بله | کانال هم‌آفرینی ایران آینده
عکس پروفایل هم‌آفرینی ایران آیندهه

هم‌آفرینی ایران آینده

۱,۵۱۵عضو
thumbnail

۱۱:۲۳

thumbnail

۱۱:۲۳

thumbnail

۱۱:۲۳

thumbnail
undefined توسط گروه آینده‌پژوهی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی منتشر شد:
🟠 گزارش سیاستی «تصویر نظم جدید جهانی مبتنی بر فناوری‌های نوپدید»
undefined جهت دریافت فایل کامل گزارش سیاستی کلیک کنید
undefined «نظم دیجیتال در نتیجه رقابت بین شرکت‌های فناوری و بازیگران دولتی همانند آمریکا و چین برای کنترل حاکمیت فضای دیجتال، در حال شکل‌گیری است..»
undefined «در مجموع سه احتمال برای ایران در نظم دیجیتال پیش‌بینی می‌شود. این احتمال می‌رود که ایران به عنوان بازیگر غیرفعال در سناریوی ملی‌گرایی و جنگ سرد فناوری ظاهر شود..»
undefined «همچنین پیش‌بینی می‌شود که در سناریوی جهان‌گرایی، ایران به عنوان یک بازیگر فعال توانا در طراحی قوانین و هنجارها در نظم دیجیتال جهانی شده وارد می‌شود..»
undefined «در نهایت در سناریوی آرمان شهر فناوری، ایران با فرسایش قدرت دولت‌هایی نظیر آمریکا و چین، با شرکت‌های فناوری بزرگ در جهان تکنوقطبی به عنوان بازیگری وارد می‌شود که برای مقابله با آن‌ها باید شرکت‌های فناوری بزرگ ملی خود را راه‌اندازی کند..»
@iranfuture

۱۰:۲۰

thumbnail
🟠 دکتر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی: هم اندیشی و هم آفرینی آینده ایران از اقدامات مؤثر مرکز پژوهش هاست/ هنر پژوهشگران مرکز پژوهش ها تبدیل مشکلات به مسأله است
undefined دکتر قالیباف با اشاره به یکی از موضوعات مثبتی که مرکز پژوهش‌های مجلس به آن پرداخته است، گفت: هم اندیشی و هم آفرینی آینده ایران یکی از اقدامات مهم این مرکز است.
undefined رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه نباید مسائل خودمان را دنبال کنیم بلکه باید مسأله را از متن مردم و جامعه کشف کنیم، گفت: ما باید ببینیم مشکل و مسأله مردم چیست؛ شاید آنها از این موضوعات به عنوان مسأله یاد نکنند و آن را مشکل ببینند لذا هنر شما محققان مرکز پژوهش ها و نخبگان این است که مشکل را به مسأله تبدیل کنید و در ادامه باید مسأله را در کشور در هر سطحی که لازم است به رسمیت بشناسیم.
undefined مشروح خبر: rc.majlis.ir/fa/news/show/1851070
#خبر
@iranfuture

۶:۰۹

thumbnail
🟠 در حسرت آینده؛ سینمای ایران چه نسبتی با آینده دارد؟(۱)
undefined رهبران سیاسی، هنرمندان و رسانه‌ها چگونه تصویر آینده را می‌سازند؟
undefined دکتر داوود طالقانی، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آینده‌پژوهی سازمان فضای مجازی سراج
undefined تصویرسازی از آینده حول محور مرجعِ صاحبِ تخیل می‌چرخد. در فضای سیاسی، این مسئولیت معمولاً بر عهده رهبران است تا تصویری مطلوب، امیدوارکننده و در عین حال دسترس‌پذیر ارائه دهند. برای نمونه در ایران، استعاره‌هایی نظیر «نزدیک بودن به قله» توسط رهبر انقلاب با همین هدف ساخته شده‌اند. از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، رهبران سیاسی در دولت‌های آلمان، شوروی، آمریکا و حتی چین تصویری از آینده ساختند. مخاطب اصلی این سنخ از تصویرسازی که در قالب شعارها و کمپین‌ها تبلور می‌یابد، بدنه هوادار است؛ در مقابل مخالفان و جریان‌های اپوزیسیون به تخریب آن می‌پردازند.
undefined رهبر انقلاب همواره در حال تصویرسازی آینده هستند اما کسانی که باید این ایده را به تصویر بکشند و تا زندگی مردم امتداد دهند، کارشان را به درستی انجام نمی‌دهند. آثاری که با هدف تبیین دستاوردهای چهل‌ساله و نزدیکی به قله نوشته می‌شوند، به دلیل تکرار ملال‌آور و نداشتن کارکرد عمومی‌سازی، تنها به درد ارتقای رتبه علمی و پایان‌نامه‌های پژوهشی می‌خورند و در ساختن تصویری پویا از آینده ناتوانند.
undefined دومین مرجع تصویرسازی، هنرمندان هستند که با تکیه بر تخیل فردی، جهان‌های آرمانی یا پادآرمان‌شهری را خلق می‌کنند. منطق دوره روشنگری به بعد ناظر به هنر، مبتنی بر تخیل فردی بود، یعنی هنرمند قرائت و تفسیر جدیدی از پدیده‌ها ارائه می‌کرد که تا قبل از آن امکان ارائه نداشت. یک نظام سیاسی یا دینی قرائت و تفسیر خودش را از پدیده‌ها غالب می‌کرد و کار هنرمند این بود که با استفاده از تخیل فردی خود، قرائت دیگری از آینده ایجاد کند. مثل کاری که فرانسیس بیکن در ارغنون نو یا آتلانتیس جدید می‌کند.
undefined در سینمای جهان، ژانر علمی-تخیلی به طور مستقیم به آینده می‌پردازد. همچنین ساب‌ژانرهایی مثل سایبرپانک، اتم‌پانک یا دیزل‌پانک با استفاده از مؤلفه‌های تکنولوژیک یا فراروندها، آینده‌ای را ترسیم می‌کنند که نیازمند تجدیدنظر است. آثاری همچون مجموعه «مد مکس» با تعریف مختصات جدیدی مثل اهمیت حیاتی آب، بنزین و باروری زن، تصویری از آینده می‌سازند که پیوند مستقیمی با وضعیت معیشتی امروز ندارد و از آن جدا شده است. اما اکثر آثار تولیدی در سینمای ایران در حصار مختصات اجتماعی و سیاسی دهه نود باقی مانده‌اند. فیلم‌های ما به جای خلق آینده‌ای متمایز، صرفاً به بازتولید کلیشه‌های اعتراضی و چالش‌های اخلاقی ناشی از تورم و بحران اقتصادی می‌پردازند.
undefined علت این ناتوانی سینما در تصویرسازی آینده را می‌توان در ساختار تولید جستجو کرد. بخش بزرگی از سینمای ایران تحت کنترل نهادهای حاکمیتی است که به دلیل فرآیندهای اداری و نظارتی، اساساً با تخیل فردی و هنری تضاد دارند. از سوی دیگر، هنرمندان مستقل نیز به دو دسته تقسیم شده‌اند: گروهی که برای بازار و گیشه، به کمدی یا سیاه‌نمایی اغراق‌آمیز روی آورده‌اند و گروهی که برای جلب نظر جشنواره‌های خارجی، بر شکاف میان دولت و ملت و فروپاشی اخلاقی تمرکز کرده‌اند. در این میان، تلاش‌های محدودی مانند انیمیشن «تهران ۱۵۰۰» یا برخی فیلم‌های کوتاه نیز نتوانسته‌اند به جریانی تأثیرگذار تبدیل شوند. در نتیجه، مدیوم سینما در ایران نمی‌تواند آینده دگراندیشانه‌ای را ترسیم کند که مبتنی بر زمان و فضای فعلی نباشد.
undefined رسانه‌ها به عنوان مرجع سوم، از طریق اقتصاد سیاسی و نظام دروازه‌بانی خبر، به تصاویر آینده جهت می‌دهند. به عنوان مثال اینستاگرام از آینده‌ای زیبا و سرگرم‌کننده خبر می‌دهد و توئیتر تصویری از ناهنجاری و فروپاشی قریب‌الوقوع نهادهایی چون خانواده، دین و اقتصاد ترسیم می‌کند. این تضادها ناشی از الگوریتم‌های و اقتصاد سیاسی حاکم بر هر رسانه است که دروازه‌بانی می‌کنند کدام تصویر بیشتر و کدام تصویر کمتر دیده شود.
undefined با کم‌رنگ شدن تخیل فردی هنرمندان در دوران معاصر، جامعه بیش از پیش به «تخیل جمعی» نیازمند شده است. این نوع تخیل، حتی اگر ماهیتی متوهمانه یا «ایلوژن» داشته باشد، برای شکل‌گیری جنبش‌ها، سازمان‌ها و نهضت‌ها ضروری است؛ چرا که افراد برای حرکت به سوی یک هدف مشترک، نیازمند تصویری جمعی از یک ایران ایده‌آل هستند.
undefined در نهایت، ایرانِ امروز درگیر نوعی درجازدن در فضای سیاسی و فرهنگی است که مانع از ورود واقعی به قرن پانزدهم شمسی می‌شود. دعواها و چالش‌های فعلی همچنان حول محور حوادث دهه نود می‌چرخد و نگاه‌ها به جای آینده، به گذشته نزدیک دوخته شده است. تا زمانی که هنر و سیاست نتوانند از پیوستگی به بحران‌های دهه نود رها شوند و تخیلی فراتر از وضعیت موجود ارائه دهند، تصویر روشنی از آینده ایران در دسترس نخواهد بود.
@iranfuture

