بله | کانال شب های روشن - مددلو
عکس پروفایل شب های روشن - مددلوش

شب های روشن - مددلو

۳۲۲ عضو
بازارسال شده از جنگوییت
thumbnail
فعال ویتنامی:
آن‌ها ایران را با یک «دولت» اشتباه می‌گیرند.
این فقط یک دولت نیست.
این یک تمدن است با اعصاب پولادین و حافظه ای قدیمی‌تر از امپراتوری‌هایشان.
شما مردمی را نمی‌ترسانید که پیش‌تر پادشاهان، مهاجمان، تحریم‌ها و دروغ‌ها را به خاک سپرده‌اند.شما فقط به آن‌ها یادآوری می‌کنید که چه کسی هستند.

۴:۱۲

بازارسال شده از دوران
thumbnail
undefinedundefined حلما، دخترِ تبریز کلیپِ عملیات نجاتِ حلما
undefinedسحرگاه دوشنبه سوم فروردین ۱۴۰۵، موشک آمریکایی-صهیونی به یکی از مناطق مسکونی تبریز حمله کرد. در اثر شلیک این موشک چهارنفر از اعضای خانوادهٔ مهندس حمید میرزاده شهید شدند.‌ تنها بازماندهٔ این خانواده، فرزند نونهال‌شان، حلمای یک ساله است.
undefined در این کلیپ شاهد لحظاتی از عملیات نجات حلما هستید که امدادگرها با قربان‌صدقه‌های پدرانه سعی می‌کنند این طفل معصوم را آرام کنند تا به بیمارستان برسد.


#حلما_دخترتبریز

undefined همراه «دوران» باشید.

@douran_tv undefined

۷:۴۲

undefinedحمله آبی-خاکی به ایران و نبرد گالیپولیundefinedپاتریشیا مارینز
هرگونه جنگ علیه ایران، خطر تکرار اشتباه کلاسیک گالیپولی را به همراه دارد: دست‌کم گرفتنِ یک دفاع مصمم توسط یک ابرقدرت، در جغرافیایی که به شدت به نفع مدافع است.
در سال ۱۹۱۵، امپراتوری بریتانیا معتقد بود ناوگان برترش برای عبور از تنگه داردانل و سرنگونی امپراتوری عثمانی با سهولتی نسبی کافی است.
ژنرال‌ها و سیاستمداران، از جمله وینستون چرچیل، ایان همیلتون و لرد کیچنر، ترک‌ها را ارتشی عقب‌مانده با «ارزش مشکوک» می‌دیدند که با اولین شلیک رزم‌ناوهای بریتانیایی متواری خواهند شد. اما واقعیت بسیار متفاوت بود.
جغرافیای گالیپولی حمله را به یک کابوس تبدیل کرد. عثمانی‌ها ارتفاعات تند مشرف به سواحل را در کنترل داشتند. به محض پیاده شدن نیروهای متفقین، آن‌ها در نوارهای باریک شنی گرفتار شدند و کاملاً در معرض آتش مسلسل و توپخانه از بالا قرار گرفتند.
پیشروی یا عقب‌نشینی ایمن تقریباً غیرممکن بود. این دقیقاً همان دیوار طبیعی است که ایران امروز در کوه‌هایی که تقریباً تمام سواحلش را احاطه کرده‌اند، در اختیار دارد.
هر نیرویی که قصد پیاده‌سازی نیرو در خلیج فارس را داشته باشد، بلافاصله با ارتفاعات تندی در پشت سواحل روبرو می‌شود که به مدافع اشراف کامل و برتری آتش می‌دهد.
فراتر از جغرافیا، ایران دارای چیزی است که بریتانیایی‌ها در مورد ترک‌ها دست‌کم گرفته بودند: توانایی انجام «دفاع اشباع‌گر».
در حالی که ذخایر مهمات تهاجمی و دفاعی مهاجمان رو به اتمام است، ایران خود را برای یک جنگ اشباع آماده می‌کند.
هزاران پهپاد از انواع مختلف، موشک‌ها و قایق‌های تندروی هجومی که به صورت دسته‌ای (Swarms) پرتاب می‌شوند، می‌توانند به سرعت توانایی ائتلاف برای پوشش عملیات آبی-خاکی در ایران را مستهلک و فلج کنند.
لجستیک (تدارکات) گلوگاه مرگبار دیگری است.
در گالیپولی، متفقین نتوانستند جریان تدارکات را زیر آتش مداوم حفظ کنند. در ایران، این چالش حتی بزرگتر خواهد بود: خطوط تدارکاتی نمی‌توانند به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه تکیه کنند، چرا که این پایگاه‌ها پیش از آن به شدت آسیب دیده و برای ۲۶ روز زیر آتش بوده‌اند.
در عوض، آن‌ها باید به لجستیک بسیار دورتر تکیه کنند که توسط یک زیربنای صنعتی ضعیف شده در آمریکا پشتیبانی می‌شود.
در همین حال، ایران در خانه خود می‌جنگد؛ با کارخانه‌های زیرزمینی، خطوط تدارکاتی کوتاه و توانایی باز کردن جبهه‌های متعدد از طریق شبه‌نظامیان عراقی و حوثی‌ها.

