#محمدتقی_بهار معروف به #ملک_الشعرای_بهار، متولد ۱۸ آذر ۱۲۶۵ شاعر و ترانه سرا، محقق، روزنامه نگار و وکیل مجلس در دوران مشروطه و سپس دوران پهلوی بود. شعرهای معروف «دماوندیه» و «گنج و رنج» و تصنیف های «مرغ سحر» و «به اصفهان رو» از اوست.
او در دوران مشروطه و سپس دوران حکومت رضاخانی زندگی میکرد. او شاعر و ترانه سرا، محقق، نویسنده و روزنامه نگار، سیاستمدار و وکیل مردم در مجلس بود. بهار در سایه شهرت و محبوبیتش در میان مردم، به قدرتی دست یافت که با وجود مخالفت حاکمیت زمان، دست از آزادی خواهی برنداشت و با صدای رسا تا پایان عمر، راه خود را ادامه داد. از او آثار مکتوب ارزشمندی به جا مانده است. همچنین او تاثیر معنوی بسزایی در زمانه خود به جا گذاشت.
او در عمر خود شش دوره نماینده مجلس شد. روزنامه نوبهار و تازه بهار را منتشر کرد و به روشن سازی افکار عمومی و روشنگری های سیاسی پرداخت. در دانشگاه تدریس ادبیات کرد. چند تحقیق ارزشمند در ادبی و تاریخی از جمله «سبک شناسی»، چند تصحیح متون ادبی، چندین ترجمه از متون پهلوی و دیوان اشعاری از خود به یادگار گذاشت. سرانجام در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰ هجری شمسی، در خانه مسکونی خود در تهران بر اثر بیماری سل، زندگی را بدرود گفت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
#فارسی_هفتم
او در دوران مشروطه و سپس دوران حکومت رضاخانی زندگی میکرد. او شاعر و ترانه سرا، محقق، نویسنده و روزنامه نگار، سیاستمدار و وکیل مردم در مجلس بود. بهار در سایه شهرت و محبوبیتش در میان مردم، به قدرتی دست یافت که با وجود مخالفت حاکمیت زمان، دست از آزادی خواهی برنداشت و با صدای رسا تا پایان عمر، راه خود را ادامه داد. از او آثار مکتوب ارزشمندی به جا مانده است. همچنین او تاثیر معنوی بسزایی در زمانه خود به جا گذاشت.
او در عمر خود شش دوره نماینده مجلس شد. روزنامه نوبهار و تازه بهار را منتشر کرد و به روشن سازی افکار عمومی و روشنگری های سیاسی پرداخت. در دانشگاه تدریس ادبیات کرد. چند تحقیق ارزشمند در ادبی و تاریخی از جمله «سبک شناسی»، چند تصحیح متون ادبی، چندین ترجمه از متون پهلوی و دیوان اشعاری از خود به یادگار گذاشت. سرانجام در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰ هجری شمسی، در خانه مسکونی خود در تهران بر اثر بیماری سل، زندگی را بدرود گفت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
#فارسی_هفتم
۲۶۵
۱۵:۰۵
4355634166764805889_173326836956090.mp3
۱۴:۰۸-۱.۶۲ مگابایت
۲۵۸
۱۵:۳۸
#تاریخ_ادبیات #سنایی_غزنویحکیم سنایی با نام کامل ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی در سال ۴۷۳ هجری قمری در شهر غزنه (افغانستان امروزی) به دنیا آمد. او یکی از بزرگترین شاعران و عارفان پارسیگوی ایران بود که برای نخستین بار به صورت جدی عرفان را وارد شعر فارسی کرد.
سنایی در ابتدای جوانی به دربار غزنویان راه یافت و به مداحی پادشاهان مشغول شد. اما پس از برخورد با شخصی به نام "لایخوار" دچار تحول روحی عمیقی شد و از زندگی درباری دست کشید. او در طول عمر خود سه دوره شخصیتی را تجربه کرد: نخست مداح و هجاگو، سپس واعظ و منتقد اجتماعی و در نهایت عارف و قلندر.
