بله | کانال عبدالحمید
عکس پروفایل عبدالحمیدع

عبدالحمید

۷۵۲ عضو
thumbnail
اشتباه بزرگمناظره‌ای که اخیرا بسیار پربازدید شده، چه خیری داشته است؟1. شبهاتی که در اذهان متدینین و یا عوام جامعه بسیار رواج یافته و شنیده شده بود را برطرف نمود؟2. جماعتی که از امان چادر حضرت زهرا سلام الله علیها محروم بوده و تحت زعامت اولیای طاغوت و ظلمات قرار داشتند را هدایت کرد؟3. سلیمانی اردستانی را پروموت کرد؟4. محبوبیت حامد کاشانی را افزایش داد؟5. و...؟---پاسخ صادقانه به این سوالات است که نشان می‌دهد آیا این مناظره برای اسلام و تشیع مفید بوده یا برای دیگران؟این‌که «علما» از مناظرات این‌چنینی در سطح جامعه اجتناب داشته و آن را به درون مجامع تخصصی محدود می‌کرده‌اند، مبتنی بر حکمت و علم بوده است.بنده، قطعا از فرهیخته گرانقدر جناب آقای #حامد_کاشانی در حوزه رسانه تخصص بسیار بیشتری دارم و مدت‌هاست که عملکرد رسانه‌ای ایشان را در سطح و مسیری خلاف عملکرد علمی‌شان ارزیابی می‌کنم. قبلا با داستان مولوی گرگیج، اشتباه بزرگی مرتکب شد و اکنون در مناظره با آن «یارو».---پس از مناظره، صفحه آن «یارو»، 300 هزار دنبال‌کننده جدید پیدا کرده است. مبارک شیطان باشد!undefined abd_alhamid

۱۶:۰۰

عبدالحمید
undefined اشتباه بزرگ مناظره‌ای که اخیرا بسیار پربازدید شده، چه خیری داشته است؟ 1. شبهاتی که در اذهان متدینین و یا عوام جامعه بسیار رواج یافته و شنیده شده بود را برطرف نمود؟ 2. جماعتی که از امان چادر حضرت زهرا سلام الله علیها محروم بوده و تحت زعامت اولیای طاغوت و ظلمات قرار داشتند را هدایت کرد؟ 3. سلیمانی اردستانی را پروموت کرد؟ 4. محبوبیت حامد کاشانی را افزایش داد؟ 5. و...؟ --- پاسخ صادقانه به این سوالات است که نشان می‌دهد آیا این مناظره برای اسلام و تشیع مفید بوده یا برای دیگران؟ این‌که «علما» از مناظرات این‌چنینی در سطح جامعه اجتناب داشته و آن را به درون مجامع تخصصی محدود می‌کرده‌اند، مبتنی بر حکمت و علم بوده است. بنده، قطعا از فرهیخته گرانقدر جناب آقای #حامد_کاشانی در حوزه رسانه تخصص بسیار بیشتری دارم و مدت‌هاست که عملکرد رسانه‌ای ایشان را در سطح و مسیری خلاف عملکرد علمی‌شان ارزیابی می‌کنم. قبلا با داستان مولوی گرگیج، اشتباه بزرگی مرتکب شد و اکنون در مناظره با آن «یارو». --- پس از مناظره، صفحه آن «یارو»، 300 هزار دنبال‌کننده جدید پیدا کرده است. مبارک شیطان باشد! undefined abd_alhamid
این متن را یکی از برادران نوشته و از زاویه مثبت و ایجابی به آن مناظره پرداخته است.بنظرم رسید مناسب تقواست که نظر مخالف را هم منتشر کنم. شاید اهل اندیشه، «نقطه تعادلی» مناسبی بین این دو نظر پیدا کنند.---undefined اکبرنژاد و تکبر پنهان «حامدکاشانی»های فقه سیاسی
undefined واقعیت این است که حجت الاسلام حامد کاشانی هم می توانست بگوید مناظره با اردستانی«بزرگ کردن اوست» و یا موجب «ترویج بیشتر افکارش می شود» یا موجب می شود «بیشتر دیده شود و مشهور شود» و.... و در حدیث نفس و نجوای پنهان خود هم بگوید من کجا و او کجا در شأن من نیست کنار او بنشینم و.... ولی از این حربه گریخت و پای بر نفس خود فشرد و فتنه را در نطفه خفه کرد.
undefined اینها همه آن مستمسکاتی است که متأسفانه ذیل یک «تکبر پنهان»ی شکل می گیرد و کوچه خلوت درست می کند برای پهلوان پنبه های رسانه و مجازی. آری اکبرنژادها و حسن آقامیری ها و... پهلوان پنبه های فضای مجازی و لات کوچه خلوتی بودند که خریطین عرصه فقه سیاسی و تاریخ شناسان معاصر و جریان پژوهان سیاسی قله نشین و خودبرتر پندار، فضا را برایشان گشودند...
undefinedامروز و درماجرای اردستانی می بینیم که قدرت سیاسی به راحت ترین وجه می تواند موضوع را مدیریت کند و پروپاگاندای رسانه ای با کلید واژه سرکوب و آزادی بیان و... فعال نشده است. چرا که اردستانی پیش از ورود سهل، بسیط و البته پر هزینه قدرت انتظامی ، با مناظره کم هزینه و البته کوبنده حامد کاشانی «سرکوب» شد به نحوی که نه دیگر سرمایه اجتماعی فعالی دارد و نه حتی سلیقه های سیاسی مرتبط با او حاضر به حمایت از وی هستند .
undefined مطمئناً اگر پیش از چنین سرکوبی در مکانیزم های طبیعی اجتماعی و زمین بازی سلبریتی های آن ، ماجرای اردستانی با قوه قهریه جمع و جور شده بود، محمد خاتمی و اعوان و انصار اصلاح طلبش نه تنها از وی اعلام برائت نمی کردند بلکه زبان به حمایت از مظلوم! و نقد منع آزادی بیان می گشودند. این ها همه درس عبرت است برای ما و آیندگان....
undefined ای کاش در موضوع حسن آقامیری و اکبرنژاد و جریان لمپنیسم شبه روشنفکر دینی و منتقد نظام هم پیش از ورود ساده و بسیط قدرت سیاسی و قوه قهریه آن، در بستر اجتماعی طبل توخالی بودن این عناصر روشن می شد تا تبدیل به قهرمان مبارزه مدنی نشوند و پایگاه اجتماعی پیدا نکنند و از آنها اسطوره سازی نشود...
undefinedمسلماً مشاهیر و استخوان خرد کرده هایی که اکبرنژاد و آقامیری را در شأن خود نمی دانستند و نگرانی از دست دادن عزت و شکوت، اجازه مناظره با او را به آنها نداد، باید از ماجرای اخیر و البته عزت دوچندانی که در این ماجرا خداوند به استاد کاشانی عزیز داد درس عبرت بگیرند.مَنْ کانَ یرِیدُ اَلْعِزَّةَ فَلِلّهِ اَلْعِزَّةُ جَمِیعاً
@leaflets---undefined abd_alhamid

