#کارانهراوی شو!
امام خمینی (ره) 2 آذر 1367 پیامی میدهند که معروف میشود به پیام بسیج دانشجو و طلبه. ابتدای آذر 67 یعنی حدود چهارماه بعد از آتشبس بین ایران و حزب بعث؛ یعنی زمانی که از طرفی یک عده اعتقاد داشتند که در جنگ 8 ساله تحمیلی دستاوردی نداشتیم و شکست خوردیم و مدل بسیج مردمی کارایی نداشت؛ و از طرف دیگر یک عده اعتقاد داشتند که خب جنگ تمام شده و بسیج مردمی هم قاعدتاً باید تمام شود!
🟩 پیام امام را اینجا نمیگذارم که خودتان بروید و بخوانید! این هم لینکش: «http://www.imam-khomeini.ir/fa/C207_44642/»
🟢 اما خلاصه حرف امام در آن پیام یکی این است که اتفاقاً تفکر بسیجی و کنشگری مردمی باعث پیروزی و موفقیتهای ما در جنگ بود: «شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود.» و دیگر اینکه این جنس کنشگری و حضور مردمی و بسیجی باید در عرصههای دیگر هم ادامه پیدا کند و به بهانه تعطیلی جنگ، تعطیل نشود: «بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد... شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاریهای شماست»
هرچند این امتداد، لزوماً مشابه حالت قبل نیست و بلکه با تغییر شکل مبارزه از نظامی به غیر نظامی، بسیج مردمی هم باید پیشرفت کند و اشکال جدیدی هم پیدا کند: «امروز یکی از ضروریترین تشکلها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجی ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقی و نه غربی» باشند.»
امروز جنگ نظامی به بالای سرها کشیده شده و موشک و هواپیما عنصر اصلی جنگ هستند و شاید در وهله اول این سوال پیش بیاید که نقش مردمی که میخواهند فعالانه مبارزه کنند، غیر از دعا چه چیزی میتواند باشد؟ بله، جنگ نظامی به خاطر پیشرفت ابزار نظامی تغییر کرده ولی تغییر جنگ فقط در بعد نظامیش نبوده و بعد رسانهای و روانی جنگ هم به خاطر پیشرفت ابزار رسانه و نفوذ فوقالعاده فضای مجازی، تغییر کرده و بسیار پررنگ شده. اتفاقاً در این بعد است که مردم خیلی قویتر میتوانند کنشگری داشته باشند و به سربازان پیشرو برای جبهه حق و امام زمان (عج) تبدیل بشوند.
حالا اگر در زمان جنگ، پایگاههای بسیج در محلات، یاد میدادند که چطور میتوان کلاشینکف را به دست گرفت و علیه دشمن به کار برد، الان همه مردم بلدند که چطوری گوشیشان را دستشان بگیرند ولی جایی باید باشد که یادشان دهد چطور میتوان آن را علیه دشمن به کار برد تا تبدیل به وسیلهای مقدس شود!
سرتان را درد نیاورم؛ پیامی که بازارسال کردهام، مربوط به مجموعهای است به نام «راوی شو» که کارشان را در این زمینه خوب بلد هستند و دوستان حقیر در معاونت محتوای مرکز ملی فضای مجازی هم از آنها پشتیبانی کردهاند که بتوانند قویتر این مأموریت را - که در واقع از مأموریتهای مصرح در اساسنامه مرکز ملی فضای مجازی است - پیش ببرند.
پیشنهاد میکنم که اگر کسی از مخاطبان این پیام هست، که هنوز در فضای مجازی فقط مخاطب است و کنشگر نیست، بسم الله بگوید و اراده کند و در این جنگ رسانهای با استکبار جهانی، تبدیل به یک سرباز شود. اگر هم دوست داشت، امتحان کند که آیا «راوی شو» به دردش میخورد یا نه. اگر بازخورد یا نقد یا پیشنهادی هم داشت، علاوه بر خودشان، میتواند به بنده هم بگوید که بهشان منتقل کنیم و در تعامل با آنها، بتوانیم کار را ارتقا دهیم.
به امید پیوستن به کانالهای جذاب و دشمنشکن شما!
پینوشت: #کارانه مربوط به پیامهایی هست که مرتبط به کار بنده و گزارشهای آن است. امیدوارم در آینده بیشتر بتوانم در این فضا صحبت کنم.
امام خمینی (ره) 2 آذر 1367 پیامی میدهند که معروف میشود به پیام بسیج دانشجو و طلبه. ابتدای آذر 67 یعنی حدود چهارماه بعد از آتشبس بین ایران و حزب بعث؛ یعنی زمانی که از طرفی یک عده اعتقاد داشتند که در جنگ 8 ساله تحمیلی دستاوردی نداشتیم و شکست خوردیم و مدل بسیج مردمی کارایی نداشت؛ و از طرف دیگر یک عده اعتقاد داشتند که خب جنگ تمام شده و بسیج مردمی هم قاعدتاً باید تمام شود!
🟩 پیام امام را اینجا نمیگذارم که خودتان بروید و بخوانید! این هم لینکش: «http://www.imam-khomeini.ir/fa/C207_44642/»
🟢 اما خلاصه حرف امام در آن پیام یکی این است که اتفاقاً تفکر بسیجی و کنشگری مردمی باعث پیروزی و موفقیتهای ما در جنگ بود: «شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود.» و دیگر اینکه این جنس کنشگری و حضور مردمی و بسیجی باید در عرصههای دیگر هم ادامه پیدا کند و به بهانه تعطیلی جنگ، تعطیل نشود: «بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد... شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاریهای شماست»
امروز جنگ نظامی به بالای سرها کشیده شده و موشک و هواپیما عنصر اصلی جنگ هستند و شاید در وهله اول این سوال پیش بیاید که نقش مردمی که میخواهند فعالانه مبارزه کنند، غیر از دعا چه چیزی میتواند باشد؟ بله، جنگ نظامی به خاطر پیشرفت ابزار نظامی تغییر کرده ولی تغییر جنگ فقط در بعد نظامیش نبوده و بعد رسانهای و روانی جنگ هم به خاطر پیشرفت ابزار رسانه و نفوذ فوقالعاده فضای مجازی، تغییر کرده و بسیار پررنگ شده. اتفاقاً در این بعد است که مردم خیلی قویتر میتوانند کنشگری داشته باشند و به سربازان پیشرو برای جبهه حق و امام زمان (عج) تبدیل بشوند.
پیشنهاد میکنم که اگر کسی از مخاطبان این پیام هست، که هنوز در فضای مجازی فقط مخاطب است و کنشگر نیست، بسم الله بگوید و اراده کند و در این جنگ رسانهای با استکبار جهانی، تبدیل به یک سرباز شود. اگر هم دوست داشت، امتحان کند که آیا «راوی شو» به دردش میخورد یا نه. اگر بازخورد یا نقد یا پیشنهادی هم داشت، علاوه بر خودشان، میتواند به بنده هم بگوید که بهشان منتقل کنیم و در تعامل با آنها، بتوانیم کار را ارتقا دهیم.
به امید پیوستن به کانالهای جذاب و دشمنشکن شما!
پینوشت: #کارانه مربوط به پیامهایی هست که مرتبط به کار بنده و گزارشهای آن است. امیدوارم در آینده بیشتر بتوانم در این فضا صحبت کنم.
۱۳:۰۶
بسم الله الرحمن الرحیمماه رمضان ماه زنده شدن دلهای مرده است به لطف و رحمت خدا. حلول این ماه بهانهای شد که این کانال - که به خاطر کوتاهی حقیر به بهانه سرشلوغی و کثرت مشغله - تعطیل شده و مرده بود را هم زنده کنم تا شاید نکته ای در آن گفته شد که برای برادران و خواهرانم مفید افتد از باب تذکر متقابلِ مومنین به همدیگر؛ یا باعث شد که نکته و تذکری از برادران و خواهرانم بگیرم که باعث شود غلطها و اشتباهاتم را تصحیح کنم.این روزها که بین مومنین سنت حسنه بر قرائت روزانه یک جزء قرآن جاری است، سعی میکنم برخی آیات را از هر جزء در آن روز مرور کنم تا شاید بیش از پیش به زنده بودن قرآن در زندگیهایمان توجه کنیم.و من الله التوفیق#زندگی_با_آیهها
۱۳:۱۲
بقره 13: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ
🟩 سِیلی از مردم مؤمن ایران در 22 بهمن ماه ندای مقاومت و همراهی با ولایت سر دادند و اثری از تسلیم در آنها نبود. اما جریانی که در ظاهر میگوید مومن است و به خدا و قیامت باور دارد (یقول آمنّا بالله و بالیوم الآخر - آیه 8 بقره) وقتی به او گفته میشود که تو هم مانند مردم مومن باش و باور به قدرت خدا داشته باش، میگوید که اینها سفیهان و احمقانی بیش نیستند و ما «عقلا» نمیخواهیم همچون این مردم باشیم.
🟥 وقتی عقل کوتهبین مادی و دنیایی بر فرد غلبه کرد و رابطه واقعی با «غیب» (الذین یؤمنون بالغیب - آیه 3 بقره) و نور الهی قطع شد، عقل انسان محاسباتش غلط و غیرواقعی از آب درمیاید و نمیتواند حقایق هستی را آنطور که هست، درک کند و به نیروی ایمان مردم، میگوید «حرکتهای شعاری، ایدئولوژیک، غیرعاقلانه و خطرناک».
اگر مردم از ایستادگی بر روی راه حق «نمیترسند»، ولو به قیمت دشمنی آمریکا و اسرائیل با آنها و گسیل شدن ناوها و هواپیماهای دشمن به منطقه، از روی «بیعقلی و سفاهت»شان نیست، بلکه از روی «ایمان» به «بزرگتر بودن خدا» و «قدرت و حکمت و عزت» خداست. و اگر شما از قدرت آمریکا «میترسید» و حکم به «عقبنشینی» از راه درست میدهید، از روی «عقل و تدبیر»تان نیست بلکه از روی «مریضی قلب و ضعف ایمان و تمایلات دنیایی»تان است هرچند که ادعای ایمان هم داشته باشید.
خدا میگوید در واقع آن فکر و راهبردی که مبتنی بر این نوع ایمانِ دروغین است، سفیهانه و احمقانه است و نتیجه راهبردی آن هم خطرناک برای جامعه ایمانی.
بله، خودِ این مدعیان تعقّل و تهمتزنندگان سفاهت به مومنین هم نمیدانند که در واقع خودشان سفیه و بیعقل هستند، هرچند خودشان را جریان «عقلا» بنامند یا مردم مومن را به کمبود کورتکس مغزی متهم کنند.
#زندگی_با_آیهها
🟩 سِیلی از مردم مؤمن ایران در 22 بهمن ماه ندای مقاومت و همراهی با ولایت سر دادند و اثری از تسلیم در آنها نبود. اما جریانی که در ظاهر میگوید مومن است و به خدا و قیامت باور دارد (یقول آمنّا بالله و بالیوم الآخر - آیه 8 بقره) وقتی به او گفته میشود که تو هم مانند مردم مومن باش و باور به قدرت خدا داشته باش، میگوید که اینها سفیهان و احمقانی بیش نیستند و ما «عقلا» نمیخواهیم همچون این مردم باشیم.
🟥 وقتی عقل کوتهبین مادی و دنیایی بر فرد غلبه کرد و رابطه واقعی با «غیب» (الذین یؤمنون بالغیب - آیه 3 بقره) و نور الهی قطع شد، عقل انسان محاسباتش غلط و غیرواقعی از آب درمیاید و نمیتواند حقایق هستی را آنطور که هست، درک کند و به نیروی ایمان مردم، میگوید «حرکتهای شعاری، ایدئولوژیک، غیرعاقلانه و خطرناک».
خدا میگوید در واقع آن فکر و راهبردی که مبتنی بر این نوع ایمانِ دروغین است، سفیهانه و احمقانه است و نتیجه راهبردی آن هم خطرناک برای جامعه ایمانی.
#زندگی_با_آیهها
۱۳:۱۵
بقره 17 تا 20: مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ - صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ - أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ - يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بگذارید خدا برایتان صحنه واقعی کفر را ترسیم کند و به تحلیلهای سطحی تحلیلگران با نگاه های محدود دنیایی اکتفا نکنید. حقیقت عالم چیز دیگری است. خدا میگوید من برایتان وضعیت واقعی اهل گمراهی و ضلالت و جبهه باطل را توصیف میکنم.
