بازارسال شده از جریان
۰:۳۱
بازارسال شده از جریان
۰:۳۱
بازارسال شده از جریان
۱۷:۰۱
بازارسال شده از جریان
۲۰:۰۳
بازارسال شده از جریان
ایران قلب جهان است
- جغرافیا ایران اقتضای ورود به تنشها را دارد
+ علیرضا بلیغ، جامعه شناس
@jaryan_tv1
- جغرافیا ایران اقتضای ورود به تنشها را دارد
+ علیرضا بلیغ، جامعه شناس
@jaryan_tv1
۲۰:۰۴
بازارسال شده از جریان
جمهوری اسلامی ایران خیلی قبلتر از غربیها مردم را به رسمیت شناخت
+ علیرضا بلیغ، جامعه شناس
@jaryan_tv1
+ علیرضا بلیغ، جامعه شناس
@jaryan_tv1
۲۰:۳۱
بازارسال شده از جریان
8860070187492253442_75920893934161.mp3
۰۱:۰۸:۳۲-۱۵.۷ مگابایت
صوت کامل برنامه جریان
میهمانان:علیرضا بلیغ، جامعهشناسسید حسین شهرستانی، جامعهشناسجعفر حسنخانی، سیاستپژوهمیثم مهدیار، جامعهشناس
میزبان : علیرضا زادبراستاد دانشگاه و پژوهشگر

با موضوع: دولت تمدنی جمهوری اسلامی

برنامه تلویزیونی جریانسهشنبه ۱۱ فروردین ساعت ۱۹:۳۰ | شبکه یک سیما
نشانی ما در صفحات اجتماعی:@jaryan_tv1
میهمانان:علیرضا بلیغ، جامعهشناسسید حسین شهرستانی، جامعهشناسجعفر حسنخانی، سیاستپژوهمیثم مهدیار، جامعهشناس
۱۲:۳۲
پس از انتشار فایل گفتگوی ظریف و لیلاز یادداشتی را در نقد دیدگاه های او نوشته بودم که به بهانه انتشار مقاله اخیر او در فارن افرز خواندن دوباره اش خالی از لطف نیست:
۹:۴۵
هوالحق لاک یا هابز؟ مسأله این استفرصت شد تا صوت کامل صحبت های دکتر ظریف را گوش کنم تا صرفاً بر اساس شنیده ها یا گزیده های گفتگو درباره آن قضاوت نکرده باشم. در این که این گفتگو با هدف تأثیرگذاری بر انتخابات طراحی شده تردیدی نیست چرا که مملو از گزاره ها و عباراتی است که تنها با در نظر آوردن چنین هدفی برای آن قابل فهم است. اما آنچه در این گفتگو مهم است اثبات چنین مدعایی نیست بلکه نکات اساسی تری در دل این گفتگو نهفته است.
لیلاز در همان دقایق آغازین گفتگو نکته مهمی را خطاب به ظریف بیان میکند و آن این که اکنون شرایط به گونه ای است که پس از هشت سال مردم تلاش میکنند سفیدی بین خطوط سخنان شما را بخوانند. از قضا این نوشته تقریباً با همین مقصود نگاشته شده اگرچه آنچه بناست بدان توجه داده شود نه سفیدی میان خطوط بلکه سخنانی است که به زبان آمد اما در میان بخشهای جنجالی تر و به ظاهر سیاسی تر سخنان ظریف پنهان شد.
داغ ترین بخش این گفتگو طرح دوگانه دیپلماسی- میدان و این مدعای ظریف بود که در طول این سالها همواره این دیپلماسی بوده است که هزینه میدان شده و او هرگز نتوانسته از فرمانده میدان امتیازی به نفع دیپلماسی بگیرد. هرچند که نقض این ادعا نیز به راحتی قابل اثبات است اما این نیز بنیاد طرح این دوگانه نیست. بحران این گفتگو دقیقاً در دو نقطه اساسی آشکار میشود.
