بله | کانال دستور زبان فارسی
عکس پروفایل دستور زبان فارسید

دستور زبان فارسی

۴۵ عضو
undefined. در زبان فارسی، افعال «است» و «هست» گاهی نقش اسنادی دارند و گاهی غیر اسنادی. تفاوتشان به این برمی‌گردد که آیا صرفاً نقش ربط‌دهنده بین نهاد و گزاره دارند یا معنای مستقل هم می‌رسانند.
---
undefined فعل اسنادی- وقتی «است» یا «هست» فقط نقش پیوندی بین نهاد و خبر دارند. - در این حالت، خودشان معنای مستقل ندارند و فقط جمله را کامل می‌کنند. - مثال‌ها: - «علی دانشجو است.» → «است» فقط نهاد (علی) را به خبر (دانشجو) وصل کرده. - «این کتاب مفید است.» → «است» نقش ربط دارد، نه معنای مستقل.
---
undefined فعل غیر اسنادی- وقتی «هست» یا «است» معنای وجود داشتن یا حضور داشتن بدهند. - در این حالت، فعل اصلی جمله محسوب می‌شوند. - مثال‌ها: - «کتابی در کتابخانه هست.» → یعنی وجود دارد. - «او اینجا هست.» → یعنی حضور دارد. - «مشکل هست.» → یعنی وجود دارد.
---
undefined نکته مهم- «است» بیشتر در نقش اسنادی به کار می‌رود. - «هست» هم می‌تواند اسنادی باشد («او معلم هست») و هم غیر اسنادی («او اینجا هست»). - تشخیص وابسته به این است که آیا بعد از فعل، خبری آمده که نهاد را توضیح می‌دهد (اسنادی)، یا اینکه فعل خودش معنای وجود دارد (غیر اسنادی).
---حواستون باشه فعل است وهست وقتی به معنای وجود داشت باشن مضارع اخباری هستند

۲۰:۱۲

#دستور_زبان #دانش_زبانی #انواع_فعل#فعل_مضارعفعل مضارع در زبان فارسی برای بیان عملی که در زمان حال اتفاق می‌افتد، استفاده می‌شود.undefined #مضارع_اخباری می+بن مضارع+شناسه می‌روم/می‌روی/می‌‌رود می‌رویم/می‌روید/می‌روند
undefined #مضارع_التزامی ب+بن مضارع+‌شناسه بروم/بروی/برود برویم/بروید/بروند
undefined #مضارع_مستمر یا #ملموس دار+شناسه+می+بن مضارع فعل اصلی+شناسهدارم می‌روم/داری می‌روی/دارد می‌‌رودداریم می‌رویم/دارید می‌روید/دارند می‌روند

۲۰:۱۳

#درس_ششم #فارسی_نهم#دستور_زبان #فعل طریقه‌ی ساخت افعال
۱- #فعل_ماضی یا #گذشتههر فعلی که در زمان گذشته اتفاق افتاده باشد را ماضی می‌نامند.
undefined #ماضی_ساده: بن ماضی + شناسه(رفتم) undefined #ماضی_استمراری: می + بن ماضی + شناسه(می‌رفتم) undefined #ماضی_التزامی: بن ماضی + ه + باش + شناسه(رفته باشم) undefined #ماضی_بعید: بن ماضی + ه + بود + شناسه(رفته بودم) undefined #ماضی_نقلی: بن ماضی + ه + ‌ شناسه(رفته‌ام) undefined #ماضی_مستمر: داشت + شناسه + ماضی استمراری(داشتم می‌رفتم)
۲- #فعل_مضارع:undefined #مضارع_اخباری: می + بن مضارع + شناسه(می‌روم) undefined #مضارع_التزامی: ب + ‌بن مضارع +‌ شناسه(بروم) undefined #مضارع_مستمر یا #ملموس: دار + شناسه + می + بن مضارع فعل اصلی +  شناسه(دارم می‌روم)
۳- #فعل_مستقبلundefined #مستقبل: خواه + شناسه + بن ماضی فعل اصلی( خواهم رفت)

