لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل افق دانشگاها
۲۷۸ عضو

افق دانشگاه

ما اینجا از مطلوبِ نهاد دانشگاه در میانه و پساجنگ می‌گوییم.
undefinedجهت ارتباط با ادمین افق دانشگاه @ofoghd_ad
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۱ خرداد
undefinedرسالت‌های دانشگاه؛ پس از جنگ رمضان
undefinedدکتر سیدمحسن ملاباشی؛ هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

undefinedهر جامعه‌ای در دوره‌ای با بحران‌ها و دست‌اندازهایی روبه‌رو می‌شود که اگر بتواند جان سالم از آن‌ها به در ببرد، فرصت بسیار مناسبی برای بازبینی و بازاندیشی عملکردش است. بی‌گمان، آن جامعه دچار خطاها و کمبودها و کاستی‌هایی بوده است که دچار چنین بحرانی شده است. جنگ یکی از دشوارترین دست‌اندازهایی است که جوامع با آن روبه‌رو می‌شوند. ایران در یک سال اخیر، سه جنگ وجودی را پشت سر گذاشته است: جنگ خرداد و جنگ خیابانی دی۱۴۰۴ و جنگ رمضان. ضمن درنظرگرفتن دشمن‌ها و دشمنی‌های داخلی و خارجی پُرشمار، اگر ما در همۀ زمینه‌ها به‌درستی عمل کرده بودیم، دشمن به خود اجازۀ چنین تجاوزی را نمی‌داد، چنان‌که سال‌ها چنین سودایی در سر می‌پروراند؛ اما جرئت انجام آن را نداشت.
undefinedامروز با پشت‌سرگذاشتن این بحران‌های وجودی و عمیق باید در عملکرد همۀ نهادها و سازمان‌های جامعه بازنگری کنیم و با توجه به اهمیت و جایگاه سازمان دانشگاه که از نظر گذراندیم، بی‌گمان، در این زمینه هم خطاها و کاستی‌هایی داشته‌ایم و باید به‌دقت آن‌ها را رصد کنیم و نقشۀ راه روشنی برای پس از این جنگ تدارک ببینیم. ما در اینجا فقط بر سازمان دانشگاه در نهاد علم تمرکز کرده‌ایم. البته این چهارچوب جدید باید مبتنی بر آسیب‌شناسی از وضع موجود باشد و این آسیب‌شناسی به شاخصی نیاز دارد که در اینجا به همین یه ویژگی بنیادین که از نظر گذراندیم، بسنده می‌کنیم.
undefinedاستعمارستیز: شاید نخستین یا روشن‌ترین درسی که می‌توان و باید از جنگ رمضان آموخت، این است که استعمار نه‌تنها از بین نرفته و به تاریخ نپیوسته است، بلکه در شکل و ظاهری فریبنده‌ و‌ لوکس و سانتی‌مانتال در جهان جاری است و بزرگ‌ترین خدمت ترامپ آشکارساختن این ظاهر دروغین است و نشان‌دادن واقعیت کثیف و زشت آن با نشان‌دادن چنگ و داندان‌هایش برای دست‌یافتن به سرمایه‌های ملی ما به قیمت هر جرم و جنایتی است؛ درصورتی که ابتدا با دروغ و فریب احمقانۀ نجات مردم ایران و برقراری صلح و دموکراسی و آزادی پا به این نبرد گذاشت؛ ولی در نخستین گام، به جان مدرسۀ میناب افتاد. اگر دانشگاه استعمار را نبیند، هرگز نمی‌تواند دست آن را برای جامعه رو کند.
