حاج جواد یا همان شهید وسام طویل اولین فرمانده ارشدي بود كه کمی قبل از جنگ ۶۶ روزه ترور شد. دوست داشتم از این شهید بزرگ یک داستان جهادی بزرگ بنویسم. یک قصه از وسط میدان جنگ. فرماندهای مثل حاج جواد حتما هزار و یک قصه ناگفته جهادي دارد. اما خودم هم نمیدانم چرا، اینبار راوی داستانم شد دختری ۶ ساله. اینبار خاطرهای از کودکیهای دخترش زهراء نوشتم. وقتی بیشتر از پنج یا شش سالش نبود این دختر. یک شب میشنود قرار است بعد از ماه ها پدرش به خانه بیاید تمام تلاشش را میکند که بیدار بماند. میخواسته نقاشیاش را به پدرش نشان بدهد. پدری که ماهها در میدان بوده و دختر او را ندیده بود. صبح از خواب بیدار میشود و میبیند که اینبار هم خوابش برده است. پدرش آمده است و دوباره رفته است. بالای سرش فقط یک شکلات بزرگ گذاشته. یکی هم بالای سر خواهرش. اسمشان را هم روی شکلاتها نوشته ... "بتول" . "زهراء"
نمیدانم چرا اینبار تمرکز کردم روی قصه این دختربچه. نوشتن از زبان کودک سخت است. کار من نیست خیلی. اما شاید برای اینکه جنگ همیشه از وسط میدان جنگ شروع نمیشود. جنگ گاهی از وسط خانه شروع میشود. از انتظار دختربچهای کوچک برای دیدن پدرش بعد از ماهها. جنگ انتظار. جنگ خداحافظي. جنگ دوستداشتن و رفتن ... داستان خوبی شد. داستانی که در آن همه چیز وسط میدان نیست و میدان گاهی وسط خانه است. وقتی که زنها هم پدرند و هم مادر. برای ماهها ... شاید هم بیشتر. جنگ انتظار. جنگی که در آن زنها قهرمان داستانند.
شاید روزی یک داستان جهادی هم بنویسم از حاج جواد. داستانی اینبار از وسط میدان جنگ ...
منبع:@ https://eitaa.com/revayatelobnan1403
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
نمیدانم چرا اینبار تمرکز کردم روی قصه این دختربچه. نوشتن از زبان کودک سخت است. کار من نیست خیلی. اما شاید برای اینکه جنگ همیشه از وسط میدان جنگ شروع نمیشود. جنگ گاهی از وسط خانه شروع میشود. از انتظار دختربچهای کوچک برای دیدن پدرش بعد از ماهها. جنگ انتظار. جنگ خداحافظي. جنگ دوستداشتن و رفتن ... داستان خوبی شد. داستانی که در آن همه چیز وسط میدان نیست و میدان گاهی وسط خانه است. وقتی که زنها هم پدرند و هم مادر. برای ماهها ... شاید هم بیشتر. جنگ انتظار. جنگی که در آن زنها قهرمان داستانند.
شاید روزی یک داستان جهادی هم بنویسم از حاج جواد. داستانی اینبار از وسط میدان جنگ ...
۲:۵۲
حج که رفتم، دیدن مردان ترک و عرب و سیاه و زردی که با زنانشان مهربان بودند، متعجبام میکرد. از تعجب خودم، روزی خسته و حیران شدم. فهمیدم که در ذهنم مرد مسلمان، همان حیوان شهوتران ظالم با حرمسرای زنان مغموم و دلمردهای است که شرقشناسان ساخته و بافتهاند. فهمیدم مرد ایرانی را به خاطر فک و فامیل و مشاهدات خودم، نصفهنیمه مستثنی کردهام.
بعدتر در عراق، در اربعین بیشتر به مرد مسلمان نگاه کردم؛ مردی که همه کار میکرد، پابهپای زنش موکب را میدارید، تو بگو برای امام حسین(ع). چه بهتر! مردهای عربی دیدم که با زنهای بیبچهشان سالهاست زندگی میکنند و خانه گرم بود و حداقل ما که زن دوم یا بیمحبتی ندیدیم. مثلا میزبان کربلا که دیگر زن و مرد پیر شده بودند و گفتند بچه نداریم.اگر خدا عمر و بصیرتی بدهد و دو روز بتوانم با مرد دعوا نکنم

دلم میخواهد چیزهایی بنویسم درباره مرد شرقی و استعمارزدایی از تصویر مرد مسلمان و همه آلودگیهایی که آلودگان به تصویر ما و مردها و بچهها و خانوادههایمان بستند.
پینوشت: فیلم درباره مرد مسلمان و محرمش که حرم اوست، نه حرمسرایش.
منبع:@Aghlozendegy
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
بعدتر در عراق، در اربعین بیشتر به مرد مسلمان نگاه کردم؛ مردی که همه کار میکرد، پابهپای زنش موکب را میدارید، تو بگو برای امام حسین(ع). چه بهتر! مردهای عربی دیدم که با زنهای بیبچهشان سالهاست زندگی میکنند و خانه گرم بود و حداقل ما که زن دوم یا بیمحبتی ندیدیم. مثلا میزبان کربلا که دیگر زن و مرد پیر شده بودند و گفتند بچه نداریم.اگر خدا عمر و بصیرتی بدهد و دو روز بتوانم با مرد دعوا نکنم
دلم میخواهد چیزهایی بنویسم درباره مرد شرقی و استعمارزدایی از تصویر مرد مسلمان و همه آلودگیهایی که آلودگان به تصویر ما و مردها و بچهها و خانوادههایمان بستند.
پینوشت: فیلم درباره مرد مسلمان و محرمش که حرم اوست، نه حرمسرایش.
۱۶:۰۵
یعنی بعد از این همه تلاش آخرش شدی معلم مدرسه؟
دکتر فاطمه رایگانی، دکترای فلسفه و معلم
سرکلاس دهمیها بحث دربارهٔ علوم انسانی بود و فرایند انتخاب رشته و دانشگاه. داشتم خیلی مفصل دربارهٔ اهمیت این مسیر صحبت میکردم و طبق عادتم از تجربههای شخصی دورهٔ دبیرستان و دانشگاه و بالاوپایینهای بعدش میگفتم و از طولانیبودن مسیر تحصیل و سختبودن بعضی مراحل که یکی از بچهها آمد وسط حرفم: «اوووه تازه بعد این همه سختی و تلاش آخرش شدید معلم مدرسه؟!»
حرف در دهانم خشک شد و ناخودآگاه از جسارتش زدم زیر خنده. چند نفری از همکلاسیها به او توپیدند که این چه طرز حرفزدن است و مؤدب باش. یکی باحرص گفت: «چه میدونی تو؟ شاید روزای دیگه کارای دیگه هم داشته باشن!».
هرطور بود با شوخی و خنده بحث را جمع کردم اما ذهنم از آن موقع هنوز آرام نگرفته. نه این که احساس سرخوردگی یا شکست داشته باشم یا برداشت توهین کرده باشم ها! نه! بحث مهمتر از این حرفهاست: دانشآموز علوم انسانی خیال میکند «معلم» کسی است که نتوانسته شغل بهتری پیدا کند! و کسی که آن همه رشتهاش را دوست داشته و تحصیلات تکمیلی را تمام کرده قاعدتاً الآن باید شغل بهتری میداشت! تازه آن کس که میخواهد با او مخالفت کند هم میگوید زود قضاوت نکن شاید در روزهای دیگر کاری بهتر از این دارد! یعنی برایشان بداهت دارد که هیچ دکترا گرفتهای معلم نمیشود مگر اینکه نتوانسته باشد شغل بهتری پیدا کند! و اگر اینطور شده این نشانه شکست است.
آنچه تلخم کرده این نگاه به معلمی در چشم کسانی است که با علاقه آمدهاند سراغ علوم انسانی! یعنی آنها هرگز انتخابشان معلمی نخواهد بود مگر این که از هیئتعلمیشدن در دانشگاه یا داشتن مسوولیتهای مهم باز بمانند! خب با این حساب به غیر از نمونههای استثنایی و علاقههای نادر شخصی، هیچ استعدادی بهطور طبیعی در مسیر آموزش و پرورش قرار نمیگیرد.
حق هم دارند. اصلا معلمی چرا باید برای آنها که به درس و بحث علاقه دارند جذاب باشد؟ چه کسی متوجه اهمیت کار یک معلم مدرسه است؟ نشانههای این اهمیتدادن کجاست؟ در احترام و جایگاه اجتماعی؟ یا عدد حقوق آخرماه؟ از هر طرف که نگاه کنی بچه حق دارد!
من هرکاری برای درستکردن ذهنیت بچههای کلاس نسبت به معلمی میکنم اما این ذهنیتها تماما زاده سوءتفاهم نیست. زاییدهٔ فرهنگ و انباشت تجربه است. این فرهنگ را اگر تغییر ندهیم و تجربههای جدید نسازیم هر روز بیشتر از گذشته مدرسه را از دست خواهیم داد. و خب بدون مدرسه دانشگاه دیگر چه فایدهای دارد؟
منبع:@edraakaat
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
سرکلاس دهمیها بحث دربارهٔ علوم انسانی بود و فرایند انتخاب رشته و دانشگاه. داشتم خیلی مفصل دربارهٔ اهمیت این مسیر صحبت میکردم و طبق عادتم از تجربههای شخصی دورهٔ دبیرستان و دانشگاه و بالاوپایینهای بعدش میگفتم و از طولانیبودن مسیر تحصیل و سختبودن بعضی مراحل که یکی از بچهها آمد وسط حرفم: «اوووه تازه بعد این همه سختی و تلاش آخرش شدید معلم مدرسه؟!»
حرف در دهانم خشک شد و ناخودآگاه از جسارتش زدم زیر خنده. چند نفری از همکلاسیها به او توپیدند که این چه طرز حرفزدن است و مؤدب باش. یکی باحرص گفت: «چه میدونی تو؟ شاید روزای دیگه کارای دیگه هم داشته باشن!».
هرطور بود با شوخی و خنده بحث را جمع کردم اما ذهنم از آن موقع هنوز آرام نگرفته. نه این که احساس سرخوردگی یا شکست داشته باشم یا برداشت توهین کرده باشم ها! نه! بحث مهمتر از این حرفهاست: دانشآموز علوم انسانی خیال میکند «معلم» کسی است که نتوانسته شغل بهتری پیدا کند! و کسی که آن همه رشتهاش را دوست داشته و تحصیلات تکمیلی را تمام کرده قاعدتاً الآن باید شغل بهتری میداشت! تازه آن کس که میخواهد با او مخالفت کند هم میگوید زود قضاوت نکن شاید در روزهای دیگر کاری بهتر از این دارد! یعنی برایشان بداهت دارد که هیچ دکترا گرفتهای معلم نمیشود مگر اینکه نتوانسته باشد شغل بهتری پیدا کند! و اگر اینطور شده این نشانه شکست است.
