چرا نسخه ترمیمیافتهی «سند تحول»، نیاز به «تحول بنیادین» دارد؟ (۹)
ایستگاه پایانی (۱)
شهرام رامشت
این چند سطر را با دلگرفتگی و ناراحتی از آنچه روایت میکنم، مینویسم. نسخه ترمیمی #سند_تحول بنیادین، روز سه شنبه ۱۴ مهرماه در شورای معینِ شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شد. حال دیگر، دو هفته باقی است تا در صورت عدم اعتراض اعضاء محترم شورای معین به متن #سند_ترمیمی ، تصویب این سند نهایی شده و ابلاغ شود.
آنان که مرا میشناسند میدانند که دغدغه #سند_تحول دارم. چرا که آن را توصیه و حال، وصیت #رهبر_شهید میدانم. چند سالی از عمر حرفهای خودم را وقف اجراییسازی و تدوین #نقشه_راه برای اجرای آن کردم. مجموعه نوشتهها و گفتارهای من درباره سند تحول و نسخه ترمیمی آن یک کتاب نسبتاً قطور میشود. لذا اینطور نیست که حرف بیحساب و روی هوا درباره سند تحول و مبانی آن بزنم.
بدون تعارف و تکلف میگویم که روز قیامت شرمنده نباشم، همانطور که پیشتر هم عرض کردم، این سند با همه خوبیهایی که نسبت به سند قبل دارد، اگر با همین وضع مصوب شود، نه تنها موجب #تحول نمیشود، بلکه باعث پسرفت آموزش و پرورش خواهد شد (۱). امیدوارم اعضاء شورای معین که عمدتاً متخصص این حوزه نیستند، به خود آیند و نگذارند چنین شود.
دلسوزان آموزش و پرورش کجا هستید؟ به چه کاری مشغولید که از این سند غافلید؟ چه سندی از این مهمتر در تربیت رسمی کشور داریم؟ سرنوشت امتی که از گذشته خودش درس نمیگیرد، جالب نخواهد بود...
پینوشت:(۱) دلایل آن را بارها در یکی دو سال اخیر عرض کردم. خوانندگان محترم را به مطالب همین کانال با موضوع سند ترمیمی ارجاع میدهم.(۲) آخرین نسخهای که از سند ترمیمی دارم، به پیوست تقدیم است.
#خطمشی_گذاری #سند_تحول #نسخه_ترمیمی #تحول_بنیادین 🧭 @education_policy
ایستگاه پایانی (۱)
این چند سطر را با دلگرفتگی و ناراحتی از آنچه روایت میکنم، مینویسم. نسخه ترمیمی #سند_تحول بنیادین، روز سه شنبه ۱۴ مهرماه در شورای معینِ شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شد. حال دیگر، دو هفته باقی است تا در صورت عدم اعتراض اعضاء محترم شورای معین به متن #سند_ترمیمی ، تصویب این سند نهایی شده و ابلاغ شود.
آنان که مرا میشناسند میدانند که دغدغه #سند_تحول دارم. چرا که آن را توصیه و حال، وصیت #رهبر_شهید میدانم. چند سالی از عمر حرفهای خودم را وقف اجراییسازی و تدوین #نقشه_راه برای اجرای آن کردم. مجموعه نوشتهها و گفتارهای من درباره سند تحول و نسخه ترمیمی آن یک کتاب نسبتاً قطور میشود. لذا اینطور نیست که حرف بیحساب و روی هوا درباره سند تحول و مبانی آن بزنم.
بدون تعارف و تکلف میگویم که روز قیامت شرمنده نباشم، همانطور که پیشتر هم عرض کردم، این سند با همه خوبیهایی که نسبت به سند قبل دارد، اگر با همین وضع مصوب شود، نه تنها موجب #تحول نمیشود، بلکه باعث پسرفت آموزش و پرورش خواهد شد (۱). امیدوارم اعضاء شورای معین که عمدتاً متخصص این حوزه نیستند، به خود آیند و نگذارند چنین شود.
دلسوزان آموزش و پرورش کجا هستید؟ به چه کاری مشغولید که از این سند غافلید؟ چه سندی از این مهمتر در تربیت رسمی کشور داریم؟ سرنوشت امتی که از گذشته خودش درس نمیگیرد، جالب نخواهد بود...
پینوشت:(۱) دلایل آن را بارها در یکی دو سال اخیر عرض کردم. خوانندگان محترم را به مطالب همین کانال با موضوع سند ترمیمی ارجاع میدهم.(۲) آخرین نسخهای که از سند ترمیمی دارم، به پیوست تقدیم است.