undefinedنظریه‌پرداز: یکی از خطاهای بنیادین ما در دانشگاه، به ویژه در علوم انسانی، نظریه‌پرستی است. نگاه ما به نظریه‌های موجود، نه تجربه‌ای برای آموختن، برای اصولی قطعی و حتمی و تردیدناپذیر است که نقد یا رد یا مخالفت آن‌ها به‌شدت با مقاومت و تهاجم هژمونی حامن بر دانشگاه مواجه می‌شود و با برچسب غیرعلمی و غیردانشگاهی و ایدئولوژیک و... از آن استقبال می‌شود. این فضا پیامدی جز تکرار و تقلید نظریه‌های موجود و تلاش برای تطبیق جامعۀ ایران با نظریه‌های موجود ندارد و ما را وامدار و وابستۀ فکری و علمی غرب نگه می‌دارد و اعتمادبه‌نفس هرگونه اظهارنظر علمی و تخصصی را غز ما می‌گیرد و ما در تقابل با غرب، ازپیش‌باخته‌ایم، چنان‌که در روشنفکران ایرانی به‌روشنی چنین وضعیتی را به‌روشنی مشاهده می‌کنیم‌. این وضعیت باید دگرگون شود و ما باید نظریه‌های ایرانی‌اسلامی خودمان دست پیدا کنیم و راهکار دست‌یافتن به آن را نیز در ادامه بررسیم می‌کنیم‌.
undefinedمسئله‌مدار: علم از مسئله آغاز می‌شود و با توصیف و تحلیل و تبیین و تجویز ادامه می‌یابد و همۀ این‌ها در قالب نظریه سامان می‌یاید؛ درحالی‌که ما به‌جای مسئله، از نظریه آغاز کرده‌ایم. اگر از مسئله‌های جامعۀ خودمان بیاغازیم، می‌توانیم با پیمودن درست و دقیق مسیر علمی به نظریه‌هایی ایرانی‌اسلامی دست یابیم و ناف خود را از نظریه‌های غربی جدا کنیم؛ البته این گفته هرگز به این معنا نیست که نظریه‌های موجود را نخوانیم و ندانیم؛ بلکه به این معناست که مانند شش‌هفت دهۀ گذشته، در این نظریه‌ها نمانیم و از آن‌ها با سربلندی عبور کنیم.
undefinedتاریخ‌خوان: علوم انسانی برخلاف علوم تجربی از امکان بهره‌بردن از آزمایش‌های علمی و دقیق و تحربی محروم است؛ اما به گونه‌ای آزمایشگاه رایگان و بسیار گسترده دسترسی دارد: تاریخ‌. با خواندن دقیق و عمیق تاریخ به طیف گسترده‌ای از تجربه‌ها و آزمایش‌های کاملاً طبیعی دست پیدا می‌کنیم و این امکان برایمان فراهم می‌شود که تجربه‌های ناموفق گذشته تکرار نکنیم و با آموختن از آن‌ها تصمیم‌هایی سخته‌تر و سنجیده‌تر بگیریم و با هزینۀ کمتری به دستاوردهای بیشتری دست پیدا کنیم. عجیب اینکه در فضای علوم انسانی در ایران، توجه چندانی به تاریخ ایران وجود دارد، نه به تاریخ دشمن تمدنی‌مان! چطور از جامعه‌ای که نه تاریخ خودش را می‌شناسد، نه تاریخ دشمنانش را می‌داند، انتظار داریم دوباره فریب دشمنانش را نداند؟
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah@basijolumejtemaee
undefined۹
undefined۴

