لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل دفتر یادداشت صدرا امامید
۱۲ عضو

دفتر یادداشت صدرا امامی

کنجکاو روایت‌های «ایران»@sadraemami----لینک کانال در تلگرام:https://t.me/emamisadra
لینک دیده‌ها در آپارات:https://www.aparat.com/emamisadra
لینک ویرگول:http://virgool.io/@emamisadra
لینک به‌خوان:https://behkhaan.ir/profile/emamisadra
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۵ شهریور
undefined از انحصارِ فنی تا میدانِ گفت‌وگو: چرا باید درس‌گفتارهای ها-جون چانگ را دید؟
undefined در پست‌ در ردای عینیت از این گفتیم، که اقتصاد علی‌رغم ظاهرِ عینی‌اش، واجدِ خصلتی ایدئولوژیک است. در بررسی مقالهٔ آرش حیدری نیز دیدیم که چگونه نولیبرالیسم با هم‌دستیِ روان‌شناسی، «انسانِ خودگردان» را برای تداوم بازار تولید می‌کند. اکنون برای کامل‌کردن این تصویر، سراغ درس‌گفتاری از یک استاد اقتصاد می‌رویم. از امشب، ویدیوهایی از درس‌گفتارهای ها-جون چانگ به اسم: «*اقتصاد برای مردم*» را خواهیم دید تا زنجیرهایِ نامرئیِ ایدئولوژی را در متنِ خودِ دانشِ اقتصاد شناسایی کنیم.
undefined چانگ با بهره‌گیری از زبان این دانش، ادعای بی‌طرفیِ آن را به چالش می‌کشد. نقدِ او متوجهِ رژیمِ حقیقتی‌ست که اقتصاد را از تاریخ، فرهنگ و فلسفه منفک می‌کند و تصویری ناقص را به‌جای واقعیتِ زیسته به ما تحویل می‌دهد.
undefined اهمیتِ این درس‌گفتارها در این است که نشان می‌دهند اقتصاد، میدانِ مناقشه‌ای است که عمیقاً با قدرت، ارزش‌ها و تصمیم‌های سیاسی درهم‌تنیده است. چانگ اقتصاد را از مقامِ دانشِ طبیعی‌شده پایین می‌کشد و دوباره آن را به موضوعِ پرسش و گفت‌وگو بدل می‌کند.
undefined او نشان می‌دهد آنچه اغلب به‌صورتِ ضرورتِ طبیعی عرضه می‌شود - از نابرابری‌های ساختاری تا افولِ صنعت - محصولِ انتخاب‌های سیاسی است و به همین دلیل علیه بسته‌شدنِ افق‌های فکری اعتراض می‌کند و از «فروتنی معرفتی» دفاع می‌کند؛ یعنی اقتصاد باید با تاریخ و جامعه‌شناسی گفت‌وگو کند، نه اینکه ابزاری در خدمتِ گروهی خاص باشد.
undefined معرفی و تماشای این درس‌گفتارها، تلاشی است برای بازپس‌گیریِ عرصه‌ای که دربارهٔ زندگیِ جمعیِ ما تصمیم می‌گیرد. ما باید دریابیم که چگونه می‌توان اقتصاد را از بندِ زبان فنی رهانید و به میدانِ بحثِ عمومی بازگرداند، بی‌آنکه در این مسیر، پیچیدگی‌های فهم ساختاری قربانیِ ساده‌سازی شود.
شب‌به‌شب، با این درس‌گفتارها، به دنبالِ پاسخ به این پرسش خواهیم بود.
-----
#اقتصاد_سیاسی #ها_جون_چانگ #نقد_اقتصاد-----
🧭 @emamisadra
undefined۱