۱.۱K
۵:۵۳
سند تحول ترمیمی - مرداد 1405.docx
۱.۶۷ مگابایت
نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین - مردادماه 1405
#خطمشی_گذاری #سند_تحول #نسخه_ترمیمی #تحول_بنیادین 🧭 @education_policy
۹۴۹
۵:۵۵
بازارسال شده از شفا | تأملاتی در باب تعلیم و تربیت
کدام سند تحول؟ برای کدام موقعیت؟مجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۷۱۷
۱- خبر رسیده است که این روزها، «نسخه ترمیمشده سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» مراحل پایانی تصویب و تأیید را در شورای عالی انقلاب فرهنگی میگذراند. سندی که قرار است در طی ده سال آینده، بالاترین سند راهبری نظام تعلیم و تربیت کشور باشد. گرچه نسخه رسمی پیشنویس تغییرات سند هنوز منتشر نشده است، اما نسخههای غیررسمی نشان میدهد که در ساختار سند تغییرات قابل توجهی اعمال شده و محتوای آن هم با تغییراتی همراه بوده است. «ترمیم» به لحاظ شکلی قابل قبول به نظر میرسد. قاعدتاً تحلیل قوت و ضعفهای درونی سند را باید بر اساس نسخه رسمی و به تفصیل پرداخت. دروننوشت ۱: اگر جای شوعاف و شوعآپ بودم، بر خودم لازم میدیدم که قبل از تصویب نهایی سند ترمیم، آن را به اهالی زیستبوم تعلیم و تربیت به صورت عمومی عرضه کنم و نکاتشان را بشنونم. مگر نه اینکه طبق مصوبه شوعآپ باید نسخه ترمیمیافته در تیر ماه ۱۴۰۰ تحویل میشد، و اکنون قریب به ۷۰ ماه (حدود ۲۰۰۰ روز) تأخیر دارند، چند ماه تأخیر بیشتر به جایی برنمیخورد و دیرتر نخواهد شد.۲- سوای تحلیل و ارزیابی درونمتنی «سند تحول بنیادین»، چیزی که کمتر بدان پرداخته میشود و اغلب سیاستگذاران ارشد ما هم آن را فراموش میکنند، «مقصود» این حرکت است. درباره تغییر در آموزش و پرورش کشور، دو جریان اصلی را در دهه هشتاد شمسی میتوان یافت: جریان اول - جریانی که به دنبال اعمال «اصلاحات» در آموزش و پرورش حول الگوهای توسعه مورد بحث آن روزها بود. اساساً فرآیند تولید سند کنونی نیز در سال ۱۳۸۲ با همین عنوان آغاز شد: «سند ملی اصلاحات آموزش و پرورش». نهاد متولی هم سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور (متناظر سازمان برنامه و بودجه امروزی) تعیین شد و البته با فراز و نشیب زیادی، سند مسیر دیگری را طی کرد. نکته کلیدی این سند، پیگیری یک برنامه «توسعه» همانند سایر دستگاهها بود که جنبه تکنیکی و روبنایی بودن در آن محوریت داشت؛ جریان دوم - این جریان به لحاظ غلبه در فضای کلی کشور، نحیف بود. پرچمداران جریان دوم را امام روحالله (ره) میدانم که همان ابتدای انقلاب، ایده فراراهبردی لزوم «انقلاب فرهنگی» را مطرح کردند؛ امتداد انقلابیگری از تغییر رژیم سیاسی به تغییر رژیم تربیتی کشور. رهبر شهید نیز حدود سال ۱۳۸۵-۱۳۸۶ با نگاه انتقادی به نگاه سطحی و روبنایی که جریان اول برای تدوین سند اصلاحات آموزشی داشت، روی ضرورت همان انقلاب فرهنگی فراموششده تأکید کردند و برای تمایزبخشی با جریان اصلاحگرای آموزشی، اصطلاح «تحول بنیادین در آموزش و پرورش کشور» را روی میز گذاشتند؛ دقت کنید نه فقط «تحول» به جای «اصلاح»، بلکه «تحول بنیادین». بعدتر اسم سند هم با همین منطق به «سند تحول بنیادین» تغییر یافت، هر چند رسم و عمق آن چندان رسوخ نکرد. به نظر میآید آنچه نهایتاً در سال ۱۳۹۰ به عنوان سند محقق شد، گرچه اسم و صورتی از جریان دوم داشت، اما در واقع روح همان جریان فکری و اجرایی اول بر آن نفوذ اصلی را داشت. در اجرا هم همین فکر ادامه یافت و غالب رگههای تحولی و زیربنایی را آگاهانه یا ناآگاهانه مصادره به مطلوب یا معوج کرد.دروننوشت ۲: نسخه ترمیمی سند تحول را باید عمیقتر بکاویم که کدام فکر و جریان در آن حاکم است؛ اصلاحات آموزشی یا تحولگرایی بنیادین تربیتی. نمیشود جریان انقلاب اسلامی را به زبان ادعا نمود، اما با قلم جریان اصلاحات و توسعه برنامهریزی و اجرا کرد.