او در جوانی به شهرهای مختلفی چون بلخ، سرخس، هرات و نیشابور سفر کرد و به زیارت خانه خدا نیز رفت. پس از بازگشت از سفر حج، تحول روحی عمیقی در او پدید آمد و به زهد و پرهیزکاری روی آورد. سرانجام به زادگاهش غزنی بازگشت و در گوشه عزلت به سرودن اشعار عرفانی پرداخت.
سنایی تأثیر بسیار عمیقی بر شاعران پس از خود مانند عطار و مولانا گذاشت. مولانا درباره او میگوید: "عطار روح بود و سنایی دو چشم او، ما از پی سنایی و عطار آمدیم". سرانجام این شاعر بزرگ در سال ۵۴۵ هجری قمری در غزنی درگذشت.
#آثار مهم سنایی به ترتیب:1. حدیقةالحقیقه (مهمترین اثر او)2. طریقالتحقیق3. سیرالعباد الی المعاد4. کارنامه بلخ5. عشقنامه6. عقلنامه7. تحریمة القلم8. شریعه الطریقه9. دیوان قصاید و غزلیات10. مکتوبات (نامهها و نوشتههای منثور)
#فارسی_نهم
سنایی در ابتدای جوانی به دربار غزنویان راه یافت و به مداحی پادشاهان مشغول شد. اما پس از برخورد با شخصی به نام "لایخوار" دچار تحول روحی عمیقی شد و از زندگی درباری دست کشید. او در طول عمر خود سه دوره شخصیتی را تجربه کرد: نخست مداح و هجاگو، سپس واعظ و منتقد اجتماعی و در نهایت عارف و قلندر.
او در جوانی به شهرهای مختلفی چون بلخ، سرخس، هرات و نیشابور سفر کرد و به زیارت خانه خدا نیز رفت. پس از بازگشت از سفر حج، تحول روحی عمیقی در او پدید آمد و به زهد و پرهیزکاری روی آورد. سرانجام به زادگاهش غزنی بازگشت و در گوشه عزلت به سرودن اشعار عرفانی پرداخت.
سنایی تأثیر بسیار عمیقی بر شاعران پس از خود مانند عطار و مولانا گذاشت. مولانا درباره او میگوید: "عطار روح بود و سنایی دو چشم او، ما از پی سنایی و عطار آمدیم". سرانجام این شاعر بزرگ در سال ۵۴۵ هجری قمری در غزنی درگذشت.
#آثار مهم سنایی به ترتیب:1. حدیقةالحقیقه (مهمترین اثر او)2. طریقالتحقیق3. سیرالعباد الی المعاد4. کارنامه بلخ5. عشقنامه6. عقلنامه7. تحریمة القلم8. شریعه الطریقه9. دیوان قصاید و غزلیات10. مکتوبات (نامهها و نوشتههای منثور)
#فارسی_نهم
۱۶۷
۱۸:۱۱
#درس_دوازدهم صفحهی ۹۲#پیام_آور_رحمت #واژه_نامه:
رحمت: مهربانی، دلسوزی، بخشایش، عفو
سعادت: خوشبختی
حکمت: علم، دانش، راستی، درستی، کلام موافق حق
طنین: ناقوس، بانگ، صدا، نوسانات فرعی صدا، پژواک
دلنشین: خوشآیند، آنچه در دل نشیند، مؤثر
مشتاق: آرزومند، مایل و راغب
فرهنگ: علم، دانش، تربیت، ادب، واژه نامه،
کتاب لغت، عقل، خرد، تدبیر، چاره
آبشخور: آبشخوار
آبشخورد: جای خوردن یا برداشتن آب، ظرف آبخوری منزل، مقام، بهره، قسمت، سرنوشت
گنجینه: خزانه، جای نگه داری زر و سیم
همواره: پیوسته، همیشه
اعظم: بزرگتر، بزرگوارتر، درشت تر
متعال: بلند شونده، بلند پایه، بلند مرتبه، والا، برتر
سیما: چهره، قیافه، علامت، هیئت
ظاهر: پیدا، آشکار، روی بیرونی هر چیزی
کردار: کار، عمل
غنیمت: هر آنچه که در جنگ از حریف شکست خورده به دست آید. در فارسی هر مالی که بدون زحمت به دست آمده باشد.
