لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل هرمسه
۱.۵ هزار عضو

هرمس

هرمس ایتا: https://eitaa.com/Hermes_irتلگرام: https://t.me/Hermes_ir
مشاهده در وب بله
۶ تیر
بازارسال شده از مرکز نوآوری قوه مقننه
thumbnail
undefinedنشست‌های «مجلس و مردم» | نشست اول
نخستین نشست از نشست‌های «مجلس و مردم» را با موضوع «بازخوانی نسبت مجلس و مردم در آیینه جنگ رمضان»، به همت مرکز نوآوری قوه مقننه و با مشارکت اندیشکده حکمرانی شریف و خانه اندیشه‌ورزان، برگزار می‌شود.
undefined بازخوانی نسبت مجلس و مردم در آیینه جنگ رمضان
جنگ رمضان، به عنوان یکی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران، هم عرصه‌های نظامی و دیپلماتیک را تحت تأثیر قرار داد، و هم بسیاری از مفاهیم از جمله مفهوم «مردم» را معنایی دیگر بخشید. از این رو نسبت نهاد نمایندگی با مردم را نیز در شرایطی بی‌سابقه به پرسش کشید. در این گفتگو، به واکاوی این پرسش‌ها خواهیم پرداخت.
undefined با چه نظریه‌ای می‌توان مردم را آنچنان که در این جنگ ظهور کردند، توضیح داد؟undefined نسبت مجلس با مردم پس از این جنگ تغییر خواهد کرد؟undefined درس‌آموخته‌های این جنگ برای تقویت نسبت مجلس و قانون با مردم چیست؟
undefined مهمانان نشست:
undefined حدیثه ربیعی – مدیر گروه مطالعات پارلمان، اندیشکده حکمرانی شریفundefined علی فتوتیان – هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهرانundefined میثم مهدیار – هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائیundefined اسماعیل نوده فراهانی – پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
undefined زمان: یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴ تا ۱۶
undefined مکان حضوری: خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹۰۷، خانه اندیشه‌ورزان
undefined حضور آنلاین (اسکای‌روم):undefined https://skyroom.online/ch/live.rc/parleman-inno-center1
undefined ثبت‌نام حضوری: ارسال نام و نام خانوادگی به شماره ۰۹۱۱۲۲۹۷۹۰۵
undefined حضور برای عموم آزاد و رایگان است.
اطلاعات بیشتر در سایت مرکز نوآوری قوه مقننه:https://lcih.ir/?p=23527&preview=true
undefined کانال مرکز نوآوری در بله:@lcih_ir
#مجلس_و_مردم#جنگ_رمضان#حکمرانی_پارلمانی#مرکز_نوآوری_قوه_مقننه#نوساز

۵۳

۱۰:۱۸

۱۲ تیر
thumbnail
undefined حقیقت و مسئولیت؛ درسی که خامنه‌ای شهید به علوم اجتماعی متاخر داد.
بعد از جنبش‌های اجتماعی قرن نوزدهمی، فجایع جنگ‌های جهانی که نزدیک به صدمیلیون کشته برجا گذاشت و بحران‌های محیط زیستی قرن بیستمی آرمان‌های عصر روشنگری به گل نشست. این بحران‌ها چرخش‌های بزرگ در علوم انسانی و اجتماعی مدرن را رقم زد و این علوم از داعیه حقیقت‌جویی و حقیقت‌گویی دست کشیدند و از نیمه قرن بیستم دانش‌های پسامدرن‌ سربرآورده و به سکه رایج دانشگاه و مجامع علمی تبدیل شدند. مهمترین داعیه‌ این دانش‌ها و مطالعات جدید این بود که حقیقتی وجود ندارد بلکه عالم میدان منازعه و رقابت میان «برساخت» ‌ها و «وانموده‌ها» منطبق بر «منفعت»هاست. تبعات این دواعی پساتجددی به دین و آیین نیز رسید و دین و آیین نیز چیزی جز برساخت‌های قومی و زبانی و اجتماعی که کارکردش تحکیم سیطره قدرت‌هاست بر شمرده نمی‌شد و از این رو میان دین و سیاست نسبتی حقیقی برقرار نمی‌شد. اما آیت‌الله شهید خامنه‌ای در سن ۸۷ سالگی با آن شهادت نمادینش، با مشت گره‌کرده‌اش، با زبان روزه در ماه رمضان، بعد از جنگ ۱۲روزه و در محل کاری که بارها مورد تهدید قرار گرفته‌بود، همراه با فرزندان و نزدیکانش، گذار آرام به دوران جانشینی‌اش و از همه نمادین‌تر تشییعش در ماه محرم نشان داد بله! حقایقی در کار عالم هست که امور را فراتر از اراده‌ها و برنامه‌ریزی انسانی پیش‌می‌برد. حقیقت و مسئولیت در برابر حقیقت دو درس بزرگی بود که خامنه‌ای شهید به ما داد.میثم مهدیار
@Hermes_ir
undefined۲۶
undefined۷
undefined۲

