لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل انسان در سازمانا
۷۵۹ عضو

انسان در سازمان

من، سینا طاهری، در این کانال از منابع انسانی، رفتار سازمانی و تئوری‌های مدیریت و سازمان می‌نویسم.
HRBP @ DivarEx HRBP @ ParadiseHubEx HR Specialist @ GolrangEX BA @ Mapna
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۴ تیر
انسان در سازمان
undefined undefined عملکرد پایین در نهایت دو دلیل بیشتر نداره: یا «نخواستن» یا «*نتوانستن*». بعضی‌ها میگن دلیل سومی هم هست به نام «عدم تناسب فرد با شغل/سازمان»؛ که خب این هم در نهایت دوباره منجر به همون نخواستن یا نتوانستن میشه. فعلا به بحث «نخواستن» کاری ندارم. بیاید تمرکزمون رو بذاریم روی این موضوع که چرا یک نفر واقعا «نمیتونه» کارش رو درست انجام بده؟ با «۳ مدل نتوانستن» روبه‌روییم: undefined نتوانستن مهارتی: فرد تخصص و دانش فنیِ لازم برای انجام شغلش رو نداره و در کارهای پایه ضعیفه (به زبون ساده: درسش رو خوب نخونده undefined) undefined نتوانستن شناختی: مهارت‌های تخصصی بالاست، اما فرد فاقدِ «تفکر نقادانه» یا قدرت تحلیلیه تا بتونه از ابزارهاش درست، به‌جا و برای حل مسائل پیچیده استفاده کنه. undefined نتوانستن سیستمی: شرایطی که فرد هم مهارت داره و هم قدرت شناخت، اما سازمان و مدیران به‌درستی مسائل رو تفویض نمیکنن، بودجه و زمان کافی اختصاص نمیدن، یا دسترسی‌ها رو بی‌دلیل محدود کردن. در این حالت باز هم فرد «نمی‌تواند» خروجی بگیره، اما اینجا دیگه تقصیر خودش نیست؛ سیستم اون را فلج کرده. ble.ir/humaninorg t.me/humaninorg
undefinedسوالی که برای من پیش میاد اینه که با توسعه‌ی ابزارهای هوش مصنوعی و LLMها، آیا دلیل «*نتوانستن مهارتی*» هم‌چنان موجهه؟
به مشاغل خیلی تخصصی مثل شکافتن هسته‌ی اتم و هوا کردن آپولو کاری ندارم. اما شغل‌های دانشی معمول در سازمان‌های امروزی رو در نظر بگیرید. اگر فرد به ادبیات شغل آشنا باشه در حدی که بدونه که چطور میتونه از AI کمک بگیره و به اون فید بده، تقریبا دلیلی برای «ضعف مهارتی» نداره و "سایر انواع نتوانستن" یا "نخواستن" اهمیت بیشتری پیدا میکنه. آیا اشتباه میگم؟ble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۵
undefined۱

۲۱۱

۱۰:۳۶

۱۵ تیر
undefined یکی از مهم‌ترین نتایجِ حضور HR در دل عملیات اینه که بدونه چه «نگرش‌های شغلی» و ادراکاتی در ذهن آدم‌های سازمان جریان داره.
وقتی منابع انسانی این نگرش‌ها رو بشناسه، دیگه روی هوا و بر اساس حدس‌ و گمان استراتژی نمی‌چینه؛ بلکه با دیتای متقن، اقدامات اصلاحی درست تعریف میکنه و تصمیم‌سازی‌های به‌مراتب معتبرتری برای میزِ مدیران ارشد داره.
یکی از کاربردی‌ترین ابزارها برای استخراج این دیتای ارزشمند، طراحی و اجرای سیستم‌های «سنجش نگرش» است.
undefined از اونجایی که در یک سال گذشته، تا حدی درگیر چالش‌های اجرایی پروژه‌ی «سنجش نبض سازمان» (Pulse Survey) بودم، تصمیم دارم در چند یادداشت بعدی، تجربه‌ها، درس‌آموخته‌ها و باگ‌های پیاده‌سازی این ابزار رو در سازمان با شما به اشتراک بذارم.ble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۵
undefined۲