۱۸:۲۹

عبدالحمید
undefined قبلا گفته بودم ترویج و تثبیت بی‌حجابی، ریشه در لایه‌های پیجیده «درون نظام» دارد. همچنین قبلا گفته بودم افراد مشکوکی در «دفتر» حضور دارند که حتی صدای آقا را سانسور و یا به شکل حرفه‌ای تحریف یا بایکوت می‌کنند. ما همانطور که بین امام(ره) و بیت ایشان تمایز قائلیم و عاشق خودش هستیم و امثال انصاری‌ها و... قبول نداریم؛ عاشق و سرباز آقا هستیم و این «کارمندان» پرادعا و لانه کرده در فلان دفتر و منسوب به بیت را هم قبول نداریم. undefined abd_alhamid
تاکید می‌کنم بسط و گسترش و تثبیت بی‌حجابی و بی‌عفتی، یک پروژه عمیقا امنیتی است و شبکه نفوذ بدون اراده و حمایت از «درون نظام» نمی‌تونه اینقدر راحت پیشروی کنه.شک دارید؟برخوردهای تند با تحصن کنندگان مجلس تا ماجرای #طالبی_دارستانی را مرور کنید.خمینی کبیر فرمود نشود یک روز بیدار شوید و ببینید #حجتیه همه چیزتان را برده اند... (نقل به مضمون)می‌دانید که حجتیه‌ای‌های خبیث، بسیار تشکیلاتی و امنیتی رفتار می‌کنند و بسیار ظاهرالصلاح هم هستند؟undefined abd_alhamid

۶:۱۰

thumbnail
#او را دیدم... undefinedروز #مادر مبارک undefined@mhrezaa2@abd_alhamid

۱۵:۲۳

thumbnail
یک: دیشب «وزیر علوم» رژیم صهیونیستی دانشجویان ایران را تشویق به آشوب کرد.دو: امروز تعدادی دانشجوی بی‌حجاب، در دانشگاه شورش کردند!سه: سایر دانشجویان با در دست داشتن #پرچم_ایران شعار دادند: «دانشجوی بی‌سواد، عامل دست موساد»چقدر این رخدادها و صحنه‌ها سینمایی و مملو از معنا هستند.این همه شفاف شدن مرزها و تمایزات، واقعا فوق‌العاده است.البته نتیجه این شفافیت، لزوما هدایت و آشکار شدن حقیقت نیست؛ ممکن است منجر به جنگ داخلی شود!undefined @abd_alhamid

۱۱:۳۴

thumbnail

۱۱:۳۴

thumbnail
دیروز درخواست مذاکره کرد، امروز انداختنش تو گونی و بردنش امریکااز آمریکا تقاضا داریم #ظریف و سایر مشتاقان مذاکره رو هم با گونی ببره همونجا!با تشکر undefinedundefined @abd_alhamid