۷

۱۶:۰۶

دفتر یادداشت صدرا امامی
undefined از انحصارِ فنی تا میدانِ گفت‌وگو: چرا باید درس‌گفتارهای ها-جون چانگ را دید؟ undefined در پست‌ در ردای عینیت از این گفتیم، که اقتصاد علی‌رغم ظاهرِ عینی‌اش، واجدِ خصلتی ایدئولوژیک است. در بررسی مقالهٔ آرش حیدری نیز دیدیم که چگونه نولیبرالیسم با هم‌دستیِ روان‌شناسی، «انسانِ خودگردان» را برای تداوم بازار تولید می‌کند. اکنون برای کامل‌کردن این تصویر، سراغ درس‌گفتاری از یک استاد اقتصاد می‌رویم. از امشب، ویدیوهایی از درس‌گفتارهای ها-جون چانگ به اسم: «*اقتصاد برای مردم*» را خواهیم دید تا زنجیرهایِ نامرئیِ ایدئولوژی را در متنِ خودِ دانشِ اقتصاد شناسایی کنیم. undefined چانگ با بهره‌گیری از زبان این دانش، ادعای بی‌طرفیِ آن را به چالش می‌کشد. نقدِ او متوجهِ رژیمِ حقیقتی‌ست که اقتصاد را از تاریخ، فرهنگ و فلسفه منفک می‌کند و تصویری ناقص را به‌جای واقعیتِ زیسته به ما تحویل می‌دهد. undefined اهمیتِ این درس‌گفتارها در این است که نشان می‌دهند اقتصاد، میدانِ مناقشه‌ای است که عمیقاً با قدرت، ارزش‌ها و تصمیم‌های سیاسی درهم‌تنیده است. چانگ اقتصاد را از مقامِ دانشِ طبیعی‌شده پایین می‌کشد و دوباره آن را به موضوعِ پرسش و گفت‌وگو بدل می‌کند. undefined او نشان می‌دهد آنچه اغلب به‌صورتِ ضرورتِ طبیعی عرضه می‌شود - از نابرابری‌های ساختاری تا افولِ صنعت - محصولِ انتخاب‌های سیاسی است و به همین دلیل علیه بسته‌شدنِ افق‌های فکری اعتراض می‌کند و از «فروتنی معرفتی» دفاع می‌کند؛ یعنی اقتصاد باید با تاریخ و جامعه‌شناسی گفت‌وگو کند، نه اینکه ابزاری در خدمتِ گروهی خاص باشد. undefined معرفی و تماشای این درس‌گفتارها، تلاشی است برای بازپس‌گیریِ عرصه‌ای که دربارهٔ زندگیِ جمعیِ ما تصمیم می‌گیرد. ما باید دریابیم که چگونه می‌توان اقتصاد را از بندِ زبان فنی رهانید و به میدانِ بحثِ عمومی بازگرداند، بی‌آنکه در این مسیر، پیچیدگی‌های فهم ساختاری قربانیِ ساده‌سازی شود. شب‌به‌شب، با این درس‌گفتارها، به دنبالِ پاسخ به این پرسش خواهیم بود. ----- #اقتصاد_سیاسی #ها_جون_چانگ #نقد_اقتصاد ----- 🧭 @emamisadra
undefinedدرس گفتار اول: افسانهٔ بی‌طرفی
undefined با توجه به محدودیت حجم بارگذاری ویدیو در پیام‌رسان بله، فایل کامل این درس‌گفتار در آپارات بارگذاری شده است و می‌توانید آن را از طریق پیوند زیر مشاهده کنید:
undefined[ تماشای قسمت اول درس گفتار اقتصاد برای مردم: افسانهٔ بی‌طرفی: چرا اقتصاد، سیاسی است؟]
-----🧭 @emamisadra
undefined۱

۷

۱۶:۰۹

دفتر یادداشت صدرا امامی
undefinedدرس گفتار اول: افسانهٔ بی‌طرفی undefined با توجه به محدودیت حجم بارگذاری ویدیو در پیام‌رسان بله، فایل کامل این درس‌گفتار در آپارات بارگذاری شده است و می‌توانید آن را از طریق پیوند زیر مشاهده کنید: undefined[ تماشای قسمت اول درس گفتار اقتصاد برای مردم: افسانهٔ بی‌طرفی: چرا اقتصاد، سیاسی است؟] ----- 🧭 @emamisadra
undefined افسانۀ بی‌طرفی: چرا اقتصاد هنوز «سیاسی» است؟
[ویدیوی اول]
در اواخر قرن نوزدهم، پروژه‌ای آغاز شد تا «اقتصاد سیاسی» را به «علم اقتصاد» تغییر نام دهد؛ تلاشی برای آنکه تصمیمات کلان بشری، جنبه‌ای عینی و قطعی، مشابه فیزیک یا شیمی پیدا کنند. اما پیامد این تغییر، نوعی «خودبزرگ‌بینی روش‌شناختی» بود؛ ادعای اینکه یک متدولوژی واحد می‌تواند همه‌چیز، از رفتار کشتی‌گیران تا پیچیده‌ترین بحران‌های جهانی را توضیح دهد.
🧩 اقتصاد؛ از «روش» تا «عرصه»
شکست در پیش‌بینی بحران ۲۰۰۸، اعتبار این نگاه انحصارطلب را با پرسشی جدی روبرو کرد. ها-جون چانگ تبیین می‌کند که اقتصاد، برخلاف ادعاهای مدرن، مطالعۀ با یک «روش» نیست، بلکه مطالعۀ یک «عرصه» است؛ عرصه‌ای که به ناچار با قدرت، اخلاق و انتخاب‌های سیاسی گره خورده است. او با ارائه مثال‌هایی همچون مدل توسعۀ سنگاپور، نشان می‌دهد که چگونه واقعیت‌های اقتصادی همواره از مرزهای تنگِ تئوری‌های تک‌ساحتی فراتر می‌روند.
undefined کثرت‌گرایی؛ ضرورتی برای حیاتِ دموکراتیک
فهم این نکته که هیچ مکتب واحدی از نئوکلاسیک تا اتریشی مالک تمام حقیقت نیست، نه یک بحث آکادمیک، ضرورتی برای حیات دموکراتیک است. شهروندی که اقتصاد را صرفاً یک علم فنی و دور از دسترس بداند، عملاً حق دخالت در سرنوشت سیاسی خود را واگذار کرده است.
undefined نگریستن دوباره به دانش اقتصاد
در نهایت، آنچه با آن روبرو هستیم، فراتر از یک بازنگری در متدولوژی است؛ این واکاوی، دعوتی است برای نگریستن دوباره به اقتصاد به مثابه دانشی انسانی، متکثر و انتقادی؛ دانشی که نباید در انحصار یک گروه باقی بماند، بلکه باید به عنوان ابزاری برای فهم و مشارکت در جهان بازآرایی شود.
-----#اقتصاد_سیاسی #ها_جون_چانگ #نقد_اقتصاد-----
🧭 @emamisadra

