بله | کانال جمهوری‌خواهی| علی اسکندری
عکس پروفایل جمهوری‌خواهی| علی اسکندریج

جمهوری‌خواهی| علی اسکندری

۲۰۳ عضو
به‌نام نامی خدای حسین‌بن علی
کمر راست کنیدانتهای سپاه دشمن را نشانه بگیریدمولای ما فرمود جمجمه هایتان را به خداوند بسپارید
داغ در دل، آتش انتقام در قلبآرزوی دیرینه او که همان نابودی اسرائیل و حذف آمریکا از منطقه است را محقق کنیم و تقدیم روح مبارکش کنیمهمانا او بود که در زمانه دنیای به تمام آلوده امتی پاک و مطهر را زنده نگاه داشت.کمترین کاری که برای خامنه‌ای عزیز تر از جان باید بکنیم زنده نگهداشتن خط او و تحقق آرمان‌هایش که همان عزیز و سربلند کردن ایرانش است.مباد شیعه حسین بن علی به بهانه عزا صحنه انتقام را خالی کند.

۲:۴۹

بازارسال شده از محسن قنبریان
thumbnail
undefined کسی به ملت رشید ایران تسلیت نگوید؛ آنها خود تنها تسلیّ اند!
به غیر از بقیه الله الاعظم(عج) دو جمله امام امت، تسلیت این داغ بزرگ است:
۱. «ملت ایران از مردم حجاز رسول الله(ص) و مردم کوفه ی امیرالمومنین(ع) بهتر و وفادارترند»پس برای هزارمین بار ثبات خود را ثابت و نشان خواهند داد دچار «انقلبتم علی اعقابکم» نمی شوند!
۲. «حفظ نظام جمهوری اسلامی از اعظم فرائض و از جان یک نفر -حتی امام زمان- مهمتر است»!به تعبیر #شهید_خامنه_ای: «نظام اسلامی، نظام اشخاص نیست، نظام ارزشهاست» پس در این لحظه حساس و چشمِ طمع متجاوزان، بزرگترین برتری خود از مردم مدینه و کوفه را نشان خواهد داد و نظام اسلامی را بین دهان گرگ ها حفظ خواهد کرد.
محسن قنبریان ۱۰اسفند۱۴۰۴undefined @m_ghanbarian

۲:۵۵

بازارسال شده از رؤیای ایرانی/ محمد صادق شهبازی
اول انتقام میگیریمکمر رژیم اشغالگر قدس را می‌شکنیم، آمریکا را از منطقه بیرون میکنیمعوامل داخلی اینها را ادب میکنیم و سر جایشان مینشانیمبعد عزاداری میکنیم

۳:۲۱

بازارسال شده از نامه جمهور
thumbnail
الله اکبر رهبر انقلاب اسلامی با یک بزرگی بی‌نظیر و شکوهمند، مسیر شهادت را پیمودند. شهادت ایشان اما علت آن نیست که انقلاب کبیر اسلامی به عقب بازگردد: وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ ۚ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا ۗ وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِين. انقلاب علی اعقاب و ارتجاع به عقب، آرزوی جنایتکاران زمانه ماست اما به حول و قوه الهی محقق نخواهد شد.دست انتقام الهی از جنایتکاران، مشت‌های گره کرده امت، خون‌های شهیدان راه حق و عدالت، آه مادران و نزدیکان کشته‌شدگانِ راه آزادی، دست‌های به دعا برخاسته و مشت‌ها از خشم سرشارِ مستضعفین جهان و لطف خداوند مهربان مانع ارتجاع خواهد بود و خون این شهید کبیر، ایران را به پیش خواهد راند.امروز و در آخرین نبرد، این ایران نیست که در مقابل شیطان، آن هم بزرگ‌ترینش ایستاده است؛ این انسان، این همه انسانیت است که در برابر تمام تجسم شرّ ایستاده است. همه انبیا در تاریخ، دشمن داشتند. خط انبیا در تقابل با شرورترین موجودات عالم، قوام یافته است: وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا و ما در نبرد با عداوتی بزرگ هستیم که خدا از آن و از همه چیز بزرگ‌تر است.
ما شکایت از این ستم فراگیر، از این تظاهر زمان و کثرت عدو را به پیشگاه خدا می‌بریم اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا؛ و اطمینان داریم با این شکایت، به لطف خداوند زمینه‌ساز فتح الهی است: فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَرَحْمَهٍ مِنْکَ تَجَلِّلُناها وَعافِیَهٍ مِنْکَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین.خدای خامنه‌ای بزرگ‌تر از هر کید و نیرنگ پلیدان عالم است و ما عاملان تحقق توحید و عدالت بر این سیاره خواهیم بود. نبرد بی‌پایان ما با شرّ و با شیطان بزرگ تازه آغاز شده است. این نبردی بی‌پایان تا پیروزی بزرگ خواهد بود. ما شیعیان در راه شکوه‌ مردی هستیم که فرمود مثلی لایبایع مثله؛ این خون، کربلای آخرالزمان را آغاز کرده است.
@nameh_jomhour | نامه جمهور

۳:۲۸

بازارسال شده از KHAMENEI.IR
thumbnail
undefinedآخرین سخنرانی آیت‌‌الله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای
undefinedملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه‌ کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
Farsi.Khamenei.ir

۳:۴۸

بازارسال شده از سیمافکر
thumbnail
فرزندان خامنه‌ای تسلیم نمی‌شوند
وحید جلیلی۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - مسجد دانشگاه تهران
«به خون‌ت قسم، خون می‌دهیم، انقلاب را نمی‌دهیم! نبرد عاشورایی ما نشان خواهد داد به جهان و جهانیان که نرسد أشقی الأشقیاء را، پست‌ترین موجودات روی زمین را که خیال خام غارت ایران را در سر بپرورند.»
undefined سیمافکر؛ ویدئو رسانه فرهنگ و سیاست ایران @simafekr_com