به طور موازی، تنگه هرمز معادل مدرن تنگه داردانل عمل می‌کند.
ایران با مین‌های دریایی پیشرفته اما نسبتاً ارزان، موشک‌های ضد کشتی، پهپادها و نیروی دریایی خود بر این منطقه مسلط است.
از دست دادن تنها یک یا دو کشتی بزرگ یا شناور ترابری کافی است تا کل عملیات از هم بپاشد؛ درست همان‌طور که در سال ۱۹۱۵، مین‌های ساده سه رزم‌ناو بریتانیایی را در یک روز غرق کردند.

اشتباه در ارزیابی، همان اشتباه یک قرن پیش است.
همان‌طور که بریتانیایی‌ها معتقد بودند ترک‌ها «تاب و توان جنگ مدرن را ندارند»، امروزه برخی تصور می‌کنند که بمباران شدید تکنولوژیک به سرعت باعث فروپاشی نظام ایران می‌شود.
اظهاراتی مانند گفته نتانیاهو که «ایران ببری کاغذی است... یک ضربه محکم و رژیم سقوط خواهد کرد»، به شکلی خطرناک یادآور بیانیه‌های چرچیل و همیلتون است.

هر دو این واقعیت را نادیده گرفتند که ملتی با ده‌ها میلیون نفر جمعیت، که در خاک خود و با انگیزه ایدئولوژیک قوی می‌جنگند، به راحتی تسلیم برتری تکنولوژیک نمی‌شوند.
گالیپولی برای متفقین حدود ۲۵۰ هزار تلفات (از جمله ده‌ها هزار کشته) به همراه داشت و با عقب‌نشینی تحقیرآمیز پایان یافت.
آن نبرد یک «چرخ‌گوشت» انسانی بود که تکبر یک ابرقدرت را در برخورد با واقعیتِ زمین و عزم مدافع بر ملا کرد.
هرگونه حمله آبی-خاکی احتمالی به ایران در امروز، همان خطر تبدیل شدن به یک «گالیپولی پارسی» را دارد: جایی که ایمان مفرط به تکنولوژی با جغرافیای تسخیرناپذیر، انبوهی از موشک‌ها و پهپادها، و مزیت مطلق کسانی که در خاک خود می‌جنگند، برخورد می‌کند.
ایران اولین درگیریِ یک «جهان چندقطبی» است؛ واقعیتی که آمریکا، اسرائیل و احتمالاً کل غرب هنوز در درک آن ناتوان هستند.

۱۳:۰۹

بازارسال شده از جواد میرگلوی‌بیات/مطالعات عمان
thumbnail
undefined زنان عراقی طلاهای خود را برای کمک به ایران هدیه می‌دهند! پدر عراقی گوشواره دختربچه خود را به ما هدیه می‌دهد، فیلم‌ها را با دقت نگاه کنید... ای به قربان امام حسین بشم

بنده که معتقدم که جمهوری اسلامی ایران حرف‌های زیادی در اندیشه و تفکر و فرهنگ و هنر برای گفتن دارد و فضا باید باز باشد که هر کارگردانی و هنرمند و ادیبی هرچه خواست بنویسد و تولید کند و بسراید، چنان‌چه در سال‌های قبل خاصه در عرصه سینما تقریبا آزاد بودند و ساختند و حتی ساواک را تبرئه کردند!
اما از سینما‌گران مقلد و عشق جوایز غربی و تحت تاثیر مطلق ایدئولوژی توتالیتر جهان غرب که در سراب و هم آزادی به سر می‌برند، سوالی دارم!
آیا جامعه ایرانی همانی است که شما از دریچه دوربین به آن نگاه می‌کنید؟ آیا در این جامعه ایرانی ، فقط پدری را دیدید که پسرانش را می‌کشد یا فرزندانی که پدرشان را کتک می‌زنند؟ یا مرد ایرانی که در سینک ادرار می‌کند؟ آیا کثافت‌نامه‌هایی به اسم فیلم‌نامه مانند زخم‌کاری، آبان و... تمام جامعه ما را بازنمایی می‌کند؟

