بازارسال شده از نشر بینالملل
#یادداشت#کتابالجهاد#تازهها
چرا باید کتابالجهاد را بخوانیم؟ 
علیرضا سمیعی
درک ما از #جنگ اغلب مبهم و چه بسا نادرست است. چون از یک طرف جنگیدن کاری خطرناک است که به حرفهایها سپرده شده و از طرف دیگر به قدری با سرنوشتمان گره خورده که نمیتوانیم جلوی نگرانی و حرفزدن خودمان را بگیریم.
ما در میانۀ جنگی هستیم که بر سرنوشتمان تأثیری بهسزا خواهد داشت. این اضطرار ما را وامیدارد در اخبار و تحلیلها غوطهور شویم.
در «هاگاکوره» از «یاماموتو» آمده است که هر کس اول باید کتابهای شهر و دیار خودش را بخواند . هاگاکوره، مهمترین کتاب سنت سامورایی است. گویا حتی به نظر آن سامورایی پیر بهتر است مطالعه را اول از مواریث خودمان آغاز کنیم. خاصه در مورد آنچه سعادت و شقاوت و تو بگو مرگ و زندگیمان را به گرو گرفته است.
متن کامل را از
اینجا بخوانید.
جهت تهیه کتابهای نشر میتوانید به تارنمای رسمی انتشارات بینالملل مراجعه و یا به @bynolmelal پیام دهید.
http://nashrebeynolmelal.ir
021-88912057
متن کامل را از
۲۳
۱۲:۱۴
بازارسال شده از شبچراغ
باسم حق...صحبتهای حاجقاسم درباره جنگ منطقهای با آمریکا و پیرامون اهرم مسدودسازی تنگههرمز که برای اولین بار منتشر میشود.
@mahdidadman
۱۹
۱۲:۲۷
#ریلز#علیرضا_سمیعی
بیمعنایی چپ در ایران معاصر
ماجرای گسست چپها از انقلاب ۵۷ چه بود؟ چرا آنها نهتنها با جمهوری اسلامی ایران نهتنها همراه نشدند، بلکه به ضد آن تبدیل شدند؟
برای ثبتنام در فصل دوم خوانش "خون والقلم" کلیک کنید!#خون_والقلم#خوانش#رمان_ایرانی
آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر
وبگاه مدرسـه تـ؋ـکر و نوآوری نگـاه
«رادیو نگاه»؛ صدای مدرسـه نگـاهروبیکا | بله | ایتا | تلگرام | روبینو| اینستاگرام
۸۲۴
۲۳:۰۰
۱.۴K
۱۹:۴۹
۲۸۶
۶:۱۴
بازارسال شده از رادیو دارکوب
ایران در جنگ؛ فصل ۶؛خرد ایرانی و منطق مکانیکی جنگ. علیرضا سمیعی. محمدقائم خانی. رادیو دارکوب .mp3
۵۴:۴۲-۱۸.۷۹ مگابایت
#ایران_در_جنگ
■ فصل ششم؛
#جنگ_و_خرد_ایرانی
■ مجلس پنجم(پایانی):
خرد ایرانی و منطق مکانیکی جنگ
● در نبردهای مدرن، انسان بخشی از ماشینِ جنگی است؛ اما در تجربه ایران، جنگ صحنه بازگشت انسان به متن تاریخ بود. جایی که تکنولوژی به خدمت اراده درآمد و پیوندِ دوباره ارتش با مردم، روایتی متفاوت از دفاع و اقتدار آفرید.
● فاصله میان «میدان» و «دیپلماسی»، زخمِ کهنهی سیاست در ایران است. آنجا که خردِ میدانی با حضورِ مردم به پیروزی میرسد، اما در ساحتِ حقوقی و اداری، همچنان در درکِ قواعدِ جهانیِ مدرن دچار تزلزل است.
● بزرگترین خطای دید در تاریخ سیاسی ایران، نادیده گرفتن جایگاهِ واسط میان مردم و ساختارِ قدرت بوده است.
#علیرضا_سمیعی
#محمدقائم_خانی
■ رادیو دارکوب؛ صدایی از صداها
@radiodarkoob@souresokut@alireza_samiee
■ فصل ششم؛
#جنگ_و_خرد_ایرانی
■ مجلس پنجم(پایانی):
خرد ایرانی و منطق مکانیکی جنگ
● در نبردهای مدرن، انسان بخشی از ماشینِ جنگی است؛ اما در تجربه ایران، جنگ صحنه بازگشت انسان به متن تاریخ بود. جایی که تکنولوژی به خدمت اراده درآمد و پیوندِ دوباره ارتش با مردم، روایتی متفاوت از دفاع و اقتدار آفرید.