باطل در تاریکی و ظلمت گیر افتاده است و به جای اینکه به نور پایدار هدایت الهی تمسک کند، دل به آتش مکر زمینی و برقهای گذرای آسمانی خوش کرده است. توصیف جبهه باطل مثل آن جماعتی است که در تاریکی، برای این که راه پیدا کند و پیرامون خود را ببیند و بتواند بهتر تصمیم بگیرد، آتشی روشن میکند. اما قدرت خدا بالاتر از حیله و مکر و آتشی است که آنها روشن میکنند و خدا پس از مدتی آتش آنها را خاموش میکند و در تاریکی رها میشوند و نمیتوانند درست ببینند و به مقصد خودشان برسند.
وضع واقعی جبهه گمراهی - علیرغم ظاهر گولزننده ی دنیاییش - وضع مطلوبی نیست بلکه او در طوفان شدیدی از باران و رعدوبرق گرفتار آمده و خودش هم ترس از مرگ و نابودی به جانش افتاده است ولی تدبیرهای او برای رهایی از این ترس و این طوفان، چیزی بیش از این نیست که دست در گوش خود کند و این صحنه را انکار کند گویی که با این کار خطر از آنها رفع میشود! و نمیدانند که خدا کاملاً به آنها احاطه دارد و آنها را به بازی گرفته است.
🟢 بله، خدا اگر میخواست میتوانست کافران را کامل کور و کر کند که هیچ کاری نتوانند بکنند و خدا بر هر کاری تواناست، ولی فعلاً خدا جریان باطل را به بازی گرفته است؛ خدا برقی میفرستد و کافران امیدوار میشوند و در نور آن برق شروع به حرکت میکنند ولی آن نور سریع خاموش میشود و دوباره مجبور میشوند بایستند و مستأصل میشوند که چه کنند!
رفتار غرب با مردم ایران را در این 47 سال گذشته نگاه کنید. مصداق کاملی از این تمثیل است. آنها واقعاً درمانده اند که در مقابل این مردم شریف و مقاوم و مومن و استوار چه کنند. هر از گاهی نور امیدی در دلشان روشن میشود و حرکتی میزنند ولی به نتیجه نمیرسد و آتشی که برافروخته اند و برقی که در فضا زده شده، خاموش میشود و آنها به هدفشان نمیرسند و دوباره مثل انسانهای کور و کر و لال، میمانند که چه کنند.نترسیم و نترسانیم؛ این آتش ناو و هواپیما را هم خدا میتواند خاموش کند تا دوباره متحیر بمانند که با نور خدا در این سرزمین مقدس چه کنند.
#زندگی_با_آیهها
🟢 بله، خدا اگر میخواست میتوانست کافران را کامل کور و کر کند که هیچ کاری نتوانند بکنند و خدا بر هر کاری تواناست، ولی فعلاً خدا جریان باطل را به بازی گرفته است؛ خدا برقی میفرستد و کافران امیدوار میشوند و در نور آن برق شروع به حرکت میکنند ولی آن نور سریع خاموش میشود و دوباره مجبور میشوند بایستند و مستأصل میشوند که چه کنند!
#زندگی_با_آیهها
۱۶:۰۵
رشته صبر.mp3
۰۵:۰۷-۴.۸۴ مگابایت
سوره مبارکه بقره، آیات 153 تا 157: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ - وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ - وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ - الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ - أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
شبهای جمعه که دعای کمیل میخوانیم، معمولاً فراز «یا غیاث المستغیثین» را با سوز و ناله بیشتری میخوانیم و تکرار میکنیم: «ای فریادرس فریادزنان و یاریخواهان و بیپناهان». این روزها که زورگویان عالم با منافقان داخلی و مفسدان داخلی دست به دست هم دادهاند که فشار حداکثری به مردم ایران وارد کنند، احساس استغاثه و نیاز به یاری خدا بیشتر هم میشود.
🟢 مومنین به پیروی از رسول الهی تصمیم گرفتهاند که قبله و مسیری متفاوت از قدرتهای دنیا انتخاب کنند (آیات 144 تا 150 بقره در موضوع قبله که خود تفصیلی جدا میطلبد) و از خواستههای آنها پیروی نکنند (و لئن اتّبعت أهواءهم من بعد ما جاءک من العلم إنّک إذاً لمن الظالمین - بقره 145) تا خداوند نعمت خود را بر آنها کامل و تمام کند (و لأتمّ نعمتی علیکم - بقره 150) و به سرمنزل مقصود هدایت شوند (و لعلّکم تهتدون - بقره 150).
️️️️️ این تصمیم بزرگ مثل همه تصمیمهای بزرگ و مهم، سختی هم دارد. خدا خطاب به مومنین میگوید این مسیری که انتخاب کرده اید حتماً امتحانهای سخت از ترس و اضطراب و فشار اقتصادی و کشته شدن در راه خدا و در یک کلام مصیبت و سختی دارد که البته این سختیها و ابتلائات هرچند به دلیل فشار غیرمتعارف خارجی و خیانت و فساد برخی مسؤولان داخلی و سستی و ضعف برخی دیگر از آنها و مردم باشد، ولی از تدبیر خدا خارج نیست (لنبلونّکم: این ماییم که شما را امتحان میکنیم) و وقتی اوست که امتحان میکند، حتماً میدانسته که میتوانیم بر این مشکلات غلبه کنیم و از پسش برمیاییم و خودش هم کمکمان میکند که اگر اراده کنیم، موفق شویم و به سر منزل مقصود هدایت شویم (و اولئک هم المهتدون).
حالا خودش هم راه موفق شدن در امتحاناتش و سختیهایش را به ما میگوید. مگر نمیگوییم که «یا غیاث المستغیثین» و مگر نمیخواهیم که خدا به فریادمان برسد و کمکمان کند؟ خدا راه کمکش را در همین آیات به ما گفته. گفته کمک بگیرید و یاری بگیرید (واستعینوا) از دو چیز: «صبر» و «صلاة». صبر و پایداری و مقاومت بهترین ابزار یاری کردن خداست که اگر صبر باشد، خدا هم هست (إنّ الله مع الصابرین) و اگر صبر باشد، بشارت و خوشبختی هم هست (و بشّر الصابرین). و چه صبری شیرینتر از اینکه بر سختیها و فشارها صبر کنیم در راهی که میدانیم انتهایش وصال به محبوب و مطلوب همه عرفا و دلسوختگان عالم و مجاهدان راه حق، و تمام شدن هجران ما از اصل خویش است (إنّا لله و إنّا إلیه راجعون).
و ماه رمضان این نعمت بزرگ الهی بهترین جولانگاه برای یاری گرفتن از صبر و نماز است با روزه گرفتن و صبر بر گرسنگی و تشنگی و عدم معصیت خدا و با انس بیشتر با نماز و قرائت قرآن و دیگر عبادتهای عام و خاص این ماه.
بله، مردم عاشق ایران تنها مردمانی هستند که روی زمین میتوانند رو به آسمان کنند و خدای مهربانشان را خطاب قرار دهند و بگویند:
در وفایِ عشقِ تو، مشهورِ خوبانم چو شمعشبنشینِ کویِ سربازان و رندانم چو شمع
رشته صبرم به مِقراضِ غمت بُبْریده شدهمچنان در آتشِ مهرِ تو سوزانم چو شمع
در میانِ آب و آتش همچنان سرگرمِ توستاین دلِ زارِ نزارِ اشکبارانم چو شمع
کدام مردمی روی زمین هستند که اینگونه به مِهرِ خدا دل بسته باشند (والذین آمنوا أشدّ حبّاً لله - بقره 165) و در راه اقامه توحید تلاش کنند؟ و اگر در میان طوفان و آتشهایی که دشمن بر این مردم میفرستد، قلب و دل مردم مومن ایران سرگرم و مطمئن به وعده خدا و سکینه الهی نبود، چگونه میتوانستند صبر کنند و همچنان ایمانشان را حفظ کنند؟
کوهِ صبرم نرم شد چون موم در دستِ غمتتا در آب و آتشِ عشقت گدازانم چو شمع
آتشِ مِهر تو را حافظ عجب در سر گرفتآتشِ دل، کِی به آبِ دیده بنشانم چو شمع؟
آتش مهر خدا و رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را این مردم، عجیب در سر گرفته اند و صبوری و مقاومت میکنند و دنیاپرستان را به تعجب و کینه واداشته اند؛ به امید روزی که به دیدار یار بشتابند و آتش دلشان به وصال آرام شود، چه در این دنیا با ظهور بقیة الله و چه در آن دنیا با رضوان الهی و لقاء الله.
#زندگی_با_آیهها
🟢 مومنین به پیروی از رسول الهی تصمیم گرفتهاند که قبله و مسیری متفاوت از قدرتهای دنیا انتخاب کنند (آیات 144 تا 150 بقره در موضوع قبله که خود تفصیلی جدا میطلبد) و از خواستههای آنها پیروی نکنند (و لئن اتّبعت أهواءهم من بعد ما جاءک من العلم إنّک إذاً لمن الظالمین - بقره 145) تا خداوند نعمت خود را بر آنها کامل و تمام کند (و لأتمّ نعمتی علیکم - بقره 150) و به سرمنزل مقصود هدایت شوند (و لعلّکم تهتدون - بقره 150).
در وفایِ عشقِ تو، مشهورِ خوبانم چو شمعشبنشینِ کویِ سربازان و رندانم چو شمع
رشته صبرم به مِقراضِ غمت بُبْریده شدهمچنان در آتشِ مهرِ تو سوزانم چو شمع
در میانِ آب و آتش همچنان سرگرمِ توستاین دلِ زارِ نزارِ اشکبارانم چو شمع
کدام مردمی روی زمین هستند که اینگونه به مِهرِ خدا دل بسته باشند (والذین آمنوا أشدّ حبّاً لله - بقره 165) و در راه اقامه توحید تلاش کنند؟ و اگر در میان طوفان و آتشهایی که دشمن بر این مردم میفرستد، قلب و دل مردم مومن ایران سرگرم و مطمئن به وعده خدا و سکینه الهی نبود، چگونه میتوانستند صبر کنند و همچنان ایمانشان را حفظ کنند؟
کوهِ صبرم نرم شد چون موم در دستِ غمتتا در آب و آتشِ عشقت گدازانم چو شمع
آتشِ مِهر تو را حافظ عجب در سر گرفتآتشِ دل، کِی به آبِ دیده بنشانم چو شمع؟
آتش مهر خدا و رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را این مردم، عجیب در سر گرفته اند و صبوری و مقاومت میکنند و دنیاپرستان را به تعجب و کینه واداشته اند؛ به امید روزی که به دیدار یار بشتابند و آتش دلشان به وصال آرام شود، چه در این دنیا با ظهور بقیة الله و چه در آن دنیا با رضوان الهی و لقاء الله.
#زندگی_با_آیهها
۲۰:۵۴
سوره مبارکه آلعمران، آیات 10 تا 13: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ - كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ - قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ - قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ
کافران و دشمنان خدا و راه خدا، در عمده دورانها تعدادشان (اولادهم) و امکاناتشان (اموالهم) بیشتر بوده است، و قاعدتاً کسی که عِدّه و عُدّه بیشتری داشته باشید، پیروز هم خواهد شد. ولی گاهی اوقات اینگونه نمیشود و آن هم وقتی است که خدا بخواهد مردمی را عزت بخشد و زورگویی را ذلیل کند.
خدا در این آیات در ابتدا به مومنین میگوید خیالتان راحت باشد که اموال و امکانات و همچنین تعدادِ زیادِ کفار هیچ فایده ای برای آنها در مقابل خدا ندارد (لن تغنی عنهم من الله شیئاً) و این امکانات و افرادِ بیشتر صرفاً هیزم بیشتری برای آتشی خواهد شد که در آن خواهند سوخت (و اولئک هم وقود النار)؛ به قول معروف «هرچه ناوش بیش، غرقش بیشتر!».