۱۱:۱۱

thumbnail
هلالی نمی‌خواد تو هیأتش پرچم ونزوئلا بزنه؟undefined @abd_alhamid

۱۷:۴۲

چرا اعتراضات به سرعت به اغتشاشات تبدیل می‌شود؟یا چرا اعتراضات در ایران مثل پاریس، مسالمت‌آميز برگزار نمی‌شود؟در پاسخ به این سوال، جوابهای مختلفی وجود دارد، مثلا:- توجه به نقش دشمن و ایادی آن- نبود ساز و کار برگزاری مسالمت‌آميز برای اعتراضات- استبدادزدگی تاریخی و نابلدی عمومی در بیان اعتراض به شکل صحیح- هزینه نداشتن اغتشاش برای اغتشاشگران- تضعیف نقش مجلس از «نماینده ملت» و ناتوانی آن در استیضاح وزرا و یا حداقل رساندن صدای مردم به «بالایی‌ها» و دفاع از حقوق مردم- و...اما من فکر میکنم یکی از دلایل مهم اینکه مردم به جای اعتراض، اغتشاش و ویرانی و قتل و فحاشی و ضرب و شتم و سنگ‌پرانی را انتخاب می‌کنند، سبک حکومتداری در جمهوری اسلامی است!تجربه 88 به این سو نشان داده به اعتراضات آرام و مسالمت‌آمیز محل نمی‌گذارد، اما جهت آرام کردن اغتشاشگران به آنها «باج» می‌دهد!اعتراضات مسالمت‌آميزی که به ثمر رسیده‌اند، بسیار محدودند و اغتشاشات مثمرثمر، بسیار زیاد!مثلا از آبان 98 تا کنون، حکومت در حال باج دادن مستمر است! هر منصفی می‌داند که قیمت بنزین باید اصلاح شود، اما چون ممکن منجر به چنان اغتشاشی بشود، پس باج می‌دهیم!اما متاخرترین مثال، قضیه کشف حجاب است. کسانی که اغتشاش کردند، آدم کشتند، دروغ گفتند، بی‌عفتی و بی‌حیایی را ترویج کردند و در مقابل حکم خداوند بزرگ ایستادند، باج‌شان را ستادند؛ اما میلیونها نفری که در شهرهای مختلف با برگزاری راهپیمایی مسالمت‌آمیز از حکومت خواستند با این گناه مقابله کند، با بی‌توجهی حکومت مواجه و در نهايت طرد شدند.من ابدا اغتشاش را تطهیر نمی‌کنم، اما به صراحت می‌گویم این روش حکومتداری خودش عامل اصلی تجویز اغتشاش است!اگر اغتشاش‌گران کسانی را مانند #آرمان_علیوردی سلاخی کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که به خواسته‌شان برسند و هزینه ای هم ندهند، خب چرا چنین نکنند؟---پ.ن: چقدر این متن، تلخ شد undefinedundefined @abd_alhamid

۱۷:۰۶

بازارسال شده از شیخ اسماعیل رمضانی
thumbnail
‌‌undefined همون گوجه‌ای که شما می‌خرید منم می‌خرم،همون گرفتاری هایی که شما داریدمنم دارم...
undefined تو ثواب نشر شریک باشید undefined
undefined @esmaeilramezani

