بازارسال شده از کتابخانههای عمومی استان فارس
۱
۶:۵۶
به اطلاع اعضا گرامی می رساند شیفت عصر امروز 11 شهریور ماه تعطیل می باشد.
۱۴۷
۵:۳۳
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
از هیاهوی چاپخانهها تا آرامش قفسههای کتابخانه...
اردوی خانوادگی «از چاپخانه تا کتابخانهیک تجربه جذاب برای کودکان و والدین جهت کشف راز تولد کتابها!
۴
۱۰:۰۹
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
از هیاهوی چاپخانهها تا آرامش قفسههای کتابخانه...
اردوی خانوادگی «از چاپخانه تا کتابخانهیک تجربه جذاب برای کودکان و والدین جهت کشف راز تولد کتابها!
۱
۴:۵۲
بازارسال شده از اداره کتابخانههای عمومی شیراز
با هدف دسترسی سریع و آسان اعضای محترم به آخرین اخبار و اطلاعیهها، لیست درگاههای ارتباطی کتابخانههای عمومی شیراز در پیامرسان بله به شرح زیر اعلام میگردد.
۱
۵:۱۲
گاهی انسان تمام عمرش را صرف این میکند که خودش را در نگاه دیگران پیدا کند؛ دوست داشته شود، تأیید شود، کافی به نظر برسد و از تنهایی فرار کند. اما دیر یا زود به جایی میرسد که میفهمد هیچکس از بیرون نمیتواند آن خلأ درونی را برای همیشه پر کند. مسئله این نیست که دیگران ما را دوست ندارند؛ مسئله این است که خودمان هنوز بلد نیستیم با خودمان زندگی کنیم.
بخش مهمی از رنجهای ما از جایی شروع میشود که احساساتمان را نمیپذیریم. غمگین میشویم و از خودمان میخواهیم قوی باشیم، میترسیم و وانمود میکنیم نمیترسیم، عصبانی میشویم و احساس گناه میکنیم، شکست میخوریم و خودمان را سرزنش میکنیم. در حالی که احساسات دشمن ما نیستند؛ هر احساس پیامی دارد. غم میتواند نشان دهد چیزی را از دست دادهایم، خشم میتواند از یک مرز آسیبدیده خبر بدهد و ترس میتواند به ما بگوید چیزی برایمان اهمیت دارد. رشد روانی یعنی به جای فرار از احساسات، بتوانیم آنها را ببینیم، بفهمیم و تحمل کنیم.
عشق نیز به معنای نادیده گرفتن خود نیست. گاهی تصور میکنیم اگر کسی را دوست داشته باشیم، باید همیشه کوتاه بیاییم، سکوت کنیم، ببخشیم و خودمان را کنار بگذاریم. اما محبت بدون مرز میتواند به فرسودگی تبدیل شود. انسان میتواند کسی را دوست داشته باشد و در عین حال «نه» بگوید؛ میتواند ببخشد اما دوباره اجازه ندهد همان رفتار تکرار شود؛ میتواند دلتنگ کسی باشد اما بداند بازگشت به آن رابطه برایش مناسب نیست.
بخشی از بلوغ روانی، پذیرفتن این حقیقت تلخ است که همه قرار نیست ما را بفهمند، دوست داشته باشند یا همانطور که میخواهیم رفتار کنند. تلاش دائمی برای تغییر دادن دیگران، انرژی زیادی از ما میگیرد. ما فقط میتوانیم انتخاب کنیم در برابر رفتار دیگران چه واکنشی نشان دهیم، چه مرزی بگذاریم و چه کسی را وارد زندگی خود کنیم.
پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست. پذیرش یعنی واقعیت را همانگونه که هست ببینیم، نه آنگونه که آرزو داریم باشد. اگر رابطهای تمام شده، انکار آن درد را بیشتر میکند. اگر کسی دیگر ما را نمیخواهد، اصرار کردن عزتنفس ما را فرسوده میکند. اگر گذشته تغییرناپذیر است، زندگی کردن در آن چیزی را عوض نمیکند. پذیرش، نقطه شروع تغییر است.
