PART I
در هر کار جدی ای،حفظ کردنِ روح فلسفی اساسی است.اما روح فلسفی چیست؟بخشی از آن در این است که در فلسفه، ما به نحو جدی پروای این امر را داریم که گزاره های ایجابی ای که ادعا می شوند،تا چه میزان موجه اند؟ منبع این گزاره ها چه بوده است؟ و استدلال های مطرح شده برای موجه بودن این گزاره ها چه اند؟ با چه روش مندی ای این گزاره ها پدید آمده اند؟ پیش فرض های آشکار و پنهان مرتبط با این گزاره ها چه است؟ محدودیت روش مندی ای که این گزاره ها از آن بنیاد یافته اند چه است؟ و در نهایت دامنه ی موجه بودنِ این گزاره ها کجاست؟.چنین پرسش هایی اگر بخواهد ذیلِ پرسش کلی ای از هر محتوایی قرار بگیرد،چنین می شود:
الف) شرطِ امکانِ ممکن شدنِ چنین محتوایی چه است؟
و بعد با یافتن شرط امکان،پرسش بعدی پدیدار می شود:
ب) این شرط امکان،تا کجا از حیثِ عقلانی موجه است؟.در آنجا که روح فلسفی رو به ضعف نهد،پرسش گری انتقادی نیز خاموش می شود و آنچه ادعا شده است،چونان امری که واقعا درست است و بدیهی،در نظر گرفته می شود.و این،آغاز به خطا رفتن است و آغاز پدید آمدنِ گزاره هایی که به ظاهر بدیهی اند و کم کم،چنان پخش می شوند که حقیقتِ امر در نظر گرفته شوند..فلسفه به نحو فشرده ای،همین کنشِ گام به جلو(برای دریافتنِ ادعایی در باب حقیقت) و گام به عقب(برای دریافتنِ بنیانی است که آن ادعا بر مبنای آن ممکن شده است)..پس فلسفه ورزی گام به جلو،گام به عقب مداوم است....و نا-پروردگی در فلسفه،و ضعفِ عقلانیت،رفتن و غرق شدنِ بی پرسش گری در امور است و بدیهی دانستن آن ها..در باب تفسیر های رایج شده در ایران از سوگند نامه ی بقراطی هم چنین امری در کار است..البته چنین تفسیر های رایجی در جهان نیز در بین متفکران فعال در حیطه ی اخلاق زیستی نیز،در کار است.چنان که در جنابِ Veatch نیز چنین امری دیده می شود..مثلا ویچ ادعایی دارد که تئوری هنجاری اخلاق زیستی ای که از بقراط بدست می آید،یک نتیجه گرایی فردگرایانه است که سود و زیان بیمار را در نظر می گیرد نه همه ی طرف های درگیر را(چنین تفسیری در کتاب های مختلفِ استاندارد در حیطه ی اخلاق زیستی،در کار است.لااقل من خودم دو مورد رو دیدم...).در حالی که چنین ادعایی لااقل نمی تواند چونان امری قطعی در نظر گرفته شود،چرا که در سوگند نامه ی بقراطی واژه ی ἀδικίῃ آمده است که از δίκη می آید(dikē).و این واژه برای یونانی،به معنی عدالت است و امر درست به نحوی که در آن قوانینِ استیت(قوانین انسان ها) با قوانینِ تعلیم دیده شده از سوی خدایان،در یک هارمونی ای قرار می گیرد تا حیاتِ اخلاقیِ یونانی ممکن شود.پس یک وجهِ اجتماعی برای کنشِ پزشکیدن برای یونانی،می توان در نظر گرفت و به نحو قطعی نمی توان به گزاره ی ویچ رسید یا آن را بدیهی دانست..دو امر دیگری که در ایران و جهان بدیهی پنداشته می شود،گزاره های زیر است:
در سوگند بقراطی:
الف) کمک به بیمار در انجام اتانازی منع شده است..ب) سقط جنین منع شده است..هیچ کدام از دو گزاره بالا بدیهی نیستند!!!.می توان نشان داد هر دو از این روی شایع شدند که سوگند منسوب به بقراط با توجه متفکران مسیحی در قرون میانه،مجدد مورد ارجاع قرار گرفت و یک تمِ مسیحی برای تفسیرِ این سوگند نامه،رایج شد و این چنین شد که متفکران بعدی نیز،برخی شان به غلط بدین گونه سوگند نامه را فهم کردند..در اینجا پرسش فلسفی این است که آیا می شود از دو گزاره ی زیر در سوگند نامه،چنین نتایج الف و ب ای را استنتاج کرد؟ روش موجه برای مواجهه با گزاره های تاریخی چیست؟ و...
A. And I will not give a drug that is deadly to anyone if asked [for it],nor will I suggest the way to such a counsel. B. And likewise I will not give a woman a destructive pessary.
باز هم می توان نشان داد که چنین پرش های استنتاجی ای که از A and B، به استنتاج های کلیِ الف و ب می رسند،نا-موجه،بسیار مشکل دار و بر پایه ی بنیان های بسیار سستی اند....(اینکه چگونه می توان با روح فلسفی که ذکرش رفت با متون تاریخی نسبت گرفت و به نحو موجه ای استنتاج های موجه کرد و دچار زمان پریشی و تحمیل پیش فرض ها بر متن نشد،بحث دیگری ست که در اینجا مطرح نمی شود.)
در باب سوگندنامه ی منسوب به بقراط-یک
" />
مصدق مرادی
در هر کار جدی ای،حفظ کردنِ روح فلسفی اساسی است.اما روح فلسفی چیست؟بخشی از آن در این است که در فلسفه، ما به نحو جدی پروای این امر را داریم که گزاره های ایجابی ای که ادعا می شوند،تا چه میزان موجه اند؟ منبع این گزاره ها چه بوده است؟ و استدلال های مطرح شده برای موجه بودن این گزاره ها چه اند؟ با چه روش مندی ای این گزاره ها پدید آمده اند؟ پیش فرض های آشکار و پنهان مرتبط با این گزاره ها چه است؟ محدودیت روش مندی ای که این گزاره ها از آن بنیاد یافته اند چه است؟ و در نهایت دامنه ی موجه بودنِ این گزاره ها کجاست؟.چنین پرسش هایی اگر بخواهد ذیلِ پرسش کلی ای از هر محتوایی قرار بگیرد،چنین می شود:
الف) شرطِ امکانِ ممکن شدنِ چنین محتوایی چه است؟
و بعد با یافتن شرط امکان،پرسش بعدی پدیدار می شود:
ب) این شرط امکان،تا کجا از حیثِ عقلانی موجه است؟.در آنجا که روح فلسفی رو به ضعف نهد،پرسش گری انتقادی نیز خاموش می شود و آنچه ادعا شده است،چونان امری که واقعا درست است و بدیهی،در نظر گرفته می شود.و این،آغاز به خطا رفتن است و آغاز پدید آمدنِ گزاره هایی که به ظاهر بدیهی اند و کم کم،چنان پخش می شوند که حقیقتِ امر در نظر گرفته شوند..فلسفه به نحو فشرده ای،همین کنشِ گام به جلو(برای دریافتنِ ادعایی در باب حقیقت) و گام به عقب(برای دریافتنِ بنیانی است که آن ادعا بر مبنای آن ممکن شده است)..پس فلسفه ورزی گام به جلو،گام به عقب مداوم است....و نا-پروردگی در فلسفه،و ضعفِ عقلانیت،رفتن و غرق شدنِ بی پرسش گری در امور است و بدیهی دانستن آن ها..در باب تفسیر های رایج شده در ایران از سوگند نامه ی بقراطی هم چنین امری در کار است..البته چنین تفسیر های رایجی در جهان نیز در بین متفکران فعال در حیطه ی اخلاق زیستی نیز،در کار است.چنان که در جنابِ Veatch نیز چنین امری دیده می شود..مثلا ویچ ادعایی دارد که تئوری هنجاری اخلاق زیستی ای که از بقراط بدست می آید،یک نتیجه گرایی فردگرایانه است که سود و زیان بیمار را در نظر می گیرد نه همه ی طرف های درگیر را(چنین تفسیری در کتاب های مختلفِ استاندارد در حیطه ی اخلاق زیستی،در کار است.لااقل من خودم دو مورد رو دیدم...).در حالی که چنین ادعایی لااقل نمی تواند چونان امری قطعی در نظر گرفته شود،چرا که در سوگند نامه ی بقراطی واژه ی ἀδικίῃ آمده است که از δίκη می آید(dikē).و این واژه برای یونانی،به معنی عدالت است و امر درست به نحوی که در آن قوانینِ استیت(قوانین انسان ها) با قوانینِ تعلیم دیده شده از سوی خدایان،در یک هارمونی ای قرار می گیرد تا حیاتِ اخلاقیِ یونانی ممکن شود.پس یک وجهِ اجتماعی برای کنشِ پزشکیدن برای یونانی،می توان در نظر گرفت و به نحو قطعی نمی توان به گزاره ی ویچ رسید یا آن را بدیهی دانست..دو امر دیگری که در ایران و جهان بدیهی پنداشته می شود،گزاره های زیر است:
