بازارسال شده از بیسیمچی مدیا 🎬
آیت الله العظمی جوادی آملی: هیچ فکر میکردیم روزی برسد که دو ابر قدرت دنیا رو مچاله کنیم آیا این معجزه نیست اگر معجزه نیست پس چیست؟
️ یک روز آیت الله بروجردی حتی نمیتوانست یک مجلس دعا علیه اسرائیل و به نفع مردم مصر برگزار کنداز کجا به کجا رسیدیم!
@BisimchiMedia
۲
۷:۲۱
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند:
اِنَّ رَأْيَكَ لا يَتَّسِعُ لِكُلِّ شَيْءٍ، فَفَرِّغْهُ لِلْمُهِمِّ«فکر تو گنجایش همه چیز را ندارد؛ پس آن را برای آنچه مهمتر است، فارغ گردان.»
@suresokut
@suresokut
۸۷
۱۱:۵۵
برت اریکسون، کارشناس آمریکایی جرایم مالی و ژئوپلیتیک:
یک چیزی که در طول این درگیری برای من خیلی عجیب بوده این است که ایرانیها چطور حاضر شدهاند به ترامپ اجازه بدهند اینقدر راحت با حرفهایش بازارها را تحت تأثیر قرار دهد. چرا؟!
وقتی ترامپ میگوید یک توافق نزدیک است، چرا ایران بلافاصله نمیگوید: «ما تا حداقل ماه فوریه هیچ توافقی را قبول نخواهیم کرد»؟!
==========
مشکل این بنده خدا این است که فکر می کند عقل بر طرف سیاسی ایران حاکم است.
حواسش نیست که «حب الشیء یعمی و یصم».عشق به «صلح شرافتمندانه» چشم و گوشها را بسته.
@suresokut
==========
مشکل این بنده خدا این است که فکر می کند عقل بر طرف سیاسی ایران حاکم است.
حواسش نیست که «حب الشیء یعمی و یصم».عشق به «صلح شرافتمندانه» چشم و گوشها را بسته.
@suresokut
۱۸۶
۸:۱۸
بازارسال شده از روزنامه فرهیختگان
شکار موشهای شبزده
در مستندهای آمریکایی - صهیونی، نمایش داده میشود که اپراتورهای پرواز و خلبانان جنگندههای پیشرفته حتی زمانی که میخواهند غزه بیدفاع را بمباران کنند، پیش از پرواز غزل خداحافظی میخوانند چون میدانند در پرواز با جنگنده، اولین اشتباه آخرین اشتباه است و هر پرواز امکان بازگشت ندارد. این موضوع در خصوص خلبانان حرفهای، شجاع و غیور ایرانی که مجبورند با جنگندههای نسل قدیم پرواز کنند، چندبرابر صدق میکند.
در این زمینه عملیات خلبانان اف-5های ارتش هم اعجابانگیز است. آنها روایت کردهاند که از همان ساعات ابتدایی آغاز جنگ، داوطلب انجام یک عملیات شدند؛ عملیاتی که هدف آن حمله به «کمپ بوهرینگ» یکی از مهمترین مراکز استقرار نیروها و بالگردهای ارتش آمریکا در کویت بود. به گفته آنها، سه خلبان با جنگندههای اف-۵ مأموریت را پذیرفتند و از ابتدا با این ذهنیت پرواز کردند که «ممکن است بازگشتی در کار نباشد.»
یکی از عجیبترین بخشهای روایت آنها در گفتوگو با تلویزیون، نحوه نزدیکشدن به هدف است. فرمانده عملیات میگوید برای فرار از سامانههای پدافندی، آواکس و جنگندههای رهگیر، هواپیماها در ارتفاعی بیسابقه پرواز کردند؛ به طوری که «استاندارد پرواز برای آموزش ۵۰۰ پایی هستش ولی ما زیر ۵۰ پا بودیم.» او توضیح میدهد که گاهی حتی از زیر خطوط انتقال برق عبور میکردند و هنگام عبور از آبهای منطقه، «از بین دو تا کشتی عبور کردیم؛ عرشهشون از ما بالاتر بود.»
