گزیدههایی از گفتوگو با #خبرگزاری_فارس (۲)
■ دربارهء شکستهنویسی
● اگر جهان داستان را خوب ساخته باشید، خواننده خودش ناخودآگاه، دیالوگ کتابی شما را در ذهنش به گفتار عامیانه تبدیل میکند.
● من هم عمداً تلاش میکنم شکسته ننویسم. امروز بچهها به اندازه کافی با این زبان بیقانون و قاعده در فضای مجازی مواجه هستند. بدیهی است که اگر بخواهم همان زبان را وارد داستان کنم، به نظرم ادبیات کارکرد خودش را از دست میدهد.
● ادبیات یک قالب مستقل، سازنده و آفرینشگر است و حافظ سنتها، فرهنگها و هویتهاست. ادبیات باید کار خودش را بکند و ساز خودش را بزند.
● اگر من بخواهم کتاب را بگذارم کنار اینستاگرام، باعث بیاعتباری کتاب شدهام؛ و انتظاری را که مخاطب از کتاب به عنوان قالبی قابل اعتماد دارد، از بین بردهام.
● کتاب در ذهن همه ما با شاهنامه و آثار نظامی تعریف میشود؛ و جایگاه متفاوتی دارد.
#داستان #مخاطب #نثر_نوشتار
@ezzatipak
■ دربارهء شکستهنویسی
● اگر جهان داستان را خوب ساخته باشید، خواننده خودش ناخودآگاه، دیالوگ کتابی شما را در ذهنش به گفتار عامیانه تبدیل میکند.
● من هم عمداً تلاش میکنم شکسته ننویسم. امروز بچهها به اندازه کافی با این زبان بیقانون و قاعده در فضای مجازی مواجه هستند. بدیهی است که اگر بخواهم همان زبان را وارد داستان کنم، به نظرم ادبیات کارکرد خودش را از دست میدهد.
● ادبیات یک قالب مستقل، سازنده و آفرینشگر است و حافظ سنتها، فرهنگها و هویتهاست. ادبیات باید کار خودش را بکند و ساز خودش را بزند.
● اگر من بخواهم کتاب را بگذارم کنار اینستاگرام، باعث بیاعتباری کتاب شدهام؛ و انتظاری را که مخاطب از کتاب به عنوان قالبی قابل اعتماد دارد، از بین بردهام.
● کتاب در ذهن همه ما با شاهنامه و آثار نظامی تعریف میشود؛ و جایگاه متفاوتی دارد.
#داستان #مخاطب #نثر_نوشتار
@ezzatipak
۳۴۸
۱۱:۲۷
بازارسال شده از رادیو دارکوب
ادبیات و مسئله جاودانگی. اسکندرنامه. رادیو دارکوب.mp3
۳۵:۲۸-۱۶.۲۴ مگابایت
#زندگی_با_ادبیات
● فصل اول:#داستان_و_مسئله_جاودانگی
■ داستان سوم:#شرفنامه سرودهء #نظامی_گنجوی
● نظامی گنجوی، داستانِ جستجویِ آبِ حیات را از یک صبح آغاز میکند و به شب میرساند و بعد باز در صبح میایستد؛ و این اتفاقِ تصادفی نیست. در ادبیات، «شب» یعنی جستجو، آرزومندی و سرگردانی؛ و «صبح» یعنی ادراک و رسیدن. این چرخهی «صبح–شب–صبح»، ساختاری است که در آن، خودِ زمان، روایتگرِ پیام است: انسان از آگاهی بیرون میرود، در تاریکیِ آرزو سرگردان میشود، و سپس با پذیرفتنِ حقیقت، دوباره به روشنایی بازمیگردد.
● کارِ نظامی تلاشی است برای درکِ این نکته که چرا در معماریِ کائنات، آبِ حیات نه در دستانِ «فاتح»، که در پیالهء «سالک» قرار میگیرد!
■ رادیو دارکوب؛ صدایی از صداها
@radiodarkoob@dizgah@ezzatipak
● فصل اول:#داستان_و_مسئله_جاودانگی
■ داستان سوم:#شرفنامه سرودهء #نظامی_گنجوی
● نظامی گنجوی، داستانِ جستجویِ آبِ حیات را از یک صبح آغاز میکند و به شب میرساند و بعد باز در صبح میایستد؛ و این اتفاقِ تصادفی نیست. در ادبیات، «شب» یعنی جستجو، آرزومندی و سرگردانی؛ و «صبح» یعنی ادراک و رسیدن. این چرخهی «صبح–شب–صبح»، ساختاری است که در آن، خودِ زمان، روایتگرِ پیام است: انسان از آگاهی بیرون میرود، در تاریکیِ آرزو سرگردان میشود، و سپس با پذیرفتنِ حقیقت، دوباره به روشنایی بازمیگردد.