در سوگند بقراطی:
الف) کمک به بیمار در انجام اتانازی منع شده است..ب) سقط جنین منع شده است..هیچ کدام از دو گزاره بالا بدیهی نیستند!!!.می توان نشان داد هر دو از این روی شایع شدند که سوگند منسوب به بقراط با توجه متفکران مسیحی در قرون میانه،مجدد مورد ارجاع قرار گرفت و یک تمِ مسیحی برای تفسیرِ این سوگند نامه،رایج شد و این چنین شد که متفکران بعدی نیز،برخی شان به غلط بدین گونه سوگند نامه را فهم کردند..در اینجا پرسش فلسفی این است که آیا می شود از دو گزاره ی زیر در سوگند نامه،چنین نتایج الف و ب ای را استنتاج کرد؟ روش موجه برای مواجهه با گزاره های تاریخی چیست؟ و...
A. And I will not give a drug that is deadly to anyone if asked [for it],nor will I suggest the way to such a counsel. B. And likewise I will not give a woman a destructive pessary.
باز هم می توان نشان داد که چنین پرش های استنتاجی ای که از A and B، به استنتاج های کلیِ الف و ب می رسند،نا-موجه،بسیار مشکل دار و بر پایه ی بنیان های بسیار سستی اند....(اینکه چگونه می توان با روح فلسفی که ذکرش رفت با متون تاریخی نسبت گرفت و به نحو موجه ای استنتاج های موجه کرد و دچار زمان پریشی و تحمیل پیش فرض ها بر متن نشد،بحث دیگری ست که در اینجا مطرح نمی شود.)
۲۴۷
۹:۳۳
المپیاد اخلاق پزشکی دوره ی ۱۸ ام-دانشگاه علوم پزشکی تهران
PART I در هر کار جدی ای،حفظ کردنِ روح فلسفی اساسی است.اما روح فلسفی چیست؟ بخشی از آن در این است که در فلسفه، ما به نحو جدی پروای این امر را داریم که گزاره های ایجابی ای که ادعا می شوند،تا چه میزان موجه اند؟ منبع این گزاره ها چه بوده است؟ و استدلال های مطرح شده برای موجه بودن این گزاره ها چه اند؟ با چه روش مندی ای این گزاره ها پدید آمده اند؟ پیش فرض های آشکار و پنهان مرتبط با این گزاره ها چه است؟ محدودیت روش مندی ای که این گزاره ها از آن بنیاد یافته اند چه است؟ و در نهایت دامنه ی موجه بودنِ این گزاره ها کجاست؟ . چنین پرسش هایی اگر بخواهد ذیلِ پرسش کلی ای از هر محتوایی قرار بگیرد،چنین می شود: الف) شرطِ امکانِ ممکن شدنِ چنین محتوایی چه است؟ و بعد با یافتن شرط امکان،پرسش بعدی پدیدار می شود: ب) این شرط امکان،تا کجا از حیثِ عقلانی موجه است؟ . در آنجا که روح فلسفی رو به ضعف نهد،پرسش گری انتقادی نیز خاموش می شود و آنچه ادعا شده است،چونان امری که واقعا درست است و بدیهی،در نظر گرفته می شود. و این،آغاز به خطا رفتن است و آغاز پدید آمدنِ گزاره هایی که به ظاهر بدیهی اند و کم کم،چنان پخش می شوند که حقیقتِ امر در نظر گرفته شوند. . فلسفه به نحو فشرده ای،همین کنشِ گام به جلو(برای دریافتنِ ادعایی در باب حقیقت) و گام به عقب(برای دریافتنِ بنیانی است که آن ادعا بر مبنای آن ممکن شده است). . پس فلسفه ورزی گام به جلو،گام به عقب مداوم است... . و نا-پروردگی در فلسفه،و ضعفِ عقلانیت،رفتن و غرق شدنِ بی پرسش گری در امور است و بدیهی دانستن آن ها. . در باب تفسیر های رایج شده در ایران از سوگند نامه ی بقراطی هم چنین امری در کار است. . البته چنین تفسیر های رایجی در جهان نیز در بین متفکران فعال در حیطه ی اخلاق زیستی نیز،در کار است.چنان که در جنابِ Veatch نیز چنین امری دیده می شود. . مثلا ویچ ادعایی دارد که تئوری هنجاری اخلاق زیستی ای که از بقراط بدست می آید،یک نتیجه گرایی فردگرایانه است که سود و زیان بیمار را در نظر می گیرد نه همه ی طرف های درگیر را(چنین تفسیری در کتاب های مختلفِ استاندارد در حیطه ی اخلاق زیستی،در کار است.لااقل من خودم دو مورد رو دیدم...) . در حالی که چنین ادعایی لااقل نمی تواند چونان امری قطعی در نظر گرفته شود،چرا که در سوگند نامه ی بقراطی واژه ی ἀδικίῃ آمده است که از δίκη می آید(dikē). و این واژه برای یونانی،به معنی عدالت است و امر درست به نحوی که در آن قوانینِ استیت(قوانین انسان ها) با قوانینِ تعلیم دیده شده از سوی خدایان،در یک هارمونی ای قرار می گیرد تا حیاتِ اخلاقیِ یونانی ممکن شود. پس یک وجهِ اجتماعی برای کنشِ پزشکیدن برای یونانی،می توان در نظر گرفت و به نحو قطعی نمی توان به گزاره ی ویچ رسید یا آن را بدیهی دانست. . دو امر دیگری که در ایران و جهان بدیهی پنداشته می شود،گزاره های زیر است: در سوگند بقراطی: الف) کمک به بیمار در انجام اتانازی منع شده است. . ب) سقط جنین منع شده است. . هیچ کدام از دو گزاره بالا بدیهی نیستند!!! . می توان نشان داد هر دو از این روی شایع شدند که سوگند منسوب به بقراط با توجه متفکران مسیحی در قرون میانه،مجدد مورد ارجاع قرار گرفت و یک تمِ مسیحی برای تفسیرِ این سوگند نامه،رایج شد و این چنین شد که متفکران بعدی نیز،برخی شان به غلط بدین گونه سوگند نامه را فهم کردند. . در اینجا پرسش فلسفی این است که آیا می شود از دو گزاره ی زیر در سوگند نامه،چنین نتایج الف و ب ای را استنتاج کرد؟ روش موجه برای مواجهه با گزاره های تاریخی چیست؟ و... A. And I will not give a drug that is deadly to anyone if asked [for it],nor will I suggest the way to such a counsel. B. And likewise I will not give a woman a destructive pessary. باز هم می توان نشان داد که چنین پرش های استنتاجی ای که از A and B، به استنتاج های کلیِ الف و ب می رسند،نا-موجه،بسیار مشکل دار و بر پایه ی بنیان های بسیار سستی اند... . (اینکه چگونه می توان با روح فلسفی که ذکرش رفت با متون تاریخی نسبت گرفت و به نحو موجه ای استنتاج های موجه کرد و دچار زمان پریشی و تحمیل پیش فرض ها بر متن نشد،بحث دیگری ست که در اینجا مطرح نمی شود.)