۲۰:۱۴

#درس_چهارمفارسی نهم
#دستور_زبانانواع #صفتاز نظر معنایی می‌توان در شش گروه صفت‌ها را بررسی کرد:۱ـ صفت بیانی۲ـ صفت اشاره۳ـ صفت شمارشی۴ـ صفت پرسشی۵ـ‌ صفت تعجبی۶ـ صفت مبهم
۱. صفت بیانیصفت‌ بیانی را اصلی‌ترین نوع صفت دانسته‌اند و آن را صفتی تعریف کرده‌اند که در جمله بعد از اسم می‌آید و چگونگی و مشخصات اسم از قبیل رنگ، قد، شکل، حجم، مزه، ارزش، مقدا، اندازه، فاعلیت، مفعولیت و نسبت را بیان می‌کند.صفت بیانی خود به پنج‌ نوع ساده،  فاعلی،‌ مفعولی، نسبی و لیاقت تقسیم می‌شود که در ادامه به صورت بسیار کوتاه و مختصر آنها را مرور می‌کنیم.
ساختمان صفت‌های بیانیباید در نظر داشته باشیم که هر کدام از این صفت‌های بیانی از نظر ساختمان به انواع ساده، مرکب و گروه وصفی (صفتی) تقسیم می‌شوند و از نظر درجه‌بندی و سنجش به دو صفت تفضیلی یا صفت برتر یا و صفت عالی یا صفت برترین دسته‌بندی می‌شوند. صفت تفضیلی و صفت عالی از مهمترین انواع صفت هستند که کاربردهای گوناگونی نیز دارند.
undefinedصفت تفضیلی یا صفت برترصفتی است که موصوفش تنها بر یک امر، برتر یا کمتر است. این صفت با افزودن پسوند تر به آخر صفت ساخته می‌شود:سبزتر، تمیزتر، خراب‌تر، کثیف‌تر، سفیدتر، روشن‌تر
undefinedصفت عالی یا صفت برترینصفتی است که با طبقه‌ای از افراد یا امور مقایسه می‌شود و نسبت به آنها بیشتر یا کمتر است. نشانه صفت عالی پسوند «ترین» است که به پایان اسم اضافه می‌شود.
نکته:صفت‌های بیانی شکل منفی هم دارند، پرکاربردترین آنها با آمدن پیشوند «بی بر سر اسم و نا بر سر صفت» ساخته می‌شوند.بیکار، نادان، بی‌فایده، بیهوده
نکته: صفت‌های بیانی ظرفیت این را دارند که جانشین اسم شوند و بدون نیاز به اسم در جمله بیایند.