غنیمت شمردن: پرفایده و سود دانستن، ارزشمند دانستن.
پیامد: عارضه، حادثه
امان: بی ترسی، ایمنی، پناه
بیهوده = بیهده: باطل، بی ثمر، بی فایده، بی معنی، پوچ، یاوه
گشاده رو: خوشرو، بشاش
تعالی: بلند پایه گردیدن، بلندی، برتری
روا: جایز، حلال، سزاوار
حاجت: ضرورت، نیاز، امید، آرزو، جمع آن حاجات، حوائج
نصرت: یاری، کمک
مظلوم: ستمدیده
بازداشتن: منع کردن، توقیف کردن
مَثَل: سخن مشهور، داستان، قصه، عبرت، پند، اندرز
رنج: آزار، آزردگی، اندوه، درد، تلاش، کوشش
رنجور: رنج کشیده، دردمند، بیمار، غمگین، آزرده
قهر: خشم و غضب، عذاب کردن، تنبیه کردن، ظلم و زور، توانایی، چیرگی
درگاه: بارگاه، پیشگاه ، آستانه در
وصایا: جمع وصیت، پندها، اندرزها
گناه: بزه، کار بد
خطبه: سخنرانی، وعظ، جمع آن خُطَب، عقد
#دانش_ادبی:واژههای متضاد: جوانی/ پیری ـــــــ تندرستی/ بیماریبی نیازی/ نیازمندی ـــــــ آسایش/ گرفتاریزندگی/ مرگ
#دانش_ادبی:واژههای متضاد: جوانی/ پیری ـــــــ تندرستی/ بیماریبی نیازی/ نیازمندی ـــــــ آسایش/ گرفتاریزندگی/ مرگ
۱۲۷
۱۸:۱۱
#درس_دوازدهم #پیام_آور_رحمتاسلام، دینی جهانی است و پیام آور آن، حضرت محمّد(ص)، رحمت و سعادت برای جهانیان است. سخنان سرشار از حکمت پیامبر بزرگوار اسلام، مرز مکانی و رنگ روزگار ویژهای ندارد. طنین دلنشین کلام ایشان، فراتر از جغرافیای فرهنگی تاریخ بشری است و جانهای پاک، پیوسته مشتاق شنیدن آن هستند.پیام پیامبر (ص)، گنجینه و آبشخوری است که انسانيّت، همواره برای تازگی و شکوفایی و شکوهمندی خود، بدان نیازمند است.#دانش_ادبی: جانهای پاک: مجاز از انسان های درستکار / تشبیه پیام پیامبر به گنجینه و آبشخور / تشبیه پنهان انسانیت به گل =» با نسبت دادن صفت های تازگی و شکوفایی
ای ابوذر، خداوند متعال به سیمای ظاهر و داراییها و گفتههایتان نمینگرد؛ بلکه به دلها و کردارتان مینگرد.#معنی: ای ابوذر! خداوند بلند مرتبه به زیبایی ظاهری شما و اموال و حرفهای شما توجه نمیکند، بلکه به اعمال و رفتار و باطن قلبتان توجه میکند.