آنچه تلخم کرده این نگاه به معلمی در چشم کسانی است که با علاقه آمدهاند سراغ علوم انسانی! یعنی آنها هرگز انتخابشان معلمی نخواهد بود مگر این که از هیئتعلمیشدن در دانشگاه یا داشتن مسوولیتهای مهم باز بمانند! خب با این حساب به غیر از نمونههای استثنایی و علاقههای نادر شخصی، هیچ استعدادی بهطور طبیعی در مسیر آموزش و پرورش قرار نمیگیرد.
حق هم دارند. اصلا معلمی چرا باید برای آنها که به درس و بحث علاقه دارند جذاب باشد؟ چه کسی متوجه اهمیت کار یک معلم مدرسه است؟ نشانههای این اهمیتدادن کجاست؟ در احترام و جایگاه اجتماعی؟ یا عدد حقوق آخرماه؟ از هر طرف که نگاه کنی بچه حق دارد!
من هرکاری برای درستکردن ذهنیت بچههای کلاس نسبت به معلمی میکنم اما این ذهنیتها تماما زاده سوءتفاهم نیست. زاییدهٔ فرهنگ و انباشت تجربه است. این فرهنگ را اگر تغییر ندهیم و تجربههای جدید نسازیم هر روز بیشتر از گذشته مدرسه را از دست خواهیم داد. و خب بدون مدرسه دانشگاه دیگر چه فایدهای دارد؟
۴:۰۱
خانه مادر
مرحوم آیت الله حائری شیرازی
در روایات داریم که «إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ إِنَّ لِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُم». سه تا حرم را ذکر میکند: «مکه»، «مدینه» و «کوفه»؛ و بعد دیگر نمیگوید: کربلا حرم امام حسین (ع) است؛ نمی گوید علی بن موسی الرضا (ع) حرمی دارد و آن طوس است یا موسی بن جعفر (ع) حرمی دارد و آن کاظمین است. بلکه میگوید: قم، حرم ما اهلبیت است؛ یعنی قم، هم حرم امام حسین (ع) است، هم حرم امام حسن (ع) است، هم حرم حضرت زهرا (ع) است. یعنی قم، حرم فاطمۀ زهرا سلام الله علیها و یازده فرزندش است.
علت اینکه میگوید: قم حرم ما اهلبیت است، این است که چون قم حرم حضرت زهرا (س) شده، بچهها در خانۀ مادرشان آرامش دارند. از این جهت در روایات دربارۀ قم آمده است: «فَإِنَّهُ مَأْوَى الْفَاطِمِيِّينَ وَ مُسْتَرَاحُ الْمُؤْمِنِين.» چون این شهر مربوط به حضرت زهرا (س) است، میگوید: «مأوی الفاطمیین» (پناهگاه فاطمیون) و چون مؤمن در اینجا احساس راحتی میکند، میگوید: «مستراح المومنین». مستراح یعنی محل استراحت؛ یعنی جاهای دیگر آرامش ندارند، آنجا که می روند احساس آرامش دارند.
این قم یک جای عادی نیست. من هر وقت یک مدتی دور می شوم از قم، انگار در غربتم. هرچند وطنم شیراز است، در اینجا متولد شده ام، در اینجا تربیت شده ام؛ اما وقتی به آنجا (قم) می روم انگار در وطنم هستم! آرامشی که در آنجا دارم هیچجا ندارم.
منبع:https://eitaa.com/haerishirazi
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
در روایات داریم که «إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ إِنَّ لِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُم». سه تا حرم را ذکر میکند: «مکه»، «مدینه» و «کوفه»؛ و بعد دیگر نمیگوید: کربلا حرم امام حسین (ع) است؛ نمی گوید علی بن موسی الرضا (ع) حرمی دارد و آن طوس است یا موسی بن جعفر (ع) حرمی دارد و آن کاظمین است. بلکه میگوید: قم، حرم ما اهلبیت است؛ یعنی قم، هم حرم امام حسین (ع) است، هم حرم امام حسن (ع) است، هم حرم حضرت زهرا (ع) است. یعنی قم، حرم فاطمۀ زهرا سلام الله علیها و یازده فرزندش است.
علت اینکه میگوید: قم حرم ما اهلبیت است، این است که چون قم حرم حضرت زهرا (س) شده، بچهها در خانۀ مادرشان آرامش دارند. از این جهت در روایات دربارۀ قم آمده است: «فَإِنَّهُ مَأْوَى الْفَاطِمِيِّينَ وَ مُسْتَرَاحُ الْمُؤْمِنِين.» چون این شهر مربوط به حضرت زهرا (س) است، میگوید: «مأوی الفاطمیین» (پناهگاه فاطمیون) و چون مؤمن در اینجا احساس راحتی میکند، میگوید: «مستراح المومنین». مستراح یعنی محل استراحت؛ یعنی جاهای دیگر آرامش ندارند، آنجا که می روند احساس آرامش دارند.
این قم یک جای عادی نیست. من هر وقت یک مدتی دور می شوم از قم، انگار در غربتم. هرچند وطنم شیراز است، در اینجا متولد شده ام، در اینجا تربیت شده ام؛ اما وقتی به آنجا (قم) می روم انگار در وطنم هستم! آرامشی که در آنجا دارم هیچجا ندارم.
۱۶:۵۰
فراخوان جذب هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده سال ۱۴۰۴
پژوهشکده زن و خانواده، وابسته به مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران برای تکمیل کادر علمی مورد نیاز خود اقدام به جذب هیأت علمی مینماید.
شرایط جذب:
دارا بودن مدرک سطح۴ حوزه یا دکتری دانشگاه
دارا بودن حداکثر ۴۰سال سن
متقاضیان باید دارای اثر علمی و پژوهشی و یا کتاب انتشار یافته در حوزه تخصصی مرتبط و مورد تأیید ارزیابان پژوهشکده باشند.
شرط پذیرش داوطلبان خواهر، سکونت خانوادگی در قم یا تهران است. داوطلبان برادر نیز متعهد به حضور در قم یا تهران خواهند بود.
اولویت جذب در همه ظرفیتها در صورت دارا بودن شرایط اختصاصی با طلاب حوزه علمیه به ویژه خواهران است.
ملاحظات:۱.منظور از حوزه تمرکز پژوهشی، حوزهای است که پژوهشگر، پس از جذب به عنوان هیات علمی، بر آن تمرکز و کلان پروژه خود را در آن حوزه طراحی خواهد نمود.
۲.رویکرد اسلامی در کلیه پژوهشها و حوزههای تمرکز مورد توجه خواهد بود.
۳.فارغ التحصیلان رشته مطالعات زنان در صورت داشتن اثر علمی قابل قبول در حوزه تمرکز، می توانند در کلیه رشتهها ثبتنام نمایند.
فرایند جذب:
پس از بررسی پیشینه علمی و پژوهشی، از داوطلبان برای حضور در جلسه مصاحبه دعوت خواهد شد. داوطلبانی که در مصاحبه تخصصی احراز صلاحیت شدهاند به مصاحبه عمومی دعوت میشوند. جذب نهایی اعضای هیأت علمی پس از تأیید هیأت ممیزه خواهد بود.
تا زمان تأیید نهایی در هیئت ممیزه، فرد به عنوان پژوهشگر مقیم در پژوهشکده مشغول فعالیت خواهد بود.
مهلت ثبتنام ۱۳ آبان تا ۱۳ آذر۱۴۰۴
برای ثبت نام کلیک کنید
@wfrcacir
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
پژوهشکده زن و خانواده، وابسته به مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران برای تکمیل کادر علمی مورد نیاز خود اقدام به جذب هیأت علمی مینماید.
۲.رویکرد اسلامی در کلیه پژوهشها و حوزههای تمرکز مورد توجه خواهد بود.
۳.فارغ التحصیلان رشته مطالعات زنان در صورت داشتن اثر علمی قابل قبول در حوزه تمرکز، می توانند در کلیه رشتهها ثبتنام نمایند.
۱۲:۲۷
ایدهات کو؟
دکتر مجید دهقان، عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
تولید چنین آثار فاخری نیازمند برنامهریزی و مدیریت دشواری است که جای تقدیر فراوانی دارد. خداوند به افرادی که در ایجاد این اثر سهیم بودهاند خیر کثیر عطا کند. مشتاق بودم ببینم ایده اثر درباره حجاب چیست. ایده از این قرار است:
1. چادر من انتخاب خودم بوده چون که مادر حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها چادری بودهاند.2. چادریم چون مادرم چادریه.3. چادر نشاندهنده قدمت شهر من است.4. چادر پوشش مادران شهداست.5. چادر زن در مقابل غیرت مرد و پیرهن مشکلی او در ایام فاطمیه است.
مهمترین اشکال این چند ایده این است که:
1. همچنان تمرکز روی چادر دارد نه حجاب شرعی
2. برای مخاطب محدودی جذابیت دارد. در واقع مخاطب چادری را دلگرمتر میکند؛ تا این که مخاطب کمحجاب یا بیحجاب را جذب کند.
3. به جز بیان «واژه انتخاب» و نه مفهوم آن ایده جذابی برای دختر امروزی ندارد.
4. بازنمایی حجاب صرفاً به عنوان میراث فرهنگی و امر مقدس شاید آن را از پوشش روزمره و ارتباطات زنده انسانی دور کند.
5. باز هم نسبت به مردانگی کملطفی شده و سهم مردان در داشتن جامعه عفیفانه صرفاً غیرتداشتن است.
و نکات چند دیگری که در این فرصت نمیگنجد. ای کاش این تلاشهای فرهنگی در کنار دقت به همه عناصر جذابیتساز هنری به ایده فاخر نیز توجه کافی داشتند.
منبع:https://eitaa.com/majiddehghan
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
تولید چنین آثار فاخری نیازمند برنامهریزی و مدیریت دشواری است که جای تقدیر فراوانی دارد. خداوند به افرادی که در ایجاد این اثر سهیم بودهاند خیر کثیر عطا کند. مشتاق بودم ببینم ایده اثر درباره حجاب چیست. ایده از این قرار است:
1. چادر من انتخاب خودم بوده چون که مادر حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها چادری بودهاند.2. چادریم چون مادرم چادریه.3. چادر نشاندهنده قدمت شهر من است.4. چادر پوشش مادران شهداست.5. چادر زن در مقابل غیرت مرد و پیرهن مشکلی او در ایام فاطمیه است.
مهمترین اشکال این چند ایده این است که:
1. همچنان تمرکز روی چادر دارد نه حجاب شرعی
2. برای مخاطب محدودی جذابیت دارد. در واقع مخاطب چادری را دلگرمتر میکند؛ تا این که مخاطب کمحجاب یا بیحجاب را جذب کند.
3. به جز بیان «واژه انتخاب» و نه مفهوم آن ایده جذابی برای دختر امروزی ندارد.