۱۷:۴۷

جامعه‌شناسی خشونت در اغتشاشات 18 دیundefined بخش نخستاغتشاشات 18 دی 1404، در سطح بالایی از خشونت قرار گرفت که یادآور رفتار منافقین در دهه شصت بود. نطفه اغتشاشات یک هفته پیش از این، در پاساژ علاء‌الدین تهران و سپس بازار تهران بسته شد. بازاریان تهرانی نسبت به نابسامانی قیمت دلار و وضعیت کلی اقتصاد، اعتراض داشتند و از قضا شروع اعتراضات، عمدتا مدنی و با کمترین میزان خشونت بود. اما به مرور در شهرستان‌ها به خشونت گرایید و در نهایت در شامگاه 18 دی 1404، با یک فاجعه بزرگ مواجه شدیم. سلاخی کردن نیروهای امنیتی با مخوف‌ترین و عجیب‌ترین روش‌ها صورت پذیرفت، به مساجد و امامزاده‌ها حمله شد و ما در یک شب، رفتارهای داعشی و زامبی‌وار را در خیابان‌ها مشاهده کردیم. چرا یکباره این‌چنین شد؟چرا اعتراضات اقتصادی که از بازار علیه نابسامانی وضعیت دلار شروع شده بود، به اغتشاشات مسلحانه و حمله به مساجد ختم شد؟ میان مسجد و قیمت دلار، چه سنخیتی حس می‌شد؟در پاسخ به این سوال، باید میان سطوح مختلف از خشونت تفکیک قائل شویم:سطح نخست «خشونت سازمان‌یافته» و «آموزش دیده» بود. بر هر مشاهده‌گر بی‌طرف و دقیقی کاملا آشکار است که بخشی از خشونت جاری در کف خیابان، توسط گروه‌های کوچک حرفه‌ای و آموزش‌دیده انجام می‌پذیرفت. رفتارهای چریکی، مجهز بودن به سلاح‌های متعدد و حتی وسایل لازم برای انواع خرابکاری و آتش‌سوزی، سازمان‌دهی شبکه‌ای و مواردی از این دست در بررسی اقدامات این گروه‌های کوچک و چالاک کاملا هویدا است. تصریح دشمن امریکایی و صهیونیستی و حتی گروهک‌های مسلح و تجزیه‌طلب نسبت به سازمان‌دهی و تجهیز و تسلیح و آموزش این افراد و حضور میدانی عوامل آن‌ها در کف خیابان و پشت صحنه در رسانه‌های مختلف بازتاب داشته است. از رئیس جمهور امریکا تا رئیس فلان گروهک، بر این امور تصریح کرده‌اند که جهت اجتناب از تطویل، از توضیح آن می‌گذریم. بررسی اعضای این گروههای «وابسته به دشمن» بر عهده دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی است و از عهده متن حاضر، خارج می‌باشد.سطح دوم خشونت مرتبط با اراذل و اشراری است که لزوما وابستگی تشکیلاتی به دشمن ندارند، اما به دلیل خباثت ظاهر و باطن دست به چنین اقداماتی می‌زنند. آلودگی مفرط به معاصی و عادت بر گناهان، آنان را به جنود شیطان تبدیل کرده که در مبارزه علیه دین و متدینین، از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کنند. این‌که آلوده به انواع مفاسد اخلاقی و جنسی هستند و جهت حضور در اغتشاشات، شراب می‌خورَند و مواد مخدر مصرف می‌کنند؛ نمایان‌گر همین سنخیت شیطانی آنان است که طبیعتا باید در برابر جنود الهی – همان بسیجیان و حزب‌اللهی‌ها هستند- صف کشیده و از انجام جنایتی فروگذار نکنند. یکی از نمادین‌ترین افراد این جریان، همان کسی است که در حمله به امازاده سبزقبای دزفول آرزو می‌کرد که پس از پیروزی انقلاب‌شان، امام‌زاده را تبدیل به «شراب‌خانه» کنند.اما سطح سوم خشونت، «خشونت توده‌ای» و «مردمی» است که در نگاه نگارنده باید بسیار بر آن تمرکز و مداقه نمود. نگارنده پیش از این در مقاله «تحلیل روایت از زمینه‌ها، فرایند و تجربه عضویت در داعش» به این سوال پرداخته که «چگونه مردم عادی عراقی به یکباره و یک شبه به داعشی‌های قاتل تبدیل شدند؟» متاسفانه اکنون همان سوال درمورد بخشی از جامعه ایران نیز قابل طرح شده است. چگونه جوانان و نوجوان و بخشی از مردم عادیِ کوچه و خیابان‌های تهران و سایر شهرهای ایران، یک شبه به چنین قساوتی مبتلا شدند؟ در اغتشاشات 18 و 19 دی، مشاهده‌گر میدانی و نکته‌سنج به وضوح حضور «توده‌ای» مردمِ معترض و خشمگین را ملاحظه می‌کرد که فاقد وابستگی تشکیلاتی و امنیتی به دشمن هستند، اما در اِعمال خشونت و تخریب اموال عمومی، دست کمی از همان دشمنان ندارند. از نوجوانان کم سن و سال گرفته تا دختران هیجان‌زده تا کاسب معمولی و پیرمرد بازنشسته، در انجام این جنایات با یکدیگر مشارکت داشتند. چگونه همه این‌ها یکباره این چنین شدند؟ مهم‌تر این‌که چرا هجمه اعتراضات از وضعیت اقتصادی و فشارهای معیشتی، به سوی سپاه و بسیج و مسجد و امامزاده کشیده شد؟ چرا شعار «سپاهی، بسیجی؛ داعشی ما تویی» مورد استقبال بخشی از اینان واقع شد؟ نقش سپاه و بسیج در بحران اقتصادی چه بود؟جواب ساده‌اندیشانه و سهل به سوال فوق این است که «همان جمعیت آموزش‌دیده و دارای تشکیلات، در همه جای دنیای می‌توانند توده‌ها و امواج بی‌شکل انسانی را شکل بدهند.» این پاسخ مورد قبول جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی است و معما را حل می‌کند! اما نگارنده معتقد است چنین پاسخ‌های ازپیش‌آماده و کلیشه‌ای نمی‌تواند حقیقت جامعه ایران را بازگو کرده و لایه‌های عمیق شبکه ادراکی جامعه ایرانی را نمایان سازد.undefined @abd_alhamid