۸

۱۶:۱۱

۱۶ شهریور
undefined تقلیل‌گرایی مخدوش: چرا جهان فراتر از شعارهاست؟
۱. ما در سال ۱۴۰۴ دو جنگ تحمیلی را از سر گذراندیم؛ سالی که خطوط و البته دل ما روی نقشه‌ها لرزید؛ اما وقتی دود باروت‌ها کمی فرو می‌نشینند، خطرناک‌ترین اتفاق در ساحت اندیشه رخ می‌دهد: میلِ جنون‌آمیز به خلاصه‌کردن فاجعه در چند جملۀ دم‌دستی و پاسخ‌های یک‌خطی. این میل، دقیقاً همان نقطه‌ای است که از آنجا، تحلیل به سمت تقلیل سقوط می‌کند.
۲. سال‌هاست به ما آموخته‌اند که ریشۀ همۀ منازعات را در یک دوگانۀ کارت‌پستالی جست‌وجو کنیم: «*ما ایدئولوژیکیم و آن‌ها عقلانی؛ ما شعار مرگ بر آمریکا دادیم و جهان در پاسخ، ما را منزوی و هدف‌گذاری کرد.*» این دقیقاً همان خوانش عمیقاً ایدئولوژیکی است که از دل سیطرۀ گفتمانی و تکرار طوطی‌وار گزاره‌های مصرفی زاده شده؛ نوعی بازتولیدِ ناخودآگاهِ ذهنیت استعماری که گمان می‌کند مرکز جهان بر مدار عقلانیت ناب و بی‌طرف می‌چرخد و هر هزینه‌ای که پیرامون می‌پردازد، صرفاً تاوانِ برهم‌زدن این نظم معصومانه است. اما آیا واقعاً جهان با این فرمول‌های منسوخ اداره می‌شود؟
۳. اگر نزاع بر سر شعارها و پرچم‌هاست، طمعِ ناگهانی واشینگتن برای تصاحب منابع گرینلند از دانمارک، فشار بی‌سابقه بر کانادا، و تیغ کشیدن تعرفه‌ای علیه متحدان اروپایی را با کدام برچسب ایدئولوژیک باید فهمید؟ چطور می‌توان با یک چوب، ایران و ونزوئلا را به‌خاطر جهت‌گیری‌های سیاسی راند، اما چشم بر این بست که حتی رفقای دارای بازار آزاد و دموکراتیک و حتی عضو ناتو نیز از ترکش این جنگ تجاری و ژئوپلیتیک در امان نمانده‌اند؟ و برعکس چطور کشورهایی در نزدیکی خود ما و تا مدت‌های مدید حامی مالی جریان‌های مختلف سلاح به دست در منطقه غرب آسیا که تقریباً هیچ ردی از این آزادی ندارند همیشه در لوای امنیتی بدون نقد زیسته‌اند؟ این پارادوکس‌ها نشان می‌دهند که قواعد بازی فراتر از برچسب‌های سیاسی است.
۴. ساده‌سازیِ دیگر، پناه‌بردن به دسته‌بندی‌های فرسودۀ کتاب‌های درسی اقتصاد است: مثلاً اینکه «آمریکا بازار آزاد است و چین اقتصاد دولتی و سوسیالیستی». اما تناقضاتِ عریان ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ این کلیشه‌ها را در هم کوبید. در همین یکی دو سال اخیر، ایالات متحده به‌عنوان مدعی تاریخی تجارت آزاد، با سیاست‌های تهاجمی تعرفه‌ای و حمایت‌گراییِ آشکار - از تعرفه‌های پایه تا شوک‌های سنگین علیه برزیل و آفریقا - مرزهای اقتصادی خود را دژبندی کرد. در نقطۀ مقابل، چینِ سوسیالیست درهای بازار خود را با تعرفۀ صفر بر تمام خطوط کالایی برای ده‌ها کشور آفریقایی گشود تا دامنۀ نفوذش را در جنوب جهانی تثبیت کند. این جابه‌جایی تاریخی نشان می‌دهد که برچسب «بازار آزاد» یا «سوسیالیسم»، دیگر هیچ رفتاری را در صحنۀ واقعی پیش‌بینی نمی‌کند؛ همه‌چیز تابع «درهم‌تنیدگی امنیت و توسعه و تلاش بی‌وقفه برای تسلط» است.
۵. جهان واقعی در مفصل‌بندی‌های منطق جدید ژئواکونومی خود تنفس می‌کند: در رقابت وحشتناک بر سر تراشه‌های پیشرفته و زیرساخت‌های هوش مصنوعی، در ولعِ بی‌پایان برای دسترسی به منابع ارزان انرژی و انحصار خاک‌های کمیاب، در نوسان نرخ بازدهی اوراق قرضه خزانه‌داری و در چرخش کشورها به سمت سیاست‌های صنعتی و کریدورهای جدید. در حالی که روزها و ماه‌ها در اتاق‌های فکر و اندیشکده‌های پکن، واشینگتن و لندن بر سر همین معادلات پیچیده چانه‌زنی و طراحی می‌شد، ما در دام فروض قبلی و سیطره گفتمانی مندرس در باب توسعه توسعه متوقف ماندیم و جهان را با همان تکرار تقلیدی درونی‌شده قضاوت کردیم.
۶. اگر بخواهیم در این گذار سهمگین، عاملیت داشته باشیم و از حصار تماشاگر بودن خارج شویم، ناگزیریم ابتدا از همین تقلیل‌گرایی مخدوش و الگوهای تکراری عبور کنیم. تغییر وضعیت، بدون خوانشِ بی‌واسطهٔ اسناد راهبردی، موشکافیِ تحلیل نخبگان بین‌المللی و بازخوانیِ دقیق نقشه‌های جغرافیایی و تحلیل‌های ژئوپلتیکی ممکن نیست؛ مسیری ضروری برای آشنایی با منطق حال حاضر بازیگران بزرگ، شکستن ذهنیت‌های کلیشه‌ای و پی‌ریزی رویکردی مستقل است که بتواند جهان را فراتر از شعارها بفهمد.
-----
#ژئواکونومی #عاملیت #تقلیل_گرایی #استعمار-----
🧭 @emamisadra
undefined۱