۱۱:۲۲

بازارسال شده از محسن قنبریان
undefined رهبر سوم؛ مقبولِ مردم!
• عالم مادی، دنیای زمان و مکان و «موقعیت» است؛ عالَم «مَحضْ ها» و لا زمان و لا مکان ها نیست.گوهر و لُبّ هر چیز هم خود را در «اَعراضِ شرایط» و موقعیت ها و نسبیت ها به ما نشان می دهد.از اینرو:۱. همه انتخاب های مان در شرایط و موقعیت ها و «به قدْر مقدورات» و «در ظرف تقدیرات» است.۲. توضیح و «وجه مقبولیتِ» انتخاب ها هم در دو ظرف «شرایط جاری» و «شرایط آتی» برایمان توجیه می شود؛ که «آیا در این شرایط بهترین انتخاب بود»؟ و «آیا برای شرایط آتی و فرداهای عادی، همین بهترین انتخاب بود»؟!
undefined بهترین انتخاب در شرایط جاریدر هنگام تجاوز اجنبی و «تصریح به تجزیه ایران» و حتی کشتن مردم، مقاومت ملی و «استمرارِ مٰاکٰانْ» (آنچه بوده) و تسلیم نشدن، تقاضای عقلی و وجدانی «هر ایرانیِ وطن دوست» است.«خامنه ای جوان» در ظرف ترور رهبر شهید و دیدن اقتدار ایرانِ ساخت او مقابل اهریمنی ترین دشمن، کاملاً به ذهن و ضمیرها می نشیند؛ چنانچه در شعارهای خودجوش خیابان گویاست.نپذیرفتن خواست و «سلطه ترامپ» ، «نفی واقعی سلطنت» در اذهان می شود که با بیعت با جانشین رهبر شهید بروز می یابد.
هر قدر هم بدبین باشی نمی توانی «تقدیر الهی» را هم جزو «تدبیر انسانی» کنی!شهادت پدر توسط دشمن نمی تواند جزئی از پازل تدبیر محفلیْ خاص برای رهبر کردن ایشان باشد!«الامورُ بالتقدیرِ لا بالتدبیر: امور با تقدیر الهی رقم می خورد نه تدابیر بشری» را هم قبول نکنی از اجنبی می توانی بشنوی که «ترامپ، خامنه ای پیر را جوان کرد»! پس این «وجاهت و قبول» در ظرف تقدیرات الهی و موقعیت جاری شکل گرفته است نه صرفاً تدابیری خاص.
undefined هم منتخب مقبولِ شرایط آتیایران می ماند و زورگویان و متجاوزان شکست می خورند. در شرایط عادی و امنیت، «گوهرِ مُنتخب» توضیح و توجیه دیگری طلب می کند که با شرایط روحی_روانی کنونی جامعه متفاوت است:
• وقتی آقامجتبی، «رهبریِ ممتاز خود» را در جنگ تحمیلیِ جاری نشان داده و ایران را سربلند و پیروز کند، در روان اجتماعی ایران برای شرایط آتی هم موجّه خواهد ماند.
• وقتی دوباره «مشارکت های سیاسی بالای ۷۰٪» به ما برگردد و همه استعدادهای ایران در چارچوبِ «عمل بی تنازل به قانون اساسی» حقوق خود را بیابند و قوای کشور، جای قانونی خود تثبیت شوند، به ذهن هیچ کس شبهه ارتجاع به سلطنت خطور نمی کند.
• وقتی روحیه زهد و مردمیِ پدر حکیم و شهیدشان استمرار یابد، با سفرهای استانی و نگاه از نزدیک به مستضعفان و بی صداها، به فقرها و تبعیض ها، به فسادهای اداریِ آزار دهنده و عقب ماندگی های عدالت نظاره شود، تدبیر جدی و فوری صورت گیرد؛ آنچه موروثی دیده می شود، زهد و «مردم داری» است نه چیز دیگر!
• وقتی به شهادت اهل فضل، خامنه ای جوان فضیلت های خود را در عمل به نهج البلاغه نشان دهد، «ولایت» در «کار آمدی» اش هم عیان تر می شود.حضرت امیر(ص) توصیه های بسیار برای حاکمان دارد که ایشان بهتر می داند. برای نمونه در خطبه ۱۳۱ از «چرخش نخبگان» و موقعیت ها می گوید: «سزاوار نیست والی و حاکم... از چرخش قدرت و انتقال آن از کسی بترسد تا گروهی را بر گروهی برگزیند».وقتی آیت الله سید مجتبی خامنه ای به اقتضای شروع، چرخش در «مناصب انتصابی» و هوای تازه در «نهادهای تحت امر» از بالا تا شهرستان ها را لحاظ کرد، قهر کرده ها یا طرد شده هایی که دشمن قسم خورده نیستند، باز خواهند گشت و مقبولیتش به پهنای ایران می شود.بعون الله و قوته
* این یادداشت با رویکردی نزدیک به روان شناسی اجتماعی نه فلسفه سیاست و رویکردهای فقهی متداول و برای عامه نوشته شده است.#بیعت_نامه#خامنه_ای
undefined<img style=" />undefined محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۸undefined @m_ghanbarian