خلبانان میگویند پس از ورود به کویت، با وجود قرارداشتن پالایشگاهها و نیروگاهها در مسیر، تنها هدف تعیینشده را دنبال کردند و با رسیدن به کمپ بوهرینگ، بمباران را آغاز کردند. هواپیماهای اف-۵ مجهز به تجهیزات پیشرفته نیستند و به دلیل استفاده از بمبهای سقوط آزاد، باید دقیقاً روی هدف قرار میگرفتند برای همین حملات دورایستا به هدف امکانپذیر نیست: «ما دقیقاً تو اون کشور هدف میریم، دشمن رو میبینیم، بمباران میکنیم.»
آنها شدت انفجارها را فراتر از انتظار توصیف میکنند. فرمانده میگوید: «هلیکوپترها از زمین اومدن بالا و منفجر شدن.» خلبان کابین عقب نیز روایت میکند: «تاپ انفجارها رو من بالای سر خودمون میدیدم.» به گفته آنها، حجم آتشسوزی به حدی بود که «حجم آتش از ارتفاع هواپیما بالاتر بود» و تعداد نقاط در حال سوختن از تعداد بمبهای رهاشده بیشتر به نظر میرسید.
آشفتگی سامانههای پدافندی دشمن بخش دیگری از هدف خلبانان ارتش را شامل میشد: «در جریان رهگیری، موشکهای پاتریوت بهاشتباه جنگندههای خودی را هدف قرار دادند.»
یا برمیگردیم یا نه؛ ولی کار باید انجام شود!
یکی از مهمترین بخشهای مصاحبه، روایت بازگشت از مأموریت است. خلبانان تأکید میکنند که مسیر برگشت از مسیر رفت خطرناکتر بود، زیرا همه سامانههای دفاعی فعال شده بودند. بااینحال، به گفته آنها، عملیات فریب و پرواز در ارتفاع بسیار پایین باعث شد رهگیری نشوند و پس از حدود ۵۰ دقیقه به خاک ایران بازگردند.
یکی از خلبانان که تکفرزند خانواده است، میگوید صبح مأموریت، فرزندانش خواب بودند و فقط برای آخرین بار به آنها نگاه کرد: «گفتم شاید برنگردیم.» خلبان دیگر نیز روایت میکند: «هیچ تصوری دال بر برگشت خودمون نداشتیم. ما گفتیم میریم که کار انجام بشه؛ یا خودمون برمیگردیم یا برنمیگردیم، ولی کار باید انجام بشه.»
خاکستر ما هم به دشمن حمله میکند
به گفته آنان، حتی در جلسه توجیهی قبل از پرواز نیز تصمیم گرفته شده بود که اگر یکی از هواپیماها هدف قرار گرفت، هواپیمای دیگر بدون توقف مأموریت را ادامه دهد. در طول کل عملیات نیز سکوت کامل رادیویی برقرار بود و هیچ مکالمهای میان هواپیماها یا با برجهای کنترل انجام نشد.
خلبانان بارها تأکید میکنند که انگیزه اصلی آنها، پاسخ به شهادت دانشآموزان و غیرنظامیان ایرانی بوده است. یکی از آنها میگوید: «خون بچههای ما رنگینتر از خون اون بچههایی که اونجا از بین رفتن نبود. ای کاش کل خلبانای شکاری از بین میرفتن، خون از دماغ یه بچهای نمیاومد.»
در پایان مصاحبه، فرمانده عملیات با اشاره به قدیمی بودن جنگندههای اف-۵ میگوید که از نظر نظامی، انجام چنین مأموریتی با این هواپیما منطقی به نظر نمیرسد، اما تأکید میکند: «دو کلمه ایران و ایرانی اولویت اول و آخر ماست.» او همچنین میگوید: «خاکستر خلبانهای شکاری هم به دشمن حمله میکنه.»
متن کامل گزارش علی ملکی، خبرنگار فرهیختگان را در سایت بخوانید.
FarhikhteganOnline.ir
@FarhikhteganOnline
در این زمینه عملیات خلبانان اف-5های ارتش هم اعجابانگیز است. آنها روایت کردهاند که از همان ساعات ابتدایی آغاز جنگ، داوطلب انجام یک عملیات شدند؛ عملیاتی که هدف آن حمله به «کمپ بوهرینگ» یکی از مهمترین مراکز استقرار نیروها و بالگردهای ارتش آمریکا در کویت بود. به گفته آنها، سه خلبان با جنگندههای اف-۵ مأموریت را پذیرفتند و از ابتدا با این ذهنیت پرواز کردند که «ممکن است بازگشتی در کار نباشد.»