۱.۸K

۱۷:۱۵

۱ تیر
thumbnail
undefined"نقش دانشگاه در دوران پساجنگ؛
از بازسازی فیزیکی تا باز آفرینی سرمایه علمی و اجتماعی"

undefinedدر دوران پساجنگ، بازسازی ساختمان‌ها ضروری است؛ اما بازسازی آینده از دانشگاه آغاز می‌شود. دانشگاه زمانی می‌تواند نقش تاریخی خود را در توسعه کشور ایفا کند که دانش تولیدشده در آن به محصول، خدمت، فناوری و راهکارهای اجرایی تبدیل شود. در این راستا دانشجو نباید صرفاً دریافت‌کننده دانش محسوب شود؛ بلکه باید به یک کنشگر اجتماعی و علمی بدل شود که بتواند در فرایند توسعه کشور نقش‌آفرینی کند. و درنهایت جامعه‌ای که از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردار شود؛ توان بیشتری برای عبور از بحران‌ها و حرکت به‌سوی توسعه پایدار خواهد داشت.
undefinedعلی اسدی؛ دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی سازمان های دولتی مطالعه کامل متن
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah
undefined۲
undefined۱

۸۳۶

۱۷:۲۳

۹ تیر
undefinedاقتصاد مقاومتی؛ جایگاه دانشگاه در دکترین جنگ ترکیبی
undefinedقسمت سوم: تشکل دانشجویی؛ مدرسه رشد برای ساختن ایران آینده
undefinedعلیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهران
undefined️بخش اول

undefinedدر دو بخش گذشته، اقتصاد مقاومتی به‌عنوان دکترین جمهوری اسلامی برای مواجهه با جنگ اقتصادی بلندمدت و سپس جایگاه دانشگاه در معماری جنگ ترکیبی تبیین شد. در آنجا استدلال شد که جنگ امروز، دیگر صرفاً در میدان نظامی رخ نمی‌دهد، بلکه در عرصه‌های اقتصاد، فناوری، رسانه، شناخت، حکمرانی و حتی سبک زندگی جریان دارد. بر همین اساس، اقتصاد مقاومتی نیز صرفاً یک الگوی اقتصادی نیست، بلکه راهبردی برای حفظ و افزایش قدرت ملی در شرایطی است که منازعه، به بخشی پایدار از محیط راهبردی کشور تبدیل شده است.
undefinedاما هر دکترینی، برای آنکه از سطح اسناد و سیاست‌ها به واقعیت اجتماعی تبدیل شود، نیازمند نیروی انسانی، نهادهای مؤثر و سازوکارهای اجرایی است. پرسش اساسی این است که چه کسانی قرار است این دکترین را اجرا کنند، آن را توسعه دهند و در نسل‌های آینده استمرار بخشند؟ پاسخ این پرسش، ما را به دانشگاه و به طور مشخص‌تر، به دانشجو و تشکل دانشجویی می‌رساند.
undefinedدانشجو، پیش از آنکه عضو یک تشکل یا فعال یک جریان فکری باشد، یک جوان در حال ساختن آینده است. فلسفه حضور او در دانشگاه، آمادگی برای پذیرش مسئولیت‌های آینده است. او در سال‌های پیش رو، به عنوان مهندس، پزشک، پژوهشگر، معلم، مدیر، کارآفرین یا سیاست‌گذار، بخشی از ساختار اقتصادی، علمی و اجتماعی کشور را شکل خواهد داد. به همین دلیل، درس خواندن صرفاً کسب مدرک یا دستیابی به یک موقعیت شغلی نیست؛ بلکه فرآیند آماده شدن برای ایفای نقش در ساخت آینده است.