۲۰:۱۴

#دستور_زبان#درس_دوم #فارسی_نهم#گروه_اسمی:تعریف: گروه اسمی از یک هسته که اسم یا ضمیر یا صفت جانشین اسم است، تشکیل می‌شود و می‌تواند وابسته هایی قبل از هسته(پیشین) یا بعد از هسته(پسین) داشته باشد.
مثال: دیوار ــــــــــ گروه اسمی که فقط هسته است و وابسته پیشین و پسین ندارد.همان دیوار ـــــــــ گروه اسمی که از هسته(دیوار) و وابسته پیشین(همان) تشکیل شده است.کدام دیوار باغ ـــــــــ گروه اسمی که از هسته (دیوار)، وابسته پیشین(کدام) و وابسته پسین (باغ) تشکیل شده است.
راه پیدا کردن هسته:اگر یک گروه اسمی مرتب باشد(کلمات سر جای خودشان باشند) اولین کلمه‌ای که کسرهٔ اضافه می‌گیرد البته با در نظر گرفتن مواردی که در نکتهٔ بعد آمده هسته است. و اگر مرتب نبود ابتدا آن را مرتب می‌کنیم و سپس هسته را پیدا می‌کنیم.
مثالهمان گروه موفق ــــــــ هسته: گروهکاری شگفت ــــــــــــــــ کار شگفت ـــــــ هسته: کارمظفرالدین شاه قاجار ــــــــ شاه مظفرالدین قاجار ــــــ هسته: مظفرالدین.
نکته:۱- حروف اضافه ای که دارای کسر هستند، هسته نیستند. بلکه اساساً جزء گروه اسمی هم نیستند.مثال: مانندِ پسرِ بزرگش مثلِ همین مرددر دو عبارت بالا پسر و مرد هسته هستند.
۲- «همه» و معانی آن که صفت مبهم اند، می‌توانند اولین کلمه‌ای باشند که کسره گرفته اند اما هسته نباشند.مثال: همهٔ کتبِ خواندنی هسته: کتب استبا این که همه، اولین کلمه‌ای که کسره گرفته است ولی وابسته پیشین است.
۳- اگر هیچ کلمه‌ای کسره نگرفت، آخرین کلمه هسته است.مثال: همین چهار دانش آموز ـــــــ هسته: دانش آموز
وابسته‌های پیشین:۱- صفت اشاره: این - آن - همین - همان - چنین - چنان - این‌چنین - آنچنان و...۲- صفت شمارش: اصلی(یک - دو - سه) ترتیبی نوع ۱:(صفت شمارش اصلی + ُ مین): یکمین - نخستین - اولین - دومین - سومین و...۳- صفت پرسش: کدام - چه - چند - چه قدر - چگونه - کدامین - چه جور و....۴- صفت تعجب: عجب - چه - چه قدر و....۵- صفت مبهم: همه - هر - چند - دیگر - فلان - هیچ - بعضی - برخی - خیلی - بسیاری - چندین - بهمان - قدری و....۶- صفت عالی(برترین): (صفت + ترین) مهربان‌ترین - بدترین و...۷- شاخص: (عناوین و القاب) دکتر - مهندس - سید - آقا - استاد - شهید - عمو - دایی
ــــ مواردی که در بالا ذکر شد به شرطی وابسته پیشین هستند که بعد از آنها هسته(اسم یا چیزی در حکم اسم) بیاید و این کلمات، کسره (ـــِ) نگیرند. در غیر این صورت. وابسته پیشین نیستند و ممکن است خودشان هسته یا وابسته پسین باشند و یا نقش‌های مختلفی در جمله داشته باشند. کلمات اشاره، پرسش، تعجب و مبهم اگر همراه هسته نباشند، ضمیر هستند که در جمله نقش آنها مشخص می‌شود.گاهی بعضی وابسته‌های پیشین به صورت پسین می‌آیند. این اتفاق بیشتر برای صفات مبهم(دیگر، چند) و بعضی شاخص‌ها می‌افتد.مثال:دیگر بیان ـــــــ بیان دیگر چند کتاب ــــــ کتابی چندآقا علی ــــــــــ علی آقا
وابسته های پسین:مضاف الیه: کلمه دوم یک ترکیب اضافی را مضاف الیه می‌گویند.صفت بیانی: صفتی که درباره چگونگی و ویژگی‌های اسم توضیحاتی را بیان می‌کند و پس از اسم می‌آید.صفت شمارشی ترتیبی نوع ۲: (صفت شمارش اصلی + ُ م) یکم(اول - نخست) - دوم - سوم.صفت تفضیلی(برتر): (صفت + تر) مهربان‌تر - زیباتر - خنک‌تر.

۲۰:۱۸

#دستور_زبان #جمله#درس_سوم #فارسی_نهم
#انواع_جمله از نظر مفهومجمله را از نظر مفهوم و مقصودی که بیان می‌کند، می‌توانیم به چهار دسته تقسیم کنیم: جمله خبری، جمله پرسشی، جمله امری و جمله عاطفی.
#جمله_پرسشیدر جمله پرسشی یک پرسش وجود دارد. در پایان این جملات از علامت سؤال(؟) استفاده می‌کنیم. جملات پرسشی را گاهی با کلمات پرسشی موجود در آن‌ها می‌توان تشخیص داد و گاهی با آهنگ بیان جمله. در واقع اگر بخواهیم جملات پرسشی را تقسیم‌بندی کنیم، می‌توانیم آن‌ها را به چهار دسته تقسیم کنیم.undefinedاول اینکه ظاهر برخی از جمله‌های پرسشی شبیه جمله خبری است و تنها آهنگ آن‌ها تفاوت دارد. برای مثال، دو جمله «احمد کتاب زبان فارسی را خرید.» و «احمد کتاب زبان فارسی را خرید؟»، به ترتیب، خبری و پرسشی هستند و از آنجا که جمله دوم را با لحن پرسشی ادا می‌کنیم، مخاطب درمی‌یابد جمله پرسشی است. همان‌طور که احتمالاً دریافته‌اید، لحن بیان جمله پرسشی و تکیه بر هر کلمه خود معنی پرسش را تغییر می‌دهد.undefinedدر نوع دوم جمله پرسشی، آمدن کلمه «آیا» قبل از جمله خبری آن را پرسشی می‌کند. در این مورد، می‌توان جمله خبری «احمد کتاب زبان فارسی را خرید.» و جمله پرسشی «آیا احمد کتاب زبان فارسی را خرید؟» را مثال زد. می‌بینیم که در ابتدای جمله دوم از کلمه «آیا» استفاده و پرسشی شده است.undefinedدر شکل سوم جملات پرسشی، در مواردی، استفاده از واژه‌های پرسشی جمله را پرسشی می‌کند. برخی از این واژه‌ها عبارت‌اند از که، چه، چرا، کدام، چگونه، کِی و… . مثلاً «احمد کی کتاب خرید؟» و «کدام کتاب را خریدی؟».undefinedاما پرسش نوع چهارم جالب‌ است. شاید بد نباشد بدانید که برخی جمله‌های پرسشی هستند که گوینده جوابشان را می‌داند و جوابی مشخص و واضح دارد. مثلاً شخصی بگوید «تو عاطفه نداری؟» یا «مگر دیوانه‌ام؟» در واقع برای تأکید بر منظور خود جملات خبری را پرسشی کرده است. به این جملات «پرسش تأکیدی» می‌گوییم.