آیا مثلا فرهادی‌ها و روستایی‌ها و نحله سینمایی عشاق اسکار این اقدامات مردم مسلمان منطقه از کشمیر تا لبنان از یمن تا ترکیه و آذربایجان و افغانستان تا نیجریه که به جان و مال برای ایران فداکاری می‌کنند را خواهند دید؟ یا شاشیدن مردی در سینک که احتمالا در اطرافیان خود دیده‌اند برای کادر دوربین آنها ارزش بیشتری دارد؟

undefined@OmanST

۱۳:۳۶

بازارسال شده از جواد میرگلوی‌بیات/مطالعات عمان
thumbnail

۱۳:۳۶

بازارسال شده از شعوبا
thumbnail
undefined دکتر لطیف پدرام ، از نخبگان تاجیک تبار افغانستان:
رستم (قهرمانِ ملیِ ایران) با دیوها و اهریمنان و دشمنان ایران غالباً یکه و تنها روبه‌رو می‌شد و می‌جنگید. حالا که مقاومت بی‌نظیرِ ملتِ بزرگِ ایران را در برابرِ دشمنانِ اهریمن‌خوی می‌بینم، به این می‌اندیشم که چگونه اسطوره‌ها رنگ و بوی واقعیت می‌گیرند!
#جنگ_رمضان
undefined شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba

۱۵:۰۲

thumbnail
به یاد نجم الدین اربکان
پاسخ موشکی ایران به حملات رژیم اسرائیل و آمریکا با تصاویر و سخنان مرحوم نجم الدین اربکان نخست وزیر پیشین ترکیه همراه بود که می‌گفت: اسرائیل حرف نمی فهمد، باید با او با زبان زور سخن گفت.

۸:۳۶

بازارسال شده از ماجرا
چپِ خَر
چپ خر کیست؟
تناقض دارد. چپِ خر، چپ ایرانی است که در آستانه‌ی ۱۸ دی مردم را به تخریب اموال عمومی -سهم مدنی توده‌ها- تشویق می‌کند، و یک ماه بعد زمان جنگ از چندپارگی جامعه می‌نالد.
مبارزه‌ی سیاسی نمی‌فهمد. چپ خر چپ ایرانی است که می‌گوید من هم مخالف ترامپم و هم مخالف خامنه‌ای و نمی‌فهمد که در جنگ زمین بی‌طرفی وجود ندارد، نمی‌فهمد که طبق همان مبنای عین‌گرا و ماتریالیستی هیچ خیر مطلقی وجود ندارد و وقتی ایران در برابر آمریکا ایستاده، ولو حکومت بد باشد، باید تمام قد پشتش بایستد، چون در برابر جمهوری اسلامی نه یک قدیس، که خود امپریالیسم با تمام کلیتش ایستاده‌است.
اولویت نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که موضع ایجابی مشخصی در باب ناترازی انرژی ندارد و در حالی که چند ده میلیون از مردم کشورش زیر فشار معیشتی‌اند، نماد مبارزه‌اش «روسری بر چوب» است. آری، چپ خر چپی است که اولویت نمی‌فهمد.
پیامد نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که با هوچی‌‌گری زرد در رسانه‌های «جهان آزاد!» توجیه حمله به کشورش را تأمین می‌کند، و سپس از قتل عام مردم غیرنظامی عزا می‌گیرد و خاک بر سر می‌کند. چپ خر چپی است که پیامد نمی‌فهمد.
فاقد ایجاب است. چپ خر چپی است که همه چیز را نفی می‌کند، اما هیچ ایجابی ندارد. همو که حاضر است ده سال از جوانی‌اش را صرف نقد پرحرارت نظام حاکم کند اما حاضر نیست، درس بخواند، زحمت بکشد و آلترناتیو برای ساختارها و سامانه‌های معیوب موجود تولید کند تا به طور عینی از رنج ملت بکاهد.
جامعه نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که دین‌ستیزی می‌کند، به دشمنی رفتاری -و نه تئوریک- با مسأله‌ی ملیت می‌پردازد بدون آن‌که تصویر روشن و عامه‌فهمی از انترناسیونالیسم داشته‌باشد، تیغ می‌کشد بر صورت بنیادی‌ترین لایه‌های فرهنگ توده و آن‌گاه ادعای «جامعه‌گرایی» دارد.
این‌ها که گفتم ویژگی‌های چپ خر است، اگر چپ کاسب و فاندبگیر و فاقد شرافت نباشد. اگر می‌خواهید چپ باشید، اهلا، چپ باشید، اما نه چنین. من از قماش چپ خر نیستم. شما چطور؟
@majara1917

۱۵:۲۸

یادآوری:کلاسهای بنده در دانشگاه امام صادق علیه السلام، در آدرس ذیل برگزار خواهد شد:
https://skyroom.online/ch/isu/madadloo
undefined مددلوundefined@r_madadlou