4. بازنمایی حجاب صرفاً به عنوان میراث فرهنگی و امر مقدس شاید آن را از پوشش روزمره و ارتباطات زنده انسانی دور کند.
5. باز هم نسبت به مردانگی کملطفی شده و سهم مردان در داشتن جامعه عفیفانه صرفاً غیرتداشتن است.
و نکات چند دیگری که در این فرصت نمیگنجد. ای کاش این تلاشهای فرهنگی در کنار دقت به همه عناصر جذابیتساز هنری به ایده فاخر نیز توجه کافی داشتند.
۱۰:۵۷
بریده باد زبانی که شأن زهرا(س) را از خطبهخوانی به نوحهسرایی تبدیل میکند.
مبارزه ممتد، از چند نوع و با چند جلوه حضرت زهرا(س)
۶:۰۷
بازارسال شده از | فاطمه قاسمپور |
مهریه در مجلس دوازدهمبازگشت به عقب بهجای بازنگری نظاممند- 1
فاطمه قاسمپور،نماینده مجلس یازدهم
تصویب کلیات طرح اصلاح قانون نحوه اجرای محکومیت مالی و قانون مدنی موسوم به طرح مهریه در چند روز گذشته ابهامات و پرسشهای بسیاری ایجاد کرده است. بنا نداشتم در این زمینه ورود کنم؛ ولی ازآنجاکه یکی از مهمترین حقوق زوجه در این طرح مورد بررسی قرار گرفته است، ترجیح دادم نکاتم را بنویسم. اصل این طرح به سال 99 بازمیگردد که نوسانات اقتصادی باعث شد که مردانی که در موقعیت پرداخت مهریه قرار گرفته بودند، صدای خود را به قانونگذار برسانند و از قانونگذار استمداد بطلبند که با این میزان از تغییر در قیمت سکه هر روز بر میزان تعهداتشان اضافه میشود. خاطرم است در آن زمان ناظر بر مطالبهای که از مجلس شد نزدیک به 5 طرح از سوی نمایندگان در سامانه مجلس بارگذاری شد که با برگزاری جلسات در فراکسیون زنان مجلس یازدهم تلاش شد این طرحها به سمت احقاق حقوق زوجین برود و فقط از ناحیه حقوق زوج دنبال نشود که در برخی از موارد با طراحان به توافق رسیدیم و در برخی از موارد مثل مالیات بر مهریه که در طرح مجلس قبل بود و در طرح جاری البته نیست، توفیقی حاصل نشد. نهایت امر با پیگیری مکرر فراکسیون زنان مجلس، طرح موسوم به طرح مهریه در مجلس یازدهم به صحن نرسید؛ اما این طرح به شکل دیگری در مجلس دوازدهم پیگیری شد که در ادامه به بررسی مفاد این طرح جاری میپردازم.
الف) تغییر ضمانت اجرایی: شکی نیست در نسبت با مردان معسر کسی قائل به استفاده از مجازات حبس نیست. اما مردی که ملائت داشته و به عللی استنکاف از پرداخت مهریه همسر خود دارد، چطور؟ کاهش ضمانت اجرایی کیفری مهریه به پابند الکترونیک قابلقبول است؟ در این صورت این مردانی که در صورت داشتن مال از پرداخت مهریه استنکاف میکنند، میتوانند بهراحتی با بسنده کردن به مجازات استفاده از پابند الکترونیک و بدون ایجاد کوچکترین خللی در روند زندگی خود، به استنکاف از پرداخت این حق شرعی و قانونی زن ادامه دهند. چون در متن طرح مذکور آمده است که چنانچه محکومعلیه در ازای دین خود، مالی دریافت نکرده باشد، مانند مهریه یا دیه یا خسارات ناشی از جرایم غیرعمدی، صرفاً نظارت سامانههای الکترونیک اعمال میشود.
حقیقت امر این است که در قوانین موجود، برای دریافت مهریه، اصل بر این است که مرد معسر است و زنانی که درخواست دریافت مهریه دارند میبایست عدم اعسار زوج را ثابت کنند. کارشناسان حقوقی – قضایی معتقدند که زندانیان مهریه عمدتاً افرادیاند که در پرداخت اقساط مهریه به جهت نوسانات مالی دچار اعسار مجدد میشوند و درخواست تعدیل مهریه را میدهند. خب اگر مسئله این است که این طرح در ماده 2 این مسئله را بهخوبی مورد توجه قرار داده است و نیاز به ماده اول نبود. در ماده دوم آمده است که در صورت افزایش نوسانات بیش از 15 درصد قیمت سکه، قاضی بنابهدرخواست زوج میتواند اقساط را تعدیل کند.
ب) در ماده 7 طرح مصوب، در اصلاح ماده 1130 (مربوط به طلاق عسروحرجی)، آمده که درصورتیکه زوجه کلیه حقوق مالی خود را بذل کند و 2 سال متوالی نیز از همسر خود جدا زندگی کند، عسر و حرج او برای دادگاه محرز خواهد شد. پرسش اینجاست که اگر زنی دچار عسر و حرج و سختی است، به قدری که 2 سال نیز از زندگی خارج مشترک خارج شده، چرا باید از حقوق مالی خود بگذرد تا بتواند از همسرش جدا شود؟! انتظار است فرایند دادرسی ما به قدری حامی کرامت زنان باشد که زنی که در شرایط اعسار به سر میبرد برای خروج از این شرایط مجبور به گذشتن از حقوق مسلم خود نشود؛ این در حالی است که دسترسی زنان به منابع مالی کمتر بوده و همین اندک حقوق مالی نیز اگر بعد از طلاق به ایشان برسد، در شرایط پس از طلاق، کمتر دچار آسیب خواهند شد.
ج) یکی از مسائل مهم زنان در استیفای حق قانونی و شرعی مهریه، فرار دین مردان است که متأسفانه در روند قضایی فعلی این وضعیت کنترل نمیشود. در حال حاضر به جهت رأی وحدت رویه، پس از قطعیشدن حکم اگر مردی فرار دین انجام داده باشد، امکان بررسی وجود دارد. در ماده 3 طرح فعلی برای کنترل فرار دین تلاش شده است که این وضعیت بهبود پیدا کند و عبارت «از تاریخ ابلاغ دادخواست مطالبه دین یا ابلاغ اظهارنامه مطالبه دین یا ابلاغ درخواست اجرای ثبت به مدیون» افزوده شده است؛ این در حالی است که اغلب مردان پیش از ورود زوجه به روندهای قانونی مطالبه مهریه یا طلاق، فرایند مدنظر خود برای فرار دین را طی میکنند و عملاً این ماده که انتظار میرفت بتواند مسئله زنان را اندکی کاهش دهد، مؤثر نیست. در متن مجلس قبل تلاش شد که در ماده مربوط به فرار دین این عبارت قبل و یا بعد از صدور حکم بیاید که متأسفانه در متن مجلس فعلی این امر هم تقلیل پیدا کرده است و تنها مزیت طرح نیز کمرنگتر دنبال شود.
----بخش اول----
تصویب کلیات طرح اصلاح قانون نحوه اجرای محکومیت مالی و قانون مدنی موسوم به طرح مهریه در چند روز گذشته ابهامات و پرسشهای بسیاری ایجاد کرده است. بنا نداشتم در این زمینه ورود کنم؛ ولی ازآنجاکه یکی از مهمترین حقوق زوجه در این طرح مورد بررسی قرار گرفته است، ترجیح دادم نکاتم را بنویسم. اصل این طرح به سال 99 بازمیگردد که نوسانات اقتصادی باعث شد که مردانی که در موقعیت پرداخت مهریه قرار گرفته بودند، صدای خود را به قانونگذار برسانند و از قانونگذار استمداد بطلبند که با این میزان از تغییر در قیمت سکه هر روز بر میزان تعهداتشان اضافه میشود. خاطرم است در آن زمان ناظر بر مطالبهای که از مجلس شد نزدیک به 5 طرح از سوی نمایندگان در سامانه مجلس بارگذاری شد که با برگزاری جلسات در فراکسیون زنان مجلس یازدهم تلاش شد این طرحها به سمت احقاق حقوق زوجین برود و فقط از ناحیه حقوق زوج دنبال نشود که در برخی از موارد با طراحان به توافق رسیدیم و در برخی از موارد مثل مالیات بر مهریه که در طرح مجلس قبل بود و در طرح جاری البته نیست، توفیقی حاصل نشد. نهایت امر با پیگیری مکرر فراکسیون زنان مجلس، طرح موسوم به طرح مهریه در مجلس یازدهم به صحن نرسید؛ اما این طرح به شکل دیگری در مجلس دوازدهم پیگیری شد که در ادامه به بررسی مفاد این طرح جاری میپردازم.
الف) تغییر ضمانت اجرایی: شکی نیست در نسبت با مردان معسر کسی قائل به استفاده از مجازات حبس نیست. اما مردی که ملائت داشته و به عللی استنکاف از پرداخت مهریه همسر خود دارد، چطور؟ کاهش ضمانت اجرایی کیفری مهریه به پابند الکترونیک قابلقبول است؟ در این صورت این مردانی که در صورت داشتن مال از پرداخت مهریه استنکاف میکنند، میتوانند بهراحتی با بسنده کردن به مجازات استفاده از پابند الکترونیک و بدون ایجاد کوچکترین خللی در روند زندگی خود، به استنکاف از پرداخت این حق شرعی و قانونی زن ادامه دهند. چون در متن طرح مذکور آمده است که چنانچه محکومعلیه در ازای دین خود، مالی دریافت نکرده باشد، مانند مهریه یا دیه یا خسارات ناشی از جرایم غیرعمدی، صرفاً نظارت سامانههای الکترونیک اعمال میشود.
حقیقت امر این است که در قوانین موجود، برای دریافت مهریه، اصل بر این است که مرد معسر است و زنانی که درخواست دریافت مهریه دارند میبایست عدم اعسار زوج را ثابت کنند. کارشناسان حقوقی – قضایی معتقدند که زندانیان مهریه عمدتاً افرادیاند که در پرداخت اقساط مهریه به جهت نوسانات مالی دچار اعسار مجدد میشوند و درخواست تعدیل مهریه را میدهند. خب اگر مسئله این است که این طرح در ماده 2 این مسئله را بهخوبی مورد توجه قرار داده است و نیاز به ماده اول نبود. در ماده دوم آمده است که در صورت افزایش نوسانات بیش از 15 درصد قیمت سکه، قاضی بنابهدرخواست زوج میتواند اقساط را تعدیل کند.
