی که بیان میکند، میتوانیم به چهار دسته تقسیم کنیم: جمله خبری، جمله پرسشی، جمله امری و جمله عاطفی.
#جمله_پرسشیدر جمله پرسشی یک پرسش وجود دارد. در پایان این جملات از علامت سؤال(؟) استفاده میکنیم. جملات پرسشی را گاهی با کلمات پرسشی موجود در آنها میتوان تشخیص داد و گاهی با آهنگ بیان جمله. در واقع اگر بخواهیم جملات پرسشی را تقسیمبندی کنیم، میتوانیم آنها را به چهار دسته تقسیم کنیم.
۲۰:۱۹
#هسته#گروه_اسمی#وابسته_پیشین#وابسته_پسین
۲۰:۲۲
۲۰:۲۲
#دستور_زبان_فارسی #دانش_زبانی#فعل #ناگذرا و #گذرا
فعل از نظر اینکه برای کامل شدن معنی خود به چه اجزایی نیاز دارد به دو گروه تقسیم میشود:
۱- #فعل_ناگذر: فعل ناگذر فعلی است که برای کامل شدن معنی خود فقط نیاز به نهاد دارد.#مثلاَ:گل رویید. رویید(فعل) جمله است و معنی آن با نهاد(گل) کامل است. و نیازی به جزء دیگری ندارد.
۲- #فعل_گذرا: فعلی است که علاوه بر نهاد، نیاز به جزء یا اجزای دیگری همچون(مفعول، مسند، متمم) دارد. فعلهای گذرا از لحاظ تعداد اجزای آن به دو دسته تقسیم میشوند که عبارتند از:
۱- فعلهای گذرای #سه_جزئی:اینگونه افعال گذرا علاوه بر نهاد نیاز به یک جزء دیگر دارند این جزء یا مفعول یا مسند یا متمم است.ــــ اگر جزء سوم مفعول باش، به فعل #گذرا_به_مفعول میگویند.#مثال: آوردن، انداختن، یافتن، برافراشتن، بردن، بستن، پرستیدن، پسندیدن، پوشیدن، پیمودن، تراشیدن، تکاندن، جویدن، چشیدن، خواستن، خوردن، داشتن، دانستن، دویدن، دوختن، دیدن، راندن، زدن، ساختن، شستن، شناختن، فرستادن، فریفتن، کشیدن، گزاردن، گذاشتن، گشودن، نواختن، نوشتن، یافتن و ...
محمد دستهایش را شست.
شیطان آدم را فریفت.
ــــ اگر جزء سوم متمم باشد، به فعل، #گذرا_به_متمم میگویند.#مثال: اندیشیدن، بالیدن برازیدن برخوردن پرداختن، پیوستن، تاختن، چسبیدن، گرویدن، نازیدن، نگریستن، جنگیدن، درآمیختن، ساختن(سازگار بودن)، ستیزیدن، آمیختن، پرهیزیدن، ترسیدن، رنجیدن، گذشتن و ...
معلم به دانشآموزانش مینازد.
علی و محمد به هم نمیساختند.
ـــــ اگر جزء سوم مسند باشد، به فعل، #گذرا_به_مسند میگویند.فعل«شدن» و هممعنیهای آن (گشتن و گردیدن) و فعل «بودن» و مشتقات آن مانند (است، هست، میباشد، بود، شد، میشود و ...)
معلم خسته بود.
هوا سرد است.
۲ - فعلهای گذرای #چهار_جزئی: اینگونه افعال، علاوه بر نهاد نیاز به دو جزء از اجزای ذکر شده در بالا را دارند. و به چند دسته تقسیم میشوند:
️ الف: #فعل_گذرا_به_مفعول_و_متمم#مثال:(آموختن(تعلیم دادن، یاد دادن)، آویختن(نصب کردن، وصل کردن)، افزودن، آلودن، بخشیدن(عطا کردن، دادن)، پرداختن، پیوستن، چسباندن، سپردن، فروختن، گفتن، دادن، اندودن، آمیختن، سنجیدن، پرسیدن، ترساندن، خریدن، دزدیدن، ربودن، رهاندن، شنیدن، کاستن، گرفتن، آموختن(فراگرفتن، یادگرفتن) و ...)