در باب سوگندنامه ی منسوب به بقراط-یک
" />
مصدق مرادی
PART II
با چنین ملاحظاتی ست که ما به جای اینکه به مانند برخی متفکرانِ مسیحی قرون میانه یا بعد تر متفکرانی که خود را مشروط به جهان بینی های لوکال خود کرده اند،دغدغه ی مان این باشد که چگونه سوگند به آپولو را به سوگند به خدای ادیان ابراهیمی یا سوگند به ایده ای در جهان بینی خود برگردانیم،پرسش ما این می شود که آیا می شود این فرض را مطرح کرد که نوشته ی سوگندنامه،از اینکه با آپولو و نسب او آغاز کرده است و مثلا نه با زئوس،دلیل خاصی داشته است؟(فرض کردنِ منطق ای برای انتخاب کلمات و واژگان در پس پشتِ متن).با پژوهیدن چنین پرسشی،ممکن است بتوانیم به فرضیه ای راه یابیم که منطقِ به کاربردنِ دقیق نامِ برخی از خدایان یونان و نه برخی دیگر را،در متن سوگند نامه،روشن کند.....I swear by Apollo the Physician and by Asclepius and by Health [the god Hygieia] and Panacea and by all the gods as well as goddesses, making them judges [witnesses], to bring the following oath and written covenant to fulfillment, in accordance with my power and my judgment;....چرا سوگند پزشک اولا به آپولو است و نه زئوس؟.از اینجا به بعد راحت تر می نویسم:آپولو(Apollo) در عشق زنِ میرنده ای(Coronis) از انسان های میرنده،افتاده بود. و بعد از عشق بازی و هم خوابگی با وی،کلاغی سفید را مقرر داشت که مراقب کورونیس باشد..گذشت و گذشت تا کلاغ دریافت که کورونیس در عشق فرد دیگری در افتاده است.پس به آپولو خبر داد..از شدتِ خشمِ آپولو،کلاغ، تیره گون گشت و آپولو از خواهر خود آرتمیس(Artemis) خواست تا پیکانی را به سوی معشوقه اش بیندازد..در آن لحظات پایانی جان دادن،کورونیس،زمزمه ای می کرد که پسری از آپولو را بار دار است.پس آپولو غرق غم گردید و تلاش کرد که با مهارت های پزشکی خود،معشوقه اش را نجات دهد اما تلاش هایش بی ثمر ماند.کورونیس در تب می سوخت و در آن واپسین لحظات،آپولو توانست فرزند ش را نجات دهد..آپولو،آسکلپیوس (Asclepius)،پسرش را به دستِ استادی سپرد تا وی را بپرورد.پس آسکلپیوس،پزشکیدن را آموخت..آسکلپیوس با اپیون(Epione) ازدواج کرد،درمانگری والا از تبار والای خود.فرزندان این دو،جنبه های مختلفِ پزشکیدن را پراکندند:دو دختری که در سوگند نامه ذکر شده اند،یکی Hygeiea(به معنای الهه ی سلامتی،می توان این را به نحو موجه ای معادلِ جنبه ی پیش گیری در پزشکی در نظر گرفت)، و دیگری Panacea(الهه ی تماما بهبودی دهنده،معادلِ جنبه ی درمان های طبی در پزشکی).سه فرزندِ خدایگان گوهر دیگر نیز در کار بودند:یکی Iaso( الهه ی پزشکی)، Aigle(درخشندگی) و پسری والا با نامِ Telesphorus(به معنای خدایِ باز-توانی،معادل جنبه های مراقبت های باز-توانی یا نقاهت در پزشکی).دو پسرِ میرنده(انسان) نیز،حاصل این عشق بود:MachaonAndPodalirius
دو پسری که چنان که هومر نقل می کند در امر پزکشیدن،مهارت ها داشتند و پدر شان،آسکلپیوس این دو را به کمک کردن در جنگ تروی،فرا خواند..ماکائون در این جنگ کشته شد اما پودالیریوس،نجات یافته،در نهایت به جنوب به سمت دریای مدیترانه رفت و در منطقه ای که جزو ترکیه ی امروزی ست،سکنی گزید..در نهایت،نوادگان وی،مجدد با کشتی به آب زدند و به جزیره ای رسیدند که همچنان نیز جزو یونان امروزی است.در افسانه های کهن نقل است که تبارِ بقراط به همین نوادگانِ Podalirius باز می گردد..از این جهت،می توان به منطقِ پشتِ این بخش سوگند نامه پی برد..(برای یونانی،حتی در ثبت نوشته هایی که شبیه کیس ریپورت های امروزی ست،آغاز کردن با تبار یا اینکه بیمار از کجا آمده است،مهم بوده است.چنان که با تبار بیماران یا اینکه اهل کجا بوده اند،این مشاهدات خود را آغاز می کردند.پس به نظر موجه است که گمان کنیم که پزشک نیز در پی این بوده است که تبار والای خود را نشان دهد...).