undefinedاین آینده نیز صرفاً آینده فردی نیست؛ هر دانشجو، خواه ناخواه، در ساخت آینده جامعه خود نیز سهیم است. توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی، اقتدار فناورانه، کارآمدی نظام حکمرانی و حتی سرمایه اجتماعی کشور، در نهایت محصول تصمیم‌ها و عملکرد نسل امروز دانشگاهیان خواهد بود. از این منظر، دانشگاه را باید کارخانه تولید انسان آینده دانست؛ جایی که نه تنها دانش، بلکه مدیران، متخصصان و معماران فردای کشور در آن شکل می‌گیرند.
undefinedاما این تصویر، زمانی کامل می‌شود که واقعیت محیط راهبردی ایران را نیز در نظر بگیریم. ایران کشوری است که به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی، ظرفیت‌های انسانی و قرار گرفتن در چهارراه کریدورهای مهم منطقه‌ای، همواره در کانون رقابت قدرت‌های بزرگ قرار داشته است. تجربه دهه‌های گذشته نیز نشان داده است که فشار بر ایران، تنها به ابزار نظامی محدود نبوده و در قالب تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های فناورانه، عملیات رسانه‌ای، جنگ شناختی، فشارهای مالی و رقابت‌های ژئواکونومیک دنبال شده است. بنابراین، آینده‌ای که دانشجوی امروز برای ساختن آن آماده می‌شود، آینده‌ای عادی و بدون چالش نیست؛ بلکه آینده‌ای است که در آن، پیشرفت کشور باید همزمان با مدیریت تهدیدها و فشارهای بیرونی محقق شود.
undefinedدر همین نقطه، مفهوم «مقاومت» اهمیت پیدا می‌کند. مقاومت، صرفاً ایستادگی در برابر تهدید نیست؛ مقاومت، توانایی ساختن آینده مطلوب علی‌رغم وجود تهدیدهاست. اگر مقاومت را تنها به معنای تحمل فشار یا جلوگیری از آسیب بدانیم، نهایتاً به حفظ وضع موجود خواهیم رسید؛ اما منطق انقلاب اسلامی و به تبع آن، منطق اقتصاد مقاومتی، صرفاً حفظ وضع موجود نیست، بلکه حرکت به سوی آینده‌ای قوی‌تر، پیشرفته‌تر و مستقل‌تر است. جامعه مقاوم، جامعه‌ای نیست که تنها از خود دفاع کند؛ جامعه مقاوم، جامعه‌ای است که بتواند در دل محدودیت‌ها، فرصت خلق کند، ظرفیت‌های خود را فعال سازد و مسیر پیشرفت را متوقف نکند.
undefinedاز همین منظر، اقتصاد مقاومتی نیز نباید صرفاً مجموعه‌ای از سیاست‌های مقابله با تحریم تلقی شود. اقتصاد مقاومتی، دکترین ساختن اقتصادی توانمند، درون‌زا، دانش‌بنیان و در عین حال برون‌گراست؛ اقتصادی که بتواند حتی در شرایط فشار، مسیر رشد، نوآوری و افزایش قدرت ملی را ادامه دهد. بنابراین، مقاومت و پیشرفت دو مفهوم متقابل نیستند، بلکه پیشرفت، هدف مقاومت است و مقاومت، راه رسیدن به آن.
undefinedوقتی مقاومت چنین تعریفی پیدا می‌کند، جایگاه دانشگاه نیز معنای تازه‌ای می‌یابد. دانشگاه دیگر صرفاً نهادی برای آموزش نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین نهادهای تولید قدرت ملی است. اگر در جنگ‌های کلاسیک، قدرت کشورها با شمار نیروها و تجهیزات نظامی سنجیده می‌شد، در جنگ ترکیبی امروز، قدرت بیش از هر چیز به توان تولید دانش، فناوری، نوآوری، سرمایه انسانی و کیفیت نظام حکمرانی وابسته است. همه این عناصر، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در دانشگاه شکل می‌گیرند.undefinedادامه متن
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah
undefined۶
undefined۲