● کارِ نظامی تلاشی است برای درکِ این نکته که چرا در معماریِ کائنات، آبِ حیات نه در دستانِ «فاتح»، که در پیالهء «سالک» قرار میگیرد!
■ رادیو دارکوب؛ صدایی از صداها
@radiodarkoob@dizgah@ezzatipak
۱
۶:۱۸
مدت زیادی است دارم به این اهریمنزاد فکر میکنم. و مدت کمی است که توصیفی از او به ذهنم رسیده که به نظرم گویای بسیاری از رذالتهای وجودیاش است: #حُرمَت_شِکن!
۹۴۷
۱۹:۳۴
بازارسال شده از روایت پیشرفت ایران
🫣 این بیخبری فقط از تاریخ نبود؛ چون من حتی نمیدانستم اقیانوس آرام، برخلاف اسمش، اینقدر ناآرام است. نمیدانستم دور کرهی زمین گشتن و برای اولین بار با یک ناوشکن ایرانی قدم به آبهای آزاد دنیا گذاشتن چقدر میتواند مهم باشد. ولی کمکم که قاطی ماجرا شدم، افتخار کردم به ایران و ناوشکنش دنا.
وقتی دنا از نصفالنهاری که به آن خط زمان میگفتند، رد شد، من هم گم شدم بین ساعتها. هشتونیم ساعت از زمان ایران جلوتر بودیم و همین که خط را رد کردیم، پانزدهونیم ساعت عقب افتادیم. به قول ناخدا موسویان، انگار از نو وارد روزی شدیم که تازه به پایانش رسانده بودیم.
وقتی با دنا از خط استوا گذشتیم، به من هم خوش میگذشت با مسخرهبازیها و آدابش. وقتی دنبال دزد دریایی و نفتکش بیگانه راه افتادیم، هیجان خاصی داشتم؛ هرچند آخرش نفهمیدم چرا عملیات لغو شد.
🫡 من چشمهای متعجب مردم جهان و خصوصاً دریانوردان بیگانه را که مبهوت هنر و قدرت ایرانیها میشدند، توی این کتاب دیدم. #عزت_ایران را توی رفتار نیروی دریایی کشورم و روابط حرفهایشان را قشنگ احساس کردم. ایران با دست خودش ناوشکنی ساخته بود که همه را انگشت به دهان کرده بود. کیک نبود، واقعی بود. غولِ آرام را رد کرده بود و داشت از اطلس میگذشت.
#ناو_دنا #قدرت_دریایی_ایران#آمریکای_جنایتکار #اراده_ایرانی#روایت_پیشرفت #کتاب_موج_بلند
۴۷
۱۶:۲۶
بازارسال شده از آورد | داستان فنون ایرانی
پهپاد مهاجر…
فیلمی که آینده رو پیشبینی کرده بود.
علیاصغر عزتیپاک
جهت مطالعه کامل این مطلب به کتابمجلّهٔ آورد مراجعه کنید.
خرید شماره اول کتابمجلّهٔ «آورد» از:
https://pbshop.ir/__p-p-734.aspxو https://ketabresan.net/w/NTzhL
#کتاب_مجلّهٔ_آورد #پهپاد #مهاجر #ابراهیم_حاتمی_کیا#فیلم_نگار
فیلمی که آینده رو پیشبینی کرده بود.
جهت مطالعه کامل این مطلب به کتابمجلّهٔ آورد مراجعه کنید.
https://pbshop.ir/__p-p-734.aspxو https://ketabresan.net/w/NTzhL
#کتاب_مجلّهٔ_آورد #پهپاد #مهاجر #ابراهیم_حاتمی_کیا#فیلم_نگار
۵۲
۱۵:۲۷
بازارسال شده از رادیو دارکوب
ادبیات و مسئله جاودانگی. ملکوت. رادیو دارکوب. دیزگاه. عزتیپاک.mp3
۳۲:۵۶-۱۵.۰۸ مگابایت
#زندگی_با_ادبیات
● فصل اول:#داستان_و_مسئله_جاودانگی
■ داستان پنجم:#ملکوت نوشتهء #بهرام_صادقی
● تناقض بزرگ انسان مدرن در این است که هرچقدر بیشتر اراده به جاودانگی و لذتِ بیپایان میکند، سریعتر سر از تباهی و دستگاهِ مرگ درمیآورد؛ گویی میل به زندگیِ ابدی، خودِ دامِ مرگ است.