۳- ترمیم سند تحول حدود پنج سال طول کشیده و الان روی میز تصمیمگیران قرار دارد. به نظر میرسد معیار اساسی در ارزیابی موفقیت تیم تدوین آن، «ترازیابی با تحولآفرینی بنیادین و انقلاب تربیتی» است. کدام مبنا، زیربنای این سند را میسازد؟ انسان ترسیم شده به عنوان خروجی این نظام تربیتی چه خواهد بود و با کدام «روح و معنا» قرار است تربیت شود؟ روبناهای سند با آن زیربنا هماهنگ شده است؟ فکرها و سازوکارهای «پوسیده و کهنه و تقلیدی» و نامتناسب با انقلاب اسلامی کنار گذاشته شده و طرحی دیگر درانداخته شده است؟۴- یک پرسش سخت هم پیش روی متولیان ویرایش و تصویب سند جدید قرار دارد. سند جدید با ماجرای ایران پس از اسفند ۱۴۰۴ چه نسبتی دارد؟ مطالبات برجسته تربیتی - فرهنگی رهبر سوم انقلاب که در اغلب پیامهای مکتوب عمومیشان بدان اشاره کردهاند، جز در مقدمه احتمالی، چه تغییری در مضامین و جهتگیری سند تحول داشته است؟ شرایط و سرمایههای بازشناسایی شده در این ایام کجای ماجراست؟دروننوشت ۳: باید پرسید که ما با «سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت فراراهبردی گام دوم انقلاب اسلامی» مواجهیم یا «سند ترمیمیافته اصلاحات آموزشی ایران»؟ اگر دومی است، باید آن را محکم زد به دیوار... نبرد با جریان تمدن غرب چنان بالا گرفته است که فرصت نداریم ده سال دیگر معطل بمانیم.
@sheffa_jo
۱- خبر رسیده است که این روزها، «نسخه ترمیمشده سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» مراحل پایانی تصویب و تأیید را در شورای عالی انقلاب فرهنگی میگذراند. سندی که قرار است در طی ده سال آینده، بالاترین سند راهبری نظام تعلیم و تربیت کشور باشد. گرچه نسخه رسمی پیشنویس تغییرات سند هنوز منتشر نشده است، اما نسخههای غیررسمی نشان میدهد که در ساختار سند تغییرات قابل توجهی اعمال شده و محتوای آن هم با تغییراتی همراه بوده است. «ترمیم» به لحاظ شکلی قابل قبول به نظر میرسد. قاعدتاً تحلیل قوت و ضعفهای درونی سند را باید بر اساس نسخه رسمی و به تفصیل پرداخت. دروننوشت ۱: اگر جای شوعاف و شوعآپ بودم، بر خودم لازم میدیدم که قبل از تصویب نهایی سند ترمیم، آن را به اهالی زیستبوم تعلیم و تربیت به صورت عمومی عرضه کنم و نکاتشان را بشنونم. مگر نه اینکه طبق مصوبه شوعآپ باید نسخه ترمیمیافته در تیر ماه ۱۴۰۰ تحویل میشد، و اکنون قریب به ۷۰ ماه (حدود ۲۰۰۰ روز) تأخیر دارند، چند ماه تأخیر بیشتر به جایی برنمیخورد و دیرتر نخواهد شد.۲- سوای تحلیل و ارزیابی درونمتنی «سند تحول بنیادین»، چیزی که کمتر بدان پرداخته میشود و اغلب سیاستگذاران ارشد ما هم آن را فراموش میکنند، «مقصود» این حرکت است. درباره تغییر در آموزش و پرورش کشور، دو جریان اصلی را در دهه هشتاد شمسی میتوان یافت: جریان اول - جریانی که به دنبال اعمال «اصلاحات» در آموزش و پرورش حول الگوهای توسعه مورد بحث آن روزها بود. اساساً فرآیند تولید سند کنونی نیز در سال ۱۳۸۲ با همین عنوان آغاز شد: «سند ملی اصلاحات آموزش و پرورش». نهاد متولی هم سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور (متناظر سازمان برنامه و بودجه امروزی) تعیین شد و البته با فراز و نشیب زیادی، سند مسیر دیگری را طی کرد. نکته کلیدی این سند، پیگیری یک برنامه «توسعه» همانند سایر دستگاهها بود که جنبه تکنیکی و روبنایی بودن در آن محوریت داشت؛ جریان دوم - این جریان به لحاظ غلبه در فضای کلی کشور، نحیف بود. پرچمداران جریان دوم را امام روحالله (ره) میدانم که همان ابتدای انقلاب، ایده فراراهبردی لزوم «انقلاب فرهنگی» را مطرح کردند؛ امتداد انقلابیگری از تغییر رژیم سیاسی به تغییر رژیم تربیتی کشور. رهبر شهید نیز حدود سال ۱۳۸۵-۱۳۸۶ با نگاه انتقادی به نگاه سطحی و روبنایی که جریان اول برای تدوین