۱۶:۱۱

thumbnail
🟠 در مجله‌ی هم‌آفرینی ایران آینده بخوانید:
undefined در کشاکش رویای ایرانی؛ داستان شهر
undefined گذار از شهر مدرن؛ وقتی خانه دوباره مولد می‌شودundefined برگرفته از مصاحبه با دکتر عباس جهانبخش، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
undefined آینده شهرها، قربانی اکنون می‌شودundefined برگرفته از مصاحبه با دکتر محمد منان‌رئیسی، نماینده مجلس شورای اسلامی
undefined ایران بر سر دوراهی دشوار: انضباط اکولوژیک یا بازطراحی نهادی؟undefined نوشته‌ی دکتر فاطمه‌سادات رحمتی، مدیر اندیشگاه تدبیر و توسعه شهری مهاد
undefined شهر بی‌رؤیا؛ از رویای جمعی تا اسارت در روزمرگیundefined نوشته‌ی حسام نجفی، پژوهشگر جامعه‌شناسی
undefined چگونه در ایران آینده به سمت شهر مسجدمحور حرکت کنیم؟undefined نوشته‌ی سیدمحمدرضا موسوی، پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات
undefined از مسجد تا مال؛ خوانشی از شهر به مثابه‌ی رؤیاundefined نوشته‌ی سیدعلی شبیری، پژوهشگر جامعه‌شناسی
@iranfuture

۱۳:۴۰

thumbnail
🟠 هندسه کلان جنگ تحمیلی: بازخوانی فرماندهی در گفتمان رهبری
undefined حقیقتِ یک پدیده سیاسی در نسبت آن با ساختارهای کلان فهم می‌شود
undefined دکتر محمدمهدی رحیمی، پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی ایران
undefined در یکی از سخنرانی‌های اخیر، رهبر انقلاب بر نکته‌ای تأکید کردند که در ظاهر ساده می‌نماید، اما در سطح زیرین حامل لایه‌های عمیق معرفتی و سیاسی است: این‌که امام به کلیتِ جنگ مسلط بود. این گزاره اگرچه در نگاه نخست بیان نقش مدیریتی امام در دفاع مقدس است، اما در سطح باطنی یک دالِ مرکزی را معرفی می‌کند؛ دالی که فهم آن تنها با خوانش گفتمانی ممکن است، نه با گزارش‌نویسیِ صرف. سخنان رهبری غالباً ظاهر موجز و صریح دارند، اما معناهای اصلی آنها در لایه‌های پنهان، آرایشِ مفهومی، و نسبت میان دال‌ها جای می‌گیرد. عبور از کنار چنین جمله‌ای، بخشی از منطق معنایی گفتمان انقلاب را نادیده می‌گیرد و ما را از فهم یکی از عناصر تشکیل‌دهنده هستی‌شناسی رهبری محروم می‌سازد.
undefined از همین رو است که تحلیل بیانات رهبری مستلزم خواندن است نه گزارش‌کردن. خواندن یعنی دیدن سخن به‌مثابه متن، یعنی فهمیدن این‌که هر اصطلاح و هر انتخاب زبانی چه شبکه‌ای از دلالت‌ها را در پس خود حمل می‌کند. وقتی رهبری مفهوم کلیت را وارد روایت جنگ می‌کنند، در واقع گفتمان انقلاب را یک لایه دیگر غنی می‌سازند و آن را از روایت‌های جزئی، احساسی یا صرفاً تاریخی فراتر می‌برند. این ورودِ یک دال کلان به متن سیاست، نه تنها تنوع معنایی ایجاد می‌کند، بلکه ما را وادار می‌سازد که نسبت میان رهبری، فهم حادثه، و مدیریت کلان را بازتعریف کنیم.
کلیتِ حادثه به‌مثابه مقوله سیاست تاریخیundefined کلیت صرفاً جمعِ اجزای یک پدیده نیست؛ بلکه شبکه‌ای از نسبت‌ها و نیروهاست که تنها در هم‌بستگیِ متقابلشان معنا می‌یابند. حقیقتِ یک پدیده سیاسی، نه در جزئیات جداافتاده، بلکه در نسبت آن با ساختارهای کلان، نیروهای ژئوپلیتیکی، مناسبات سلطه و افق تاریخی آن فهم می‌شود. این نگاه، رهبر را صرفاً مدیر تاکتیک‌ها نمی‌داند، بلکه خواننده کلیت می‌بیند؛ کسی که باید میدان، بازیگران، روایت‌ها، اقتصادِ جنگ و پیامدهای اجتماعی را در یک قابِ واحد ببیند.
undefined بر اساس همین منطق است که سخن رهبری درباره امام معنا پیدا می‌کند. امام فرمانده جنگ بود نه به معنای حضور در هر قرارگاه، بلکه به سبب توانایی‌اش در خواندن کلّ حادثه یعنی ترکیبِ ژئوپلیتیک، امنیت، اقتصاد، جامعه، روایت و افق تاریخی در یک دستگاه واحد. این توانایی همان چیزی است که آگاهی تاریخی را از آگاهی روزمره جدا می‌کند. رهبرِ کلیت‌نگر، واقعیت را از پراکندگی نجات می‌دهد و به آن انسجام می‌بخشد.
هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی رهبری: از خوانش جهان تا عمل سیاسیundefined برای فهم معنا، باید پرسید: رهبر جهان را چگونه می‌بیند؟ پاسخ در دو سطح شکل می‌گیرد: ۱) هستی‌شناسی او، یعنی این‌که واقعیت سیاسی را میدان نیروهای درهم‌تنیده می‌داند نه مجموعه‌ای از وقایعِ پراکنده؛ ۲) معرفت‌شناسی او، یعنی این‌که دانش سیاسی را نه از انباشتن اطلاعات جزئی، بلکه از ترکیب آنها در قالب روندها و افق‌ها به‌دست می‌آورد.
undefined این دو سطح، نوعی عمل‌گرایی راهبردی تولید می‌کند: رهبر تصمیمات را در افق بلندمدت می‌بیند، نه در لحظه‌های منقطع. استعاره دقیق این وضعیت، نگاه به جنگ به‌مثابه نقشه‌برداری دریا است: کسی که تنها امواج نزدیک ساحل را ببیند، مسیر را گم می‌کند؛ اما کسی که جریان‌ها و عمق‌ها را بشناسد، کشتی سیاست را در وسط طوفان هم هدایت می‌کند. این همان منطق تسلط بر کلیت است.
گفتمان رهبری: تولید روایت، مشروعیت و میدان عملundefined گفتمان، ابزار اصلی رهبری برای سازمان‌دهی واقعیت سیاسی است. رهبرِ کلیت‌نگر، گفتمان را همچون آینه‌ای به‌کار می‌گیرد که کل را منعکس می‌کند، و همچون اهرمی که معناها را فعال می‌کند. این گفتمان سه کارکرد کلیدی دارد: ۱. تعیین قطب‌های معنا؛ اینکه چه چیز در میدان سیاست مرکز است و چه چیز حاشیه‌ای. ۲. جهت‌دهی به نظم سیاسی؛ یعنی اینکه بازیگران چگونه باید حرکت کنند. ۳. مشروعیت‌سازی؛ یعنی تبدیل تصمیمات به روایت‌های قابل‌قبول.
undefined هنگامی که کلیت در روایت می‌نشیند، سوژه جمعی ساخته می‌شود: ملتی که می‌فهمد، همراه می‌شود و می‌تواند کنش تاریخی انجام دهد. این همان فرآیندی است که لوکاچ از آن به‌عنوان سوژه‌سازی تاریخی یاد می‌کند.
undefined سخن رهبری درباره تسلط امام بر کلیت جنگ یک گزارش تاریخی نیست، بلکه یک دال مرکزی است که سه سطح را توضیح می‌دهد: منطق فهم کلّیِ حادثه، جهان‌بینیِ هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی رهبری، و نحوه تولید روایت و مشروعیت در گفتمان انقلاب. فهم این دال، کلیدی است برای درک چگونگی مدیریت کلان، فرماندهی سیاسی و شکل‌دهی به واقعیت تاریخی در منظومه فکری رهبری.
@iranfuture

۱۷:۳۳

thumbnail
🟠 در چارچوب سلسله‌نشست‌های قانون‌گذاری آینده‌نگر «فرتاک» و به مناسبت روز ملی صنعت پتروشیمی، بنیاد توسعه فردا با همکاری مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی برگزار می‌کند:
undefined دومین نشست از سلسله نشست‌های «قانون‌گذاری آینده‌نگر» با عنوان «آینده نظام انرژی ایران و الزامات تقنین آن»
undefined در این نشست بازاندیشی در «قانون‌گذاری انرژی، با تمرکز بر زنجیره ارزش و صنایع انرژی‌بر» مورد بحث و تبادل نظر قرار می‌گیرد.
undefined با حضور:undefined سرکار خانم مهندس زینب قیصری، نماینده مجلس شورای اسلامیundefined آقای دکتر سیداسماعیل حسینی، نماینده مجلس شورای اسلامیundefined آقای دکتر ناصر باقری‌مقدم، دبیر شورای آینده‌نگری فرهنگستان علوم
undefined دبیر نشست: یاسر خوشنویس
این سلسله نشست‌ها، بستری برای گفت‌وگوی سیاستی آینده‌نگر میان قانون‌گذاران، مدیران، متخصصان و جامعه اندیشگاهی است. پس از سخنرانی مهمان برنامه، از نظرات ارزشمند حضار از اندیشگاه‌ها، نهادهای سیاستی و مدیران دولتی بهره گرفته می‌شود و از جمع‌بندی آن به‌منظور تولید خروجی‌های سیاستی قابل استفاده، ارائه خواهد شد.
undefined دوشنبه ۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت: ۱۵ تا ۱۸
undefined خیابان انقلاب اسلامی بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر- پلاک ۹۰۷- سالن کنفرانس خانه اندیشه‌ورزان
@iranfuture

