بسم الله الرحمن الرحیم
#دوخط_روضه#صبح_عاشورا
آقای عزیز تر از جانمانچه روضه ای به پا کردی برای جدت شب عاشورایی. سایهات مستدام.
فرزند حسین پس از چند روز آمده در مجلس روضهی جدش شرکت کرده و عالم و آدم دارند قربان صدقهاش میروند و نقل مجالس شده: "ما ترکناک یابن فاطمة"
کجا بودید کربلا که در چنین روزی جد غریبش را یاری کنید که اینطور غریبانه و بی کس شهید شد و هیچکس پاسخ هل من ناصرش را نداد...!؟
صلی الله علیک یا اباعبدالله
لا یوم کیومک یا اباعبدالله
پ.ن: ما اینها را نشانه میگیریم که روز موعود نزدیک است، انشاءالله.صلی الله علیک یا بقیة اللهآجرک الله فی مصیبة جدک الحسین علیه السلام
پ.ن: چندتا عکس از استوری ها و واکنشهای پراکنده دوستان را آوردهام...
تمت.یاعلی.عاشورای ۱۴۰۴
#دوخط_روضه#صبح_عاشورا
آقای عزیز تر از جانمانچه روضه ای به پا کردی برای جدت شب عاشورایی. سایهات مستدام.
فرزند حسین پس از چند روز آمده در مجلس روضهی جدش شرکت کرده و عالم و آدم دارند قربان صدقهاش میروند و نقل مجالس شده: "ما ترکناک یابن فاطمة"
کجا بودید کربلا که در چنین روزی جد غریبش را یاری کنید که اینطور غریبانه و بی کس شهید شد و هیچکس پاسخ هل من ناصرش را نداد...!؟
صلی الله علیک یا اباعبدالله
پ.ن: ما اینها را نشانه میگیریم که روز موعود نزدیک است، انشاءالله.صلی الله علیک یا بقیة اللهآجرک الله فی مصیبة جدک الحسین علیه السلام
پ.ن: چندتا عکس از استوری ها و واکنشهای پراکنده دوستان را آوردهام...
تمت.یاعلی.عاشورای ۱۴۰۴
۰:۲۴
۰:۲۴
۰:۲۴
۰:۲۴
۰:۲۴
۰:۲۴
بسم الله الرحمن الرحیم
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا
حقا که تو حسادتِ نه فقط یهود، که همهی اهل دنیا را برانگیختهای ای مرد خدا،ای فرزند حسین، ای یادگار پیامبران.سلام الله علیک.
پ.ن: در خبر است که مراد از ملک عظیم، اطاعت مردم است.
تمت.یاعلی.عاشورای ۱۴۰۴
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا
حقا که تو حسادتِ نه فقط یهود، که همهی اهل دنیا را برانگیختهای ای مرد خدا،ای فرزند حسین، ای یادگار پیامبران.سلام الله علیک.
پ.ن: در خبر است که مراد از ملک عظیم، اطاعت مردم است.
تمت.یاعلی.عاشورای ۱۴۰۴
۹:۲۹
بسم الله الرحمن الرحیم
#این_قوم_ناگهان
قطعه ۴۲
قسمت اول
شتاب حوادث اینقدر زیاد است که حتی نمیرسی تیتر اخبار را مرور کنی.چگالی ایام خیلی زیادتر از آن است که بشود درکش کرد.هنوز مست سیلی ای هستی که خوردی، که سیلی بعدی آمده است.هنوز داغ حضور شب عاشورایی #آقا در حسینیهی امام هستی با آن همه جزییات که هر کدامش خودش میتواند موضوع کلی یادداشت و کلیپ باشد، که خبر مصاحبه #پزشکیان با تاکر #کالرسون، فضا را پر میکند. درگیر حواشی و مطالب له و علیه مصاحبه رییس جمهوری که خبر کمین عجیب و جدید #حماس علیه حرامزاده های آدمکش صهیونیست را میبینی که خبر از سرگیری مذاکرات توسط #عراقچی را میشنوی!
الغرض،نوشتن و ثبت و ضبط کردن، در چنین شرایطی سخت است و شاید هم بی فایده.
من ولی نمیخواهم از خیر آن تجربهی بی نظیر حضورم در قطعه ۴۲ بگذرم.
از آن روزی که مزهاش در کامم مانده است مثل یک خاطرهی دلچسب و تکرار نشدنی.نمیدانم تشبیه درستی هست یا نه،دیدید بعضی چیزها را دوست داری چندبار تجربه کنی!؟مثلا برای من پیش آمده است که تئاتری دیده ام و دوست داشتم دوباره و سه باره بروم و ببینم.یا فیلم یا قطعهی موسیقی ای که دوست داری صد بار آن را ببینی.مثلا #آژانس_شیشه ای را فکر کنم ۱۰۰ بار دیدهام.تجربهی حضور در #قطعه_۴۲ از آن تجربه ها بود.اصولا قبرستان برو نیستم. البته متاسفانه.از این بچه حزب اللهی هایی که سر و تهشان را میزنی گلزار شهدا هستند هم هیچوقت نبودم. باز هم متاسفانه.ولی از روزی که قطعه ۴۲ را تجربه کردم، دلم دارد پر میزند برای اینکه کار و بارم را بپیچانم و بروم قطعه ۴۲.