۲.۱K

۸:۴۱

۱۵ تیر
thumbnail
رسالت تاریخی پرچم های سرخ خون خواهی
undefined «انتقام‌ خون صالحان»؛ محور اصلی فلسفه تاریخ ایران و شیعه
میثم مهدیار
undefinedیکی از مهمترین وجوه اشتراک فلسفه تاریخی ایران باستان و شیعه برجسته بودن مفهوم کین‌خواهی و انتقام‌خواهی خون صالحان است. در شاهنامه جنگ‌های ایران و توران و اساسا داستان‌های پهلوانی شاهنامه از کین‌خواهی خون ایرج شروع می‌شود و با کین‌خواهی خون سیاوش به اوج می‌رسد و به مرگ و مجازات افراسیاب و تورانیان منجر می‌شود و در نهایت دوره جدیدی در تاریخ کیانی و دوره پهلوانی ایران شروع می‌شود.
undefinedنکته قابل توجه در این میان معطوف بودن این کین‌خواهی به شخصیت‌های صالح است و مرگ هر شاه یا شاه‌زاده‌ای آتش کین‌خواهی را بر نمی‌افروزد. مثلا کین‌خواهی درباره جمشید افسانه‌ای که به دست ضحاک کشته می‌شود موضوعیت ندارد چرا که جمشید همان شاهی است که به واسطه منیّت و دروغ فرّه ایزدی از او برگشته است. این کین‌خواهی درباره نوذرشاه نیز موضوعیت ندارد چرا که فرّه ایزدی از نوذر نیز بواسطه آزمندی و ظلم و ستمی که بر مردمش روا داشته فاصله گرفته‌است.
undefinedدر واقع کین‌خواهی ایرانیان صرفا معطوف به صالحان است. از همین رو شاهنامه قبل از طرح مساله کین‌خواهی ایرج و سیاوش ابتدا به شخصیت پردازی ایرج و سیاوش می‌پردازد و از آنان تصویری صالح و مطلوب می‌سازد. ایرج برادر سلم و تور، فرزند دوم فریدون در شاهنامه نه مانند سلم ترسو و واجد عقل سرد است و نه مانند تور تند مزاج است بلکه شخصیت عاقل و معتدل و میانه و صلح دوستی دارد و قبل از مرگ مهربانانه سلم و تور را از آلوده کردن دستشان به خون برادرشان نهی می‌کند. تصویر سیاوش هم تصویر شاهزاده‌ای است که جلوی وسوسه‌های شیطانی سودابه مقاومت کرده است و با گذر از آتش پاکی و بی‌گناهی خود را ثابت کرده است.
undefined اوج حماسه‌پردازی‌های شاهنامه جنگ‌های طولانی و چند مرحله‌ای است که ایرانیان با جلوداری رستم برای انتقام خون سیاوش رخ می‌دهد و در نهایت افراسیاب (قاتل نوذر و سهراب و سیاوش) به دست کیخسرو فرزند سیاوش قصاص می‌شود.
undefinedفلسفه تاریخی شیعه نیز بر مفهوم‌ خون‌خواهی بنا شده است. در سلام‌های ابتدایی زیارت عاشورا به عنوان مهمترین و مشهورترین زیارت‌نامه شیعیان بعد از معرفی تبار پاک و خیر امام حسین (ع)، او «ثارالله» نامیده شده چرا که خود خداوند خونخواه او و پدر مطهر اوست. در فرازهای دیگری از این مانیفست تولی و تبری نیز خون‌خواهی امام حسین (ع) با همراهی امام مهدی (ع) آرزو شده و در واقع به محور فلسفه تاریخ شیعیان تبدیل شده است. از همین رو در تاریخ پس از عاشورا پرچم های سرخ «یا لثارات‌الحسین(ع)» علم قیام‌ها و انقلاب‌های بسیاری در تاریخ ایران و عراق علیه حکام جور و ظلم شده است.
متافیزیک اخلاقی ایران باستان بر مفهوم «داد» بنا شده است و «عدالت» نیز به یکی از اصول پنجگانه شیعه تبدیل شده و «انتقام خون صالحان» تجلی اصلی این جهانیِ این داد و عدالت شده است. ‌undefined @Hermes_ir
undefined۴۱
undefined۷
undefined۵
undefined۱

۵K

۸:۰۳

۱۸ تیر
بازارسال شده از نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم‌اجتماعی
thumbnail
undefinedریشه‌های خودتحقیری در شبه‌روشنفکری ایرانیتوان رقابت با آنچه «همه خوبان با هم دارند» را نداریم!
undefinedمیثم مهدیار
undefinedیکی از بیماری‌های شبه روشنفکری ایرانی فقدان معیار روشن برای ارزیابی‌های منفی‌شان از دولت و مردم ایران است. در این چارچوب ارکان مختلف نظام و یا فرهنگ ایرانیان نه مثلا با نقاط قوت یک کشور شبیه به خود بلکه دائما با نقاط مثبت همه کشورهای به اصطلاح توسعه‌یافته یا در حال توسعه مقایسه می‌شود. مثلا نظام سلامتش با (NHS) انگلستان، نظام آموزشی‌اش با فنلاند، نظام قضایی‌اش با آمریکا، نظام سیاسی‌اش با فرانسه، فرهنگ کارش با ژاپن و... مقایسه می‌شود و خب قاعدتا چون هیچ کشوری نمی‌تواند به تنهایی با «آنچه همه خوبان با هم دارند» رقابت کند و در نتیجه‌ی این نوع مقایسه، نظام و مردم ایران همواره و در همه حال مستوجب تحقیر و سرزنش هستند.