سند اصلاحات آموزشی داشت، روی ضرورت همان انقلاب فرهنگی فراموششده تأکید کردند و برای تمایزبخشی با جریان اصلاحگرای آموزشی، اصطلاح «تحول بنیادین در آموزش و پرورش کشور» را روی میز گذاشتند؛ دقت کنید نه فقط «تحول» به جای «اصلاح»، بلکه «تحول بنیادین». بعدتر اسم سند هم با همین منطق به «سند تحول بنیادین» تغییر یافت، هر چند رسم و عمق آن چندان رسوخ نکرد. به نظر میآید آنچه نهایتاً در سال ۱۳۹۰ به عنوان سند محقق شد، گرچه اسم و صورتی از جریان دوم داشت، اما در واقع روح همان جریان فکری و اجرایی اول بر آن نفوذ اصلی را داشت. در اجرا هم همین فکر ادامه یافت و غالب رگههای تحولی و زیربنایی را آگاهانه یا ناآگاهانه مصادره به مطلوب یا معوج کرد.دروننوشت ۲: نسخه ترمیمی سند تحول را باید عمیقتر بکاویم که کدام فکر و جریان در آن حاکم است؛ اصلاحات آموزشی یا تحولگرایی بنیادین تربیتی. نمیشود جریان انقلاب اسلامی را به زبان ادعا نمود، اما با قلم جریان اصلاحات و توسعه برنامهریزی و اجرا کرد.۳- ترمیم سند تحول حدود پنج سال طول کشیده و الان روی میز تصمیمگیران قرار دارد. به نظر میرسد معیار اساسی در ارزیابی موفقیت تیم تدوین آن، «ترازیابی با تحولآفرینی بنیادین و انقلاب تربیتی» است. کدام مبنا، زیربنای این سند را میسازد؟ انسان ترسیم شده به عنوان خروجی این نظام تربیتی چه خواهد بود و با کدام «روح و معنا» قرار است تربیت شود؟ روبناهای سند با آن زیربنا هماهنگ شده است؟ فکرها و سازوکارهای «پوسیده و کهنه و تقلیدی» و نامتناسب با انقلاب اسلامی کنار گذاشته شده و طرحی دیگر درانداخته شده است؟۴- یک پرسش سخت هم پیش روی متولیان ویرایش و تصویب سند جدید قرار دارد. سند جدید با ماجرای ایران پس از اسفند ۱۴۰۴ چه نسبتی دارد؟ مطالبات برجسته تربیتی - فرهنگی رهبر سوم انقلاب که در اغلب پیامهای مکتوب عمومیشان بدان اشاره کردهاند، جز در مقدمه احتمالی، چه تغییری در مضامین و جهتگیری سند تحول داشته است؟ شرایط و سرمایههای بازشناسایی شده در این ایام کجای ماجراست؟دروننوشت ۳: باید پرسید که ما با «سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت فراراهبردی گام دوم انقلاب اسلامی» مواجهیم یا «سند ترمیمیافته اصلاحات آموزشی ایران»؟ اگر دومی است، باید آن را محکم زد به دیوار... نبرد با جریان تمدن غرب چنان بالا گرفته است که فرصت نداریم ده سال دیگر معطل بمانیم.
@sheffa_jo
۲۱
۱۱:۰۴
بازارسال شده از پرسشگر
سیدجلال موسوی دبیر ستاد تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی
حجت الاسلام سیدامیناله دادگرعضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تهران
حجت الاسلام رحمانی پژوهشگر حوزه سیاست گذاری تربیت
۲۷
۱۳:۵۱
ریش سفید سقراط و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش!
شهرام رامشت
امروز در شرایطی هستیم که #ابرقدرت بلامنازع جهان در سه دهه اخیر، در حال اجماعسازی (بخوانید التماس به دنیای غرب) است تا بتواند آنها را گردهم آورد و #ایران عزیز را شکست دهد یا اگر زورش نمیرسد لااقل #تنگه_هرمز را باز کند!
این یک معنا بیشتر ندارد، نظم پیشین دنیا فروپاشیده و ایران به یکی از ابرقدرتهای جهان تبدیل شده است. قدرتی که با اتکا به قدرت لایزال الهی نه ابرقدرت چهارم، که قدرت اول جهان است. اما افسوس! افسوس که خودمان را باور نکردیم. دلیل؟ #نسخه_ترمیمی سند تحول بنیادین!
در حالی که نظم جدید شکل گرفته و بازیگر نقش اول آن هستیم، و آمریکا، تمدن غرب را به ریش سفید سقراط در آتن قسم میدهد که نگذارند ایران پا بگیرد، ما همچنان میخواهیم در گذشته آرام و بیسرو صدای خودمان باشیم. انگار نمیخواهیم باور کنیم. انگار نمیخواهیم به لوازم این قدرتی که خدا به ما داده ملتزم شویم. میخواهیم در همان حال و هوا باشیم که بودیم؛ راحت، آسوده، ...