تمام آن یک روز مثل یک تصویر شفاف و روشن و زنده در ذهنم مانده است. شاید هیچوقت اینقدر روشن مفهوم حیات را ندیده بودم. حیات یک ملت. یک قوم قیام کرده. معجزهی حضور چند وجهیِ یک ملت زنده.
لذا نمیتوانم از خیر روایتش بگذرم.روایتش را از همان شبش شروع کرده بودم به نوشتن.اینقدر درگیر شدم و همان شتاب حوادثی که گفتم و بعد هم محرم و کارهای دیگر پیش آمد که مانع شد کاملش کنم.
اما امشب که نفسم در سینه حبس شده است مثل خیلی از شبهای این قریب دو سال پس از #طوفان_الاقصی،
امشب که دل توی دلم نیست و از فکر و خیال نمیتوانم پلک روی پلک بگذارم، باز هم مثل خیلی از شبهای این دوسال،
امشب که جریانِ سیالِ این ذهنِ خیال پردازِ لعنتیِ شاعرمسلک همه وجودم را پر از التهاب کرده است، تصمیم گرفتم کاملش کنم.
روایتم از آن همه جزییات را بنویسم تا دلم دوباره قرص شود که خدا حتما همراه چنین ملتی است که اینقدر اهل جزییات است.
شاید طولانی هم بشود، ولی چه باک!؟میخواهم بنویسم تا سالها بعد، اگر بودیم و بودند، به فرزندانم بگویم تا بدانند کشورشان و هم میهنانشان، چقدر اهل جزییات بودند. چقدر بی نظیر بودند. چقدر مشتی بودند!
رجاله ها و لکاته های توییتر و اینستا، معرف ایرانی ها نیستند.آنها تکلیفشان روشن است.غالبا شکمشان سیر است و کاسبی شان همین قلم به دستی هاست. دوگانه بسازند، شهر را شلوغ کنند، تحلیل های صد من یک غاز ارایه کنند، مثل روشنفکرهای دهه ۵۰ از قیام این ملت بی نظیر عقب بمانند و بعد هم پروژه های جدید بگیرند با کارفرماهای جدید.بیکارند.مهم نیستند.تو بگو انگل جامعه اند.از صبح خروس خوان دنبال حیدری نعمتی اند تا بوق سگ.خدا رحمت کند #سید_حسن_حسینی را، گفته بود:"من خوب یادم هست، روزی که روشنفکر، در کافه های شهر پر آشوب، دور از هیاهوها عرق میخورد/ با جانفشانی های سربازان حزب الله، تاریخ این ملت ورق میخورد."حرف هنوزم همان است.فرق #خمینی همین بود که از ابتدا دل به آن کافه روها خوش نکرده بود.مثل #خامنه_ای که امروز این توییتری ها کمترین اهمیت را برایش دارند.
من متن مردم را در آن یک روز قطعه ۴۲ دیدم.
ادامه دارد....پایان قسمت اول.۲۱ تیر ۱۴۰۴
پ.ن: اصولا فیلمی یا تصویری یا صوتی را ضمیمه میکنم به متنهایم که بیشتر دیده شود.هرچه فکر کردم، دیدم هیچ چیز مثل قطعهی #علاج از #محسن_چاووشی گویای مطالبم نیست.خلاصهی روایتم از قطعه ۴۲ همین شعر #کاظم_بهمنی است که چاووشی خواندش و #سدخارجی تصویردارش کرد!دم هر سه شان گرم و سرشان سبز و دلشان خوش.
@saminbateni68@saminbateni68
#این_قوم_ناگهان
قطعه ۴۲
قسمت اول
شتاب حوادث اینقدر زیاد است که حتی نمیرسی تیتر اخبار را مرور کنی.چگالی ایام خیلی زیادتر از آن است که بشود درکش کرد.هنوز مست سیلی ای هستی که خوردی، که سیلی بعدی آمده است.هنوز داغ حضور شب عاشورایی #آقا در حسینیهی امام هستی با آن همه جزییات که هر کدامش خودش میتواند موضوع کلی یادداشت و کلیپ باشد، که خبر مصاحبه #پزشکیان با تاکر #کالرسون، فضا را پر میکند. درگیر حواشی و مطالب له و علیه مصاحبه رییس جمهوری که خبر کمین عجیب و جدید #حماس علیه حرامزاده های آدمکش صهیونیست را میبینی که خبر از سرگیری مذاکرات توسط #عراقچی را میشنوی!
الغرض،نوشتن و ثبت و ضبط کردن، در چنین شرایطی سخت است و شاید هم بی فایده.
من ولی نمیخواهم از خیر آن تجربهی بی نظیر حضورم در قطعه ۴۲ بگذرم.