سابقه هم دارد؟ بله، خدا به خاندان و قوم فرعون مثال میزند (کدأب آل فرعون) و همچنین کسانی که قبل از فرعون بودند (والذین من قبلهم) که همه یک خصوصیت داشتند: قبول نکردن نشانههای الهی (کذّبوا بآیاتنا) و سرکشی و گناه (بذنوبهم)؛ و همه یک سرنوشت داشتند: عاقبت خدا آنها را گرفت (أخذهم الله) و به عذاب سختی دچار کرد (والله شدید العقاب).
خب حالا ما چه کنیم؟ بایستیم و نگاه کنیم؟نه! ما یک وظیفه مهم داریم از سنخ «قول» و «گفتار» و «کار رسانهای». باید گفتار و گفتمان ما در مقابل کفار و رو به آنها این باشد که محکم بایستیم و بگوییم «اگر نه الان، ولی در آینده شما قطعاً شکست خواهید خورد (ستغلبون) و بعد هم در جهنم جمع خواهید شد (و تحشرون إلی جهنّم) و تنها آرامگاه شما آنجاست و چه بد آرامگاهی است (بئس المهاد)!».
خدا از ما نخواسته که جنگیدن با کفار را آغاز کنیم، ولی نخواسته هم که هیچ نگوییم و از ترس مثل کبک سرمان را زیر برف کنیم تا ما را بِدَرَند. دستور خداست که با کفار گفتاری محکم داشته باشید و سرنوشت قطعیشان را به آنها بگویید و آنها باید این ایمان محکم و استوار و این قوت درونی را در شما ببینند. همه ما باید خودمان را مخاطب این آیه بدانیم و سعی کنیم این پیام را به دشمنان خدا برسانیم ولو با روایت زندگی دور از ترس و تعطیلی و روایت تلاش برای پیشرفت در محل کار و تحصیل و خانه و ... .
و از این روست که میبینیم رهبر حکیم انقلاب اسلامی به پیروی از امام بزرگوارمان در اوج تهدیدها و به رخ کشیدنِ اموال و اولاد توسط فرعون زمان، محکم با او صحبت میکنند و شکست قطعیش را به او تذکر میدهند و از عیبجویی جاهلانی که میگویند نباید فلانی را تحریک کنیم هم ابایی ندارند و در واقع کاملاً مطابق دستور قرآن عمل میکنند.
کسی جز خدا نمیداند که جنگی خواهد شد یا نه؛ اگر نشد که لطف خداست و پیروزی برای مومنین؛ و اگر شد و دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند (فئتین التقتا)، نصرت و یاری خدا برای آن گروهی است که خدا بخواهد (یؤیّد بنصره من یشاء)؛ و برای صاحبان بصیرت (اولی الابصار) باید معلوم و عبرت (لعبرة) باشد که وقتی یک گروه در راه خدا مبارزه میکند (فئة تقاتل فی سبیل الله) و دیگری کافر است (و اخری کافرة)، خدا با ایجاد اختلال در محاسبات جبهه باطل (یرونهم مثلیهم رأی العین) چگونه آنها را به کارهایی وامیدارد که آیه و نشانه حقانیت خودش را روی میدان نقاشی کند (قد کان لکم آیة فی...).
#زندگی_با_آیهها
کافران و دشمنان خدا و راه خدا، در عمده دورانها تعدادشان (اولادهم) و امکاناتشان (اموالهم) بیشتر بوده است، و قاعدتاً کسی که عِدّه و عُدّه بیشتری داشته باشید، پیروز هم خواهد شد. ولی گاهی اوقات اینگونه نمیشود و آن هم وقتی است که خدا بخواهد مردمی را عزت بخشد و زورگویی را ذلیل کند.
سابقه هم دارد؟ بله، خدا به خاندان و قوم فرعون مثال میزند (کدأب آل فرعون) و همچنین کسانی که قبل از فرعون بودند (والذین من قبلهم) که همه یک خصوصیت داشتند: قبول نکردن نشانههای الهی (کذّبوا بآیاتنا) و سرکشی و گناه (بذنوبهم)؛ و همه یک سرنوشت داشتند: عاقبت خدا آنها را گرفت (أخذهم الله) و به عذاب سختی دچار کرد (والله شدید العقاب).
خدا از ما نخواسته که جنگیدن با کفار را آغاز کنیم، ولی نخواسته هم که هیچ نگوییم و از ترس مثل کبک سرمان را زیر برف کنیم تا ما را بِدَرَند. دستور خداست که با کفار گفتاری محکم داشته باشید و سرنوشت قطعیشان را به آنها بگویید و آنها باید این ایمان محکم و استوار و این قوت درونی را در شما ببینند. همه ما باید خودمان را مخاطب این آیه بدانیم و سعی کنیم این پیام را به دشمنان خدا برسانیم ولو با روایت زندگی دور از ترس و تعطیلی و روایت تلاش برای پیشرفت در محل کار و تحصیل و خانه و ... .
کسی جز خدا نمیداند که جنگی خواهد شد یا نه؛ اگر نشد که لطف خداست و پیروزی برای مومنین؛ و اگر شد و دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند (فئتین التقتا)، نصرت و یاری خدا برای آن گروهی است که خدا بخواهد (یؤیّد بنصره من یشاء)؛ و برای صاحبان بصیرت (اولی الابصار) باید معلوم و عبرت (لعبرة) باشد که وقتی یک گروه در راه خدا مبارزه میکند (فئة تقاتل فی سبیل الله) و دیگری کافر است (و اخری کافرة)، خدا با ایجاد اختلال در محاسبات جبهه باطل (یرونهم مثلیهم رأی العین) چگونه آنها را به کارهایی وامیدارد که آیه و نشانه حقانیت خودش را روی میدان نقاشی کند (قد کان لکم آیة فی...).
#زندگی_با_آیهها
۲۱:۲۵
سوره مبارکه مائده، آیات 51، 52، 56، و 64: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ۞ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ۚ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ ۞... وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ۞ ... وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۚ وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۚ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ ۚ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا ۚ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ۞
یهود و یهودیصفتان را به این خصوصیت میتوان شناخت: اعتقاد به خدا و عدم اعتقاد به قدرت خدا.گفتار یهود از قدیم این بوده که خداوند هرچند وجود دارد و ما را آفریده، ولی دستانش بسته است (ید الله مغلولة - مائده 64) و نمیتواند از مومنین و کسانی که در راه او قیام میکنند، دفاع کند و طرحها و نقشههایش را در زمین پیش ببرد. از همین روست که یهود در طول تاریخ به ساختن شبکههای قدرت و ثروت به شیطانیترین شکلهای ممکن روی آورده و امروزه هم از طریق شبکه صهیونیسم بینالملل از یک سو و رژیم سرطانی صهیونیستی از سوی دیگر، تلاش میکند که نقشههای خود را در مقابل جبهه حق پیش ببرد که پرداخت به آن مجال مفصل دیگری میطلبد.
اما واقعیت این است که آن گروهی که در واقع دستانش بسته است و خود نمیداند، همین یهود است (غلّت ایدیهم) که از رحمت خدا دور افتاده است (لعنوا بما قالوا) و آنکه از رحمت خدا دور بیفتد، سرنوشتی جز خواری در این دنیا و عذاب در آن دنیا ندارد.خدا دستانش بسته نیست بلکه کاملاً باز است (بل یداه مبسوطتان) و آنطور که بخواهد، عمل میکند و از رحمتش به بندگانش میبخشد (ینفق کیف یشاء)؛ نه لزوماً آنگونه و به آن کیفیتی که یهود یا حتی مومنین توقع و انتظار دارند، بلکه آنگونه و آن مدل و آن کیفیتی که خود صلاح بداند و به هدف خلقت و به سنتهای او نزدیکتر باشد؛ که پرداخت به این هم مجال مفصل دیگری میطلبد.
🟢 اگر مومنین به جای باور به گفتار یهود در بسته بودن دست خدا، باور به گفتار خدا در باز بودن دست خدا داشتند، آنگاه از ترس بدبختی و فشار دنیوی به یهود و نصاری پناه نمیبردند و خدا لازم نبود بعد از بارها خطاب به مومنین در سورههای مختلف از ابتدای تشکیل حکومت اسلامی در مدینه (همچون آیه 28 آل عمران) باز دوباره در این آخرین سورهای که بر پیامبر (ص) نازل شده، به مومنین دستور دهد که «ای مومنان شما نباید با یهود و نصاری پیوند ولایت و همجبهگی برقرار کنید (یا أیّها الذین آمنوا لا تتّخذوا الیهود و النصاری أولیاء - مائده 51) که هرکس چنین کند، جزو آنها شده است (و من یتولّهم منکم فإنّه منهم)» ولی «میبینی که مومنین ضعیفالایمان (تری الذین فی قلوبهم مرض - مائده 52) با سرعت به سمت آنها میروند (یسارعون فیهم) و گفتارشان در توجیه این کارشان این است که اگر با آنها نباشیم، میترسیم که بدبختی و سختی به ما برسد (یقولون نخشی أن تصیبنا دائرة)».خدا میگوید «امید است که خدا پیروزی را برای مومنین رقم بزند (عسی الله أن یأتی بالفتح) یا اینکه اتفاقی به نفع مومنین بیفتد که آنها از این رویکردشان پشیمان شوند (أو أمر من عنده فیصبحوا علی ما أسرّوا فی أنفسهم نادمین)».
🟩 اگر دنبال پیروزی و غلبه بر دشمن هستید، راهش نزدیک شدن به کسانی که دین خدا را قبول ندارند و به مسخره میگیرند نیست (یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الذین اتّخذوا دینکم لهوا و لعبا... أولیاء - مائده 57)؛ راهش این است که به خدا و رسول خدا و مومنین بپیوندید و جبهه و حزبِ خدا را شکل دهید تا پیروز شوید (و من یتولّ الله و رسوله و الّذین آمنوا فإنّ حزب الله هم الغالبون - مائده 56).
حال اگر اینگونه رفتار کردیم و به خاطر مقاومت و پایداری بر حق، حرصِ یهود را در آوردیم و آنها شروع به جنگافروزی کردند، چه میشود؟نگران این هم نباید بود؛ درست است که یهود جنگطلب و آتشافروز است ولی خیالتان راحت که قدرت خدا بالاتر از قدرت آنهاست و هر زمان که آتشی برای جنگ روشن کنند، خدا آن را خاموش میکند (کلّما أوقدوا ناراً للحرب أطفأها الله - مائده 64) و نمیگذارد به هدفشان در جنگ برسند.
🟢 اگر مومنین به جای باور به گفتار یهود در بسته بودن دست خدا، باور به گفتار خدا در باز بودن دست خدا داشتند، آنگاه از ترس بدبختی و فشار دنیوی به یهود و نصاری پناه نمیبردند و خدا لازم نبود بعد از بارها خطاب به مومنین در سورههای مختلف از ابتدای تشکیل حکومت اسلامی در مدینه (همچون آیه 28 آل عمران) باز دوباره در این آخرین سورهای که بر پیامبر (ص) نازل شده، به مومنین دستور دهد که «ای مومنان شما نباید با یهود و نصاری پیوند ولایت و همجبهگی برقرار کنید (یا أیّها الذین آمنوا لا تتّخذوا الیهود و النصاری أولیاء - مائده 51) که هرکس چنین کند، جزو آنها شده است (و من یتولّهم منکم فإنّه منهم)» ولی «میبینی که مومنین ضعیفالایمان (تری الذین فی قلوبهم مرض - مائده 52) با سرعت به سمت آنها میروند (یسارعون فیهم) و گفتارشان در توجیه این کارشان این است که اگر با آنها نباشیم، میترسیم که بدبختی و سختی به ما برسد (یقولون نخشی أن تصیبنا دائرة)».خدا میگوید «امید است که خدا پیروزی را برای مومنین رقم بزند (عسی الله أن یأتی بالفتح) یا اینکه اتفاقی به نفع مومنین بیفتد که آنها از این رویکردشان پشیمان شوند (أو أمر من عنده فیصبحوا علی ما أسرّوا فی أنفسهم نادمین)».