ب) در ماده 7 طرح مصوب، در اصلاح ماده 1130 (مربوط به طلاق عسروحرجی)، آمده که درصورتیکه زوجه کلیه حقوق مالی خود را بذل کند و 2 سال متوالی نیز از همسر خود جدا زندگی کند، عسر و حرج او برای دادگاه محرز خواهد شد. پرسش اینجاست که اگر زنی دچار عسر و حرج و سختی است، به قدری که 2 سال نیز از زندگی خارج مشترک خارج شده، چرا باید از حقوق مالی خود بگذرد تا بتواند از همسرش جدا شود؟! انتظار است فرایند دادرسی ما به قدری حامی کرامت زنان باشد که زنی که در شرایط اعسار به سر میبرد برای خروج از این شرایط مجبور به گذشتن از حقوق مسلم خود نشود؛ این در حالی است که دسترسی زنان به منابع مالی کمتر بوده و همین اندک حقوق مالی نیز اگر بعد از طلاق به ایشان برسد، در شرایط پس از طلاق، کمتر دچار آسیب خواهند شد.
ج) یکی از مسائل مهم زنان در استیفای حق قانونی و شرعی مهریه، فرار دین مردان است که متأسفانه در روند قضایی فعلی این وضعیت کنترل نمیشود. در حال حاضر به جهت رأی وحدت رویه، پس از قطعیشدن حکم اگر مردی فرار دین انجام داده باشد، امکان بررسی وجود دارد. در ماده 3 طرح فعلی برای کنترل فرار دین تلاش شده است که این وضعیت بهبود پیدا کند و عبارت «از تاریخ ابلاغ دادخواست مطالبه دین یا ابلاغ اظهارنامه مطالبه دین یا ابلاغ درخواست اجرای ثبت به مدیون» افزوده شده است؛ این در حالی است که اغلب مردان پیش از ورود زوجه به روندهای قانونی مطالبه مهریه یا طلاق، فرایند مدنظر خود برای فرار دین را طی میکنند و عملاً این ماده که انتظار میرفت بتواند مسئله زنان را اندکی کاهش دهد، مؤثر نیست. در متن مجلس قبل تلاش شد که در ماده مربوط به فرار دین این عبارت قبل و یا بعد از صدور حکم بیاید که متأسفانه در متن مجلس فعلی این امر هم تقلیل پیدا کرده است و تنها مزیت طرح نیز کمرنگتر دنبال شود.
----بخش اول----
۳:۵۹
بازارسال شده از | فاطمه قاسمپور |
مهریه در مجلس دوازدهمبازگشت به عقب بهجای بازنگری نظاممند- 2
د) حق حبس که در مفاد1085 و1086 قانون مدنی بر اساس فقه امامیه قانونگذاری شده است، در این طرح اصلاح شده است و یحتمل ذهنیت این بوده است که بسیاری از زنان با توجه به این حق قانونی به تکالیفشان در زندگی با همسر پایبند نیستند و زوجه با سوءاستفاده از این حق، قبل از اینکه تکالیفش را در زندگی با همسر ادا کند، در ابتدای زندگی درخواست دریافت مهریه را دارد و پس از آن نیز، دیگر به زندگی پایبند نیست و همسر هم امکان پرداخت مهریه را ندارد، پس این حق باید تعدیل شود. به همین جهت در ماده 5 این طرح، به این موضوع پرداخته شده است. در این طرح آمده است که مرد چنانچه اعسار داشته باشد و مهریه تقسیط شود و اولین قسط پرداخت شود، حق حبس از میان برداشته میشود و علاوه بر این در بخش دیگری از این ماده آمده که اگر بخشی از مهریه را تعیین و زوج پرداخت کند، حق حبس ساقط میشود. بخشی از مهریه یعنی چقدر؟ 1 ریال؟ 10 ریال؟ میلیونها ریال؟ یا بیشتر؟ درواقع قانونگذار در این بند در رودربایستی با نحوه استیفای حقوق زنان، برای از میان برداشتن یک حق شرعی، روندی را طراحی کرده که بهنوعی هم آن حق در ظاهر وجود داشته باشد و هم بهرهمندی از آن غیرممکن شود.
اما مهمتر از متن، فرامتن است. فرامتنی چنین سبکی از ورود به مسائل خانواده، نادیدهانگاری زنان است. حتماً معسر نباید زندانی شود، اما حقوق زنان و به طور ویژه احقاق حقوقشان در فرایند دادرسی چقدر موردتوجه بوده است؟ قانونگذار میبایست در راستای سیاستهای کلی خانواده - بند 7- حرکت کرده؛ در این بند به نگاه نظاممند به حقوق خانواده اشاره شده و متناسب با نیازها و مقتضیات جدید، این «نظام حقوقی» بایستی مورد بازنگری قرار گیرد. نگاه نظاممند به حقوق خانواده یعنی قانونگذار بداند به صورت نقطهای و بدون در نظر گرفتن شبکه حقوق و تکالیف مرتبط با هریک از اعضای خانواده -مثلاً نظام حقوق مالی زوجه و...- نمیتواند وارد فرایند قانونگذاری شود.
و در نهایت اینکه این طرح، بدون توجه به نقش مهریه در بافتار جامعه ایرانی طراحی شده است. در خانوادههای ایرانی کمتر زنی است که مهریه خود را دریافت کرده باشد؛ زنان خود را شریک زندگی مردان میدانند و دوشادوش مرد زندگیشان تلاش میکنند زندگی مشترک خود را بسازند و محیط آرامی را برای خانواده خود فراهم کنند. اغلب افرادی که مطالبه مهریه دارند - چه در زمان زندگی مشترک و چه در هنگام جدایی - مهریه برایشان ابزاری است برای چانهزنی در موضوعات دیگر. درک نقش مهریه در منازعات زوجین، سبب میشود قانونگذار بهگونهای دیگر رویکرد خود را تعریف کند؛ لذا هر گونه تصمیمگیری درباره مهریه در نسبت با حقوق دیگر زوجین باید دنبال شود. مالیت مهریه لزوماً برای زنان در منازعات خانوادگی کارکرد ندارد، بلکه مهریه حقی است که بهواسطه آن میتوانند به حقوق دیگری دست پیدا کند. ممکن است مطرح شود این غلط است و مهریه باید به کارکرد اصلی خود بازگردد، حتماً من و بسیاری از مخالفان این طرح نیز با این گزاره موافق هستیم به شرطی که حقوق اسلامی زوجین اعم از زن و مرد بهخوبی استیفا و آیین دادرسی حقوق خانواده بهخوبی بازنگری شود.
----بخش دوم----
https://farhikhtegandaily.com/page/275732/
لینک کانال بله:https://ble.ir/f_ghasempour_ir
لینک کانال ایتا:https://eitaa.com/fghasempour_ir
لینک کانال تلگرام:https://t.me/fghasempour_ir
د) حق حبس که در مفاد1085 و1086 قانون مدنی بر اساس فقه امامیه قانونگذاری شده است، در این طرح اصلاح شده است و یحتمل ذهنیت این بوده است که بسیاری از زنان با توجه به این حق قانونی به تکالیفشان در زندگی با همسر پایبند نیستند و زوجه با سوءاستفاده از این حق، قبل از اینکه تکالیفش را در زندگی با همسر ادا کند، در ابتدای زندگی درخواست دریافت مهریه را دارد و پس از آن نیز، دیگر به زندگی پایبند نیست و همسر هم امکان پرداخت مهریه را ندارد، پس این حق باید تعدیل شود. به همین جهت در ماده 5 این طرح، به این موضوع پرداخته شده است. در این طرح آمده است که مرد چنانچه اعسار داشته باشد و مهریه تقسیط شود و اولین قسط پرداخت شود، حق حبس از میان برداشته میشود و علاوه بر این در بخش دیگری از این ماده آمده که اگر بخشی از مهریه را تعیین و زوج پرداخت کند، حق حبس ساقط میشود. بخشی از مهریه یعنی چقدر؟ 1 ریال؟ 10 ریال؟ میلیونها ریال؟ یا بیشتر؟ درواقع قانونگذار در این بند در رودربایستی با نحوه استیفای حقوق زنان، برای از میان برداشتن یک حق شرعی، روندی را طراحی کرده که بهنوعی هم آن حق در ظاهر وجود داشته باشد و هم بهرهمندی از آن غیرممکن شود.
اما مهمتر از متن، فرامتن است. فرامتنی چنین سبکی از ورود به مسائل خانواده، نادیدهانگاری زنان است. حتماً معسر نباید زندانی شود، اما حقوق زنان و به طور ویژه احقاق حقوقشان در فرایند دادرسی چقدر موردتوجه بوده است؟ قانونگذار میبایست در راستای سیاستهای کلی خانواده - بند 7- حرکت کرده؛ در این بند به نگاه نظاممند به حقوق خانواده اشاره شده و متناسب با نیازها و مقتضیات جدید، این «نظام حقوقی» بایستی مورد بازنگری قرار گیرد. نگاه نظاممند به حقوق خانواده یعنی قانونگذار بداند به صورت نقطهای و بدون در نظر گرفتن شبکه حقوق و تکالیف مرتبط با هریک از اعضای خانواده -مثلاً نظام حقوق مالی زوجه و...- نمیتواند وارد فرایند قانونگذاری شود.
و در نهایت اینکه این طرح، بدون توجه به نقش مهریه در بافتار جامعه ایرانی طراحی شده است. در خانوادههای ایرانی کمتر زنی است که مهریه خود را دریافت کرده باشد؛ زنان خود را شریک زندگی مردان میدانند و دوشادوش مرد زندگیشان تلاش میکنند زندگی مشترک خود را بسازند و محیط آرامی را برای خانواده خود فراهم کنند. اغلب افرادی که مطالبه مهریه دارند - چه در زمان زندگی مشترک و چه در هنگام جدایی - مهریه برایشان ابزاری است برای چانهزنی در موضوعات دیگر. درک نقش مهریه در منازعات زوجین، سبب میشود قانونگذار بهگونهای دیگر رویکرد خود را تعریف کند؛ لذا هر گونه تصمیمگیری درباره مهریه در نسبت با حقوق دیگر زوجین باید دنبال شود. مالیت مهریه لزوماً برای زنان در منازعات خانوادگی کارکرد ندارد، بلکه مهریه حقی است که بهواسطه آن میتوانند به حقوق دیگری دست پیدا کند. ممکن است مطرح شود این غلط است و مهریه باید به کارکرد اصلی خود بازگردد، حتماً من و بسیاری از مخالفان این طرح نیز با این گزاره موافق هستیم به شرطی که حقوق اسلامی زوجین اعم از زن و مرد بهخوبی استیفا و آیین دادرسی حقوق خانواده بهخوبی بازنگری شود.
----بخش دوم----
۳:۵۹
شهید؛ نه تأویل، نه تقلیل
حجتالاسلاموالمسلمین محسن قنبریان، مدرس حوزه و دانشگاه
ماجرای درجِ عکسِ شهیده «نیلوفر قلعهوند» در رسانه وابستهٔ به رهبری و حواشیِ آن، بهانهای شد برای بازکاوی در نسبت شهادت با دو چیز: یکی پیشینهٔ گفتار و کردارِ شهدا، دیگری هم روایتهای رسمیِ پسینی یا روتوشهای رسانهای از ایشان.