چرا به خودمان نمیآییم؟عزیزان من، نسخه ترمیمی #سند_تحول زمانی توسط شورای عالی آموزش و پرورش نگاشته شد که #جنگ_تحمیلی دوم و سوم اتفاق نیفتاده بود؛ حتی نشانههای آن هم وجود نداشت! مگر اقتضائات آن زمان با الان یکسان است که همان سند را (با اصلاح برخی جزئیات) بپذیریم؟
چرا باور نمیکنیم که همه چیز در جهان تغییر کرده است؟سند ترمیمیافته فعلی متناسب اقتضائات اینجا و اکنون ما نیست؛ متناسب با همان حال و هوای سال 1402 و 1403 نگاشته شده است. چرا میخواهیم به عقب برگردیم؟ مگر نه اینکه ما تعیین کننده #فراراهبرد های کشور هستیم؟ میخواهیم همه راهبردهای کشور را به عقب برگردانیم؟! به پیش از ابرقدرتی؟ حواسمان هست چه میکنیم؟
کاملاً مشخص است که #نسخه_ترمیمی برای #تحول در نظام تعلیم و تربیت یک ابرقدرت جهانی نوشته نشده است؛ نگارندگان سند هم بر این نکته اذعان دارند که در آن زمان خبری از ابرقدرتی نبود. حال چه شده که میخواهیم در میانه جنگ چنین سندی را مصوب کنیم و مبنای ده سال آینده نظام تعلیم و تربیت کشور کنیم؟ کجای کارمان میلنگد؟
قدری تأمل کنیم؛برخی اشتباهات جبران ناپذیرند...
#خطمشی_گذاری #سند_تحول #نسخه_ترمیمی #تحول_بنیادین 🧭 @education_policy
امروز در شرایطی هستیم که #ابرقدرت بلامنازع جهان در سه دهه اخیر، در حال اجماعسازی (بخوانید التماس به دنیای غرب) است تا بتواند آنها را گردهم آورد و #ایران عزیز را شکست دهد یا اگر زورش نمیرسد لااقل #تنگه_هرمز را باز کند!
این یک معنا بیشتر ندارد، نظم پیشین دنیا فروپاشیده و ایران به یکی از ابرقدرتهای جهان تبدیل شده است. قدرتی که با اتکا به قدرت لایزال الهی نه ابرقدرت چهارم، که قدرت اول جهان است. اما افسوس! افسوس که خودمان را باور نکردیم. دلیل؟ #نسخه_ترمیمی سند تحول بنیادین!
در حالی که نظم جدید شکل گرفته و بازیگر نقش اول آن هستیم، و آمریکا، تمدن غرب را به ریش سفید سقراط در آتن قسم میدهد که نگذارند ایران پا بگیرد، ما همچنان میخواهیم در گذشته آرام و بیسرو صدای خودمان باشیم. انگار نمیخواهیم باور کنیم. انگار نمیخواهیم به لوازم این قدرتی که خدا به ما داده ملتزم شویم. میخواهیم در همان حال و هوا باشیم که بودیم؛ راحت، آسوده، ...
چرا به خودمان نمیآییم؟عزیزان من، نسخه ترمیمی #سند_تحول زمانی توسط شورای عالی آموزش و پرورش نگاشته شد که #جنگ_تحمیلی دوم و سوم اتفاق نیفتاده بود؛ حتی نشانههای آن هم وجود نداشت! مگر اقتضائات آن زمان با الان یکسان است که همان سند را (با اصلاح برخی جزئیات) بپذیریم؟
چرا باور نمیکنیم که همه چیز در جهان تغییر کرده است؟سند ترمیمیافته فعلی متناسب اقتضائات اینجا و اکنون ما نیست؛ متناسب با همان حال و هوای سال 1402 و 1403 نگاشته شده است. چرا میخواهیم به عقب برگردیم؟ مگر نه اینکه ما تعیین کننده #فراراهبرد های کشور هستیم؟ میخواهیم همه راهبردهای کشور را به عقب برگردانیم؟! به پیش از ابرقدرتی؟ حواسمان هست چه میکنیم؟
کاملاً مشخص است که #نسخه_ترمیمی برای #تحول در نظام تعلیم و تربیت یک ابرقدرت جهانی نوشته نشده است؛ نگارندگان سند هم بر این نکته اذعان دارند که در آن زمان خبری از ابرقدرتی نبود. حال چه شده که میخواهیم در میانه جنگ چنین سندی را مصوب کنیم و مبنای ده سال آینده نظام تعلیم و تربیت کشور کنیم؟ کجای کارمان میلنگد؟
قدری تأمل کنیم؛برخی اشتباهات جبران ناپذیرند...