۵

۱۲:۲۹

دفتر یادداشت صدرا امامی
undefined تقلیل‌گرایی مخدوش: چرا جهان فراتر از شعارهاست؟ ۱. ما در سال ۱۴۰۴ دو جنگ تحمیلی را از سر گذراندیم؛ سالی که خطوط و البته دل ما روی نقشه‌ها لرزید؛ اما وقتی دود باروت‌ها کمی فرو می‌نشینند، خطرناک‌ترین اتفاق در ساحت اندیشه رخ می‌دهد: میلِ جنون‌آمیز به خلاصه‌کردن فاجعه در چند جملۀ دم‌دستی و پاسخ‌های یک‌خطی. این میل، دقیقاً همان نقطه‌ای است که از آنجا، تحلیل به سمت تقلیل سقوط می‌کند. ۲. سال‌هاست به ما آموخته‌اند که ریشۀ همۀ منازعات را در یک دوگانۀ کارت‌پستالی جست‌وجو کنیم: «*ما ایدئولوژیکیم و آن‌ها عقلانی؛ ما شعار مرگ بر آمریکا دادیم و جهان در پاسخ، ما را منزوی و هدف‌گذاری کرد.*» این دقیقاً همان خوانش عمیقاً ایدئولوژیکی است که از دل سیطرۀ گفتمانی و تکرار طوطی‌وار گزاره‌های مصرفی زاده شده؛ نوعی بازتولیدِ ناخودآگاهِ ذهنیت استعماری که گمان می‌کند مرکز جهان بر مدار عقلانیت ناب و بی‌طرف می‌چرخد و هر هزینه‌ای که پیرامون می‌پردازد، صرفاً تاوانِ برهم‌زدن این نظم معصومانه است. اما آیا واقعاً جهان با این فرمول‌های منسوخ اداره می‌شود؟ ۳. اگر نزاع بر سر شعارها و پرچم‌هاست، طمعِ ناگهانی واشینگتن برای تصاحب منابع گرینلند از دانمارک، فشار بی‌سابقه بر کانادا، و تیغ کشیدن تعرفه‌ای علیه متحدان اروپایی را با کدام برچسب ایدئولوژیک باید فهمید؟ چطور می‌توان با یک چوب، ایران و ونزوئلا را به‌خاطر جهت‌گیری‌های سیاسی راند، اما چشم بر این بست که حتی رفقای دارای بازار آزاد و دموکراتیک و حتی عضو ناتو نیز از ترکش این جنگ تجاری و ژئوپلیتیک در امان نمانده‌اند؟ و برعکس چطور کشورهایی در نزدیکی خود ما و تا مدت‌های مدید حامی مالی جریان‌های مختلف سلاح به دست در منطقه غرب آسیا که تقریباً هیچ ردی از این آزادی ندارند همیشه در لوای امنیتی بدون نقد زیسته‌اند؟ این پارادوکس‌ها نشان می‌دهند که قواعد بازی فراتر از برچسب‌های سیاسی است. ۴. ساده‌سازیِ دیگر، پناه‌بردن به دسته‌بندی‌های فرسودۀ کتاب‌های درسی اقتصاد است: مثلاً اینکه «آمریکا بازار آزاد است و چین اقتصاد دولتی و سوسیالیستی». اما تناقضاتِ عریان ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ این کلیشه‌ها را در هم کوبید. در همین یکی دو سال اخیر، ایالات متحده به‌عنوان مدعی تاریخی تجارت آزاد، با سیاست‌های تهاجمی تعرفه‌ای و حمایت‌گراییِ آشکار - از تعرفه‌های پایه تا شوک‌های سنگین علیه برزیل و آفریقا - مرزهای اقتصادی خود را دژبندی کرد. در نقطۀ مقابل، چینِ سوسیالیست درهای بازار خود را با تعرفۀ صفر بر تمام خطوط کالایی برای ده‌ها کشور آفریقایی گشود تا دامنۀ نفوذش را در جنوب جهانی تثبیت کند. این جابه‌جایی تاریخی نشان می‌دهد که برچسب «بازار آزاد» یا «سوسیالیسم»، دیگر هیچ رفتاری را در صحنۀ واقعی پیش‌بینی نمی‌کند؛ همه‌چیز تابع «درهم‌تنیدگی امنیت و توسعه و تلاش بی‌وقفه برای تسلط» است. ۵. جهان واقعی در مفصل‌بندی‌های منطق جدید ژئواکونومی خود تنفس می‌کند: در رقابت وحشتناک بر سر تراشه‌های پیشرفته و زیرساخت‌های هوش مصنوعی، در ولعِ بی‌پایان برای دسترسی به منابع ارزان انرژی و انحصار خاک‌های کمیاب، در نوسان نرخ بازدهی اوراق قرضه خزانه‌داری و در چرخش کشورها به سمت سیاست‌های صنعتی و کریدورهای جدید. در حالی که روزها و ماه‌ها در اتاق‌های فکر و اندیشکده‌های پکن، واشینگتن و لندن بر سر همین معادلات پیچیده چانه‌زنی و طراحی می‌شد، ما در دام فروض قبلی و سیطره گفتمانی مندرس در باب توسعه توسعه متوقف ماندیم و جهان را با همان تکرار تقلیدی درونی‌شده قضاوت کردیم. ۶. اگر بخواهیم در این گذار سهمگین، عاملیت داشته باشیم و از حصار تماشاگر بودن خارج شویم، ناگزیریم ابتدا از همین تقلیل‌گرایی مخدوش و الگوهای تکراری عبور کنیم. تغییر وضعیت، بدون خوانشِ بی‌واسطهٔ اسناد راهبردی، موشکافیِ تحلیل نخبگان بین‌المللی و بازخوانیِ دقیق نقشه‌های جغرافیایی و تحلیل‌های ژئوپلتیکی ممکن نیست؛ مسیری ضروری برای آشنایی با منطق حال حاضر بازیگران بزرگ، شکستن ذهنیت‌های کلیشه‌ای و پی‌ریزی رویکردی مستقل است که بتواند جهان را فراتر از شعارها بفهمد. ----- #ژئواکونومی #عاملیت #تقلیل_گرایی #استعمار ----- 🧭 @emamisadra
undefined از متن تا نقشه: چرا باید جهان را «دیداری» تحلیل کنیم؟
undefined اگر پذیرفته‌ باشیم که جهان فراتر از دوگانه‌های فرسوده و شعارهای دم‌دستی پیش می‌رود، ناگزیریم ابزار تحلیل خود را نیز ارتقا دهیم. متن‌ها و واژه‌ها گاه در دام بلاغت و کلیشه‌ها می‌افتند، اما خطوط نقشه، طراحی کریدورها و آرایش نیروها روی زمین، عریان‌ترین صورتِ واقعیت را به رخ می‌کشند. برای خروج از موقعیت «تماشاگر منفعل»، باید بتوانیم هندسهٔ واقعی قدرت را بی‌واسطه مشاهده کنیم.
undefined از این پس، در کنار تحلیل‌های مکتوب، به سراغ مجموعه‌ای از ویدیوهای و تحلیلهای ژئوپلیتیک هم می‌رویم؛ تصاویری که مفصل‌بندی‌های جدید جهان - از منازعه بر سر خطوط ترانزیتی و منابع تا تغییر لایه‌های نفوذ — را روی نقشه آشکار می‌سازند. تماشای این تحلیل‌ها تمرینی حیاتی برای درک منطق بازیگران بزرگ و پی‌ریزی نگاهی دقیق و دور از تقلیل‌گرایی است.
-----#ژئوپلیتیک #عاملیت #ژئواکونومی #تقلیل_گرایی-----
🧭 @emamisadra