۱۱:۰۱

بازارسال شده از نامه جمهور

radio jang johur 8-1.pdf

۲۴۳.۴ کیلوبایت

فروبستگی ساختاری و شهادت رهایی بخش چهاردهه تلاش شهید آیت‌الله خامنه‌ای برای تحقق ایده جامعه بی‌طبقه توحیدیundefined بخش اول
undefinedعلی اسکندری نداف/ دبیر تحریریه

undefinedاز ویژگی‌های مهم شهید آیت‌الله خامنه‌ای قوت درک ایشان از الاهیات اجتماعی شیعی و فهم جامعه‌شناختی ایشان بود. از ایده طرح کلی اندیشه اسلامی تا جزوه توحید نفی عبودیت غیر الله، از انسان ۲۵۰ساله و دو امام مجاهد تا تفاسیر قرآن ایشان همه و همه نشان از عمق فهم ایشان از این ادبیات بود. طرح ایشان تحقق جامعه بی‌طبقه توحیدی و جامعه عاری از سلطه از مسیر یک جمهوریت تمام عیار یعنی با حضور همیشگی و نظارت همگانی با آگاهی کامل یک ملت بود.
undefined چهار دهه تلاش برای تحقق اقتصاد مردمیبرای مثال و به‌طور مشخص در حوزه اقتصاد تلاش اولیه ایشان در زمان رهبری تحقق تعاونی‌ها بوده است. اگرچه تا اواخر عمر شریف‌شان بر شکل‌گیری و تقویت تعاونی‌ها تاکید بسیاری داشتند. اما پس از تمرکز کامل اولیه ایشان بر تعاونی‌ها در اقتصاد دولتی پساجنگ و عدم همراه مجریان و عدم تحقق واقعی تعاونی‌ها، طرح سیاست‌های کلی اصل ۴۴ به‌جریان می‌افتد و ایشان پس از عدم اقبال به تعاونی‌ها در ساختار اجرایی کشور سعی دارند در این سیاست‌ها ایده اقتصاد مردمی که محقق کننده ایده محوری ایشان که همان جامعه بی‌طبقه توحیدی از مسیر مشارکت عمومی است را دنبال کنند.
undefinedانسداد ساختاری سالیان اخیرآنچه در سالیان اخیر شاهد بودیم فروبستگی در ساختارهای اجرایی و تا حدی تقنینی کشور برای پیشبرد اهداف مبتنی بر ایده ایشان است. در اقتصاد علی‌رغم تعویض دولت‌ها شاهد انسداد ساختاری در تحقق اقتصاد مقاومتی و مردمی هستیم و همین موضوع، عامل نگرانی جدی ایشان در رابطه با عقب‌ماندگی در عدالت است. ... به‌نوعی دهه نود و ۴ سال پس از آن را باید دهه فروبستگی ساختاری در حوزه‌های اقتصاد و سیاست و سیاست خارجه ایران دانست...

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌ جمهور

۶:۱۵

از محمدسیدآبادی سیدآباد نیشابور و احسان اکبرزاده نورآباد لرستان تا روزنامه دنیای اقتصاد
undefinedانقلاب اسلامی با محور قرار دادن شعار عدالت روح تازه‌ای به تمام ملت ایران داد و امکان شکوفایی استعدادها را برای جامعه ایرانی فراهم آورد. خودشکوفایی که آرمان جمهوری‌ها بوده در جمهوری اسلامی به مرحله تحقق رسیده بود. از دل روستاها تا شهرهای کوچک و بزرگ برای همگان به‌طور حقیقی امکان مشارکت اجتماعی فراهم آمده بود. همه در سیاست شریک بودند و از این جهت سیاستمدار و سیاستگذار هم به نظم رفاهی و اقتصادی ای ملزم شده بودند که به سمت برابر شدن جامعه و تحقق عدالت بود. در این جنگ و شهدایی که از روستاهای کوچک و دورافتاده ایران در تخصصی‌ترین مسائل نظامی تقدیم حفظ و پایداری جمهوری اسلامی ایران شدند نشان داد انقلاب اسلامی چه حرکت مهم و بزرگی را شروع کرده و تحقق بخشیده بود. نظم نابرابر شاهنشاهی را برهم زده و شخصیت انسان ایرانی را به او بازگردانده و امکان خودشکوفایی حقیقی را برای او فراهم کرده بود. محمدسیدآبادی و احسان اکبرزاده شهدای مهندسی سپاه چه لحظه زیبایی را رقم زدند، افرادی برآمده از امکان‌های جمهوری اسلامی برای خودشکوفایی و خودحکومت‌گردانی که سبب اعتلای همان جمهوری اسلامی شدند و امکان مقابله او را با ابرقدرت‌های جهان فراهم آوردند و درنهایت جان خود را تقدیم همان جمهوری اسلامی کردند که از آن برآمده بودند. آیا نمی‌توان گفت آنچه که به جمهوری اسلامی امکان داد مقابل با سلطه‌گران و فرعون‌های عالم بایستد تلاشش برای بسط عدالت و خودشکوفایی انسان بوده است؟
undefinedاما این تمام روایت جمهوری اسلامی نیست! در برابر تلاش جمهوری اسلامی برای تحقق عدالت گروه‌هایی متعارض و متضرر از وضعیت عدالتخواهانه‌ بودند و از همین روی تمام تلاش خود را برای برهم زدن چنین نظمی به‌کار بستند. همان ها که خیرشان برای جامعه حداقل بود اما به‌دنبال بیشترین امکانات برای خود بودند و توانستند تغییرات جدی رقم بزنند. از سیاست داخلی تا سیاست خارجی را در قبضه تفکرات خود گرفتند. در سیاست خارجه وادادگی را توصیه کردند و در داخل نابرابری را. درنهایت نیز بیشترین لگد را به جمهوری اسلامی زدند. همین دنیای اقتصاد که تمامی بنگاه‌های اقتصادی و بانک‌های ایران پول‌های تبلیغی خود را خرج هفته‌نامه‌هایشی می‌کنند که برای طبقه سرمایه‌دار حرف تولید کند، در زمانه جنگ و شهادت رهبری انقلاب تیتر می‌زند «مرگ استالین؛ آغاز یک دیکتاتوری دیگر».
undefinedجمهوری اسلامی ایران همیشه در تقابل و نزاع این دوگانه بوده است؛ جنگ فقر و غنا. مجدد باید یادآوری کنیم اگر نسخه امام خمینی در پساجنگ تحمیلی عراق جنگ فقر و غنا و پابرهنگان و مستضعفان با مستکبران و مرفهان بی‌درد بود نسخه شفابخش جمهوری اسلامی دوم نیز در پساجنگ آمریکا اسرائیل نیز راهی جز جنگ فقر و غنا نخواهد بود. اگرچه وقتی در زمانه جنگ شمشیر را چنین از رو بسته‌اند در همین زمانه باید این راه را پیش گرفت.