● فاصله میان «میدان» و «دیپلماسی»، زخمِ کهنهی سیاست در ایران است. آنجا که خردِ میدانی با حضورِ مردم به پیروزی میرسد، اما در ساحتِ حقوقی و اداری، همچنان در درکِ قواعدِ جهانیِ مدرن دچار تزلزل است.
● بزرگترین خطای دید در تاریخ سیاسی ایران، نادیده گرفتن جایگاهِ واسط میان مردم و ساختارِ قدرت بوده است.
#علیرضا_سمیعی
#محمدقائم_خانی
■ رادیو دارکوب؛ صدایی از صداها
@radiodarkoob@souresokut@alireza_samiee
۱
۲۲:۰۴
بازارسال شده از مجلۀ سوره
محاسبۀ بنبستشکن
ما برای ادامۀ جنگ به چه نوع محاسبهای نیاز داریم و چرا محاسبههایی که تلقی بنبست دارند، غلطانداز است؟
علیرضا سمیعی
( بخش اول )
وقتی «حسین قجهای» با گردانش پشت جادۀ اهواز-خرمشهر گیر افتاده بود توی بیسیم گفتند بهتر است برگردد. عملیات آزادسازی خرمشهر به نظر غیرممکن میآمد و او در اولین مرحله از سه طرف زیر آتش بود؛ ۵ روز. لابد شنیدهاید که حسین قجهای گوش شکستهاش را از بیسیم کنده و گفته «اگر میتوانستم گردانم را حرکت بدهم پیشروی میکردم نه عقبنشینی». مقاومت او عملیات آزادسازی خرمشهر عزیز ما را ممکن کرد هر چند خودش شهید شد.
تمام جنگ همینطور پیش میرفت. بسیاری اوقات محاسبات عادی میگفت نمیشود، منتهی رزمندگان میرفتند تا محاسبات «بشود» را انجام دهند و بنبستها را باز کنند. اصلاً کل انقلاب همینطور پیش رفته است. وقتی شاه در سال ۵۵ به مجلس گزارش داد که عملیات مدرنیزاسیون ایران به بنبستهای جدی خورده، تمام ایران پُر از راههای نشد بود. اما امام خمینی (ره) کشور را از بنبست خارج کرد. او روش محاسباتی خاص خودش را داشت. روشی که به پیروانش آموزاند. آنها میرفتند ببینند چطور میشود محاسبه و طراحی کرد که کارها انجام شود.
این به آن معنا نبود که همان بیگدار به آب بزنند. حساب و کتابی در کارشان بود که محاسبات عادی را به هم میزد. وقتی امام از بعضی علمای عراق خواست آنها هم در کشور خودشان انقلاب کنند، پاسخ دادند که انقلاب در قلمرو صدام حسین و محمدرضا پهلوی، خطرناک است و نفوس مسلمانان و شیعیان را به خطر میاندازد. امام اما به روش خاص خودش انقلاب ایران را به پیروزی رساند؛ حالا خودتان کلاه خودتان را قاضی کنید: شهدای انقلاب و جنگ و بعد از آن در ایران چند نفر هستند؟ آنوقت ببینید از آن زمان چقدر خون شیعیان در عراق ریخته شده، فقط به این خاطر که دل به انقلابی اسلامی در عراق نسپردند. حتی تعداد شهدای ایران در جنگ ۸ ساله بسیار کمتر از کشتگان عراقی در همان جنگ است. پس نمیتوان گفت ایرانیها هردمبیل جنگیدند. آن هم در برابر کشوری که لشکری مکانیزه و بزرگتر از ارتش ایران داشت و از هفتاد سوراخ کمک میگرفت و عرب و اروپایی و آمریکایی و روس هی زیر دمش باد میدادند که تشویق شود و به کمک آنها در کورۀ جنگ با ایران بدمد.
سربند همین تجربیات است که ما از محاسبات آقایان در همین جنگ جاری تعجب میکنیم. آنها براساس محاسبات خود میگویند ادامۀ جنگ با آمریکا و رژیم صهیونی ممکن نیست. حال آنکه ما انتظار داریم بروند محاسباتی بیاورند و طرحهایی بریزند که ادامۀ جنگ را ممکن کند. خاصه آنکه میدانیم آمریکاییها و بهویژه سران رژیم صهیونی خیال ندارند دست از سر ما بردارند. آنها صلح را به نحوی ادامۀ جنگی میدانند که همین حالا هم دارند نقشۀ ادامهاش را در سر میپزند. از این رو واضح است که ما به محاسباتی نیاز داریم که بگوید چگونه باید جنگید، نه محاسبهای که تجویز کند اسلحه برداریم یا بگذاریم.