۴

۱۳:۴۳

دفتر یادداشت صدرا امامی
undefined از متن تا نقشه: چرا باید جهان را «دیداری» تحلیل کنیم؟ undefined اگر پذیرفته‌ باشیم که جهان فراتر از دوگانه‌های فرسوده و شعارهای دم‌دستی پیش می‌رود، ناگزیریم ابزار تحلیل خود را نیز ارتقا دهیم. متن‌ها و واژه‌ها گاه در دام بلاغت و کلیشه‌ها می‌افتند، اما خطوط نقشه، طراحی کریدورها و آرایش نیروها روی زمین، عریان‌ترین صورتِ واقعیت را به رخ می‌کشند. برای خروج از موقعیت «تماشاگر منفعل»، باید بتوانیم هندسهٔ واقعی قدرت را بی‌واسطه مشاهده کنیم. undefined از این پس، در کنار تحلیل‌های مکتوب، به سراغ مجموعه‌ای از ویدیوهای و تحلیلهای ژئوپلیتیک هم می‌رویم؛ تصاویری که مفصل‌بندی‌های جدید جهان - از منازعه بر سر خطوط ترانزیتی و منابع تا تغییر لایه‌های نفوذ — را روی نقشه آشکار می‌سازند. تماشای این تحلیل‌ها تمرینی حیاتی برای درک منطق بازیگران بزرگ و پی‌ریزی نگاهی دقیق و دور از تقلیل‌گرایی است. ----- #ژئوپلیتیک #عاملیت #ژئواکونومی #تقلیل_گرایی ----- 🧭 @emamisadra
ویدیوی اول:
غروبِ «امنیتِ ارزان»
گذار به عصرِ مرکانتیلیسم امنیتی

undefined با توجه به محدودیت حجم بارگذاری ویدیو در پیام‌رسان بله، فایل کامل این درس‌گفتار در آپارات بارگذاری شده است و می‌توانید آن را از طریق پیوند زیر مشاهده کنید:
undefined[تماشای ویدیوی غروب امنیت ارزان]-----#ژئوپلتیک #ژئواکونومی-----
🧭@emamisadra