۱.۳K
۱۴:۰۸
بازارسال شده از پرسشگر
دکتر حمید رفیعی کارشناس تعلیم و تربیت
مهندس محمدمهدی کاظمیمعاون سابق آموزش متوسطه آموزش و پرورش
دکتر مجتبی همتیفر عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد
۱۷
۱۷:۱۶
بازارسال شده از رقیه فاضل ☫
خرداد سال ۱۴۰۲ بود که ماده واحده راه اندازی مدارس مجازی در شورای عالی آموزش و پرورش مصوب شد و خرداد سال ۱۴۰۴ اساسنامهی این مدارس تصویب شد.افرادی که میتوانند در این مدارس درس بخوانند، مطابق اساسنامه، خارجیان علاقه مند به تحصیل در نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران، ایرانیان خارج از کشور در صورت عدم امکان دسترسی یا حضور در کلاسهای درس، اتباع خارجی متقاضی داخل کشور و متقاضیان بازمانده از تحصیل داخل کشور هستند.با این وصف، بستر قانونی خوبی برای تحصیل دختران محجبه آذربایجانی وجود دارد که حکومت مزدور و صهیونیست علیاف آنها را از تحصیل منع کرده است. وجود این بستر، وظیفهی ما را سنگینتر میکند و نیاز به پیگیری و مطالبهی دقیق از سوی دغدغهمندان تعلیم و تربیت و حجاب و حمایت از دختران دارد. در این میدان که نظام سلطه با تمام مزدوران منافقش هر گونه فشار و تهدید و تحریم را برای خاموش شدن ارادههای مستقل و توحیدی در منطقه دارد اعمال میکند، فرصت خوبی برای گسترش جبهه مقاومت وجود دارد.
لینک مصوبه ماده واحده مدارس مجازی برای مطالعه:https://rc.majlis.ir/fa/law/show/1781096
https://blr.ir/rq_fazel
۳
۱۷:۳۹
هوش مصنوعی و حجم کار معلمان
پرونده فناوری و تربیت (۱۱)
کاهش بار اداری معلمان و فراهم کردن زمان بیشتر برای #تدریس ، از جمله مزیتهایی است که برای برنامههای مبتنی بر هوش مصنوعی مطرح میشود. برای مثال، تبلیغات #خانمیگو وعده میدهد: «عصرهای شما دوباره متعلق به خودتان خواهد بود، بدون آنکه کیفیت قربانی شود.» این وعده میتواند برای معلمان تحت فشار جذاب باشد؛ معلمانی که ممکن است از سپردن بخشی از وظایف اداری سنگین خود به یک برنامه رایانهای استقبال کنند یا از اینکه دانشآموزان را با فناوریای مشغول نگه دارند که ظاهراً از یادگیری آنان پشتیبانی میکند، احساس آسودگی کنند؛ بهویژه در کلاسهای پرجمعیتی که معلم فرصت چندانی برای رسیدگی فردی به دانشآموزان ندارد.
بااینحال، سپردن این وظایف به یک #توتربات ، در عمل یک #واسطه_دیجیتال میان دانشآموزان و معلمان قرار میدهد؛ معلمانی که در حوزه تخصصی خود دانش و تجربه آموزشی دارند، دانشآموزانشان را میشناسند و شرایط و زمینه آنان را درک میکنند. افزون بر این، با وجود ظاهر انسانمانند تعامل با هوش مصنوعی مولد، این فناوری فقط میتواند به درخواستها و پرسشهایی پاسخ دهد که در چارچوب پارامترهای از پیش تعیینشده آن قرار میگیرند. بنابراین، معلمان باید زمانی را صرف شناخت این محدودیتها و یادگیری نحوه کار با آنها کنند و سپس به دانشآموزان بیاموزند چگونه پرسشهای خود را مطرح کنند و پاسخهای دریافتی را راستیآزمایی کنند. در نتیجه، حتی اگر هوش مصنوعی برخی وظایف اداری را خودکار کند، ممکن است در عوض، فشارها و وظایف زمانبر دیگری را بر معلمان تحمیل کند.
هوش مصنوعی از نوعی که در حال حاضر شرکتهای تجاری خصوصی آن را ترویج میکنند، نهتنها لزوماً از حجم کار معلمان نمیکاهد، بلکه ممکن است بر #پیچیدگی کار آنان نیز بیفزاید؛ زیرا معلمان ناچار میشوند اطمینان حاصل کنند که فناوری، بهدرستی و بدون اختلال در کلاس کار میکند. بازطراحی فرایندهای اصلی آموزش، یعنی تدریس، برنامه درسی و ارزشیابی، برای سازگار کردن آنها با هوش مصنوعی، مستلزم تلاش طاقتفرسای معلمان برای تغییر و تعدیل شیوههای حرفهای خود خواهد بود. در عین حال، این روند میتواند نقش معلمان را در تصمیمگیری درباره ارزش واقعی این تغییرات و ضرورت اجرای آنها کمرنگ کند. پژوهش و توسعه دانشگاهی در زمینه هوش مصنوعی در آموزش، که بر مشارکت معلمان و دانشآموزان تکیه دارد، در فضای کنونی که تبلیغات و گمانهزنی درباره کاربردهای تجاری هوش مصنوعی در مدارس بر گفتمان این حوزه سایه انداخته است، بهسختی میتواند شنیده شود. ازاینرو، هوش مصنوعی #استقلال_مدارس در فرایندهای تصمیمگیری را با چالشی جدی مواجه میکند؛ بهویژه استقلال حرفهای معلمان را در تصمیمگیری درباره شیوههای آموزشی خود تهدید میکند.