از آن روزی که مزهاش در کامم مانده است مثل یک خاطرهی دلچسب و تکرار نشدنی.نمیدانم تشبیه درستی هست یا نه،دیدید بعضی چیزها را دوست داری چندبار تجربه کنی!؟مثلا برای من پیش آمده است که تئاتری دیده ام و دوست داشتم دوباره و سه باره بروم و ببینم.یا فیلم یا قطعهی موسیقی ای که دوست داری صد بار آن را ببینی.مثلا #آژانس_شیشه ای را فکر کنم ۱۰۰ بار دیدهام.تجربهی حضور در #قطعه_۴۲ از آن تجربه ها بود.اصولا قبرستان برو نیستم. البته متاسفانه.از این بچه حزب اللهی هایی که سر و تهشان را میزنی گلزار شهدا هستند هم هیچوقت نبودم. باز هم متاسفانه.ولی از روزی که قطعه ۴۲ را تجربه کردم، دلم دارد پر میزند برای اینکه کار و بارم را بپیچانم و بروم قطعه ۴۲.
تمام آن یک روز مثل یک تصویر شفاف و روشن و زنده در ذهنم مانده است. شاید هیچوقت اینقدر روشن مفهوم حیات را ندیده بودم. حیات یک ملت. یک قوم قیام کرده. معجزهی حضور چند وجهیِ یک ملت زنده.
لذا نمیتوانم از خیر روایتش بگذرم.روایتش را از همان شبش شروع کرده بودم به نوشتن.اینقدر درگیر شدم و همان شتاب حوادثی که گفتم و بعد هم محرم و کارهای دیگر پیش آمد که مانع شد کاملش کنم.
اما امشب که نفسم در سینه حبس شده است مثل خیلی از شبهای این قریب دو سال پس از #طوفان_الاقصی،
امشب که دل توی دلم نیست و از فکر و خیال نمیتوانم پلک روی پلک بگذارم، باز هم مثل خیلی از شبهای این دوسال،
امشب که جریانِ سیالِ این ذهنِ خیال پردازِ لعنتیِ شاعرمسلک همه وجودم را پر از التهاب کرده است، تصمیم گرفتم کاملش کنم.
روایتم از آن همه جزییات را بنویسم تا دلم دوباره قرص شود که خدا حتما همراه چنین ملتی است که اینقدر اهل جزییات است.
شاید طولانی هم بشود، ولی چه باک!؟میخواهم بنویسم تا سالها بعد، اگر بودیم و بودند، به فرزندانم بگویم تا بدانند کشورشان و هم میهنانشان، چقدر اهل جزییات بودند. چقدر بی نظیر بودند. چقدر مشتی بودند!
رجاله ها و لکاته های توییتر و اینستا، معرف ایرانی ها نیستند.آنها تکلیفشان روشن است.غالبا شکمشان سیر است و کاسبی شان همین قلم به دستی هاست. دوگانه بسازند، شهر را شلوغ کنند، تحلیل های صد من یک غاز ارایه کنند، مثل روشنفکرهای دهه ۵۰ از قیام این ملت بی نظیر عقب بمانند و بعد هم پروژه های جدید بگیرند با کارفرماهای جدید.بیکارند.مهم نیستند.تو بگو انگل جامعه اند.از صبح خروس خوان دنبال حیدری نعمتی اند تا بوق سگ.خدا رحمت کند #سید_حسن_حسینی را، گفته بود:"من خوب یادم هست، روزی که روشنفکر، در کافه های شهر پر آشوب، دور از هیاهوها عرق میخورد/ با جانفشانی های سربازان حزب الله، تاریخ این ملت ورق میخورد."حرف هنوزم همان است.فرق #خمینی همین بود که از ابتدا دل به آن کافه روها خوش نکرده بود.مثل #خامنه_ای که امروز این توییتری ها کمترین اهمیت را برایش دارند.
من متن مردم را در آن یک روز قطعه ۴۲ دیدم.
ادامه دارد....پایان قسمت اول.۲۱ تیر ۱۴۰۴
پ.ن: اصولا فیلمی یا تصویری یا صوتی را ضمیمه میکنم به متنهایم که بیشتر دیده شود.هرچه فکر کردم، دیدم هیچ چیز مثل قطعهی #علاج از #محسن_چاووشی گویای مطالبم نیست.خلاصهی روایتم از قطعه ۴۲ همین شعر #کاظم_بهمنی است که چاووشی خواندش و #سدخارجی تصویردارش کرد!دم هر سه شان گرم و سرشان سبز و دلشان خوش.
@saminbateni68@saminbateni68
۲۲:۴۴
بازارسال شده از وحید یامین پور
همت و باکری و متوسلیان و خرازی و... قهرمانهای تاریخ ایران معاصرند. اگر به آنها میگفتند نیم قرن بعد همچنان مردانی در این سرزمین خواهند بود در اوج اقتدار و پرهیزکاری و اخلاص که میجنگند و شهید میشوند، شاید باورش برای آنها سخت بود. مردانی که قریب به ۴۰ سال پس از پایان جنگ آلوده به دنیا و وساوسش نشدند و قلب بزرگشان همواره در آرزوی شهادت میتپید. تصور کن که داستان سلامی و باقری و رشید و حاجیزاده را برای همت و باکری تعریف میکردیم... داستان حججی و صدرزاده را... داستان عجمیان و علیوردی را... چه شوقانگیز؛ چه غرورآفرین. چه آن سردارانی که هفتاد سال مجاهدانه و عاشقانه زیستند و چه جوانانی که در متن هیجانات و دلمشغولیهای رنگارنگ، اینچنین مستحکم و ملکوتی بار آمدند و شهید شدند؛ اینها حکایت از چشمه جوشان انقلاب اسلامی است. و من به یقین میدانم که هنوز در کنج مساجد و هیئتها و مدارس بسیاری هستند با روحهایی به بزرگی حججی و حاجیزاده، با ارادههایی به عظمت همت و رشید.نمایشهای چشمپرکن این و آن مرا نمیفریبد و مایوس نمیکند. خداوند گنجینههای بسیاری در سرزمین ما به ودیعت نهاده که هر کدام در روزگاری آشکار خواهد شد.