در باب سوگندنامه ی منسوب به بقراط-دو
" />
مصدق مرادی
با چنین ملاحظاتی ست که ما به جای اینکه به مانند برخی متفکرانِ مسیحی قرون میانه یا بعد تر متفکرانی که خود را مشروط به جهان بینی های لوکال خود کرده اند،دغدغه ی مان این باشد که چگونه سوگند به آپولو را به سوگند به خدای ادیان ابراهیمی یا سوگند به ایده ای در جهان بینی خود برگردانیم،پرسش ما این می شود که آیا می شود این فرض را مطرح کرد که نوشته ی سوگندنامه،از اینکه با آپولو و نسب او آغاز کرده است و مثلا نه با زئوس،دلیل خاصی داشته است؟(فرض کردنِ منطق ای برای انتخاب کلمات و واژگان در پس پشتِ متن).با پژوهیدن چنین پرسشی،ممکن است بتوانیم به فرضیه ای راه یابیم که منطقِ به کاربردنِ دقیق نامِ برخی از خدایان یونان و نه برخی دیگر را،در متن سوگند نامه،روشن کند.....I swear by Apollo the Physician and by Asclepius and by Health [the god Hygieia] and Panacea and by all the gods as well as goddesses, making them judges [witnesses], to bring the following oath and written covenant to fulfillment, in accordance with my power and my judgment;....چرا سوگند پزشک اولا به آپولو است و نه زئوس؟.از اینجا به بعد راحت تر می نویسم:آپولو(Apollo) در عشق زنِ میرنده ای(Coronis) از انسان های میرنده،افتاده بود. و بعد از عشق بازی و هم خوابگی با وی،کلاغی سفید را مقرر داشت که مراقب کورونیس باشد..گذشت و گذشت تا کلاغ دریافت که کورونیس در عشق فرد دیگری در افتاده است.پس به آپولو خبر داد..از شدتِ خشمِ آپولو،کلاغ، تیره گون گشت و آپولو از خواهر خود آرتمیس(Artemis) خواست تا پیکانی را به سوی معشوقه اش بیندازد..در آن لحظات پایانی جان دادن،کورونیس،زمزمه ای می کرد که پسری از آپولو را بار دار است.پس آپولو غرق غم گردید و تلاش کرد که با مهارت های پزشکی خود،معشوقه اش را نجات دهد اما تلاش هایش بی ثمر ماند.کورونیس در تب می سوخت و در آن واپسین لحظات،آپولو توانست فرزند ش را نجات دهد..آپولو،آسکلپیوس (Asclepius)،پسرش را به دستِ استادی سپرد تا وی را بپرورد.پس آسکلپیوس،پزشکیدن را آموخت..آسکلپیوس با اپیون(Epione) ازدواج کرد،درمانگری والا از تبار والای خود.فرزندان این دو،جنبه های مختلفِ پزشکیدن را پراکندند:دو دختری که در سوگند نامه ذکر شده اند،یکی Hygeiea(به معنای الهه ی سلامتی،می توان این را به نحو موجه ای معادلِ جنبه ی پیش گیری در پزشکی در نظر گرفت)، و دیگری Panacea(الهه ی تماما بهبودی دهنده،معادلِ جنبه ی درمان های طبی در پزشکی).سه فرزندِ خدایگان گوهر دیگر نیز در کار بودند:یکی Iaso( الهه ی پزشکی)، Aigle(درخشندگی) و پسری والا با نامِ Telesphorus(به معنای خدایِ باز-توانی،معادل جنبه های مراقبت های باز-توانی یا نقاهت در پزشکی).دو پسرِ میرنده(انسان) نیز،حاصل این عشق بود:MachaonAndPodalirius
دو پسری که چنان که هومر نقل می کند در امر پزکشیدن،مهارت ها داشتند و پدر شان،آسکلپیوس این دو را به کمک کردن در جنگ تروی،فرا خواند..ماکائون در این جنگ کشته شد اما پودالیریوس،نجات یافته،در نهایت به جنوب به سمت دریای مدیترانه رفت و در منطقه ای که جزو ترکیه ی امروزی ست،سکنی گزید..در نهایت،نوادگان وی،مجدد با کشتی به آب زدند و به جزیره ای رسیدند که همچنان نیز جزو یونان امروزی است.در افسانه های کهن نقل است که تبارِ بقراط به همین نوادگانِ Podalirius باز می گردد..از این جهت،می توان به منطقِ پشتِ این بخش سوگند نامه پی برد..(برای یونانی،حتی در ثبت نوشته هایی که شبیه کیس ریپورت های امروزی ست،آغاز کردن با تبار یا اینکه بیمار از کجا آمده است،مهم بوده است.چنان که با تبار بیماران یا اینکه اهل کجا بوده اند،این مشاهدات خود را آغاز می کردند.پس به نظر موجه است که گمان کنیم که پزشک نیز در پی این بوده است که تبار والای خود را نشان دهد...).
۲۳۲
۹:۳۳
المپیاد اخلاق پزشکی دوره ی ۱۸ ام-دانشگاه علوم پزشکی تهران
PART II با چنین ملاحظاتی ست که ما به جای اینکه به مانند برخی متفکرانِ مسیحی قرون میانه یا بعد تر متفکرانی که خود را مشروط به جهان بینی های لوکال خود کرده اند،دغدغه ی مان این باشد که چگونه سوگند به آپولو را به سوگند به خدای ادیان ابراهیمی یا سوگند به ایده ای در جهان بینی خود برگردانیم،پرسش ما این می شود که آیا می شود این فرض را مطرح کرد که نوشته ی سوگندنامه،از اینکه با آپولو و نسب او آغاز کرده است و مثلا نه با زئوس،دلیل خاصی داشته است؟(فرض کردنِ منطق ای برای انتخاب کلمات و واژگان در پس پشتِ متن) . با پژوهیدن چنین پرسشی،ممکن است بتوانیم به فرضیه ای راه یابیم که منطقِ به کاربردنِ دقیق نامِ برخی از خدایان یونان و نه برخی دیگر را،در متن سوگند نامه،روشن کند. . ...I swear by Apollo the Physician and by Asclepius and by Health [the god Hygieia] and Panacea and by all the gods as well as goddesses, making them judges [witnesses], to bring the following oath and written covenant to fulfillment, in accordance with my power and my judgment;... . چرا سوگند پزشک اولا به آپولو است و نه زئوس؟ . از اینجا به بعد راحت تر می نویسم: آپولو(Apollo) در عشق زنِ میرنده ای(Coronis) از انسان های میرنده،افتاده بود. و بعد از عشق بازی و هم خوابگی با وی،کلاغی سفید را مقرر داشت که مراقب کورونیس باشد. . گذشت و گذشت تا کلاغ دریافت که کورونیس در عشق فرد دیگری در افتاده است.پس به آپولو خبر داد. . از شدتِ خشمِ آپولو،کلاغ، تیره گون گشت و آپولو از خواهر خود آرتمیس(Artemis) خواست تا پیکانی را به سوی معشوقه اش بیندازد. . در آن لحظات پایانی جان دادن،کورونیس،زمزمه ای می کرد که پسری از آپولو را بار دار است.پس آپولو غرق غم گردید و تلاش کرد که با مهارت های پزشکی خود،معشوقه اش را نجات دهد اما تلاش هایش بی ثمر ماند. کورونیس در تب می سوخت و در آن واپسین لحظات،آپولو توانست فرزند ش را نجات دهد. . آپولو،آسکلپیوس (Asclepius)،پسرش را به دستِ استادی سپرد تا وی را بپرورد.پس آسکلپیوس،پزشکیدن را آموخت. . آسکلپیوس با اپیون(Epione) ازدواج کرد،درمانگری والا از تبار والای خود. فرزندان این دو،جنبه های مختلفِ پزشکیدن را پراکندند: دو دختری که در سوگند نامه ذکر شده اند،یکی Hygeiea(به معنای الهه ی سلامتی،می توان این را به نحو موجه ای معادلِ جنبه ی پیش گیری در پزشکی در نظر گرفت)، و دیگری Panacea(الهه ی تماما بهبودی دهنده،معادلِ جنبه ی درمان های طبی در پزشکی) . سه فرزندِ خدایگان گوهر دیگر نیز در کار بودند: یکی Iaso( الهه ی پزشکی)، Aigle(درخشندگی) و پسری والا با نامِ Telesphorus(به معنای خدایِ باز-توانی،معادل جنبه های مراقبت های باز-توانی یا نقاهت در پزشکی) . دو پسرِ میرنده(انسان) نیز،حاصل این عشق بود: Machaon And Podalirius دو پسری که چنان که هومر نقل می کند در امر پزکشیدن،مهارت ها داشتند و پدر شان،آسکلپیوس این دو را به کمک کردن در جنگ تروی،فرا خواند. . ماکائون در این جنگ کشته شد اما پودالیریوس،نجات یافته،در نهایت به جنوب به سمت دریای مدیترانه رفت و در منطقه ای که جزو ترکیه ی امروزی ست،سکنی گزید. . در نهایت،نوادگان وی،مجدد با کشتی به آب زدند و به جزیره ای رسیدند که همچنان نیز جزو یونان امروزی است. در افسانه های کهن نقل است که تبارِ بقراط به همین نوادگانِ Podalirius باز می گردد. . از این جهت،می توان به منطقِ پشتِ این بخش سوگند نامه پی برد. . (برای یونانی،حتی در ثبت نوشته هایی که شبیه کیس ریپورت های امروزی ست،آغاز کردن با تبار یا اینکه بیمار از کجا آمده است،مهم بوده است.چنان که با تبار بیماران یا اینکه اهل کجا بوده اند،این مشاهدات خود را آغاز می کردند.پس به نظر موجه است که گمان کنیم که پزشک نیز در پی این بوده است که تبار والای خود را نشان دهد...) .