undefinedعلی اسکندری نداف
@jomhourikhahi

۶:۱۷

بازارسال شده از نامه جمهور

radio jang johur 8-2.pdf

۲۵۷.۳۳ کیلوبایت

انقلاب اجتماعی و انفتاح سیاست در ایران
جنگ، فراخوان روحیه نترسی و امکان اراده ورزی ایرانیان
undefined بخش دوم
علی اسکندری نداف/ دبیر تحریریه
شهادت رهبر انقلاب و عزم و اراده جمهوری اسلامی ایران برای پاسخ متقابل و جدی سبب ظهور اراده‌ورزانه و کنشگرانه مجدد جامعه ایرانی و طبق معمول سبب ظهور پدیده‌ای غیرقابل تصور از یک جامعه شد. پدیده‌ای که شاید در دنیا بی‌نظیر باشد و در خود ایران نیز شبیه به آنچه در انقلاب اسلامی رقم خورد را شاهدیم. آنچه فوکو نام آن را معنویت سیاسی گذاشت و این شیوه سیاست، او را به روح جهان بی روح خواندن ایران وا داشت. سیاستی که به وسعت یک ایران بدون ترس از هیچ چیزی می‌خواهد اراده خود را محقق کند و این شیوه اراده ورزی نه شبیه اراده سلطه‌ورزی سلطه‌گران بلکه از سر مقاومت در برابر تحقق عدم سلطه است.
توصیف خیابانبا پدیده عجیبی در خیابان‌های ایران مواجهیم. در سرمای شدید زمستان و در بمباران شدید دشمن و در لحظاتی که صدای جنگنده‌های دشمن بالای سر خیابان‌های ایران است زن و مرد و پیر و جوان و بچه‌ها به صورت محلی و در میدان‌های شهر به خیابان‌ها آمده‌اند.
رهایی از ترس امکان اراده‌ورزیفوکو در کتاب باید از جامعه دفاع کرد مهم‌ترین امکان برای حاکمیت قدرت مطلق را ترس می‌داند. «این شکست نیست که به استقرار خونین و نامشروع جامعه‌ای قائم بر سلطه بردگی و انقیاد راه می‌برد؛ ... این ترس، روی گردانی از ترس و روی گردانی از خطر مرگ است. این است که ما را به درون نظم حاکمیت و رژیم حقوقی وارد می‌کند. نظم و رژیمی متعلق به قدرت مطلق. اراده به ترجیح زندگی بر مرگ: این چیزی است که حاکمیت را می‌سازد و به اندازه حاکمیت مستقرشده از رهگذر نهاد و توافق متقابل قانونی و مشروع است.» کانت نیز در مقاله روشنگری چیست؟ وقتی می‌خواهد نابالغی انسان را توضیح دهد که روشنگری بناست او را به بلوغ برساند، دو عامل را برای این وضعیت نابالغانه ترسیم می‌کند: تنبلی و ترس.همچنین کاستلز در کتاب گسست، سیاست هراس را نوعی از سیاست می‌داند که آگاهانه از میل آشکار مردم برای حفظ جان‌هایشان استفاده می‌کند تا وضع اضطراری دائمی ایجاد کند؛ وضعیتی که باعث تحلیل رفتن و در عمل سرانجام نفی آزادی‌های مدنی و نهادهای دموکراتیک می‌شود. همه این‌ها به یک ابزار اعمال سلطه اشاره دارند و آن ترس است. ترس است که نفی آزادی و اعمال سلطه را ممکن می‌کند و دیگری‌سازی و طرد را در جامعه فراگیر می‌کند و در نهایت انسان را در اختیار قدرت مطلق قرار می‌دهد. حال مسئله این است که اگر انسان بر این ترس غلبه کند و دیگر ترس از مرگ و ترس از دست دادن زندگی روزمره و لذات زودگذر بر او غالب نباشد، چنین انسانی به آزادی حقیقی که همان آزادی از سلطه است؛ خواهد رسید...