۲۰:۱۹

thumbnail
#هسته#گروه_اسمی#وابسته_پیشین#وابسته_پسین

۲۰:۲۲

thumbnail

۲۰:۲۲

#دستور_زبان_فارسی #دانش_زبانی#فعل‌ #ناگذرا و #گذرا
undefined فعل از نظر اینکه برای کامل شدن معنی خود به چه اجزایی نیاز دارد به دو گروه تقسیم می‌شود:
undefined۱- #فعل_ناگذر: فعل ناگذر فعلی است که برای کامل شدن معنی خود فقط نیاز به نهاد دارد.#مثلاَ:گل رویید. رویید(فعل) جمله است و معنی آن با نهاد(گل) کامل است. و نیازی به جزء دیگری ندارد.
undefined۲- #فعل_گذرا: فعلی است که علاوه بر نهاد، نیاز به جزء یا اجزای دیگری همچون(مفعول، مسند، متمم) دارد. فعل‌های گذرا از لحاظ تعداد اجزای آن به دو دسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از:
undefined۱- فعل‌های گذرای #سه_جزئی:این‌گونه افعال گذرا علاوه بر نهاد نیاز به یک جزء دیگر دارند این جزء یا مفعول یا مسند یا متمم است.ــــ اگر جزء سوم مفعول باش، به فعل #گذرا_به_مفعول می‌گویند.#مثال: آوردن، انداختن، یافتن، برافراشتن، بردن، بستن، پرستیدن، پسندیدن، پوشیدن، پیمودن، تراشیدن، تکاندن، جویدن، چشیدن، خواستن، خوردن، داشتن، دانستن، دویدن، دوختن، دیدن، راندن، زدن، ساختن، شستن، شناختن، فرستادن، فریفتن، کشیدن، گزاردن، گذاشتن، گشودن، نواختن، نوشتن، یافتن و ...undefinedمحمد دست‌هایش را شست.undefinedشیطان آدم را فریفت.
ــــ اگر جزء سوم متمم باشد، به فعل، #گذرا_به_متمم می‌گویند.#مثال: اندیشیدن، بالیدن برازیدن برخوردن پرداختن، پیوستن، تاختن، چسبیدن، گرویدن، نازیدن، نگریستن، جنگیدن، درآمیختن، ساختن(سازگار بودن)، ستیزیدن، آمیختن، پرهیزیدن، ترسیدن، رنجیدن، گذشتن و ...undefinedمعلم به دانش‌آموزانش می‌نازد.undefinedعلی و محمد به هم نمی‌ساختند.
ـــــ اگر جزء سوم مسند باشد، به فعل، #گذرا_به_مسند می‌گویند.فعل«شدن» و هم‌معنی‌های آن (گشتن و گردیدن) و فعل «بودن» و مشتقات آن مانند (است، هست، می‌باشد، بود، شد، می‌شود و ...)undefinedمعلم خسته بود.undefinedهوا سرد است.
undefined۲ - فعل‌های گذرای #چهار_جزئی: این‌گونه افعال، علاوه بر نهاد نیاز به دو جزء از اجزای ذکر شده در بالا را دارند. و به چند دسته تقسیم می‌شوند:
undefined️ الف: #فعل_گذرا_به_مفعول_و_متمم#مثال:(آموختن(تعلیم دادن، یاد دادن)، آویختن(نصب کردن، وصل کردن)، افزودن، آلودن، بخشیدن(عطا کردن، دادن)، پرداختن، پیوستن، چسباندن، سپردن، فروختن، گفتن، دادن، اندودن، آمیختن، سنجیدن، پرسیدن، ترساندن، خریدن، دزدیدن، ربودن، رهاندن، شنیدن، کاستن، گرفتن، آموختن(فراگرفتن، یادگرفتن) و ...) undefinedاو مالش را به نیازمندان بخشید.undefinedموش، کبوترها را از دام رهاند.
undefined️ ب: #فعل_گذرا_به_مفعول_و_مسند #مثال:(گردانیدن و فعل‌های هم معنی آن «نمودن، کردن، ساختن»، نامیدن و فعل‌های هم معنی آن «خواندن، گفتن، صداکردن، زدن»، شمردن و فعل‌های هم معنی آن «به شمار آوردن، به حساب آوردن»، پنداشتن و فعل‌های هم معنی آن، «دیدن و دانستن») undefinedنور لامپ همه جا را روشن نمود.undefinedسیل خانه‌ها را ویران ساخت.
undefined️ ج: #فعل_گذرا_به_متمم_و_مسنداین جملات با فعل «گفتن» به معنی اطلاق کردن ساخته می‌شود:undefinedمردم به او دانشمند می‌گفتند.
undefined️د: فعل گذرا به مفعول و مفعول#مثال:(پوشاندن، دادن، بخشیدن، زدن و ...)undefinedاو دیوار را رنگ زد.undefinedمادر کودک را غذا داد.undefinedفردوسی زبان فارسی را اعتبار بخشید.