در باب سوگندنامه ی منسوب به بقراط-دو
" />
مصدق مرادی
PART III
از سویی دیگر،داستان بین آسکلپیوس و زئوس نیز،داستانی پر خون دل است..آسکلپیوس که به دو شیشه از خون از دست راستِ مدوسا(Medusa) دست یافته بود،تلاش کرد که با این شیشه های خون،انسان هایی را از مردن نجات دهد و آن ها را از مرگ به زندگی بازگرداند.در اینجا بود که Hades(برادر زئوس که حکم راندن بر جهان زیرین برای او بود)،به نبودنِ این مردگان در بخش زیرین جهان،پی برد.پس برِ زئوس شکایت برد که پزشکی در حال تعدی به حکمِ وی در جهان زیرین است.پزشکی دارد از حدود قوانین می گذرد..این چنین بود که زئوس که حکم اش بر آسمان روا بود،با صائقه ای بر سینه ی آسکلپیوس وی را به کام مرگ فرستاد.و همین امر موجب پدید آمدن تنش هایی بین زئوس و فرزند اش،آپولو گردید..گویند بعد ها که خشم زئوس فرونشست،وی این استعدادِ پزشکی آسکلپیوس را گرامی شمرد و به پاس این امر،آسکلپیوس را به مرتبه ی والای خدایگانی رساند.و ستاره اش را در آسمان،فروزان کرد..شاید بشود حال فرضیه ای دیگر را بیان کرد.چنان که از نامِ آسکلپیوس بر می آید که به معنیِ unceasingly gentle است،یعنی آنکه به نحو پیوسته ای با ظرافت است.و چنان که از نام همسر وی،اپیون که به معنیِ soothing،آنکه به ظرافت آرامش می بخشد،بر می آید،به نظر،برای یونانی با آن تمِ تراژیک ای که همواره در زیست اش با وی همراه بود،پزشکی نه چونان استعاره ای برای جنگیدنِ با بیماری و سرنوشت،بلکه چونان امری که به ظرافت می کوشد هارمونی بدن بیمار را مجدد باز-بیابد،فهمیده میشد.هارمونی به بدن بازگردانده می شد تا در نهایت بدن با سرنوشت خود و با بیماری خود،مواجه شود. تا سرنوشت اش،متعین گردد..همواره این دو تم با یونانی پزشک همراه بود،در بیم و امید و نا-توانی و مهارت و التفات به سرنوشت و غم،با بیماری و مرگ مواجه شدن(چنان که آپولو تمام تلاش اش را برای نجات کورونیس،به کار بست) و نیز بیم از مواجهه شدن با سرنوشت(که باید سرنوشت را تغییر داد یا به آن سر نهاد)..آیا چنین تم هایی،در ذاتِ خودِ پزشکیدن،حتی در عصر حاضر نیز در کار نیست؟.همچنان می توان فرضیه ی سومی را نیز مطرح کرد:آپولو خدایی بوده ست که به خدایِ شعر و عقلانیت و درمان گری و پیش گویی معروف بوده است..حال اگر رساله های پزشکی هم عصر سوگند نامه را آنالیز کنیم(برای پانصد سال قبل از میلاد مسیح)،در می یابیم که در گزارش های پزشکی ای که ثبت شده است،پزشک تلاش می کرده است که از عقلانیت ای علت-معلولیِ طبیعی( و نه با انتساب علت و معلول به خدایان و...)،سیر بیماری را بیابد.و بعد با این دید،بتواند سیر بیماری را پیش بینی نیز بکند(شبیه تعیین پروگنوز در پزشکی حال حاضر).مثلا به فراوانی در رساله های پزشکی منسوب به بقراط دیده می شود که اگر بیمار فلان علائم را داشت،احتمالا بیماری چه سیری را طی خواهد کرد و...
مثالی از افوریسم ها:
"If a patient suffering from fever, with no swelling in the throat, be suddenly seized with suffocation, it is a deadly symptom.".پس به نظر می رسد که صفاتِ آپولو یعنی:
PoetryHealingProphecyReason
همان صفاتی است که یونانی(در چرخش خود به سویِ پزشکیِ علمی)،از شایستگی های مورد نیاز برای پزشکیدن،می دانسته است..اما شاعرانگی چه ربطی به پزشکی دارد؟شاید کلید این پرسش،در خودِ نحوه ی اشاره ی سوگند نامه به پزشکی دارد.رساله، پزشکی را، نوعی تخنه(τὴν τέχνην) می شمارد:
... [T]O REGARD HIM WHO HAS TAUGHT ME THIS TECHNE (ART AND SCIENCE) AS EQUAL TO MY PARENTS...
اما تخنه چیست و ربط آن با شاعرانگی چیست؟این امر میتواند پرسشی برای پژوهش های بعدی باشد....در نهایت اینکه،گام به عقب(گامِ منفی) را فراموش نکرده ام.این سه فرضیه را نیز،محدودیت هایی از حیث های مختلف است،چه در ترجمه ی برخی واژه ها از یونانی به انگلیسی چه در نقل داستان ها چه در نتیجه گیری های فلسفی.از این روی است که این سه امر،با نام فرضیه مطرح شده اند..(چنان که گفتم،مجال این نیست که معیار هایی بدست داده شود که چگونه به نحو موجه و با چه روش مندی ای می توان به گزاره های تاریخی نسبتِ فلسفی گرفت.پس بحث موجه بودن یا محتوای گامِ منفی،در این نوشته طرح نشد.).
در باب سوگندنامه ی منسوب به بقراط-سه
" />
مصدق مرادی
References
Graves, R. (2017). The Greek myths: The complete and definitive edition. Penguin Books.Hippocrates. (2015). Complete works of Hippocrates. Delphi Classics.Miles, S. H. (2004). The Hippocratic oath and the ethics of medicine. Oxford University Press.