️به مناسبت سالگرد شهادت شهید آرمان علیوردی(ره)
️ @Yaminpour
۱۲:۱۰
مکتب امام
بسم الله الرحمن الرحیم #این_قوم_ناگهان قطعه ۴۲ قسمت اول شتاب حوادث اینقدر زیاد است که حتی نمیرسی تیتر اخبار را مرور کنی. چگالی ایام خیلی زیادتر از آن است که بشود درکش کرد. هنوز مست سیلی ای هستی که خوردی، که سیلی بعدی آمده است. هنوز داغ حضور شب عاشورایی #آقا در حسینیهی امام هستی با آن همه جزییات که هر کدامش خودش میتواند موضوع کلی یادداشت و کلیپ باشد، که خبر مصاحبه #پزشکیان با تاکر #کالرسون، فضا را پر میکند. درگیر حواشی و مطالب له و علیه مصاحبه رییس جمهوری که خبر کمین عجیب و جدید #حماس علیه حرامزاده های آدمکش صهیونیست را میبینی که خبر از سرگیری مذاکرات توسط #عراقچی را میشنوی! الغرض، نوشتن و ثبت و ضبط کردن، در چنین شرایطی سخت است و شاید هم بی فایده. من ولی نمیخواهم از خیر آن تجربهی بی نظیر حضورم در قطعه ۴۲ بگذرم. از آن روزی که مزهاش در کامم مانده است مثل یک خاطرهی دلچسب و تکرار نشدنی. نمیدانم تشبیه درستی هست یا نه، دیدید بعضی چیزها را دوست داری چندبار تجربه کنی!؟ مثلا برای من پیش آمده است که تئاتری دیده ام و دوست داشتم دوباره و سه باره بروم و ببینم. یا فیلم یا قطعهی موسیقی ای که دوست داری صد بار آن را ببینی. مثلا #آژانس_شیشه ای را فکر کنم ۱۰۰ بار دیدهام. تجربهی حضور در #قطعه_۴۲ از آن تجربه ها بود. اصولا قبرستان برو نیستم. البته متاسفانه. از این بچه حزب اللهی هایی که سر و تهشان را میزنی گلزار شهدا هستند هم هیچوقت نبودم. باز هم متاسفانه. ولی از روزی که قطعه ۴۲ را تجربه کردم، دلم دارد پر میزند برای اینکه کار و بارم را بپیچانم و بروم قطعه ۴۲. تمام آن یک روز مثل یک تصویر شفاف و روشن و زنده در ذهنم مانده است. شاید هیچوقت اینقدر روشن مفهوم حیات را ندیده بودم. حیات یک ملت. یک قوم قیام کرده. معجزهی حضور چند وجهیِ یک ملت زنده. لذا نمیتوانم از خیر روایتش بگذرم. روایتش را از همان شبش شروع کرده بودم به نوشتن. اینقدر درگیر شدم و همان شتاب حوادثی که گفتم و بعد هم محرم و کارهای دیگر پیش آمد که مانع شد کاملش کنم. اما امشب که نفسم در سینه حبس شده است مثل خیلی از شبهای این قریب دو سال پس از #طوفان_الاقصی، امشب که دل توی دلم نیست و از فکر و خیال نمیتوانم پلک روی پلک بگذارم، باز هم مثل خیلی از شبهای این دوسال، امشب که جریانِ سیالِ این ذهنِ خیال پردازِ لعنتیِ شاعرمسلک همه وجودم را پر از التهاب کرده است، تصمیم گرفتم کاملش کنم. روایتم از آن همه جزییات را بنویسم تا دلم دوباره قرص شود که خدا حتما همراه چنین ملتی است که اینقدر اهل جزییات است. شاید طولانی هم بشود، ولی چه باک!؟میخواهم بنویسم تا سالها بعد، اگر بودیم و بودند، به فرزندانم بگویم تا بدانند کشورشان و هم میهنانشان، چقدر اهل جزییات بودند. چقدر بی نظیر بودند. چقدر مشتی بودند! رجاله ها و لکاته های توییتر و اینستا، معرف ایرانی ها نیستند. آنها تکلیفشان روشن است. غالبا شکمشان سیر است و کاسبی شان همین قلم به دستی هاست. دوگانه بسازند، شهر را شلوغ کنند، تحلیل های صد من یک غاز ارایه کنند، مثل روشنفکرهای دهه ۵۰ از قیام این ملت بی نظیر عقب بمانند و بعد هم پروژه های جدید بگیرند با کارفرماهای جدید. بیکارند. مهم نیستند. تو بگو انگل جامعه اند. از صبح خروس خوان دنبال حیدری نعمتی اند تا بوق سگ. خدا رحمت کند #سید_حسن_حسینی را، گفته بود: "من خوب یادم هست، روزی که روشنفکر، در کافه های شهر پر آشوب، دور از هیاهوها عرق میخورد/ با جانفشانی های سربازان حزب الله، تاریخ این ملت ورق میخورد." حرف هنوزم همان است. فرق #خمینی همین بود که از ابتدا دل به آن کافه روها خوش نکرده بود. مثل #خامنه_ای که امروز این توییتری ها کمترین اهمیت را برایش دارند. من متن مردم را در آن یک روز قطعه ۴۲ دیدم. ادامه دارد.... پایان قسمت اول. ۲۱ تیر ۱۴۰۴ پ.