بازارسال شده از میراث خامنهای (ره)
بیانیهٔ میراث خامنهای.pdf
۷۹۵.۱۲ کیلوبایت
☫ میراث خامنهای | @mirasekhamenei
۲۲:۲۷
بازارسال شده از ترجمان علوم انسانی
.
مسأله فقط ترامپ نیست؛ ذهنیت آمریکایی است
آمریکا بلد نیست در جهانی زندگی کند که زیر سلطهاش نباشد
لیدیا پولگرین، ژورنالیست، نیویورک تایمز — مثل خیلی از آمریکاییهای دیگر، من هم در این روزهای تاریک میان دو احساس متضاد سرگردان بودهام. گاهی به خودم میگویم دونالد ترامپ چهرهای استثنایی و بدخواه است و با رفتنش شاید راهی برای ترمیم باز شود. اما در روزهای تیرهتر، به روایتی بنیادیتر متمایل میشوم: اینکه ترامپ تجسم همان چیزی است که آمریکا همیشه بوده، ملتی ازخودراضی که اسطورههایش دربارهٔ مشیت الهی و استثناگرایی به آن این اجازه را دادهاند که هر کاری دلش میخواهد بکند.
جنگ در ایران این دوگانگی را فرو ریخته است. بیتردید، این جنگ حاصل بیپروایی خاص ترامپ است؛ او بیمحابا خود را به دلِ منازعهای میاندازد که پیشینیانش عاقلانه از آن پرهیز کرده بودند. اما در عین حال، این جنگ فرجام منطقیِ چندین دهه تاریخ آمریکا نیز هست: شیفتگی این کشور به جادوی فناوری برای جنگیدن از راه دور، این باورِ کور که میتواند با زور رخدادهای نقاط دوردست جهان را شکل دهد، و فرسایش تدریجیِ محدودیتهای قانون اساسی بر مقام ریاستجمهوری.
ترامپ در طول ریاستجمهوریاش بیماریای بسیار قدیمیتر را عیان کرده است: باور تزلزلناپذیر آمریکا به اینکه میتواند جهان را مطابق میل خود شکل دهد، بیاعتنا به خواست دیگران و با اطمینانی مطلق به اینکه راه خودش همان راه درست است. آمریکا زیستن در جهانی را که زیر سلطهاش نباشد بلد نیست. این کشور از همان آغاز به خودش القا کرده که آنقدر بزرگ است، آنقدر از دیگران دور افتاده و آنقدر برخوردار است که هرگز ناچار نخواهد شد بهای سنگینی برای کارهایش بپردازد.
هیچ گریزی از فاجعهای که در ایران در جریان است نیست. اما در پسِ آن، این امکان وجود دارد که جایگاه خود را در جهانی بههمپیوسته بازشناسیم و به فهم روشنتری از خودمان برسیم. تنها راه رهایی این است که یکبار برای همیشه از توهماتمان دست بکشیم.
@tarjomaan
@tarjomaan
۲۱:۲۱
بازارسال شده از کانال علیرضا سمیعی
چینیهای باستان بالای سر خودشان دیواری کشیدند تا جلوی حملۀ بربرها را بگیرند. اما ما ایرانیها در همین زمان خودمان، رفتهایم و دیواری دور دشمن مهاجم یعنی اشغالگران فلسطین کشیدهایم. جنگ بر سر همین چیستی و چگونگی دیوار است.
دیواری که ما از آن یاد میکنیم، دشمنمان را محاصره میکند، اما عبارت از سنگ و خاک نیست. مردمانی مانند یمنیها، عراقیها، سوریها و لبنانیهایی هستند که با طرح سیاسی و امنیتی مبتنی بر فرهنگ خودشان میخواهند مستقل باشند. ایران نمیخواهد از آنها دیواری بسازد که فقط به درد حفاظت از «ایران» بخورد. بلکه به این چشم دارد که مردمان منطقه از خاکستر استعمار و توسعۀ وارداتی برخیزند و دوباره به همان لبنان و سوریه و عراق و یمنی برگردند که همیشه بودهاند. این همان پیشنهادیست که برای سایر کشورها داریم، ولو امروز از پایگاههایشان به ما حمله کردهاند. نشان به آن نشان که وقتی در مسیر زیارت اربعین به ملاقات عراقیها میرویم، از دیدن آنها همانطورکه خودشان هستند خرسند میشویم و حتی بر سر سفرههایشان مینشینیم.