۴:۳۵

در این عملیات نجات (زنده گیری) خلبان‌های آمریکایی کسی برنده است که روایت/تصویر اول و فراگیر را بسازد.به قول آقای سید علی لطیفی، به همین سبب آمریکایی‌ها با جزئیات در حال داستان‌سرایی هستند.حتی واقعیت مهم نیست، قابل راست‌آزمایی هم نیست. واقعا خلبان زنده است؟ مرده؟ یک خلبان فیک می‌آورند و می‌گویند همان خلبان است.بهتر است همه اهل رسانه بسیج شوند برای ارائه یک روایت منسجم و با جزئیات ایرانی، به همراه تصویر. به خصوص کسانی که مخاطب بین‌المللی دارند و نت سفیدی‌ها.
undefined مددلوundefined @r_madadlou

۷:۱۸

موشک‌ها و پهپادهای ما پیش از آن که به منافع شرکت‌های آمریکایی و متحدان آن در منطقه اصابت کند، به امپراتوری پترودلار ضربه وارد می‌کند.
undefined مددلوundefined @r_madadlou

۴:۳۶

بازارسال شده از منیب - محمد قطرانی
undefined صدای تحقیر شکستگان تاریخ در برابر سربلندی ایران؛ چرا مسلمانان ایران را تحسین می‌کنند؟
undefined محمد قطرانی

undefined این متن را در صبح پیروزی نمی‌نویسم؛ بلکه در میانهٔ نبردی می‌نویسم که مرحله‌ای از آن تمام شده و مرحله‌ای دیگر آغاز گردیده است.
undefined اما خوب است در همین جا به نکته‌ای اشاره کنم که شاید برای ما ایرانی‌ها -که همچون ماهی در میان آبیم- چندان قابل درک نباشد.
undefined به باور من، گمشدهٔ اصلی فضای عربی و اسلامی، توسعه‌ی صِرف (مانند امارات حقیر که طبل رسوایی‌اش بلند شد) یا دنیا و مظاهر آن نیست. مسلمانان دست‌کم دویست سال است که تحقیر می‌شوند. از زمانی که ناپلئون مصر را فتح کرد، تا وقتی که امپراتوری پیر و خستهٔ عثمانی در برابر اروپا زانو زد، تا تقسیم منطقه، تا نشاندن یک موجودیت استعماری به نام رژیم صهیونیستی در دل جهان اسلام و تحقیر پایدار مسلمانان تا امروز توسط این رژیم شیطانی ؛
undefined مسلمانان از این همه خواری سرخورده‌اند! مسلمانان از حاکمان بزدل خود خسته‌اند! شاید بپرسید: پس چرا قیام نمی‌کنند؟ از آن رو که ناامیدند از اینکه مبارزه نتیجه دهد. از این رو خود را با دنیا و مظاهرش، با ام‌بی‌سی و سریال‌هایش، با سیگار و متّه و قهوه و قلیان سرگرم می‌کنند. مسلمانان دنبال عزتند و کرامت که از همه چیز برایش نایاب تر شده ؛
undefined اما هر کس عزتی بسازد و فرعون‌های به‌ظاهر شکست‌ناپذیرِ ذهنشان را (حتی موقتاً) تحقیر کند، تحسینش می‌کنند.چه عبدالناصر در جنگ سوئز ۱۹۵۶ (که البته دورانش با شکست تحقیرآمیز ۱۹۶۷ پایان یافت)، چه صدام که چند موشک نمایشی به رژیم زد، و حتی اسامه بن‌لادن که به زعم آنان با زدن آن دو برج، دلشان را خنک کرد. عبدالباری عطوان می‌گفت پس از آن واقعه، اسم «اسامه» در فلسطین، اردن، مصر و ... به نامی محبوب تبدیل شد.
undefined اکنون ایرانِ اسلام با مقاومتی مردمی، اصیل و اسلامی، چهل روز پایداری کرده است (پس همه می‌توانند)، ضربه زده و سربلند از این مرحله بیرون آمده است.(پس خودباوری را تقویت کرده)
undefined نیازی به هیچ نظرسنجی نیست (و البته نظرسنجی بی‌طرفی هم وجود ندارد). به جز دو گروه - آنان که عشق آمریکا دارند و آنان که کینهٔ شیعه دارند- ندیده می‌گویم قند در دل همهٔ مسلمانان از خوشحالی تحقیر آمریکا و اسرائیل آب شده است.
undefined رحمت خدا بر خمینی کبیر و خامنه‌ایِ شهید که باید به ایشان بگوییم:
تو به ما جرئتِ طوفان دادی.