ای ابوذر، پنج چیز را پیش از پنج چیز، غنیمت شمار: جوانیات را پیش از فرا رسیدن پیری، تندرستیات را پیش از بیماری، بی نیازیات را پیش از نیازمندی، آسایشت را پیش از گرفتاری و زندگیات را پیش از مرگ.#معنی: ای ابوذر قبل از اینکه پیر شوی قدر جوانی را بدان، پیش از بیمار شدن قدر سلامتیات را بدان. پیش از اینکه به کسی محتاج شوی قدر بی نیازی ات را بدان و نگذار نیازمند خلق خدا شوی. آسایشی که داری را قدر بدان و نگذار به گرفتاری تبدیل شود. و در نهایت پیش از مردن و تا زنده ای ارزش زندگی را بشناس و آن را تلف نکن.#دانش_ادبی: تضاد و تقابل در جوانی و پیری، تندرستی و بیماری، بی نیازی و نیازمندی، آسایش و گرفتاری، زندگی و مرگ
ای ابوذر، اگر دربارۀ چیزی که به آن علم نداری، از تو پرسیده شود، بگو نمیدانم تا از پیامدهای ناگوار آن در امان بمانی.#معنی: ای ابوذز، اگر دربارۀ چیزی که آگاهی و شناختی نسبت به آن نداری از تو پرسش شود، بگو که نمیدانم تا از نتایج ناخوشایند آن در امان و آسوده باشی#تناسب_معنایی دارد با: کمال است در نفس انسان، سخنتو خود را به گفتار، ناقص مکن#سعدی
ای ابوذر به اندازۀ نیاز، سخن بگوی. گشاده روی و خندان باش که خدای تعالی، گشاده روی و آسانگیر را دوست دارد.#معنی: ای ابوذر، هرگز زیاده گویی نکن (سخنان بیهوده و نادرست را نگو و فقط به اندازهای که لازم است، حرف بزن) و همیشه خوش برخورد و خندان باش. زیرا خدای بلند مرتبه، انسان خوشرفتار و با گذشت را دوست دارد.#دانش_ادبی: بگوی و روی: سجع / گشاده رو بودن: کنایه از خوش برخوردی با دیگران / آسانگیر: کنایه از با گذشت بودن
ای ابوذر، همنشین نیک، بهتر از تنهایی و تنهایی، بهتر از همنشین بد است.#معنی: ای ابوذر، دوستی با افراد خوب، از تنهایی بهتر است اما تنهایی از دوستی و معاشرت با افراد بد و دوستان ناباب بهتر است.#دانش_ادبی: تکرار: همنشین و تنهایی / تضاد: بین نیک و بد
مَثَل مومنان، جمله چون یک تن است؛ چون یک اندام را رنجی رسد، همۀ اندامها آگاهی یابند و رنجور شوند.#معنی: ارتباط مومنان با هم، مثل رابطه اندام یک بدن با هم است، وقتی به یکی از اندام آسیب و رنجی برسد تمام اندامها با خبر میشوند و رنجور و ناراحت میشوند. (مومنان متحد هستند.)#دانش_ادبی: تمثیل (تشبیه ارتباط مومنان به رابطه اعضای بدن با هم)
ای ابوذر، مبادا با برادر مسلمانت قهر کنی؛ زیرا کردار شایسته در هنگام قهر، به درگاه پروردگار پذیرفته نمیشود.#معنی: هرگز با دیگر مسلمانان قهر و قطع ارتباط نکن زیرا حتی اعمال خوب و ثواب تو زمانی که قهر باشی مورد قبول پروردگار قرار نمیگیرد.#دانش_ادبی: برادر مسلمان مجاز از تمام همکیشان (مسلمانان)
مومن برای رهایی از گناه و نافرمانی، بیش از گنجشک در قفس، تلاش میکند.#معنی: برای آلوده نشدن به گناه بسیار تلاش کن مثل گنجشکی که در قثس برای آزادی تلاش میکند.#دانش_ادبی: تمثیل (تشبیه تلاش مومن برای دوری از گناهان جسمانی و فکری به تلاش گنجشک در قفس برای آزادی)
ای ابوذر، خداوند متعال به سیمای ظاهر و داراییها و گفتههایتان نمینگرد؛ بلکه به دلها و کردارتان مینگرد.#معنی: ای ابوذر! خداوند بلند مرتبه به زیبایی ظاهری شما و اموال و حرفهای شما توجه نمیکند، بلکه به اعمال و رفتار و باطن قلبتان توجه میکند.