۱۰:۲۳

هم‌آفرینی ایران آینده
undefined 🟠 دفتر حکمرانی مرکز پژوهش‌های مجلس با همکاری اندیشکده پیوستار و خانه اندیشه‌ورزان برگزار می‌کند: undefined گفتگویی پیرامون undefined رسانه و تصویر ایران آینده undefined رسانه‌ها چگونه می‌توانند در طراحی و اجتماعی‌سازی تصویر آینده‌ی ایران نقشی موثر ایفا کنند؟ undefinedدکتر محمدمهدی ایزخواه (مدرس و استاد دانشگاه) undefinedدکتر سیدحسین شهرستانی (مدیر گروه حکمت هنر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی) undefinedدکتر محسن دنیوی (مدیر گروه سیاست‌گذاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی) undefined دوشنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۷:۳۰ undefined چهارراه ولیعصر، خانه اندیشه‌ورزان @iranfuture @peivastar_ir
undefined آینده‌ ایران؛ میان تصویر رسانه‌ای، امید سیاسی و واقعیت‌های جهانی
undefined نشست «رسانه و تصویر آینده» روز دوشنبه، ۲۴ آذر ماه ۱۴۰۴، با حضور دکتر حسین شهرستانی، دکتر محسن دنیوی و دکتر محمدمهدی ایزدخواه، به همت گروه آینده‌پژوهی مرکز پژوهش‌های مجلس و اندیشکده پیوستار، در خانه اندیشه‌ورزان برگزار شد. کارشناسان این نشست، به ارزیابی تصویر و جایگاه ایران در نظم آینده‌ی جهان پرداختند و رویکردهای رسانه‌ای جهت‌دهنده به این تصویر ملی و بین‌المللی را بررسی کردند.
undefined حسین شهرستانی، مدیر گروه حکمت و هنر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی:
undefined آینده‌ هر چیز، شکفتن حقیقت آن است. آینده‌ جوامع غربی، اکنون غرب است. آینده آن‌ها را می‌توان حالا دید. اما پرسش از آینده‌ی ایران متفاوت است‌. ایران به آینده‌ی دور، به آینده‌ی تمدنی نگاه می‌کند.
undefined شرایط امروز، شرایط شکوفایی دهه‌ هشتاد نیست که شعارهای بزرگ بدهیم. گاهی بهتر است حرفی که می‌خواهیم را نگوییم و سکوت کنیم.
undefined به‌جای فکر کردن به آینده‌ دور، می‌توانستیم به آینده‌ نزدیک‌تری نگاه کنیم. امروز آینده‌ همان بیست سال پیش است. می‌شد در این مدت، یکی از مسائل کشور را حل کرد‌. این خود نشانگر آینده‌سازی است.
undefined وقتی جامعه در بسیاری از شاخص‌ها رو به گذشته می‌رود، ما نباید درباره‌ آینده‌ای که نمی‌بینیم شعار بدهیم. این ناسازگار است.
undefined البته این به معنی درگیر روزمره شدن نیست. باید همواره چراغ امید را روشن نگه داشت. این همان کاری است که آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر ایران انجام می‌دهند. منتهی ما باید ملاحظاتی از این دست داشته باشیم.
undefined محسن دنیوی، مدیر گروه سیاست‌گذاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی:undefined در قرن اخیر ۴ طرح رو به آینده داشتیم. دو طرح در شرایط خوب کشور نوشته شد؛ یکی در سال ۱۳۵۲ که سند آمایش زمین تعیین شد و دیگری در سال ۱۳۷۵ و در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی.
undefined اما دو سند، در زمان‌هایی نگاشته شد که حال کشور بد است. سال ۸۲، زمانی که ایران محور شرارت شناخته می‌شود، طرح چشم‌انداز آینده نوشته شد و در سال ۹۷ که در تنگنای اقتصادی و فشار بین‌المللی هستیم، بیانیه‌ی گام دوم انقلاب اسلامی منتشر می‌شود.
undefined در طرح چشم‌انداز ۲۰ ساله، ما بنا بر خیلی از شاخص‌ها پیشرفت داشته‌ایم. اگر آن مسیر ادامه پیدا می‌کرد، ما اول منطقه بودیم. چه شد که نتوانستیم مسیر دهه‌ی هشتاد را ادامه بدهیم؟
undefined ما درگیر منازعه‌‌ای تاریخی، تمدنی، هویتی، ژئوپلیتیکی و... هستیم. خواه‌ناخواه، ایران از نظر جغرافیایی و تاریخی شبیه به هیچ جای دیگر نیست. آینده‌خواهی ذاتی ایران است و این آینده داشتن، از جنس تلاش برای تغییر وضعی طبیعی است که پیش روی ما قرار دارد. انقلاب اسلامی از این دست آینده‌خواهی بود.
undefined امروز نسبت به ایران پنج رویکرد رسانه‌ای وجود دارد که می‌خواهد ایران را در قالب خود در بیاورد. رویکرد ایران‌گرایی، رویکرد اسلام‌گرایی و رویکرد تجددخواهانه. رویکرد بی‌آیندگی ایران، رویکردی است که دشمن و اپوزیسیون دنبال می‌کند.
undefined رویکرد پنجم را جمهوری اسلامی در امتزاج ایران، اسلام و مدرنیته می‌بیند‌.
undefined آینده‌ ایران در یگانگی این سه محور فنی، ایرانی و اسلامی است. در عرصه نظامی، این یگانگی صورت گرفت اما در عرصه‌ی اقتصادی و سیاسی، هنوز به تجربه‌ای نرسیدیم که همه را همراه کنیم.
undefined محمدمهدی ایزدخواه، استاد و مدرس دانشگاه:
undefined تصویر ایران در خارج از کشور و از نظر غیرایرانی‌ها با آنچه در داخل می‌بینیم متفاوت است [چون] از داخل نگاه‌کردن به هر چیزی، امکان نگاه از بالا و کل‌نگری را سلب می‌کند.
undefined بخشی از مشکلات ما از بیرون حل می‌شود. ما باید تصویر خودمان را در خارج از ایران بازسازی کنیم.
undefined از نظر بین‌المللی، موقعیت ما اصلا بد نیست‌. از طرفی، در منطقه نیز توفیقی داشته‌ایم که موقعیتی قابل استفاده و اتکا را برای ما خلق می‌کند.
undefined تهدیدی جدی که امروز با آن مواجهیم و ممکن است تا سه دهه‌ی آتی ما را دچار مشکل کند، خروج کشور از زنجیره‌هاست.
undefined خروج از زنجیره‌ انرژی و تامین سوخت، خروج از زنجیره‌ فناوری، خروج از زنجیره‌ی تامین مواد اولیه و... از این جمله است. نمونه‌ دیگرش مسیر ابریشم است که ما احیا و گسترش آن را به اندازه‌ی همسایه‌های شرقی‌مان جدی نگرفته‌ایم. خارج شدن از زنجیره‌های مختلف نقش خوب ما در نظام بین‌الملل را تهدید می‌کند.
@iranfuture @peivastar_ir

۸:۰۰

thumbnail
🟠 دفتر حکمرانی مرکز پژوهش‌های مجلس برگزار می‌کند:
undefined سلسله نشست‌های تخصصیundefined ایران از ایده تا آینده
undefined ایده‌ی راهبردی ایران در جهان آینده چیست؟
ارائه‌دهنده:undefinedدکتر محمد مسرور (عضو هیئت علمی دانشگاه)
undefined شنبه ۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۶
undefined چهارراه ولیعصر، خانه اندیشه‌ورزان
@iranfuture

۱۰:۱۷

پادکست.mp3

۰۵:۴۰-۱۳.۶۸ مگابایت
🟠 آینده نظام انرژی ایران
undefinedناترازی انرژی که همه جا صحبتش هست،
فقط ناترازی بین تولید و مصرف نیست!
این یه ناترازی واقعی بین قانون، سیاست و افق های آینده است...undefined


🟠این پادکست رو قبل از شرکت در نشست آینده نظام انرژی در ایران در روز دوشنبه ۸ دی‌ماه بشنویم.
undefined چون در این نشست در خصوص مسائل مطرح شده در پادکست، با نمایندگان مجلس، متخصصان حوزه انرژی، آینده‌پژوهی و سیاست‌گذاری گفتگو می‌کنیم.
@iranfuture