ن: اصولا فیلمی یا تصویری یا صوتی را ضمیمه میکنم به متنهایم که بیشتر دیده شود. هرچه فکر کردم، دیدم هیچ چیز مثل قطعهی #علاج از #محسن_چاووشی گویای مطالبم نیست. خلاصهی روایتم از قطعه ۴۲ همین شعر #کاظم_بهمنی است که چاووشی خواندش و #سدخارجی تصویردارش کرد! دم هر سه شان گرم و سرشان سبز و دلشان خوش. @saminbateni68 @saminbateni68
قسمت دوم این متن ماند و ماندتا کی فراغت و فرصتی دست دهد.
۵:۴۹
بسم الله الرحمن الرحیم
نمایش ویژه بانوان
دیشب اولین شب نمایش بزرگ #برای_هانا بود.اثری که ظاهرا در ابعاد، قصه، سوژه، و حتی نحوهی پرداخت، متفاوت تر و جلوتر از آثار پیشین گروه #هنر_مقدس است.
هنر مقدس و نمایشهایش از آن اتفاقاتی است که به گمان راقم این سطور از قضا باید از بعد نظری و مکتب امامی به آن پرداخت.یکی از مهمترین مولفه ها و اختصاصات #مکتب_امام چیست!؟نترسیدن از کلیشه های رایج و خرق عادت در انگاره های موجود.انقلاب خمینی اساسا عصیانی است بر همه گزاره های رایج و دارج دنیای مادی غرب و سخن گفتن از حرف نو. آنجا که #نه_شرقی_و_نه_غربی نرخ شاه عباسی کلام امام میشود و ایستار تازه و جدیدی برای حیات رقم می زند.در اثر ایجاد چنان ایستاری است که آوینی ها سخن از خرق تکنیک سینما و سینمای اسلامی میزنند و رادیو و تلویزیون از دستگاه سرگرمی به دانشگاه عمومی بدل میشود.اینها محصول اعتماد به نفس شگرفی است که فقط و فقط خلق انقلاب اسلامی است تا انسانهایش به درنوردیدن مسیرهای تازه و نو شک نکنند و واهمه نداشته باشند. #مریم_شعبانی، نویسنده و کارگردان و مدیر گروه هنر مقدس، برای من از قماش همین انسانهاست.گروه هنر مقدس را با شعار "هنر قدسی برای زنان همه جهان" تاسیس کرده است و در میان انواع شاخه های هنر، سراغ تئاتر رفته است.نمایش ویژه بانوان را با اعتماد به نفس برگزیده است و در خود نمایش به پرفرمنس که تنانگی بیشتری دارد تمایل نشان داده است و کوشیده است آن را از حصار فرم خارج کند و منقاد به قواعد شرع کند.از برچسب ها نهراسیده است، کار را ویژه بانوان تعریف کرده است، در عین حال از اصول حرفه ای و تخصصی دست نکشیده است.حرفه ای ترین و تخصصی ترین تمرینات پرفرمنس و آوا و بازی را برای گروهش با مشقات زیاد، فراهم کرده است، تا بی آنکه از کیفیت کاسته باشد، بتواند از این فرم بهره برده باشد برای اهدافش.هنر مقدس کوشیده است بر همه موانع پیش رو از موانع ذهنی و واقعی غلبه کند و مسیر حرکت خود را هموار کند. و اکنون در آخرین اثرش، یعنی برای هانا به بلوغی بیش از پیش رسیده اند که تا کنون به چنین قله ای دست نیازیده بودند.نمایشی بیگ پروداکشن، با ۱۰۰ نفر عوامل، با آهنگسازی بهزاد عبدی، و تهیه کنندگی امیرحسین شفیعی، و حضور عوامل حرفه ای و طراحی فرمهای متفاوت و بدیع و در یک اجرای سی شبه در تالار اندیشه. که همه این اسامی حکایت از اوج متفاوتی در مسیر هنر مقدس دارند.به گمان بنده، بانوانی که در حوزه زنان با هر نگاه و مرامی فعالیت میکنند، نمیتوانند و نباید فرصت پرداخت به این پدیده را از دست بدهند.تئاتر ویژه بانوان،با مختصات فرمی و محتوایی که هنر مقدس بنا کرده است، نیاز دارد به بررسی و تدقیق، تولید گفتار، و پدیدارشناسی و خلق ادبیات.