undefined در واقع در این شیوه داوری و ارزیابی، این موقعیتِ فرودست نظام و تاریخ و مردم ایران شکلی ذات‌گرایانه و ازلی-ابدی پیدا می‌کند و از همین روست که این نویسندگان و گویندگان برای توجیه این فرودستی همیشگی مجبور هستند از تبیین‌های شبه علمی ذاتی و طبیعی استفاده کنند: شبیه
رنانی* که می‌گفت کورتکس ایرانیان ضخیم نیست یا سریع‌القلم که می‌گفت هوش هیجانی ایرانی‌ها کلا پایین است یا کاتوزیان که مساله را به اقلیم خشک ایران پیوست می‌کند.

undefinedنکته مهم‌تر، این نویسندگان و گویندگان این مقایسه‌ها را بدون توجه به این مهم انجام می‌دهند که ایران در پنجاه سال گذشته تحت سخت‌ترین فشارهای اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و تبلیغاتیبوده است و کوچک‌ترین مسائل و کژکارکردی‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی‌اش با صدها رسانه‌ ایجاد و حمایت شده توسط استعمار نو که بر فضای عمومی آن خیره شده‌اند برجسته‌سازی می‌شود و اغلب به مساله‌ای امنیتی تبدیل می‌شود تا عقلانیت درونی از حل آن ناتوان و برکنار مانده و مشکلات انباشت شوند.
undefinedاز این جهت اخیر شرایط ایران قابل مقایسه با هیچ کشوری در جهان نیست و همینکه توانسته است علی‌رغم همه این بردارهای فشار بیرونی که هر کدام یک کشور و ملت و تاریخ را از نفس می‌اندازد سرپا بماند و تاب بیاورد خود معجزه‌ای بزرگ است. این دست ارزیابی‌ها در اثر آن «ملی‌گرایی روش شناختی‌» است که متاسفانه از همان لحظه تاسیس دانشگاه در ایران بر علوم‌انسانی و اجتماعی جریان اصلی ما سایه افکنده و امکان داوری درست را سلب کرده است.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی

undefinedبا ما همراه باشید دربله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
undefined️ @newavard

۴۴

۲:۱۰

۱۸ مرداد
بازارسال شده از خاک/سیدحامد ترابی
thumbnail
مفهوم درد، تفاهم اسلام‌آباد و رسمیت پیدا کردن تهدید
undefinedریچارد نفیو در کتاب هنر تحریم‌ها، از مفهومی استفاده می‌کند با عنوان درد. او در این کتاب می‌گوید وقتی اقدام اقتصادی علیه کشوری استفاده می‌شود، باید بتواند در آن جامعه درد ایجاد کند و این درد پایدار کم کم کشوری که هدف فشار اقتصادی قرار گرفته است را مجبور به تغییر سیاست می‌کند. او از این موضوع استفاده می‌کند که بگوید آنچه اهمیت دارد دردی است که فشار اقتصادی ایجاد می‌کند نه موارد دیگر.
undefinedدر مورد تفاهم اسلام‌آباد، نسبت آن با ذخایر انرژی و مواردی از این دست زیاد صحبت شده. اما اگر بخواهیم از دریچه فردی مانند نفیو به ماجرا نگاه کنیم، آنچه اهمیت دارد و می‌تواند کشوری را تحت فشار قرار دهد، موارد غیرملموسی مانند میزان ذخایر نیست. بلکه دردی که در اثر اتفاقات در جامعه آمریکا حس می‌شود، موضوعیت دارد.
undefinedاز این منظر فرای اینکه ذخایر انرژی آمریکا خالی شده باشد یا نه، حتما تفاهم اسلام‌آباد کمک بزرگی به آمریکا کرده است. اگر آمارهای را نگاه کنیم از زمان شروع جنگ تورم آمریکا نرخ صعودی داشت تا ماه جون. در ماه جون آمارها نزولی می‌شود. نرخ تورم ماهانه که از ۲.۴ در فوریه به ۴.۲ در ماه می رسیده بود، در جون کاهش پیدا می‌کند و به ۳.۵ درصد می‌رسد. از آن مهم‌تر تورم حوزه انرژی آمریکاست. تورم انرژی در آمریکا از حدود ۱ درصد در فوریه به بیش از ۲۳ درصد در ماه می رسیده بود، یعنی ایجاد یک درد واقعی و ملموس. اما تفاهم این نرخ را هم به ۱۵ درصد کاهش داد. در واقع از این منظر تفاهم نامه حتما اجازه و شرایط ادامه جنگ را برای آمریکا هموارتر کرد.
undefinedسوالی که ممکن است پیش بیاید این است که در عوض ما هم توان نظامی را بهبود بخشیدیم و مدتی نیز محاصره رفع شد و چیزی را از دست ندادیم.
undefinedدر پاسخ به این موضوع نیز باید دو نکته را یادآوری کرد. اولا تجربه جنگ ۱۲ روزه و همین جنگ رمضان نشان داد در خود ایام جنگ نیز سیستم‌های نظامی به مرور بهبود پیدا می‌کنند و اثربخشی آنها بیشتر می‌شود. بماند که اساسا پیش از تفاهم جنگ به معنی نظامی آن کاهش پیدا کرده بود.
undefinedاما نکته مهم‌تر در مورد محاصره است. ما اگر مستقیم به صورت نظامی یا غیرمستقیم با ابزارهایی مانند قیمت انرژی و هدف قرار دادن برخی نقاط منطقه و منابع انرژی نتوانیم محاصره را برداریم و در اسلام‌آباد یا در هر چارچوب مذاکراتی دیگری اقدام به رفع آن کنیم، حتما این ابزار را برای آمریکایی‌ها تثبیت کردیم. پیش از این ما در موضوع تحریم و تهدید نظامی نیز این ماجرا را امتحان کردیم. مذاکراتی که برای رفع تحریم‌ها انجام شد به جای اینکه تحریم را رفع کند، دشمن را به این نتیجه رساند که تحریم ابزار موثری است، لذا آن را تشدید کرد. مذاکراتی که برای جلوگیری از جنگ انجام شد نیز دشمن را به این جمع‌بندی رساند که با هر فشاری ایران پای میز مذاکره است و از آن فاصله نمی‌گیرد لذا تهدید نظامی را تشدید و تثبیت کرد.
undefinedحالا ماجرای محاصره نیز از همان جنس است. اگر برای رفع آن به مذاکره دل ببندیم حتما آمریکا در آینده نیز روی این ابزار و فشار آن حساب ویژه باز خواهد کرد، مگر اینکه در میدان برای آن چاره بیاندیشیم.
undefinedدر نهایت اینکه، تفاهم اسلام‌آباد از یک سو درد ناشی از بستن تنگه هرمز را کاهش داد و نرخ تورم در آمریکا مدیریت شد، از سوی دیگر معادله محاصره-مذاکره را تثبیت کرد. همانطور که مشخص شد هیچ تحریمی را هم رفع نکرد و حتی یک دلار هم از دارایی‌های ایران آزاد نشد. حال باید به این سوال پاسخ داد که آیا واقعا تفاهم اسلام‌آباد کار درستی بود و ما چیزی را از دست ندادیم؟پ‌ن: نمودار نرخ تورم انرژی آمریکا#سید_حامد_ترابی@khack_seyed