🟩 اگر دنبال پیروزی و غلبه بر دشمن هستید، راهش نزدیک شدن به کسانی که دین خدا را قبول ندارند و به مسخره میگیرند نیست (یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الذین اتّخذوا دینکم لهوا و لعبا... أولیاء - مائده 57)؛ راهش این است که به خدا و رسول خدا و مومنین بپیوندید و جبهه و حزبِ خدا را شکل دهید تا پیروز شوید (و من یتولّ الله و رسوله و الّذین آمنوا فإنّ حزب الله هم الغالبون - مائده 56).
۲۲:۵۶
80 تا 82 انعام: وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ ۚ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ ۚ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ رَبِّي شَيْئًا ۗ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا ۗ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ - وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا ۚ فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ - الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ
«ترساندن» همیشه از ابزارهای مشرکان در مقابله با مومنان و رسولان الهی بوده است که مردم ضعیفالایمان را متأثر کرده و آنها را هم به عاملی تبدیل میکند که این ترس را در جامعه اسلامی ضریب بدهند؛ ترساندن از قدرتهای ظاهراً بزرگ دنیایی که اگر با آنها مخالفت کنی، امنیت و آسایش و خوشبختی از تو گرفته خواهد شد.
🟢 حضرت ابراهیم علیه السلام، این اسطوره توحید و قیام در راه حق، در این آیات با قومش احتجاج و بحث در همین مورد دارد. او در مقابل قومش که او را میترسانند، محکم موضع میگیرد و با صراحت تمام میگوید که از قدرتهایی که آنها در کنار خدا قرار میدهند، نمیترسد (لا أخاف ما تشرکون به) و میداند که اگر فشار و سختی و اذیتی هم از سوی آن قدرتها و خدایان دروغین و نمرودها و فرعونها به او برسد، همه به خواست پروردگار و ربّ ما و زیر سایه علم الهی بوده که میخواهد ما را ربوبیت کند و رشد دهد و از زیر دست خدا در نرفته است (إلّا أن یشاء ربّی شیئاً وسع رّبی کلّ شیء علماً).
🟩 خدا در قرآن چند بار ابراهیم را اسوه و الگویی نیکو برای مومنان معرفی کرده است (از جمله دو بار در سوره ممتحنه).پس منِ مؤمن باید روبروی این ناوگان عظیم شرک و کفر که از دریا و هوا و امواج ماهوارهای و کابلهای اینترنتی به سمت ایران و مردم ایران سرازیر شده و ما را میترساند، همچون ابراهیم محکم و صریح گفتمانم این باشد که: من چگونه از این قدرتهای غیرالهی بترسم (و کیف أخاف ما أشرکتم) در حالی که شما از این که برای خدا شریک گذاشتهاید و نمرودی همچون ترامپ را در ذهنتان همعرض خدا قدرت دادهاید، نمیترسید؟! (و لا تخافون أنّکم أشرکتم بالله ما لم ینزّل به علیکم سلطاناً).
اگر عاقلانه و عالمانه به صحنه نگاه کنید (إن کنتم تعلمون) و هیجان و احساس ترس را کنار بگذارید، کدام گروه شایستهتر به امنیت و آسایش است و باید خیالش راحت باشد؟ (فأیّ الفریقین أحقّ بالأمن) کسی که به خدا تکیه کرده یا کسی که به ترامپ تکیه کرده؟ چرا منِ مؤمن بترسم که ترامپ ممکن است به ایران حمله کند؟ و چرا توی مشرک نمیترسی که به جای خدا، به ترامپ تکیه کرده ای؟! آیا قدرت خدا کم شده است و دیگر روی بندگانش تسلّط ندارد؟! حتماً در این شک کردهای که میترسی و از همین روست که دو بار در این سوره ی مبارکه خدا تأکید میکند که «و هو القاهر فوق عباده» (18و61 انعام) «اوست که بر بندگانش چیره و غالب است»، نه اینکه بندگانش بتوانند او را غلبه دهند، و از همین رو پیش از آن میگوید که: «وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ» (17انعام) اگر خدا سختی و آسیبی به شما برساند، کسی نمیتواند جلوی آن را بگیرد «وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (17انعام) و اگر خدا با تمام دشمنیها و نقشههای دشمنان، خیر و خوشبختی به شما برساند، عجیب نیست زیرا خداوند بر هر کاری تواناست.
پس آن کسی که امنیت و آسایش دارد را خدا و خواست خدا معین و مشخص میکند، نه ترامپ و نقشههای آمریکا؛ و خدا هم به مؤمنان این بشارت را میدهد که امنیت و آسایش حتماً و فقط برای آنهاست (فأولئک لهم الأمن) و آنها هستند که هدایت میشوند و به هدفشان میرسند (و أولئک هم المهتدون) البته به یک شرط! به شرطی که در کنار ایمان و باورشان به خدا، این ایمان و باور را به ظلم و ستم به خدا و بندگان خدا و خودشان آلوده نکنند (الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم). و بزرگترین ظلم هم این است که بعد از این همه نعمت و عزتی که خدا به مومنین داده، به جای پیروی از راه حق و قرآن و رویگردانی و اعراض از مشرکان، به خاطر ترس از قدرتهای دنیایی به پیروی از آنها روی آورند و عملاً توحید و «لا إله إلّا الله» را زیر پا بگذارند: «اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ ۖ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ» (106 انعام)
🟢 حضرت ابراهیم علیه السلام، این اسطوره توحید و قیام در راه حق، در این آیات با قومش احتجاج و بحث در همین مورد دارد. او در مقابل قومش که او را میترسانند، محکم موضع میگیرد و با صراحت تمام میگوید که از قدرتهایی که آنها در کنار خدا قرار میدهند، نمیترسد (لا أخاف ما تشرکون به) و میداند که اگر فشار و سختی و اذیتی هم از سوی آن قدرتها و خدایان دروغین و نمرودها و فرعونها به او برسد، همه به خواست پروردگار و ربّ ما و زیر سایه علم الهی بوده که میخواهد ما را ربوبیت کند و رشد دهد و از زیر دست خدا در نرفته است (إلّا أن یشاء ربّی شیئاً وسع رّبی کلّ شیء علماً).
🟩 خدا در قرآن چند بار ابراهیم را اسوه و الگویی نیکو برای مومنان معرفی کرده است (از جمله دو بار در سوره ممتحنه).پس منِ مؤمن باید روبروی این ناوگان عظیم شرک و کفر که از دریا و هوا و امواج ماهوارهای و کابلهای اینترنتی به سمت ایران و مردم ایران سرازیر شده و ما را میترساند، همچون ابراهیم محکم و صریح گفتمانم این باشد که: من چگونه از این قدرتهای غیرالهی بترسم (و کیف أخاف ما أشرکتم) در حالی که شما از این که برای خدا شریک گذاشتهاید و نمرودی همچون ترامپ را در ذهنتان همعرض خدا قدرت دادهاید، نمیترسید؟! (و لا تخافون أنّکم أشرکتم بالله ما لم ینزّل به علیکم سلطاناً).
۲۳:۵۳
قوم شکور
به لطف نفس رحمانی آقایمان که قرآن و تدبر در قرآن را در این کشور زنده کرد، حتماً تا به حال شنیده اید این آیه را که «و ما محمّدٌ إلّا رسول قد خلت من قبله الرسل» (144 آل عمران) و محمد (ص) که بهترین بندگان خدا در تمام دورانها بوده است هم در پیشگاه خدا رسولی بود از رسولان الهی که «و لقد أرسلنا رسلنا تترا» خداوند این رسولان را پشت هم برای هدایت بندگانش میفرستد؛ «أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم» اگر او از دنیا برود یا کشته شود، شما مومنین به عقب برمیگردید؟! رهبر و رسول زمان ما که هیچ؛ حتی اگر نبی الهی و پیامبر اعظم (ص) هم بود، مؤمنین حق نداشتند ذرهای به عقبگرد فکر کنند و مسیرشان را عوض کنند.
اما چه چیزی باعث میشود عقبگرد کنیم؟ خدا در چند آیه بعد خودش پاسخ میدهد: «یا أیّها الّذین آمنوا إن تطیعوا الّذین کفروا یردّوکم علی أعقابکم فتنقلبوا خاسرین» (149 آل عمران) ای مؤمنان، اگر از کفار، که به شما حمله کردند و به امام و رهبر و رسول زمانتان جسارت کردند، اطاعت کنید و راهی که آنها دوست دارند را بروید و در مقابل حرفها و پیشنهادات آنها نرم شوید، آنها شما را به عقب بازمیگردانند و نتیجه این عقبگرد هم چیزی جز خسران نیست.
آیا میترسید و نگرانید که بدون امامتان و رهبرتان نتوانید پیروز شوید؟ «بل الله مولاکم» (150 آل عمران) اینطور نیست که کار تمام شده باشد بلکه این الله است که مولا و صاحب و سرپرست شماست. اگر آقا بالای سرمان بود، به لطف خدا بود و نعمت خدا بود و امتداد ولایت و سرپرستی خدا بود و اکنون هم خدا هست و اوست که مولا و یاور اصلی ماست «و هو خیر الناصرین» و او بهترین یاریکننده است و ما برای ادامه دادن راه حق و پیروزی همین برایمان کافی است.
آیا کفار و منافقان داخلی وقیح و امیدوار شدهاند؟ «سنلقی فی قلوب الّذین کفروا الرعب» (151 آل عمران) شما نترسید و بدانید که در آیندهای نزدیک خدا در قلبهایشان ترس خواهد انداخت. این وقاحت و خوشحالی و روحیه گرفتنِ الانشان را نبینید؛ قلبهای همه دست خداست و این از مهمترین جنود و سربازان خداست. خدا اکنون میخواهد که از طرفی خالص در کفر شوند و دچار لعنت ابدی خدا شوند و از رحمتش دور بیفتند (یرید الله ألّا یجعل لهم حظّاً فی الآخرة - 176 آل عمران) و از طرفی میخواهد که مؤمنین را امتحان جهاد و صبر کند (و لمّا یعلم الله الّذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین - 142 آل عمران) ولی وقتش که برسد - و تنها خداست که وقتش را میداند - ترس را در قلبهایشان خواهد انداخت.
باید باور کنید این وعده خدا را زیرا وعده خدا صادق بوده و هست و نشانهاش هم ضرباتی که در همین یک روز به دشمن زدید «و لقد صدقکم الله وعده إذ تحسّونهم بإذنه» (152 آل عمران) «و خدا وعده اش راست بود وقتی به اذن خدا به آن ها ضربه زدید» و تنها چیزی که مانع رسیدن نصرت الهی میشود، خدا ناکرده سست شدن ما «حتّی إذا فشلتم» و دعوا و اختلاف ما در ادامه دادن این مسیر «و تنازعتم فی الامر» و نافرمانی خداست «و عصیتم».
الان وقت سست شدن نیست. ما داغ دیده ایم ولی خم نمیشویم. ما داغ دیده ایم ولی زانویمان به زمین نمیخورد. ما داغ دیده ایم ولی قدمهایمان کوتاه و سست و آرام نمیشود. ما گوش به فرمان خدا در قرآن داده بودیم که سیدعلی را عاشقانه پیروی میکردیم و الان هم خدا همان خداست و قرآن همان قرآن است و مسیر همان مسیر است و به اذن خدا بزرگترین ضربه را به دشمن میزنیم.
الان وقت این است که همه در میدان باشیم و شکرگزار نعمت جمهوری اسلامی ایران که خدا در انتهای همان آیه ابتدای متن فرمود «و سیجزی الله الشاکرین» (144 آل عمران) و صبور باشید و مقاومت کنید که خدا در آینده ای نزدیک به شما قوم شاکر و صبور - که امامشهیدمان بارها این صفت را به ما ایرانیان نسبت داد - اجر ویژه اش را خواهد رساند إن شاء الله.
به لطف نفس رحمانی آقایمان که قرآن و تدبر در قرآن را در این کشور زنده کرد، حتماً تا به حال شنیده اید این آیه را که «و ما محمّدٌ إلّا رسول قد خلت من قبله الرسل» (144 آل عمران) و محمد (ص) که بهترین بندگان خدا در تمام دورانها بوده است هم در پیشگاه خدا رسولی بود از رسولان الهی که «و لقد أرسلنا رسلنا تترا» خداوند این رسولان را پشت هم برای هدایت بندگانش میفرستد؛ «أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم» اگر او از دنیا برود یا کشته شود، شما مومنین به عقب برمیگردید؟! رهبر و رسول زمان ما که هیچ؛ حتی اگر نبی الهی و پیامبر اعظم (ص) هم بود، مؤمنین حق نداشتند ذرهای به عقبگرد فکر کنند و مسیرشان را عوض کنند.