او مالش را به نیازمندان بخشید.
موش، کبوترها را از دام رهاند.
️ ب: #فعل_گذرا_به_مفعول_و_مسند #مثال:(گردانیدن و فعلهای هم معنی آن «نمودن، کردن، ساختن»، نامیدن و فعلهای هم معنی آن «خواندن، گفتن، صداکردن، زدن»، شمردن و فعلهای هم معنی آن «به شمار آوردن، به حساب آوردن»، پنداشتن و فعلهای هم معنی آن، «دیدن و دانستن»)
نور لامپ همه جا را روشن نمود.
سیل خانهها را ویران ساخت.
️ ج: #فعل_گذرا_به_متمم_و_مسنداین جملات با فعل «گفتن» به معنی اطلاق کردن ساخته میشود:
مردم به او دانشمند میگفتند.
️د: فعل گذرا به مفعول و مفعول#مثال:(پوشاندن، دادن، بخشیدن، زدن و ...)
او دیوار را رنگ زد.
مادر کودک را غذا داد.
فردوسی زبان فارسی را اعتبار بخشید.
ــــ اگر جزء سوم متمم باشد، به فعل، #گذرا_به_متمم میگویند.#مثال: اندیشیدن، بالیدن برازیدن برخوردن پرداختن، پیوستن، تاختن، چسبیدن، گرویدن، نازیدن، نگریستن، جنگیدن، درآمیختن، ساختن(سازگار بودن)، ستیزیدن، آمیختن، پرهیزیدن، ترسیدن، رنجیدن، گذشتن و ...
ـــــ اگر جزء سوم مسند باشد، به فعل، #گذرا_به_مسند میگویند.فعل«شدن» و هممعنیهای آن (گشتن و گردیدن) و فعل «بودن» و مشتقات آن مانند (است، هست، میباشد، بود، شد، میشود و ...)
۲۰:۲۶
۲۰:۲۶
انواع نقشهای دستوری 
۲۰:۲۷
۲۰:۳۰
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا راکه سر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
از قضا خورد دم در به زمینو اندکی سوده شد او را آرَنگ
هیچکس را در حضورش راه نیست
میبینیم که معنی این جمله این است: «هیچکس در حضورش راه ندارد.»
۹:۲۳
نکات دستوری
#انواع_فعل و #زمان_فعلدرس نهم پایه نهم
#انواع_فعل و #زمان_فعلدرس نهم پایه نهم
۲۲:۱۱
برای پیدا کردن مباحث مربوط دانش ادبی و نکات دستوری یا دانش زبانی، میتوانید از هشتکهای زیر کمک بگیرید:
#دستور_زبان #دانش_زبانی#جمله#انواع_جمله#جمله_خبری #جمله_پرسشی #جمله_امری #جمله_عاطفی
#حذف#حذف_به_قرینه_لفظی#حذف_به_قرینه_معنوی
#نقش_دستوری_کلمات_در_جمله#اجزای_جمله#نقش_های_دستوری#نهاد #گزاره #مفعول #متمم #مسند #فعل #قید #مضاف_الیه #صفت #انواع_صفت#صفت_بیانی#صفت_شمارشی#صفت_ترتیبی#صفت_اشاره#صفت_پرسشی#صفت_تعجبی#صفت_مبهم#ترکیب_اضافی #ترکیب_وصفی
#گروه_اسمی #وابسته_های_اسم#وابسته_های_پیشین#صفت_شمارشی#صفت_ترتیبی#صفت_اشاره#صفت_پرسشی#صفت_تعجبی#صفت_مبهم#صفت_ترین #صفت_عالی#شاخص
#وابسته_های_پسین#صفت_بیانی#صفت_ترتیبی#صفت_تر #صفت_تفضیلی#مضاف_الیه
#انواع_را #را_حرف_اضافه #را_فک_اضافه #را_مفعولی #را_مالکیت
#انواع_فعل #زمان_فعل#فعل_ماضی #فعل_گذشته#ماضی_ساده#ماضی_مطلق