از سویی دیگر،داستان بین آسکلپیوس و زئوس نیز،داستانی پر خون دل است..آسکلپیوس که به دو شیشه از خون از دست راستِ مدوسا(Medusa) دست یافته بود،تلاش کرد که با این شیشه های خون،انسان هایی را از مردن نجات دهد و آن ها را از مرگ به زندگی بازگرداند.در اینجا بود که Hades(برادر زئوس که حکم راندن بر جهان زیرین برای او بود)،به نبودنِ این مردگان در بخش زیرین جهان،پی برد.پس برِ زئوس شکایت برد که پزشکی در حال تعدی به حکمِ وی در جهان زیرین است.پزشکی دارد از حدود قوانین می گذرد..این چنین بود که زئوس که حکم اش بر آسمان روا بود،با صائقه ای بر سینه ی آسکلپیوس وی را به کام مرگ فرستاد.و همین امر موجب پدید آمدن تنش هایی بین زئوس و فرزند اش،آپولو گردید..گویند بعد ها که خشم زئوس فرونشست،وی این استعدادِ پزشکی آسکلپیوس را گرامی شمرد و به پاس این امر،آسکلپیوس را به مرتبه ی والای خدایگانی رساند.و ستاره اش را در آسمان،فروزان کرد..شاید بشود حال فرضیه ای دیگر را بیان کرد.چنان که از نامِ آسکلپیوس بر می آید که به معنیِ unceasingly gentle است،یعنی آنکه به نحو پیوسته ای با ظرافت است.و چنان که از نام همسر وی،اپیون که به معنیِ soothing،آنکه به ظرافت آرامش می بخشد،بر می آید،به نظر،برای یونانی با آن تمِ تراژیک ای که همواره در زیست اش با وی همراه بود،پزشکی نه چونان استعاره ای برای جنگیدنِ با بیماری و سرنوشت،بلکه چونان امری که به ظرافت می کوشد هارمونی بدن بیمار را مجدد باز-بیابد،فهمیده میشد.هارمونی به بدن بازگردانده می شد تا در نهایت بدن با سرنوشت خود و با بیماری خود،مواجه شود. تا سرنوشت اش،متعین گردد..همواره این دو تم با یونانی پزشک همراه بود،در بیم و امید و نا-توانی و مهارت و التفات به سرنوشت و غم،با بیماری و مرگ مواجه شدن(چنان که آپولو تمام تلاش اش را برای نجات کورونیس،به کار بست) و نیز بیم از مواجهه شدن با سرنوشت(که باید سرنوشت را تغییر داد یا به آن سر نهاد)..آیا چنین تم هایی،در ذاتِ خودِ پزشکیدن،حتی در عصر حاضر نیز در کار نیست؟.همچنان می توان فرضیه ی سومی را نیز مطرح کرد:آپولو خدایی بوده ست که به خدایِ شعر و عقلانیت و درمان گری و پیش گویی معروف بوده است..حال اگر رساله های پزشکی هم عصر سوگند نامه را آنالیز کنیم(برای پانصد سال قبل از میلاد مسیح)،در می یابیم که در گزارش های پزشکی ای که ثبت شده است،پزشک تلاش می کرده است که از عقلانیت ای علت-معلولیِ طبیعی( و نه با انتساب علت و معلول به خدایان و...)،سیر بیماری را بیابد.و بعد با این دید،بتواند سیر بیماری را پیش بینی نیز بکند(شبیه تعیین پروگنوز در پزشکی حال حاضر).مثلا به فراوانی در رساله های پزشکی منسوب به بقراط دیده می شود که اگر بیمار فلان علائم را داشت،احتمالا بیماری چه سیری را طی خواهد کرد و...
مثالی از افوریسم ها:
"If a patient suffering from fever, with no swelling in the throat, be suddenly seized with suffocation, it is a deadly symptom.".پس به نظر می رسد که صفاتِ آپولو یعنی:
PoetryHealingProphecyReason
همان صفاتی است که یونانی(در چرخش خود به سویِ پزشکیِ علمی)،از شایستگی های مورد نیاز برای پزشکیدن،می دانسته است..اما شاعرانگی چه ربطی به پزشکی دارد؟شاید کلید این پرسش،در خودِ نحوه ی اشاره ی سوگند نامه به پزشکی دارد.رساله، پزشکی را، نوعی تخنه(τὴν τέχνην) می شمارد:
... [T]O REGARD HIM WHO HAS TAUGHT ME THIS TECHNE (ART AND SCIENCE) AS EQUAL TO MY PARENTS...
اما تخنه چیست و ربط آن با شاعرانگی چیست؟این امر میتواند پرسشی برای پژوهش های بعدی باشد....در نهایت اینکه،گام به عقب(گامِ منفی) را فراموش نکرده ام.این سه فرضیه را نیز،محدودیت هایی از حیث های مختلف است،چه در ترجمه ی برخی واژه ها از یونانی به انگلیسی چه در نقل داستان ها چه در نتیجه گیری های فلسفی.از این روی است که این سه امر،با نام فرضیه مطرح شده اند..(چنان که گفتم،مجال این نیست که معیار هایی بدست داده شود که چگونه به نحو موجه و با چه روش مندی ای می توان به گزاره های تاریخی نسبتِ فلسفی گرفت.پس بحث موجه بودن یا محتوای گامِ منفی،در این نوشته طرح نشد.).
References
Graves, R. (2017). The Greek myths: The complete and definitive edition. Penguin Books.Hippocrates. (2015). Complete works of Hippocrates. Delphi Classics.Miles, S. H. (2004). The Hippocratic oath and the ethics of medicine. Oxford University Press.
۲۵۹
۹:۳۴
بازارسال شده از غربالگری المپیاد اخلاق پزشکی_دوره ی ۱۸ ام
داستان پر خون دلِ آسکلپیوس و زئوس؛چنان که در متن هم اشاره ای(به اجمال) شد،می توان از همین داستان ها،پزشکی را ذات شناسی کرد.یعنی به ویژگی هایی از پزشک بودن پی برد(مثلا در تنش بودن با ایده ی سرنوشت)،که مشروط به فرهنگ و تاریخ و اسطوره ی خاصی نیستند و در ذاتِ خودِ پزشکیدن(به نحو نا-مشروط،همه جا در و در هر زمان)،در کار اند..البته که چنین سطحی از آنالیز در لایه های عمیق تر فلسفه ورزی است(چرا که فلسفه ورزی در نهایی ترین آنالیز هایش،به دنبال ایده آل دانش یافتن است،که این ایده آل،یافتنِ دانش ای به موضوع است که به نحوِ نا-مشروط مربوط به خودِ آن موضوع باشد) و از این روی دقت بسیار بیشتری نیز می طلبد.از این جهت در سه بخش متن،نوشتار به این سمت نرفت....
منبع تصویر(یک سایت عمومی) :https://www.maicar.com/GML/000Iconography/Asclepius/slides/liebjup06.html.#سوگند_نامه_ی_بقراطی#اخلاق_زیستی
منبع تصویر(یک سایت عمومی) :https://www.maicar.com/GML/000Iconography/Asclepius/slides/liebjup06.html.#سوگند_نامه_ی_بقراطی#اخلاق_زیستی
۱۳
۹:۳۴
جلسه ی آمادگی المپیاد.pdf
۲۸۰.۲۴ کیلوبایت
این فایل،طراحی/نقشه کشی جلسه ای بود که جهت آمادگی تیم دانشگاه در نیمه ی اول خرداد ماه(یازدهم خرداد) در مراد به شکل حضوری و مجازی برگزار شد..پ.ن. :
لینک پرس لاین(سوال اول) غیر فعال شده و قرار نیست به جز برای اعضای تیم،پرس لاین به نحو عمومی در دست رس قرار بگیره..(پیامی که مدت ها پیش در چنل تلگرامی گذاشته شده بود).در اینجا:
https://t.me/TUMS_EthicsOlymp
لینک پرس لاین(سوال اول) غیر فعال شده و قرار نیست به جز برای اعضای تیم،پرس لاین به نحو عمومی در دست رس قرار بگیره..(پیامی که مدت ها پیش در چنل تلگرامی گذاشته شده بود).در اینجا:
https://t.me/TUMS_EthicsOlymp
۱۷۴
۹:۳۴
https://survey.porsline.ir/s/5xjHwo3R
لینک آزمون آمادگی جهت المپیاد اخلاق پزشکی،باز-فعال شد..در این لینک می تونید هر چند باری که خواستید، در آزمون شرکت کنید..آنچه که در این آزمون مورد ارزیابی قرار می گیرد،شایستگی های داوطلبان در مباحث عمومی اخلاق زیستی ست. و سوالات از منابع عمومی امسال طرح شده است..توجه شود که این آزمون برای تیم دانشگاهِ دانشگاه علوم پزشکی تهران،در خرداد ماه ۰۵ برگزار شده بود و حال،به نحو عمومی در دست رس همگان قرار می گیرد..کلید آزمون نیز هفته ی بعد در چنل قرار می گیرد. و خبری از این نیست که مثلا برای هر فرد امتیاز شخصی اش،محاسبه شود.بلکه هدف این است که هر فرد خود-ارزیابی خود را انجام دهد و در ایده آل ترین حالت ها،حداقل دو بار آزمون را بدهد.یک بار بدون رجوع به منابع و بار بعدی به کمک رجوع به منابع تا بدین گونه،نقاط قوت و ضعف خود را،خودش دریابد..به زودی آزمون دومی نیز در دست رس قرار می گیرد که شایستگی های داوطلبان را در اخلاق پزشکی به نحو خاص یعنی معطوف به تاب آوری و سه منبع آن،می سنجد..با سپاس.