@monib_ghatrani

۸:۳۹

بازارسال شده از ماجرا
فقدان مبنا در اندیشه باعث سردرگمی می‌شود. سوالات زیادی دریافت می‌کنم که نشان از همین فقدان دارد. می‌پرسند بالاخره مذاکره خوب است یا بد؟ بالاخره جواب اسراییل را باید بدهیم یا نه؟ بالاخره آتش بس را رعایت کنیم یا نه؟ من فهم و مبنای خودم را در چند بند توضیح می‌دهم. من به این سه‌گزاره معتقدم:۱. راهکار نظامی برای ایران در برابر آمریکا و اسراییل بهینه‌تر از راهکار دیپلماتیک است.۲. مذاکره در موضع ضعف بد است (مانند برجام) و در موضع قدرت خوب است (مانند اکنون)، اما بدون پشتوانه‌ی نظامی معنا ندارد و به نتیجه نمی‌رسد.۳. امکان مدیریت میدان باید از اسراییل سلب شود.
درباره‌ی بند اول: استدلال‌هایم را پیش از این گفته‌ام و معتقدم شیفت جمهوری اسلامی از میدان به دیپلماسی یعنی خسران (نظر شخصی). به هر حال این شیف اکنون صورت گرفته. باید بکوشیم تا با بیشترین بهره و کمترین ضرر طی شود.
درباره‌ی بند دوم: قبلا در یک مطلب جداگانه پاسخ داده‌ام (پست‌ها را ببینید) مذاکره یعنی گفت‌و‌گو و چانه زنی دو قدرت نسبتا برابر. مذاکره‌ی ضعیف و قوی نامش جلسه‌ی تسلیم و تقدیم جان و مال است مانند آن‌چه در برجام اتفاق افتاد. با چنین مذاکره‌ای صد در صد مخالفیم. اما امروز که ایران اهرمِ تنگه‌ی هرمز و امنیت منطقه را در دست دارد، می‌تواند از آپشن مذاکره بهره‌مند شود.
درباره‌ی بند سوم: مهمترین سخنم اکنون این‌جاست. اسراییل یک موجودیت کوچک و به شدت آسیب‌پذیر است. او برای حفظ حیاتش دروغ می‌گوید، جنایت می‌کند و مهمتر از همه دروغ و جنایات خود را توجیه می‌کند. اسراییل آشکارا حاضر است برای کسب منافع خود، آمریکا را فریب بدهد و پشتش سنگر بگیرد. همان کاری که در پرزنت نقشه‌ی «پیروزی سریع در برابر ایران» انجام داد و ترامپ را قانع کرد که با هزینه‌ی کم، مانع ایران را می‌تواند از سر راهش بردارد. دشمن اصلی ما موجودیتی است به نام آمریکا. این آمریکا یک قوه‌ی عاقله‌ی مریض و مختل دارد به نام اسراییل. سلب جایگاه اسراییل از پیکره‌ی این موجودیت مقدمه‌ای است برای پیروزی بر آن. اسراییل میدان‌داری می‌کند. باید میدان را از او گرفت. زمانی که پس از ترور قاسم سلیمانی یا پس از هفت اکتبر اصرار داشتیم که باید از سوی ایران به اسراییل حمله مستقیم نظامی بشود دلیل اصلی‌اش این بود که چنین حمله‌ای ابتکار عمل را از دست اسراییل می‌گرفت و صحنه‌گردانی او را خاتمه می‌داد. و حالا که از برقراری مذاکره حمایت می‌کنم نه به دلیل ارجحیت دیپلماسی نسبت به میدان است، بلکه به دلیل ضرورت اخذ جایگاه صحنه‌گردانی از اسراییل است. ایران باید به هر صورتی که شده از حالت «واکنش» در برابر اقدامات و اراده‌ی اسراییل خارج شده و به «کنش» در برابر او تغییر موضع دهد. آیا این به معنای سکوت در برابر جنایت اسراییل در لبنان است؟ ابدا. این جنایت باید پاسخ‌ داده شود و پاسخ آن هم باید نظامی باشد. اما نه آن‌گونه که اسراییل طراحی کرده، آن‌گونه که ما اراده می‌کنیم. سخن روشن است: برای پیروزی در برابر آمریکا و بستن دست اسراییل، باید این رژیم را از زنجیره‌ی تصمیم‌سازی سیاسی-نظامی حذف کرد.