نخست؛ جایی است که ظریف در دفاع از برجام به این مسأله اشاره میکند که برجام قرار نبود امریکا را از بزرگترین قدرت اقتصادی جهان تنزل بخشیده و هم تراز ایران قرار دهد و در جواب لیلاز که سعی میکند این وضع را مبتنی بر وضع طبیعی هابز توضیح دهد او خود را طرفدار نظریه قرارداد اجتماعی لاک معرفی میکند. در واقع ظریف به این گزاره مهم هابز در توصیف وضع بشر مدرن که «انسان، گرگ انسان است» و این قدرت است که جایگاه انسانها، جوامع و ملتها نسبت به یکدیگر را تعیین میکند قائل نیست بلکه چون لاک معتقد است از آنجا که طبیعت انسان بر مدار عقل است بنابراین منازعات انسانی نیز نه بر پایه یک قدرت برتر بلکه باید بر اساس سازوکاری مدنی حل و فصل شود و این چنین قرارداد اجتماعی معنا می یابد.
با تکیه بر چنین نگرشی تلویحاً ظریف در طرح دوگانه خویش میدان را معرکه هماوردی قدرتها و چیرگی یکی بر دیگری برای حل و فصل منازعات و دیپلماسی را صحنه گفتگو و سازوکاری مدنی برای دستیابی به یک قرارداد اجتماعی میداند. اولی نماد قلیان غرائز و سائقهای حیاتی و دومی مظهر عقلانیت است.
دوم، ظریف در دو بخش از این گفتگو بر این نکته تأکید میکند که در روابط بین الملل «رئالیست» نیست. اگرچه مؤلفه های مختلفی در تعریف کامل رئالیسم در روابط بین الملل دخیلند اما مهم تر از همه بنیان هابزی آن است؛ یعنی مبتنی بر این درک از روابط بین الملل، دولتها به مثابه مهم ترین بازیگران صحنه سیاست در جهان همواره به دنبال منافع ملی در جهت حفظ بقا هستند و در این مسیر عنصر تعیین کننده قدرت است. پرهیز ظریف از نگرش رئالیستی به سیاست را نیز باید ادامه جانبداری او از لاک دانست.با ابتناء بر این دو مبنای تئوریک است که ظریف به دنبال حل مناقشات بین المللی ایران از طریق دیپلماسی و با ابزار گفتگو است. اما چرا او چنین روشی برای تأمین اهداف سیاست خارجی کشور برمیگزیند. او در بخش دیگری از این گفتگو دلیل این انتخاب را توضیح میدهد و آن این که مزیت جمهوری اسلامی در قدرت معنایی آن است برخلاف امریکا که زیر سایه امنیتی شدن و نظامی شدن امور دست بالا را حفظ میکند و یا چین که اساساً رقابت خود با امریکا را بر پایه سبقت در حوزه تکنولوژی تعریف کرده است. اما این گفتگوی آشفته و سراسر تناقض نشان میدهد که او یا از فهم این قدرتِ معنایی عاجز و یا با تکیه بر مغالطه به دنبال فریب مخاطب خویش است.
اگر قضاوت درباره او را بر همان مبنای اول یعنی ناتوانی در فهم ماجرا بگذاریم دو خطای بزرگ در تحلیل نسبت میان ایران و امریکا – و در کل غرب- وجود دارد. او به دلیل سالها تجربه فعالیت دیپلماتیک در خارج از مرزها خود را متخصص سندنویسی و آشنا به زبان حقوق و روابط بین الملل میداند اما آیا نباید این توانمندی تکنیکال در خدمت هدفی باشد که مذاکره و گفتگو اساساً برای تأمین آن معنا پیدا کرده است؟ او در گفته هایش خواسته یا ناخواسته دیپلماسی را به آشنایی با فن سخن گفتن تقلیل میدهد اما «از چه و برای چه سخن گفتن» را وا می گذارد.