۱۶:۳۶

thumbnail
🟠 رؤیا؛ موتورِ درونیِ پیشرانِ انسان‌های آینده‌ساز
undefined چرا انسان‌ها در ساخت آینده مؤثرتر از سیستم‌ها هستند؟
undefined دکتر بهنام افطاری، آینده‌پژوه
undefined در مطالعات مرتبط با آینده معمولاً دو دسته‌ی کلان در اهداف ارائه می‌شود: اهداف اکتشافی و اهداف هنجاری. هنگامی که به دنبال ساخت آینده هستیم، دسته‌بندی «هنجاری» را انتخاب می‌کنیم. ساخت آینده (آینده‌نگاری) اهمیت بسیار زیاد و به همین تناسب پیچیدگی‌های بیشتری از اکتشاف آینده دارد. در این رویکرد، به طور فعالانه با آینده مواجه می‌شویم و به دنبال این هستیم که بر اساس هنجارها و ارزش‌ها و به طور کلی مطلوبیت‌های خود به آینده شکل دهیم. آینده‌پژوهان، موارد مختلفی را در ساخت آینده مؤثر می‌دانند. مانند رویدادها، روندها، وقایع، سنن الهی، تصاویر و... . تصاویر از آنجا که می‌توانند شوق‌انگیز و برانگیزاننده و یا کاملاً برعکس، مأیوس‌کننده و سرکوب‌کننده باشند؛ از اهمیت بسیار زیادی در این حوزه برخوردارند، که در جای خود باید به آن پرداخته شود و به دقت مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
undefined برخلاف برخی از مطالعات و تبلیغات، که نقش سیستم‌ها را در ساخت آینده بسیار مؤثر می‌بینند؛ اما انسان‌ها تعیین‌کننده‌تر از سیستم‌ها هستند. چرا که سیستم‌ها بسیار قابل پیش‌بینی و حدس‌پذیرند. برای اینکه نوآوری و برهم‌زنندگی و تحول‌آفرینی حادث شود، نیازمند انسان‌هایی هستیم که خلاف جریان مرسوم شنا کنند و به پدیده‌ها طور دیگری بنگرند و روابطی را پیدا کنند که به طور معمول نمی‌توان به آن‌ها پی برد. مطالعاتی هم در حوزه‌های مختلف مانند کسب‌وکار، توسعه فناوری و... وجود دارد که این مطلب را تأیید می‌کنند که انسان‌های پیش‌برنده و برهم‌زننده‌ی نظم مکانیکی یک سیستم، باعث تغییرات شگرفی در مسیر فعلی و آینده محتمل داشته‌اند و به نوعی آینده‌ای متفاوت را خلق کرده‌اند.
undefined انسان‌هایی که در پاراگراف قبلی معرفی شدند، برای اینکه بتوانند در این مسیر پر تلاطم و پر از عدم قطعیت آینده مطلوب را خلق کنند، نیازمند موتوری پیشران هستند که کاملاً درونی است؛ چرا که اکثر عوامل بیرونی به طور معمول خلاف او فکر می‌کنند و به نوعی رفتار او را غیرسنجیده می‌دانند. اعتقاد قلبی به هدف است که او را به تلاش و ناامید نشدن و مقاومت در برابر ناملایمات وامی‌دارد. او به نیرویی قوی و درونی نیاز دارد تا بتواند بار عظیم ساخت آینده را بر دوش خود حمل کند و از این جاده ناهموار به سلامت عبور کند.
undefined این موتور درونی که پیش‌برنده انسان‌های آینده‌ساز است، را رؤیا می‌نامیم. منظورمان از رؤیا، «تصویری باورپذیر و برانگیزاننده» از آینده است. این تصاویر برای او باورپذیر است و او این هدف را دست‌یافتنی می‌بیند و همین هم مهم است. اعتقاد قلبی او به این تصویر آن‌قدر قوی است که حتی ممکن است در وصیت خود روی سنگ قبرش هم به آن اشاره کند. این تصویر علاوه بر باورپذیربودن برای او، برانگیزاننده هم هست و موتوری درونی برای حرکت به سمت مقصد است. شور و شوق فکر به این رؤیا، می‌تواند انسان‌های دیگری را با او همراه کند و از یک رؤیای فردی به رؤیایی جمعی تبدیل شود. در این لحظه است که آینده‌ی در ذهن‌ها، به حالِ محقق شده و واقع منجر می‌شود.
undefined بر این اساس پرداختن به موضوع رؤیا برای ساخت ایران آینده بسیار مهم است. راه حل ایجاد امید در نسل‌های آینده، ساختن تصاویری است که هم برانگیزاننده و هم باورپذیر باشد و این تضمین‌کننده حرکت رو به جلوی کشور خواهد بود. هرچند که موارد مختلفی مانند «چگونگی ساخت تصویری با این الزامات برای یک فرد»، «نحوه انتقال آن به نسل‌ها و گروه‌های سنی مختلف»، «توجه به اصول تربیتی و به خصوص مبانی توحیدی در رؤیاسازی»، «زیست‌بوم کشف و پرورش این افراد»، و موارد بسیار دیگری نیز باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد که مطالب جداگانه‌ای را می‌طلبد و امید است خبرگان و نخبگان عزیز در حوزه‌های مختلف به این موضوع وارد شده و در تعمیق و توسعه این مفاهیم همت گمارند.
@iranfuture

۱۷:۱۴

thumbnail
🟠 ایران نیازمند نوسازی حکمرانی اقتصادی در بازه‌ای ۱۰ ساله است
undefined تورم مزمن در ایران نه مسئله‌ای فردی، بلکه مسئله‌ای سیستمی است
undefined دکتر امیرحسین رهبر، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا
undefined در شرایطی که قیمت دلار و طلا رفتارهایی به‌ظاهر غیرعادی از خود نشان می‌دهند، این سؤال برای همه ما مطرح می‌شود که چه مشکلی دامنگیر کشور ما شده است؟ چرا در تمام سال‌های پس از جنگ، و حتی پیش از آن، با این مسئله مواجه بوده‌ایم؟ اتفاقاتی که امروز در بازار ارز و طلا رخ می‌دهد چندان دور از ذهن نیست. این رویدادها پیش‌تر نیز تکرار شده‌اند؛ اقتصاد ایران بیش از ۵۰ سال است که درگیر تورم جدی است. معمولاً واکنش دولت و مجلس در چنین مواقعی، عزل و تغییر برخی از مسئولین است؛ اما تجربه نشان داده است که این تغییرات مسئله را حل نمی‌کند. این واقعیت به‌وضوح نشان می‌دهد که مسئله، فردی نیست، بلکه مسئله‌ای سیستمی است.
undefined حال سؤال این است که علت اصلی این وضعیت چیست و راه‌حل آن کدام است؟ در این سال‌ها نرخ برابری مسکن و گوشت و یوان و افغانی و دینار و درهم و پیاز و پراید با هم تقریباً ثابت مانده و نهایتاً چند ده درصد شکاف با هم پیدا کرده ولی همین‌ها به ریال چند هزار درصد گرانتر شده است. ریال یک واحد پول کاغذی است و ارزش آن به این دلیل کاهش یافته که ما «بهداشت پولی» نداشته‌ایم و با پول ملی بی‌مبالاتی کرده‌ایم. بی‌مبالاتی یعنی چاپ پول بدون پشتوانه؛ یا به زبان امروزی، استقراض دولت از بانک مرکزی. این استقراض نیز به دلیل ناترازی بودجه دولت است.
undefined دلار علت نیست، بلکه معلول است. همان‌طور که مسکن و گوشت به ریال گران می‌شوند، دلار هم به ریال گران می‌شود. در پشت پرده، نرخ‌های برابری تقریباً ثابت مانده‌اند. حتی کشورهایی مانند افغانستان و عراق، تورم‌های بسیار پایین‌تری دارند؛ زیرا دولت‌هایشان پذیرفته‌اند که به اندازه دخلشان خرج کنند.
undefined در کشور ما، نه دولت و نه مجلس چنین انضباطی را نپذیرفته‌اند. هر سال، در فصل بودجه، پروژه‌هایی فراتر از توان اقتصاد کشور تحمیل می‌شود؛ پروژه‌هایی که اغلب بازده اقتصادی ندارند و باعث تشدید ناترازی می‌شوند.
undefined علت چاپ پول بدون پشتوانه دو چیز است: نخست، ناترازی بودجه دولت و دوم، ناترازی بانک‌ها. بانک‌ها به دلیل اتصال به بانک مرکزی ورشکست نمی‌شوند. وقتی بانکی دچار ناترازی می‌شود و نمی‌تواند سود سپرده‌ها را پرداخت کند، بانک مرکزی با چاپ پول بدون پشتوانه این ناترازی را جبران می‌کند. در بخش دولتی نیز پاسخ را باید در ساختار هزینه‌ها جست‌وجو کرد. سال گذشته بودجه کشور حدود ۶۴۰۰ همت بود. کل بودجه آموزش‌وپرورش حدود ۸۰۰ همت است، اما یارانه بنزین و گازوئیل به‌تنهایی حدود ۵۰۰۰ همت، یعنی نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار است؛ در حالی که کل درآمد نفتی کشور حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.
undefined علاوه بر این سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد دلار یارانه پرداخت می‌شود ، در حالی که کل حقوق و دستمزد کارکنان دولت حدود ۳ تا ۴ میلیارد دلار است؛ یعنی یارانه‌ها بیش از ۳۰ برابر حقوق و دستمزدهاست. آیا این یارانه‌ها به عدالت منجر شده‌اند؟ آمارهای رسمی نشان می‌دهد که دهک برخوردار حدود ده برابر دهک نابرخوردار از این یارانه‌ها بهره می‌برند. بخش بزرگی از ناترازی دولت ناشی از همین ساختار معیوب یارانه‌ای است.
undefined در کنار این موارد، ناترازی بانک‌ها حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد تورم را ایجاد می‌کند و استقراض دولت از بانک مرکزی حدود ۴۰ درصد آن را. نیمی از این ۴۰ درصد ناشی از یارانه‌های غلط است و نیم دیگر به عواملی مانند ناترازی صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌ها مربوط می‌شود؛ چرا که جمعیت شاغل کاهش یافته و امید به زندگی افزایش پیدا کرده است.
undefined افزون بر این‌ها، بی‌تدبیری در تصمیم‌گیری‌های کلان نیز نقش مهمی دارد؛ از جانمایی نادرست نیروگاه‌ها و فرودگاه‌ها گرفته تا پروژه‌هایی که بدون توجیه اقتصادی اجرا شده‌اند و هیچ بازدهی‌ای نداشته‌اند. لذا تا زمانی که رفتار حکمرانی اصلاح نشود، تا زمانی که نپذیریم به اندازه دخل واقعی کشور خرج کنیم، و تا زمانی که انرژی و منابع را با قیمت‌های غیرواقعی توزیع کنیم، وضعیت همین خواهد بود.
undefined درمان این مشکل نیازمند نوسازی حکمرانی اقتصادی، عزم جدی مدیران شجاع و همراهی مردم است. راه‌حل کوتاه‌مدت وجود ندارد. این مسیر یک فرایند ۵ تا ۱۰ ساله است. همان‌گونه که در کشورهایی مانند مالزی و ترکیه رخ داد، حتی با وجود تحریم‌ها، این تحول در ایران نیز شدنی است. تحریم‌ها بی‌تأثیر نیستند، اما نقش آن‌ها بسیار کمتر از آن چیزی است که گاهی ادعا می‌شود. تورم مزمن در ایران بیشتر ریشه در عوامل ساختاری و سیاست‌های پولی داخلی دارد، نه فقط متغیرهای خارجی مانند تحریم‌ها یا نوسانات نرخ ارز. این نکته‌ای کلیدی است که باید در ذهن تصمیم‌گیران و مردم نهادینه شود.
@iranfuture