۲۱۳

۹:۱۹

۱۶ تیر
انسان در سازمان
undefined یکی از مهم‌ترین نتایجِ حضور HR در دل عملیات اینه که بدونه چه «نگرش‌های شغلی» و ادراکاتی در ذهن آدم‌های سازمان جریان داره. وقتی منابع انسانی این نگرش‌ها رو بشناسه، دیگه روی هوا و بر اساس حدس‌ و گمان استراتژی نمی‌چینه؛ بلکه با دیتای متقن، اقدامات اصلاحی درست تعریف میکنه و تصمیم‌سازی‌های به‌مراتب معتبرتری برای میزِ مدیران ارشد داره. یکی از کاربردی‌ترین ابزارها برای استخراج این دیتای ارزشمند، طراحی و اجرای سیستم‌های «سنجش نگرش» است. undefined از اونجایی که در یک سال گذشته، تا حدی درگیر چالش‌های اجرایی پروژه‌ی «سنجش نبض سازمان» (Pulse Survey) بودم، تصمیم دارم در چند یادداشت بعدی، تجربه‌ها، درس‌آموخته‌ها و باگ‌های پیاده‌سازی این ابزار رو در سازمان با شما به اشتراک بذارم. ble.ir/humaninorg t.me/humaninorg
thumbnail
اصل اول در اجرای سنجش نبض؛ نپرس، اگر عمل نمی‌کنی!
مهم‌ترین قانون در طراحی Pulse Survey این یه جمله است:"Don't ask what you are not willing to act on."(درباره‌ی چیزی که آمادگی و قصدِ اقدام روی آن را نداری، سوال نپرس!)
به یاد داشته باشیم که وقتی منابع انسانی از افراد سوالی میپرسه، صرفا در حال «جمع‌آوری دیتا» نیست؛ بلکه مستقیما داره در ذهن افراد «انتظار برای اقدام» ایجاد میکنه.
به همین دلیل، قبل از نهایی کردن هر نظرسنجی درون‌سازمانی، باید تکلیف این ۳ سوال روشن باشه:
undefinedچه کسی قراره نتایج رو ببینه؟undefinedچه کسی «مالک» اقدامات اصلاحی پس از نظرسنجیه؟ (مدیر منابع انسانی یا مدیران ارشد یا مدیران میانی؟)undefinedدر محدودیت‌های فعلی سازمان، چه اقداماتی مقدور و عملیه؟
قبلاً در [این پست] هم اشاره کرده بودم که در بافتار کسب‌وکار، «گفت‌وگو» فی‌نفسه یک هدف نیست؛ بلکه ابزاریه که باید استراتژی و خروجی مشخصی پشت اون باشه.
undefined برگزاری نظرسنجی‌های پیاپی، گرفتن وقت افراد و در نهایت رها کردن نتایج در کشوی میز مدیر، مشکلی رو حل نمیکنه و به «اعتمادِ» کارکنان به HR خدشه وارد میکنه.ble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۶

۲۱۱

۱۳:۲۴

۱۷ تیر
انسان در سازمان
undefined اصل اول در اجرای سنجش نبض؛ نپرس، اگر عمل نمی‌کنی! مهم‌ترین قانون در طراحی Pulse Survey این یه جمله است: "Don't ask what you are not willing to act on." (درباره‌ی چیزی که آمادگی و قصدِ اقدام روی آن را نداری، سوال نپرس!) به یاد داشته باشیم که وقتی منابع انسانی از افراد سوالی میپرسه، صرفا در حال «جمع‌آوری دیتا» نیست؛ بلکه مستقیما داره در ذهن افراد «انتظار برای اقدام» ایجاد میکنه. به همین دلیل، قبل از نهایی کردن هر نظرسنجی درون‌سازمانی، باید تکلیف این ۳ سوال روشن باشه: undefinedچه کسی قراره نتایج رو ببینه؟ undefinedچه کسی «مالک» اقدامات اصلاحی پس از نظرسنجیه؟ (مدیر منابع انسانی یا مدیران ارشد یا مدیران میانی؟) undefinedدر محدودیت‌های فعلی سازمان، چه اقداماتی مقدور و عملیه؟ قبلاً در [این پست] هم اشاره کرده بودم که در بافتار کسب‌وکار، «گفت‌وگو» فی‌نفسه یک هدف نیست؛ بلکه ابزاریه که باید استراتژی و خروجی مشخصی پشت اون باشه. undefined برگزاری نظرسنجی‌های پیاپی، گرفتن وقت افراد و در نهایت رها کردن نتایج در کشوی میز مدیر، مشکلی رو حل نمیکنه و به «اعتمادِ» کارکنان به HR خدشه وارد میکنه. ble.ir/humaninorg t.me/humaninorg
اصل دوم؛ HR «گوشِ» سازمان است، نه لزوماً «دستِ اجرایی»
undefined یکی از اشتباهات رایج در نظرسنجی‌های سازمانی اینه که فکر کنیم منابع انسانی باید هم دیتا رو جمع کنه و هم خودش یک‌تنه تمام مشکلات رو حل کنه.
واقعیت اینه که HR مالکِ فرآیند «*شنیدنِ مسئله*» است، اما لزوماً مالکِ فرآیند «*حلِ مسئله*» نیست.
در ساختاری اصولی، مدیران ارشد و لیدرهای میانی، خط مقدمِ خلق تجربه برای کارمندان هستن و بارِ اصلیِ اقدام و حل‌وفصلِ مسائل باید روی دوشِ اونا باشه.
اگر این چرخه درست کار نکنه، واحد منابع انسانی عملاً به «*صندوق رسیدگی به شکایات*» تبدیل میشه؛ نقشی که در نهایت مشکلات رو هم ریشه‌ای حل نمیکنه.
undefined ارزشِ واقعیِ تیم منابع انسانی در این فرآیند چیه؟اینکه بتونه صدای افراد و نگرش‌های شغلیِ اونا رو استخراج کنه و این دیتا رو شفاف و بدون سوگیری (Bias) روی میز لیدرها بذاره.ble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۳