کاش همه قدر این فرصت را دریابند و نگذارند چنین فرصتی از دست برود.
پ.ن: ما گاهی دچار حجاب معاصرتیم و گاهی ترجیح میدهیم روده درازی های تئوریک را بر کنشهای میدانی ترجیح دهیم. ساعتها از الگوی سوم زن صحبت کنیم، ولی به بروزاتش که میرسد حضور پر رنگی نداریم.هنر مقدس و مریم شعبانی مخصوصا در در این گرماگرم حرف و نظر های مجازی در مسئله بانوان، درخور تدقیق و تحسین اند.افسوس که پرداختن به امور زرد و رسانه ای بازار مکاره ای است که از نمد آن کلاه بزرگتری برای صاحبان رسانه و برخی #بانوان_مدیر ساخته میشود تا حمایت از چنین اقداماتی.فرصتهای اینچنین از حضور و کنشگری بانوان را باید مغتنم شمرد و دستمایه کنشهای بعد قرار داد.
تمت.یاعلیپنج شنبه، ۴دی ماه
نمایش ویژه بانوان
دیشب اولین شب نمایش بزرگ #برای_هانا بود.اثری که ظاهرا در ابعاد، قصه، سوژه، و حتی نحوهی پرداخت، متفاوت تر و جلوتر از آثار پیشین گروه #هنر_مقدس است.
هنر مقدس و نمایشهایش از آن اتفاقاتی است که به گمان راقم این سطور از قضا باید از بعد نظری و مکتب امامی به آن پرداخت.یکی از مهمترین مولفه ها و اختصاصات #مکتب_امام چیست!؟نترسیدن از کلیشه های رایج و خرق عادت در انگاره های موجود.انقلاب خمینی اساسا عصیانی است بر همه گزاره های رایج و دارج دنیای مادی غرب و سخن گفتن از حرف نو. آنجا که #نه_شرقی_و_نه_غربی نرخ شاه عباسی کلام امام میشود و ایستار تازه و جدیدی برای حیات رقم می زند.در اثر ایجاد چنان ایستاری است که آوینی ها سخن از خرق تکنیک سینما و سینمای اسلامی میزنند و رادیو و تلویزیون از دستگاه سرگرمی به دانشگاه عمومی بدل میشود.اینها محصول اعتماد به نفس شگرفی است که فقط و فقط خلق انقلاب اسلامی است تا انسانهایش به درنوردیدن مسیرهای تازه و نو شک نکنند و واهمه نداشته باشند. #مریم_شعبانی، نویسنده و کارگردان و مدیر گروه هنر مقدس، برای من از قماش همین انسانهاست.گروه هنر مقدس را با شعار "هنر قدسی برای زنان همه جهان" تاسیس کرده است و در میان انواع شاخه های هنر، سراغ تئاتر رفته است.نمایش ویژه بانوان را با اعتماد به نفس برگزیده است و در خود نمایش به پرفرمنس که تنانگی بیشتری دارد تمایل نشان داده است و کوشیده است آن را از حصار فرم خارج کند و منقاد به قواعد شرع کند.از برچسب ها نهراسیده است، کار را ویژه بانوان تعریف کرده است، در عین حال از اصول حرفه ای و تخصصی دست نکشیده است.حرفه ای ترین و تخصصی ترین تمرینات پرفرمنس و آوا و بازی را برای گروهش با مشقات زیاد، فراهم کرده است، تا بی آنکه از کیفیت کاسته باشد، بتواند از این فرم بهره برده باشد برای اهدافش.هنر مقدس کوشیده است بر همه موانع پیش رو از موانع ذهنی و واقعی غلبه کند و مسیر حرکت خود را هموار کند. و اکنون در آخرین اثرش، یعنی برای هانا به بلوغی بیش از پیش رسیده اند که تا کنون به چنین قله ای دست نیازیده بودند.نمایشی بیگ پروداکشن، با ۱۰۰ نفر عوامل، با آهنگسازی بهزاد عبدی، و تهیه کنندگی امیرحسین شفیعی، و حضور عوامل حرفه ای و طراحی فرمهای متفاوت و بدیع و در یک اجرای سی شبه در تالار اندیشه. که همه این اسامی حکایت از اوج متفاوتی در مسیر هنر مقدس دارند.به گمان بنده، بانوانی که در حوزه زنان با هر نگاه و مرامی فعالیت میکنند، نمیتوانند و نباید فرصت پرداخت به این پدیده را از دست بدهند.تئاتر ویژه بانوان،با مختصات فرمی و محتوایی که هنر مقدس بنا کرده است، نیاز دارد به بررسی و تدقیق، تولید گفتار، و پدیدارشناسی و خلق ادبیات.
کاش همه قدر این فرصت را دریابند و نگذارند چنین فرصتی از دست برود.