۸:۵۵

thumbnail
🟠بنیاد توسعه فردا با همکاری خانه اندیشه‌ورزان، دفتر مطالعات حکمرانی مرکز پژوهش‌های مجلس و تعدادی از اندیشگاه‌ها شصت‌وسومین نشست از سلسله نشست‌های کافه آینده را برگزار می‌کند:
undefined موضوع فصل زمستان: «نوآفرینی اداره کشور و ایرانِ مردمی ۱۴۵۰»undefined عنوان نشست شصت‌وسوم: «قانون‌گذاری، اجرا و نظارت؛ ایرانیان کجای تدبیر آینده خواهند بود؟»
undefined انقلاب اسلامی با کنش فعال مردم و با افق تحقق عدالت در چارچوب جهان‌بینی الهی شکل گرفت، اما در گذر زمان و با تثبیت نهادهای حاکمیتی، نقش واقعی مردم در تصمیم‌گیری، اجرا و نظارت به مشارکت‌های محدود_عمدتاً در قالب انتخابات_ یا مرور کلیشه‌ها تقلیل یافت. امروز پرسش اصلی این است که زیست نیکوی سیاسی در امتداد انقلاب اسلامی چگونه ممکن است؟ آیا مشارکت مردم صرفاً به رأی‌دادن محدود می‌شود، یا حکمرانی مردمی نیازمند حضوری عمیق‌تر، پایدارتر و نهادمندتر است؟ «کافه آینده» با بازاندیشی مفاهیمی چون مردم، مشارکت، عدالت و حکمرانی مردمی، این مسئله را به گفت‌وگو می‌گذارد.
۱. برای حرکت به سوی حکمرانی مردمی از کجای چرخه «قانونگذاری، اجرا و نظارت» بهتر است شروع کنیم؟
۲. طراحی نظام‌های اجتماعی عادلانه، با مردم و برای مردم، به چه معناست و چگونه تحقق می‌یابد؟
undefined دوشنبه ۱۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ همراه با اقامه نماز مغرب و عشاء
undefined خانه اندیشه‌ورزان: خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولی‌عصر و برادران مظفر شمالی، پلاک ۹۰۷، کافه شرقی
اعلام حضور در نشست:https://evand.com/events/نشست-شصت-و-سه
undefined پخش زنده نشست از طریق لینک: https://www.skyroom.online/ch/khanahouse/ayandehcafe
@iranfuture

۱۱:۵۰

thumbnail
🟠 در نشست دوم #فرتاک نمایندگان مجلس و کارشناسان آینده‌پژوهی به بحث در خصوص ضرورت حکمرانی آینده‌نگر در حوزه انرژی پرداختند.
undefined دکتر زینب قیصری به تغییر جهت تقاضای جهانی به سمت محصولات سبز و کم‌کربن و لزوم آینده‌نگری در مواجهه با این روند جهانی اشاره کرد.
undefined همچنین دکتر اسماعیل حسینی اصلاحات آینده‌نگر در اقتصاد انرژی را لازم دانست تا فضا برای سرمایه‌گذاران اطمینان بخش باشد.
undefined ادامه گزارش این نشست را در خبرگزاری دانشجو بخوانید.undefined
@iranfuture

۷:۳۱

thumbnail
🟠 اصلاح ساختار یارانه ها و احیاء ارزش پول ملی
undefined تمرکز بر ناترازی اقتصاد و پول می‌تواند نقش اهرم اصلاح کل سیستم را ایفا کند
undefined بخش اول
undefined دکتر علیرضا نصراصفهانی ،عضو هیئت‌علمی و مدیر گروه آینده پژوهی مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined اقتصاد ایران در آستانه ورود به مرحله‌ای است که ناترازی‌های انباشته به سطح «بحران‌های هم‌افزا» رسیده‌اند؛ وضعیتی که در آن، اختلال در یک حوزه (مانند انرژی یا بودجه) به‌طور هم‌زمان سایر حوزه‌ها را نیز بی‌ثبات می‌کند. سوال اصلی آن است که نقطه اهرمی برای اصلاح نظام اقتصادی و ناترازی‌های مختلف چیست؟
مسئله ایران؛ ناترازی‌های درهم‌تنیدهundefined ایران با ناترازی‌های متعددی از جمله انرژی، پول، بودجه، آب، محیط‌زیست و جمعیت مواجه است. با این حال، تجربه‌های تطبیقی نشان می‌دهد که تمرکز بر «ناترازی اقتصاد و پول» می‌تواند نقش «اهرم اصلاح کل سیستم» را ایفا کند؛ زیرا اصلاح قیمت‌ها و بودجه، اثرات سرریز قابل‌توجهی بر مصرف انرژی، فساد و مشکلاتی زیست محیطی دارد.
undefined ریشه‌یابی سقوط ارزش پول ملی در نظام یارانه‌ای: تحلیل ریشه‌ای چالش‌های فعلی اقتصاد ایران نشان می‌دهد که بحران‌های تورمی و نوسانات ارزی، بیش از آنکه حاصل عملکرد اشخاص یا مدیران وقت بانک مرکزی باشد، نتیجه مستقیم «تله تثبیت قیمت» و انباشت ناترازی‌های ساختاری در دهه‌های گذشته است. بر اساس شواهد، سیاست غلط تثبیت نرخ ارز و اصرار بر ارز پاشی برای حفظ قیمت‌های دستوری، منجر به اتمام ذخایر ارزی و در نهایت جهش‌های انفجاری و پله‌ای قیمت دلار شده است؛ فرآیندی که نه یک جراحی اقتصادی، بلکه پیامد اجتناب‌ناپذیر بی‌توجهی به تعدیل تدریجی قیمت‌ها متناسب با نرخ تورم و چاپ پول بدون پشتوانه ناشی از ناترازی‌های بانکی است. این ساختار معیوب با ایجاد فضای رانتی، انگیزه‌های فسادزا را در زنجیره ارزش تقویت کرده است، به طوری که توزیع خوراک ارزان و یارانه‌ای در صنایعی مانند پالایشگاه‌ها، به جای ارتقای بهره‌وری، به ابزاری برای پرداخت دستمزدهای نجومی و غیرمتعارف تبدیل شده که در واقع خروج منابع ملی تحت پوشش هزینه‌های جاری است. از سوی دیگر، مقایسه ابعاد یارانه‌های پنهان با بودجه‌های عمرانی و جاری، عمق ناترازی منابع در ایران را آشکار می‌سازد.
undefined وزن سیاست یارانه ای در نظام اقتصادی ایران: گزارش آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که ایران در سال‌های اخیر با تخصیص ۱۲۷ میلیارد دلار یارانه انرژی، معادل ۳۷ درصد تولید ناخالص داخلی، بالاترین نسبت یارانه انرژی به تولید ناخالص داخلی را در جهان داراست. برای درک بهتر این موضوع، باید گفت ایران در مقایسه با کشورهایی مانند چین (۳۰ میلیارد دلار) و عربستان سعودی (۲۹ میلیارد دلار) به‌مراتب یارانه بیشتری پرداخت می‌کند، درحالی‌که اقتصاد این کشورها از نظر تولید ناخالص داخلی بسیار بزرگ‌تر است.
undefined اعوجاج قیمتی: مطالعات انجام شده نشان می دهد که اختصاص یارانه غیرمستقیم به انرژی منجر به «اعوجاج قیمتی» می‌شود. در ایران، این اعوجاج باعث شده است که شدت مصرف انرژی دو برابر میانگین جهانی باشد. این وضعیت، دولت را در تله‌ای گرفتار کرده است که در آن افزایش قیمت برای جبران ناترازی، ریسک تنش اجتماعی دارد و ثبات قیمت، منجر به ورشکستگی زیرساخت‌ها می‌شود.
undefined مشکلات زیست محیطی: گزارشها نشان می‌دهد که یارانه‌های انرژی فسیلی یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش آلودگی هوا و تخریب منابع آب هستند. ارزان بودن سوخت در ایران باعث شده تا میانگین مصرف بنزین به حدود ۱۱۵ تا ۱۲۰ میلیون لیتر در روز برسد که پیامد مستقیم آن، افت کیفیت هوا در کلان‌شهرهاست. همچنین قیمت‌گذاری غیرواقعی برق (حدود 0.3 سنت به ازای هر کیلووات ساعت، حدود 70 برابر ارزانتر از اروپا) موجب مصرف بی‌رویه و حذف انگیزه سرمایه‌گذاری در فناوری‌های بهره‌ور، انرژی‌های تجدیدپذیر و حمل‌ونقل برقی شده است.
undefined فساد و ناکارآمدی نهادی: نظام‌های چندقیمتی و یارانه‌های غیرهدفمند، به شکل سیستماتیک رفتارهای رانتی و فسادزا تولید می‌کنند. شواهد میدانی نیز تأیید می‌کند که شکاف قیمتی ناشی از یارانه‌ها، منجر به قاچاق روزانه حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر فرآورده‌های نفتی شده است.
undefined نابرابری توزیعی: بیش از ۶۰ درصد منافع یارانه‌های پنهان انرژی در کشورهای درحال‌توسعه، به دهک‌های بالای درآمدی می‌رسد و اثر آن بر کاهش فقر ناچیز است. در ایران، مطالعات نشان می‌دهد که پیش از اصلاح قیمت‌ها، سهم دهک ثروتمند از یارانه بنزین حدود ۱۷ تا ۲۰ برابر دهک‌های کم‌درآمد بوده است. شواهد آماری مرکز آمار ایران نیز بیانگر آن است که پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها در سال ۱۳۸۹ و بازتوزیع نقدی منابع، ضریب جینی (شاخص نابرابری) با کاهشی چشمگیر از ۰.۴۱ در سال ۱۳۸۸ به ۰.۳۷ در سال ۱۳۹۰ رسید که که کمترین میزان ثبت شده در چند دهه اخیر بود.
@iranfuture