۳

۱۳:۴۵

دفتر یادداشت صدرا امامی
ویدیوی اول: غروبِ «امنیتِ ارزان» گذار به عصرِ مرکانتیلیسم امنیتی undefined با توجه به محدودیت حجم بارگذاری ویدیو در پیام‌رسان بله، فایل کامل این درس‌گفتار در آپارات بارگذاری شده است و می‌توانید آن را از طریق پیوند زیر مشاهده کنید: undefined[تماشای ویدیوی غروب امنیت ارزان] ----- #ژئوپلتیک #ژئواکونومی ----- 🧭@emamisadra
undefined غروبِ «امنیتِ ارزان»
گذار به عصرِ مرکانتیلیسم امنیتی
[۱/۲]
undefined امنیت، روزگاری در بخش بزرگی از جهان، چیزی شبیه یک «کالای عمومی» تلقی می‌شد؛ حقی مفروض که واشینگتن در قالب چترهای امنیتی، تضمین‌های راهبردی و حضور نظامیِ بلندمدت توزیع می‌کرد. بسیاری نیز، بی‌آنکه درباره بهای پنهان آن سؤال کنند، آن را پذیرفته بودند. این «چتر امنیتی» شاید موفق‌ترین کالای صادراتیِ نظمِ پس از جنگ سرد بود. اما امروز، آن «امنیتِ ارزان» دیگر یک فرضِ پایدار نیست. تداوم جنگ اوکراین، تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی و فشارهای داخلی بر سیاست جهانی آمریکا نشان داده که مسئله از ابتدا فقط بازگشت یک رئیس‌جمهور نبود؛ بلکه شکافی ساختاری در معماری امنیتیِ پساجنگ سرد بود.
undefined بازگشت ترامپ یا تزلزل در ناتو، صرفاً رویدادهایی برای اخبار روزانه نیستند؛ نشانه‌های افولِ الگویی از هژمونی‌اند که در آن آمریکا می‌توانست امنیت را با هزینه‌ای قابل‌تحمل عرضه کند. ساختارِ هژمونی آمریکا دیگر نه می‌تواند و نه مایل است هزینه‌های بی‌قید و شرطِ نظمِ پیشین را بپردازد. ما وارد دورانی می‌شویم که در آن امنیت، نه یک حقِ مفروض، بلکه کالایی کمیاب، مشروط و به‌طرزی فزاینده پرهزینه است.
undefined پرونده اوکراین، آزمایشگاهِ این منطقِ جدید است. تجربه مذاکره مستقیم ترامپ با طالبان در سال ۲۰۲۰ که متحد محلی خود را کنار گذاشت، یک الگوی هشداردهنده است؛ سایه آن تجربه بر هرگونه «توافق سریع» سنگینی می‌کند. الگوی ترامپ روشن است: فشار هم‌زمان بر کی‌یف و مسکو برای انجمادِ خطوط نبرد. البته نباید به دامِ فروکاستنِ اوکراین به یک «ابژه» افتاد. عاملیتِ کی‌یف در حفظِ جبهه، استفاده از فناوری و بالا بردنِ هزینه سیاسیِ هرگونه توافق تحمیلی، عملاً دامنه‌ی انتخابِ ابرقدرت‌ها را محدود کرده است.
undefined پشتِ این منطقِ معامله، یک اولویتِ بزرگ‌تر قرار دارد: چرخشِ راهبردی آمریکا از امنیت اروپا به سمتِ رقابت با چین. ناتو در این قاب، نه میدانِ یک بحرانِ منطقه‌ای، بلکه بخشی از بازآراییِ بزرگ‌ترِ قدرتِ آمریکاست که می‌کوشد منابع خود را از تعهدات پرهزینه در اروپا به سمت مهار قدرت بزرگ‌تری در آسیا منتقل کند. اگر این اولویت‌بندیِ ساختاری دیده نشود، تحلیل به سطحِ نقدِ یک شخصیت تقلیل می‌یابد. ما در آستانه عصری هستیم که ائتلاف‌ها نه بر مبنای ارزش‌های کلی، بلکه بر اساس محاسبه سخت‌گیرانه منافع تعریف می‌شوند؛ اما اروپا در این گذار با بحران‌های عمیق‌تری دست‌به‌گریبان است.
-----
🧭@emamisadra