۵:۳۰

بازارسال شده از بین دوگانگی‌ها
جنگ رمضان: نوشته پانزدهم: داستان لبنان و بازی جنگِ تمام یا صلحِ تمام
undefined ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
undefined از زمان انتشار نوشته دوازدهم برخی از دوستان اعتراض کرده‌اند که چرا #خیانت را تجویز می‌کنی و پای ایران را از معرکه بیرون می‌کشی؟ این عافیت‌طلبی و نالوطی‌گری نیست؟می‌مانم چه بگویم. فکر می‌کردم نسبت من با لبنان و مقاومتِ آن، روشن‌تر از آن باشد که دوستانی چنین قضاوتم کنند. البته طبیعی است و قابل فهم. تصاویر دل‌خراشی که دیروز از لبنان مخابره شده است آتش به دل همه ما زده است. به ویژه که حزب‌الله این‌بار به صراحت برای دفاع از ایران وارد جنگ شده و حالا میان معرکه تنها مانده است.
undefined لب مطلب آن است که از دید من، بسندگی بر مواجهه با رژیم و تحریک به حمله موشکی به رژیم و دوطرفه کردن و تقلیل جنگ از یک جنگ چندجانبه (میان ایران و ائتلاف امریکایی-اسرائیلی و عربی) به جنگی صرفا دوطرفه (میان ایران و رژیم) اگر خيانتی آگاهانه نباشد حتما ایده‌ای برآمده از عواطف و احساسات خواهد بود.از ۷ اکتوبر تاکنون بارها گفته‌ام و نوشته‌ام که رژیم قبلی مرده و آستانه تحمل سیاسی و اجتماعی آن تا جایی بالا رفته که با سلاح‌های #متعارف در دست‌رس ما امکان شکستن آن و واداشتنش به عقب‌نشینی میسر نیست و نخواهد بود. فکر می‌کردم پس از دو سال و نیم حالا دیگر داستان روشن شده باشد.بله اگر مساله، دستاورد رسانه‌ای و دل‌گرم کردن مقطعی #سنگر_خیابان باشد، (با صرف نظر از تبعات پسینی‌ چنین تدبیری) آن دیگر حرف دیگری است.
undefined درست متاثر از همین منطق بود که از همان ابتدای طوفان اقصی بر ضرورت پاسخ‌گو کردن امریکا و متوقف‌کردن ماشین جنگی رژیم از طریق فشار بر اراده و آستانه تحمل امریکا از طریق اقدامات نهضتی تاکید داشتم.برخلاف جنگ ۱۲ روزه، در جنگ ۴۰ روزه و با اشتباه مرگ‌بار امریکا در مشارکت علنی و رسمی در تجاوز به ایران، برای اولین‌بار فرصتی دست داد تا صاحبان امر از لاک انفعال و ترس خارج شده و یک‌بار برای همیشه (و برخلاف دو مورد عین‌الاسد و العدید) بی‌هیچ ترسی مسئول حقیقی دهه‌ها بحران در ایران را پاسخ‌گو و هزینه‌ها را به او نیز تحمیل کند.معتقدم اگر غرور و مستی ترامپ نبود که می‌خواست پیروزی را به نام خودش بنویسد، حملات مستقل و خودبسنده اسرائیل در بازه زمانی کمی بلندمدت‌تر و بدون مشارکت رسمی (و نه عملی) امریکا نیز به تنهایی می‌توانست همین سطح از ویرانی و تخریب و کشتار را در ایران خلق کند. (حالا جز داستان بمب‌های سنگرشکن GBU-57 که آن را هم می‌توانست مانند جنگ ۱۲ روزه و بمباران فردو به صورت موردی از امریکا تقاضا کند و ایران هم نهایتا پاسخی خجولانه در حدوقواره العدید بدهد.) و از قضا رژیم برای این سناریو هم آماده بود.
undefined حالا در شرایط آتش‌بس و مذاکرات، بدترین سناریوی ممکن برای ما آن است که مجددا وارد #رویارویی_بسنده با اسرائیل شویم.این دقیقا همان چیزی هست که اگر نگوییم هر دو دشمن که لااقل اسرائیل می‌خواهد؛ اسرائیل در عین کمک‌گرفتن از امریکا اما در نهایت هم‌پیمانش را مانع تحقق بیشنیه اهداف حداکثری‌اش در ایران می‌بیند و اساسا می‌خواهد فارغ‌البال‌تر از این عمل کند.حرفم آن است که در این تله نباید افتاد‌.سیاست باید این باشد که یا آتش‌بس در همه جبهه‌ها یا جنگ در همه جبهه‌ها.
به صراحت مدعی هستم تقلیل مواجهه به جنگی دوطرفه، شکست قطعی ما را به دنبال خواهد داشت. رژیم به نیابت از امریکا زمین‌سوخته‌ای از ایران برجای خواهد گذاشت؛ بی‌آن‌که دست ما مجددا به گلوی امریکا و شیخ‌نشین‌های عربی برسد.مقایسه جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه به خوبی موید این مدعاست که برای ما جنگیدن هم‌زمان با هر دو دشمن، اهرم‌های بازدارنده موثرتری خلق می‌کند تا وقتی که صرفا در جبهه بسته، نسبتا نفوذناپذیر و با آستانه تحملِ فوق‌العاده بالای اسرائیل می‌جنگیم.باور نمی‌کنید به زلزله تنگه هرمز و زیرساخت‌های انرژی نگاه کنید. و گرنه در جنگ دوازده روزه دیدیدم که بی‌آن‌که به حساب‌مان بیاورند، آمدند، بمباران کردند و فردایش اعلان آتش‌بس یک‌طرفه کردند و رفتند تا نه ماه بعد. حالا اما امریکا مجبور است پای میز مذاکره بنشیند و چانه بزند و دغدغه اولش هم بازگشایی تنگه‌ای باشد که پیش از جنگ هم باز بود.
این تشویق به جنگ نیست. توجه به انتخاب درست جبهه جنگ و طرف مقابل است.
undefined دوستان و عزیزان! حتی اگر دل‌مان خون است که هست و من خود از دیروز چند داغ بزرگ در لبنان دیده‌ام، باید بکوشیم تا در دام احساسات نیفتیم. در #تله_تقلیل‌گرایی و #تله_تفکیک نیفتیم. از این برادرتان بپذیرید که حتی اصابت ۲۰۰ موشک بالستیک به سرزمین‌های اشغالی (در سطحی که تاکنون دیده‌ایم) نیز خراشی بر اراده رژیم برای نابودی حزب‌الله نخواهد زد.آن‌چه حقیقتا موثر است #بازی_تنگه‌ها و سیاست #جنگ_تمام یا #صلح_تمام است.
زنده باد جنگ!زنده باد صلح!هزاران مرگ بر بدجنگی و بدصلحی!
#هادی‌معصومی‌زارع