پینوشت:
شهرام رامشت
❃ مدلهایی که در حال حاضر در بازارهای جهانی برای کمک به معلمان در فعالیتهای کلاسی عرضه شده است، دارای محدودیتهای زیادی هستند که از جمله آنها میشود به عدم اطمینان از خروجی تولیدشده، واسطهگری هوش مصنوعی بین معلم و شاگرد، کمرنگشدن رابطه استاد-شاگردی و به تبع آن ایجاد چالش در امر تربیت اشاره کرد.نکته بسیار مهم دیگر این است که استفاده از هوش مصنوعی، عمق درک معلم از مطالب را کم میکند و ایشان را از طراح برنامه درسی و موقعیتهای یادگیری به صرفاً پرامتنویسی تبدیل میکند که نهایت توانمندی او انتخاب بین گزینههای مختلفی است که هوش مصنوعی در اختیارش قرار داده است. این فرایند در طول زمان، خلاقیت، توانمندی، درک، رابطه با دانشآموزان و در نهایت #مربی بودن او را تحت تأثیر منفی قرار میدهد.
ترجمه بدون تغییر متن سند:زمانی برای توقف
مرکز ملی سیاستپژوهی تربیتی آمریکا
#پرونده_فناوری_و_تربیت #فناوری_آموزشی #تکنولوژی_آموزشی #فناوری_در_آموزش #خطمشیگذاری #هوش_مصنوعی
🧭 @education_policy
پرونده فناوری و تربیت (۱۱)
پینوشت:
❃ مدلهایی که در حال حاضر در بازارهای جهانی برای کمک به معلمان در فعالیتهای کلاسی عرضه شده است، دارای محدودیتهای زیادی هستند که از جمله آنها میشود به عدم اطمینان از خروجی تولیدشده، واسطهگری هوش مصنوعی بین معلم و شاگرد، کمرنگشدن رابطه استاد-شاگردی و به تبع آن ایجاد چالش در امر تربیت اشاره کرد.نکته بسیار مهم دیگر این است که استفاده از هوش مصنوعی، عمق درک معلم از مطالب را کم میکند و ایشان را از طراح برنامه درسی و موقعیتهای یادگیری به صرفاً پرامتنویسی تبدیل میکند که نهایت توانمندی او انتخاب بین گزینههای مختلفی است که هوش مصنوعی در اختیارش قرار داده است. این فرایند در طول زمان، خلاقیت، توانمندی، درک، رابطه با دانشآموزان و در نهایت #مربی بودن او را تحت تأثیر منفی قرار میدهد.
مرکز ملی سیاستپژوهی تربیتی آمریکا
🧭 @education_policy
۲۳۰
۱۷:۴۴
دادههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی چقدر برای آموزش اعتبار دارد؟
پرونده فناوری و تربیت (۱۲)
یکی از چالشهای اصلی هوش مصنوعی برای معلمان این است که فناوریهای هوش مصنوعی مولد برای تولید متنی طراحی شدهاند که متقاعدکننده به نظر میرسد، حتی اگر حاوی #اطلاعات_نادرست باشد. برای مثال، برنامههایی که از هوش مصنوعی مولد برای طراحی درس و تولید منابع آموزشی استفاده میکنند، ممکن است کلاس درس را با خطاهای گمراهکننده و اطلاعات نادرست پر کنند.بعید است این مشکل بهآسانی حل شود؛ زیرا دادههایی که چنین برنامههایی به آنها متکی هستند، ممکن است با گسترش روزافزون محتوای تولیدشده بهصورت خودکار در وب، بیش از پیش تنزل پیدا کنند. خطر آن است که محیط اطلاعاتی از متنهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی اشباع شود؛ بهگونهای که تشخیص #اعتبار و #اصالت منابع آنلاین ناممکن شود و در نتیجه، این منابع برای استفادههای آموزشی یا بیفایده یا گمراهکننده باشند.