اگرچه گویی او اصطلاح میدان را تنها به منازعات منطقه ای جمهوری اسلامی تقلیل میدهد اما در فرازی دیگر از قدرت آفرینی اقتصاد و دیپلماسی و... میگوید. به عبارت دیگر او در حال توسعه مفهوم میدان به تمامی عرصه هایی است که بر قدرت کشور میافزاید. او قدرت معنایی ایران را در انقلابی بودن میداند. اگر انقلاب بر پایه دو شعار اساسی آن یعنی آزادی و
۱۱:۵۵
استقلال فهم شود- که اتفاقاً ظریف اشاره میکند که نسل جدید ارزش استقلال کشور را نمیدانند- آیا میتوان گفت تحقق انقلاب و این شعارهای بنیادین هیچ تعین تاریخی نداشته و هیچ نیروی سیاسی تازهای در سطح بین المللی نیافریده است؟ قبول وجود چنین نیرویی به منزله ظهور کنشها و کردارهایی تازه است. مبتنی بر رویکردی فوکویی این کردارهای غیرگفتمانی زمینه ساز پیدایش گفتمان است یا دست کم این معنای جدید توأمان در کردارهای غیرگفتمانی و گفتمان تجلی می یابد. به عبارت دیگر گفتمان زبان روایت این معنای هویدا در کردارهای مردم است.
بنابراین اساساً طرح دوگانه میدان- دیپلماسی آن گونه در مقابل یکدیگر قرار بگیرند و یکی سد راه دیگری باشد یا ناشی از درک غلط از مفهوم قدرت است یا محصول ناهمسازی میان گفتمان و کردارهای غیرگفتمانی یک ملت است. قرار گرفتن وزارت خارجه در جایگاه مجری و نه تعیین کننده راهبرد کلان سیاست خارجی به همین دلیل است که او موظف به بهره بردن از این قدرت معنایی در چارچوب و قواعد دیپلماتیک است. ظریف به درستی دیپلماسی را یک میدان معرفی میکند اما در تناقضی آشکار به شکل دیگری آن را در قالب یک دوگانه در مقابل میدان قرار میدهد. در واقع او میدان را به صحنه هماوردی نظامی تقلیل داده و تلاش میکند میدان دیپلماسی را جایگزین آن کند. او نه تنها به هماهنگی این دو میدان مبتنی بر معنایی واحد قائل نیست بلکه کنشهای منطقهای ایران را مانع کار خویش میداند.
از چینش مجموعه این گزاره ها در کنار یکدیگر این نتیجه به دست می آید:ظریف مناسبات بین المللی را بر مبنای عقلانیت جان لاک فهم میکند. او یک رئالیست نیست بنابراین قائل به تنازع بقاء دولتها بر مبنای کسب قدرت بیشتر در جهت منافع ملی نیست. مزیت جمهوری اسلامی در قدرت معنایی آن است. عرصه ظهور این قدرت معنایی سخن به منزله تجلی عقلانیت است بنابراین دیپلماسی که اساساً ابزار آن گفتگو است باید میدان اصلی جمهوری اسلامی باشد زیرا پیروزی در میدان نظامی نه بر مدار عقل بلکه متکی بر غریزه است. کارزار نظامی جولانگاه غلبه و اعمال قدرت است و به اعتباری بنیانی هابزی دارد و ظریف این را برنمی تابد.