۱۱:۲۱

undefined اعتلای یک ملت
پانزده شب از طریق شبکه سهند میهمان خانه های مردم بزرگوار آذربایجان شرقی بودم. با دکتر محمد اصغری از تولد، بازتعریف و اعتلای یک ملت در میانه جنگ حرف زدیم. از خودآگاهی جمعی مردم در خیابان حرف زدیم. از اینکه اکنون دیگران ما را تعریف نمی کنند، بلکه ما خود را می شناسیم و می شناسانیم، و دیگری را می شناسیم و می شناسانیم. تاریخ را مرور کردیم؛ آنجاها که اراده یک ملت تکنولوژی سلطه گر را به چالش می کشد و پیروز می شود. ادبیات را یاد آوردیم، آنجاها که اسطوره ها واقعی می شوند.از وظیفه دانشگاه و پژوهشگر در میانه میدان و خیابان حرف زدیم و از اینکه چرا دانشگاه نتوانست انقلاب اسلامی را به شکل یک مکتب علمی عرضه کند. و امید داشتیم به نسل جدید دانشجوی علوم انسانی و اجتماعی؛ که جامعه اش را ببیند، ثبت کند، وصف کند، مفاهیم را بیرون کشد و مکتب علمی انقلاب اسلامی را بسازد. ان شاالله.
حال در چهلم شهادت مردی هستیم که به ما جرئت ملت بودن فراتر از آنچه تاکنون بودیم را داد: ملت بر پایه عقیده و نه قوم و نژاد و زبان. ملت ایران تا ابد وام دار و قدر دان قائد اعظم خامنه ای کبیر خواهد بود. ان شاالله.

undefined مددلوundefined @r_madadlou

۱۵:۰۸

سیاست با قلب گرم شور می‌گیرد و با عقل سرد نتیجه می‌دهد.
undefinedمددلوundefined @r_madadlou

۱۹:۲۴

بازارسال شده از بسیج‌دانشجویی‌دانشگاه‌امام‌صادق(ع)
thumbnail
undefinedواحد سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) برگزار می کند:
undefinedسلسله نشست های بررسی ابعاد جنگ تحمیلی سوم
undefined نشست اول با موضوع؛تولد دوباره یک ملت در میانه جنگ
undefinedباحضور: دکتر رامین مددلوعضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)
undefined یکشنبه ۲۳فروردین ماه ۱۴۰۵undefined ساعت ۱۶
undefined به صورت مجازی در بستر اسکای روم
#واحد_سیاسی _undefined بسیج‌دانشجویی‌دانشگاه‌امام‌صادق(ع)سایت | بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام | ایکسundefined@BasijISU_irundefined@oboor_ir