ای ابوذر، پنج چیز را پیش از پنج چیز، غنیمت شمار: جوانیات را پیش از فرا رسیدن پیری، تندرستیات را پیش از بیماری، بی نیازیات را پیش از نیازمندی، آسایشت را پیش از گرفتاری و زندگیات را پیش از مرگ.#معنی: ای ابوذر قبل از اینکه پیر شوی قدر جوانی را بدان، پیش از بیمار شدن قدر سلامتیات را بدان. پیش از اینکه به کسی محتاج شوی قدر بی نیازی ات را بدان و نگذار نیازمند خلق خدا شوی. آسایشی که داری را قدر بدان و نگذار به گرفتاری تبدیل شود. و در نهایت پیش از مردن و تا زنده ای ارزش زندگی را بشناس و آن را تلف نکن.#دانش_ادبی: تضاد و تقابل در جوانی و پیری، تندرستی و بیماری، بی نیازی و نیازمندی، آسایش و گرفتاری، زندگی و مرگ
ای ابوذر، اگر دربارۀ چیزی که به آن علم نداری، از تو پرسیده شود، بگو نمیدانم تا از پیامدهای ناگوار آن در امان بمانی.#معنی: ای ابوذز، اگر دربارۀ چیزی که آگاهی و شناختی نسبت به آن نداری از تو پرسش شود، بگو که نمیدانم تا از نتایج ناخوشایند آن در امان و آسوده باشی#تناسب_معنایی دارد با: کمال است در نفس انسان، سخنتو خود را به گفتار، ناقص مکن#سعدی
ای ابوذر به اندازۀ نیاز، سخن بگوی. گشاده روی و خندان باش که خدای تعالی، گشاده روی و آسانگیر را دوست دارد.#معنی: ای ابوذر، هرگز زیاده گویی نکن (سخنان بیهوده و نادرست را نگو و فقط به اندازهای که لازم است، حرف بزن) و همیشه خوش برخورد و خندان باش. زیرا خدای بلند مرتبه، انسان خوشرفتار و با گذشت را دوست دارد.#دانش_ادبی: بگوی و روی: سجع / گشاده رو بودن: کنایه از خوش برخوردی با دیگران / آسانگیر: کنایه از با گذشت بودن
ای ابوذر، همنشین نیک، بهتر از تنهایی و تنهایی، بهتر از همنشین بد است.#معنی: ای ابوذر، دوستی با افراد خوب، از تنهایی بهتر است اما تنهایی از دوستی و معاشرت با افراد بد و دوستان ناباب بهتر است.#دانش_ادبی: تکرار: همنشین و تنهایی / تضاد: بین نیک و بد
مَثَل مومنان، جمله چون یک تن است؛ چون یک اندام را رنجی رسد، همۀ اندامها آگاهی یابند و رنجور شوند.#معنی: ارتباط مومنان با هم، مثل رابطه اندام یک بدن با هم است، وقتی به یکی از اندام آسیب و رنجی برسد تمام اندامها با خبر میشوند و رنجور و ناراحت میشوند. (مومنان متحد هستند.)#دانش_ادبی: تمثیل (تشبیه ارتباط مومنان به رابطه اعضای بدن با هم)
ای ابوذر، مبادا با برادر مسلمانت قهر کنی؛ زیرا کردار شایسته در هنگام قهر، به درگاه پروردگار پذیرفته نمیشود.#معنی: هرگز با دیگر مسلمانان قهر و قطع ارتباط نکن زیرا حتی اعمال خوب و ثواب تو زمانی که قهر باشی مورد قبول پروردگار قرار نمیگیرد.#دانش_ادبی: برادر مسلمان مجاز از تمام همکیشان (مسلمانان)
مومن برای رهایی از گناه و نافرمانی، بیش از گنجشک در قفس، تلاش میکند.#معنی: برای آلوده نشدن به گناه بسیار تلاش کن مثل گنجشکی که در قثس برای آزادی تلاش میکند.#دانش_ادبی: تمثیل (تشبیه تلاش مومن برای دوری از گناهان جسمانی و فکری به تلاش گنجشک در قفس برای آزادی)
۱۲۴
۱۸:۱۱
#پیام_پیامبرکتابی حدیثی از سخنان پیامبر اکرم(ص) است که از منابع و مجامع حدیثی معتبر شیعه و اهل سنت (کتب اربعه و صحاح سته) فراهم شده و بدنه اصلی آن را احادیث اجتماعی و اخلاقی تشکیل میدهد. همهی احادیث، اعرابگذاری شده و ترجمه هر روایت در صفحهی روبروی آن آمده و منبع هر حدیث در پایان کتاب ذکر شده است. این اثر را بهاءالدین خرمشاهی و مسعود انصاری ترجمه و تدوین کردهاند.