راستش را بخواهید محاسبه از همان اول یعنی از روزگار ارسطو عبارت بود از تلاش برای محاسبۀ چیزی که به نظر محاسبهناپذیر میآید. چون یونانیها دلشان میخواست هر چه رخ میدهد را به ناف خدایان ببندند. منتهی ارسطو با طبقهبندی، جداکردن و بخشیدن سیر منطقی به چیزها محاسبه را شروع کرد؛ حتی در بوطیقا برداشت و شعر و شاعری را نظم و نسق داد. شعر و شاعری که گفته میشد شیرینکاری آپولون و موزها و خلاصه خدایانِ هنردوست است. در دورۀ جدید هم از قضا نیوتون و دانشمندان جدید به سراغ محاسبۀ چیزهایی رفتند که غیرقابل فهم به نظر میرسید.
Sourehmag.ir
@Sourehmagazine
( بخش اول )
وقتی «حسین قجهای» با گردانش پشت جادۀ اهواز-خرمشهر گیر افتاده بود توی بیسیم گفتند بهتر است برگردد. عملیات آزادسازی خرمشهر به نظر غیرممکن میآمد و او در اولین مرحله از سه طرف زیر آتش بود؛ ۵ روز. لابد شنیدهاید که حسین قجهای گوش شکستهاش را از بیسیم کنده و گفته «اگر میتوانستم گردانم را حرکت بدهم پیشروی میکردم نه عقبنشینی». مقاومت او عملیات آزادسازی خرمشهر عزیز ما را ممکن کرد هر چند خودش شهید شد.
تمام جنگ همینطور پیش میرفت. بسیاری اوقات محاسبات عادی میگفت نمیشود، منتهی رزمندگان میرفتند تا محاسبات «بشود» را انجام دهند و بنبستها را باز کنند. اصلاً کل انقلاب همینطور پیش رفته است. وقتی شاه در سال ۵۵ به مجلس گزارش داد که عملیات مدرنیزاسیون ایران به بنبستهای جدی خورده، تمام ایران پُر از راههای نشد بود. اما امام خمینی (ره) کشور را از بنبست خارج کرد. او روش محاسباتی خاص خودش را داشت. روشی که به پیروانش آموزاند. آنها میرفتند ببینند چطور میشود محاسبه و طراحی کرد که کارها انجام شود.
این به آن معنا نبود که همان بیگدار به آب بزنند. حساب و کتابی در کارشان بود که محاسبات عادی را به هم میزد. وقتی امام از بعضی علمای عراق خواست آنها هم در کشور خودشان انقلاب کنند، پاسخ دادند که انقلاب در قلمرو صدام حسین و محمدرضا پهلوی، خطرناک است و نفوس مسلمانان و شیعیان را به خطر میاندازد. امام اما به روش خاص خودش انقلاب ایران را به پیروزی رساند؛ حالا خودتان کلاه خودتان را قاضی کنید: شهدای انقلاب و جنگ و بعد از آن در ایران چند نفر هستند؟ آنوقت ببینید از آن زمان چقدر خون شیعیان در عراق ریخته شده، فقط به این خاطر که دل به انقلابی اسلامی در عراق نسپردند. حتی تعداد شهدای ایران در جنگ ۸ ساله بسیار کمتر از کشتگان عراقی در همان جنگ است. پس نمیتوان گفت ایرانیها هردمبیل جنگیدند. آن هم در برابر کشوری که لشکری مکانیزه و بزرگتر از ارتش ایران داشت و از هفتاد سوراخ کمک میگرفت و عرب و اروپایی و آمریکایی و روس هی زیر دمش باد میدادند که تشویق شود و به کمک آنها در کورۀ جنگ با ایران بدمد.
سربند همین تجربیات است که ما از محاسبات آقایان در همین جنگ جاری تعجب میکنیم. آنها براساس محاسبات خود میگویند ادامۀ جنگ با آمریکا و رژیم صهیونی ممکن نیست. حال آنکه ما انتظار داریم بروند محاسباتی بیاورند و طرحهایی بریزند که ادامۀ جنگ را ممکن کند. خاصه آنکه میدانیم آمریکاییها و بهویژه سران رژیم صهیونی خیال ندارند دست از سر ما بردارند. آنها صلح را به نحوی ادامۀ جنگی میدانند که همین حالا هم دارند نقشۀ ادامهاش را در سر میپزند. از این رو واضح است که ما به محاسباتی نیاز داریم که بگوید چگونه باید جنگید، نه محاسبهای که تجویز کند اسلحه برداریم یا بگذاریم.