اما برای دست یافتن به چنین تجویزی برای راهبرد کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ظریف به عمد یا جهل دو خطای بزرگ مرتکب شده است:
اول؛ تقلیل عقلانیت و سخن به گفتگوی دیپلماتیک و پای میز مذاکره است. این مسأله از دو جهت قابل نقد است. جهت نخست این که برچه اساس میتوان بروز عقلانیت و جلوه معنا را صرفاً به آنچه به زبان میآوریم تقلیل داد و انبوهی از کردارها و کنشهای انسانی که همگی واجد معناست نادیده گرفت؟ معنایی که بدون بر زبان آمدن گفته ای در میان جوامع و فرهنگهای گوناگون تبادل، فهم و پذیرفته میشود. بنابراین آنچه به مثابه کنش در میدان نظامی، اقتصادی، علمی و... صورت میپذیرد خود حامل معنایی است که طرف مقابل آن را درک میکند. رسانه های غربی مملو از تفاسیر درست و نادرست از این کنشهای میدانی است. جهت دوم نقد اینجاست که اگر بنا نیست تا میز مذاکره محل قرائت انشاء یا مباحثات فلسفی نباشد در این گفتگو چه چیزی باید در میان باشد تا به مذاکره را به یک معامله بدل کند و با رد و بدل شدن امتیازی آنچه که این دولت آن را برد-برد قلمداد میکند رخ دهد؟ اگر قدرت معنایی جمهوری اسلامی در میدانهای گوناگون دیگر فی الواقع امکان ذخیره قدرتی را پدید نیاورده آیا مذاکره جز این دو حالت معنای دیگری دارد؟ یا همان انشاءخوانی و گفتگوی فلسفی و یا معامله برد-باخت به نفع طرف مقابل؟ جالب اینجاست که او در این گفتگو از این گلایه دارد که عده ای متوجه نیستند که فی المثل میدان اقتصاد نیز قدرت آفرین است و ما آنچنان که چین در رقابت تکنولوژیک خود با امریکا به آن توجه دارد ما نداریم اما آمارهای اقتصادی دولتی که او وزیرخارجه آن است بدترین آمار چهل سال گذشته است و مشخص نیست که او دقیقاً با تکیه بر قدرت آفرینی کدام میدان جرأت رفتن پای میز مذاکره را دارد؟ تجربه هسته ای نشان داد که قدرت میدانی نه امتیازی در مقابل امتیاز طرف دیگر بلکه سوختی است که به مصرف مذاکره می رسد.
دوم؛ پذیرش مبنای عقلانی لاک و اتفاقاً رئالیست نبودن ظریف موجب شده تا چشم بر واقعیت سیاست بین الملل ببندد. اگر بپذیریم که طبعاً غربیها میراث داران بهتری از ما برای جان لاک هستند طبعاً در گفتگو بر مدار عقل مورد تعریف او خواهند توانست ما را مجاب کنند تا خواسته های آنان را بپذیریم اما آیا تأسیس این همه پایگاه نظامی دور تا دور ایران، تحمیل جنگ به ما در طول هشت سال در مقابل دست کم 36 کشور و حمایت از عراق با انواع امکانات نظامی و اطلاعاتی و در عین حال اعمال بی سابقه ترین تحریم های تاریخ بر ملتی که در انقلابی به مراتب فراگیرتر از انقلاب فرانسه و روسیه با تکیه بر دیانت و فرهنگ خویش به نحوی اعجاب انگیز با
۱۱:۵۶
کمترین تلفات انسانی به پیروزی دست یافتند تقدم عقلانیت بر شهوت قدرت است؟آیا همین خصلت انقلابی که بدان اشاره شد برای فهم قدرت معنایی انقلاب و گوش سپردن یا دست کم گفتگو درباره آن کافی نبوده و نیست؟ او هنوز باطن غرب را به درستی نشناخته و نمی داند که عقل مدرن هرچه پیش آمده نه تنها در مقابل غریزه نبوده بلکه شرایط محاسبه پذیری امور برای تمتع حداکثری غرایز را مهیا می کند. اگر این چنین نبود به اعتراف خود ظریف، اوباما در مقام رییس جمهور جناح مطبوع او در امریکا نباید بر خلاف محتوای گفتگوی کری وزیر خارجه اش با ظریف ایران را مقصر پایان نیافتن جنگ عربستان با یمن معرفی می کرد. امریکایی ها زمانی که در محاسباتشان کسب امتیاز بیشتر را محتمل بدانند لحظه ای در نقض گفته های پیشین خود تردید نمی کنند.