۲۰:۲۶

undefinedفعل ناگذر فقط به نهاد نیاز دارد. برای تشخیص این گونه فعل، آن را با سه قاعده‌ٔ کلی می‌سنجیم.اگر هیچ کدام از این قاعده‌ها در مورد آن صادق نبود، بدون شک فعل ناگذر محسوب می گردد.اما اگر یکی و یا دو روش از این روش‌های ذکر شده در پایین در مورد آن صدق کند فعل ما گذرا محسوب می شود. این روش‌ها عبارتند از:  
undefined۱-  فعل مورد نظر را با «چه چیزی را؟ و چه کسی را؟» سؤالی می‌کنیم. اگر سؤال ما مطابق با اصول زبان فارسی باشد و معنی داشته باشد و جواب هم داشته باشد فعل ما  نیاز به مفعول دارد. و اگر هم سؤال ما و  هم جواب بی معنی باشد یعنی نیاز به مفعول ندارد در نتیجه فعل ما ناگذرا است مثال:آب جوشید.ابتدا می‌پرسیم «چه چیزی را جوشید؟» و یا «چه کسی را جوشید؟» و می‌بینیم که سوالات ما بی معنی ست.همچنین جوابی که به سؤال داده می شود مطابق دستور زبان فارسی نیست و بی معنی است. (آب را جوشید.)
undefined۲- راه دوم این است که بدانیم فعل مورد نظر ما جزء فعل‌های ربطی(است، بود، شد، گشت، گردید ) و مشتقات آن هست یا نه.اگر جزء آنها باشد فعل ما علاوه بر نهاد نیاز به مسند دارد و فعل گذرا است و اگر فعل مورد نظر جزء آنها نباشد فعل جمله فعلاَ جزء فعل‌های ناگذر محسوب می‌شود.undefinedمثلاَ فعل جوشید در جمله‌ی آب جوشید جزء فعل‌های ربطی ذکر شده در بالا نیست. پس نتیجه می‌گیریم که جوشید نیاز به مسند هم ندارد.
undefined۳ - در روش سوم باید بدانیم آیا فعل مورد نظر در جمله همیشه با یک حرف اضافه‌ی مخصوص می‌آید و یا در جمله متممی را که بعد از این حرف اضافه آمده است می‌توانیم جمله حذف کنیم؟اگر متمم را حذف کردیم و معنی جمله ناقص شد این بدان معنا است که فعل به متمم نیاز دارد و فعل گذرا است. اما اگر متمم را حذف کردیم جمله ناقص نشد یعنی این فعل به متمم نیاز ندارد. نثال: آب در کتری جوشید.اگر واژه‌ی کتری را که  متمم قیدی است در جمله حذف کنیم، لطمه‌ای به معنای جمله وارد نمی شود. 
undefinedبا سه روش بالا می‌توان به راحتی فعل ناگذر را از گذرا تشخیص دارد.