اما چه چیزی باعث میشود عقبگرد کنیم؟ خدا در چند آیه بعد خودش پاسخ میدهد: «یا أیّها الّذین آمنوا إن تطیعوا الّذین کفروا یردّوکم علی أعقابکم فتنقلبوا خاسرین» (149 آل عمران) ای مؤمنان، اگر از کفار، که به شما حمله کردند و به امام و رهبر و رسول زمانتان جسارت کردند، اطاعت کنید و راهی که آنها دوست دارند را بروید و در مقابل حرفها و پیشنهادات آنها نرم شوید، آنها شما را به عقب بازمیگردانند و نتیجه این عقبگرد هم چیزی جز خسران نیست.
آیا میترسید و نگرانید که بدون امامتان و رهبرتان نتوانید پیروز شوید؟ «بل الله مولاکم» (150 آل عمران) اینطور نیست که کار تمام شده باشد بلکه این الله است که مولا و صاحب و سرپرست شماست. اگر آقا بالای سرمان بود، به لطف خدا بود و نعمت خدا بود و امتداد ولایت و سرپرستی خدا بود و اکنون هم خدا هست و اوست که مولا و یاور اصلی ماست «و هو خیر الناصرین» و او بهترین یاریکننده است و ما برای ادامه دادن راه حق و پیروزی همین برایمان کافی است.
آیا کفار و منافقان داخلی وقیح و امیدوار شدهاند؟ «سنلقی فی قلوب الّذین کفروا الرعب» (151 آل عمران) شما نترسید و بدانید که در آیندهای نزدیک خدا در قلبهایشان ترس خواهد انداخت. این وقاحت و خوشحالی و روحیه گرفتنِ الانشان را نبینید؛ قلبهای همه دست خداست و این از مهمترین جنود و سربازان خداست. خدا اکنون میخواهد که از طرفی خالص در کفر شوند و دچار لعنت ابدی خدا شوند و از رحمتش دور بیفتند (یرید الله ألّا یجعل لهم حظّاً فی الآخرة - 176 آل عمران) و از طرفی میخواهد که مؤمنین را امتحان جهاد و صبر کند (و لمّا یعلم الله الّذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین - 142 آل عمران) ولی وقتش که برسد - و تنها خداست که وقتش را میداند - ترس را در قلبهایشان خواهد انداخت.
باید باور کنید این وعده خدا را زیرا وعده خدا صادق بوده و هست و نشانهاش هم ضرباتی که در همین یک روز به دشمن زدید «و لقد صدقکم الله وعده إذ تحسّونهم بإذنه» (152 آل عمران) «و خدا وعده اش راست بود وقتی به اذن خدا به آن ها ضربه زدید» و تنها چیزی که مانع رسیدن نصرت الهی میشود، خدا ناکرده سست شدن ما «حتّی إذا فشلتم» و دعوا و اختلاف ما در ادامه دادن این مسیر «و تنازعتم فی الامر» و نافرمانی خداست «و عصیتم».
الان وقت سست شدن نیست. ما داغ دیده ایم ولی خم نمیشویم. ما داغ دیده ایم ولی زانویمان به زمین نمیخورد. ما داغ دیده ایم ولی قدمهایمان کوتاه و سست و آرام نمیشود. ما گوش به فرمان خدا در قرآن داده بودیم که سیدعلی را عاشقانه پیروی میکردیم و الان هم خدا همان خداست و قرآن همان قرآن است و مسیر همان مسیر است و به اذن خدا بزرگترین ضربه را به دشمن میزنیم.
الان وقت این است که همه در میدان باشیم و شکرگزار نعمت جمهوری اسلامی ایران که خدا در انتهای همان آیه ابتدای متن فرمود «و سیجزی الله الشاکرین» (144 آل عمران) و صبور باشید و مقاومت کنید که خدا در آینده ای نزدیک به شما قوم شاکر و صبور - که امامشهیدمان بارها این صفت را به ما ایرانیان نسبت داد - اجر ویژه اش را خواهد رساند إن شاء الله.
۳:۱۳
خدا مینازد به امت خامنهایبرش اول - حدود 1700 سال پیش از میلاد مسیح علیه السلام - بنی اسرائیل
امت موسی علیه السلام بعد از مقاومت و صبر در مقابل ظلم فرعون، با معجزه الهی از رود نیل گذشته و مشمول عنایت و نعمت خاص الهی شده است: «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» (20 مائده): خداوند نبی الهی را در بین آنان قرار داده است «إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ» و توانستهاند حکومت توحیدی شکل دهند «وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا» و اینها نعمتهایی بوده که خدا به هیچ امت و مردمی در جهانِ آن زمان نداده بوده «وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِين» (20 مائده).
ولی کار تمام نشده و خدا مأموریت مهمی از این امت میخواهد، امت مستضعفی که قرار است وارث زمین مقدسی شود که برای آنها نوشته شده و به آنها میرسد «يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ» (21 مائده) اگر در مسیر حق ثابت قدم بمانند و عقبگرد نکنند «وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِين» (21 مائده).
امّا امت موسی چه گفت و چه کرد؟ به ندای رهبر و امامش لبیک گفت؟! نه! گفتند که موسی این کارهای سخت را از ما نخواه! اگر جنگی راحت هست و مأموریتی ساده هست، ما پای کاریم ولی این کاری که از ما میخواهی، لازمهاش درگیر شدن با گروهی پرزور و جبّار است «قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ» (22 مائده) و ما هیچوقت با آنها درگیر نمیشویم و وارد سرزمینشان نمیشویم «وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا» مگر اینکه خودشان بروند و کار ساده شود «حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْهَا» و آن وقت چَشم، ما دستور خدا را انجام داده و وارد سرزمین موعود میشویم! «فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ» (22 مائده).
از امت موسی معدود مردانی که از عذاب الهی میترسیدند و خداوند نعمت ایمان راستین به آنها بخشیده بود، قومشان را انذار کردند «قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا» (23 مائده) که اگر واقعاً ایمان دارید، بر خدا توکّل کنید و نترسید و وارد مبارزه با آنها شوید که اگر شما اقدام واقعی کنید، حتماً پیروزید «و ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين» (23 مائده).اما امت موسی این حرفها به گوشش نرفت و گفتار عمومی مردم مومن زمان موسی این بود که «ما وارد مبارزه با آن زورگویان قدرتمند نمیشویم «قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا» (24 مائده)؛ تو و خدایت بروید و بجنگید! «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا» ما اینجا نشسته ایم و هروقت رفتند، به ما هم بگویید که بیاییم!» «إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ» (24 مائده).
و موسی که در سالهای انتهایی عمر خود بود، از قوم خود نزد پروردگارش شکایت کرد که چه امت فاسقی بودند و دعا کرد که بین او و قومش جدایی بیفتد «قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي ۖ فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ» (25 مائده) و دعایش مستجاب شد...
امت موسی علیه السلام بعد از مقاومت و صبر در مقابل ظلم فرعون، با معجزه الهی از رود نیل گذشته و مشمول عنایت و نعمت خاص الهی شده است: «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» (20 مائده): خداوند نبی الهی را در بین آنان قرار داده است «إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ» و توانستهاند حکومت توحیدی شکل دهند «وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا» و اینها نعمتهایی بوده که خدا به هیچ امت و مردمی در جهانِ آن زمان نداده بوده «وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِين» (20 مائده).
ولی کار تمام نشده و خدا مأموریت مهمی از این امت میخواهد، امت مستضعفی که قرار است وارث زمین مقدسی شود که برای آنها نوشته شده و به آنها میرسد «يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ» (21 مائده) اگر در مسیر حق ثابت قدم بمانند و عقبگرد نکنند «وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِين» (21 مائده).
امّا امت موسی چه گفت و چه کرد؟ به ندای رهبر و امامش لبیک گفت؟! نه! گفتند که موسی این کارهای سخت را از ما نخواه! اگر جنگی راحت هست و مأموریتی ساده هست، ما پای کاریم ولی این کاری که از ما میخواهی، لازمهاش درگیر شدن با گروهی پرزور و جبّار است «قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ» (22 مائده) و ما هیچوقت با آنها درگیر نمیشویم و وارد سرزمینشان نمیشویم «وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا» مگر اینکه خودشان بروند و کار ساده شود «حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْهَا» و آن وقت چَشم، ما دستور خدا را انجام داده و وارد سرزمین موعود میشویم! «فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ» (22 مائده).
از امت موسی معدود مردانی که از عذاب الهی میترسیدند و خداوند نعمت ایمان راستین به آنها بخشیده بود، قومشان را انذار کردند «قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا» (23 مائده) که اگر واقعاً ایمان دارید، بر خدا توکّل کنید و نترسید و وارد مبارزه با آنها شوید که اگر شما اقدام واقعی کنید، حتماً پیروزید «و ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين» (23 مائده).اما امت موسی این حرفها به گوشش نرفت و گفتار عمومی مردم مومن زمان موسی این بود که «ما وارد مبارزه با آن زورگویان قدرتمند نمیشویم «قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا» (24 مائده)؛ تو و خدایت بروید و بجنگید! «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا» ما اینجا نشسته ایم و هروقت رفتند، به ما هم بگویید که بیاییم!» «إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ» (24 مائده).
و موسی که در سالهای انتهایی عمر خود بود، از قوم خود نزد پروردگارش شکایت کرد که چه امت فاسقی بودند و دعا کرد که بین او و قومش جدایی بیفتد «قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي ۖ فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ» (25 مائده) و دعایش مستجاب شد...
۱۵:۳۵
خدا مینازد به امت خامنهایبرش دوم - ده سال ابتدایی هجرت - مردم مدینه و مهاجران
امت محمد صلی الله علیه و آله توانسته در طی کمتر از ده سال، از جماعتی اندک که زیر شکنجه مشرکان قریش در سختترین فشارها بودند، با صبر و استقامت تبدیل به قدرت برتر شبه جزیره شود که در مقابل دو ابرقدرت آن زمان یعنی ایران و روم هم قد عَلَم کرده و دعوت به توحیدشان میکند.
خداوند این امت را برگزیده «هُوَ اجْتَبَاكُمْ» (77 حج) و به آنها دستور داده که حق مجاهدت و تلاش در راه خدا را به جا بیاورند «وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» و کاری که ازشان خواسته بوده، کار سختی نبوده «وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ» بلکه امتداد راه پدرشان ابراهیم بوده «مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ» تا اینکه این امت با الگو گرفتن از رسول خدا، الگویی برای مردم دنیا شود در موحدانه زیستن و بندگی نکردن غیرخدا و رستگاری توأمان در دنیا و آخرت «لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ» (77 حج).
امت محمد صلّی الله علیه و آله مأموریتش را خوب پیش برده و خدا از آنها راضی است وقتی در سختترین شرایط همچون محاصره در حدیبیه هم با رسول خدا بیعت میکنند که تا آخرین قطره خونشان همراه او باشند «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» (18 فتح) و نتیجه این رضایت هم آرامش قلبی و همچنین فتح و پیروزی نزدیک است «فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا» (18 فتح) که با فتح مکه محقق میشود.
ولی بعد از فتح مکه مأموریت مهمی که خدا از این امت خواسته تمام نشده است، امت مستضعفی که خداوند میخواهد پیشوایان امتها و وارثان زمین شوند «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (5 قصص).
امّا امت محمد (ص) در سالهای آخر عمر ایشان چه میکند؟ جریان نفاق قویای به وجود آمده که جریان عمومی را به سمت زمین گذاشتن حرف رسول و ترک قیام و جهاد سوق میدهد و خدا در سوره توبه که در آن زمان نازل شده است، خطاب به مومنین میگوید:« «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ» (38 توبه) شما را چه شده که وقتی به شما دستور بسیج شدن و حرکت در راه خدا داده میشود، سنگین به زمین میچسبید؟ «أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَة» (38 توبه) آیا به جای آخرت، راضی به همین زندگی دنیا شدهاید؟!»