مسئله فقط «حجاب» نیست؛ برخی شهدا ممکن است دارای شغل یا سبکِ زیستِ شبههدار هم بوده باشند! بلکه مسئله فقط أفعال و فروعات فقهی هم نیست؛ ممکن است قهرمانانی در جبههٔ مقاومت باشند که به عقیدهٔ حقّ (تشیّع) بار نیافته، و برخی حتّی تعریض یا تعرّضی به أهل مذهب حقّ هم ثبت کرده باشند! از آن طرف، برخی از شهدای شاخص در دفاع مقدّس مواضعی متفاوت از مواضعِ رسمیِ نظام دارند دربارهٔ بعض نهادها، شخصیتها، رویدادهای سیاسی و مانند این، که رسانههای رسمی گاهی تمایلی به تبلیغِ آنها ندارند!
سهرویکرد در مواجهه با این چالشها
رویکرد تصحیح و تأویل: رویکردی که همّتش مراقبت از ذهن جامعه است. چون شهادت را مقامی مقدّس و جامعه را به آن معتقد میداند؛ لذا شهادت را نقطهٔ تثبیت گرفته و هرچه غیر از ارزشهای معمول و مواضعِ رسمی است را در مورد شهدا سانسور کرده یا به تأویل میبرد؛ تا مبادا ارزشها تضعیف یا بر ناهنجاریها صحّه گذاشته شود! این ملاحظه فقط به تصرّف در تصویرِ اجتماعیِ شهید در بیّناتی مانندِ حرمتِ کشفِ حجاب - که تصریح قرآن است - خلاصه نمیشود؛ چهبسا تشخیص دهد مواضعِ سردار سلیمانی مثلاً در مورد دخترانِ کمحجاب یا آقای رفسنجانی هم نباید شنیده شود! یا مخالفتش با کنشِ سیاسیِ نمایندگیِ ولیّفقیه در انتخابات دوّم خرداد هم روایت نشود.
امتدادِ این رویکرد سرانجام همهٔ شهدا را اصولگرایانی مثل خود تصویر خواهد کرد!
رویکرد تصویب و تأیید:برخلافِ رویکرد اول، رویکردی پلورالیستی است که همّتش تکیه بر تکثّرها و مخالفت با قرائتهای رسمی است؛ حجاب یا بیحجابی، اعتقاد به مذهبِ حقّ یا بیاعتقادی به آن و مانند این، برایش کاملاً مساوی است. سرانجامِ شهادت را شاهد میگیرد که پس هیچیک از ارزشها در کمالِ نهایی مؤثر نیست و نهایت این مهمّ است که در جبههٔ حقّ باشد و دیگر هیچ! گرایشهای گذارطلب از قرائتهای مشهور و رسمی بعضاً در این دسته هستند؛ از جریانهای وحدتگرای مقابل با قرائتِ مشهور از نقشِ عقیده و تشیّع، یا مخالفِ قرائتِ رسمیِ نظامِ سیاسی و ارزشهای آن.
رویکرد تفصیلی:شهادت را نقطهٔ اوجِ کمالِ انسانی میداند و خداوند را جبرانکنندهٔ گذشتهٔ او که صورتِ أعمالِ ناترازش را پاک میکند. اما پیشینهٔ برجایمانده نزد ما چه؟! این پیشینه و آثارِ برجایمانده؛ عکسهای پروفایل و صفحاتِ مجازی تا رسالهٔ دکتری و مکتوبات یا مصاحبهها و مواضعاش را فرامیگیرد. این رویکرد بهجای تصحیحِ سابقهٔ شهید و تأویلبردنِ پیشینه به دلخواهِ رسمی، یا تصویب و تأییدِ هرچه بوده، روی شعور اجتماعی حساب میکند. بین «بیّنات» (مثل وجوب حجاب) با «نظریات» (مثل مواضعِ فکری و سیاسی) فرق میگذارد؛ هم شهادت را لازمهٔ عصمتِ ماقبل نمیگیرد و راهِ بررسی و حتی تخطئه را باز میگذارد؛ هم خود را جای نخبگان و افکارِ عمومی نمینشاند و شهید را به دلخواه روتوش نمیکند.
مثلاً عکسِ بیحجابِ آن شهیده را - وقتی محترمه و بخشیده شده است - علنی نمیکند، ولی تصویری که جامعه او را بدان شناخته هم روتوش نمیکند؛ بهجایش خطای بیحجابی را در کنارِ صواب و ثوابِ شهادت روایت میکند تا ارزشها تضعیف نشود. مانند علی (ع) که کشتههای صفّین را - گرچه همه شیعهٔ اعتقادی نبودند - «برادرانِ خود»، «ملاقاتکنندهٔ پروردگار»، «دریافتکنندهٔ همهٔ أجر» و «بهشتی» خواند؛ شهدای جبههٔ مقاومت را شهید میخواند. (بهخصوص که لحظهٔ «مَنْ يَمُتْ يَرَنِي» را شاهد نبوده است تا تقصیر یا انکارِ ولایت برایش ثابت شده باشد!)؛ اما همزمان از مذهبِ حقّ و نقشِ اعتقاد در راهیابی به درجاتِ کمال میگوید. به نکاتِ قابلِ نقد درمکتوباتِ شهدا هم عالمانه میپردازد.
شهیدان بروجردی و متوسّلیان و سلیمانی و دیگران را به سطحِ قرائتِ رسمیِ اصولگرایی یا کلیشههای تلویزیونی یا حزباللهی زمانهٔ کنونی تقلیل نمیدهد؛ همانطور که بودند روایتشان میکند، تفاوتِ رأی با ایشان در مواضع را مؤدّبانه طرح میکند و میگذارد افکار عمومی قضاوت کرده و رشد کند.
اگر چنین رویکردی بهبهانهٔ قداستِ شهدا تخطئه شود، ناگزیر راه برای سانسور و تأویلِ شهدا به قرائتهای غالب و مرسوم، باز میشود.
منبع: @m_ghanbarian
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
ماجرای درجِ عکسِ شهیده «نیلوفر قلعهوند» در رسانه وابستهٔ به رهبری و حواشیِ آن، بهانهای شد برای بازکاوی در نسبت شهادت با دو چیز: یکی پیشینهٔ گفتار و کردارِ شهدا، دیگری هم روایتهای رسمیِ پسینی یا روتوشهای رسانهای از ایشان.
مسئله فقط «حجاب» نیست؛ برخی شهدا ممکن است دارای شغل یا سبکِ زیستِ شبههدار هم بوده باشند! بلکه مسئله فقط أفعال و فروعات فقهی هم نیست؛ ممکن است قهرمانانی در جبههٔ مقاومت باشند که به عقیدهٔ حقّ (تشیّع) بار نیافته، و برخی حتّی تعریض یا تعرّضی به أهل مذهب حقّ هم ثبت کرده باشند! از آن طرف، برخی از شهدای شاخص در دفاع مقدّس مواضعی متفاوت از مواضعِ رسمیِ نظام دارند دربارهٔ بعض نهادها، شخصیتها، رویدادهای سیاسی و مانند این، که رسانههای رسمی گاهی تمایلی به تبلیغِ آنها ندارند!
امتدادِ این رویکرد سرانجام همهٔ شهدا را اصولگرایانی مثل خود تصویر خواهد کرد!
مثلاً عکسِ بیحجابِ آن شهیده را - وقتی محترمه و بخشیده شده است - علنی نمیکند، ولی تصویری که جامعه او را بدان شناخته هم روتوش نمیکند؛ بهجایش خطای بیحجابی را در کنارِ صواب و ثوابِ شهادت روایت میکند تا ارزشها تضعیف نشود. مانند علی (ع) که کشتههای صفّین را - گرچه همه شیعهٔ اعتقادی نبودند - «برادرانِ خود»، «ملاقاتکنندهٔ پروردگار»، «دریافتکنندهٔ همهٔ أجر» و «بهشتی» خواند؛ شهدای جبههٔ مقاومت را شهید میخواند. (بهخصوص که لحظهٔ «مَنْ يَمُتْ يَرَنِي» را شاهد نبوده است تا تقصیر یا انکارِ ولایت برایش ثابت شده باشد!)؛ اما همزمان از مذهبِ حقّ و نقشِ اعتقاد در راهیابی به درجاتِ کمال میگوید. به نکاتِ قابلِ نقد درمکتوباتِ شهدا هم عالمانه میپردازد.
شهیدان بروجردی و متوسّلیان و سلیمانی و دیگران را به سطحِ قرائتِ رسمیِ اصولگرایی یا کلیشههای تلویزیونی یا حزباللهی زمانهٔ کنونی تقلیل نمیدهد؛ همانطور که بودند روایتشان میکند، تفاوتِ رأی با ایشان در مواضع را مؤدّبانه طرح میکند و میگذارد افکار عمومی قضاوت کرده و رشد کند.
اگر چنین رویکردی بهبهانهٔ قداستِ شهدا تخطئه شود، ناگزیر راه برای سانسور و تأویلِ شهدا به قرائتهای غالب و مرسوم، باز میشود.
۱۲:۵۳
بازارسال شده از پژوهشکده زن و خانواده
*نشستهای تخصصی*: *۱*. سیاستگذاران و تکالیف عرصه عفاف و حجاب *۲*. الگوهای کنش کنشگران در عرصه عفاف و حجاب *۳*. دانشآموزان و ارزشهای اخلاقی مرتبط با عفاف
#رویداد#پژوهشکده_زن_و_خانواده
۵:۴۴
مهریه و بازسازی صحنه آخر- 1
شیما علیآبادی، دانشجوی دکتری مطالعات زنان دانشگاه شهید بهشتی
یکی از ضمانتاجراهای تعیینشده در قانون مدنی برای مالکیت زن بر مهر، حق حبس است که در طرح جدید مجلس حذف این حق رای نیاورد اما اصلاحیهای نسبت به ماده مربوطه اعمال شده، که این اصلاحیه وضعیت زن را در نسبت با این حق ضیق خواهد کرد. مطابق ماده 1085 قانون مدنی، زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از «ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد» امتناع کند. قید «ایفا وظایف زناشویی» در مصوبه مجلس به «تمکین خاص» تبدیل شده است؛ اما این قید چه کارکردی برای زنان داشت؟ وجود قید قبلی دو تفسیر را میتوانست ایجاد کند؛ نخست، هر یک از وظایف زناشویی (از جمله سکونت در خانه شوهر)، و دوم صرف تمکین خاص. سال 1390 دیوان عالی کشور در رای وحدت رویهای از این مفهوم تفسیر موسع کرده و آن را ایفاء مطلق وظایف شرعی و قانونی دانسته است. چراکه تفکیک بین تمکین عام و خاص در عمل بسیار دشوار است؛ چطور میتوان زن را مکلف به سکونت در منزل شوهر کرد و او بتواند تا عدم دریافت مهر، از تمکین خاص امتناع کند؟ ضمن آنکه چطور میتواند امتناع خود را به اثبات برساند؟ امتناع از رفتن به منزل شوهر، به نوعی لازمه عرفی حق زن در خودداری از تمکین خاص است و حال که در این اصلاحیه، زن صرفاً میتواند از تمکین خاص امتناع کند، استنکاف او از رفتن به منزل شوهر، نشوز تلقی خواهد شد که تبعات حقوقی برای زن دارد.