راستش را بخواهید محاسبه از همان اول یعنی از روزگار ارسطو عبارت بود از تلاش برای محاسبۀ چیزی که به نظر محاسبهناپذیر میآید. چون یونانیها دلشان میخواست هر چه رخ میدهد را به ناف خدایان ببندند. منتهی ارسطو با طبقهبندی، جداکردن و بخشیدن سیر منطقی به چیزها محاسبه را شروع کرد؛ حتی در بوطیقا برداشت و شعر و شاعری را نظم و نسق داد. شعر و شاعری که گفته میشد شیرینکاری آپولون و موزها و خلاصه خدایانِ هنردوست است. در دورۀ جدید هم از قضا نیوتون و دانشمندان جدید به سراغ محاسبۀ چیزهایی رفتند که غیرقابل فهم به نظر میرسید.
۱
۱۸:۰۱
بازارسال شده از مجلۀ سوره
( بخش دوم )
فارغ از اینکه محاسبات و راهحلهای هر دوره (مثلاً زمان ارسطو یا نیوتن) چقدر راست و درست بوده است، دو چیز همچنان هست؛ اول اینکه چنانچه گفته شد محاسبه در اساس، محاسبۀ امر محاسبهناپذیر بوده است و دو دیگر اینکه محاسبات و در نتیجه راههای برونرفت از مشکلات علمی همواره علم و مردمان را از دورهای به دورۀ دیگر برده است. یعنی نفس محاسبه فارغ از صدق و کذب قضایایش نحوهای بُنبستشکنی، بلندپروازی و شهامت بوده است و مهمترین نتایجش در حرکتبخشیدن به تاریخ است. مردمان با محاسبات تازه به دورههای جدید قدم میگذارند و توفیقاتشان اصولاً بر پایۀ ارزش انسانی و تاریخی سنجیده میشوند. من از تاریخ علم غربی میگویم زیرا گویا محاسبات آقایان مبتنی بر کارشناسیهایی است که روشهای اصولاً غربی دارد. میخواهم بگویم بر همان اساس هم اگر نیک بنگری بنیاد محاسبه بر راهگشایی در تیرگیهاست و ارزش اصلیاش در پیشبُرد تاریخی فهمیده میشود.
لابد داستان توراتی رسیدن حضرت موسی و قوم بنیاسرائیل به سرزمین وعدهشده را خواندهاید. حضرت موسی ۱۲نفر یعنی از هر خانواده یکی را برای بررسی اوضاع میفرستد. آنها به دو گروه تقسیم میشوند. ۴نفر میگویند برویم و با اعتماد به وعدۀ الهی بجنگیم. شش مخالف اما استدلال میکردند که آنها در مواضع خود هستند در حالی که ما در بیابانی هستیم که از شش جهت دشت است. آنها تازهنفس و ما خستهایم.. آنها سلاحهای بزرگ دارند و ما سلاحهای سبک و… . وقتی قوم بنیاسرائیل از در مخالفت درآمدند و لابه و ناله سر دادند، خداوند بر ایشان غضب کرد. آدم یاد این بیت مولانای بلخی میافتد: پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بیتمکین بود.
حالا حکایت ماست. چه به تاریخِ محاسبه نگاه کنیم، چه منطق انبیاء را فرض بگیریم و چه تجربۀ انقلاب و هشتسال جنگ را پیش چشم بیاوریم، به هر رو محاسبۀ جنگ مبتنی بر بنبستشکنی، بلندهمتی و خواست عبور به وضع تاریخی تازه است. ما برای نه گفتن به جنگ باید همۀ شواهد اصیل را نادیده بگیریم. براساس هر سه راه مؤمن و تو بگو انسان، مسئول محاسبهای است که راهها را رفتنی میکند.
۱
۱۸:۰۱
در دادگاه غنینژاد، مستی مانع شهادت نمیشود؛ چون اقتصاد با اعداد و محاسبه سر و کار دارد. بگذریم که تا دلتان بخواهد ادبیات شفاهی و مردمنگاری داریم که اعتراض و انقلاب روستاییان را نشان میدهد. بگذریم که مردم در روزهای انقلاب شعارهای دینی میدادند و پلاکاردهایی از احادیث معصومین به خیابان میبردند. حتی بگذریم که رهبریِ مجتهدی جامعالشرایط را طلب میکردند. شاید آقای غنینژاد به اسنادی از انقلاب 57 دست پیدا کرده که نشان میدهد مردم با شعار «ویسکیِ باکیفیت، حق مسلم ماست»، تظاهرات گستردهای به راه انداختهاند. آن وقت میتوان گفت گزارشها و اسناد متعددی که از حمله به مشروبفروشیها در جریان انقلاب در دست داریم، همگی روایتهای جعلی رژیم کنونی است.
۱۷۸
۱:۰۹
به نیابت از رهبر شهید در مسیر هستم
۹۸
۱:۲۹