۹۶۳

۱۷:۲۷

undefinedاقتصاد مقاومتی؛ جایگاه دانشگاه در دکترین جنگ ترکیبی
undefinedقسمت سوم: تشکل دانشجویی؛ مدرسه رشد برای ساختن ایران آینده
undefinedعلیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهران
undefined️بخش دوم

undefinedبه همین دلیل، مطالبه از دانشگاه نیز باید متناسب با این جایگاه بازتعریف شود. دانشگاه باید بتواند مسائل واقعی کشور را بشناسد، برای آنها راه‌حل تولید کند، فناوری‌های راهبردی را توسعه دهد، مدیران آینده را تربیت کند و پیوند میان علم، اقتصاد و حکمرانی را تقویت نماید.استاد، پژوهشگر، دانشجو، آزمایشگاه، شرکت دانش‌بنیان، پایان‌نامه و حتی انجمن‌های علمی، هر یک بخشی از این منظومه هستند. در چنین نگاهی، موفقیت دانشگاه صرفاً با تعداد فارغ‌التحصیلان یا مقالات علمی سنجیده نمی‌شود، بلکه با میزان اثرگذاری آن در حل مسائل واقعی کشور و افزایش قدرت ملی ارزیابی خواهد شد.
undefinedاما اگر دانشگاه بستر تولید این ظرفیت‌هاست، پرسش دیگری مطرح می‌شود؛ چه نهادی می‌تواند این ظرفیت عظیم را سازمان‌دهی کند، آن را از پراکندگی خارج سازد و میان دانشگاه و نیازهای واقعی جامعه پیوند برقرار کند؟ پاسخ به این پرسش، ما را به جایگاه واقعی تشکل دانشجویی می‌رساند. تشکل دانشجویی قرار نیست جای دانشگاه، استاد، دولت یا صنعت را بگیرد؛ مأموریت آن، سازماندهی ظرفیت‌ها و جهت دادن به آنهاست؛ به معنای واقعی بسیج کنندگی ظرفیت ها وظیفه هر تشکل دانشجویی دغدغه مندی برای ساخت ایران آینده است.
undefinedاگر دانشگاه، بستر تولید علم و فناوری است، تشکل باید جریان‌ساز این ظرفیت‌ها باشد؛ یعنی بتواند مسائل کشور را به مسئله دانشگاه تبدیل کند و ظرفیت دانشگاه را به میدان عمل اجتماعی پیوند بزند. از این منظر، تشکل دانشجویی نه یک نهاد صرفاً سیاسی است و نه تنها یک مجموعه فرهنگی؛ بلکه حلقه واسط میان دانشگاه، جامعه و حکمرانی است. بر همین اساس، نخستین وظیفه تشکل دانشجویی، ایجاد فهم مشترک از مسائل کشور است. جامعه‌ای که مسئله خود را نشناسد، راه‌حل نیز تولید نخواهد کرد. امروز اقتصاد، فناوری، انرژی، امنیت غذایی، هوش مصنوعی، حکمرانی داده، آب، محیط زیست، بهره‌وری، عدالت و توسعه منطقه‌ای، صرفاً موضوعات تخصصی نیستند؛ اینها میدان‌های اصلی رقابت کشورها و عرصه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی هستند. تشکل دانشجویی باید بتواند این مسائل را به دغدغه دانشگاه تبدیل کند، فضای گفت‌وگو، پژوهش و مسئله‌شناسی را تقویت نماید و از دل آن، هسته‌های اندیشه‌ورز و گروه‌های حل مسئله شکل دهد.
undefinedدومین مأموریت، پیوند دادن علم با نیازهای واقعی کشور است. یکی از آسیب‌های نظام آموزش عالی، فاصله گرفتن بخشی از فعالیت‌های علمی از مسائل عینی جامعه است. اقتصاد مقاومتی زمانی معنا پیدا می‌کند که پایان‌نامه، پژوهش، آزمایشگاه، شرکت دانش‌بنیان، انجمن علمی و حتی فعالیت‌های فرهنگی دانشگاه، در جهت افزایش قدرت ملی قرار گیرند. تشکل دانشجویی باید مطالبه‌گر چنین جهتی باشد؛ نه با مداخله در وظایف تخصصی دانشگاه، بلکه با ایجاد گفتمان، شبکه‌سازی و مطالبه‌گری علمی و مستند. موفقیت تشکل، زمانی است که بتواند میان استاد، دانشجو، صنعت، دستگاه‌های اجرایی و نهادهای تصمیم‌گیر، گفت‌وگویی مؤثر درباره مسائل واقعی کشور ایجاد کند.
undefinedاما اینها تنها بخشی از مأموریت تشکل است. مهم‌ترین رسالت هر تشکل، تربیت نیروی انسانی است. همه فعالیت‌های تشکیلاتی، از جلسات فکری و اردوها گرفته تا مسئولیت‌های اجرایی و فعالیت‌های رسانه‌ای، اگر در نهایت به رشد اعضا منجر نشوند، ارزش راهبردی خود را از دست خواهند داد. در واقع، بزرگ‌ترین محصول یک تشکل، برنامه‌هایی که برگزار کرده نیست؛ بلکه انسان‌هایی است که تربیت کرده است.
undefinedدر همین نقطه، نسبت تشکل دانشجویی با بیانیه گام دوم انقلاب روشن‌تر می‌شود. اگر اقتصاد مقاومتی، دکترین اداره کشور در شرایط جنگ ترکیبی است، بیانیه گام دوم را می‌توان دستور کار تربیت نسلی دانست که قرار است این دکترین را در دهه‌های آینده اجرا، تکمیل و توسعه دهد. به همین دلیل است که این بیانیه، جوانان را مخاطب اصلی خود قرار می‌دهد و مسیر حرکت را از «خودسازی» آغاز می‌کند و به «جامعه‌پردازی» و «تمدن‌سازی» می‌رساند. این ترتیب، اتفاقی نیست؛ زیرا هیچ جامعه‌ای را انسان‌های ساخته‌نشده نخواهند ساخت. از این منظر، فعالیت تشکیلاتی نیز پیش از آنکه یک فعالیت اجتماعی باشد، یک فرآیند تربیتی است.undefinedادامه متن
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah
undefined۶
undefined۱