۱۸:۰۸

جامعه شناسی خشونت در اغتشاشات 18 دیundefined بخش دوم«بسیجی» انسان متعالی و آرمانی جامعه ایران است، او در ناخودآگاه عمومی ایرانیان یادآور جوانمردان و پهلوانانی است که در سختی‌ها و مشکلات، با فداکاری و جانفشانی به میدان آمده و همان توده مردمِ بی‌پناه را نجات می‌دهد. بسیجی، انسان ایدئال ایرانی است و در ناخودآگاه همگان محترم و پناهگاه است.ادعای فوق، با در نظر گرفتن رخدادهای جاری، ادعایی بسیار گزاف و پوچ به نظر می‌رسد! اگر بسیجی، متعالی و جوانمرد و پناه است، پس چرا او را این چنین سلاخی می‌کنند؟ چرا خانه او – که همان مسجد است- را این چنین بی‌رحمانه آتش می‌زنند؟ چه کینه‌ای از او به دل دارند؟ مگر او چه کرده است؟اهل ادبیات می‌گویند فاصله میان عشق و نفرت، فقط یک گام است. اگر عاشق ببیند معشوق به او خیانت کرد؛ به همان میزان که بیشترین عشق را نثار او می‌کرد، اکنون بیشترین نفرت را نثار او می‌کند. داستان عشق و نفرت بخشی از جامعه ایرانی نسبت به بسیجی نیز همین است. همان جامعه‌ای که عاشقانه زیر تابوت بسیجیِ شهید را می‌گیرد و هر هفته در مزار شهدا، اشک‌ریزان به زیارت همین بسیجی‌ها می‌رود؛ به سرعت از عشق به نفرت رسیده است. احساس خیانت از سوی معشوق (همان بسیجیِ جوانمرد)، از کجا برخاسته است؟باز هم ساده‌ترین پاسخ چنین است: تقصیر رسانه‌های معاند است که تصویر حضور فداکارانه بسیجی در اردوی جهادی و کرونا و محرومیت‌زدایی و بسته‌های کمک‌معیشتی و... را سانسور کرده و با عملیت روانی، مردم را فریب داده‌اند. اما این پاسخ، قانع‌کننده نیست و همه حقیقت را نمی‌گوید. بسیجی و سپاه – یا به بیان دقیق‌تر نیروهای انقلابی- در کدام عهد، بی‌وفا شناخته شده‌اند؟ انقلاب اسلامی با شعار «دفاع از مستضعفین در برابر مستکبرین» توانست توده جامعه را همراه خویش کند. از زنان گناهکار تا مردمان عادی تا نخبگان – که همگی توده بی‌شکل بودند- توسط جماعت تشکیلاتیِ حزب‌اللهی جهت‌دهی شدند که با شکستن چرخه استضعاف و استکبار، امکان «زندگی» فراهم می‌شود. پیش و پس از انقلاب اسلامی، همه ایده‌های مقاومت که فاقد ایده زندگی بودند، شکست خوردند و تنها جریان مقاومتی که حامل ایده زندگی هم بود و هست، ایده انقلاب اسلامی است. ادبیات امام خمینی(ره) و سایر رهبران انقلاب اسلامی مملو از مبارزه با مستکبرین و مرفهین بی‌درد، سرمایه‌داران زالوصفت، فرزندان اسلام اموی، کاخ‌نشینانِ ستمگر بر کوخ‌نشینان و مواردی از این دست بود. وظیفه انسان انقلاب اسلامی، شکست همین چرخه معیوب و فراهم کردن امکان زندگی برای توده مردمِ مستضعف بود. با شکستن همین چرخه بود که امکان زندگی مومنانه فراهم می‌شد و هر دین و مذهبی که هم‌نشین کاخ‌نشینان و زراندوزان و مستکبرین و قارون‌ها بود، با مفهوم بسیار دقیق «اسلام امریکایی» طرد می‌شد. در مبارزه فقر و غنا و استضعاف و استکبار بود که «اسلام ناب محمدی» معنا پیدا می‌کرد. خشونت اجتماعی علیه مستکبرینِ کاخ نشین (از کاخ سعدآباد تا کاخ سفید) سامان‌دهی شد و انقلاب عظیم اسلامی در سال 1357 شروعی شد برای مبارزه با همه مستکبرین جهان و فراهم نمودن امکان زندگی برای همگان؛ مسلمان و غیرمسلمان.ایده مبارزه با مستکبرین و حمایت از مستضعفین، توسط انسان انقلاب اسلامی و نهادهای برخاسته از آن حمل می‌شد و مردم عادی – که حوصله و توان هزینه دادن ذیل این شعارِ جوانمردانه را نداشتند- در در تشییع هر شهیدی با این ایده تجدید بیعت کرده و عشق و عاطفه خویش نسبت به آن معشوقِ فداکار و نزدیک اما دست نایافتنی را ابراز می‌کردند.اما همان توده‌ی ایرانی – همان انسان متوسط الحال که در سودای زندگی با مقاومت هم همراهی می‌کرد- به مرور احساس کرد که آن جوانمرد بر عهد خویش باقی نمانده است. قرار بود انسان انقلاب اسلامی، چرخه استکبار و قارون‌ساز را بشکند؛ اما به مرور انسان انقلاب اسلامی از موضع استکبارستیزیِ حامی مستضعفین به موضع «خیریه غیراستکبارستیز» تغییر موضع داد. اردوهای جهادی هرگز علیه سرمایه‌داران زالوصفت سازمان‌دهی نشدند، نهضت سوادآموزی و سپاه و بسیج و جهاد و بنیاد مستضعفان و کمیته امداد امام خمینی(ره) و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و...، برای قارون‌ها و کاخ‌نشین‌های داخلی بی‌خطر شدند و گاهی با اینان هم‌کاسه و هم‌نشین هم شدند. ساخته شدن مجدد کاخ‌ها در شمال شهر، با اعتراض انسان انقلاب اسلامی مواجه نشد و اندک معترضان به این وضعیت هم با شعار تندرو، توسط دستگاههای نظارتی و امنیتی طرد شدند. انسان انقلاب اسلامی که قرار بود در پایگاه خود، تشکیلاتی برای حمایت از مستضعفین در برابر مستکبرین باشد به خیریه‌ای برای فقرا و خانقاهی برای عابدان تبدیل شد. او دیگر «استکبارستیز» نبود بلکه «فقرستیز» شد. انسانِ شریف ایرانی، از موضع مستضعف به موضع صدقه‌بگیر تبدیل گردید و این برای او بسیار گران آمد. undefined @abd_alhamid