اینکه مجلس ابتدا به راحتی یکی از حقوق شرعی زن را در طرح پیشنهادی خود از او سلب میکند و در ادامه رای به سلب آن نمیدهد اما با قیدی دستیابی به آن حق شرعی را برای زن محدود میسازد و بعد هم در رسانهها با تیترهای مثبت از «عدم رای نمایندگان به حذف حق حبس» برای مخاطب میگویند، تراژدی را به اوج خود میرساند.
درباره باقی بندهای طرح «اصلاح موادی از قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و قانون مدنی» و مصوبات اخیر مجلس بسیار گفته و شنیده شده؛ چطور میتوان حمایت برخی نمایندگان مجلس دوازدهم از این طرح را توجیه کرد؟ یا چطور میشود سکوت نمایندگان را زمانی که پیگیری این طرح در مجلس دوازدهم در نطفه بود و زمزمههای آن به گوش میرسید، پذیرفت؟ حال که چنین طرحی به صحن رسیده، یادشان افتاده پشت تریبون فریاد می زنند؟! مگر عرصه تقنین، همان صحنه صحن علنی و صحبتهای موافقین و مخالفین است؟! با بازسازی صحنه آخر یا بازنمایی مثبت رسانهای از مصوباتتان نمیتوانید ماهیت تصمیم را قلب کنید.
عنوان رساله دکتری من که در حال حاضر روی آن کار میکنم، «گفتمانهای فرآیند قانونگذاری در حوزه حقوق خانواده از مجلس ششم تا یازدهم» است و بررسی خود را نیز از مجلس یازدهم آغاز کردم. در این بررسی یکی از نشانههای بهدستآمده از «گفتمان سنتی اصولگرا» که در مقابل «گفتمان تحولخواه اصولگرا» در مجلس یازدهم حضور داشت، «روابط سنتی درونخانوادگی» بود؛ به این معنا که این گفتمان به دنبال نوعی از قانونگذاری در حوزه حقوق خانواده است که «روابط سنتی درونخانوادگی» را به هر شکل پایدار نگاه دارد و در این میان، آنچه در نگاه این گفتمان تأمینکننده این روابط سنتی است، توجه ویژه به ارتقای حقوق مردان در خانواده، تلاش برای قرارگیری حقوق زنان در سایه حقوق نهاد خانواده و عدم توجه به حقوق زن در خانواده به صورت مجزاست. همچنین نشانه دیگر آن در فضای قانونگذاری حوزه خانواده، «عدم توجه به حقوق زن» است و این گفتمان با توجه به نظام معنایی شبکه گفتمانی خود، قانونگذاری در نسبت با سپهر خصوصی را بدون توجه به حقوق زن دنبال میکند و حقوق زن در خانواده را صرفاً در کنار حقوق خانواده به رسمیت میشناسد. علاوه بر این نابهسامانیهای موجود در خانواده را به علت فاصلهگیری از مدل سنتی خانواده میداند و با پررنگسازی حقوق مردان در خانواده سعی میکند اقتدار و جایگاه فرادستی مرد در نظام خانواده را تثبیت کند.
---بخش اول---
منبع:https://www.instagram.com/p/DSugPdkjCKv/?igsh=Mnd1ZDV0YWRkbnA5
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
یکی از ضمانتاجراهای تعیینشده در قانون مدنی برای مالکیت زن بر مهر، حق حبس است که در طرح جدید مجلس حذف این حق رای نیاورد اما اصلاحیهای نسبت به ماده مربوطه اعمال شده، که این اصلاحیه وضعیت زن را در نسبت با این حق ضیق خواهد کرد. مطابق ماده 1085 قانون مدنی، زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از «ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد» امتناع کند. قید «ایفا وظایف زناشویی» در مصوبه مجلس به «تمکین خاص» تبدیل شده است؛ اما این قید چه کارکردی برای زنان داشت؟ وجود قید قبلی دو تفسیر را میتوانست ایجاد کند؛ نخست، هر یک از وظایف زناشویی (از جمله سکونت در خانه شوهر)، و دوم صرف تمکین خاص. سال 1390 دیوان عالی کشور در رای وحدت رویهای از این مفهوم تفسیر موسع کرده و آن را ایفاء مطلق وظایف شرعی و قانونی دانسته است. چراکه تفکیک بین تمکین عام و خاص در عمل بسیار دشوار است؛ چطور میتوان زن را مکلف به سکونت در منزل شوهر کرد و او بتواند تا عدم دریافت مهر، از تمکین خاص امتناع کند؟ ضمن آنکه چطور میتواند امتناع خود را به اثبات برساند؟ امتناع از رفتن به منزل شوهر، به نوعی لازمه عرفی حق زن در خودداری از تمکین خاص است و حال که در این اصلاحیه، زن صرفاً میتواند از تمکین خاص امتناع کند، استنکاف او از رفتن به منزل شوهر، نشوز تلقی خواهد شد که تبعات حقوقی برای زن دارد.
اینکه مجلس ابتدا به راحتی یکی از حقوق شرعی زن را در طرح پیشنهادی خود از او سلب میکند و در ادامه رای به سلب آن نمیدهد اما با قیدی دستیابی به آن حق شرعی را برای زن محدود میسازد و بعد هم در رسانهها با تیترهای مثبت از «عدم رای نمایندگان به حذف حق حبس» برای مخاطب میگویند، تراژدی را به اوج خود میرساند.
درباره باقی بندهای طرح «اصلاح موادی از قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و قانون مدنی» و مصوبات اخیر مجلس بسیار گفته و شنیده شده؛ چطور میتوان حمایت برخی نمایندگان مجلس دوازدهم از این طرح را توجیه کرد؟ یا چطور میشود سکوت نمایندگان را زمانی که پیگیری این طرح در مجلس دوازدهم در نطفه بود و زمزمههای آن به گوش میرسید، پذیرفت؟ حال که چنین طرحی به صحن رسیده، یادشان افتاده پشت تریبون فریاد می زنند؟! مگر عرصه تقنین، همان صحنه صحن علنی و صحبتهای موافقین و مخالفین است؟! با بازسازی صحنه آخر یا بازنمایی مثبت رسانهای از مصوباتتان نمیتوانید ماهیت تصمیم را قلب کنید.
عنوان رساله دکتری من که در حال حاضر روی آن کار میکنم، «گفتمانهای فرآیند قانونگذاری در حوزه حقوق خانواده از مجلس ششم تا یازدهم» است و بررسی خود را نیز از مجلس یازدهم آغاز کردم. در این بررسی یکی از نشانههای بهدستآمده از «گفتمان سنتی اصولگرا» که در مقابل «گفتمان تحولخواه اصولگرا» در مجلس یازدهم حضور داشت، «روابط سنتی درونخانوادگی» بود؛ به این معنا که این گفتمان به دنبال نوعی از قانونگذاری در حوزه حقوق خانواده است که «روابط سنتی درونخانوادگی» را به هر شکل پایدار نگاه دارد و در این میان، آنچه در نگاه این گفتمان تأمینکننده این روابط سنتی است، توجه ویژه به ارتقای حقوق مردان در خانواده، تلاش برای قرارگیری حقوق زنان در سایه حقوق نهاد خانواده و عدم توجه به حقوق زن در خانواده به صورت مجزاست. همچنین نشانه دیگر آن در فضای قانونگذاری حوزه خانواده، «عدم توجه به حقوق زن» است و این گفتمان با توجه به نظام معنایی شبکه گفتمانی خود، قانونگذاری در نسبت با سپهر خصوصی را بدون توجه به حقوق زن دنبال میکند و حقوق زن در خانواده را صرفاً در کنار حقوق خانواده به رسمیت میشناسد. علاوه بر این نابهسامانیهای موجود در خانواده را به علت فاصلهگیری از مدل سنتی خانواده میداند و با پررنگسازی حقوق مردان در خانواده سعی میکند اقتدار و جایگاه فرادستی مرد در نظام خانواده را تثبیت کند.