#فارسی_نهم #درس_دوازدهم
#فارسی_نهم #درس_دوازدهم
۱۹۵
۱۸:۱۲
#زندگی_نامه:مولانا #مجد_خوافیمجد خوافی از عارفان و شاعران قرن هشتم هجری است که حدود سالهای 675 تا 680 هجری در خواف به دنیا آمد. او خود میگوید که پنجاه سال برای کسب علم و دانش تلاش کرده است.
در ابتدای زندگی از خواف مهاجرت کرد و به مدت بیست سال به سفر پرداخت. او به شهرهای مختلفی مانند نیشابور، طبس، هرات، کرمان، لرستان، سیستان و شیراز سفر کرد. در این سفرها با مردم گفتگو میکرد و به آنها پند و اندرز میداد و از این راه امرار معاش مینمود.
دو استاد مهم در شکلگیری شخصیت او نقش داشتند: علامه عماد الاسلام و فصیح الدین خوافی. مجد خوافی از دانشمندان اهل تسنن بود و در نظم و نثر پارسی استاد و مشهور خاص و عام بود. در آثارش بارها از خلفای راشدین و ائمه با احترام یاد کرده است.مجد خوافی زلزله سال 737 هجری خواف را نیز تجربه کرد که در آن بیست هزار نفر کشته شدند.
#آثار مجد خوافی:1. روضه خلد (مهمترین اثر او که در سال 733 به تقلید از گلستان سعدی نوشته شد)2. مجموعه اشعار3. ترجمه منظوم جواهر اللغه زمخشری4. کتاب کنز الحکمه
در ابتدای زندگی از خواف مهاجرت کرد و به مدت بیست سال به سفر پرداخت. او به شهرهای مختلفی مانند نیشابور، طبس، هرات، کرمان، لرستان، سیستان و شیراز سفر کرد. در این سفرها با مردم گفتگو میکرد و به آنها پند و اندرز میداد و از این راه امرار معاش مینمود.
دو استاد مهم در شکلگیری شخصیت او نقش داشتند: علامه عماد الاسلام و فصیح الدین خوافی. مجد خوافی از دانشمندان اهل تسنن بود و در نظم و نثر پارسی استاد و مشهور خاص و عام بود. در آثارش بارها از خلفای راشدین و ائمه با احترام یاد کرده است.مجد خوافی زلزله سال 737 هجری خواف را نیز تجربه کرد که در آن بیست هزار نفر کشته شدند.
#آثار مجد خوافی:1. روضه خلد (مهمترین اثر او که در سال 733 به تقلید از گلستان سعدی نوشته شد)2. مجموعه اشعار3. ترجمه منظوم جواهر اللغه زمخشری4. کتاب کنز الحکمه
۲۰۶
۱۸:۱۴
#تاریخ_ادبیات دکتر #قیصر_امین_پورقیصر امینپور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در شهرستان شوشتر بخش گتوند (شهرستان امروزی) در استان خوزستان به دنیا آمد. دورهٔ راهنمایی و متوسطه خود را دزفول گذراند و در سال ۱۳۵۷ در رشتهٔ دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد، ولی پس از مدتی از تحصیل این رشته انصراف داد.در سال ۱۳۶۳ در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۱۳۷۶ از پایاننامهٔ دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد.اولین مجموعه شعر خود را در سال ۱۳۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر میگرفت. او هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.
تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۱۳۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۱۳۶۸ موفق به کسب جایزهٔ نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امینپور در سال ۱۳۸۲ بهعنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد. در سال ۱۳۸۶ بر اثر بیماری کلیه و قلب دار فانی را وداع گفت.
آثار قیصر امینپور:از وی در زمینههایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شدهاست که به آنها اشاره میکنیم:طوفان در پرانتز منظومهٔ ظهر روز دهممثل چشمه، مثل رودبیبال پریدنمجموعهٔ شعر آینههای ناگهانبه قول پرستوگزینهٔ اشعارمجموعه شعر گلها همه آفتابگردانانددستور زبان عشق
تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۱۳۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۱۳۶۸ موفق به کسب جایزهٔ نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امینپور در سال ۱۳۸۲ بهعنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد. در سال ۱۳۸۶ بر اثر بیماری کلیه و قلب دار فانی را وداع گفت.
آثار قیصر امینپور:از وی در زمینههایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شدهاست که به آنها اشاره میکنیم:طوفان در پرانتز منظومهٔ ظهر روز دهممثل چشمه، مثل رودبیبال پریدنمجموعهٔ شعر آینههای ناگهانبه قول پرستوگزینهٔ اشعارمجموعه شعر گلها همه آفتابگردانانددستور زبان عشق
۲۴۹
۱۸:۱۵
معرفی کتاب #شازده_کوچولو کتاب شازده کوچولو:آنتوان دوسنت اگزوپری نویسنده ی اهل فرانسه است که خلبان بود. یکی از مشهورترین آثار او کتاب شازده کوچولوست که به اغلب زبان های زندۀ دنیا ترجمه شده است.
شازده کوچولو، اثری خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده ترین شکل، تحليل شده است و عناصری که بر اثر غوطه ورشدن در علائق مادی از سجایای انسانی به دور افتاده اند، با نام (آدم های بزرگ ) در قالب طنز بازگو شده است. شازده کوچولو، شعری است منثور و نثری است شاعرانه که سرشار از یک دنیا لطف و معنی است. این اثر، رؤیایی است راستین که در درون آدمی ریشه دوانده است. شازده کوچولو همان قدر که رؤیایی مینماید، آرزوهایش واقعی و لمس کردنی است و در کالبدی کوچک، تمام پاکی ها، زیبایی ها، حقيقت ها و احساس های راستین را در خود دارد و از دروغ ها، تظاهرها، فرومایگی ها و نابخردی های به ظاهر خردمندانه به دور است. سخنان شازده کوچولو، پرنده های سپیدی هستند که به هر سو می پرند و حقیقت و راستی را به آنهایی که شیفته زیبایی های درونند، هدیه می کنند. شازده کوچولو پسرکی اهل یک سیاره کوچک است که یک روز با گل سرخش قهر می کند و با پرواز پرنده های مهاجر به زمین می آید و دنبال دوست می گردد. در زمین با موجودات مختلف برخورد می کند و ماجراهایی پیش می آید و در آخر می فهمد که چطور باید گلش را دوست داشته باشد.
شازده کوچولو، اثری خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده ترین شکل، تحليل شده است و عناصری که بر اثر غوطه ورشدن در علائق مادی از سجایای انسانی به دور افتاده اند، با نام (آدم های بزرگ ) در قالب طنز بازگو شده است. شازده کوچولو، شعری است منثور و نثری است شاعرانه که سرشار از یک دنیا لطف و معنی است. این اثر، رؤیایی است راستین که در درون آدمی ریشه دوانده است. شازده کوچولو همان قدر که رؤیایی مینماید، آرزوهایش واقعی و لمس کردنی است و در کالبدی کوچک، تمام پاکی ها، زیبایی ها، حقيقت ها و احساس های راستین را در خود دارد و از دروغ ها، تظاهرها، فرومایگی ها و نابخردی های به ظاهر خردمندانه به دور است. سخنان شازده کوچولو، پرنده های سپیدی هستند که به هر سو می پرند و حقیقت و راستی را به آنهایی که شیفته زیبایی های درونند، هدیه می کنند. شازده کوچولو پسرکی اهل یک سیاره کوچک است که یک روز با گل سرخش قهر می کند و با پرواز پرنده های مهاجر به زمین می آید و دنبال دوست می گردد. در زمین با موجودات مختلف برخورد می کند و ماجراهایی پیش می آید و در آخر می فهمد که چطور باید گلش را دوست داشته باشد.