۹۲۰

۱۷:۲۷

undefinedاقتصاد مقاومتی؛ جایگاه دانشگاه در دکترین جنگ ترکیبی
undefinedقسمت سوم: تشکل دانشجویی؛ مدرسه رشد برای ساختن ایران آینده
undefinedعلیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهران
undefined️بخش سوم

undefinedاینجاست که نظریه رشد می‌تواند مبنای فهم مأموریت تشکل قرار گیرد. رشد، صرفاً افزایش اطلاعات، مهارت یا تجربه نیست؛ رشد، افزایش ظرفیت انسان برای انتخاب آگاهانه و مسئولانه است. انسان رشدیافته، کسی نیست که فقط بیشتر بداند، بلکه کسی است که بتواند در موقعیت‌های پیچیده، درست تشخیص دهد، مسئولانه تصمیم بگیرد، هزینه انتخاب خود را بپذیرد و منافع عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهد. چنین انسانی، توان ساختن پیدا می‌کند؛ زیرا پیش از آن، خود را ساخته است.
undefinedبر همین اساس، تشکل دانشجویی باید بیش از هر چیز، مدرسه رشد باشد. مدرسه‌ای که در آن، اعضا مسئولیت را تجربه کنند، کار جمعی را بیاموزند، نقد شوند و نقد کنند، قدرت تحلیل پیدا کنند، برای حل مسئله تمرین کنند و مهم‌تر از همه، بیاموزند که آرمان‌خواهی بدون تخصص، همان‌قدر آسیب‌زاست که تخصص بدون آرمان. اگر قرار است نسل آینده مدیران، پژوهشگران، کارآفرینان و سیاست‌گذاران کشور بتوانند ایران را در شرایط پیچیده پیش رو اداره کنند، این آمادگی باید از همین سال‌های دانشجویی آغاز شود.
undefined از همین رو، شاید بتوان مأموریت تشکل دانشجویی را در چارچوب اقتصاد مقاومتی، در سه محور خلاصه کرد؛ نخست، تربیت انسان‌های رشدیافته و مسئولیت‌پذیر؛ دوم، به میدان آوردن ظرفیت علمی دانشگاه برای حل مسائل کشور؛ و سوم، تبدیل این ظرفیت دانشگاهی به یک جریان اجتماعی و ملی که بتواند سایر اقشار و نهادهای جامعه را نیز در مسیر پیشرفت کشور همراه سازد. این سه مأموریت، در حقیقت ترجمان عملی همان سه‌گانه «خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی» است.
undefinedاگر تشکل دانشجویی تنها به فعالیت‌های درون‌دانشگاهی محدود شود، از رسالت خود فاصله گرفته است؛ و اگر تنها به شعارهای کلان بپردازد، بدون آنکه به تربیت انسان و حل مسئله توجه کند، باز هم مأموریت خود را محقق نکرده است. تشکل زمانی موفق خواهد بود که بتواند میان آرمان و واقعیت، میان دانشگاه و جامعه، و میان دانش و عمل پیوند برقرار کند.
undefinedدر نهایت، اگر در بخش نخست این مجموعه، اقتصاد مقاومتی را دکترین جمهوری اسلامی برای مواجهه با جنگ اقتصادی دانستیم و در بخش دوم، دانشگاه را زیرساخت علمی و فناورانه این دکترین معرفی کردیم، اکنون می‌توان گفت که تشکل دانشجویی، موتور انسانی و اجتماعی آن است. اقتصاد مقاومتی، پیش از آنکه به سیاست‌های اقتصادی وابسته باشد، به کیفیت انسان‌هایی وابسته است که قرار است آن را محقق کنند. مقاومت نیز، همان‌گونه که گفته شد، صرفاً ایستادگی در برابر تهدید نیست؛ مقاومت، توانایی ساختن آینده مطلوب علی‌رغم وجود تهدیدهاست. این آینده، نه با شعار ساخته می‌شود، نه صرفاً با فناوری و نه تنها با سیاست‌گذاری؛ بلکه با انسان‌هایی ساخته می‌شود که علم را با تعهد، تخصص را با مسئولیت و آرمان را با عمل پیوند زده‌اند.
undefinedشاید بتوان همه آنچه در این سه نوشتار آمد را در یک جمله خلاصه کرد: اقتصاد مقاومتی، نقشه راه ساختن ایران قوی است؛ دانشگاه، کارخانه تولید این قدرت است؛ و تشکل دانشجویی، مدرسه تربیت انسان‌هایی است که باید این نقشه را به واقعیت تبدیل کنند. تا ما ساخته نشویم، نخواهیم توانست دانشگاه را بسازیم؛ و تا دانشگاه ساخته نشود، ساختن ایران آینده نیز ممکن نخواهد بود.
undefinedقسمت اول نوشتارundefinedقسمت دوم نوشتار
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah
undefined۴
undefined۲