لینک آزمون آمادگی جهت المپیاد اخلاق پزشکی،باز-فعال شد..در این لینک می تونید هر چند باری که خواستید، در آزمون شرکت کنید..آنچه که در این آزمون مورد ارزیابی قرار می گیرد،شایستگی های داوطلبان در مباحث عمومی اخلاق زیستی ست. و سوالات از منابع عمومی امسال طرح شده است..توجه شود که این آزمون برای تیم دانشگاهِ دانشگاه علوم پزشکی تهران،در خرداد ماه ۰۵ برگزار شده بود و حال،به نحو عمومی در دست رس همگان قرار می گیرد..کلید آزمون نیز هفته ی بعد در چنل قرار می گیرد. و خبری از این نیست که مثلا برای هر فرد امتیاز شخصی اش،محاسبه شود.بلکه هدف این است که هر فرد خود-ارزیابی خود را انجام دهد و در ایده آل ترین حالت ها،حداقل دو بار آزمون را بدهد.یک بار بدون رجوع به منابع و بار بعدی به کمک رجوع به منابع تا بدین گونه،نقاط قوت و ضعف خود را،خودش دریابد..به زودی آزمون دومی نیز در دست رس قرار می گیرد که شایستگی های داوطلبان را در اخلاق پزشکی به نحو خاص یعنی معطوف به تاب آوری و سه منبع آن،می سنجد..با سپاس.
۴۴۳
۹:۳۵
المپیاد اخلاق پزشکی دوره ی ۱۸ ام-دانشگاه علوم پزشکی تهران
Review of Health_Care_Ethics_through_the_Lens complete.pdf
Detailed_Report_on_Chapters_5,_6,_and_7_of_Moral_Resilience_2nd.pdf
۳۷۹.۱۴ کیلوبایت
یک تسک ای تعریف کرده بودیم برای پوشش دهی سه منبع مرتبط با تاب آوری،که این تسک مدتی هست که به پایان رسیده..با کمک یکی از اعضای تیم دانشگاه علوم پزشکی تهران،این تسک رو به سرانجام رسوندیم.از این جهت ازشون بسیار سپاس گزارم.
۱۲۴
۸:۳۵
المپیاد اخلاق پزشکی دوره ی ۱۸ ام-دانشگاه علوم پزشکی تهران
Review of Health_Care_Ethics_through_the_Lens complete.pdf
Review of Physician Mental Health and Well‑Being.pdf
۹۴۹.۰۸ کیلوبایت
یک تسک ای تعریف کرده بودیم برای پوشش دهی سه منبع مرتبط با تاب آوری،که این تسک مدتی هست که به پایان رسیده..با کمک یکی از اعضای تیم دانشگاه علوم پزشکی تهران،این تسک رو به سرانجام رسوندیم.از این جهت ازشون بسیار سپاس گزارم.
۱۲۳
۸:۳۵
المپیاد اخلاق پزشکی دوره ی ۱۸ ام-دانشگاه علوم پزشکی تهران
این تسک چی بود؟ سه report از سه منبع تاب آوری. هر report شامل چی هست؟
بخش اول، یک over view هست که یک روایت فشرده ی منسجم در باب ایده ی اصلی هر کتاب و مسیر نویسندگان کتاب در پی گیری ایده در فصل های مختلف و مشخص کردن نسبت فصل های مختلف با هم دیگر هست. این بخش چند پاراگراف فشرده اما مهم است. .
بخش بعدی،به ریز وارد هر چپتر می شه و هر چپتر رو بررسی می کنه. این بررسی شامل چی هست؟ اول،مفاهیم کلیدی هر چپتر مشخص می شن و به شکل یک narration منسجم،نسبت بین مفاهیم کلیدی روشن میشه. بعد مسائل یا problem های مختلف حول این مفاهیم صورت بندی می شن. در نهایت مثال های انضمامی و بالینی ای که کتاب بیان کرده با این framework بدست اومده از مفاهیم و نسبت بین مفاهیم و مسائل حول شون،تحلیل میشن تا کاربست انضمامی و ملموس این بخش های تئوریک،در پرکتیس نشون داده بشه. و این روال از هر چپتر به چپتر بعد ادامه داره.و به شکل منسجم ای از هر چپتر به چپتر بعد می ریم. گویی داریم یک داستان ای رو می خوانیم که به نحو دورنی،اجزایش و محل قرار گرفتن هر بخش اش،با هم یک چفت و بست درونی داره. .
بعد از این امر،در بخش بعدی، limitation های گزارش قرار داره. در این بخش،بخش هایی از کتاب که گزارش زیاد اون ها رو پوشش نداده،روشن شده. تا مخاطب بدونه که اگر بخواد این گزارش رو بخونه،و کتاب رو نخونه،احتمالا چه مواردی رو از دست داده. .
و بخش بعد supplement است،که بخشی از مواردی که در limitation بیان شده رو،و محدودیت های گزارش هستند رو،گزارش در این بخش،پوشش می ده. .
تا اینجای کار،که کل منبع پوشش داده شده،حجم هیچ گزارش ای از ۲۰ و خرده ای صفحه،بیش تر نشده(مثلا گزارش اول اگر ۵۱ ص است،صرفا ۲۰ و خرده ای ش برای پوشش کتاب هست،اینکه بقیه اش چی هست رو می گم) .
با این حال و با وجود اینکه گزارش در بخش limitation محدودیت های خودش رو میگه،اما توجه کنید که این گزارش ها به نظر بسیار کارآمد اند و اگر نمی رسید خود منابع رو بخونید،به نحو چشم گیری منابع رو پوشش می دن. یک تست مثلا انجام دادیم برای تطابق یکی از گزارش ها با یکی از منابع،که بالای ۹۰ درصد پوشش دهی داشت.پوشش دهی ای که با توجه به اینکه قرار هست این گزارش و منبع برای المپیاد دانشجویی باشن،این ارزیابی رو انجام داده بود(تازه این برای قبل از تکمیل گزارش ها بود و برای draft اولیه ی گزارش بود) پس اگر جانب احتیاط رو نگه ندارم،باید بگم که به نظر این گزارش ها خونده بشه،کافی است.ولی خب در هر صورت،اگر احتیاط کنیم،باید بگیم که گزارش ها تا حد (بسیار
) قابل قبول ای بسندگی داره .
البته این رو اضافه کنم که یک محدودیت این مورد،این هست که یک عامل انسانی،خود گزارش رو،مثلا یک چپتر رو در گزارش با یک چپتر کتاب بررسی نکرده. اما در کل بگم که برای کار های خودم که به این شیوه ی خاص از این هوش مصنوعی خاص بهره می برم،چک می کنم همیشه خودم این دغدغه رو،و خب باید بگم که کارش درسته. .
اگر یکی از دوستان هم،خودِ کتاب ها رو خونده،لطفا مقایسه ای بکنه گزارش ها رو با کتاب و بازخورد بده. .