۲۰۹

۸:۲۰

۱۸ تیر
انسان در سازمان
اصل دوم؛ HR «گوشِ» سازمان است، نه لزوماً «دستِ اجرایی» undefined یکی از اشتباهات رایج در نظرسنجی‌های سازمانی اینه که فکر کنیم منابع انسانی باید هم دیتا رو جمع کنه و هم خودش یک‌تنه تمام مشکلات رو حل کنه. واقعیت اینه که HR مالکِ فرآیند «*شنیدنِ مسئله*» است، اما لزوماً مالکِ فرآیند «*حلِ مسئله*» نیست. در ساختاری اصولی، مدیران ارشد و لیدرهای میانی، خط مقدمِ خلق تجربه برای کارمندان هستن و بارِ اصلیِ اقدام و حل‌وفصلِ مسائل باید روی دوشِ اونا باشه. اگر این چرخه درست کار نکنه، واحد منابع انسانی عملاً به «*صندوق رسیدگی به شکایات*» تبدیل میشه؛ نقشی که در نهایت مشکلات رو هم ریشه‌ای حل نمیکنه. undefined ارزشِ واقعیِ تیم منابع انسانی در این فرآیند چیه؟ اینکه بتونه صدای افراد و نگرش‌های شغلیِ اونا رو استخراج کنه و این دیتا رو شفاف و بدون سوگیری (Bias) روی میز لیدرها بذاره. ble.ir/humaninorg t.me/humaninorg
thumbnail
اصل سوم؛ هر یافته‌ای لزوما اقدام نمی‌خواد، اما نباید بلاتکلیف بمونه.
از دل نظرسنجی‌های سازمانی داده‌های زیادی بیرون میاد؛ از مسائل کوچک و بزرگ گرفته تا خواسته‌های انجام‌شدنی و نشدنی. طبیعتاً در افراد سازمان این توقع ایجاد میشه که حالا که وقت گذاشتن و مشکلات رو بیان کردن، همه‌چیز باید به‌سرعت حل بشه.
undefinedاما واقعیتِ ظرفیتِ سازمان اینه که قرار نیست برای تک‌تکِ این یافته‌ها اقدام عملی صورت بگیره. نکته‌ی کلیدی اینه که هیچ فیدبکی نباید «بی‌صاحب» و مسکوت رها بشه.
اینجا منابع انسانی باید شفافیت داشته باشه: اگر موضوعی در حال حاضر اولویت سازمان نیست یا منابعی برای حل اون وجود نداره، HR باید خیلی صریح اعلام کنه:
undefined«صدای شما رو شنیدیم و دغدغه رو به لیدرهای مربوطه ارجاع دادیم، اما الان، حلِ این موضوع خاص در اولویت تمرکز ما نیست.»
خلاصه اینکه تیم منابع انسانی باید درباره‌ی تمام خروجی‌های پالس‌سروی تصمیم‌گیری کنه؛ حتی اگه اون تصمیم، یک «*نمی‌تونیم*» یا «*الان نه*» قاطعانه باشه. مهم اینه که این تصمیم به گوشِ افراد برسه تا بدونن بازخوردشون گم نشده.ble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۴

۲۳۶

۱۰:۲۱

۲۰ تیر
thumbnail
بدون شرح؛ درباره‌ی «*تفویض اختیار*» undefinedble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۵