پ.ن: ما گاهی دچار حجاب معاصرتیم و گاهی ترجیح میدهیم روده درازی های تئوریک را بر کنشهای میدانی ترجیح دهیم. ساعتها از الگوی سوم زن صحبت کنیم، ولی به بروزاتش که میرسد حضور پر رنگی نداریم.هنر مقدس و مریم شعبانی مخصوصا در در این گرماگرم حرف و نظر های مجازی در مسئله بانوان، درخور تدقیق و تحسین اند.افسوس که پرداختن به امور زرد و رسانه ای بازار مکاره ای است که از نمد آن کلاه بزرگتری برای صاحبان رسانه و برخی #بانوان_مدیر ساخته میشود تا حمایت از چنین اقداماتی.فرصتهای اینچنین از حضور و کنشگری بانوان را باید مغتنم شمرد و دستمایه کنشهای بعد قرار داد.
تمت.یاعلیپنج شنبه، ۴دی ماه
۶:۵۷
۶:۵۷
۶:۵۷
بازارسال شده از بافتار
۱۹:۰۸
بازارسال شده از وحید یامین پور
مردم اعتراض دارند اما نمیتوانند در میدان اعتراض، حسابشان را از تعدادی مزدوران نفوذی اسرائیلی جدا کنند، تا مطالبهی حقشان شنيده شود.همانطور که جمهوری اسلامی نمیتواند بهسادگی حسابش را از تعدادی مدیران فاسد مفسد جدا کند تا صدای حقش شنیده شود. جدا کردن هر دو لکهی نجاست از لباس مردم و نظام، سخت است و شاید این خاصیت دنیا باشد تا بصیرت و صبر ما آزموده شود. هر دو مظلوماند: مردم و جمهوری اسلام؛ و جمهوری اسلامی خود مردم است.
و آمریکا منشاء هر دو نجاست است: هم مزدوران نفوذیاش هم مسئولان فاسد. به هر دو وعده اقامت و حمایت میدهد. مثل همانها که با کیفها و چمدانهای پر سر از آمریکا و کانادا درآوردند. مثل سلبریتیهای خراب، مثل جیشالظلم و پژاک و منافقین...
ما برای انقلابی ماندن حجتهایی داریم که همواره در طهارت باقی ماندند. حجتهایی از جنس حاج قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی، غلامعلی رشید و...
️ @Yaminpour
و آمریکا منشاء هر دو نجاست است: هم مزدوران نفوذیاش هم مسئولان فاسد. به هر دو وعده اقامت و حمایت میدهد. مثل همانها که با کیفها و چمدانهای پر سر از آمریکا و کانادا درآوردند. مثل سلبریتیهای خراب، مثل جیشالظلم و پژاک و منافقین...
ما برای انقلابی ماندن حجتهایی داریم که همواره در طهارت باقی ماندند. حجتهایی از جنس حاج قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی، غلامعلی رشید و...
۸:۵۳
بسم الله الرحمن الرحیم
بالاخره جنگ میشود یا نمیشود!؟
از فردای طوفان الاقصی مکرر گفتم و نوشتم طرح راهبری #امام ، اخراج آمریکا از ایران بود و طرح راهبری #آقا اخراج آمریکا از منطقه.
همچنانکه خمینی موید من عندالله و منصور بود، خامنه ای نیز. پس ما به انتظار تحقق این وعده ایم. هرکسی ایمانی دارد.
ما پیشگو و غیب دان نیستیم و به تعبیر قرآن: وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ". ما میکوشیم بر پایه سنتی یک آهنگ و نظری تحلیل کنیم.اینکه روی زمین چه میشود را خدا میداند.
همچنانکه امام و انقلابش از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ در نبرد و نزاع با پایگاه آمریکا در کشور بود و هیچ تناظری بین قدرت ظاهری نیروهای مردمی و پابرهنه انقلاب با قدرت قاهرهی ژاندارم آمریکا در منطقه یعنی شاه ملعون نبود،این بار هم از #طوفان_الاقصی به بعد نزاع و نبرد هسته های مقاومت و ملت های منطقه با پایگاه اتمی آمریکا در منطقه در گرفته است.
#منبع_قدرت در اندیشهی انقلابی رهبران انقلاب متفاوت از منبع قدرت در اندیشه مادی رهبران تمدن کثیف غرب است.منبع قدرت در آن نگاه به ساز و برگ است و در این نگاه به قدرت خلق شده و برخاسته از تودههای میلیونی مردمی.آن نگاه نظر به بیرون دارد و این نگاه نظر به درون.
همچنانکه در تابستان و پاییز و زمستان ۵۷ نیز به ظاهر راه برون رفت از وضعیتِ انسدادی پیش آمده متصور نبود، و خیلی از انقلابیون تجویزهای متفاوت داشتند، ولی خدای بن بست شکن بدون خونریزی انسداد را به نفع طرح امام شکست،این بار هم محتمل است و امیدواریم که خدای بن بست شکن، نصرتش را بر حجتش و قومِ قیام کردهی یاورش از جایی بفرستد که کسی انتظار ندارد.حتی اگر جنگ شود نیز واهمهای نداریم، اما میشود سناریوهای دیگری را نیز محتمل دانست.تمت.یاعلی.