اگر جنگی راحت و مأموریتی ساده باشد، پای کار هستند ولی اگر مأموریتی دشوار باشد، دیگر همکاری نمیکنند «لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ» (42 توبه)
و خدا اینجاست که امت محمّد (ص) را تهدید میکند که اگر در راه خدا حرکت نکنید و بسیج نشوید، عذابتان میکند و قومی دیگر را جایگزین شما در مأموریت خود میکند و هیچ ضرری هم به او وارد نمیشود: «إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا ۗ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (39 توبه).
و در سوره مائده که آخرین سورهای است که بر پیامبر (ص) نازل شده، باز این امت را تهدید میکند که اگر شما از دین و مسیری که داشتید، برگردید، خداوند قوم دیگری را میآورد که آنها را دوست دارد و آنها هم خدا را دوست دارند، بر مومنین خاکسار هستند و بر کافران محکم، و در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچکس هم نمیترسند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (54 مائده).
اما با رحلت ایشان، امت محمّد (ص) که باید در صحنه میبود و از دو ثقل و یادگار پیامبر دفاع میکرد تا راه او با قوت ادامه یابد، سستی کرد و: یا دنیا را به آخرت ترجیح داد، یا ترسید، یا مأموریتش و دستور رسولش را جدی نگرفت. به گفتار دختر پیامبرش و معدود مردانی که از عذاب الهی میترسیدند و قومشان را انذار کردند هم گوش نداد و اهل بیت گفتند که «ارتدّ الناس بعد رسول الله إلّا ثلاثة أو أربعة» مردم بعد از رسول خدا (ص) از مسیر حقیقی الهی برگشتند غیر از سه یا چهار نفر، و شد آنچه شنیدهاید از مصائب خاندان رسول خدا (ص) بعد از رحلتشان...
امت محمد صلی الله علیه و آله توانسته در طی کمتر از ده سال، از جماعتی اندک که زیر شکنجه مشرکان قریش در سختترین فشارها بودند، با صبر و استقامت تبدیل به قدرت برتر شبه جزیره شود که در مقابل دو ابرقدرت آن زمان یعنی ایران و روم هم قد عَلَم کرده و دعوت به توحیدشان میکند.
خداوند این امت را برگزیده «هُوَ اجْتَبَاكُمْ» (77 حج) و به آنها دستور داده که حق مجاهدت و تلاش در راه خدا را به جا بیاورند «وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» و کاری که ازشان خواسته بوده، کار سختی نبوده «وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ» بلکه امتداد راه پدرشان ابراهیم بوده «مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ» تا اینکه این امت با الگو گرفتن از رسول خدا، الگویی برای مردم دنیا شود در موحدانه زیستن و بندگی نکردن غیرخدا و رستگاری توأمان در دنیا و آخرت «لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ» (77 حج).
امت محمد صلّی الله علیه و آله مأموریتش را خوب پیش برده و خدا از آنها راضی است وقتی در سختترین شرایط همچون محاصره در حدیبیه هم با رسول خدا بیعت میکنند که تا آخرین قطره خونشان همراه او باشند «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» (18 فتح) و نتیجه این رضایت هم آرامش قلبی و همچنین فتح و پیروزی نزدیک است «فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا» (18 فتح) که با فتح مکه محقق میشود.
ولی بعد از فتح مکه مأموریت مهمی که خدا از این امت خواسته تمام نشده است، امت مستضعفی که خداوند میخواهد پیشوایان امتها و وارثان زمین شوند «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (5 قصص).
امّا امت محمد (ص) در سالهای آخر عمر ایشان چه میکند؟ جریان نفاق قویای به وجود آمده که جریان عمومی را به سمت زمین گذاشتن حرف رسول و ترک قیام و جهاد سوق میدهد و خدا در سوره توبه که در آن زمان نازل شده است، خطاب به مومنین میگوید:« «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ» (38 توبه) شما را چه شده که وقتی به شما دستور بسیج شدن و حرکت در راه خدا داده میشود، سنگین به زمین میچسبید؟ «أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَة» (38 توبه) آیا به جای آخرت، راضی به همین زندگی دنیا شدهاید؟!»
اگر جنگی راحت و مأموریتی ساده باشد، پای کار هستند ولی اگر مأموریتی دشوار باشد، دیگر همکاری نمیکنند «لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ» (42 توبه)
و خدا اینجاست که امت محمّد (ص) را تهدید میکند که اگر در راه خدا حرکت نکنید و بسیج نشوید، عذابتان میکند و قومی دیگر را جایگزین شما در مأموریت خود میکند و هیچ ضرری هم به او وارد نمیشود: «إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا ۗ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (39 توبه).
و در سوره مائده که آخرین سورهای است که بر پیامبر (ص) نازل شده، باز این امت را تهدید میکند که اگر شما از دین و مسیری که داشتید، برگردید، خداوند قوم دیگری را میآورد که آنها را دوست دارد و آنها هم خدا را دوست دارند، بر مومنین خاکسار هستند و بر کافران محکم، و در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچکس هم نمیترسند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (54 مائده).
اما با رحلت ایشان، امت محمّد (ص) که باید در صحنه میبود و از دو ثقل و یادگار پیامبر دفاع میکرد تا راه او با قوت ادامه یابد، سستی کرد و: یا دنیا را به آخرت ترجیح داد، یا ترسید، یا مأموریتش و دستور رسولش را جدی نگرفت. به گفتار دختر پیامبرش و معدود مردانی که از عذاب الهی میترسیدند و قومشان را انذار کردند هم گوش نداد و اهل بیت گفتند که «ارتدّ الناس بعد رسول الله إلّا ثلاثة أو أربعة» مردم بعد از رسول خدا (ص) از مسیر حقیقی الهی برگشتند غیر از سه یا چهار نفر، و شد آنچه شنیدهاید از مصائب خاندان رسول خدا (ص) بعد از رحلتشان...
۱۵:۳۵
خدا مینازد به امت خامنهایبرش سوم - دهههای سی تا شصت هجری قمری - مردم عراق
مردم کوفه و عراق مهمترین امتی هستند که در دوگانه علوی-عثمانی و در فتنه بنیامیه در امت اسلام، سمت امیرالمؤمنین علیهالسلام ایستادهاند و ادعای تشیع و ایستادن با امام حق را دارند. امیرالمؤمنین با اصرار زیاد همین مردم، بعد از بیست و پنج سال خانهنشینی، خلافت را پذیرفتند و مرکز خلافت را هم به عراق و کوفه منتقل کردند. اما امت علی علیه السلام با او کاری کردند که این اسطوره سخنوری آن نامردها را مخاطب قرار داد و گفت «یا أشباه الرجال و لا الرجال» و وصف آن امت در تاریخ جاودانه شد.
حدود بیست سال بعد هم همین امت بعد از دعوت پرشور از امامشان برای بیعت با ایشان و مقابله با یزید و بنیامیه، به صرفِ «خبرِ سپاه شام» و نه حتی کوچکترین امارهای از حرکت کردن واقعی سپاه شام، امامشان را تنها گذاشتند و باز هم شد آنچه شد و دوباره جریان عقبگرد و ارتداد تکرار شد و اهل بیت گفتند که «ارتد الناس بعد قتل الحسین الا ثلاثة او اربعة».
امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسین علیه السلام هردو از امت خود ناراضی بودند هنگام شهادتشان و این ذلت را زینب کبری سلام الله علیها در کوفه با فریاد خویش به روی مردم آن زمانه آورد که «يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ إِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ» «ای مردم کوفه، ای مردمان حیلهگر و خیانت کار! گریه میکنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و نالههایتان آرام نگیرد. همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشته خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم میگسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیله فریب و تقلب ساختهاید. آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی، سینههای آکنده از کینه، دو رویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکان و ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت میشود؟»
«أتَبْكُونَ أَخِي؟! أَجَلْ، وَالله فَابْكُوا فَإِنَّكُمْ أَحْرَى بِالْبُكَاءِ فَابْكُوا كَثِيراً وَاضْحَكُوا قَلِيلًا فَقَدْ أُبْليْتُمْ بِعَارِهَا وَمُنيْتُمْ بِشَنَارِهَا وَلَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً» «آیا بر شهادت برادر من گریه میکنید و زار میزنید؟ آری به خدا سوگند که باید گریه کنید، پس بسیار بگریید و کمتر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلودهاید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست.»...
مردم کوفه و عراق مهمترین امتی هستند که در دوگانه علوی-عثمانی و در فتنه بنیامیه در امت اسلام، سمت امیرالمؤمنین علیهالسلام ایستادهاند و ادعای تشیع و ایستادن با امام حق را دارند. امیرالمؤمنین با اصرار زیاد همین مردم، بعد از بیست و پنج سال خانهنشینی، خلافت را پذیرفتند و مرکز خلافت را هم به عراق و کوفه منتقل کردند. اما امت علی علیه السلام با او کاری کردند که این اسطوره سخنوری آن نامردها را مخاطب قرار داد و گفت «یا أشباه الرجال و لا الرجال» و وصف آن امت در تاریخ جاودانه شد.
حدود بیست سال بعد هم همین امت بعد از دعوت پرشور از امامشان برای بیعت با ایشان و مقابله با یزید و بنیامیه، به صرفِ «خبرِ سپاه شام» و نه حتی کوچکترین امارهای از حرکت کردن واقعی سپاه شام، امامشان را تنها گذاشتند و باز هم شد آنچه شد و دوباره جریان عقبگرد و ارتداد تکرار شد و اهل بیت گفتند که «ارتد الناس بعد قتل الحسین الا ثلاثة او اربعة».
امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسین علیه السلام هردو از امت خود ناراضی بودند هنگام شهادتشان و این ذلت را زینب کبری سلام الله علیها در کوفه با فریاد خویش به روی مردم آن زمانه آورد که «يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ إِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ» «ای مردم کوفه، ای مردمان حیلهگر و خیانت کار! گریه میکنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و نالههایتان آرام نگیرد. همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشته خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم میگسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیله فریب و تقلب ساختهاید. آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی، سینههای آکنده از کینه، دو رویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکان و ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت میشود؟»
«أتَبْكُونَ أَخِي؟! أَجَلْ، وَالله فَابْكُوا فَإِنَّكُمْ أَحْرَى بِالْبُكَاءِ فَابْكُوا كَثِيراً وَاضْحَكُوا قَلِيلًا فَقَدْ أُبْليْتُمْ بِعَارِهَا وَمُنيْتُمْ بِشَنَارِهَا وَلَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً» «آیا بر شهادت برادر من گریه میکنید و زار میزنید؟ آری به خدا سوگند که باید گریه کنید، پس بسیار بگریید و کمتر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلودهاید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست.»...
۱۵:۳۶
خدا مینازد به امت خامنهایبرش چهارم - ده سال ابتدایی انقلاب اسلامی ایران - مردم ایران
امت خمینی (ره) حدود 1400 سال بعد از بعثت پیامبر (ص) قیام کرده و نظامی بر پایه توحید شکل داده است تا بتواند وعده خدا را مبنی بر پیروزی مستضعفین و برپایی عدالت جهانی محقق کند. ده سال ابتدایی انقلاب پر از حوادث و فشارهای شدید خارجی و داخلی از سوی قدرتهای جهانی و منطقهای و منافقان داخلی و غربگرایان و شرقگرایان و طرفداران اسلام آمریکایی از متحجران و لیبرالهاست.
بعد از ده سال، زمان رحلت امام این امت فرا میرسد. توصیف این امت را بهتر است از زبان خود امام در وصیتنامهشان بشنویم:«من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ میباشند.»دقت کنید؛ امامی که با هیچکس تعارف نداشت و صریح حرفهایش را حتی به نزدیکترین شاگردان و یارانش میزد، میگوید «با جرأت» مدعی این امر هستم و نه حتی با احتمال و تحلیل و ... . این فقیه و دینشناس به معنای واقعی کلمه چرا این حرف را میزند؟
«آن حجاز که در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمیکردند و با بهانههایی به جبهه نمیرفتند، که خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا ـ علیه السلام ـ آن شد که شد. و آنان که درشهادت دستْ آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز میبینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبههها و مردم پشت جبههها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها میکنند و چه حماسهها میآفرینند. و میبینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهای ارزنده میکنند. و میبینیم که بازماندگان شهدا و آسیبدیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهرههای حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینانبخش با ما و شما روبهرو میشوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله علیه ـ. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی میباشیم.»و این بار امام یک امت افتخار میکند به اینکه در پیشگاه یک چنین ملتی حاضر است! نه اینکه از امتش به خدا شکوِه و گلایه برد و نه اینکه فقط امت افتخار کند که در پیشگاه امامش حاضر است.