۲۰:۲۶

thumbnail
انواع نقش‌های دستوری undefined

۲۰:۲۷

undefined واژه‌های پی‌درپی را که در جمله به اتفاق هم یک نقش دستوری ایفا می‌کنند، #گروه می‌نامند. یکی از گروه‌ها، گروه اسمی است که به توضیح آن می‌پردازیم. معرفی #گروه_اسمی:undefined #گروه_اسمی یک واحد دستوری است که در ساخت جمله در جایگاه‌های نهاد، مفعول، متمم، مسند، مضاف الیه، بدل و منادا قرار می‌گیرد و هستۀ آن «اسم» است. گروه اسمی تکرار پذیرترین گروه در جمله است.علت تکرار زیاد این گروه نقش‌های متنوعی است که در اختیاری است. ملاک‌های تشخیص اسم:undefined ۱- واژه‌هایی که در نقش‌های نهاد، مفعول، متمم، مسند، منادا و مضاف ٌالیه به کار می‌روند. undefined ۲- اسم‌ها -غیر از اسم خاص- نشانه‌ی نکره می‌پذیرند. مانند: کتابی undefined ۳- اسم‌ها جز- اسم خاص - وابسته‌های پیشین می‌پذیرند. مثال: این کتابundefined ۴- اسم‌ها غیر از- اسم خاص- جمع بسته می‌شوند. نظیر: کتاب‌ها
undefinedچگونگی تشخیص هسته‌ی گروه اسمی:undefinedهرگاه در یک گروه اسمی بیش از یک اسم وجود داشته باشد، تنها یکی از آنها هسته است و آن اسمی است که معمولاً مفهوم اصلی گروه اسمی را تشکیل می‌دهد.برای تشخیص آن با ید به موارد زیر توجّه کرد:undefined۱- اگر گروه اسمی در جایگاه نهاد باشد، فعل جمله از نظر شخص و شمار تنها با اسمی مطابقت می‌کند که نقش هسته را بر عهده دارد.undefinedمثال: «دبیران مدرسۀ ما فردا در یک جلسۀ عمومی شرکت خواهند کرد.»در این جمله گروه اسمی "دبیران مدرسۀ ما "نقش نهاد را دارد و از سه واژه تشکیل شده‌است که فعل جمله تنها با واژه‌ی "دبیران" مطابقت دارد. undefined۲- ملاک دیگر برای تشخیص هسته‌ی گروه اسمی این است که معمولاً اولین واژه‌ای که در گروه اسمی نقش نمای اضافه(کسره‌ی اضافه) می‌گیرد، هسته است.undefinedمثال: "آن دو درختِ تنومند همسایه"undefined۳- اگر در گروه اسمی هیچکدام از واژه‌ها نقش‌نمای اضافه ندارند، هسته آخرین واژه است. undefinedمثال: این چند دانش‌آموزهسته(دانش‌آموز) که اگر آن را گسترش دهیم، دانش‌آموز اولین واژه‌ای است که نقش‌نمای اضافه می‌گیرد. "این چند دانش‌آموزِ زرنگ"

۲۰:۳۰

thumbnail
undefinedانواع حرف "را"
undefinedرای مفعولیرای مفعولی، همان‌گونه که از نامش پیداست، بعد از نقش دستوری مفعول می‌آید و از حروف نشانه است. برای مثال، وقتی می‌گوییم «احمد کتابم را آورد»، در اینجا «را» رای مفعولی است. یا در بیت زیر از حافظ، رای مفعولی به کار رفته است:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
undefinedرای حرف اضافهرای متممی یکی از انواع را در فارسی است که در اصل معنای حرف اضافه دارد.برای مثال، در بیت زیر از حافظ، «آن غزال رعنا را» معادل «به آن غزال زیبا» است.
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا راکه سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را
undefinedرای فک اضافهرای فک اضافه شاید ظاهر سختی داشته باشد، اما درک آن آسان است. رای فک اضافه بین ترکیب‌های اضافی (یعنی مضاف و مضاف‌الیه) می‌آید و ساختار ترکیب‌های اضافه را بر هم می‌زند. با یک مثال ساده این موضوع را شرح می‌دهیم.بیت زیر از ایرج میرزا رای فک اضافه دارد. می‌بینیم که «او را آرنگ» معادل «آرنگ او» است.
از قضا خورد دم در به زمینو اندکی سوده شد او را آرَنگ
undefinedرای مالکیت یکی دیگر از انواع را در فارسی است که معمولاً در جملات اسنادی می‌آید و همان‌طور که از نامش مشخص است، در جملاتی به کار می‌رود که به داشتن چیزی اشاره می‌شود.برای مثال، جمله زیر را در نظر بگیرید:
هیچ‌کس را در حضورش راه نیست
می‌بینیم که معنی این جمله این است: «هیچ‌کس در حضورش راه ندارد.»