۸

۱۲:۲۷

۲۷ مرداد
بازارسال شده از مجید بهستانی Majid behestani
طرح مقابله با نفوذ بیگانگان، و گله از نمایندگانی که در حد تمدن ایرانی نیستندمجید بهستانی
گروهی از نمایندگان مجلس در دوران غیبت صغری خویش، طرحی برای «مقابله با نفوذ بیگانگان ...» پیشنهاد کرده اند که خواندن آن جز حیرتم نیافزود. نیت شان که خیر است: می خواهند طبق تجربه نزدیک به نیم قرن از انواع نفوذ در حوزه های مختلف سیاسی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، جلوگیری کنند. ولی مشخص است به نیت اصلاح ابرو، چشم را کور کردند. فرض نویسندگان بر «ذمه» است و باید کنشگران «برائت» خود را اثبات کنند. نهادهای امنیتی باید سالانه فهرستی از انواع دانشگاه ها، موسسات، کشورها، نهادها، و ... از سراسر جهان تهیه کنند که «می توان» با آنها کار کرد (ماده 5). مسخره نیست؟! علی القاعده باید برعکس باشد و کشورها و مؤسسات و نهادهای غیرمجاز معرفی شوند. حالا چون خودشان می دانند این فهرست نمی تواند کامل باشد (ماده 4) گفته شده هر کس هر غلطی خواست بکند (علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ...) باید از سامانه وزارت اطلاعات استعلام بگیرد و جواب آن هم منوط می شود به تشکیل کارگروهی متشکل از نمایندگان چند وزارتخانه! بفرمایید پاسخگوئی سریع پس از چند ماه! رجال سیاسی حالی شان هست که به یمن انواع تحریمهای هوشمند ارتباطات خارجی مان رو به نزول است؟ راضی نشده، با تبر به جان الباقی درختان جنگل افتاده اند؟ هنرمند و استاد دانشگاه مغز خر خورده باشد که بخواهد در فلان رویداد فرهنگی یا دانشگاهی خارجی شرکت کند، یا حتی یک استاد خارجی به ایران دعوت کند، یا حتی ایمیل بزند، نکند بعد از مدتها ضابط بگوید «اتهام ارتباط با سرویس بیگانه»! کل متن سراسر توهین و یاوه. سراسر نفهمی از ارتباطات جهانی و نسبت ایران تمدنی با جهان متحول. شک نکنید! دو فردا خواهند گفت جستجو در گوگل هم به دلیل صهیونیستی و آمریکائی بودن مالکان آن، جرم است! با خوب احمقهائی در یک جبهه قرار گرفته ایم!اینکه باید جلوی نفوذ بیگانگان گرفته شود حرفی نیست. ولی آگاهانه و عالمانه، و رشادت. مشخص شد تنظیم کنندگان و سفارش دهندگان متن، رشید نیستند.@mbehestani