۷:۴۲

بازارسال شده از جنگ و تاریخ
thumbnail
عزم راسخ شاه در برابر استعمار؟!!
فقط ۴۵ روز!!!
undefined۲۲ فروردین ۱۳۱۲، رضاشاه در مجلس شورای ملی پیشنهاد تمدید ۶۰ ساله قرارداد دارسی را رد کرد و گفت آیندگان نباید به او لعنت بفرستند. روزنامه‌های دولتی آن روز، این موضع‌گیری را نشانه «عزم راسخ شاه در برابر استعمار» معرفی کردند!!
اما ۴۵ روز بعد، در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۲، نمایندگان دولت او قراردادی امضا کردند که عملاً امتیاز نفت جنوب را تا سال ۱۹۹۳ تمدید می‌نمود.
undefinedچرا رضاشاه عقب‌نشینی کرد؟یکی از نخستین دلایل، فشار نظامی بریتانیا با اعزام دو ناو جنگی بود که در بندرعباس لنگر انداختند و اعلام شد در صورت عدم امضا، حمایت مالی و تسلیحاتی قطع خواهد شد.
هرکس روحیات او را بررسی کند به نیکی در می‌یابد که برای او بقای سلطنت اصل بود و شعارهای ملی‌گرایانه تا وقتی مورد توجه بود که در راستای حفظ سلطنتش باشد.
‎@warhistory

۱۱:۵۲

بازارسال شده از جنگ و تاریخ
thumbnail

۱۱:۵۲

بازارسال شده از نَفِیر
undefinedتله تحلیلی؛ اعتماد به شخصیت‌ها و رسانه‌های چپ گرای غربی در جنگ رمضان
undefined بر خلاف انتظار و تصور، در اکثر کشورهای جهان منافع حزبی یا قربانی کننده منافع ملی است یا تضعیف کننده آن. نباید تصور کرد که در جنگ‌ها همه احزاب و جناح ها از کشور خود و حزب حاکم بر آن در مقابل دشمن خارجی حمایت می‌کنند. اتفاقا جنگ‌ها اغلب بهترین زمان و موقعیت برای تخریب رقبای سیاسی هستند. احزاب رقیب با بحرانی نشان دادن اوضاع سعی دارند حزب و فرد حاکم را تخریب کنند. آنها مدام از تبعات اقتصادی جنگ بر معیشت مردم سخن می‌گویند و از بی نتیجه بودن یا احمقانه بودن جنگ شکایت دارند. بعضا پا را فراتر گذاشته و ادعای تلفات گسترده را مطرح می کنند که توسط دولت پنهان شده است.نتیجه این سطور چیست؟بی شک جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ رمضان ضربات عمیق، جبران ناپذیر و گسترده ای را بر آمریکا وارد آورده است. اما نباید با مبنا قرار دادن اخبار و تحلیل های با مصرف داخلی رسانه های آمریکایی و اسرائیلی مخالف ترامپ و نتانیاهو، صحنه را طوری تصور نماییم که گویا این دو رژیم در حال فروپاشی و نابودی هستند! ترامپ و نتانیاهو هر دو وابسته به پایگاه راست‌ افراطی اند. طبیعی است که اخبار و مقالات رسانه‌های چپ‌گرای آمریکایی مانند واشنگتن‌پست و اسرائیلی مانند هاآرتص نمی تواند عینک مناسبی برای تحلیل وضعیت این دو رژیم باشد. مواضع و اقدامات راست گرایان افراطی بعضا صدای انتقاد راست میانه را نیز بلند می‌کند. پس باید در نظر داشته باشیم که بسیاری از رسانه های طیف چپ، میانه و راست مرکز این دو رژیم، انتقادات و هجمه هایی را روانه راست گرایان افراطی حاکم می‌کنند. مبنا قرار دادن محتوای این رسانه ها در تحلیل ها از جنگ رمضان سم مهلکی است که می‌تواند به اختلافات داخلی منجر شود. اگر مطابق خروجی رسانه‌ای چپ گرایان غربی تصور کنیم که دشمن در حال زوال و نابودی است، انتظاراتی را از جنگ و میدان خواهیم داشت که با واقعیت های میدان متغایر است. البته این متن به این معنا نیست که اخبار این رسانه ها به کلی جعلی است. بلکه باید آنها را با پیش فرض رقابت های جناحی تحلیل کنیم. اتفاقا این رسانه‌ها با ملاحظه پیش مفرض مطروحه می‌توانند دریچه‌ای برای مشاهده آسیب های گسترده به دشمن باشد. آسیب‌هایی که از سوی رسانه‌های دیگر سانسور می‌شود. ایضا نباید گمان کنیم که این رسانه ها دوستدار مردم ایران یا ضد جنگ هستند. بلکه آنها نیز نهایتا ضد ایرانی تر از آب در خواهند آمد!در ادامه لیستی از ۱۰ رسانه آمریکایی منتقد ترامپ و ۵ رسانه اسرائیلی منتقد نتانیاهو تقدیم می‌شود:
1 ) MSNBC 2) The New York Times 3) The Washington Post 4) CNN 5) NPR 6) The Atlantic 7) The New Yorker 8) Vox 9) Slate 10) HuffPost
1 ) Haaretz 2) +972 Magazine 3) Local Call 4) Kan 11 5) Ynet
undefinedنفیرundefined@nafir313

۹:۱۸