نام این خط استقلالطلب را همه شنیدهایم: جبهۀ مقاومت. جبههای چنان استوار که با داعش، آن مزاحم عصبی که آشکار و نهان مزدور استکبار بود، از پا نیفتاد، بلکه تصفیه و خالصتر شد. البته امروز جبهۀ مقاومت خاصه در سوریه آسیب دیده است. اما به لبنان نگاه کنیم و ببینیم بر خلاف تصور دشمنان با رشادت میجنگد و با موشکهایش اشغالگران را میلرزاند. یا توجه کنیم که عراقیها موفق شدند در چند روز گذشته ناتو را از کشورشان بیرون کنند. در حقیقت این طرح درحالیکه آرمانی است، ممکن و واقعبینانه نیز هست.
شیوۀ خاص جنگیدن ما ریشه در طرحی بنیادین دارد که از زندگی داریم. دیگران نیز همینطور هستند: چینیها دور خودشان دیوار میکشیدند، هندیها عقب مینشستند و سرجای خودشان از مهیبترین سلاح آن دوران یعنی فیل استفاده میکردند و رومیها به قلمروهای در دسترسشان میتاختند تا آن را ضمیمۀ روم کنند. اما ما به ترکیبی از همۀ شیوهها رسیده بودیم.
در تفکر چینی و هندی، جهان ناامن است؛ لذا آنها در گوشهای آرام به مراقبه و چرخیدن در درون خود میپردازند. چینیها با دیوار جلوی مزاحم بیرونی را میگیرند و هندیها با تمرکز بر خود و غولساختن از خویشتن (آنها دوست دارند با فیل از خود دفاع کنند)، در برابر چیزهای بیرونی مقاومت میکنند. رومیها برای تدراک همین بدبینی به جهان، دست به حمله میزنند. همین روحیه است که بعدها باعث شد اروپاییها که فرزندان روم بودند، بیایند و چین و هند را زیر چکمۀ استعمار بگیرند. درحالیکه چینیها و هندیها در خود فرو رفته بودند. آنها تمایلی به حمله به سرزمینهای دور نداشتند.
مطالعۀ متنهای باستانی ایرانی مانند سرودۀ حماسی «یادگار زریران» و نوشتههای فقهی و کلامی مانند «دینکرد» نشان میدهد که ایرانیها در وضعی بودند که میتوان آن را «در انتظارِ شنیدن صدای خداوند بودن» نامید. به همین خاطر است که به تعالیم زرتشت که گمان میکردند از سوی خداوند آمده عمل میکردند و بعدها نبوت حضرت محمد(ص) را پذیرفتند. حتی وقتی شنیدند خداوند جانشین پیامبر خاتم را انتخاب کرده است، مهر امیرالمومنین(ع) و فرزندانش را در جان خود پروراندند. زیرا در انتظار ندای الهی، در انتظار ولیّ خدا بودند و هنوز هم با انتظار فرج، بر سر همان عهد هستند.