همانگونه که در مورد هر دو نوع هوش مصنوعی مولد متن و تصویر مستند شده است، بیثباتی و خطاهای موجود در دادههای زیربنایی میتواند خروجیهای هوش مصنوعی را نامطمئن و غیرقابل اعتماد کند. احتمالاً به همین دلیل است که #خانمیگو به کاربران توصیه میکند به پاسخهای آن اتکا نکنند و در عوض، اطلاعات ارائهشده را با استفاده از منابعی مانند کتابهای درسی، مقالات یا دیگر منابع معتبر #راستیآزمایی کنند. همچنین، به همین دلیل مدت زمانی را که دانشآموزان میتوانند با توتربات تعامل داشته باشند محدود میکند و هشدار میدهد که تعاملات طولانیتر، احتمال بروز رفتار نامناسب از سوی هوش مصنوعی را #افزایش میدهد. این محدودیتهای شناختهشده پرسشی اساسی را پیش میکشند: وقتی آشکار است که استفاده از این برنامه یا هر کاربرد دیگری از هوش مصنوعی به کار بیشتری نیاز دارد و به احتمال زیاد تدریس مؤثر را تضعیف میکند، چرا باید برای استفاده از آنها وقت صرف کرد؟
بنابراین، همچنان پرسشهای مهمی درباره تبدیل شدن رهبران بازار در حوزه فناوری آموزشی و شرکتهای بزرگ فناوری به دروازهبانان قدرتمند محتوای یادگیری آنلاین مطرح است. آیا کاربردهای هوش مصنوعی کیفیت اطلاعاتی را که در کلاس درس آموزش داده میشود، بهبود میبخشد؟ معلمان و دانشآموزان تا چه اندازه باید به محتوایی اعتماد کنند که هوش مصنوعی تولید کرده است؛ محتوایی که شرکتهایی مانند OpenAI با استفاده از مطالب گردآوریشده از وب برای آموزش هوش مصنوعی خود به کار بردهاند؟ مواجهه دانشآموزان با «عملکرد نامطلوب هوش مصنوعی» در یک توتربات چه پیامدهایی خواهد داشت؟همچنین مشخص نیست چه کسی باید مسئول بررسی کیفیت محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی باشد. #خانمیگو عملاً این مسئولیت را بر دوش #معلمان پرمشغله میگذارد و از آنان میخواهد زمانی را صرف بررسی خطاهای برنامه و ارائهٔ بازخورد کنند تا برنامهنویسان بتوانند خطاها را یکییکی اصلاح کنند. در چنین شرایطی، احتمال نادیده ماندن خطاها زیاد است و ممکن است دقت اطلاعاتی که دانشآموزان از طریق هوش مصنوعی دریافت میکنند، بهمرور کاهش یابد.
پینوشت:
شهرام رامشت
❃ جمله اول این بخش بسیار مهم بود؛ هوشهای مصنوعی ساختهشدهاند برای تولید اطلاعات متقاعدکننده، نه اطلاعات لزوماً درست! این یعنی ما معلمان یا باید صحت اطلاعات را قبل از استفاده دوباره بررسی کنیم، یا اطلاعاتی که به درستی آن یقین نداریم را در اختیار دانشآموزانمان قرار دهیم؛ چه بازی باختباختی!حال اگر بچهها از این نرمافزارها استفاده کنند چه؟ با اشتباهات هوش مصنوعی در مقابل آنها چه کنیم؟ چه کسی قرار است #راستیآزمایی کند؟سوال بجایی در این گزارش پرسیده میشود که بیجواب است؛ وقتی میدانیم استفاده از این برنامه یا هر کاربرد دیگری از هوش مصنوعی به کار بیشتری نیاز دارد و به احتمال زیاد تدریس مؤثر را تضعیف میکند، چرا باید برای استفاده از آنها وقت صرف کرد؟
ترجمه بدون تغییر متن سند:زمانی برای توقف
مرکز ملی سیاستپژوهی تربیتی آمریکا
#پرونده_فناوری_و_تربیت #فناوری_آموزشی #تکنولوژی_آموزشی #فناوری_در_آموزش #خطمشیگذاری #هوش_مصنوعی
🧭 @education_policy
پرونده فناوری و تربیت (۱۲)
پینوشت:
❃ جمله اول این بخش بسیار مهم بود؛ هوشهای مصنوعی ساختهشدهاند برای تولید اطلاعات متقاعدکننده، نه اطلاعات لزوماً درست! این یعنی ما معلمان یا باید صحت اطلاعات را قبل از استفاده دوباره بررسی کنیم، یا اطلاعاتی که به درستی آن یقین نداریم را در اختیار دانشآموزانمان قرار دهیم؛ چه بازی باختباختی!حال اگر بچهها از این نرمافزارها استفاده کنند چه؟ با اشتباهات هوش مصنوعی در مقابل آنها چه کنیم؟ چه کسی قرار است #راستیآزمایی کند؟سوال بجایی در این گزارش پرسیده میشود که بیجواب است؛ وقتی میدانیم استفاده از این برنامه یا هر کاربرد دیگری از هوش مصنوعی به کار بیشتری نیاز دارد و به احتمال زیاد تدریس مؤثر را تضعیف میکند، چرا باید برای استفاده از آنها وقت صرف کرد؟
مرکز ملی سیاستپژوهی تربیتی آمریکا
🧭 @education_policy
۱۶۳
۱۳:۳۴