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱۳:۲۹

آینده پس از جنگ: ایده امام خمینی و جنگ فقر و غنا یا الگوی توسعه سازندگی؟undefinedعلی اسکندری نداف
undefinedیکی از مهم‌ترین سوالاتی که باید درباره پاسخ آن تامل کرد در پساجنگ کنونی ایران جدید قرار است بر اساس چه طرح و ایده‌ای خود را بازیابی کند؟ زیرا همانطور که در تاریخ بارها اثبات شده جنگ‌ها و انقلاب‌ها مبدا تحولات مهم اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هستند. بدیهی است پاسخ باید به تحوی باشد ظرفیت و توان امتداد و خواست لحظه کنونی ایران و جامعه ایرانی را با تمام ابعاد آن داشته باشد؟ در دوره‌های تاریخی متفاوت پساانقلاب اسلامی متناسب با شرایطی که در آن قرار داشتیم ایده‌های مختلفی پیگیری شده است. در این میان دو برهه مهم تاریخی از این منظر عبارتند از دوره پس از انقلاب اسلامی و دوره پس از دفاع مقدس 8 ساله. بنابراین قبل از آنکه به پاسخ‌های ممکن برای جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ فعلی را بررسی کنیم باید ببینم ما در چه وضعیتی قرار داریم؟ آیا وضعیت ما شبیه به وضعیت انقلاب اسلامی است یا شبیه به دفاع مقدس 8 ساله؟ در دوران انقلاب اسلامی در سال 57 مردمی را شاهدیم که برانگیخته شده‌اند، وضعیت اجتماعی بانشاط و همبستگی اجتماعی و اتحاد عمومی در بالاترین سطح خود است. مردمی که متحول شده‌اند و عزت و کرامت و تحقق اسلام خود را طلب کرده‌اند و در راه رسیدن به آن هیچ ابایی از هیچ چیزی ندارند. ضمن آنکه از وضعیت پیشین خود ناراضی هستند و امر نو و جدیدی را طلب می‌کنند و از ایده‌های جدید استقبال می‌کنند. undefinedاما وضعیت پسا دفاع مقدس 8 ساله اینگونه نبود. با مردمی خسته از جنگ فرسایشی دشمنان طرفیم. اگرچه امر امام در قبول قطعنامه را پذیرفته‌اند اما این پذیرش سرخوردگی نسبی از نوشیدن جام زهر را به‌همراه داشته. ایده‌های انقلابی قانون اساسی بواسطه جنگ و ترورهای اول انقلاب خیلی فرصت تحقق نداشته است. مسئولین امر فضایی بن‌بست‌گونه‌ای را برای امام و مردم ترسیم می‌کنند. ایده اصلی جنگ که جنگ جنگ تا رفع کل فتنه و تا پیروزی بوده محقق نشده. اگرچه خاکی از ایران جدا نشده اما گرفتن غرامت و تنبیه متجاوز و امثال اینها نیز تحقق نیافته. دیگر همبستگی عمومی و اتحاد اولیه میان مسئولین و مردم و از طرف دیگر امام خمینی و مسئولین حداقل در مقام ایده‌ها وجود ندارد. فقدان حضرت امام نیز خود مزید بر علت می‌شود که فرصت مناسب برای عدم پیشبرد ایده انقلابی ایشان مهیا شود.ایده ایشان همانی بود که در پیام قطعنامه برای ادامه مسیر جمهوری اسلامی ترسیم شده بود: جنگ فقر و غنا. بنابراین آنهایی که مترصد فرصتی بودند تا ارتجاعی در انقلاب رقم بزنند بهترین فرصت برایشان ایجاد شده بود.undefinedپر واضح است که وضعیت کنونی ما در جنگ فعلی به‌هیچ وجه شباهتی با وضعیت پساجنگ ندارد و بسیار شبیه لجظه‌های انقلابیم. همبستگی بی‌نظیر میان عموم جامعه، اتحاد در مطالبه واحد، بازگشت اعتماد مردم به مسئولین امر، حذف مهم‌ترین ایده رقیب با رهبری شهید که همان حذف آمریکا از معادلات عینی مسئولین و ذهنی جامعه است. نارضایتی از وضع گذشته و طلب ایده‌های جدید شبیه آنچه در انقلاب اسلامی شاهد بودیم. طلب کرامت و عزت اجتماعی در عموم جامعه. مستعد بودن برای پذیرش امر جدید. همچنین یک وضعیت اقتصادی و اجتماعی بسیار مناسب در فضای بین‌الملل برای جمهوری اسلامی ایجاد خواهد شد. معادله تحریم‌ها دیگر مانند گذشته نخواهد بود. وضع بین‌المللی ایران نیز به همین ترتیب. ثبات بی‌سابقه‌ای در صورت پیروزی ایران در این جنگ به لطف الهی، برای ایران ایجاد خواهد شد که هیچ زمان اینگونه نبوده است. اگر در پساانقلاب تهدید حمله آمریکا و عراق امثال آن بود در پسا جنگ فعلی تحریم‌ها شبیه قبل نخواهد بود و امکان‌های ایران برای مقابله با آن بسیار بیشتر خواهد بود. ثبات جدی در عدم تهدید امریکا و اسرائیل خواهد بود و ایران به قدرت منطقه‌ای تبدیل خواهد شد. undefinedاز طرف دیگر نابرابری‌ها و بی‌توجهی‌های به مردم و ایده‌هایی که این دو امر را تشدید می‌کنند طبیعتا نباید در پساجنگ دنبال شوند. بنظر بهترین زمان برای تحقق جنگ فقر و غنا و پیروزی مستضعفین است. بنابراین از هم اکنون باید به فکر توسعه پساجنگ به شیوه طرح امام در پیام قطعنامه بود و اجازه ظهور و بروز ایده‌های قدیمی را نداد. اگرچه این اتفاق چه بسا سخت‌تر از جنگ با آمریکا باشد. تراستی‌ها بسیار قدرتمند شده‌اند. طبقه مرفه جدید طبقه دولتمند شده است. اندیشکده‌ها و پژوهشکده‌ها به ایده‌های قدیم خود اعتیاد پیدا کرده‌اند. سرکوب مزدی و رفاهی و خصوصی‌سازی و مولدسازی، به‌عنوان یگانه راه‌حل‌های اقتصادی خودشان را جا داده‌اند. روزمرگی و حسابداری ایده محوری و مرکزی بودجه‌های دولت و تعدیل یگانه راه توسعه ایران شده‌ است. undefinedاما لحظه انقلاب دقیقا لحظه تسویه و تصفیه چنین ایده‌هایی است. باید ایده‌های قدیمی که وضعیت غیرقابل تحمل گذشته را فراهم آورده بودند را کنار زد، دست از اعتیاد به چ