#مضارع #حال#مضارع_اخباری#مضارع_التزامی#مضارع_مستمر #مضارع_ملموس
#فعل #زمان #شخص #شمار#شناسه_فعل #شناسه #نهاد_پیوسته#مفرد #جمع#ضمیر#مرجع_ضمیر#ضمیر_گسسته #ضمیر_منفصل #ضمیر_جدا#ضمیر_پیوسته #ضمیر_متصل
#ساختمان_واژه#ساده#غیرساده #وندی #مرکب #وندی_مرکب
#دستور_زبان #دانش_زبانی#جمله#انواع_جمله#جمله_خبری #جمله_پرسشی #جمله_امری #جمله_عاطفی
#حذف#حذف_به_قرینه_لفظی#حذف_به_قرینه_معنوی
#نقش_دستوری_کلمات_در_جمله#اجزای_جمله#نقش_های_دستوری#نهاد #گزاره #مفعول #متمم #مسند #فعل #قید #مضاف_الیه #صفت #انواع_صفت#صفت_بیانی#صفت_شمارشی#صفت_ترتیبی#صفت_اشاره#صفت_پرسشی#صفت_تعجبی#صفت_مبهم#ترکیب_اضافی #ترکیب_وصفی
#گروه_اسمی #وابسته_های_اسم#وابسته_های_پیشین#صفت_شمارشی#صفت_ترتیبی#صفت_اشاره#صفت_پرسشی#صفت_تعجبی#صفت_مبهم#صفت_ترین #صفت_عالی#شاخص
#وابسته_های_پسین#صفت_بیانی#صفت_ترتیبی#صفت_تر #صفت_تفضیلی#مضاف_الیه
#انواع_را #را_حرف_اضافه #را_فک_اضافه #را_مفعولی #را_مالکیت
#انواع_فعل #زمان_فعل#فعل_ماضی #فعل_گذشته#ماضی_ساده#ماضی_مطلق
#مضارع #حال#مضارع_اخباری#مضارع_التزامی#مضارع_مستمر #مضارع_ملموس
#فعل #زمان #شخص #شمار#شناسه_فعل #شناسه #نهاد_پیوسته#مفرد #جمع#ضمیر#مرجع_ضمیر#ضمیر_گسسته #ضمیر_منفصل #ضمیر_جدا#ضمیر_پیوسته #ضمیر_متصل
#ساختمان_واژه#ساده#غیرساده #وندی #مرکب #وندی_مرکب
۲۲:۱۷
🟨 #افعال_اسنادی
قبلاً یاد گرفتیم که یکی از ویژگی های فعل، انجام گرفتن کاری یا روی دادن حالتی یا پذیرفتن حالتی است.بعضی از فعل ها هستند مانند رفتن، گفتن، دیدن و ... که فقط انجام کار را نشان می دهند. این فعل ها غیر اسنادی هستند و تعداد زیاد و بی شماری از فعل ها را شامل می شوند.اما فعل های کم و محدودی هستند مانند است، بود، شد، گشت و گردید که روی دادن یا پذیرفتن حالتی را نشان می دهند؛ این فعل ها، «فعل اسنادی» هستند.
️تعریف «فعل اسنادی»
«فعلهای اسنادی» افعالی هستند که صفت یا حالتی را به کسی یا چیزی نسبت میدهند. کار اصلی این فعل ها ایجاد رابطه میان نهاد و دیگر بخشهای جمله است. تعداد این فعلها محدود است، اما بسیار پرکاربرد هستند. این افعال عبارتند از:«است، بود، شد، گشت، گردید»
️مثال:
سارا مریض است.
دختر کوچک بود.
حال برادرم خوب شد.
هوا سرد گشت.
دلم از این خبر آشفته گردید.
️روش تشخیص «فعل اسنادی»
در تشخیص افعال اسنادی باید به موارد زیر دقت کنیم:
فعل های «است، بود ، شد، گشت و گردید» در صورتی اسنادی محسوب میشوند که در معنای انجام کاری نیامده باشند.
اگر فعل های اسنادی ، همراه فعل دیگری بیایند و به صرف آنها کمک کنند، «فعل کمکی» نامیده می شوند و دیگر فعل اسنادی نیستند.