۱

۶:۴۴

۲۸ مرداد
بازارسال شده از نامه جمهور

nameh be majles 27-5.pdf

۲۲۸.۱۳ کیلوبایت

نامه جمعی از فعالین اجتماعی به نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی درباره ضرورت بازسازی مقاومت اجتماعی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامینمایندگان محترم ملت ایرانبا سلام و احترامدر شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی، تورم بالا و پیامدهای ناشی از وضعیت جنگی و نااطمینانی‌های خارجی روبه‌رو است، حفظ امنیت معیشتی مردم به یکی از مهم‌ترین الزامات مقاومت اجتماعی و پایداری اقتصادی تبدیل شده است.تجربه‌های تاریخی و جهانی نشان می‌دهد که در دوره‌های جنگ و بحران، دولت‌ها ناگزیرند برای حفاظت از زندگی روزمره مردم، نقش فعال‌تری در تنظیم بازارهای حیاتی ایفا کنند. افزایش شدید هزینه‌های زندگی، به‌ویژه در حوزه کالاهای اساسی و مسکن، فشار قابل‌توجهی بر خانوارهای کم‌درآمد و طبقه متوسط وارد کرده است.در چنین شرایطی که کشور و جامعه بیش از هر زمان دیگری به نمایندگی شدن در میدان سیاست نیاز دارد. بر این اساس تصمیم به تعطیلی طولانی مدت «رأس امور»، تصمیمی توجیه‌ناپذیر بوده و امید است که هرگز تکرار نگردد. اکنون که پس از مدت‌ها مجلس کم‌وبیش از تعطیلی خارج شده است لازم است در این موقعیت ویژه، از ظرفیت‌های قانونی خود برای نمایندگی خواست عمومی استفاده کرده و اقداماتی فوری برای محفاظت از معیشت و زندگی عموم مردم و تقویت مقاومت اجتماعی کشور در نظر گیرد...
نخست. صیانت از معیشت نیروی کاربا توجه به تورم بالا و کاهش قدرت خرید، هرگونه تغییر در سازوکار تعیین حداقل دستمزد باید با رعایت مفاد ماده ۴۱ قانون کار و با هدف حفظ حداقل معیشت کارگران انجام شود. همچنین با توجه به صحبت‌های ریاست محترم مجلس در جلسه علنی 1404/11/25 مبنی بر ضرورت افزایش حقوق و دستمزد در میانه سال و وعده وزیر محترم کار مبنی بر عمل به این مهم اکنون زمان عمل به این ضرورت است که نیاز به پیگیری مجلس محترم دارد...
دوم. تضمین دسترسی مردم به کالاهای اساسی با استناد به اصول ۲۹ و ۴۳ قانون اساسی، لازم است نظام حمایت غذایی کشور تقویت شود تا حداقل نیازهای غذایی خانوارهای کم‌درآمد به‌طور پایدار تأمین گردد...
سوم. مدیریت بازار اجاره مسکن در شرایط اضطراریبا توجه به سهم بسیار بالای هزینه مسکن در سبد خانوار و فشار شدید بر مستأجران، ضروری است در دوره بحران، افزایش اجاره‌بها برای قراردادهای تمدیدی تحت کنترل و نظارت قانونی قرار گیرد...
چهارم. برنامه ملی بازسازی و حمایت از آسیب‌دیدگان جنگ لازم است دولت برنامه‌ای شفاف برای اسکان موقت و بازسازی مناطق و واحدهای مسکونی آسیب‌دیده ارائه دهد و منابع مالی آن را به‌طور مشخص تعیین کند...
پنجم. مدیریت بازارهای مالی و ارزی در دوره‌های بی‌ثباتی، کنترل نوسانات شدید در بازار ارز و دارایی‌ها برای جلوگیری از افزایش نااطمینانی اقتصادی ضروری است و سیاست‌های اقتصادی باید با هدف حفظ ثبات عمومی اتخاذ شوند...
ششم. بررسی عملکرد شرکت‌های بزرگ دولتی، خصولتی و خصوصی در مدیریت منابع ارزی کشور در شرایط جنگی با توجه به نقش بازگشت ارز حاصل از صادرات در تأمین نیازهای ارزی کشور و حفظ ثبات بازار، ضروری است مجلس شورای اسلامی با استفاده از ابزارهای نظارتی خود، نسبت به تحقیق و تفحص از شرکت‌های بزرگ دولتی، خصولتی و خصوصی که در شرایط جنگی از بازگرداندن ارز صادراتی خودداری کرده‌اند، اقدام نماید...
هفتم. پیگیری اجرای قانون مالیات بر سوداگری و اصلاح ساختارهای مالیاتی مؤثر بر بی‌ثباتی اقتصادی قانون مالیات بر سوداگری و سفته‌بازی که پس از سال‌ها انتظار، در سال ۱۴۰۴ به تصویب رسید، هنوز به مرحله اجرا نرسیده است...
هشتم. بازنگری در ساختار مالکیت و مدیریت شرکت‌های بزرگ خصولتی و صنایع راهبردی کشور با توجه به مفاسد آشکار و پنهان برخی شرکت‌های بزرگ خصولتی...
اسامی امضاکنندگان: سیدعلی موسوی، سیدسعید لواسانی، محسن قنبریان، علیرضا میرغفاری، شهاب اسفندیاری، محمدرضا قائمی نیک، سعید شعرباف، جمال یزدانی، رقیه فاضل، روح‌الله رشیدی، میثم مهدیار، مجتبی نامخواه.
undefined @nameh_jomhour | نامه‌جمهور