۸:۱۱

نین راه‌هایی برداشت و به ایده‌های انقلابی لحظه 57 و قانون اساسی بازگشت و تمام تلاش خود را برای تحقق امر نو به‌کار بست.@jomhourikhahi

۸:۱۱

بازارسال شده از آرمان دانشگاه تهران

زاه سیدعلی، قسمت چهارم، آقای اسکندری.mp3

۳۶:۲۷-۱۶.۶۹ مگابایت
undefined صوت جلسه چهارم راه سیدعلیundefined مهمان: آقای علی اسکندریundefined موضوع جلسه: نقش جنبش دانشجویی در حفظ میراث امام شهیدundefined پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
undefined @ut_edalatkhahi

۷:۰۴

مداحی و نماهنگ جای سرودهای انقلابی را پر نخواهد کرد!
undefinedسرودها نقش مهمی در انقلاب‌های مردمی و کنش‌های جمعی دارند. در انقلاب اسلامی نقش سرودها قابل کتمان نیست. نه فقط انقلاب اسلامی بلکه برای تمامی انقلاب‌ها معمولا سرود کارکردی جدی داشته است. سرودهای لاتینی آمریکای جنوبی و کشورهای انقلابی از شیلی و ایتالیا تا انقلاب اسلامی ایران و مقاومت فلسطین نشانه چنین اهمیتی است. سرودهایی که قابلیت همخوانی گسترده در راهپیمایی‌ها و تجمعات مردمی داشت و ویژگی‌شان این بود که شعارها و آرمان‌های انقلاب را در بستر شور متناسب با جمعیت‌های زیاد را ممکن می‌کرد. از طرف دیگر نقش خط‌دهی و به انقلاب و تجمعات مردمی را هم داشت. undefinedرفته رفته از آنجا که خیابان از مردم و سیاست تهی شد سرود جای خودش را به مداحی و نماهنگ و موسیقی پاپ داد. ویژگی هر سه این است که برای خیابان و برآمده از مردم نیستند و هرکدام بستر خود را می‌طلبد و یکی برای هیئت است و دیگری برای تلویزیون و بیشتر هم برای مخاطب کودک طراحی شده‌اند.فناوری سرودهای انقلابی از دستورکار نهادهای مربوطه و افراد مستعد خارج بوده و به همین دلیل با بازگشت مردم به خیابان و انقلاب مجدد مردم ایران سرودهای انقلابی ظهوری و بروز خاصی ندارند. در خاطرات سروده‌های انقلابی گروه‌های مردمی از طرفی و نهادهای رسمی به خصوص مرکز موسیقی صداوسیما نقش اساسی در این حوزه ایفا می‌کردند. کاش حال که دوباره شاهد خیزش عمومی مردم در خیابان هستیم نقش سرود و همخوانی‌های گسترده نیز احیا شود.
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن...
@jomhourikhahi

۴:۵۹

مردم اراده‌ورز اما بی‌صدا
چرا برای صدا دارشدن حقیقی فریادهای مردم در خیابان نیاز به تشکل‌های اجتماعی داریم؟