۱۷:۲۹

هم‌آفرینی ایران آینده
undefined 🟠 اصلاح ساختار یارانه ها و احیاء ارزش پول ملی undefined تمرکز بر ناترازی اقتصاد و پول می‌تواند نقش اهرم اصلاح کل سیستم را ایفا کند undefined بخش اول undefined دکتر علیرضا نصراصفهانی ،عضو هیئت‌علمی و مدیر گروه آینده پژوهی مرکز پژوهش‌های مجلس undefined اقتصاد ایران در آستانه ورود به مرحله‌ای است که ناترازی‌های انباشته به سطح «بحران‌های هم‌افزا» رسیده‌اند؛ وضعیتی که در آن، اختلال در یک حوزه (مانند انرژی یا بودجه) به‌طور هم‌زمان سایر حوزه‌ها را نیز بی‌ثبات می‌کند. سوال اصلی آن است که نقطه اهرمی برای اصلاح نظام اقتصادی و ناترازی‌های مختلف چیست؟ مسئله ایران؛ ناترازی‌های درهم‌تنیده undefined ایران با ناترازی‌های متعددی از جمله انرژی، پول، بودجه، آب، محیط‌زیست و جمعیت مواجه است. با این حال، تجربه‌های تطبیقی نشان می‌دهد که تمرکز بر «ناترازی اقتصاد و پول» می‌تواند نقش «اهرم اصلاح کل سیستم» را ایفا کند؛ زیرا اصلاح قیمت‌ها و بودجه، اثرات سرریز قابل‌توجهی بر مصرف انرژی، فساد و مشکلاتی زیست محیطی دارد. undefined ریشه‌یابی سقوط ارزش پول ملی در نظام یارانه‌ای: تحلیل ریشه‌ای چالش‌های فعلی اقتصاد ایران نشان می‌دهد که بحران‌های تورمی و نوسانات ارزی، بیش از آنکه حاصل عملکرد اشخاص یا مدیران وقت بانک مرکزی باشد، نتیجه مستقیم «تله تثبیت قیمت» و انباشت ناترازی‌های ساختاری در دهه‌های گذشته است. بر اساس شواهد، سیاست غلط تثبیت نرخ ارز و اصرار بر ارز پاشی برای حفظ قیمت‌های دستوری، منجر به اتمام ذخایر ارزی و در نهایت جهش‌های انفجاری و پله‌ای قیمت دلار شده است؛ فرآیندی که نه یک جراحی اقتصادی، بلکه پیامد اجتناب‌ناپذیر بی‌توجهی به تعدیل تدریجی قیمت‌ها متناسب با نرخ تورم و چاپ پول بدون پشتوانه ناشی از ناترازی‌های بانکی است. این ساختار معیوب با ایجاد فضای رانتی، انگیزه‌های فسادزا را در زنجیره ارزش تقویت کرده است، به طوری که توزیع خوراک ارزان و یارانه‌ای در صنایعی مانند پالایشگاه‌ها، به جای ارتقای بهره‌وری، به ابزاری برای پرداخت دستمزدهای نجومی و غیرمتعارف تبدیل شده که در واقع خروج منابع ملی تحت پوشش هزینه‌های جاری است. از سوی دیگر، مقایسه ابعاد یارانه‌های پنهان با بودجه‌های عمرانی و جاری، عمق ناترازی منابع در ایران را آشکار می‌سازد. undefined وزن سیاست یارانه ای در نظام اقتصادی ایران: گزارش آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که ایران در سال‌های اخیر با تخصیص ۱۲۷ میلیارد دلار یارانه انرژی، معادل ۳۷ درصد تولید ناخالص داخلی، بالاترین نسبت یارانه انرژی به تولید ناخالص داخلی را در جهان داراست. برای درک بهتر این موضوع، باید گفت ایران در مقایسه با کشورهایی مانند چین (۳۰ میلیارد دلار) و عربستان سعودی (۲۹ میلیارد دلار) به‌مراتب یارانه بیشتری پرداخت می‌کند، درحالی‌که اقتصاد این کشورها از نظر تولید ناخالص داخلی بسیار بزرگ‌تر است. undefined اعوجاج قیمتی: مطالعات انجام شده نشان می دهد که اختصاص یارانه غیرمستقیم به انرژی منجر به «اعوجاج قیمتی» می‌شود. در ایران، این اعوجاج باعث شده است که شدت مصرف انرژی دو برابر میانگین جهانی باشد. این وضعیت، دولت را در تله‌ای گرفتار کرده است که در آن افزایش قیمت برای جبران ناترازی، ریسک تنش اجتماعی دارد و ثبات قیمت، منجر به ورشکستگی زیرساخت‌ها می‌شود. undefined مشکلات زیست محیطی: گزارشها نشان می‌دهد که یارانه‌های انرژی فسیلی یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش آلودگی هوا و تخریب منابع آب هستند. ارزان بودن سوخت در ایران باعث شده تا میانگین مصرف بنزین به حدود ۱۱۵ تا ۱۲۰ میلیون لیتر در روز برسد که پیامد مستقیم آن، افت کیفیت هوا در کلان‌شهرهاست. همچنین قیمت‌گذاری غیرواقعی برق (حدود 0.3 سنت به ازای هر کیلووات ساعت، حدود 70 برابر ارزانتر از اروپا) موجب مصرف بی‌رویه و حذف انگیزه سرمایه‌گذاری در فناوری‌های بهره‌ور، انرژی‌های تجدیدپذیر و حمل‌ونقل برقی شده است. undefined فساد و ناکارآمدی نهادی: نظام‌های چندقیمتی و یارانه‌های غیرهدفمند، به شکل سیستماتیک رفتارهای رانتی و فسادزا تولید می‌کنند. شواهد میدانی نیز تأیید می‌کند که شکاف قیمتی ناشی از یارانه‌ها، منجر به قاچاق روزانه حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر فرآورده‌های نفتی شده است. undefined نابرابری توزیعی: بیش از ۶۰ درصد منافع یارانه‌های پنهان انرژی در کشورهای درحال‌توسعه، به دهک‌های بالای درآمدی می‌رسد و اثر آن بر کاهش فقر ناچیز است. در ایران، مطالعات نشان می‌دهد که پیش از اصلاح قیمت‌ها، سهم دهک ثروتمند از یارانه بنزین حدود ۱۷ تا ۲۰ برابر دهک‌های کم‌درآمد بوده است. شواهد آماری مرکز آمار ایران نیز بیانگر آن است که پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها در سال ۱۳۸۹ و بازتوزیع نقدی منابع، ضریب جینی (شاخص نابرابری) با کاهشی چشمگیر از ۰.۴۱ در سال ۱۳۸۸ به ۰.۳۷ در سال ۱۳۹۰ رسید که که کمترین میزان ثبت شده در چند دهه اخیر بود. @iranfuture
undefined بخش دوم
گزینه‌های سیاستی پیش روundefined تداوم وضع موجود: تداوم سیاست‌های فعلی منجر به تشدید کسری بودجه و افزایش تورم ساختاری می‌شود و هم‌زمان فرسودگی زیرساخت‌های انرژی و افزایش احتمال شوک‌های اجتماعی را به دنبال دارد.
undefined اصلاح تدریجی قیمت‌ها: مطالعات نشان می‌دهد که در اقتصادهای گرفتار تورم مزمن، اصلاحات تدریجی قیمت‌ها اغلب به‌سرعت توسط تورم خنثی می‌شوند و بدون ایجاد دستاورد پایدار، هزینه اجتماعی قابل‌توجهی ایجاد می‌کنند.
undefined اصلاح ساختاری همراه با بازتوزیع مستقیم: تجربه اصلاح یارانه‌ها در اندونزی (۲۰۱۵) و مصر (۲۰۱۶) و ایران (1388) نشان می‌دهد که «واقعی‌سازی قیمت‌ها همراه با پرداخت نقدی مستقیم و فراگیر» تنها سناریویی است که توانسته اصلاحات را از نظر اقتصادی و اجتماعی پایدار کند.
توصیه سیاستیundefined نقطه اهرمی برای حل تدریجی این ناترازی‌ها در یک بازه ۱۰ تا ۱۵ ساله، اصلاح «ناترازی پولی» از طریق «پرداخت یارانه نقدی مستقیم» و «احیای نسخه به‌روزشده قانون هدفمندسازی یارانه‌ها» است. بر مبنای شواهد فوق بدون گذار از نظام چندقیمتی، اصلاح ناترازی بانک‌ها و انتقال یارانه‌ها از «کالا» به «انتهای زنجیره مصرف» (پرداخت مستقیم به دهک‌ها)، هرگونه تغییر مدیریتی تنها مسکنی موقت خواهد بود و زیربنای تولید رانت و تخریب ارزش پول ملی همچنان پابرجا می‌ماند. کشور یکبار در زمان دولت دهم هدفمندسازی به شیوه نسبتا صحیحی انجام شد، دو سال در رسانه‌ها روشنگری لازم انجام شد، مصوبه های لازم از مجلس گرفته شد و این طرح اجراشد. سال ۱۳۹۱ مجلس وقت با این فرضیه نادرست که در شرایط تحریمهای سخت، اجرای هدفمندی یارانه ها ممکن نیست، این طرح را متوقف کرد. بعد از آن در دولت یازدهم اراده و توان لازم برای چنین کاری وجود نداشت و با تعلل کار را به جایی رساندند که مجبور شدند یک شبه بنزین را گران کنند که منجر به آشوب شد. در زمان دولت سیزدهم هم یکبار اصلاحات کوچکی در قیمت آرد صنعتی و امثال آن شد که بعداً دنبال نشد، و نتایج همان اصلاح کوچک با تورم سالهای بعد از بین رفت.
undefined همچنین باید توجه کرد سیاست فعلی تخصیص یارانه به انتهای زنجیره تأمین و عرضه کالاهای اساسی با قیمت‌های ترجیحی، علی‌رغم اهداف حمایتی، منجر به تضعیف کسب‌وکارهای خرد و سنتی میشود، به عبارت دیگر همان بلایی که با مداخلات دولتی بر سر نانوایی ها آورده شد بر سر قصابی و لبنیاتی و ... هم خواهد آمد. این رویکرد با خارج کردن واحدهای صنفی نه تنها شبکه توزیع مویرگی و سالم را در معرض ورشکستگی قرار داده، بلکه هرگونه فرصت رشد، نوآوری و تبدیل شدن این بنگاه‌ها به تجار منطقه‌ای را در بازه زمانی ۵ تا ۱۰ ساله سرکوب خواهد کرد. لذا ضروری است با تجدیدنظر در این سازوکار، یارانه به صورت «نقدی» به خریدار پرداخت شود تا با بازگرداندن «حق انتخاب» به مصرف‌کننده، امکان رقابت عادلانه فراهم شده و از خشکاندن ریشه‌های رشد اقتصادی در بخش خصوصی جلوگیری به عمل آید.
undefined براین اساس، طرح «پرداخت یارانه نقدی مستقیم» تنها موضوعی است که در حال حاضر پتانسیل ایجاد توافق میان جناح‌های مختلف سیاسی را دارد. کیفیت تیم اجرایی و هماهنگی نهادی، عامل تعیین‌کننده موفقیت یا شکست اصلاحات یارانه‌ای است. انتصاب چهره‌های علمی و باسابقه مانند دبیر سابق ستاد هدفمندسازی یارانه‌ها در این خصوص می‌تواند راهگشا باشد. همزمان با اصلاحات داخلی، ادامه «مسیر تجارت بین‌الملل با محوریت اوراسیا و چین» می‌تواند تا حدی زیادی اثر تحریم‌ها را خنثی کرده و بستر لازم برای پایداری اقتصادی را فراهم کند. همچنین تجربه جهانی (مانند اصلاحات در برزیل یا اندونزی) نشان می‌دهد که حذف یارانه‌های پنهان تنها در صورتی موفق است که با یک «شبکه ایمنی اجتماعی» قدرتمند همراه باشد.
@iranfuture