بخش بعدی گزارش شامل چی میشه؟ شامل یک Question Bank میشه که سوالات ای تست ای و تشریحی به شکل چپتر به چپتر طرح شده. سوالاتی که دو شایستگی data-based و thought-based رو می سنجه.و پاسخ سوالات هم در این بخش هست. .
در نهایت،بخش آخر هر گزارش،یک Glossary هست که معادل یک دیکشنری مفهومی از مهم ترین مفاهیم کل منبع هست.که شامل توضیح مفهوم و بعد نسبت مفهوم با اون ایده ی اصلی منبع هست. . و در اینجا گزارش به پایان می رسه
. با احترام
" />
مصدق مرادی
در باب سه منبع تاب آوری، خب ما چند ماه پیش،یک تسک ای تعریف کرده بودیم و به سه گزارش برای این منابع رسیده بودیم،اون موقع فقط یک گزارش رو پابلیک کرده بودیم،الان هر سه مورد پابلیک شده،می تونید بهره ببرید:
Health Care Ethics through the Lens of Moral Distress A
Comprehensive Narrative Report Based on the book by Kristen Jones‑Bonofiglio (Springer, 2020) .
Physician Mental Health and Well‑Being: Research and Practice
Comprehensive Report on Part I (Presenting Issues) and Part III (Interventions) Based on the book edited by Kirk J. Brower and Michelle B. Riba (Springer, 2017) .
Detailed Report on Chapters 5, 6, and 7 of Moral Resilience (2nd ed., 2024) Overview of the Three Chapters.در باب اینکه ساختار این گزارش ها چگونه است و تا چه حدی پوشش دهی داره،قبلا در اینجا نکاتی رو گفته بودم:
https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/-5208606698394110845/1780025147250
.#آمادگی_المپیاد#هفته_های_پایانی
Comprehensive Narrative Report Based on the book by Kristen Jones‑Bonofiglio (Springer, 2020) .
Comprehensive Report on Part I (Presenting Issues) and Part III (Interventions) Based on the book edited by Kirk J. Brower and Michelle B. Riba (Springer, 2017) .
https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/-5208606698394110845/1780025147250
.#آمادگی_المپیاد#هفته_های_پایانی
۱۱۸
۸:۳۶
المپیاد اخلاق پزشکی دوره ی ۱۸ ام-دانشگاه علوم پزشکی تهران
در باب محتوا های قرار داده شده در این کانال محتوا هایی که می شد در دست رس عموم قرار بگیره،در این کانال قرار داده شد و با #محتوا،قابل جست و جو است.
لیست محتوا ها:
An approach to deal with MedEthicsOlympiad's Qs : https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/-1968122345522980896/1775552047617 ...
Respect for Autonomy : https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/1051840498965125938/1776592065621 ...
Distributive Justice : https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/4360363856886448976/1776592424351 ...
Non-Maleficence : https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/-860834660704809383/1776592698200 ...
Beneficence : https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/-860834660704809383/1776592698200 ...
Moral theories : https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/-8862276521181526739/1776592875596 ... پ.ن. ۱: محتوا ها(عمدتا) با تمرکز بر ادیشن هفتم و هشتم این رفرنس از منابع المپیاد،طراحی شده اند: Beauchamp TL, Childress JF. Principles of biomedical ethics. 7th and 8th editions 
️در شیوه نامه فقط ادیشن هشتم مد نظر بوده.اما در ارائه های سود رسانی و ضرر نرساندن+فایل تئوری های اخلاقی در اخلاق هنجاری(سه محتوا)،فقط از ادیشن هفتم استفاده شده.پس به این امر هم توجه داشته باشید(اگر این سه محتوا رو دیدید،بعدش به ادیشن هشتم هم نگاهی بندازید.در کل زیاد متفاوت نیستن دو ادیشن ولی محض احتیاط نگاهی بندازید،بهتره) . پ.ن. ۲:همون طور که در محتوای اول گفته شد،امکان اسکرین ریکورد برای بیش از ده دقیقه به نحو مداوم،نبود.از این جهت محتوا ها چند بخشی اند. . پ.ن. ۳: اگر حین دیدن بخش ها،زیاد یک بخش،عقب-جلو شود،ممکن است صفحه ی فیلم فریز شود.این امر، مشکل از خودِ فایل نیست بلکه به نظر نتیجه ی همان عقب-جلو کردن است. . پ.ن. ۴: چنان که در پیام محتوای اول هم بود،این بخش های در دست رس در لینک ها،امکان دانلود شدن،ندارند. .
لیست فایل های دیگر موجود در کانال:
شیوه نامه ی المپیاد اخلاق پزشکی-دوره ی ۱۸ ام المپیاد های دانشجویی علوم پزشکی: https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/-1565917995043112316/1775551005685
فایل زیپ منابع مرحله ی اول المپیاد اخلاق پزشکی-دوره ی ۱۸ ام المپیاد های دانشجویی علوم پزشکی: https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/1134742368596812302/1775551195212
اسلاید های دوره ی پودمانی دوره ی ۱۷ ام(با تشکر از چنل هایی که این مورد رو در دست رس قرار دادند) : https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/7650426750519718586/1776239530228 ....
لینک ثبت نام جهت دست رسی به دوره ی پودمانی: https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/3660946368927943668/1776271539985 . https://ble.ir/medical_ethcis_olympiad/-4372321531132299453/1776674006600 . پ.ن. : تا جایی که به المپیاد اخلاق پزشکی مربوط میشه،در مورد دوره ی پودمانی فقط طبق تجربه ی سال پیش می شه حرف زد و چندین تجربه از چندین سال نداریم که بخوایم یک حکم کلی در مورد اش بدیم. از طرف دیگه،حکم ای که می خوام بیان کنم،تجربه ی من از دوره ی پودمانی سال پیش هست و نه تجمیع تجربه های افراد مختلف. پس چیزی که می گم،از دو جنبه،اون رو حکم کلی در نظر گرفتن،محدودیت داره: الف) یک تجربه است و ب) تجربه یِ من است. با این وجود،این حکم رو بیان می کنم: گوش دادن به دوره ی پودمانی برای آزمون مرحله ی اول انفرادی مفید بود. چرا؟ الف)یک بار کل محتوی رو گوش می دادید،این بار از دید اساتید مختلف و می شد،با گذاشت وقت محدودی،دید نسبتا خوبی از مباحث مختلف المپیاد در مرحله ی اول به دست بیارید. . ب)برخی سوالات مرحله ی اول آزمون انفرادی،با ایده ی برخی اسلاید های اساتید یکی بود.یعنی یا عینا یکی بود یا اگر گوش داده بودی به اسلاید،می دیدی که از یک ایده است و مثال هاش فرق کرده. از این جهت،اگر بتونید وقت محدودی بگذارید روی این مورد،به نظر کمک کننده است. . با احترام
" />
مصدق مرادی
.در اینجا انواع سوالات ممکن که ممکنه طرح بشن در المپیاد،اول تیپ بندی میشن و بعد برای مواجهه با این سوالات یک الگوریتم و روش مندی ای، پیش نهاد(طرح اندازی) میشه....من پاسخ های به پرس لاین رو که می بینم مشخصه که زیاد به این امر توجه ندارید و سوالاتی رو غلط می زنید که نباید....اگر می خواید واقعا حداکثر امتیاز ممکن رو کسب کنید در مرحله ی اول،باید استراتژی ای برای پاسخ به سوالات داشته باشید و در این لکچر یک استراتژی(ممکن در بین انواع حالات چیدن استراتژی)،پیش نهاد شده....#آمادگی_المپیاد#هفته_های_پایانی
۱۳۶
۸:۴۱