یا برمیگردیم یا نه؛ ولی کار باید انجام شود!
خاکستر ما هم به دشمن حمله میکند
۱
۷:۵۰
بازارسال شده از سوتیتر //مریم مطهریراد//
میخواستم تولد برادرزادم رو تبریک بگم، گفتم برم از گالری گوشیم اون عکسی که آخر دیماه خونه خودمون انداخت رو بردارم زیرش تبریک بنویسم.
مگه از دیماه تا الآن چند ماه گذشته؟
چرا هرچی رفتم پایین گالری بهش نرسیدم؟
از دیماه تا الآن چندتا اتفاق افتاده که من اینهمه عکس دارم؟
چرا از یه جایی به بعد فقط چفیه رو سرمه؟
چرا رنگ گالریم از یه جایی به بعد قرمزه؟
چرا هرچی پایینتر میرفتم که برسم به دیماه ضربان قلبم تند و تندتر شد؟
اینهمه غریبه کی بودند که ناگهان عکسشون اومد تو گوشی من؟ چه عکسهایی که از دونه دونهش روایتها توی ذهنم آمد و رفت!بعضیها تو اعلامیه شهادت، کوچک و بزرگ! پیر و جوان! خانواده!تا حالا اعلامیهی خانوادگی دیدید؟من دیدم، تو خاکسپاری و ختم و مراسمشون هم شرکت کردم، نه یکی نه دوتا! اینقدر که اندازهی یه لشگر از شهدای خانوادگی خاطره و عکس دارم
بعضی عکسها لبخند خوشتیپهای سر ایست بازرسی بود که با عجله و تصمیم ناگهانی لباس خدمت پوشیده بودن، آخه نفرات قبلی ایست بازرسی رو تو یه لحظه شهید کرده بودن و جاشون نباید خالی میموند!چه عکسهایی از پرچم به دستها(پرچمداران به قول خودم)گورکن بهشتزهراخودمخودمخودمبا حال زارسرگردان و بهتزده
هنوز به اسفند نرسیده از گالری زدم بیرون!
دیگه دستم میلرزید و تپش قلبم به شدت بالا رفته بود!بیخیال عکس شدم!رفتم خیلی ساده و صمیمی نوشتم:
امید جانِ عمه، تولدت مبارک!
و خیلی زود
ذهنم رفت دنبال چفیه که نمیدونستم از بعدِ سفر کربلا کجاست!
فردا لازمش دارم!
مریم مطهریراد
@sootitr_titr
مگه از دیماه تا الآن چند ماه گذشته؟
چرا هرچی رفتم پایین گالری بهش نرسیدم؟
از دیماه تا الآن چندتا اتفاق افتاده که من اینهمه عکس دارم؟
چرا از یه جایی به بعد فقط چفیه رو سرمه؟
چرا رنگ گالریم از یه جایی به بعد قرمزه؟
چرا هرچی پایینتر میرفتم که برسم به دیماه ضربان قلبم تند و تندتر شد؟
اینهمه غریبه کی بودند که ناگهان عکسشون اومد تو گوشی من؟ چه عکسهایی که از دونه دونهش روایتها توی ذهنم آمد و رفت!بعضیها تو اعلامیه شهادت، کوچک و بزرگ! پیر و جوان! خانواده!تا حالا اعلامیهی خانوادگی دیدید؟من دیدم، تو خاکسپاری و ختم و مراسمشون هم شرکت کردم، نه یکی نه دوتا! اینقدر که اندازهی یه لشگر از شهدای خانوادگی خاطره و عکس دارم
بعضی عکسها لبخند خوشتیپهای سر ایست بازرسی بود که با عجله و تصمیم ناگهانی لباس خدمت پوشیده بودن، آخه نفرات قبلی ایست بازرسی رو تو یه لحظه شهید کرده بودن و جاشون نباید خالی میموند!چه عکسهایی از پرچم به دستها(پرچمداران به قول خودم)گورکن بهشتزهراخودمخودمخودمبا حال زارسرگردان و بهتزده
هنوز به اسفند نرسیده از گالری زدم بیرون!
دیگه دستم میلرزید و تپش قلبم به شدت بالا رفته بود!بیخیال عکس شدم!رفتم خیلی ساده و صمیمی نوشتم:
امید جانِ عمه، تولدت مبارک!