انسان همچنین باید یاد بگیرد مسئولیت زندگی خودش را بپذیرد. مسئولیتپذیری به معنای مقصر دانستن خود برای همه اتفاقات نیست؛ یعنی بپذیریم که حتی اگر بسیاری از اتفاقات خارج از کنترل ما باشند، واکنش، انتخاب و ادامه مسیر تا حد زیادی در اختیار ماست. ممکن است کودکی سختی داشته باشیم، مورد بیمهری قرار گرفته باشیم یا تجربههای دردناکی پشت سر گذاشته باشیم؛ اما قرار نیست تمام آیندهمان را به گذشته واگذار کنیم.
گاهی ما در جستوجوی نسخهای کامل از خودمان هستیم؛ انسانی همیشه آرام، قوی، موفق، دوستداشتنی و بدون ضعف. اما چنین انسانی وجود ندارد. پذیرفتن بخشهای ناقص خود، یکی از مهمترین قدمهای رسیدن به آرامش است. انسان سالم کسی نیست که هیچ ترس، خشم، حسادت، شکست یا ضعفی ندارد؛ کسی است که میتواند این بخشها را ببیند و بدون تحقیر خود، با آنها روبهرو شود.
انسان مجموعهای از تکههای مختلف است؛ گذشته، خاطرات، ترسها، شکستها، امیدها، عشقها، تنهاییها و انتخابها. لازم نیست همه این تکهها را حذف کنیم تا آدم بهتری شویم. باید آنها را بشناسیم و در کنار هم قرار دهیم. منسجم شدن یعنی با خودمان آشتی کنیم؛ نه اینکه به انسانی بینقص تبدیل شویم.
شاید آرامش واقعی از جایی آغاز شود که دیگر برای کامل به نظر رسیدن تلاش نکنیم و به جای آن، خود واقعیمان را بشناسیم؛ بفهمیم چه میخواهیم، چه چیزی آزارمان میدهد، کجا باید «نه» بگوییم، چه کسانی برایمان مناسباند و چه چیزهایی دیگر جایگاهی در زندگی ما ندارند.
قرار نیست همیشه حالمان خوب باشد. قرار نیست همه آدمها بمانند. قرار نیست همه زخمها یکشبه درمان شوند. زندگی ترکیبی از شادی و اندوه، نزدیک شدن و فاصله گرفتن، به دست آوردن و از دست دادن است.
و در پایان کتاب میگوید: برای دوستداشتنی بودن لازم نیست خودت را تغییر بدهی و برای تنها نماندن لازم نیست هر رابطهای را حفظ کنی. گاهی باید از دیگران فاصله بگیری تا دوباره به خودت نزدیک شوی؛ باید بعضی آدمها را رها کنی تا خودت را از دست ندهی؛ و باید یاد بگیری که ارزش تو، وابسته به ماندن یا رفتن هیچکس نیست.
در نهایت، تو قرار نیست تکهای گمشده از وجود شخص دیگری باشی؛ خودت یک کل ارزشمندی، حتی اگر هنوز در حال شناختن تکههای وجودت باشی.
۵۵
۵:۱۹
مجموعهای از کتابهای ارزشمند طرح «شهرزاد» به کتابخانه عمومی اندیشه شیراز رسید و هماکنون در دسترس اعضای کتابخانه قرار گرفته است.
۳۳۶
۶:۰۹
بازارسال شده از کتابخانههای عمومی استان فارس
۱
۱۳:۳۲
بازارسال شده از کتابخانههای عمومی استان فارس
۲
۵:۱۰
بازارسال شده از کتابخانه عمومی اندیشه شیراز
«آدم فقط با دلش خوب میبیند؛ آنچه اساسی است، از چشم پنهان است.»
https://ble.ir/shirazpl
۱
۹:۰۹