---بخش اول---
۱۲:۳۶
زن فردا
مهریه و بازسازی صحنه آخر- 1
شیما علیآبادی، دانشجوی دکتری مطالعات زنان دانشگاه شهید بهشتی یکی از ضمانتاجراهای تعیینشده در قانون مدنی برای مالکیت زن بر مهر، حق حبس است که در طرح جدید مجلس حذف این حق رای نیاورد اما اصلاحیهای نسبت به ماده مربوطه اعمال شده، که این اصلاحیه وضعیت زن را در نسبت با این حق ضیق خواهد کرد. مطابق ماده 1085 قانون مدنی، زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از «ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد» امتناع کند. قید «ایفا وظایف زناشویی» در مصوبه مجلس به «تمکین خاص» تبدیل شده است؛ اما این قید چه کارکردی برای زنان داشت؟ وجود قید قبلی دو تفسیر را میتوانست ایجاد کند؛ نخست، هر یک از وظایف زناشویی (از جمله سکونت در خانه شوهر)، و دوم صرف تمکین خاص. سال 1390 دیوان عالی کشور در رای وحدت رویهای از این مفهوم تفسیر موسع کرده و آن را ایفاء مطلق وظایف شرعی و قانونی دانسته است. چراکه تفکیک بین تمکین عام و خاص در عمل بسیار دشوار است؛ چطور میتوان زن را مکلف به سکونت در منزل شوهر کرد و او بتواند تا عدم دریافت مهر، از تمکین خاص امتناع کند؟ ضمن آنکه چطور میتواند امتناع خود را به اثبات برساند؟ امتناع از رفتن به منزل شوهر، به نوعی لازمه عرفی حق زن در خودداری از تمکین خاص است و حال که در این اصلاحیه، زن صرفاً میتواند از تمکین خاص امتناع کند، استنکاف او از رفتن به منزل شوهر، نشوز تلقی خواهد شد که تبعات حقوقی برای زن دارد. اینکه مجلس ابتدا به راحتی یکی از حقوق شرعی زن را در طرح پیشنهادی خود از او سلب میکند و در ادامه رای به سلب آن نمیدهد اما با قیدی دستیابی به آن حق شرعی را برای زن محدود میسازد و بعد هم در رسانهها با تیترهای مثبت از «عدم رای نمایندگان به حذف حق حبس» برای مخاطب میگویند، تراژدی را به اوج خود میرساند. درباره باقی بندهای طرح «اصلاح موادی از قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و قانون مدنی» و مصوبات اخیر مجلس بسیار گفته و شنیده شده؛ چطور میتوان حمایت برخی نمایندگان مجلس دوازدهم از این طرح را توجیه کرد؟ یا چطور میشود سکوت نمایندگان را زمانی که پیگیری این طرح در مجلس دوازدهم در نطفه بود و زمزمههای آن به گوش میرسید، پذیرفت؟ حال که چنین طرحی به صحن رسیده، یادشان افتاده پشت تریبون فریاد می زنند؟! مگر عرصه تقنین، همان صحنه صحن علنی و صحبتهای موافقین و مخالفین است؟! با بازسازی صحنه آخر یا بازنمایی مثبت رسانهای از مصوباتتان نمیتوانید ماهیت تصمیم را قلب کنید. عنوان رساله دکتری من که در حال حاضر روی آن کار میکنم، «گفتمانهای فرآیند قانونگذاری در حوزه حقوق خانواده از مجلس ششم تا یازدهم» است و بررسی خود را نیز از مجلس یازدهم آغاز کردم. در این بررسی یکی از نشانههای بهدستآمده از «گفتمان سنتی اصولگرا» که در مقابل «گفتمان تحولخواه اصولگرا» در مجلس یازدهم حضور داشت، «روابط سنتی درونخانوادگی» بود؛ به این معنا که این گفتمان به دنبال نوعی از قانونگذاری در حوزه حقوق خانواده است که «روابط سنتی درونخانوادگی» را به هر شکل پایدار نگاه دارد و در این میان، آنچه در نگاه این گفتمان تأمینکننده این روابط سنتی است، توجه ویژه به ارتقای حقوق مردان در خانواده، تلاش برای قرارگیری حقوق زنان در سایه حقوق نهاد خانواده و عدم توجه به حقوق زن در خانواده به صورت مجزاست. همچنین نشانه دیگر آن در فضای قانونگذاری حوزه خانواده، «عدم توجه به حقوق زن» است و این گفتمان با توجه به نظام معنایی شبکه گفتمانی خود، قانونگذاری در نسبت با سپهر خصوصی را بدون توجه به حقوق زن دنبال میکند و حقوق زن در خانواده را صرفاً در کنار حقوق خانواده به رسمیت میشناسد. علاوه بر این نابهسامانیهای موجود در خانواده را به علت فاصلهگیری از مدل سنتی خانواده میداند و با پررنگسازی حقوق مردان در خانواده سعی میکند اقتدار و جایگاه فرادستی مرد در نظام خانواده را تثبیت کند. ---بخش اول---
منبع: https://www.instagram.com/p/DSugPdkjCKv/?igsh=Mnd1ZDV0YWRkbnA5
لینک کانال بله: https://ble.ir/zan_e_farda
مهریه و بازسازی صحنه آخر- 2
دستیابی به این نشانههای گفتمانی در مجلس یازدهم نیازمند واکاوی دقیق مذاکرات و نطقهای نمایندگان، مصاحبههای پژوهشی با ایشان و موثرین در فرآیند قانونگذاری، شنیدن روایات جلسات غیرعلنی یا غیررسمی و... بود؛ ضمن اینکه در مجلس یازدهم این گفتمان تلاش میکرد در پشت مفاهیم مثبت و مهمی چون حمایت از نقش مادری، حفظ نهاد خانواده و.... خود را پنهان سازد. با همین روند و با چنین بهانههایی هم در مقابل لایحه تأمین امنیت زنان این جریان به جد ایستادگی کرد و نگذاشت این مطالبه رهبری که تقریباً از اواخر دهه 60 مطرح میکردند، توسط جریان انقلابی دنبال شود، حال اما جالب اینجاست که دیگر این جریان نیازی به پنهانسازی و محافظهکاری نمیبیند و خیلی عیان و با صدای بلند میگوید که به دنبال حذف حقوق زنان است. نمیدانم این عیانشدگی تا چه اندازه برای پیشبرد مسائل زنان مفیدفایده است؛ باید کمی زمان بگذرد و میدان شفافتر شود. اما این سبک از پیگیری مسایل زنان و خانواده آن هم در روز و از زمانی که رهبری در دیدار امسال با اقشار بانوان اهمیت پیگیری حقوق زنان را مطرح کردند، قابل تامل است.
---بخش دوم----
منبع:https://www.instagram.com/p/DSugPdkjCKv/?igsh=Mnd1ZDV0YWRkbnA5
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
دستیابی به این نشانههای گفتمانی در مجلس یازدهم نیازمند واکاوی دقیق مذاکرات و نطقهای نمایندگان، مصاحبههای پژوهشی با ایشان و موثرین در فرآیند قانونگذاری، شنیدن روایات جلسات غیرعلنی یا غیررسمی و... بود؛ ضمن اینکه در مجلس یازدهم این گفتمان تلاش میکرد در پشت مفاهیم مثبت و مهمی چون حمایت از نقش مادری، حفظ نهاد خانواده و.... خود را پنهان سازد. با همین روند و با چنین بهانههایی هم در مقابل لایحه تأمین امنیت زنان این جریان به جد ایستادگی کرد و نگذاشت این مطالبه رهبری که تقریباً از اواخر دهه 60 مطرح میکردند، توسط جریان انقلابی دنبال شود، حال اما جالب اینجاست که دیگر این جریان نیازی به پنهانسازی و محافظهکاری نمیبیند و خیلی عیان و با صدای بلند میگوید که به دنبال حذف حقوق زنان است. نمیدانم این عیانشدگی تا چه اندازه برای پیشبرد مسائل زنان مفیدفایده است؛ باید کمی زمان بگذرد و میدان شفافتر شود. اما این سبک از پیگیری مسایل زنان و خانواده آن هم در روز و از زمانی که رهبری در دیدار امسال با اقشار بانوان اهمیت پیگیری حقوق زنان را مطرح کردند، قابل تامل است.
---بخش دوم----
۱۲:۳۶
بازارسال شده از روزنامه فرهیختگان
جدیدترین اثر حسن روحالامین؛ شهیده ملینا اسدی، دختر سه ساله کرمانشاهی که به دست تروریستهای مسلح به قتل رسید
@FarhikhteganOnline
۱۵:۱۳
بازارسال شده از حوزه هنری انقلاب اسلامی
نمیخوام یادم بره...
ببینید| بازسازی سکانس فیلم سینمایی #ماجرای_نیمروز و شباهت جنایتهای دهه ۶۰ فرقه رجوی با جنایتهای اخیر تروریستها در شهرهای ایران
#سازمان_سینمایی_سوره
@hozehonari_ir
حوزهی هنری در فضای مجازی:سایت | آپارات | ایتا | روبیکا | اینستاگرام
#سازمان_سینمایی_سوره
۱۵:۱۶
بازارسال شده از خبر فوری
ناگفتههایی از زبان پدر ملینا«جهان محل عبور است، باشد اما آه... چگونه مادرت از داغ تو عبور کند»چقدر حادثه را به موبه مو مرور کند؟ چقدر عذر بیارد، بهانه جور کند؟ نگفتی آه... ملینای من! همیشه پدربه جان خریده بلا را که از تو دور کند؟ پس از تو هر طرف خانه را که خیره شومچقدر خاطره در ذهن من خطور کندتفنگ خواست به لبخند تو نشانه روَدو گیسوان تو را موج خون، نمور کندگلوله خواست وطن را بگیرد از تو ولیتو خواستی که مرا بیشتر غیور کندتو خواستی که خدا جان نازنین تو رابه آسمان ببرَد میهمان نور کندتو را گرفت در آغوش، حضرت زهراو دیر نیست که فرزند او ظهور کندو دیر نیست طلوع شگفت آن خورشیدکه چشم حرملهها را به نور کور کندجهان محل عبور است، باشد اما آه... چگونه مادرت از داغ تو عبور کندبه کربلا برو امشب، گل سه سالهی من! خودت بگو که رقیه مرا صبور کند... میلاد عرفانپور@AkhbareFori
۱۱:۳۲
خلق مطالبه بدون مسئولیت؛ وقتی حقوق زنان به تیتر تبدیل میشود--نقدی بر طرح موضوع مرخصی قاعدگی توسط یک نماینده مجلس و معاون رئیسجمهور—
شیما علیآبادی، دانشجوی دکتری مطالعات زنان دانشگاه شهید بهشتی
این روزها موضوع مرخصی قاعدگی و طرح آن توسط یکی از نمایندگان زن مجلس و پیرو آن «قابل تأمل و شایسته قدردانی»دانستن طرح این بحث توسط معاون امور زنان ریاست جمهوری یکی از اخبار قابل توجه حوزه زنان است. در این نوشتار کوتاه درباره اصل این موضوع سخن نمیگویم. اگرچه که جا دارد از لحاظ مسائل بازار کار، نظامات و اقتضائات اداری و مهمتر از همه از لحاظ فرهنگ جامعه ایرانی و مولفه حیا در این فرهنگ، مورد تامل قرار گیرد، اما اینجا فراتر از متن این اظهارات درصدد خوانش این الگوی قانونگذاری حوزه زنان هستم؛ در این الگو یک مساله از میان مسائل حوزه زنان بدون توجه به یافتههای پژوهشی، اقتضائات تقنینی و سیاستی و احتمالاً در نسبت با مولفه مهم «وایرالشدگی» ناگهان به سطح رسانه پرتاب میشود، مسئولین مرتبط و فعالان و کارشناسان مدتی درباره آن صحبت میکنند، مساله به مطالبه عمومی تبدیل میشود و پیش از آنکه به مرحله صورتبندی دقیق یا طراحی سازوکار اجرا برسد، در همان سطح گفتار متوقف میماند.
آنچه در این میان تکرار میشود، نوعی سیاستورزی مبتنی بر «خلق هیاهو» است؛ هیاهویی که نه الزاماً از دل نیازسنجی سیاستی بیرون آمده و نه قرار است به تصمیمی الزامآور ختم شود. مسأله ساخته میشود، حساسیت اجتماعی پیرامون آن شکل میگیرد، اما هیچ نهادی خود را متعهد به حملکردن هزینههای تحقق آن نمیداند. نتیجه، نه پیشروی در مسیر احقاق حقوق زنان، که انباشتهشدن مطالباتی است که در میانه راه رها میشوند و در انتها ناامیدسازی بخش مهمی از جامعه از حمایتهای رسمی از ایشان.
در شرایطی که بازار «مطالبات زنانه» داغ است، طرح مسألهای چون مرخصی قاعدگی از میان مسائل مرتبط با حوزه زنان، بیش از آنکه مبتنی بر مطالعه پیامدها، سازوکار اجرا و نسبت آن با بازار کار زنان باشد، به یک ژست سیاسی بدل میشود؛ ژستی که هزینهاش را نه پیشنهاددهنده، که خود زنان میپردازند. آنچه در این میان نگرانکنندهتر است، همصدایی نانوشته میان برخی مسئولین مرتبط از دستگاههای مختلف در تولید «مطالبه بدون مسئولیت» است؛ یکی مطالبه را میسازد، دیگری آن را تحسین میکند، اما هیچکدام خود را متعهد به طیکردن مسیر پرهزینه و پیچیده تحقق آن نمیدانند. نتیجه، انباشت انتظارات در جامعه زنان و تعمیق شکاف میان گفتار رسمی و واقعیت زیسته است.