۱K

۱۷:۲۸

۱۲ تیر
thumbnail
undefinedمجموعه نوشتارهای اقتصاد مقاومتی "افق‌دانشگاه" تکمیل شد!
undefinedقسمت اول: اقتصاد مقاومتی؛ دکترین امنیت ملی ایران در جنگ اقتصادی بلندمدتundefined️مطالعه کامل متن
undefinedقسمت دوم: دانشگاه، دانشجو و کنشگری در جنگ ترکیبیundefined️مطالعه کامل متن
undefinedقسمت سوم: تشکل دانشجویی؛ مدرسه رشد برای ساختن ایران آیندهundefined️مطالعه کامل متن
undefinedعلیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهران
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah@basijut_ir
undefined۵
undefined۲
undefined۲

۳.۸K

۱۷:۳۰

thumbnail
undefined۵
undefined۲
undefined۲

۳.۸K

۱۷:۳۰

thumbnail
undefined۵
undefined۲
undefined۲

۳.۸K

۱۷:۳۰

۱۶ تیر
thumbnail
undefinedنهاد دانشگاه؛ یک اصلاح، یک تحول!undefinedامام شهید سیدعلی حسینی خامنه ای؛ بیانات ۱۳۹۷/۰۳/۲۰ و ۱۳۹۸/۰۷/۱۷ در دیدار با نخبگان

undefinedنوشتار پایانی فصل اول

undefinedدانشگاه ما بی‌رودربایستی غلط بنیان‌گذاری شده، از اوّل غلط بنیان‌گذاری شده؛ این معنایش این نیست که محیط دانشگاه محیط غلطی است یا محیط بدی است؛ نخیر، خوشبختانه دانشگاه ما فراورده‌های بسیار خوب داشته لکن بنای دانشگاه به‌وسیله‌ی آدمهای نامطمئن و با سیاستهای نامطمئن در زمان حکومت طاغوت گذاشته شده و این بنا همچنان وجود دارد: دانشگاه را مبنیّ بر دین‌زدایی بنیان‌گذاری کردند؛ دانشگاه را مبنیّ بر تقلید علمی و نه ابتکار علمی و تولید علم، بنیان‌گذاری کردند؛ دانشگاه این‌جوری بنیان‌گذاری شده و خب بعضی‌ از آثارش هم تا امروز هنوز امتداد دارد. بنابراین یک اصلاح و یک تحوّل و یک صیرورت درونی برای دانشگاه به‌طور مستمر لازم است.
undefinedیکی از مصداقهای روشن این است که ما رویکرد مصرف‌کنندگیِ علم را تبدیل کنیم به رویکرد تولید علم. تا کِی باید ما بنشینیم مصرف‌کننده‌ی علم دیگران باشیم؟ بنده با یاد گرفتن علم از دیگران هیچ مخالف نیستم؛ این را بارها گفته‌ام و همه هم میدانند؛ گفتم ما ننگمان نمیکند که از‌ آن کسی که دارای علم است یاد بگیریم و شاگردی کنیم، امّا شاگردی یک حرف است، تقلید یک حرف دیگر است! تا کِی دنباله‌روِ علم این‌وآن باشیم؟
undefined چرا در زمینه‌ی علوم انسانی وقتی گفته میشود که بنشینیم فکر کنیم و علوم انسانیِ اسلامی را پیدا کنیم، یک عدّه‌ای فوراً برمی‌آشوبند که «آقا! علم است»؟ علم است؟ در علوم تجربی که علم بودنش و نتایجش قابل آزمایش در آزمایشگاه است، این‌همه غلط بودنِ یافته‌های علمی روزبه‌روز دارد اثبات میشود، آن‌وقت شما در علوم انسانی توقّع دارید [غلط نباشد]؟ در اقتصاد چقدر حرفهای متعارض و متضاد وجود دارد! در مدیریّت، در مسائل گوناگون علوم انسانی، در فلسفه، این‌همه حرفهای متعارض وجود دارد؛ کدام علم؟ علم آن چیزی است که شما به آن دست پیدا کنید، بتوانید بفهمید آن را، از درون ذهن فعّال شما تراوش بکند.