️مثال:
برادرم دوستم را در کتابخانه دیده بود.
افعال «است، بود و شکل های مضارع آنها» اگر در معنای وجود داشتن به کار بروند، فعل اسنادی نیستند.
️مثال:
کتاب هایم در کیف است(وجود دارد).
لباسم روی زمین است(قرار دارد).
فعل های «شد، گشت و گردید» اگر در معنای چرخیدن و گشتن به کار بروند؛ جزو افعال اسنادی محسوب نمیشوند.
️مثال:
زمین به دور خورشید گشت (چرخید).
۸:۳۰
نکتهی زبانی صفحهی ۸۵
#ماضی_استمراری، #ماضی_مستمر
ماضی استمراری از کاری خبر میدهد که در گذشته برای مدتی تکرار شده یا در یک مدت زمان خاص به صورت مستمر انجام شده است؛ مانند: مینوشتم، میرفت، میخوردید
طرز ساخت ماضی استمراری: می + بن فعل + شناسه
ماضی مستمر(جاری) از جریان داشتن کاری در گذشته، همراه کاری دیگر خبر میدهد؛ مانند: داشتم مینوشتم، داشت میرفت، داشتید میخوردید.
طرز ساخت ماضی مستمر: داشت + شناسه + می + بن فعل + شناسه
#فارسی_نهم
#ماضی_استمراری، #ماضی_مستمر
#فارسی_نهم
۱۴:۴۲
#دانش_زبانی#وابسته_های_اسم۲#صفت_اشاره، #صفت_شمارشی
صفت اشاره: کلمههای «این، آن، همین، همان» وقتی قبل از اسم بیایند، در صورتی که نتوان بین آنها و اسم ویرگول یا کاما گذاشت، صفت اشاره هستند.در این صورت اسم بعد از صفت اشاره، #هسته است. پس صفت اشاره همراه با هسته یک #گروه_اسمی میسازد.
در مثالهای زیر واژهی اوّل صفت اشاره و واژهی دوم «هسته» است:این مرد/آن میز/همین دانشآموز/همان کتاب
صفت شمارشی: عددی که پیش و پس از اسم بیاید، در صورتی که نتوان بین آن عدد و اسم ویرگول یا کاما گذاشت، صفت شمارشی است و آن اسم هسته است. پس صفت شمارشی همراه با هسته یک گروه اسمی میسازند.
در مثالهای زیر واژهی اوّل صفت شمارشی و واژهی دوم «هسته» است:چهارمین مدرسه/ششمین کلاس
صفتهای اشاره از وابستههای پیشین هستند؛ یعنی قبل از هسته(اسم) آورده میشوند.
صفتهای شمارشی که در این درس خواندیم از وابستههای پیشین هستند؛ یعنی قبل از هسته (اسم) آورده میشوند.اما برخی از صفتهای شمارشی هم بعد از هسته میآیند.
به جمله های زیر، توجّه کنید.۱. آن قهرمان، پیروز شد.۲. من این میز را ساختم.
در هر دو گروه اسمی مشخص شده، کلمهی (آن، این) پیش از اسم، «صفت اشاره» است که دربارهی دوری و نزدیکی آن اسم توضیح میدهد. چون صفت اشاره قبل از اسم میآید، «وابستهی پیشین» اسم، خوانده میشود.
اکنون جملههای زیر را بخوانید:۱. چهار دانشآموز به همان کلاس آمدند.۲. اوّلین گروه در این مسابقه پیروز شدند.
به گروههای اسمی مشخص شده در جملههای بالا توجّه کنید. در هر دو گروه اسمی، کلمهای که قبل از اسم آمده است، صفت شمارشی است و دربارهی شمار اسم توضیح میدهد.
اعداد اصلی (یک، دو، سه و …)
و ترتیبی(اوّلین، دومین، سومین و …) صفت شمارشی هستند. صفتهای شمارشی که پیش از اسم میآید، وابستهی پیشین اسم نامیده میشود.
#فارسی_هشتم#درس_یازدهم
#فارسی_هشتم#درس_یازدهم
۱۴:۵۸