۲۱۹

۱۵:۵۱

۲۵ تیر
thumbnail
undefinedوقتی درباره‌ی «تعارض» در محیط کار صحبت می‌کنیم، منظورمون چیه؟
تعارض فرآیندیه که ریشه در «ادراک» آدم‌ها داره.داستان تعارض دقیقا زمانی شروع میشه که فردی یا تیمی احساس کنه طرف مقابلش بر چیزی که براش مهمه، اثر منفی گذاشته (یا قصد داره اثر منفی بذاره).
تعارض یعنی آگاهی از ناسازگاری‌ها، تفاوت در اهداف، منابع یا روش‌ها و الزاماً به معنای بی‌احترامی یا خصومت شخصی نیست.
در محیط کار، تعارض معمولاً در سه قالب خودش رو نشون میده:
undefined تعارض کاری (Task Conflict)این نوع تعارض به اختلاف نظر اعضا درباره‌ی محتوا، اهداف و خودِ وظایف برمیگرده. اینجا افراد روی ایده‌ها، دیدگاه‌ها و روش‌های حل مسئله با هم بحث و چالشِ تخصصی دارن. این نوع تعارض اگر در سطح استانداردی باشه، نه‌تنها بد نیست، بلکه مسبب خلاقیتِ تیمه.
undefined تعارض رابطه‌ای (Relationship Conflict)ریشه‌ی این تعارض، ناسازگاری‌های بین‌فردی و تنش‌های شخصیه. تعارض رابطه‌ای پر از درگیری‌های عاطفی مثل رنجش، ناامیدی و اصطکاکِ روانی با سایر اعضاست و انرژی و تمرکز سازمان رو نابود میکنه.
undefined تعارض فرآیندی (Process Conflict)اینجا بحث بر سرِ «چطور انجام دادنِ» کارهاست. کانون این اختلافات روی تفویض نقش‌ها، تخصیص منابع، تقسیم کار و این سوال متمرکزه که: «دقیقاً چه کسی باید چه کاری رو انجام بده؟»ble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۶

۴۴۹

۱۰:۵۵

thumbnail
undefined۶

۴۴۹

۱۰:۵۵

۸ مرداد
انسان در سازمان
undefined تصویر
thumbnail
تعارض پدیده‌ای ثابت و ایستا نیست؛ تعارض‌ها زنده‌ و پویا هستن و میتونن تغییر شکل بدن.
برای مثال، اگر اختلافی کاری یا فرآیندی به‌درستی و در زمان مناسب حل نشه، به‌مرور زمان رسوب میکنه و در نهایت به یک تعارضِ شخصی و رابطه‌ای تبدیل میشه.
برای مدیریت این شرایط، سه نکته‌ی کاربردی وجود داره:
undefined مداخله‌ی زودهنگام: وقتی فرآیند یا جنسِ کار جوریه که اصطکاک ایجاد میکنه، باید سعی کنیم تعارض رو در همون مراحل اولیه برطرف کنیم. نباید اجازه بدیم رسوبِ این اختلافات روی هم جمع بشه.
undefined پنهان نشدن پشت سیستم‌ و فرایند رسمی: در زمان بروز تعارض، صرفاً به ساختار و ابزارها اتکا نکنیم. اینکه بگیم «من فلان داکیومنت رو نوشتم» یا «بهمان تیکت رو زدم، دیگه خودشون میدونن» مشکل رو حل نمیکنه. این وقتا، صحبت‌های شفاف، حضوری و غیررسمی بسیار راه‌گشاتر از مکاتبات سیستمی هستن.
undefined استفاده از ظرفیتِ ناظران بی‌طرف: نقش افرادی که وسطِ دعوا نیستن اما شناخت خوبی از جزئیات ماجرا دارن، بسیار پررنگ میشه. این افراد میتونن در نقش یک میانجیِ غیررسمی ظاهر بشن و به رفع اصولیِ تعارض کمک کنن.ble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۵