پ.ن: همهی عزیزان و انقلابیونی که در قالب تفسیر و تدبر قرآن و حرفهای انقلابی، در تمام ۲سال ونیم پس از طوفان الاقصی تجویزهای تند و پیشدستانه و اینچنین داشتند چه با عمامه و چی بی عمامه، در چنین تحلیلی برای من شبیه بچه های سازمان مجاهدین انقلاب و بعض انقلابیونی هستند که نقشه امام را نمیفهمیدند و توصیه به نبرد مسلحانه داشتند.ولی امام بر روی اقناع مردم تمرکز داشت. چون منبع قدرت را چیز دیگری میدانست.فتامل.
جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴پس از تعیین ضرب الاجل ترامپ برای مذاکرات.
بالاخره جنگ میشود یا نمیشود!؟
پ.ن: همهی عزیزان و انقلابیونی که در قالب تفسیر و تدبر قرآن و حرفهای انقلابی، در تمام ۲سال ونیم پس از طوفان الاقصی تجویزهای تند و پیشدستانه و اینچنین داشتند چه با عمامه و چی بی عمامه، در چنین تحلیلی برای من شبیه بچه های سازمان مجاهدین انقلاب و بعض انقلابیونی هستند که نقشه امام را نمیفهمیدند و توصیه به نبرد مسلحانه داشتند.ولی امام بر روی اقناع مردم تمرکز داشت. چون منبع قدرت را چیز دیگری میدانست.فتامل.
جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴پس از تعیین ضرب الاجل ترامپ برای مذاکرات.
۷:۴۲
۷:۴۲
۷:۴۲
۷:۴۲
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ
ما مثل #آقا یمان هستیم و هیچگاه از جنگ استقبال نمیکنیم و له له جنگ نداریم.
سرنوشت منطقه نیز به لحظه گره خورده و بالا و پایین میشود و ما نیز توفیق سبزپوشی نداشتهایم که بخواهیم در ورطه تحلیل های نظامی بیفتیم.
ولی خب....حسی شیرین و وصف ناشدنی است که در اخبار میشنوی برخی کشورها به اتباعشان در خاورمیانه پیغام میدهند نزدیک پایگاه های آمریکایی سکنی نگزینند!لحظه ای درنگ کنیم و به این خبر بیندیشیم...
ما چون داریم این لحظات را زیست میکنیم عمقش را نمیفهمیم!
سالها کسی جرات نداشت در جهان به ابرقدرت حتی "تو" بگوید؛ حالا در روز روشن، همه منتظرند ببینند سرنوشت نزاع این جوانِ رشیدِ رعنا با آن گنده لاتِ بی چاک و دهنِ پرروی قدیمی چه میشود!؟
چه شد که ما ایرانیها پس از ده ها و صدها سال که در حکومت های قاجار و پهلوی تحقیر شده بودیم چنین عزیز شدیم که ابرقدرت دنیا دارد چرتکه میاندازد که برای برخورد با ما چه خاکی توی سرش بریزد؛ جز معجزهی ایمان و راهبری #خمینی_کبیر و #خامنهای_حکیم؟!و لله الحمد.فکر کردن به این لحظه خودش #روایت_پیشرفت است.
آنها که حرف از ایران و ایرانی بودن میزنند باید از شعف این همه عزت سر از پا نشناسند،اگر راست میگویند.
تمت.یاعلی.جمعه شب ۱ اسفند ۱۴۰۴
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ
ما مثل #آقا یمان هستیم و هیچگاه از جنگ استقبال نمیکنیم و له له جنگ نداریم.
سرنوشت منطقه نیز به لحظه گره خورده و بالا و پایین میشود و ما نیز توفیق سبزپوشی نداشتهایم که بخواهیم در ورطه تحلیل های نظامی بیفتیم.
ولی خب....حسی شیرین و وصف ناشدنی است که در اخبار میشنوی برخی کشورها به اتباعشان در خاورمیانه پیغام میدهند نزدیک پایگاه های آمریکایی سکنی نگزینند!لحظه ای درنگ کنیم و به این خبر بیندیشیم...
ما چون داریم این لحظات را زیست میکنیم عمقش را نمیفهمیم!
سالها کسی جرات نداشت در جهان به ابرقدرت حتی "تو" بگوید؛ حالا در روز روشن، همه منتظرند ببینند سرنوشت نزاع این جوانِ رشیدِ رعنا با آن گنده لاتِ بی چاک و دهنِ پرروی قدیمی چه میشود!؟
چه شد که ما ایرانیها پس از ده ها و صدها سال که در حکومت های قاجار و پهلوی تحقیر شده بودیم چنین عزیز شدیم که ابرقدرت دنیا دارد چرتکه میاندازد که برای برخورد با ما چه خاکی توی سرش بریزد؛ جز معجزهی ایمان و راهبری #خمینی_کبیر و #خامنهای_حکیم؟!و لله الحمد.فکر کردن به این لحظه خودش #روایت_پیشرفت است.
آنها که حرف از ایران و ایرانی بودن میزنند باید از شعف این همه عزت سر از پا نشناسند،اگر راست میگویند.
تمت.یاعلی.جمعه شب ۱ اسفند ۱۴۰۴
۲۰:۰۶