۱

۷:۱۴

۳۱ مرداد
بازارسال شده از هم‌آفرینی ایران آینده
thumbnail
🟠 لحظه‌ی طلایی بحران و تأسیس جهان مشترک نو
undefined جنگ رمضان نشان داد که چگونه سنت‌های نهفته تاریخ ایرانی در بزنگاه‌ها به ظهور می‌رسند
undefined اکبر محمدی، پژوهشگر جامعه‌شناسی
undefinedرخداد لحظه‌ای است که نظم عادی روابط اجتماعی و سیاسی دچار گسست می‌شود و امکان‌هایی از کنش و همبستگی را آشکار می‌سازد که در روزمرگی نهفته مانده‌اند؛ این لحظه هرچند در ظاهر جزئی می‌نماید، می‌تواند معنای کلان یک جامعه را بر دوش کشیده و تمامیت امکانی انسان را در نسبت با مرگ، فداکاری و زیست مشترک به نمایش بگذارد. جنگ اخیر نیز از همین جنس بود؛ آنچه جنگ اخیر ایران را از مخاصمات متعارف متمایز می‌کند، ماهیت انقلابی آن است، زیرا برخلاف جنگ‌های معمول که با هراس، دیگری‌سازی و چرخه انتقام همراه‌اند، فضایی از همدلی، ایثار و «گگرایش سخت به نیکی پدید آورد که یادآور لحظات زیبای انقلاب‌هاست؛ همان برانگیختگی جمعیِ مورد اشاره‌ی دورکیم که از دل آن، همبستگیِ زاده می‌شود و آدمیان را از اتم‌های تک‌افتاده به «ما»یی واحد بدل می‌گرداند. این پدیده ریشه در سنت دیرینهٔ ایرانی دارد؛ ملتی که با داستان‌های رستم و پوریای ولی رشد یافته و مرگ را چون آغوشی برای خویشتن می‌بیند، مواجهه‌اش با جنگ، حماسی و عرفانی است و جنگ رمضان نیز چنین وضعیتی را خلق کرد و نشان داد که چگونه یک سنت نهفته در بزنگاه تاریخی، مجدداً به ظهور می‌رسد و حماسه می‌آفریند.
undefinedدر دل این رخداد، تمایز معمی میان دو منطق مشارکت و همکاری خود را می‌نمایاند: در مشارکت، دولت نقش‌ها را تعیین می‌کند و مردم در چارچوبی از پیش معلوم به فعالیت می‌پردازند، اما در همکاری، تشخیص مسئله، سازماندهی، نظارت و اجرا همه به دست خود مردم است. این تمایز پاسخ پیشینی ندارد، بلکه باید از دل خود رخداد مشاهده کرد که چه ظرفیت‌هایی بروز می‌یابند و چه امکانی از بستر جامعه و سنت فعلیت می‌یابد. سیاست مردمی در همین راستا، همان سیاست همکاری است که همچون پتکی بر بتوارگی سیاست متصلب بوروکراتیک عمل می‌کند؛ چراکه بوروکراسی به دلیل کوچکی هیئت حاکمه، هرگز توان درک مناسبات جمعی گستردهٔ اجتماعی را ندارد و ناگزیر به امری جزمی و بیگانه از زیست روزمره بدل می‌شود و اینجاست که سیاست مبتنی بر همکاری، با اتکا به رهبران اجتماعی و ادبیات تازه، می‌تواند فضاهایی برای تغییر وضعیت خلق کند و از خلأ کنشگری پس از رخداد جلوگیری نماید.
undefinedاما چالش اساسی در تداوم این تجربهٔ والا نهفته است؛ چرا که زیبایی رخداد، در لحظه‌بودگی آن است و پس از فروکش نیروی عاطفی، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان این همدلی و فداکاری را به شکلی پایدار در دل تاریخ حفظ کرد. پاسخ در مناسک و نهادها نهفته است؛ مناسک به مثابه آیین‌هایی که رخداد آغازین را بازآفرینی می‌کنند، اما اگر این مناسک به دست کاهنان یا دولت و بدون مشارکت فعال مؤمنان اجرا شوند، خود به حجابی بر تجربهٔ ناب بدل می‌گردند. در عرصهٔ سیاست، این مناسک همان نهادهای مردمی‌اند که از دل شبکه‌های اجتماعی پیشین چون مساجد، هیئت‌ها، اصناف، انجمن‌های علمی و بسیج بیرون می‌آیند و تا زمانی که ساختاری غیربوروکراتیک و شورایی دارند و خود‌سازماندهی در آنها جریان دارد، منطق همکاری را زنده نگه می‌دارند؛ تجربهٔ انقلاب اسلامی نشان داد که نهادهایی چون جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی و کمیته‌ها، تا پیش از ادغام با بوروکراسی دولتی، این ظرفیت را داشتند، اما مرگ آنها در همان ادغام و پذیرش ساختارهای از پیش تعیین‌شده رقم خورد و ازاین‌رو، بازگشت به سال ۱۳۵۷ ممکن نیست، اما احیای منطق همکاری در صورت‌های جدید نهادی، شدنی و ضروری می‌نماید.
undefinedبرای تحقق چنین تداومی، باید به بایسته‌های عینی روی آورد که نخستین آنها سیاست فضایی یعنی گسترش حوزهٔ عمومی از طریق طراحی شهر انسان‌محور است تا امکان رؤیت‌پذیری، گفت‌وگو و مواجههٔ حضوری افزایش یابد؛ در کنار آن، گذر از اقتصاد دولتی یا بازار صرف به سمت اقتصاد اجتماعی با محوریت تعاونی‌ها و اصناف، و نیز تقویت نهاد محله با اختیارات تصمیم‌گیری ویژه، زمینه‌های شکل‌گیری شبکه‌های همکاری پایدار را فراهم می‌آورد و در این میان، نباید از بازتولید منطق همکاری در ساختارهای موجود غافل شد، زیرا ضرورتاً به معنای خلق نهاد از صفر نیست، بلکه می‌توان با تفکیک دقیق مشارکت از همکاری، به نهادهایی که زمانی کارآمد بودند، حیاتی تازه بخشید.
undefinedدر نهایت، سیاست مردمی در نسبت با الاهیات سیاسی سلبی معنا می‌یابد؛ یعنی نفی هرگونه مطلق‌انگاری و بتوارگی در امر سیاسی و پذیرش این حقیقت که مسیر تحول، از راه مشاهدهٔ دقیق ظرفیت‌های برآمده از خود رخدادها میسر است و این خود جامعه است که با تکیه بر سنت حماسی و عرفانی خویش، می‌تواند از دل بحران‌ها، جهان مشترک تازه‌ای تأسیس کند.