۱۹۲

۹:۵۶

۲۱ مرداد
انسان در سازمان
undefined تعارض پدیده‌ای ثابت و ایستا نیست؛ تعارض‌ها زنده‌ و پویا هستن و میتونن تغییر شکل بدن. برای مثال، اگر اختلافی کاری یا فرآیندی به‌درستی و در زمان مناسب حل نشه، به‌مرور زمان رسوب میکنه و در نهایت به یک تعارضِ شخصی و رابطه‌ای تبدیل میشه. برای مدیریت این شرایط، سه نکته‌ی کاربردی وجود داره: undefined مداخله‌ی زودهنگام: وقتی فرآیند یا جنسِ کار جوریه که اصطکاک ایجاد میکنه، باید سعی کنیم تعارض رو در همون مراحل اولیه برطرف کنیم. نباید اجازه بدیم رسوبِ این اختلافات روی هم جمع بشه. undefined پنهان نشدن پشت سیستم‌ و فرایند رسمی: در زمان بروز تعارض، صرفاً به ساختار و ابزارها اتکا نکنیم. اینکه بگیم «من فلان داکیومنت رو نوشتم» یا «بهمان تیکت رو زدم، دیگه خودشون میدونن» مشکل رو حل نمیکنه. این وقتا، صحبت‌های شفاف، حضوری و غیررسمی بسیار راه‌گشاتر از مکاتبات سیستمی هستن. undefined استفاده از ظرفیتِ ناظران بی‌طرف: نقش افرادی که وسطِ دعوا نیستن اما شناخت خوبی از جزئیات ماجرا دارن، بسیار پررنگ میشه. این افراد میتونن در نقش یک میانجیِ غیررسمی ظاهر بشن و به رفع اصولیِ تعارض کمک کنن. ble.ir/humaninorg t.me/humaninorg
thumbnail
🧰 جعبه‌ابزار مدیریت تعارض؛ کدام سبک رو کجا استفاده کنیم؟برای مدیریت و حل تعارض در محیط کار، ۵ استراتژی یا سبک اصلی وجود داره. این سبک‌ها بر اساس دو محور شکل می‌گیرن: «قاطعیت» (چقدر برای رسیدن به خواسته خودمان پافشاری می‌کنیم) و «همکاری» (چقدر برای رضایت طرف مقابل تلاش می‌کنیم).
نکته‌ی مهم اینه که هیچ‌کدام از این سبک‌ها مطلقاً خوب یا بد نیستن؛ انتخاب درست، کاملاً به موقعیت، فوریتِ مسئله و میزان اهمیتِ رابطه‌ی کاری بستگی داره:
undefined رقابت (Competing)اینجا فرد با قاطعیتِ تمام تلاش میکنه خواسته‌اش رو به کرسی بنشونه. (قاطعیت بالا، همکاری پایین).
کجا کاربرد داره؟ در شرایط بحرانی، زمان‌هایی که به یه تصمیم‌ سریع نیازه یا وقتی پای اجرای یک استاندارد مهمِ سازمانی در میونه و جای بحثی وجود نداره.
undefined همکاری (Collaborating)تلاشی برای یافتن راه‌حل «برنده‌-برنده» که نیازهای هر دو طرف کاملاً برآورده بشه (قاطعیت بالا، همکاری بالا).
کجا کاربرد داره؟ بهترین گزینه برای حل ریشه‌ایِ مسائل پیچیده است؛ اما به زمان، انرژی و هم‌فکری بالایی نیاز داره.
undefined اجتناب (Avoiding)فرد از درگیری دوری میکنه و مشکل رو نادیده میگیره (قاطعیت پایین، همکاری پایین).
کجا کاربرد داره؟ زمانی که موضوعِ اختلاف واقعاً کم‌اهمیته، یا در مقطع فعلی، هزینه‌ها و آسیب‌های ورود به تنش بسیار بیشتر از منافعِ حلِ اونه.
undefined کوتاه آمدن (Accommodating)فداکاری و ترجیح دادنِ خواسته‌ی طرف مقابل بر منافعِ خود (قاطعیت پایین، همکاری بالا).
کجا کاربرد داره؟ وقتی متوجه میشید حق با شما نبوده یا زمانی که حفظ هارمونیِ تیم و رابطه‌ی بلندمدت، بسیار حیاتی‌تر از پیروزی در اون بحثِ خاصه.
undefined مصالحه (Compromising)هیچ‌کس برنده‌ی مطلق نیست و هر دو طرف می‌پذیرن که از بخشی از خواسته‌های خودشون چشم‌پوشی کنن تا به توافقی میانه برسن (قاطعیت و همکاری در حد متوسط).
کجا کاربرد داره؟ وقتی دو طرف قدرت برابری دارن (مثلاً دو مدیر میانی) و رسیدن به یک راه‌حل موقت برای پیشبردِ سریعِ کارها ضروریه.ble.ir/humaninorgt.me/humaninorg
undefined۶
undefined۳

۲۸۲

۱۸:۳۷