۹:۲۳

1_14958881639.pdf

۷۹۹.۲۶ کیلوبایت

#دستور_زبان #دانش_زبانی#فعل #زمان_فعل

۲۲:۰۰

thumbnail
نکات دستوری
#انواع_فعل و #زمان_فعلدرس نهم پایه نهم

۲۲:۱۱

برای پیدا کردن مباحث مربوط دانش ادبی و نکات دستوری یا دانش زبانی، می‌توانید از هشتک‌های زیر کمک بگیرید:
#دستور_زبان #دانش_زبانی#جمله#انواع_جمله#جمله_خبری #جمله_پرسشی #جمله_امری #جمله_عاطفی
#حذف#حذف_به_قرینه_لفظی#حذف_به_قرینه_معنوی
#نقش_دستوری_کلمات_در_جمله#اجزای_جمله#نقش_های_دستوری#نهاد #گزاره #مفعول #متمم #مسند #فعل #قید #مضاف_الیه #صفت #انواع_صفت#صفت_بیانی#صفت_شمارشی#صفت_ترتیبی#صفت_اشاره‌#صفت_پرسشی#صفت_تعجبی#صفت_مبهم#ترکیب_اضافی #ترکیب_وصفی
#گروه_اسمی #وابسته_های_اسم#وابسته_های_پیشین#صفت_شمارشی#صفت_ترتیبی#صفت_اشاره‌#صفت_پرسشی#صفت_تعجبی#صفت_مبهم#صفت_ترین #صفت_عالی#شاخص
#وابسته_های_پسین#صفت_بیانی#صفت_ترتیبی#صفت_تر #صفت_تفضیلی#مضاف_الیه
#انواع_را #را_حرف_اضافه #را_فک_اضافه #را_مفعولی #را_مالکیت
#انواع_فعل #زمان_فعل#فعل_ماضی #فعل_گذشته#ماضی_ساده#ماضی_مطلق
#مضارع #حال#مضارع_اخباری#مضارع_التزامی#مضارع_مستمر #مضارع_ملموس
#فعل #زمان #شخص #شمار#شناسه_فعل #شناسه #نهاد_پیوسته#مفرد #جمع#ضمیر#مرجع_ضمیر#ضمیر_گسسته #ضمیر_منفصل #ضمیر_جدا#ضمیر_پیوسته #ضمیر_متصل
#ساختمان_واژه#ساده#غیرساده #وندی #مرکب #وندی_مرکب

۲۲:۱۷

🟨 #افعال_اسنادی
undefinedقبلاً یاد گرفتیم که یکی از ویژگی های فعل، انجام گرفتن کاری یا روی دادن حالتی یا پذیرفتن حالتی است.بعضی از فعل ها هستند مانند رفتن، گفتن، دیدن و ... که فقط انجام کار را نشان می دهند. این فعل ها غیر اسنادی هستند و تعداد زیاد و بی شماری از فعل ها را شامل می شوند.اما فعل های کم و محدودی هستند مانند است، بود، شد، گشت و گردید که روی دادن یا پذیرفتن حالتی را نشان می دهند؛ این فعل ها، «فعل اسنادی» هستند.

undefined️تعریف «فعل اسنادی»
undefined«فعل‌های اسنادی» افعالی هستند که صفت یا حالتی را به کسی یا چیزی نسبت می‌دهند. کار اصلی این فعل ها ایجاد رابطه میان نهاد و دیگر بخش‌های جمله است. تعداد این فعل‌ها محدود است، اما بسیار پرکاربرد هستند. این افعال عبارتند از:«است، بود، شد، گشت، گردید»
undefined️مثال:undefinedسارا مریض است.undefinedدختر کوچک بود.undefinedحال برادرم خوب شد.undefinedهوا سرد گشت.undefinedدلم از این خبر آشفته گردید.