و از همین روست که امامِ امتِ خمینی به مردمش در همین وصیتنامه میگوید: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم. و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خدای رحمان و رحیم میخواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد. و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سدّ آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، و الله نگهدار این ملت و مظلومان جهان است.»
و از امیدی که به آینده دارد میگوید به خاطر شناختش از امتش: «و اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق میبینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملت منتقل شود و نسلاً بعد نسل بر آن افزوده گردد.» و قرار است این نسلها بعداً خودشان را نشان دهند! ...
امت خمینی (ره) حدود 1400 سال بعد از بعثت پیامبر (ص) قیام کرده و نظامی بر پایه توحید شکل داده است تا بتواند وعده خدا را مبنی بر پیروزی مستضعفین و برپایی عدالت جهانی محقق کند. ده سال ابتدایی انقلاب پر از حوادث و فشارهای شدید خارجی و داخلی از سوی قدرتهای جهانی و منطقهای و منافقان داخلی و غربگرایان و شرقگرایان و طرفداران اسلام آمریکایی از متحجران و لیبرالهاست.
بعد از ده سال، زمان رحلت امام این امت فرا میرسد. توصیف این امت را بهتر است از زبان خود امام در وصیتنامهشان بشنویم:«من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ میباشند.»دقت کنید؛ امامی که با هیچکس تعارف نداشت و صریح حرفهایش را حتی به نزدیکترین شاگردان و یارانش میزد، میگوید «با جرأت» مدعی این امر هستم و نه حتی با احتمال و تحلیل و ... . این فقیه و دینشناس به معنای واقعی کلمه چرا این حرف را میزند؟
«آن حجاز که در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمیکردند و با بهانههایی به جبهه نمیرفتند، که خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا ـ علیه السلام ـ آن شد که شد. و آنان که درشهادت دستْ آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز میبینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبههها و مردم پشت جبههها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها میکنند و چه حماسهها میآفرینند. و میبینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهای ارزنده میکنند. و میبینیم که بازماندگان شهدا و آسیبدیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهرههای حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینانبخش با ما و شما روبهرو میشوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله علیه ـ. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی میباشیم.»و این بار امام یک امت افتخار میکند به اینکه در پیشگاه یک چنین ملتی حاضر است! نه اینکه از امتش به خدا شکوِه و گلایه برد و نه اینکه فقط امت افتخار کند که در پیشگاه امامش حاضر است.
و از همین روست که امامِ امتِ خمینی به مردمش در همین وصیتنامه میگوید: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم. و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خدای رحمان و رحیم میخواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد. و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سدّ آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، و الله نگهدار این ملت و مظلومان جهان است.»
و از امیدی که به آینده دارد میگوید به خاطر شناختش از امتش: «و اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق میبینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملت منتقل شود و نسلاً بعد نسل بر آن افزوده گردد.» و قرار است این نسلها بعداً خودشان را نشان دهند! ...
۱۵:۳۶
خدا مینازد به امت خامنهایبرش پنجم - 1404 هجری شمسی - مردم ایران، امت خامنهای
ملت ایران تحت رهبری امام خامنهای در مسیر پیشرفت قدم برداشته و میخواهد ثابت کند که میتوان روی پای خود ایستاد و رشد هم کرد و ارزشهای انسانی و توحیدی را هم تعالی بخشید. تحریمهای ظالمانه در کنار طراحیهای مختلف منطقهای برای نابود کردن ایران و متوقف کردن پیشرفت ایران از جانب دشمن کلید خورده است و با قدرت در حال پیگیری است. در داخل هم که جریان نفاق و فساد عملاً همدست دشمن است. مقاومت و صبر مردم در مقابل ظلم آمریکا و فشار شدید خارجی، در کنار متوقف نشدن موتور حرکتی مردم ایران باعث عصبانیت دشمن شده و سعی دارد نهایت توانش را برای متوقف کردن آنها به کار بگیرد.
خدا مأموریت مهمی از این امت مقاوم میخواهد، امت مستضعفی که قرار است الگوی مردم دنیا شود که میتوان بدون وابستگی به قدرتهای بزرگ دنیایی هم پیشرفت کرد و ذلیل و حقیر نبود و با نشان دادن ایستادگی خود، مقدمه ظهور حضرت حجت علیه السلام شود.
دشمن دو چیز را خوب فهمیده: یکی قدرت امام امت و نقش بینظیر او در رقم خوردن این مقاومت و رشد؛ و دیگری وجود منافقین و ضعیفالایمانهای داخلی که میتوانند به خوبی خط حرکتی جمهوری اسلامی را به سمت دلخواه غرب سوق دهند.از این رو تصمیم میگیرد که امام امت را حذف کند و زمینه را برای نابودی ایران یا روی کار آمدن گروه دوم فراهم کند. نقشه ی شیطانی آشنایی است و قبلاً هم شیطان توانسته بوده بعد از نهضت نبی اعظم (ص)، عناصری را سر کار بیاورد که انحراف بزرگ در امت ایجاد شود.
اما دشمن یک چیز را خوب نفهمیده بود و امامِ امتِ ما هم این نفهمی را بارها به رویشان آورده بود: مردم ایران و امت امام خامنهای را!این بار به خلاف امت موسی که امامشان آنها را به «القوم الفاسقین» توصیف کرد، و به خلاف امت محمد که در قرآن عتابشان کرد، و به خلاف امت علی که اشباهالرجال خطابشان کرد، امام خامنهای بارها از امتش تمجید کرد حتی در آخرین صحبتش که اینچنین توصیفشان کرد: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. ... جمهوری اسلامی عبارت است از ملّت ایران، این ملّت پابرجا، این ملّت مستحکم، این ملّتی که حاضر است برای پیشرفت خودش زحمت بکشد، کار کند، تلاش کند.»
اگر امت موسی به پیامبرش گفت که کارهای سخت از ما نخواه و ما را به جنگ با قدرتمندان نفرست و «تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشستهایم!»؛ ولی امت خامنهای فریاد میزد که «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» و به قول امامشان «عاشق مبارزه با صهیونیستهاست» و به امامش التماس میکرد که اجازه جهاد و مقابله با زورگویان عالم را به آنها بدهد.
اگر امت محمد بعد از رحلت ایشان در خانههایشان نشستند و دستور پیامبر (ص) را بر تبعیت از ولایت، سهل گرفتند و امیرالمؤمنین (ع) به همراه خانم فاطمه زهرا سلامالله علیها که دختر پیامبرشان بود، کوچه به کوچه میگشتند و درب خانهها را برای یاری میزدند، ولی کسی جواب نمیداد؛ ولی امت خامنهای بعد از شهادت امامشان، در شبهای تاریک و سرد و زیر صدای موشکباران دشمن وحشی کوچه به کوچه گشتند و ندای «الله اکبر» سر دادند و عاشقانه ایستادگی خودشان را بر راه امامشان ابراز کردند.
اگر مردم کوفه با آمدن خبر حرکت سپاه شام ترسیدند و پشت امامشان را خالی کردند تا غریبانه شهید شود و میراث و آموزههایش که هیچ، حتی خانواده و کاروانش هم اسیر و غارت شود؛ ولی امت خامنهای با خبر که هیچ، حتی با آمدن و حضور قطعی ناوگان عظیم هوایی و دریایی آمریکا و اسرائیل - دو قدرت اتمی و دارای بزرگترین لشکرهای دنیا - هم عقب نکشید و پشت امامش را خالی نکرد و با وجود همه فشارها و سختیهای اقتصادی، به دعوت امامش در 22 دی و 22 بهمن با شوری بیشتر از قبل در صحنه حاضر شد و بعد از شهادت امامش هم از ترس اینکه میراث و آموزههایش تضعیف شود، این حضور را به حضور روز و شب در میدان تبدیل کرد.
این امتی که پیامبر خدا را ندیده، امام معصوم الهی را ندیده، 1400 سال با نزول وحی فاصله داشته، این حجم از فشار اقتصادی و تهاجم فرهنگی و جنگ رسانهای و شناختی را تحمل کرده و خیانت و فساد برخی مدعیان و خواص را دیده، ولی باز روی آرمانهای خودش ایستاده و آیات قرآن را تک به تک مصداق بخشیده، این امت را خدا به آن مینازد و امامش هم با دلی آرام و قلبی مطمئن به سمت خدا میرود و میداند که آنها نخواهند گذاشت مسیر انقلاب تغییر کند و دشمن به آرزو و هدفش از شهید کردن او برسد بعون الله تعالی
ملت ایران تحت رهبری امام خامنهای در مسیر پیشرفت قدم برداشته و میخواهد ثابت کند که میتوان روی پای خود ایستاد و رشد هم کرد و ارزشهای انسانی و توحیدی را هم تعالی بخشید. تحریمهای ظالمانه در کنار طراحیهای مختلف منطقهای برای نابود کردن ایران و متوقف کردن پیشرفت ایران از جانب دشمن کلید خورده است و با قدرت در حال پیگیری است. در داخل هم که جریان نفاق و فساد عملاً همدست دشمن است. مقاومت و صبر مردم در مقابل ظلم آمریکا و فشار شدید خارجی، در کنار متوقف نشدن موتور حرکتی مردم ایران باعث عصبانیت دشمن شده و سعی دارد نهایت توانش را برای متوقف کردن آنها به کار بگیرد.
خدا مأموریت مهمی از این امت مقاوم میخواهد، امت مستضعفی که قرار است الگوی مردم دنیا شود که میتوان بدون وابستگی به قدرتهای بزرگ دنیایی هم پیشرفت کرد و ذلیل و حقیر نبود و با نشان دادن ایستادگی خود، مقدمه ظهور حضرت حجت علیه السلام شود.
دشمن دو چیز را خوب فهمیده: یکی قدرت امام امت و نقش بینظیر او در رقم خوردن این مقاومت و رشد؛ و دیگری وجود منافقین و ضعیفالایمانهای داخلی که میتوانند به خوبی خط حرکتی جمهوری اسلامی را به سمت دلخواه غرب سوق دهند.از این رو تصمیم میگیرد که امام امت را حذف کند و زمینه را برای نابودی ایران یا روی کار آمدن گروه دوم فراهم کند. نقشه ی شیطانی آشنایی است و قبلاً هم شیطان توانسته بوده بعد از نهضت نبی اعظم (ص)، عناصری را سر کار بیاورد که انحراف بزرگ در امت ایجاد شود.
اما دشمن یک چیز را خوب نفهمیده بود و امامِ امتِ ما هم این نفهمی را بارها به رویشان آورده بود: مردم ایران و امت امام خامنهای را!این بار به خلاف امت موسی که امامشان آنها را به «القوم الفاسقین» توصیف کرد، و به خلاف امت محمد که در قرآن عتابشان کرد، و به خلاف امت علی که اشباهالرجال خطابشان کرد، امام خامنهای بارها از امتش تمجید کرد حتی در آخرین صحبتش که اینچنین توصیفشان کرد: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. ... جمهوری اسلامی عبارت است از ملّت ایران، این ملّت پابرجا، این ملّت مستحکم، این ملّتی که حاضر است برای پیشرفت خودش زحمت بکشد، کار کند، تلاش کند.»
اگر امت موسی به پیامبرش گفت که کارهای سخت از ما نخواه و ما را به جنگ با قدرتمندان نفرست و «تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشستهایم!»؛ ولی امت خامنهای فریاد میزد که «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» و به قول امامشان «عاشق مبارزه با صهیونیستهاست» و به امامش التماس میکرد که اجازه جهاد و مقابله با زورگویان عالم را به آنها بدهد.