۲۱۸
۱۸:۲۲
#تاریخ_ادبیات #زندگی_نامه #حمید_سبزواریحمید سبزواری که نام اصلی او حسین آقا ممتحنی بود، در سال ۱۳۰۴ در شهر سبزوار به دنیا آمد. او در خانوادهای اهل شعر و ادب پرورش یافت؛ پدرش عبدالوهاب شاعر بود و مادرش نیز قرآن را به او آموخت. حمید از ۱۴ سالگی شروع به سرودن شعر کرد و اشعارش را در دفتری به نام "فریادنامه" مینوشت.
در جوانی ابتدا معلم شد و در آزمون استخدامی آموزش و پرورش رتبه سوم را کسب کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مدتی تحت تعقیب قرار گرفت و مجبور شد مخفی شود. بعد از اخراج از آموزش و پرورش، مشاغل مختلفی مانند کار در معدن و اداره حمام را تجربه کرد و سپس در بانک بازرگانی (بانک تجارت فعلی) مشغول به کار شد.
با شروع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، از بانک استعفا داد و تمام وقت خود را صرف سرودن اشعار انقلابی کرد. او به عضویت شورای شعر صدا و سیما درآمد و اشعار حماسی و انقلابی زیادی سرود که باعث شد به "شاعر انقلاب" معروف شود. یکی از معروفترین اشعار او "آمریکا، آمریکا، ننگ به نیرنگ تو" است.
حمید سبزواری سرانجام در ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ در سن ۹۱ سالگی در تهران درگذشت و طبق وصیتش در زادگاهش سبزوار به خاک سپرده شد. او در طول زندگیاش جوایز مهمی مانند نشان درجه یک فرهنگ و هنر و عنوان چهره ماندگار را دریافت کرد.
آثار مهم حمید سبزواری:- سرود درد- سرود سپیده- سرودی دیگر- یاد یاران- تو عاشقانه سفر کن- گزیده ادبیات معاصر- بانگ جرس- به ننگ آمده دشمن
فارسی هشتم
در جوانی ابتدا معلم شد و در آزمون استخدامی آموزش و پرورش رتبه سوم را کسب کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مدتی تحت تعقیب قرار گرفت و مجبور شد مخفی شود. بعد از اخراج از آموزش و پرورش، مشاغل مختلفی مانند کار در معدن و اداره حمام را تجربه کرد و سپس در بانک بازرگانی (بانک تجارت فعلی) مشغول به کار شد.
با شروع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، از بانک استعفا داد و تمام وقت خود را صرف سرودن اشعار انقلابی کرد. او به عضویت شورای شعر صدا و سیما درآمد و اشعار حماسی و انقلابی زیادی سرود که باعث شد به "شاعر انقلاب" معروف شود. یکی از معروفترین اشعار او "آمریکا، آمریکا، ننگ به نیرنگ تو" است.
حمید سبزواری سرانجام در ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ در سن ۹۱ سالگی در تهران درگذشت و طبق وصیتش در زادگاهش سبزوار به خاک سپرده شد. او در طول زندگیاش جوایز مهمی مانند نشان درجه یک فرهنگ و هنر و عنوان چهره ماندگار را دریافت کرد.
آثار مهم حمید سبزواری:- سرود درد- سرود سپیده- سرودی دیگر- یاد یاران- تو عاشقانه سفر کن- گزیده ادبیات معاصر- بانگ جرس- به ننگ آمده دشمن
فارسی هشتم
۳۲۶
۱۸:۲۹