عجیب است که او در همین گفتگوی سراسر تناقض در آغاز مخاطب را تنبه میدهد که دنیا در حال چرخش و سیاست کشورها در حال تغییر است اما در عین حال خود را یک رئالیست نمیداند. اگر این تغییر سیاستها در راستای کسب بیشتر منافع ملی است پس معنای اشاره او به این تغییرات چیست؟
معنای روشنی دارد: امریکا معیار عقلانیت است بنابراین انتظار تغییر سیاست از سوی او در قبال ایران بی وجه است. این ماییم که باید معنای دنیای در حال تغییر را درک کنیم و با سیاست های استعلایی امریکا منطبق شویم. او در همین مصاحبه بر عدم استفاده از لفظ «دشمن» تأکید دارد و تقابل ما با امریکا را «اختلاف» معنا می کند. این نیز سویه دیگری از پذیرش عقلانیت جان لاکی است که بر اساس آن تخاصم به اختلاف تبدیل شده و آن زمان امکان گفتگو، حل اختلاف و دستیابی به یک قرارداد ممکن می شود. اما بنابر آنچه گفته شد آیا امریکا هرگز خود را در موقعیت گفتگو با ایران تعریف می کند؟ و آیا وقتی به اعتراف خود ظریف قرار نیست تا با مذاکره از جایگاه قدرت اول اقتصادی به نقطه ای برابر با ایران تنزل کند استفاده از ابزارهای میدان برای تحمیل خواسته های خود در جهت کسب امتیاز بیشتر و ندادن امتیاز را وامی گذارد؟
عدم واقع گرایی و درک رمانتیک ظریف از عقلانیت در سیاست به وضوح آشکار می کند که چرا در قواعد دیپلماتیک مأموریت یک دیپلمات نباید از سه یا چهار سال تجاوز کند زیرا نتیجه آن تعلق خاطر و انس به کشور مقصد و تکرار خواسته های آنان است.@taqvayetafakkor
۱۱:۵۷
بازارسال شده از بسیج دانشجویی علوم اجتماعی علامه
در بستر مجازی اسکای روملینک شرکت در جلسه :https://www.skyroom.online/ch/basij_atu/jalase
۲۰:۰۵
بازارسال شده از جریان
-6496179595201208573_26278526620873.mp3
۵۶:۰۴-۱۶.۰۶ مگابایت
صوت کامل برنامه جریان
میهمانان:علیرضا بلیغ، جامعهشناسسید حسین شهرستانی، جامعهشناسجعفر حسنخانی، سیاستپژوهمیثم مهدیار، جامعهشناس
میزبان : علیرضا زادبراستاد دانشگاه و پژوهشگر

با موضوع: زوال زیرساختهای نظری غربگرایی در جنگ تمدنی

برنامه تلویزیونی جریانسهشنبه ۱۸ فروردین ساعت ۱۹:۳۰ | شبکه یک سیما
نشانی ما در صفحات اجتماعی:@jaryan_tv1
میهمانان:علیرضا بلیغ، جامعهشناسسید حسین شهرستانی، جامعهشناسجعفر حسنخانی، سیاستپژوهمیثم مهدیار، جامعهشناس
۲۰:۰۱
بازارسال شده از جریان
چیزی که جمهوری اسلامی را امروز سرافراز کرده این است که قدرتی از خودش نشان میدهد که نمیتوان از آن عبور کرد
+ علیرضا بلیغ، جامعه شناس
@jaryan_tv1
+ علیرضا بلیغ، جامعه شناس
@jaryan_tv1
۳:۲۷
بازارسال شده از مواجهه
جغرافیا ایران، به دلیل قرار گرفتن در قلب جهان، اقتضای ورود به تنشها را دارد. ایران باید بتواند این شخصیت تاریخی را پیدا بکند و «ایران»ی در میان جهان باشد،نه صرفا یک محل عبور و مرور شرق و غرب.
#مواجهه#نزاع_تمدنی#گفتگو
۱۳:۲۹
بازارسال شده از اشارات
۲۱:۳۳
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
#رویداد #اخبار #پرونده_مقاومت_ملی
۱۷:۳۲