اگر قرار است درباره مرخصی قاعدگی سخن گفته شود، این سخن باید از موضع مسئولیت، با اتکا به پژوهش، و همراه با بسته سیاستی روشن باشد. در غیر این صورت، این اظهارات نهتنها کمکی به بهبود وضعیت زنان نمیکند، بلکه بار دیگر نشان میدهد چگونه مسائل زنان به ابزار چانهزنیهای سیاسی و ژستهای بیهزینه تقلیل مییابد.
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
۵:۲۵
چگونه برد موشکهای ما به لینکلن خواهد رسید؟
محمد فدائی و پدرام کاویان
ذهن ما در دام این پرسش گرفتار شده: جنگ میشود یا نه؟ یا میتوانیم خوب دفاع کنیم؟. این پرسشها نشاندهندهی نگرانی است، و در عین حال، دقیقترین تلهی دشمن برای شکست ما. پرسیدن اینکه آیا جنگ میشود؟، یک پیشفرض پنهان دارد: اینکه ما هنوز در صلح هستیم. ما در مرز درگیری نیستیم؛ وسط میدان جنگیم. جنگ مدتها پیش از اولین شلیک، با نخستین تحریم، با نخستین تهدید و با ترور نمادهای اقتدارمان آغاز شد.
دشمنِ جنگبلد میداند که برای غلبه بر ملتی مثل ما، نباید لزوماً خاک را اشغال کرد؛ باید ذهن را تصاحب کرد. وقتی ترور حاج قاسم و سید حسن و فشار حداکثری را به عنوان شروع جنگی برای فروپاشی روانی تحلیل نمیکنیم، دقیقاً همان جایی ایستادهایم که دشمن میخواهد. هدف نهایی واشنگتن – چه خواهان تجزیه باشد، چه تغییر نظام، چه لیبیسازی– تنها یک چیز است: فروپاشی روانی.
در جنگ نامتقارن، زمان دقیق حمله اهمیتی ندارد. شاید فردا بزند، شاید از دیروز در حال زدن است و شاید همین ابهام و اضطراب ناشی از آن، خود، حملات پایدار دشمن باشد. دشمن جنگبلد است؛ او میداند که یک جامعهی متزلزل، بیشتر از برخورد ناگهانی، از انتظار برخورد فرسوده میشود.
راه نجات، خروج از حالت انکار و ورود به وضعیت هوشیاری رزمی است. مهمترین دفاع در جنگ ترکیبی، این است که ما بدانیم مورد هجمهایم. این دانستن است که به مقاومت ما، جهت و استقامت میدهد. وقتی شهروند ایرانی بفهمد نوسان قیمت ارز بخشی از نقشهی آمریکا برای به بردگی گرفتنش بوده، باخت روانی به مقاومت شناختی تبدیل میشود.
حالا اگر پذیرفتیم که میدان نبرد، ذهن اقشار مختلف جامعه است، پس باید متوجه باشیم که چه آرایش جنگی مورد نیاز است. در جنگ فیزیکی، ارتش و سپاه یگانهای اصلی خط مقدماند، اما در جنگ فروکاهندهی روانی که هدفش تجزیهی هویتی و فروپاشی اجتماعیست، رسانهی ملی، مهمترین یگان عملیاتی است.
خطای راهبردی رسانهی ملی در این است که جنگ ملی را به جنگی بین انقلابیون با آمریکا تقلیل داده. دشمن برای تکتک ۹۰ میلیون ایرانی، یک سلاح مهندسی کرده: برای دانشجو، ناامیدی؛ برای بازاری، ترس از آینده؛ برای روشنفکر، تحقیر؛ و برای مومن، تشویش. اما رسانهی ما همچنان با یک خط تولید محتوا، برای همه اقشار، یک نسخه میپیچد و در واقع، فقط از ذهن جامعهی متدین و حزبالهی دفاع میکند؛ غافل از اینکه آنها اکنون سنگر امناند، و دشمن در سایر سنگرها دارد پیشروی میکند.
نقدی جدی بر ساختار فعلی صداوسیما وارد است: فقدان شخصیت عملیاتی*.
*همسانی مطلق در همهی شبکههای سیما یعنی فقدان راهبرد. یعنی ما در جنگی که دشمن میکرو-تارگتینگ میکند، ما با ماکرو-بمباران پاسخ میدهیم.
بسیاری در رسانههای ما هنوز درگیر توهم پیروزیهای مطلق سه - هیچ هستند. در جنگ روانی، پیروزیهای ناپلئونی (۳-۲ یا ۴-۳) حیاتیاند. تبدیل یک منتقد ساختارشکن به کسی که حداقل از منافع ملی دفاع میکند، خود یک پیروزی است. نباید به خاطر ملاحظهی جناحی یا محافظهکاری، اجازه داد دشمن در پهنهی وسیعی از اذهان، بدون رقیب بماند.
چه کسی نمیداند در عصر حاضر، استوری و توئیت از ناو هواپیمابر و بمبافکنبی۲ خطرناکتر است؟ توئیتهای پیر گوشبریده، بیش از بمبافکنها میتوانند برهمزنندهی امنیت ملی باشند. وظیفهی رسانه در خط مقدم، تثبیت این خط دفاعی در ذهن مردم است که: مهم نیست دشمن بزند یا نزند، مهم این است که ما آرام و منسجم بمانیم.
اگر این خط در ذهن بازاری و روشنفکر و کارگر تثبیت شود، دیگر غرق شدن یا نشدن ناو لینکلن فرعی است. آن زمان است که دشمن میفهمد که در هدف اصلی شکست خورده و دُمش را گرد میکند و میرود.
منبع:http://ble.ir/fadaee_kavian
لینک کانال بله:https://ble.ir/zan_e_farda
ذهن ما در دام این پرسش گرفتار شده: جنگ میشود یا نه؟ یا میتوانیم خوب دفاع کنیم؟. این پرسشها نشاندهندهی نگرانی است، و در عین حال، دقیقترین تلهی دشمن برای شکست ما. پرسیدن اینکه آیا جنگ میشود؟، یک پیشفرض پنهان دارد: اینکه ما هنوز در صلح هستیم. ما در مرز درگیری نیستیم؛ وسط میدان جنگیم. جنگ مدتها پیش از اولین شلیک، با نخستین تحریم، با نخستین تهدید و با ترور نمادهای اقتدارمان آغاز شد.
دشمنِ جنگبلد میداند که برای غلبه بر ملتی مثل ما، نباید لزوماً خاک را اشغال کرد؛ باید ذهن را تصاحب کرد. وقتی ترور حاج قاسم و سید حسن و فشار حداکثری را به عنوان شروع جنگی برای فروپاشی روانی تحلیل نمیکنیم، دقیقاً همان جایی ایستادهایم که دشمن میخواهد. هدف نهایی واشنگتن – چه خواهان تجزیه باشد، چه تغییر نظام، چه لیبیسازی– تنها یک چیز است: فروپاشی روانی.
در جنگ نامتقارن، زمان دقیق حمله اهمیتی ندارد. شاید فردا بزند، شاید از دیروز در حال زدن است و شاید همین ابهام و اضطراب ناشی از آن، خود، حملات پایدار دشمن باشد. دشمن جنگبلد است؛ او میداند که یک جامعهی متزلزل، بیشتر از برخورد ناگهانی، از انتظار برخورد فرسوده میشود.
راه نجات، خروج از حالت انکار و ورود به وضعیت هوشیاری رزمی است. مهمترین دفاع در جنگ ترکیبی، این است که ما بدانیم مورد هجمهایم. این دانستن است که به مقاومت ما، جهت و استقامت میدهد. وقتی شهروند ایرانی بفهمد نوسان قیمت ارز بخشی از نقشهی آمریکا برای به بردگی گرفتنش بوده، باخت روانی به مقاومت شناختی تبدیل میشود.
حالا اگر پذیرفتیم که میدان نبرد، ذهن اقشار مختلف جامعه است، پس باید متوجه باشیم که چه آرایش جنگی مورد نیاز است. در جنگ فیزیکی، ارتش و سپاه یگانهای اصلی خط مقدماند، اما در جنگ فروکاهندهی روانی که هدفش تجزیهی هویتی و فروپاشی اجتماعیست، رسانهی ملی، مهمترین یگان عملیاتی است.
خطای راهبردی رسانهی ملی در این است که جنگ ملی را به جنگی بین انقلابیون با آمریکا تقلیل داده. دشمن برای تکتک ۹۰ میلیون ایرانی، یک سلاح مهندسی کرده: برای دانشجو، ناامیدی؛ برای بازاری، ترس از آینده؛ برای روشنفکر، تحقیر؛ و برای مومن، تشویش. اما رسانهی ما همچنان با یک خط تولید محتوا، برای همه اقشار، یک نسخه میپیچد و در واقع، فقط از ذهن جامعهی متدین و حزبالهی دفاع میکند؛ غافل از اینکه آنها اکنون سنگر امناند، و دشمن در سایر سنگرها دارد پیشروی میکند.
نقدی جدی بر ساختار فعلی صداوسیما وارد است: فقدان شخصیت عملیاتی*.
*همسانی مطلق در همهی شبکههای سیما یعنی فقدان راهبرد. یعنی ما در جنگی که دشمن میکرو-تارگتینگ میکند، ما با ماکرو-بمباران پاسخ میدهیم.
بسیاری در رسانههای ما هنوز درگیر توهم پیروزیهای مطلق سه - هیچ هستند. در جنگ روانی، پیروزیهای ناپلئونی (۳-۲ یا ۴-۳) حیاتیاند. تبدیل یک منتقد ساختارشکن به کسی که حداقل از منافع ملی دفاع میکند، خود یک پیروزی است. نباید به خاطر ملاحظهی جناحی یا محافظهکاری، اجازه داد دشمن در پهنهی وسیعی از اذهان، بدون رقیب بماند.
چه کسی نمیداند در عصر حاضر، استوری و توئیت از ناو هواپیمابر و بمبافکنبی۲ خطرناکتر است؟ توئیتهای پیر گوشبریده، بیش از بمبافکنها میتوانند برهمزنندهی امنیت ملی باشند. وظیفهی رسانه در خط مقدم، تثبیت این خط دفاعی در ذهن مردم است که: مهم نیست دشمن بزند یا نزند، مهم این است که ما آرام و منسجم بمانیم.
اگر این خط در ذهن بازاری و روشنفکر و کارگر تثبیت شود، دیگر غرق شدن یا نشدن ناو لینکلن فرعی است. آن زمان است که دشمن میفهمد که در هدف اصلی شکست خورده و دُمش را گرد میکند و میرود.
۷:۰۷
بازارسال شده از نشریه حوراء | پژوهشکده زن و خانواده
نشریه حورا شماره ۶۱.pdf
۲۴ مگابایت
۱۷:۵۶
بازارسال شده از نشریه حوراء | پژوهشکده زن و خانواده
۱۱:۰۶