۱۷:۲۹

thumbnail
🟠 هژمونیِ امید : بلاغتِ قدرت در روزگار بحران
undefined تاملی بر بیانات اخیر رهبر انقلاب اسلامی
undefined دکتر محمدمهدی رحیمی ،پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی ایران
undefined در بیانات اخیر رهبر انقلاب اسلامی، سیزدهم رجب و یادبود شهید سلیمانی، یک منطق بلاغی و نظری قابل تشخیص است که متن را از سطح گفتار مناسبتی فراتر می‌بَرد و آن را به عرصه حکمرانی معاصر پیوند می‌زند. هسته اصلی این منطق، ترکیب دوپاره است: از یک سو استفاده هدفمند از استعاره‌های مفهومی همچون «جنگ»، «ثروت» و «معجزه»، و از سوی دیگر تأکید بر «عاملیت جمعی» به‌عنوان نیروی زنده سیاست. این دو پاره در کنار هم نوعی عقلانیت راهبردی تولید می‌کنند که می‌تواند برای فهم شرایط ملتهب کنونی ایران نیز الهام‌بخش باشد.
undefined استعاره‌ها در این سخنرانی نقش تزئینی ندارند؛ آنها دستگاه ادراکی می‌سازند. صورت‌بندیِ «بسیج به‌عنوان ثروت بزرگ کشور»، یا تعبیر «جنگ نرم» برای توصیف تقابل رسانه‌ای و روانی دشمن، دقیقاً همان چیزی است که لیکاف در نظریه استعاره مفهومی توضیح می‌دهد: انسان‌ها جهان سیاسی را نه به‌صورت عریان و ریاضیاتی، بلکه از خلال چارچوب‌های استعاری درک می‌کنند. وقتی بسیج «ثروت» نامیده می‌شود، ذهن مخاطب به سمت مفاهیمی چون سرمایه، حفاظت، افزایش ارزش و آینده‌سازی هدایت می‌گردد؛ این واژه بارِ ایجابی و امیدساز دارد. در مقابل، استعاره «جنگ نرم» شبکه‌ای از تهدید، مراقبت، نفوذ و تخریب انگیزه‌ها را فعال می‌کند و مخاطب را نسبت به میدان پنهانِ تقابل حساس می‌سازد. همچنین استفاده از تعبیر «معجزه‌آفرینی جوانان نخبه» در ارسال ماهواره‌ها یا افزایش ظرفیت برق، نوعی بازقدردانی نمادین از توان ملی است تا روایتِ تحقیرشدگی و ناتوانی خنثی شود. به بیان دیگر، رهبر انقلاب می‌کوشد با جابه‌جایی استعاره‌ها، مرزِ معنای «قدرت» را از امر نظامی صرف به «قدرت اجتماعیِ متکی بر نیروی انسانی» منتقل کند. این دقیقاً یک تکنیک گفتمانی برای حفظ هژمونیِ درونی است؛ هژمونی‌ای که بدون زبان مشترک شکل نمی‌گیرد.
undefinedاما این زبانِ کلّی‌نگر تنها زمانی کار می‌کند که به یک سوژه واقعی متصل باشد؛ و آن سوژه در این متن «ملت» است. جایی که رهبری می‌گویند اعتراض بازاریان بجاست اما اغتشاش با اعتراض فرق دارد، در حقیقت به تمایز میان کنش مشروعِ جمعی و آشوبِ بی‌صورت اشاره می‌کند. اینجاست که چارچوب هانا آرنت می‌تواند به کمک فهم نظری بیاید. آرنت سیاست را عرصه «عمل در کثرت» می‌دانست: فضایی که در آن انسان‌ها به‌صورت جمعی ظاهر می‌شوند، سخن می‌گویند و مسئولان را مخاطب قرار می‌دهند. رهبر انقلاب نیز آگاهانه به همین منطق تکیه می‌کند؛ او مشروعیت را نه صرفاً از صدور فرمان، بلکه از حضور و همراهی مردم می‌فهمد. یادبودهای مکرر از اجتماع عظیم مردم بر مزار شهید سلیمانی، یا ستایش از جوانان ۲۶ ساله به‌عنوان ثروت ملّی، در واقع تلاش برای نگه داشتنِ میدانِ عمومی در سمت «حق» است. در این منطق، سیاست هنگامی زایا می‌شود که «اهل عمل بودن» به یک فضیلت جمعی تبدیل گردد؛ همان سه‌گانه ایمان، اخلاص و عمل که به‌عنوان خصوصیات سلیمانی معرفی می‌شود، الگویی است برای تکثیر عاملیت در بدنه اجتماعی.
undefined ترکیب این دو پاره – استعاره و عاملیت – دلالت حکومتی مهمی دارد. استعاره‌ها امکانِ جهت دادن به احساسات جمعی را فراهم می‌کنند، اما خودِ احساسات بدون کانال‌های واقعیِ عمل، به بی‌اعتمادی و تمرد تبدیل می‌شوند. متنِ رهبر انقلاب دقیقاً بر این مرز حرکت می‌کند: پذیرش مطالبه اقتصادیِ بازار، هشدار نسبت به سوءاستفاده دشمن، و در عین حال دعوت به اعتماد به داشته‌های ملی. از منظر آینده‌پژوهانه می‌توان گفت که این بیانات نوعی تشخیص ضمنی از بحران مشروعیتِ اقتصادی است و کوششی برای بازگرداندنِ پیوند اخلاقی میان دولت و جامعه.
undefined اگر این منطق را به وضعیت امروز وصل کنیم، نقشه راهِ مستتر چنین است: نخست باید مشکلاتِ واقعی مردم دیده و به زبان مشترک ترجمه شوند؛ سپس با استعاره‌های امیدساز، توان ملی برجسته گردد؛ و نهایتاً میدان‌های عملی برای کنش مشروعِ شهروندان گشوده شود. در غیر این صورت، «جنگ نرمِ» روایت‌ها بر ذهن جامعه غلبه خواهد کرد. بنابراین درس گفتمان رهبری آن است که حکومت برای رسیدن به اهداف خود ناگزیر از تکیه بر کثرتِ فعال مردم است، و این تکیه فقط با گفتمانِ قابل فهم و صادقانه امکان می‌یابد. در شرایط به‌هم‌ریخته کنونی، سیاستِ عقلانی دقیقاً یعنی تبدیل اعتراض به گفت‌وگوی پاسخگو، و تبدیل ثروت نمادین به عدالت نهادی.
undefined بدین ترتیب، بیانات رهبری را می‌توان تلاشی دانست برای حفظ آگاهی از «کلیت تاریخی جنگ»، اما اجرای عملیِ آن در امروز تنها از مسیر هژمونی فرهنگیِ صادقانه و عاملیت جمعیِ سازمان‌یافته می‌گذرد؛ مسیری که متن، عناصر اخلاقی و زبانی لازم برای آغاز آن را در خود دارد.
@iranfuture