#ایران_مردم_و_سیاست‌مردمی#ایران‌_مردمی_آینده
@iranfuture

۱۵

۶:۰۶

بازارسال شده از نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم‌اجتماعی
thumbnail
undefined اقتصاد سیاسی رویافروشی
undefinedمیثم مهدیار
undefinedپیش از جنگ دوازده روزه که امریکا و رژیم صهیونیستی در حال لشکرکشی به خلیج فارس و منطقه بودند، حسین مرعشی و رفقا در تیم رسانه‌ای دولت و حزب کارگزاران تبلیغ می‌کردند دولت در حال مذاکره با امریکا برای جذب سرمایه‌گذاری ۲۵۰۰ میلیارد دلاری است! روزنامه حزب کارگزاران سازندگی هم اعلام می‌کرد، کوشنر داماد یهودی ترامپ «معمار ساکت مذاکرات» در پی «توافق دیپلماتیک با ایران» و زمینه‌سازی برای سرمایه‌گذاری اقتصادی در ایران است. مرعشی و فیاض زاهد و تیم رسانه‌ای دولت و اتاق بازرگانی و کارگزاران سازندگی و... با شور و شعف از به نتیجه رسیدن «عنقریب» مذاکرات و باز شدن درهای رحمت آمریکا به اقتصاد ایران و زیر و رو شدن «زندگی ایرانیان» داد سخن می‌راندند، گویی کوشنر چک سفید امضای ترامپ را به‌طور شخصی به آنها تحویل داده است.
undefinedاما یک مشکل کوچک این وسط وجود داشت:این رویا فروشی‌ها در حالی بود که اساسا ترامپ با ایده «بازگرداندن سرمایه‌ها» به داخل آمریکا و مخالفت با «سرمایه‌گذاری خارجی» به کاخ سفید برگشته بود و تعرفه‌گذاری بر محصولات خارجی و فشار بر اقتصاد حتی کشورهای متحد و دوست از کانادا گرفته تا اروپا را برای بالا بردن نرخ اشتغال داخلی در آمریکا دنبال می‌کرد.
undefinedمذاکرات البته ثمره داد و آمریکا با پرنده‌های B2 سرمایه‌هایش را به ایران گسیل کرد. بیش از هزار نفر از هموطنانمان در اثر ریزش رحمت‌های آمریکایی طی دوازده روز، زندگی دیگری را آغاز کردند.طنز آمیزتر اینکه جنگ دوازده روزه و حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به میز مذاکرات هم نتوانست خاطر این خواب‌زدگان را پریشان کند و دوباره بعد از جنگ دوازده روزه با پیش کشیدن مساله مذاکره و دعوت از آمریکا برای سرمایه‌گذاری در ایران «رویا فروشی» را شروع کردند. این بار به‌طور دقیق زمانیکه ایران به واسطه عمانی مذاکرات خبر داده بود که قصد دارد امتیاز بزرگی بدهد و با غنی‌سازی نمایشی موافقت کرده است، مجدد آمریکا حسن‌نیت خود را با ارسال ده‌ها تاماهاوک به بیت رهبری و مدرسه شجره طیبه میناب و سالن ورزشی لامرد در نهم اسفند نشان داد.
undefinedهزینه رویافروشی مرعشی ها را رهبری و پاسداران و مردم مظلوم ایران با مجاهدت و جانبازی خود دادند، اما امروز باز هم شبیه فضای پس از جنگ دوازده روزه مرعشی و رفقای خواب زده‌اش به میدان آمده‌اند و با دوگانه‌سازی میان زندگی و شهادت برای ما از تمنای زندگی خوب ایرانیان سخن می‌گویند. گویی نه خانی آمده نه خانی رفته است.
undefinedاین جماعت حتی فراموش کرده‌اند که بعد از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد با خوشحالی در روزنامه حزبی‌شان از ایجاد «صندوق سرمایه‌گذاری ۳۰۰میلیارد دلاری برای بازسازی ایران» و «آزاد سازی اموال ایران» تیتر می‌زدند ولی امروز رئیس کل بانک مرکزی‌شان می‌گوید «حتی یک دلار آزاد نشده است» و هنوز متوجه نشده‌اند اگر نبود مجاهدت و پایمردی پاسداران این خاک‌و‌بوم بر حفظ تنگه هرمز و فشار اقتصادی به آمریکا، مهاجمان مجبور نبودند حتی سر میز مذاکره نشسته و امتیازات حداقلی بدهند. امتیازاتی که هر کس سر سوزنی از ماهیت رژیم آمریکا باخبر باشد می‌داند هیچ‌گاه محقق نخواهد شد.
undefinedدر نهایت پافشاری ایران بر اجرای بند «آزادی رفت‌و‌آمد در تنگه هرمز ذیل ترتیبات ایرانی» خروج ترامپ را رقم زد و نشان داد تا چه اندازه مذاکره و تفاهم برای این جانیان اصالت دارد؛ که البته تجربه برجام و تعهدات قبل از آن هم چنین تجربه‌هایی را رقم زده بود، ولی هیهات از عبرت ناگیرندگان... البته ناگفته پیداست پشت این فانتزی‌ها و رویافروشی‌ها که با دو جنگ اخیر نیز تکان نخورده، صرفا نادانی نیست؛ بلکه به‌طور قطع با یک اقتصاد سیاسی قوی حمایت می‌شود و شاید مهم‌ترین سوال اقتصادی امروز، فهم اقتصاد سیاسی این فانتزی‌ها و توهمات است.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی

undefinedبا ما همراه باشید دربله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
undefined️ @newavard

۳۳

۱۴:۰۱

۲۲ مهر
اندر مصائب جامعه‌شناسی جریان اصلی ایدئولوژی زده ما
undefinedمیثم مهدیار
undefinedدر حالیکه هگست وزیر جنگ آمریکا جنگ با ایران را در ادامه جنگ‌های صلیبی و روبیو وزیر خارجه‌شان آن را ادامه جنگ‌های تمدنی ایران و غرب می‌داند، جامعه شناس جریان اصلی ایرانی اما معتقد است دعوا سر انرژی هسته‌ای و موشکی و منطقه‌ای است و اگر می‌دادیم می‌رفت جنگ نمی‌شد. فی الواقع جامعه‌شناسی جریان اصلی در ایران امروز به «ایدئولوژیک‌ترین» رشته دانشگاهی بدل شده که نمی‌تواند مهمترین تحولی که امروز به واسطه مقاومت ایران در عالم رقم خورده و چشم‌های زیادی را به خود جلب کرده است هضم کند. سوژگی ایرانیان امروز بزرگترین قدرت‌های جهانی را به استیصال کشانده که مجبورند برای ایجاد ائتلاف علیه این مقاومت تاریخ شکست‌هایشان از ایران، از آتن تا روم را فراخوان کنند و عواطف تمدنی‌شان را تحریک‌ کنند اما این وضعیت جدید هیچ بازتابی در ادبیات این جریان متعارف نیافته است. گویا نه خانی آمده نه خانی رفته است.
undefinedامروز که پایداری و پایمردی حاکمیت و مردم ایران در مقابل حمله‌های ناجوانمردانه و نبرد نابرابر جبهه غربی- عبری- عربی در حال ورق زدن برگ جدیدی در تاریخ جهان (بعد از جنگ جهانی دوم و هژمونیک شدن قدرت آمریکا در جهان) شده اما جامعه‌شناسی متعارف و جریان اصلی در ایران با پریدن از واقعیت موجود و تکرار ملال آور همان چارچوب‌ها و ادبیات همیشگی در یک «ملی‌گرایی روش شناختی» بدون دیدن شرایط ایران در یک صحنه جهانی به پراکندن تخم یاس و نا امیدی مشغول است.
undefinedاز مصائب این ایدئولوژی زدگی و «ملی‌گرایی روش‌شناختی» اینکه این جامعه‌شناسی جریان اصلی که همیشه و به هر بهانه‌ای مقاومت تا پای جان در برابر نظام سیاسی‌ای که نه هژمونیک است و نه قدرت ظاهری قابل توجهی دارد و به واسطه تحریم اقتصادی و فشار رسانه‌ای و فرهنگی و امنیتی با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند را تبلیغ و ترویج می‌کند در مقابل فشار و قدرت هژمونیک جهانی آمریکا به راحتی و در هر حالی نسخه تسلیم و بدیم بره می‌پیچد.
undefinedالبته این پرش‌ها خیلی غریب نیست. بعد از جنگ هشت‌ساله و پیروزی ایرانیان در دفاع ۸ساله ایران در مقابل صدامیان و حامیان غربی و شرقی‌اش نیز این ایدئولوژگی زدگی مانع از دیدن واقعیت رخ داده شد و دستاوردها و ساختارهای اجتماعی آن توفیق بزرگ از شکل ضمنی به دانش صریح تبدیل نشد و به کار اصلاح و ارتقای ساختارهای حکمرانی و اجتماعی و فرهنگی‌مان بسته نشد.
@Hermes_ir
undefined۲۸
undefined۶
undefined۲

۱.۷K

۷:۰۹