undefined باید دنبال این باشیم که ما تولید علم بکنیم؛ تا کِی مصرف کنیم علم این‌وآن را؟ بله، مانعی ندارد که مثل کالایی که خودمان نداریم، دیگری دارد و از او می‌گیریم و استفاده می‌کنیم، از علم دیگران استفاده بکنیم امّا این نمیتواند دائمی باشد، این نمیتواند همیشگی باشد؛ گاهی علمِ دیگران درست به ما منتقل نمیشود، گاهی آن بخش خوبش را به ما نمی دهند، گاهی نو و به‌روزشده‌اش را به ما نمیدهند و این اتّفاق در کشور ما متأسّفانه در سالهای حکومت طاغوت بارها افتاده؛ ما که نباید تجربه‌ها را مجدّداً تکرار بکنیم؛ بنابراین بایستی تولید علم بکنیم.
undefinedما نمی‌خواهیم دانشگاه ما تکرار و بازتولید فلان دانشگاه آمریکایی باشد؛ این را نمی‌خواهیم. علم را می‌خواهیم، شاگردی هم می‌کنیم، یاد می‌گیریم -یعنی از شاگردی کردن اصلاً‌ ننگمان نمی‌کند- امّا نمی‌خواهیم دانشگاه ما تکرار و بازتولید فلان دانشگاه آمریکایی در تهران یا در فلان شهر دیگر کشور باشد؛ نمی‌خواهیم همان فرهنگ، اینجا تقلید بشود. فضای علمی کشور باید فضای علمیِ ایرانی و اسلامی باشد.
undefinedشرایط ما با شرایط آن کشوری که او هم یک دانشگاه پیشرفته‌ی برجسته‌ای دارد، متفاوت است. ما بایستی با فرهنگ خودمان، ایرانی زندگی کنیم، ایرانی باید بیندیشیم و فکر کنیم؛ و الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی را در زمینه‌ی مسائل علم هم حتماً بایستی رعایت بکنیم که این به نظر من بسیار مهم است. این را هم عرض بکنم که در تقلید از فرهنگ دانشگاه‌های برتر دنیا -دانشگاه‌های آمریکا، کانادا، جاهای دیگر- اگر بخواهیم آنها را تکرار کنیم، نوزایی_علمی هم از بین خواهد رفت؛ این را هم توجّه داشته باشید. این نوآوری علمی و پیشرفت علمی و ابتکار علمی هم، با دنبال‌کردن راه این و آن از بین خواهد رفت.
undefinedبا افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah@basijut_ir
undefined۱۰
undefined۲

۲.۱K

۱۸:۱۴

undefinedسلام و ادب خدمت تمامی همراهان و اعضای کانال
undefinedبه لطف خدا و حمایت و همراهی شما عزیزان، فصل اول "افق دانشگاه" با نگارش بیش از ۳۰ نوشتار در خصوص نهاد دانشگاه و نقش دانشجو و دانشگاه در پساجنگ به اتمام رسید.
undefinedدر صورت داشتن هرگونه نظر، پیشنهاد یا انتقاد با ادمین کانال مطرح نمایید. گفتنی است همین نظرات و بازخوردها، مجموعه و فصل دوم افق دانشگاه را به پویایی و عملکرد بهتر نزدیک و نزدیک تر می‌کند.
undefinedتا شروع فصل بعدی با "افق‌دانشگاه" همراه باشید:@ofogh_daneshgah
undefined۷

۱۵۳

۱۸:۱۵