۱۸:۲۲

🟠 ایران‌ِ پس از دی‌ ۱۴۰۴ : نیازمند ایده‌ای نو برای آینده
undefined تحلیلی از غائله‌ی اخیر در مقایسه‌ی آن با بحران‌های سابق
undefined عباس قائمی، مدیر مخاطب‌پژوهی مرکز تحلیل اجتماعی (متا)
undefined اتفاقات اخیر ۱۴۰۴ دست‌کم دو تفاوت عمده با بحران‌های ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ داشته است. تفاوت اول این است که شرایط اجتماعی امروز، شرایط جامعه‌ای است که چند تجربه‌ی جدی از این نوع اعتراضات را پشت سر گذاشته و به این نقطه رسیده است. کسی که در سال ۸۸ به خیابان آمد، برای اولین‌بار بود که چنین وضعیتی را تجربه می‌کرد و این احساس را داشت که شاید تغییری اساسی رقم بخورد. در ۹۸ هم، هرچند تجربه‌ی ۸۸ و تجربه‌ی نیم‌بند ۹۶ در حافظه‌ی تاریخی وجود داشت، اما باز این تصور بود که این‌بار فرق می‌کند و اگر به خیابان بیاییم، اتفاق متفاوتی رقم می‌خورد که آن هم به نتیجه نرسید. در ۱۴۰۱ نیز با وجود به کارگیری تمام توان نتیجه مطلوب ایجاد نشد.
undefined بین ۸۸ و ۱۴۰۱ حدود پانزده سال فاصله است و بسیاری از کسانی که در ۱۴۰۱ به خیابان آمدند، خاطره‌ی ملموسی از ۸۸ نداشتند. به همین دلیل، به‌ویژه نوجوانان و جوانان، حضور پررنگی داشتند. اما امروز، کسانی که به خیابان آمدند، خاطره‌ی ۱۴۰۱ برایشان به به‌لحاظ زمانی بسیار نزدیک است. به همین خاطر بعد از ناکام‌ماندن اعتراضات ۱۴۰۱ ـ که خودشان نام «انقلاب» بر آن گذاشته بودند- یک ناکامی عمیق در بدنه‌ی معترضِ ۱۴۰۱ شکل گرفت. حتی اگر امروز هم به خیابان بیایند، بسیار بعید است که امید داشته باشند این حضور خیابانی اتفاق خاصی را رقم بزند. تجربه‌ی ۱۴۰۱ باعث شده که اعتراضات ۱۴۰۴ را هم خودشان چندان جدی نگیرند و انتظار نتایج جدی از آن نداشتند.
undefined تفاوت دوم، تجربه‌ی جنگ است. اتفاقی که در جریان حمله‌ی اسرائیل رخ داد، تأثیر عمیقی بر ذهنیت ایرانی گذاشت و یک تمایز و مرزبندی جدی در ذهن جامعه ایجاد کرد: تمایز میان دعوای داخلیِ خانوادگی و جنگ بیرونی و سوءاستفاده‌ی دشمن خارجی. این تمایز امروز در ذهن جامعه ته‌نشین شده است.
undefined لذا اغتشاشات ۱۴۰۴ به نسبت ناآرامی‌های اخیر دارای سرمایه اجتماعی پایینی بود. ۸۸ و ۱۴۰۱ هر دو شعار مشخص داشتند. ۸۸ حتی رهبری مشخص داشت و ۱۴۰۱ هرچند رهبری واحد نداشت و همین باعث ضربه‌خوردن و فروپاشی سریع آن شد، اما لااقل شعار واحد داشت. فتنه‌ی اخیر ۱۴۰۴ نه شعار داشت، نه رهبر و بدنه‌ی اجتماعی قابل توجه و لذا سفارشی‌ترین اعتراض اخیر ایران بوده است. اگر بخواهم فضای جامعه را به‌ویژه از منظر معترضان و براندازان توصیف کنم، با جامعه‌ای مواجه هستیم که مسیرهای مختلف را آزموده و نتیجه‌ای نگرفته است.
undefined در سوی مقابل، بدنه‌ی عمومی مردم نیز ایده‌ی مشخصی برای آینده در ذهن ندارند. جریانات سیاسی نیز تمام ایده‌های خود را آزموده‌اند و تاکنون هیچ جریانی نتوانسته است ایده‌ی مشخص دیگری را مطرح کند.
undefined جامعه امروز بیش از هر چیز نیازمند بازگشت به گفت‌وگوست؛ گفت‌وگوی واقعی با مردم. اصل گفت‌وگو بسیار مهم است، چه از سوی دولت و چه شخص رئیس‌جمهور. گفت‌وگوهای رودررو می‌تواند بسیار اثرگذار باشد. اما مهم‌تر از اصل گفت‌وگو، محتوای آن است.
undefined باید با جامعه‌ی ایرانی صادقانه سخن گفت: ما همه‌ی مسیرها را آزموده‌ایم و امروز بیش از دو راه پیش رو نداریم. یا تسلیم -آن هم تسلیم با خفت و خواری- یا مقاومت و استقامت برای قوی‌شدن. جامعه‌ی ایرانی، با غرور و هویتی که دارد، هرگز به تسلیم راضی نمی‌شود؛ جز بخش اندکی از براندازان که جمعیت ناچیزی هستند، اکثریت جامعه تسلیم را نمی‌پذیرد.
undefined یکی از ابعاد این گفتمان آن است که ایران امروز الهام‌بخش آزادگان جهان است. اگر این مفاهیم با زبان روایت، قصه و ادبیات درست منتقل شود، می‌تواند نقش تاریخی ایرانیِ امروز و این که تصمیم‌ها و کنش‌های جامعه‌ی ایرانی در این گردنه‌ی تاریخی تا چه اندازه می‌تواند اثرگذار باشد را، یادآوری کند.
undefined این ایده حتماً نیاز به یک چهره دارد. اما تا زمانی که این ایده به یک جریان تبدیل نشود، مؤثر نخواهد بود. ممکن است این جریان به‌تدریج، و به‌صورت ارگانیک، از دل تعارض‌های موجود متولد شود؛ جریانی که از جهاتی تمایزهایی با همه جریان‌های فعلی داشته باشد و بتواند بایستد و عمل کند.
undefined اگر این جریان بخواهد شکل بگیرد، نیازمند یک‌سری حلقه‌های واسط است. منظور حلقه‌ای است که بتواند از یک‌سو با دولت و حاکمیت وارد گفت‌وگو شود و از سوی دیگر، خواسته‌های مردم را بفهمد و بتواند برای زندگی امروز مردم سخن بگوید، نه فقط برای منافع سیاسی و قدرت. اگر چنین جریانی شکل بگیرد، می‌تواند انتخابات‌ها را به سمت خودش بکشاند، چهره‌سازی کند، امید ایجاد کند و از قشرهای خاکستری و مردم عادی که به‌دنبال کارآمدی هستند، یارگیری کند.
@iranfuture

۱۷:۵۶