undefined علی اسکندری نداف undefined بخش اول
undefined رفته رفته با پیچیده‌تر شدن شرایط و نیاز به تصمیم‌گیری‌های حیاتی برای جنگ اوضاع خیابان نیز پیچیده می‌شود. مهم‌ترین مسئله این است که خواست خیابان چیست؟ درخواست رهبری انقلاب، شعام و مسئولان برای حضور مردم در خیابان به چه منظور است؟ در ابتدای جنگ، حضور مردم در خیابان، حامل اراده و خواست مشخصی بود. انتقام از خون رهبر شهید، جنگ با تمام قوا با پشتیبانی مردمی با دشمنان دیرین ایران که هیچ راه دیگری جز جنگ برای این ملت نگذاشته‌اند و از طرف دیگر گرفتن امکان حضور بدخواهان ایران اسلامی در خیابان. مطالباتی نظیر تعیین رهبری انقلاب توسط خبرگان در کمترین زمان ممکن نیز به مطالبات قبلی اضافه شد؛ اما همه این مطالبات این ویژگی را داشتند که اولا کلی بودند و دوما خواست عموم جامعه با خواست عموم حاکمیت منطبق بود. چنان که در اولین پیام رهبری انقلاب نیز، این وضعیت به رهبری مردم توصیف شد. اما رفته رفته با تعیین رهبر انقلاب عده‌ای دوباره به تنظیمات قبل از جنگ خود برگشتند و سعی در ایجاد تقابل میان ولایت و جمهوریت داشتند.undefined درحالی که خواست عمومی و رهبری با هم مطابق شده بود و اتفاقا این بار این مردم بودند که در نبود رهبری شهید، جامعه را رهبری کردند و خواست و مطالبات و رفتارشان توسط رهبر انقلاب تائید و امضا شده بود و پس از این عموم جامعه این تائید را بر سردست گرفتند. به قول شهید بهشتی بهترین نوع رهبری در یک جامعه در ایران رقم خورد. «بهترین نوع رهبری در یک جامعه این است که فرد یا گروه یعنی آنهایی که در رأس مخروط جامعه قرار دارند بازگو کننده شعار و آرمان خود مردم باشند یعنی همان چیزی که امام خمینی در این انقلاب مکرر رویش تکیه کردند و همان چیزی که رمز پیروزی انقلاب است. یعنی رهبر نمی آید واقعاً راهی را نشان بدهد که به ذهن مردم نرسیده باشد و مردم به کلی از آن بیگانه اند. اینطور نیست رهبر می آید متبلور و مشخص می‌کند همین خواست و راهیابی پراکنده شده در توده را و این بهترین نوع و سازنده ترین و نیرومندترین پیوند رهبر و مردم است و چه وقت اینطور می‌شود؟ وقتی که افراد جامعه از نظر گرفتاری‌های اقتصادی فرصتی برای بخود اندیشیدن و بخود آمدن و به اوضاع اندیشیدن و چاره اندیشی و راهیابی کردن نداشته باشند. زیرا تا تک تک مردم به صورت راهیاب و چاره‌جو برنیایند و واقعاً فکرها و اندیشه ها و احساساتشان به صورت یک سیل خروشانی که می‌خواهد راه باز کند در نیاید، اصلا رهبری واقعی سازنده و کارساز بوجود نمی‌آید و هر وقت یک چنین پیوندی بین رهبر و مردم بوجود آمد، آن موقع است که حرکت‌ها به آسانی و خوبی و به طور خالص به ثمر می‌رسد. من اینطور فکر می‌کنم که این اصل درست در جهت امامت اسلامی اصیل تهیه شده است.»undefined با شروع زمزمه‌های پایان جنگ و اعتراض‌های مردمی از این زمزمه‌ها عده‌ای از مداح و منبری و غیره و غیره شروع کردند دوباره ادبیاتی نظیر «ما مطیع محضیم» و «هرچه ایشان بگویند» و «همه چیز با ایشان هماهنگ است» و «بیعت یعنی تبعیت بی‌چون‌وچرا». بدون آنکه توضیح دهند مگر مردم چیزی در این باره گفتند؟ یا مگر رهبری دستور جدیدی دادند و مردم در برابر آن ایستاده‌اند؟ یا مردم برای رهبری چیزی را تعیین تکلیف کرده‌اند؟ یا اساسا این برداشت‌های بدون مبنا را، از کجا در می‌آورند و چه نفعی برای آنها در به انحراف و حاشیه کشاندن انقلاب عظیم مردمی وجود دارد؟ undefined اتفاق مهم‌تر اما این بود که با نزدیک شدن به لحظاتی که باید تصمیم‌های سرنوشت‌‌سازی برای مشخص کردن تکلیف جنگ گرفته می‌شد و احتمالا چه در میان مردم با یکدیگر و چه مابین مردم و حاکمیت اختلاف نظرهایی درباره این تصمیم‌ها وجود داشت و دارد، سوال‌های جدی درباره نقش مردم و خیابان و مواجهه با آن مطرح می‌شود. با مطرح شدن و قبول آتش‌بس این مسئله‌ها به اوج خود رسید. بدترین اتفاق ممکن رقم خورد. مردم نقشی در رد و تائید تصمیم آتش‌بس داشتند؟! و تا چند روز با اخبار ضدونقیض اطلاعی از جزئیات داشتند و فضای اجتماعی در یک شوک شدید فرو رفت. به‌خصوص پس از اینکه آتش‌بس لبنان توسط اسرائیل شکسته شد و از طرف ایران پاسخی دریافت نکرد. این شوک تبدیل به خشم و ناراحتی شدید برخی در خیابان شده بود. این حس به‌وجود آمده بود که خواست آنها تاثیری در رفتار مسئولان و حاکمیت ندارد.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @jomhourikhahi | جمهوری‌خواهی

۱۱:۳۲

مردم اراده‌ورز اما بی‌صدا
undefined بخش دوم
undefined مسئولانی که به استفاده ابزاری از مردم اعتیاد پیدا کرده اند و توان فهمشان و اندازه تحلیلشان اینقدر نبود که بفهمند مردمی که در زیر بمباران اراده‌ورزانه به خیابان آمده‌اند با مردمی که عید غدیر برای جشن و شادی و شربت بیرون آمده‌اند تفاوت دارند. اما آنها با هردو، یک برخورد را داشتند. ابزاری برای تائید رفتار خودشان و نادیده‌انگاری مردمی که می‌خواستند نظرشان در حاکمیت اثرگذار باشدundefined مجدد مرتجعین و متحجرین از مداح و منبری تا پژوهشگر و بلاگر، شروع کردند بی‌احترامی به مردم در خیابان. یا گفتند فضا برای ما مبهم است و سکوت می‌کنیم یا پژوهشگری که در تلویزیون می‌گفت همین خیابان رفراندوم همیشگی جمهوری اسلامی است. بدون آنکه اصلا نیازی به آن داشته باشد که بفهمد خیابان چه می‌گوید؟ گویا مردم چنان پیش‌رفته بودند که همه شبه‌نخبگان باهم چندین کیلومتر عقب افتاده بودند. صداوسیما و دیگران هم که حاضر نبودند صدای خیابان مخالف با آنچه خود می‌خواهند باشند.تا بدان جا که به دروغ تیتر می‌زند که آمریکا مجبور به پذیرش شروط ایران شد در حالی که اخبار حاکی از این بود که شروط ایران و آمریکا چارچوبی برای شروع مذاکرات باشد.undefined گویی نه‌تنها نظر مردم مهم نبود بلکه حتی اینقدر اهمیت نداشتند کسانی که این همه روز در خطرناک‌ترین شرایط ایران را حفظ کرده بودند توضیحی بشنوند که اساسا اوضاع از چه قرار است. ایران چرا یک ساعت پیش از پایان مهلت ترامپ آتش‌بس را پذیرفت؟ چرا زمانی‌که اسرائیل و آمریکا به شروط آتش‌بس پایبند نیستند؛ ایران آنطور که باید پاسخی نمی‌دهد؟ چرا در برابر قتل عام لبنانی‌ها سکوت اختیار کرده‌اند و در برابر آن فقط تنگه را بسته نگهداشت؟ چرا تناقضات و قرائت‌های مختلف درباره آتش‌بس وجود دارد؟undefined ممکن است برای تمام این سوالات پاسخ منطقی وجود داشته باشد یا برخی از آنها درست نباشد یا سوالات دیگری باشد که آنها درست باشند اما به هر حال توضیحی داده نشد. undefined اگرچه مردم خیابان اراده‌ورزی خود را کنار نگذاشته بودند اما در شوک فرورفته بودند و بی‌حرمتی بسیار دیده بودند. تا بدان جا که پیام رهبری آمد و ایشان مجددا تاکید کردند که فریادهایتان را در خیابان ادامه دهید و این فریادها در مذاکرات تاثیرگذار است. ایشان به‌درستی در زمانه‌ای که عده‌ای سعی در ساکت کردن خیابان داشتندد، دوباره نقش خیابان و اهمیتش را یادآوری کردند. اما سوال اصلی این است که چرا خیابان صدا ندارد؟ چرا نقشی در تصمیم‌گیری‌ها ندارد؟ برای آنکه بیش از گذشته خیابان را بفهمیم چه باید بکنیم؟ چرا محتاج صداوسیما است که آن ها را بازنمایی کنند؟ مردم در خیابان چند درصد مردم را پوشش می‌دهند؟ فریاد کدام خیابان؟ مگر تمام خیابان‌های تمام شهر و روستاهای این کشور یک چیز می‌گویند و یک شکل هستند؟ برای فهم خیابان و سوژه‌های فعال آن و صاحب اراده و نظر آن چه باید کرد؟
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @jomhourikhahi | جمهوری‌خواهی