undefined️روش تشخیص «فعل اسنادی»
undefinedدر تشخیص افعال اسنادی باید به موارد زیر دقت کنیم:
undefined فعل های «است، بود ، شد، گشت و گردید» در صورتی اسنادی محسوب می‌شوند که در معنای انجام کاری نیامده باشند.
undefined اگر  فعل های اسنادی ، همراه فعل دیگری بیایند و به صرف آنها کمک کنند، «فعل کمکی» نامیده می شوند و دیگر فعل اسنادی نیستند.
undefined️مثال:undefinedبرادرم دوستم را در کتابخانه دیده بود.
undefined افعال «است، بود و شکل های مضارع آنها» اگر در معنای وجود داشتن به کار بروند، فعل اسنادی نیستند.
undefined️مثال:undefinedکتاب هایم در کیف است(وجود دارد).undefinedلباسم روی زمین است(قرار دارد).
undefined فعل های «شد، گشت و گردید» اگر در معنای چرخیدن و گشتن به کار بروند؛ جزو افعال اسنادی محسوب نمی‌شوند.
undefined️مثال:undefinedزمین به دور خورشید گشت (چرخید).

۸:۳۰

نکته‌ی زبانی صفحه‌ی ۸۵
#ماضی_استمراری،  #ماضی_مستمر  undefinedماضی استمراری از کاری خبر می‌دهد که در گذشته برای مدتی تکرار شده یا در یک مدت زمان خاص به صورت مستمر انجام شده است؛ مانند: می‌نوشتم، می‌رفت، می‌خوردیدundefinedطرز ساخت ماضی استمراری: می +  بن فعل + شناسه 
undefinedماضی مستمر(جاری) از جریان داشتن کاری در گذشته، همراه کاری دیگر خبر می‌دهد؛ مانند: داشتم می‌نوشتم، داشت می‌رفت، داشتید می‌خوردید.undefinedطرز ساخت ماضی مستمر: داشت + شناسه + می + بن فعل + شناسه
#فارسی_نهم

۱۴:۴۲

#دانش_زبانی#وابسته_های_اسم۲#صفت_اشاره، #صفت_شمارشی
undefinedصفت اشاره: کلمه‌های «این، آن، همین، همان» وقتی قبل از اسم بیایند، در صورتی که نتوان بین آنها و اسم ویرگول یا کاما گذاشت، صفت اشاره هستند.در این صورت اسم بعد از صفت اشاره، #هسته‌ است. پس صفت اشاره همراه با هسته یک #گروه_اسمی می‌سازد. undefinedدر مثال‌های زیر واژه‌ی اوّل صفت اشاره و واژه‌ی دوم «هسته» است:این مرد/آن میز/همین دانش‌آموز/همان کتاب
undefinedصفت شمارشی: عددی که پیش و پس از اسم بیاید، در صورتی که نتوان بین آن عدد و اسم ویرگول یا کاما گذاشت، صفت شمارشی است و آن اسم هسته است. پس صفت شمارشی همراه با هسته یک گروه اسمی می‌سازند. undefinedدر مثال‌های زیر واژه‌ی اوّل صفت شمارشی و واژه‌ی دوم «هسته» است:چهارمین مدرسه/ششمین کلاس
undefinedصفت‌های اشاره از وابسته‌های پیشین هستند؛ یعنی قبل از هسته(اسم) آورده می‌شوند.undefinedصفت‌های شمارشی که در این درس خواندیم از وابسته‌های پیشین هستند؛ یعنی قبل از هسته (اسم) آورده می‌شوند.اما برخی از صفت‌های شمارشی هم بعد از هسته می‌آیند.
undefinedبه جمله های زیر، توجّه کنید.۱. آن قهرمان، پیروز شد.۲. من این میز را ساختم.undefinedدر هر دو گروه اسمی مشخص شده، کلمه‌ی (آن، این) پیش از اسم، «صفت اشاره» است که درباره‌ی دوری و نزدیکی آن اسم توضیح می‌دهد. چون صفت اشاره قبل از اسم می‌آید، «وابسته‌ی پیشین» اسم، خوانده می‌شود.
undefinedاکنون جمله‌های زیر را بخوانید:۱. چهار دانش‌آموز به همان کلاس آمدند.۲. اوّلین گروه در این مسابقه پیروز شدند.undefinedبه گروه‌های اسمی مشخص شده در جمله‌های بالا توجّه کنید. در هر دو گروه اسمی، کلمه‌ای که قبل از اسم آمده است، صفت شمارشی است و درباره‌ی شمار اسم توضیح می‌دهد.undefinedاعداد اصلی (یک، دو، سه و …)undefinedو ترتیبی(اوّلین، دومین، سومین و …) صفت شمارشی هستند. صفت‌های شمارشی که پیش از اسم می‌آید، وابسته‌ی پیشین اسم نامیده می‌شود.
#فارسی_هشتم#درس_یازدهم

۱۴:۵۸