۱۸:۰۸

جامعه شناسی خشونت در اغتشاشات 18 دیundefined بخش سوماین، همان‌جایی بود که معشوق متهم به خیانت شده و به جای عشق، نفرت نثار او شد؛ خانه او که امید همه مستضعفان بود هم از سنگر مقدس به کنج عزلت و تنزّه‌طلبی و مقدس‌مآبیِ ناجوانمردانه یا همان اسلام امریکایی تبدیل شد. انسان متوسط‌الحال و میان‌مایه ایرانی توقع دارد بسیجی به وسط میدان بیاید و جوانمردانه از او در برابر مستکبرین دفاع کند، اما بسیجی به جنگ مستکبرینِ کاخ‌نشین نیامده و مشغول تامین بسته کمک‌معیشتی است تا اعتراض مستضعفین را تلطیف و آرام کند. طبیعی است که مستضعفِ شریف و البته میان‌مایه، رنجیده‌خاطر می‌شود اما چون مایه و حکمت کافی برای تشخیص عمل درست را ندارد، بازیچه دیگران خواهد شد.در سالیان اخیر، سیاست‌های اقتصادی کشور به شکلی کاملا آشکار و بدون خجالت به سوی نئولیبرالیسم سوق پیدا کرد. نئولیبرالیسم، اوج الگوی قارونی اقتصاد و قوام‌بخش چرخه استکبار علیه مستضعفین است. وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه به وضوح فارغ‌التحصیلان مستقیم استکبار جهانی یا شاگردان همان مکتب اقتصادی هستند و سیاست‌های اقتصادی آنان – که با عنوان فریبنده جراحی اقتصادی بزک شده- به صراحت ضدانقلابی است. مردمِ مستضعف، می‌بینند که امکان «زندگی» توسط آن سیاستگذاران در حال سلب شدن است و در ناخودآگاه جمعی خویش درک می‌کنند امکان مقاومت در برابر اقتصاد جهانی و بانک جهانی را ندارند؛ تنها امید و پناهگاه‌شان همین انسان انقلاب اسلامی است که اکنون متهم به خیانت و همراهی با اینان شده است. این مردم به وزارت اقتصاد و بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه و دانشکده‌های اقتصاد حمله نمی‌کنند، به هنر و سینما و مطبوعات توجیه‌کننده و بزک‌کننده همین اقتصادِ زالوصفت هم حمله نمی‌کنند؛ به معشوق و پناه و تکیه‌گاه‌شان حمله می‌کنند. می‌خواهند دوباره «بسیجی به وسط میدان بیاید تا آرمان‌های انقلاب زنده بماند» همه امید آن‌ها، همان حزب‌اللهی‌های مقاوم و جوانمردی هستند وعده زندگی زیرسایه مقاومت را داده بودند اما اکنون آن‌ها را در وسط میدان نمی‌بینند. مبارزات جریانات انقلابی با «فساد» و مظاهر آن هم هرگز مورد قبول این‌ها واقع نشد، گاهی حتی فسادستیزی و عدالتخواهی ما هم نتیجه عکس داده و منجر به بدبینی بیش از پیش بخشی از مردم به طهارت کلی جمهوری اسلامی شد. چرا که آنان توقع مبارزه با «#افساد» را داشتند و ما از این اقدام عقب‌نشینی کرده بودیم. سال‌ها پیش یکی از نخبگان فرهنگی هشدار داده بود که «اگر بی‌حجابی دختران سوار بر BMW، عکس‌العمل شما را در پی داشته باشد اما سوارشدن او بر همان ماشین را نادید بی‌انگارید؛ از اندیشه امام خمینی(ره) فاصله گرفته‌اید.» و ما آن هشدارهای استکبارستیز را جدی نگرفتیم. برای مردم، «سیسمونی» نوه فلان سردار بسیار دردناک‌تر از همه مفاسد بزرگ و هزاران میلیاردی دیگران قلمداد شد، چرا که «سرداران» را پیشقراولان کوخ‌نشینی و هم‌سفره‌های مستضعفین و «ولی‌نعمتان انقلاب» می‌دانستند؛ اما اکنون احساس خیانت به آن‌ها دست داده بود.به هر حال بخشی از کسانی که حزب‌اللهی‌ها را در کف خیابان سلاخی کردند، همان مردم عادی و انسان‌های میان‌مایه‌ای هستند که به راحتی بازیچه آن گروههای تشکیلاتی و آموزش دیده از سوی دشمن شدند. در عمق وجودشان چیزی حس می‌کنند که زبان‌شان از بیان آن قاصر است اما به همان ندای درونی گوش می‌دهند و چون میان‌مایه‌اند، رفتاری به غایت نادرست انجام می‌دهند. به همان میزان که برای عشق‌شان – همان آرمان‌های انقلاب اسلامی و انسانِ حامل آن آرمان‌ها- بسیار ارزش قائل هستند، در برابر خیانت به آن عشق هم عکس‌العمل تند نشان می‌دهند. این میان‌مایگانِ مستضعف، نه دشمن اسلام‌اند و نه مسجد و نه امامزاده؛ تقلای زندگی دارند و آخرین و تنها امیدشان را – همان حزب‌اللهی را- متهم به خیانت می‌کنند. یارِ خائن، مستحق اشدّ مجازات می‌شود و جنایتی می‌کنند که خودشان هم باور نمی‌کنند. او که باید در برابر جریان قارونی و زالوصفت مقاومت می‌کرد، «ماله‌کش» یا حداقل ساکت است و پشت ما را در این جولانگاه خالی کرده است. او قاعده فتوّت را زیر پا گذاشته و از مقام جوانمردی هبوط کرده است؛ پس مستحق غضب ما است.جملات فوق هیچ کدام برای تطهیر رفتار داعشی‌وار همین هموطنان مستضعف نیست. این مستضعفین اقتصادی و فکری، بازیچه همان مستکبرین داخلی و جهانی شده‌اند و دست‌شان به خون پاک‌ترین جوانان کشور آلوده شده و هیچ آب زمزمی، این خون را – که همان ثارالله است- از دستان همین میان‌مایگان پاک نخواهد کرد. سطور فوق تنها در تلاش برای توضیح مکنونات و ناخودآگاه این بیچارگان بود. آنان که به زبان حال عاشق و محتاج بسیجی و حزب‌اللهی‌اند و به زبان قال و عمل، او را به گودی قتلگاه کشانده و علی‌اکبروار به شهادت می‌رسانند. اما اکنون برای اصلاح وضعیت چه باید کرد؟undefined@abd_alhamid