اگر امت محمد بعد از رحلت ایشان در خانههایشان نشستند و دستور پیامبر (ص) را بر تبعیت از ولایت، سهل گرفتند و امیرالمؤمنین (ع) به همراه خانم فاطمه زهرا سلامالله علیها که دختر پیامبرشان بود، کوچه به کوچه میگشتند و درب خانهها را برای یاری میزدند، ولی کسی جواب نمیداد؛ ولی امت خامنهای بعد از شهادت امامشان، در شبهای تاریک و سرد و زیر صدای موشکباران دشمن وحشی کوچه به کوچه گشتند و ندای «الله اکبر» سر دادند و عاشقانه ایستادگی خودشان را بر راه امامشان ابراز کردند.
اگر مردم کوفه با آمدن خبر حرکت سپاه شام ترسیدند و پشت امامشان را خالی کردند تا غریبانه شهید شود و میراث و آموزههایش که هیچ، حتی خانواده و کاروانش هم اسیر و غارت شود؛ ولی امت خامنهای با خبر که هیچ، حتی با آمدن و حضور قطعی ناوگان عظیم هوایی و دریایی آمریکا و اسرائیل - دو قدرت اتمی و دارای بزرگترین لشکرهای دنیا - هم عقب نکشید و پشت امامش را خالی نکرد و با وجود همه فشارها و سختیهای اقتصادی، به دعوت امامش در 22 دی و 22 بهمن با شوری بیشتر از قبل در صحنه حاضر شد و بعد از شهادت امامش هم از ترس اینکه میراث و آموزههایش تضعیف شود، این حضور را به حضور روز و شب در میدان تبدیل کرد.
این امتی که پیامبر خدا را ندیده، امام معصوم الهی را ندیده، 1400 سال با نزول وحی فاصله داشته، این حجم از فشار اقتصادی و تهاجم فرهنگی و جنگ رسانهای و شناختی را تحمل کرده و خیانت و فساد برخی مدعیان و خواص را دیده، ولی باز روی آرمانهای خودش ایستاده و آیات قرآن را تک به تک مصداق بخشیده، این امت را خدا به آن مینازد و امامش هم با دلی آرام و قلبی مطمئن به سمت خدا میرود و میداند که آنها نخواهند گذاشت مسیر انقلاب تغییر کند و دشمن به آرزو و هدفش از شهید کردن او برسد بعون الله تعالی
۱۵:۳۶
بازارسال شده از سومین دوره قـرآنی ضحی
جلسه پانزدهم: بررسی صلح حدیبیه در سوره فتحبا حضور: حجتالاسلام تجریشی
زمان: جمعه، ۱۵ اسفند ماه مصادف با شانزدهم رمضانالمعظم
#سومین_دوره_ضحی#از_بدر_تا_تبوک_به_فرماندهی_پیامبرخدا
۱۹:۳۹
خلّصنا من النار یا ربّامشب ورد زبان میلیونها نفر از مردم مومن ایران و عراق و لبنان و افغانستان و پاکستان و ... این بخش از دعای جوشن کبیر است که صد بار از پروردگار خود آرزوی خلاصی و نجات از «آتش» میکنند.
اما حقیقت آتش چیست و چگونه از آن خلاصی حاصل میشود؟
🟢 خدا خودش در قرآن راه خلاصی از آتش را گفته است: «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» (هود 113) اگر میخواهید آتش کوچکترین تماسی با شما نداشته باشد، باید یک کار کنید: به سمت ظالمان متمایل نشوید!
آتش جهنم با آتشهای دنیایی تفاوت دارد. اوّلاً هیزم آتش جهنم، همان مردمان ظالم و کافر به راه حق هستند: «واتّقوا النار التی وقودها الناس و الحجارة» (بقره 24، ممتحنه 6) که از شدت سوختنشان، سنگ را هم به هیزم تبدیل میکنند. و ثانیاً حقیقتِ این آتش در این دنیا هم بر کافران احاطه دارد و داخل در آن هستند :«يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ» (عنکبوت 54) و اینگونه نیست که صرفاً بعداً قرار است وارد آتش بشوند.
پس خلاصی از آتش و نار میخواهیم؟ باید از کافران و مستکبران خلاصی بیابیم، همانهایی که در این دنیا آتش جهنم آنها را احاطه کرده و در آن دنیا هم هیزم آتش هستند و خودشان آتش میشوند.
از این روست که خدا میگوید به هیچ وجه به سمت این ظالمان و مستکبران نروید. «رکون» به این معنا نیست که ذیل آنها برویم یا رسماً لباس ارتش آمریکا بپوشیم یا به عنوان خبرنگار اینترنشنال فعالیت کنیم. «رکون» یعنی اینکه در همینجا که هستیم و با همین ادعای ایمان که داریم، به سمت آمریکا حتی کمی متمایل بشویم و تکیه کنیم: به گفتهها و تحلیلهای رسانههای دشمن اتکا کنیم و میل به پیگیری آنها داشته باشیم؛ ارتباطات اقتصادیمان را به جای کشورهای اسلامی و همسو با مقاومت، با کشورهای غربی ببندیم و امید به همراهی اقتصادی آنها داشته باشیم؛ گردشگریمان را به جای اینکه بر پایه ملل مسلمان و همسو با انقلاب اسلامی ببندیم، روی دلارهای توهمی چشمآبیها و انسانهای فاسد ببندیم؛ برای حل مشکلاتمان به جای اینکه دنبال پیشرفت و تقویت توان داخلی و رفع فساد و بیعدالتی باشیم، تمایل به امتیاز دادن و وادادن در مقابل مستکبرین داشته باشیم؛ سیاستگذاریها و طراحیهای راهبردیمان را مبتنی بر علوم انسانی کفرآمیز غربی - و نه استفاده از تجربه بشری در چهارچوب توحیدی- انجام بدهیم؛ و صدها رفتار ریز و درشتِ دیگر ما که مصداق رکون به ظالمان و کافران و مستکبران است و نتیجهای جز تماس با آتش و مبتلا شدن به جهنم نخواهد داشت.
🟢 خدا در ادامهی همان آیه 113 سوره هود میگوید: «وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ» ای مؤمنان باور کنید که شما هیچ یار و یاور واقعی غیر از خدا ندارید! اگر خدا را قابل ندانستید که کامل تحت سرپرستی او بروید، و به دیگران تمایل پیدا کردید، بدانید که یاری نخواهید شد و کسی نمیتواند از آتشی که به سمتش رفته اید، نجاتتان دهد.
آری ما مومنان در این شب قدر که سرنوشت تک تک انسانها و تک تک امتها و سرنوشت یک سال آینده جهان رقم میخورد، باید از ته دل دعا کنیم که خدا همه ما را از آتش نجات دهد و هرگونه امید و خوشبینی و دلخوشی و اعتماد ما را به مستکبران عالم و ظالمان جزیره اپستین از بین ببرد.
این جنگ و آتشِ دنیایی که آنها در این کشور برافروخته اند، از این زاویه فرصت بزرگ و نعمتی است که به ما بفهماند بعد از جنگ چگونه کشورمان را اداره کنیم، و بر مومنان در سراسر دنیا حجت را تمام کند که هرچه زودتر خودشان را از آتش اصلی در دنیا و آخرت رها کنند و جبهه و خطشان را از آمریکا و رژیم صهیونیستی جدا کنند و تصمیم بگیرند که کدام سمت تاریخ میخواهند بایستند.
🟢 خدا خودش در قرآن راه خلاصی از آتش را گفته است: «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» (هود 113) اگر میخواهید آتش کوچکترین تماسی با شما نداشته باشد، باید یک کار کنید: به سمت ظالمان متمایل نشوید!
از این روست که خدا میگوید به هیچ وجه به سمت این ظالمان و مستکبران نروید. «رکون» به این معنا نیست که ذیل آنها برویم یا رسماً لباس ارتش آمریکا بپوشیم یا به عنوان خبرنگار اینترنشنال فعالیت کنیم. «رکون» یعنی اینکه در همینجا که هستیم و با همین ادعای ایمان که داریم، به سمت آمریکا حتی کمی متمایل بشویم و تکیه کنیم: به گفتهها و تحلیلهای رسانههای دشمن اتکا کنیم و میل به پیگیری آنها داشته باشیم؛ ارتباطات اقتصادیمان را به جای کشورهای اسلامی و همسو با مقاومت، با کشورهای غربی ببندیم و امید به همراهی اقتصادی آنها داشته باشیم؛ گردشگریمان را به جای اینکه بر پایه ملل مسلمان و همسو با انقلاب اسلامی ببندیم، روی دلارهای توهمی چشمآبیها و انسانهای فاسد ببندیم؛ برای حل مشکلاتمان به جای اینکه دنبال پیشرفت و تقویت توان داخلی و رفع فساد و بیعدالتی باشیم، تمایل به امتیاز دادن و وادادن در مقابل مستکبرین داشته باشیم؛ سیاستگذاریها و طراحیهای راهبردیمان را مبتنی بر علوم انسانی کفرآمیز غربی - و نه استفاده از تجربه بشری در چهارچوب توحیدی- انجام بدهیم؛ و صدها رفتار ریز و درشتِ دیگر ما که مصداق رکون به ظالمان و کافران و مستکبران است و نتیجهای جز تماس با آتش و مبتلا شدن به جهنم نخواهد داشت.
🟢 خدا در ادامهی همان آیه 113 سوره هود میگوید: «وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ» ای مؤمنان باور کنید که شما هیچ یار و یاور واقعی غیر از خدا ندارید! اگر خدا را قابل ندانستید که کامل تحت سرپرستی او بروید، و به دیگران تمایل پیدا کردید، بدانید که یاری نخواهید شد و کسی نمیتواند از آتشی که به سمتش رفته اید، نجاتتان دهد.
آری ما مومنان در این شب قدر که سرنوشت تک تک انسانها و تک تک امتها و سرنوشت یک سال آینده جهان رقم میخورد، باید از ته دل دعا کنیم که خدا همه ما را از آتش نجات دهد و هرگونه امید و خوشبینی و دلخوشی و اعتماد ما را به مستکبران عالم و ظالمان جزیره اپستین از بین ببرد.
۱۲:۲۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
«امت مبعوث؛ گمشدهٔ تاریخ» موضوع امشب برنامه تلویزیونی «قرارگاه فتح» است.
در این برنامه، سیدعلی سیدان سردبیر مجلهٔ سوره و سیدحمیدرضا میررکنی عضو تحریریهٔ این مجله، میزبان حجتالاسلام تجریشی، پژوهشگر دینی خواهند بود.
ساعت: ۲۲:۳۰
شبکهٔ افق
@Sourehmagazine
در این برنامه، سیدعلی سیدان سردبیر مجلهٔ سوره و سیدحمیدرضا میررکنی عضو تحریریهٔ این مجله، میزبان حجتالاسلام تجریشی، پژوهشگر دینی خواهند بود.
۱۴:۱۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
این ملعون که این طور عصبانیتش را از حضور مردم ابراز میکند، به خوبی قدرت مردم را متوجه شده و به آن اعتراف میکند.بله، قدرت و اعتبار و جایگاه مردم در نظام جمهوری اسلامی از هر مسؤولی بالاتر است و این است مردمسالاری حقیقی و توحیدی که دموکراسیهای دروغین غربی با آن بیگانه هستند.و خدا هم با همین قدرت مومنین، رسولش را کمک میکند: «هو الّذی أیّدک بنصره و بالمؤمنین» (62 انفال) و مومنین، همرتبه با نصرت الهی، دو عامل یاریکننده و تأییدکننده رسولان الهی هستند.حرف ما با این وطنفروشان و اربابانشان هم یک چیز بیشتر نیست :«قل موتوا بغیظکم» (119 آل عمران). از دست این مردم عصبانی باشید و از این عصبانیت بمیرید.ما مردم، صحنه را خالی نمیکنیم و به یاری خدا پرشورتر از قبل در صحنه حاضر خواهیم شد و دست از مطالبه برای تحقق تمام شروط پیروزی - از جمله عقبنشینی رژیم صهیونیستی از جنگ با حزبالله - بر نخواهیم داشت و قدرت خودمان را بیش از پیش به رخ جهانیان خواهیم کشید و برای برخی سستدلان در داخل هم قوت قلب خواهیم بود که نکند به بهانه عدم همراهی مردم اتفاقی رقم بخورد که قهر خدا را در پی داشته باشد و باعث عقبگرد شود.
۱۴:۰۶
بازارسال شده از اشارات
۸:۲۶