۱۱:۳۳

مردم اراده‌ورز اما بی‌صدا
undefined بخش سوم
undefined اگر پاسخی برای این سوال‌ها نداشته باشیم و راهی برای فهم آن، خیابان دوباره مصادره خواهد شد و مردم منفعل، و نه در زمانه فعلی امکانی برای تحقق خواست عمومی و شنیده شدن پیش خواهد آمد و نه در پساجنگ امکانی برای تداوم انقلابی با این عظمت فراهم خواهد آمد. مهم‌ترین مسئله این است که خیابان صدا ندارد چون متشکل نیست. صدا ندارد چون برای شنیدن صدایش محتاج صداوسیما و رسانه‌های دیگر است که دیرصباحی است بنایی ندارند صدای مردم باشند؛ چه برسد به چنین مردم اراده‌مندی. صدا ندارند چون حاکمیت و مسئولان به فهم توده‌ای خیابان و مردم معتاد شده‌اند.undefined چرا مردم توده‌ای برای مسئولان بهتر از مردم فعلی هستند؟ چون مردم توده‌ای قابلیت مصادره به‌مطلوب شدن دارند. اگر توده‌ای نباشند دیگر هر حضوری را نمی‌توان فاکتور رفراندوم زد. مردم اراده‌مند متکثراند حرف واحدی ندارند. باید با آنها گفتگو کرد. باید همه حرف‌هایشان شنید. باید برای رفراندوم با آنها صندوق رای گذاشت. باید متشکل شدن آنها را تحمل کرد، اینطور دیگر در خدمت کامل مسئولان نخواهد بود. ممکن است خیابان پیروزی با خیابان ونک یک حرف نزنند و روستای درود نیشابور با میدان احمدآباد مشهد یک مطالبه نداشته باشند.undefined برای صدادار شدن، چاره‌ای جز متشکل شدن و تشکل‌یابی حقیقی اجتماعی نداریم. تشکل‌هایی که توان نمایندگی گروه‌های اجتماعی و صنفی را داشته باشند. تشکل‌های محلی و مسجدی و بسیجی و کارگران و معلمان و پرستاران و کارمندان و دانش‌آموزان و دانشجویان و زنان سرپرست خانوار و مستاجران و... تشکل‌هایی که ننشسته‌اند تا یک حرف از بالا بیاید و همه بدون چون‌وچرا تبعیت کنند‌. بلکه خود می‌اندیشند، چنان که شهید بهشتی و امام و رهبری شهید و رهبر کنونی انقلاب اسلامی نیز همگی اینگونه مردمی مطلوبشان بود.undefined مردم غیر توده امکان‌های اقتصادی اندیشیدن چنان که در اصل۴۳ قانون اساسی* آمده را دارند. تصور کنید بجای فریادهای بی‌صدا و بی‌قدرت، تشکل‌های اجتماعی-صنفی داشتیم که بیانیه‌ها، تریبون‌ها و نماینده‌های مشخصی داشتند و می‌توانستند صدای واقعی افراد از جنبه‌های مختلف شخصیتی افراد باشند. از طرف دیگر قدرت واقعی در زمینه‌های مختلف داشتند که نماد واقعی تحقق خواست عمومی جامعه باشند. و این بار رفراندوم واقعا از طریق صندوق‌های رای و برای موضوع مشخصی که خود مردم تشخیص می‌دهند باشد و نه صرف حضور در خیابان که هرکس هرگونه که بخواهد تصویر و تفسیر کند.
* ساعت کاری و مزد کاری به‌نحوی باشد که افراد بتوانند با مطالعه و مباحثه و... به چنان سطحی از سیاست‌ورزی برسند که در رهبری جامعه مشارکت کنند.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @jomhourikhahi | جمهوری‌خواهی

۱۱:۳۳