۱۸:۰۸

جامعه شناسی خشونت در اغتشاشات 18 دیundefined بخش چهارم و پایانیپیشنهاد سیاستیجهت جدا کردن مردمان عادیِ میان‌مایه از صف هر دو گروه دشمنان و اشرار، هرچند نیازمند تبیین و روشنگری هستیم؛ اما باید به زبان ذات و فطرت به آنان نزدیک شویم. عمق وجود انسان‌ها، حقیقت را درک می‌کند، هرچند زبان‌شان نتواند چیزی بیان کند. مردمان ما، زیر تابوت شهید سلیمانی نشان دادند که عمق وجودشان با سپاه و بسیج، چگونه پیوند خورده و آن جوانمردِ فداکار را علی‌رغم همه تبلیغات و سازمان‌دهی دشمن، می‌شناسند و قدردان او هستند، اما بخشی از همان تشییع کنندگان شهید سلیمانی بودند که یاران شهید سلیمانی را چنین فجیع سلاخ کردند.جریان حزب‌اللهی کشور برای بازگشت به آغوش مردم و در آغوش کشیدن مردمان میان‌مایه؛ نیازمند بازطراحی ساختارهای کلان خویش به سوی آرمان‌های استکبارستیزی در حمایت از مستضعفین می‌باشد. باید جریان بسیجی، خشونت مستضعفین را علیه مستکبرین داخلی و خارجی بازسازماندهی کرده و مجددا خود را در جایگاه پیشقراول استکبارستیزی قرار داده و خود را از یک سازمان خیریه‌ای و امدادی به یک سازمان مقاومت ملی و بین‌المللی برای همه ایرانیان و جهانیان تبدیل کند. در این صورت است که انسان ایدئال ایرانی، مجددا به سازمان‌دهنده نیروهای درونی جامعه و محور کنش‌های جمعی آن تبدیل خواهد شد. شاید فرمایش اخیر مقام معظم رهبری به اینکه باید ایمان‌مان، ایمان ابوذرگونه باشد نیز اشاره به همین بُعد از اسلامِ انقلابی داشته باشد. مبارزه با اشرافیت و کاخ‌نشینی و سیاست‌های قاورن‌ساز و مستضعف‌ساز، ویژگی مهم ایمان ابوذر بود که جای خالی آن در سیاستگذاری‌های تشکیلاتی جبهه انقلاب اسلامی به وضوح مشاهد می‌شود. هرچند «خوشبختانه در جمهوری اسلامی، به صورت فردی، افراد ابوذرگونه داشته‌ایم؛ [از قبیل] همین شهدای بزرگ» اما باید آن ایمان، در نهادهای انقلاب اسلامی تجلی ساختار و سیاستی عینی یافته و برای اسلام امویِ حاضر در کشور، ایجاد بحران و خطر بکند. اسلام اموی در سیاست و فرهنگ، لیبرالیستی عمل می‌کند، نمی‌شود با فرهنگ لیبرالیستی ستیز داشت اما اقتصاد لیبرالیستیِ سازنده آن فرهنگ را نادیدانگاشته و یا حتی با آن همراهی نموده و به توجیه‌گر آن تبدیل شد. این، همان نقطه بروز شکاف فکری و اجتماعی میان مردم و انسان‌ها و نهادهای انقلابی است.undefined @abd_alhamid

۱۸:۰۸

thumbnail
می‌گویند اولین شهیدِ غریبی که در این ویدیو می‌بینید، #همسایه ما است. فقیرترین خانه در تمام کوچه ما، خانه همین #شهید است. از او دو فرزند به یادگار مانده که در عزای پدرشان حاضر نشدند پیراهن مشکی بپوشند.کاش این کوخ زمینی و کاخ آسمانی‌اش را به رخ منِ همسایه نمی‌کشید... کاش آن روح متعالی را تا قیامت پشت همان چشمان محجوب پنهان می‌کرد تا شرمندگی‌ام، همیشگی نباشد...خودم روی کلیپ مداحی متناسب گذاشتم. با حال مناسب و توجه قلبی به محضر ارباب صاحب گودی قتلگاه، نگاهش کنید و برای این شهید و همه شهدای اغتشاشات اخیر، از عمق جان #یاحسین بگویید. undefined @abd_alhamid