● بهرام صادقی در “ملکوت” نشان میدهد که کابوسِ اصلی، نه مرگِ فیزیکی، بلکه از دست رفتنِ مرز میان عقل و جنون، و تسلیم شدنِ انسان در برابرِ تاریکیِ درون است؛ جایی که نجاتبخشترین آرزوها به مهیبترین کابوسها تبدیل میشوند.
● دکتر حاتم در “ملکوت” یک قاتل سریالی نیست؛ او تجسمِ مدرنِ فریبی است که در آن، مرجعِ نجات و درمان (پزشک)، ابزارِ مرگ و نابودی میشود و آدمها با پای خود و با رویای عمر طولانی، به استقبالِ زهر میروند.
■ رادیو دارکوب؛ صدایی از صداها
@radiodarkoob@dizgah@ezzatipak
● فصل اول:#داستان_و_مسئله_جاودانگی
■ داستان پنجم:#ملکوت نوشتهء #بهرام_صادقی
● تناقض بزرگ انسان مدرن در این است که هرچقدر بیشتر اراده به جاودانگی و لذتِ بیپایان میکند، سریعتر سر از تباهی و دستگاهِ مرگ درمیآورد؛ گویی میل به زندگیِ ابدی، خودِ دامِ مرگ است.
● بهرام صادقی در “ملکوت” نشان میدهد که کابوسِ اصلی، نه مرگِ فیزیکی، بلکه از دست رفتنِ مرز میان عقل و جنون، و تسلیم شدنِ انسان در برابرِ تاریکیِ درون است؛ جایی که نجاتبخشترین آرزوها به مهیبترین کابوسها تبدیل میشوند.
● دکتر حاتم در “ملکوت” یک قاتل سریالی نیست؛ او تجسمِ مدرنِ فریبی است که در آن، مرجعِ نجات و درمان (پزشک)، ابزارِ مرگ و نابودی میشود و آدمها با پای خود و با رویای عمر طولانی، به استقبالِ زهر میروند.
■ رادیو دارکوب؛ صدایی از صداها
@radiodarkoob@dizgah@ezzatipak
۳۵
۱۰:۳۰
مدتهاست که وقتی ادبیات رزم اهل جنگ و اهل سیاست کشورمان ایران را میخوانم یا میشنوم، احساس میکنم در ناخودآگاه آنها شکست و مرگ پیشتر از پیروزی و آزادی خانه کرده. "ما تا آخرین لحظه میجنگیم"، "تا آخرین نفس"، "تا آخرین قطره خون" و... به گمان من این ادبیات ریشه در دوران مظلومیت و مظلومنمایی فرهنگی و ای بسا عقیدتی داشته باشد. و امروز البته شرایط متفاوت است؛ و از قضا این شرایط متفاوت را همین رزمندگان و همین اهل سیاستمان ساختهاند: ما امروز بیقدرت نیستیم!در روزگار قدرتمندی و ایستادگی، باید ادبیات همپایه رواج یابد. از همین رو مدام منتظرم تا از تریبونها بشنوم: "با قدرت خواهیم جنگید!، " پُرتوان خواهیم ایستاد"، "قهرمانانه پیروز میشویم" و "میجنگیم و زنده میمانیم!"
#ادبیات_پیروزی#ادبیات_ایستادگی
#ادبیات_پیروزی#ادبیات_ایستادگی
۱.۱K
۲۰:۰۱
بازارسال شده از رادیو دارکوب
#زندگی_با_ادبیات | فصل دوم: #ادبیات_و_رستگاری
● آیا ادبیات میتواند راهی به #رستگاری بگشاید؟ آیا داستانها امکان رهایی آدمی از گمگشتگی، تباهی و رنج را فراهم میکنند؟
در فصل دوم زندگی با ادبیات به سراغ داستانها و روایتهایی میرویم که مسئلهشان رستگاری است.
نخستین مجلس از این فصل، یکشنبه ۱۷ آبانماه ۱۴۰۵ در رادیو دارکوب منتشر خواهد شد.
■ رادیو دارکوب؛ صدایی از صداها
@radiodarkoob@dizgah@ezzatipak
● آیا ادبیات میتواند راهی به #رستگاری بگشاید؟ آیا داستانها امکان رهایی آدمی از گمگشتگی، تباهی و رنج را فراهم میکنند؟
در فصل دوم زندگی با ادبیات به سراغ داستانها و روایتهایی میرویم که مسئلهشان رستگاری است.
نخستین مجلس از این فصل، یکشنبه ۱۷ آبانماه ۱۴۰۵ در رادیو دارکوب منتشر خواهد شد.
■ رادیو دارکوب؛ صدایی از صداها
@radiodarkoob@dizgah@ezzatipak
۴۴
۱۵:۵۰