۳

۱۳:۴۷

دفتر یادداشت صدرا امامی
undefined غروبِ «امنیتِ ارزان» گذار به عصرِ مرکانتیلیسم امنیتی [۱/۲] undefined امنیت، روزگاری در بخش بزرگی از جهان، چیزی شبیه یک «کالای عمومی» تلقی می‌شد؛ حقی مفروض که واشینگتن در قالب چترهای امنیتی، تضمین‌های راهبردی و حضور نظامیِ بلندمدت توزیع می‌کرد. بسیاری نیز، بی‌آنکه درباره بهای پنهان آن سؤال کنند، آن را پذیرفته بودند. این «چتر امنیتی» شاید موفق‌ترین کالای صادراتیِ نظمِ پس از جنگ سرد بود. اما امروز، آن «امنیتِ ارزان» دیگر یک فرضِ پایدار نیست. تداوم جنگ اوکراین، تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی و فشارهای داخلی بر سیاست جهانی آمریکا نشان داده که مسئله از ابتدا فقط بازگشت یک رئیس‌جمهور نبود؛ بلکه شکافی ساختاری در معماری امنیتیِ پساجنگ سرد بود. undefined بازگشت ترامپ یا تزلزل در ناتو، صرفاً رویدادهایی برای اخبار روزانه نیستند؛ نشانه‌های افولِ الگویی از هژمونی‌اند که در آن آمریکا می‌توانست امنیت را با هزینه‌ای قابل‌تحمل عرضه کند. ساختارِ هژمونی آمریکا دیگر نه می‌تواند و نه مایل است هزینه‌های بی‌قید و شرطِ نظمِ پیشین را بپردازد. ما وارد دورانی می‌شویم که در آن امنیت، نه یک حقِ مفروض، بلکه کالایی کمیاب، مشروط و به‌طرزی فزاینده پرهزینه است. undefined پرونده اوکراین، آزمایشگاهِ این منطقِ جدید است. تجربه مذاکره مستقیم ترامپ با طالبان در سال ۲۰۲۰ که متحد محلی خود را کنار گذاشت، یک الگوی هشداردهنده است؛ سایه آن تجربه بر هرگونه «توافق سریع» سنگینی می‌کند. الگوی ترامپ روشن است: فشار هم‌زمان بر کی‌یف و مسکو برای انجمادِ خطوط نبرد. البته نباید به دامِ فروکاستنِ اوکراین به یک «ابژه» افتاد. عاملیتِ کی‌یف در حفظِ جبهه، استفاده از فناوری و بالا بردنِ هزینه سیاسیِ هرگونه توافق تحمیلی، عملاً دامنه‌ی انتخابِ ابرقدرت‌ها را محدود کرده است. undefined پشتِ این منطقِ معامله، یک اولویتِ بزرگ‌تر قرار دارد: چرخشِ راهبردی آمریکا از امنیت اروپا به سمتِ رقابت با چین. ناتو در این قاب، نه میدانِ یک بحرانِ منطقه‌ای، بلکه بخشی از بازآراییِ بزرگ‌ترِ قدرتِ آمریکاست که می‌کوشد منابع خود را از تعهدات پرهزینه در اروپا به سمت مهار قدرت بزرگ‌تری در آسیا منتقل کند. اگر این اولویت‌بندیِ ساختاری دیده نشود، تحلیل به سطحِ نقدِ یک شخصیت تقلیل می‌یابد. ما در آستانه عصری هستیم که ائتلاف‌ها نه بر مبنای ارزش‌های کلی، بلکه بر اساس محاسبه سخت‌گیرانه منافع تعریف می‌شوند؛ اما اروپا در این گذار با بحران‌های عمیق‌تری دست‌به‌گریبان است. ----- 🧭@emamisadra
undefined غروبِ «امنیتِ ارزان»
گذار به عصرِ مرکانتیلیسم امنیتی
[۲/۲]

undefined اروپا اکنون در وضعیتی پارادوکسیکال گرفتار شده است. برای درک این وضعیت، باید از دامِ ساده‌انگاری خارج شد؛ اروپا یک کُلِ یکپارچه با ادراکِ تهدیدِ واحد نیست. برای لهستان و بالتیک، تهدید روسیه وجودی و فوری است، اما برای اروپای غربی ادراکی متفاوت دارد. همین «ناهمگنی»، مانعِ اصلیِ ایجادِ یک «اقتصادِ جنگِ» یکپارچه است. در چنین فضایی، یک دامِ تحلیلی همواره در کمین است: پناه‌بردن به قیاس‌های تاریخیِ آماده. مقایسه با مونیخ ۱۹۳۸ یا فنلاند ۱۹۴۰، اگر به فرمولی مکانیکی تقلیل یابد، گمراه‌کننده است. جهانِ امروز با شبکه‌های درهم‌تنیده‌ی اقتصادی و تکنولوژیک، شباهتی به آن دوران ندارد و تاریخ نباید به جایگزینی برای تحلیل بدل شود.
undefined اروپا برای جبرانِ تردیدِ آمریکا، ناگزیر است سهم بیشتری از بار امنیتی را بر دوش بگیرد؛ اما این انتقالِ بار، صرفاً تصمیمی فنی نیست. بازگشتِ «اقتصادِ جنگ» - یعنی برقراری دوباره پیوند میان صنعت، فناوری، انرژی و دفاع - با محدودیت‌های سیاسیِ مدلِ رفاهِ اروپایی برخورد می‌کند. دولت‌ها باید میانِ افزایش بدهی عمومی، مالیات‌های سنگین‌تر یا کاستن از بودجه‌های رفاهی دست به گزینش بزنند؛ این یعنی برخوردِ مستقیم با بنیان‌های ثباتِ سیاسی و مشروعیتِ دولت‌ها در اروپا. «تاب‌آوری ملی» دیگر یک شعار نیست؛ منطقِ مرکزیِ حکمرانی است ( و البته نباید فکر کرد که این روند صرفا برای اروپاست، در پست‌هایی دیگر از منطق و جزئیات تصمیم آمریکا و اثراتش بیشتر می‌نویسم. )
undefined در این جهانِ رو به مرکانتیلیسمِ امنیتی، درسِ اصلی برای کشوری مثل ایران چیست؟ وقتی امنیت کمتر قابل واگذاری است، خوداتکایی نیز باید از قدرت نظامی فراتر رفته و در صنعت، فناوری، زیرساخت، انرژی، نظامِ مالی و زنجیره‌ارزش‌ها بازتعریف شود. اگر کشوری در این حوزه‌ها شکننده باشد، حتی با انباشتِ توانمندی‌های نظامی، باز هم در برابر فشارهای فرسایشی آسیب‌پذیر می‌ماند.
undefined مفهوم «اقتصاد-امنیت یکپارچه» پاسخ به همین جهانِ جدید است: نه اقتصادی در حاشیه امنیت، و نه امنیتی جدا از بنیان‌های مادیِ تولید قدرت. جهانِ رو به مرکانتیلیسمِ امنیتی به ما یادآوری می‌کند که قدرت ملی فقط در توان نظامی یا اقتصادی خلاصه نمی‌شود؛ قدرت، بیش از پیش، محصول پیوند میان ظرفیتِ دفاعی و یکپارچه‌سازی آن با توانِ تولیدی کشور، تاب‌آوریِ اجتماعی - اقتصادی با امن و یا جداسازی زنجیره‌‌ارزش‌های حیاتی و قابلیتِ سازگاریِ راهبردی است. بازگشتِ ترامپ تنها نامِ سیاسیِ این دوران است؛ واقعیتِ عمیق‌تر، فرسایشِ مدلِ «امنیتِ رایگان» و ورود به عصری است که در آن بقا، با پیوندِ ناگسستنیِ اقتصاد و امنیت سنجیده می‌شود.-----
🧭 @emamisadra
undefined۱