۱۹:۲۱

جامعه‌شناسی خشونت در اغتشاشات 18 دیاغتشاشات 18 دی 1404، در سطح بالایی از خشونت قرار گرفت که یادآور رفتار منافقین در دهه شصت بود. نطفه اغتشاشات یک هفته پیش از این، در پاساژ علاء‌الدین تهران و سپس بازار تهران بسته شد. بازاریان تهرانی نسبت به نابسامانی قیمت دلار و وضعیت کلی اقتصاد، اعتراض داشتند و از قضا شروع اعتراضات، عمدتا مدنی و با کمترین میزان خشونت بود. اما به مرور در شهرستان‌ها به خشونت گرایید و در نهایت در شامگاه 18 دی 1404، با یک فاجعه بزرگ مواجه شدیم. سلاخی کردن نیروهای امنیتی با مخوف‌ترین و عجیب‌ترین روش‌ها صورت پذیرفت، به مساجد و امامزاده‌ها حمله شد و ما در یک شب، رفتارهای داعشی و زامبی‌وار را در خیابان‌ها مشاهده کردیم. چرا یکباره این‌چنین شد؟چرا اعتراضات اقتصادی که از بازار علیه نابسامانی وضعیت دلار شروع شده بود، به اغتشاشات مسلحانه و حمله به مساجد ختم شد؟ میان مسجد و قیمت دلار، چه سنخیتی حس می‌شد؟ بخش نخست بخش دوم بخش سوم بخش چهارم و پایانیundefined@abd_alhamid

۸:۳۶

از نظر بنده، محتمل‌ترین گزینه درمورد اقدام نظامی امریکا، تلاش برای تصرف #جزایر_سه‌گانه یا چیزی مشابه آن است.اقدامی کم‌هزینه، پرمنفعت، سریع و سینمایی(مانند آنچه در ونزوئلا رخ داد)هزینه مالی حمله به جزایر را اعراب خائن خواهند داد، امکان اقدام سریع و پرشدت و حتی بکارگیری سلاح غیرمتعارف در آن بالاست، دود آن به چشم چین هم خواهد رفت و بلحاظ نمادین هم تحقیر بزرگی برای جمهوری اسلامی و کلیت جغرافیای ایران خواهد بود.با این کار، پشتیبانی عملی از اغتشاشگران و منافقین داخلی هم انجام شده و امکان عبور نفت ایران از #تنگه_هرمز هم سلب می‌شود. بدین ترتیب فشار اقتصادی جهت جدا کردن مردم از نظام هم تشدید می‌شود. توجه داشته باشید که فرمانده کنونی سنتکام، یک #دریاسالار از نیروی دریایی امریکاست، در حالی که فرماندهان قبلی هیچ کدام از نیروی دریایی نبودند. ---ان‌شاءالله جز شکست، چیزی کسب نخواهند کرد. undefinedundefined@abd_alhamid

۲۰:۲۷

یکی از سوالات بی‌پاسخ و ابهامات بزرگ درمورد استراتژی نظامی-امنینی ایران این است که چرا ما عملیات پیش دستانه انجام نمی‌دهیم؟چرا همیشه باید او، اول بزند؟پاسخ وقتی مهمتر می‌شود که اقدامات دشمن و گامهای بعدی او، برای تحلیلگران متوسط به بالا کاملا روشن است و پیش‌بینی‌های همین میلیتاریست‌های توییتر و فجازی، غالبا دقیق و درست از آب درآمده و هر تاخیر، منجر به قدرتمندتر شدن دشمن شده است. پس در آن «بالاها» چه کسانی و چه تدبیرها و تحلیل‌هایی وجود دارد که چنین تعلل و تاخیری را تجویز و اِعمال می‌کنند؟
undefined @[abd_alhamid](https://ble.ir/abd_alhamid )

۲۱:۱۳

آیا مذاکرات پیش از آغاز جنگ، تلاشی برای پیدا کردن محل استقرار رهبری نیست؟
در ماجرای آتش‌بس موقت در غزه برای آزادسازی #عیدان_الکساندر (سرباز امریکایی-اسراییلیِ اسیر در دست حماس)، از طریق رهگیری مذاکره کنندگان، توانستند مکان #محمد_سنوار را پیدا کرده و او را به شهادت برسانند.undefined @abd_alhamid

۲۱:۲۷

thumbnail
حتما می‌دانید که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، میان سازمان مجاهدین خلق (#منافقین) و رژیم پهلوی، مبارزه مسلحانه و مبتنی بر حذف و شکنجه برقرار بود.یکی از اتفاقات عجیب در آشوبهای 18 دی ماه و رخدادهای پس از آن، باز شدن همان ستیز قبلی است.طرفداران پهلوی(همان #ساواکی های آپدیت شده) و رجوی؛ مشغول به حذف فیزیکی یکدیگر شدند و بخشی از کُشته‌های 18 و 19 دی، همانانی هستند که توسط طرف مقابل (که از قضا هر دو طرف در ترور صاحب سبک و تجربه‌اند) حذف شده‌اند.اما مساله عجیب برای من این است که گویا دامنه این ترورها به اروپا و امریکا هم کشیده شده است.undefined @abd_alhamid

۲۰:۰۵