و خیلی زود
ذهنم رفت دنبال چفیه که نمیدونستم از بعدِ سفر کربلا کجاست!
فردا لازمش دارم!
مریم مطهریراد
@sootitr_titr
۱
۸:۱۱
بازارسال شده از بافتار
۲
۱۳:۲۷
بازارسال شده از یوسفعلی میرشکاک (۲۶۶)
چند رباعی*چون عشق آید جان به دمی غرق کنداقیانوسی را به نمی غرق کندکوهی را برکندبه کاهی از جایدریایی را به شبنمی غرق کند
*دردا که نیافتم چوخود همنفسیدربیکسی زمانه فریاد رسیدل را باید داد به هر خاروخسیچندانکه درو هیچ نماند هوسی*
اندیشهء صبح پادشایی زدل استبیگانگی ازدل آشنایی زدل استهرگونه نوا و بینوایی زدل استدل فارغ کن!که مبتلایی زدل است*
سرالاسرار ماولد فاطمه استبنت اسد ومام اسد فاطمه استآن ساحت تنزیه فراتر زخردفردوس برین ذات احد فاطمه است*
دنیا خواب است وآخرت تعبیرشدل قرآن است وعاشقی تفسیرشزنهار زویرانی تن باک مدارآبادی مرگ می کند تعمیرش*
آنان که برون زساحت اجمالندتفصیل دروج را به جان تمثالندمستغرق ماهواره شب تا به سحردر دایرهء تصرف دجالند*
تا درقفس تنیم و در دنیائیمدر دایرهء تحارب اسمائیمآنان بی تن اسیر و ما درتن اسیرجوقی پریانند وگروهی مائیم*
در چاه فروریخته ام پنداریوز غربت آویخته ام پنداریبا اینهمه از مهر زلیخا خودرااز مرگ برانگیخته ام پنداری*
یاعلی مدد
*دردا که نیافتم چوخود همنفسیدربیکسی زمانه فریاد رسیدل را باید داد به هر خاروخسیچندانکه درو هیچ نماند هوسی*
اندیشهء صبح پادشایی زدل استبیگانگی ازدل آشنایی زدل استهرگونه نوا و بینوایی زدل استدل فارغ کن!که مبتلایی زدل است*
سرالاسرار ماولد فاطمه استبنت اسد ومام اسد فاطمه استآن ساحت تنزیه فراتر زخردفردوس برین ذات احد فاطمه است*
دنیا خواب است وآخرت تعبیرشدل قرآن است وعاشقی تفسیرشزنهار زویرانی تن باک مدارآبادی مرگ می کند تعمیرش*
آنان که برون زساحت اجمالندتفصیل دروج را به جان تمثالندمستغرق ماهواره شب تا به سحردر دایرهء تصرف دجالند*
تا درقفس تنیم و در دنیائیمدر دایرهء تحارب اسمائیمآنان بی تن اسیر و ما درتن اسیرجوقی پریانند وگروهی مائیم*
در چاه فروریخته ام پنداریوز غربت آویخته ام پنداریبا اینهمه از مهر زلیخا خودرااز مرگ برانگیخته ام پنداری*
یاعلی مدد
۱
۱۳:۲۹
بازارسال شده از شهید حاج قاسم سلیمانی
۱۰
۱۳:۳۵
بازارسال شده از سیمافکر
برخورد ماهیتها
جواد فکوری، فرماندهٔ وقت نیروی هوایی ارتش
«آن چیزی که مهم است وضعیت نظامی نیست. بلکه موقعیت ما در مقابل موقعیت عراق از نظر ماهیت است. آن چیزی که سرنوشتساز است و تکلیف جنگ را مشخص خواهد کرد، برخورد ماهیتهاست.»
سیمافکر؛ ویدئو رسانه فرهنگ و سیاست ایرانایتا | بله | تلگرام | اینستاگرامr_com
جواد فکوری، فرماندهٔ وقت نیروی هوایی ارتش
«آن چیزی که مهم است وضعیت نظامی نیست. بلکه موقعیت ما در مقابل موقعیت عراق از نظر ماهیت است. آن چیزی که سرنوشتساز است و تکلیف جنگ را مشخص خواهد کرد، برخورد ماهیتهاست.»
۱
۱۸:۴۱