۳

۱۳:۴۸

دفتر یادداشت صدرا امامی
undefinedدرس گفتار اول: افسانهٔ بی‌طرفی undefined با توجه به محدودیت حجم بارگذاری ویدیو در پیام‌رسان بله، فایل کامل این درس‌گفتار در آپارات بارگذاری شده است و می‌توانید آن را از طریق پیوند زیر مشاهده کنید: undefined[ تماشای قسمت اول درس گفتار اقتصاد برای مردم: افسانهٔ بی‌طرفی: چرا اقتصاد، سیاسی است؟] ----- 🧭 @emamisadra
undefined درس‌گفتار دوم: افسانهٔ بازار آزاد
undefined با توجه به محدودیت حجم بارگذاری ویدیو در پیام‌رسان بله، فایل کامل این درس‌گفتار در آپارات بارگذاری شده است و می‌توانید آن را از طریق پیوند زیر مشاهده کنید:
undefined[درس‌گفتار دوم: افسانهٔ بازار آزاد]
-----
🧭@emamisadra

۳

۲۰:۴۸

دفتر یادداشت صدرا امامی
undefined درس‌گفتار دوم: افسانهٔ بازار آزاد undefined با توجه به محدودیت حجم بارگذاری ویدیو در پیام‌رسان بله، فایل کامل این درس‌گفتار در آپارات بارگذاری شده است و می‌توانید آن را از طریق پیوند زیر مشاهده کنید: undefined[درس‌گفتار دوم: افسانهٔ بازار آزاد] ----- 🧭@emamisadra
undefined افسانۀ بازار آزاد: کالبدشکافیِ قدرت در اقتصاد
در این ویدیو چانگ به طور مستقیمی سراغ تشریح این نظر می‌رود که چرا اقتصاد، سیاسی‌ست.
undefined بازار آزاد، یک برساختۀ تاریخی است
این تصور که «بازار آزاد» فضایی طبیعی، خودبه‌خودی و رها از دخالت است، یکی از بزرگ‌ترین برساخته‌های نظری قرن بیستم است؛ ها-جون چانگ نشان می‌دهد که بازار آزاد در واقعیت وجود خارجی ندارد؛ مرزهای هر بازار را مقررات سیاسی و ارزش‌های اخلاقی جامعه تعیین می‌کنند.
🧭 آنچه روزگاری «مداخله» بود
چانگ با مثال‌هایی از تاریخ از ممنوعیت کار کودکان و لغو برده‌داری می‌گوید. این تصمیمات روزی به‌عنوان دخالت در «آزادی بازار و قرارداد» محکوم می‌شدند و امروز بدیهی‌ترین اصول اخلاقی ما هستند. شاید اقتصاددانان ندانند اما قواعد بازار همواره حامل موضع‌گیری‌هایی سیاسی بوده‌اند، نه حقایقی خنثی.
undefined درونِ زبانِ به‌ظاهر علمی
چانگ حتی سراغ مفاهیم به‌ظاهر فنی و خنثی مانند «معیار پارتو» می‌رود و آشکار می‌کند که این فرضیه‌ها در عمق خود سوگیری‌های اخلاقیِ پنهانی برای حفظ وضع موجود و توجیه نابرابری دارند.
undefined سه لایۀ پنهان قدرت
کالبدشکافی مفهوم «قدرت» حداقل سه لایۀ آن را در اقتصاد آشکار می‌کند:لایه ساختاری که مناسبات نابرابر را نمایان می‌کند مساله‌ای که در پوشش «انتخاب داوطلبانه» کارگران بازنمایی می‌شود؛ غلبۀ سازمان‌ها و سلسله‌مراتب‌ آن‌ها بر حدود تصمیم‌گیری شهروندان و از همه مهم‌تر شکل‌دهی به افکار، شکل‌دهی‌ای که حتی افراد را وادار می‌کند علیه منافع خود تصمیم بگیرند.
undefined آزادی برای چه کسی؟
فراتر از فرمول‌های ریاضیِ خشک، باید بازیگران واقعی قدرت را در پشتِ پردۀ تصمیمات کلان اقتصاد دید. پرسش محوری این است: آزادیِ بازار، دقیقاً آزادیِ چه کسی است؟
-----#اقتصاد_سیاسی #ها_جون_چانگ #بازار_آزاد-----
🧭 @emamisadra

۳

۲۰:۴۹