در سنتهای ایرانی و اسلامی، بدبینی به جهانی که خداوند ساخته است جایی ندارد. ما حتی بلاهای الهی را مانند آزمون و چونان لطف خدا میدانیم. از این رو ترکیبی از شیوههای دیگران را در منطق خود داریم، اما به شیوۀ خودمان. سلاح میسازیم، ولی نه آنقدر بزرگ که مثلاً اتمی باشد؛ دیوار میکشیم، اما نه سنگی بلکه انسانی و دور تا دور شرّی که میشناسیم. زیرا میدانیم شر، بنیاد جهان نیست، بلکه در گوشهای ایستاده است و میدانیم بایستی آن را مهار کنیم. ما نمیخواهیم مانند رومیان قدیم و مستکبران جدید، مردم جهان و قلمروهای آنها را سرکوب کنیم. ما میخواهیم هر کس در هر جا که هست خودش باشد تا بتواند به انتظار سخن خداوند بنشیند. فکرِ ساختن نیروی نیابتی یا مستعمره، هر چه باشد ایرانی و اسلامی نیست. تنها رؤیای ما زندگی آزادانه در جهان است؛ آن هم در کنار سایر ملتها به نحوی که همه در آزادی از غیر و بندگی خداوند «همآهنگ» باشیم.
#سوره_فتح
۲۱:۲۴
بازارسال شده از هرمس
میثم مهدیار: ایده جمهوری اسلامی مهمترین رقیب لیبرال سرمایهداری است. این ایده که در مسیر تداوم و تکامل تاریخی ایران در سدههای اخیر برآمده از تاریخ و فرهنگ بوم ایران بوده تلاش کرده در عین استفاده از مزایای دموکراسی، بحرانها و تبعات آن را کاهش دهد و زمینه نفوذ و تسلط هژمونی غرب را به حداقل برساند.برنامه جریان ۱۱ فروردین@Hermes_ir
۲۲:۴۹
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
پیش از تشکیل جمهوری اسلامی و مبارزۀ تاریخی آن، سؤال اصلی این بود که انسان چگونه میتواند از همۀ قیود آزاد باشد و این آزادی چگونه و با چه سازوکاری به هرجومرج نمیانجامد؟ این سؤال شاید همۀ فلسفۀ سیاسی لیبرال را شکل داده است. حالا و پس از تجربۀ خشونت و بیآبرویی و ضعف لیبرالدموکراسی و ایستادگی مردمسالاری دینی و جمهوری اسلامی، سؤال این است که برای بندگی خدا، چه موانعی را باید از میان برداشت و چگونه باید این ارادۀ معطوف به بندگی را تبدیل به ساختار سیاسی کرد؟ اینجاست که تجربۀ جمهوری اسلامی اهمیت مییابد.
باید برای جنگهای وسیعتر آماده شویمایران بهمثابه محل تولد و مهد ایدۀ جمهوری اسلامی، محل ارجاع این پرسشهاست. ایران، قلب زمین یا سرزمین میانه است و هر نزاع اساسی در این حوزه، لاجرم تغییری جهانی را سبب میشود؛ از شرق تا غرب عالم. این تغییر پارادایم از همین نقطه آغاز میشود. جنگی که جمهوری اسلامی وارد آن شده، نقطۀ حاد همین تغییر است؛ لکن خود این جنگ نیز مرحلهای از مبارزۀ بیانقطاع جمهوری اسلامی است. ما باید برای جنگهای وسیعتر آماده شویم. قطبهای قدرت و نظم جهانی در حال تغییر است و تغییر قطب و نظم، ناگزیر از جنگ است. جنگهای اساسی، پارادایمها را دگرگون میکنند. این یک قاعده و تجربۀ تاریخی است.
ترس در لباس تحلیلدلخوشکردن به امتداد وضع موجود، وهم و تخدیر است. کسانی که دل به وضع موجود سپردهاند، ما را از ادامۀ این مبارزه بازمیدارند. آنها ماهیت تمدنی این جنگ را درک نمیکنند و هنوز تصور میکنند با تلاشهای دیپلماتیک میتوان وضع موجود را ادامه داد. ترس، مبنای تحلیل و عملشان است؛ میترسند و میترسانند. در این مقطع تاریخی باید با تمام قوا با چنین ترسی مقابله کنیم. این ترس نشأتگرفته از وهم است؛ وهمِ ادامۀ وضع موجود در جهان. وظیفۀ عاجل اهل فکر، اهل رسانه و آحاد مردم بصیر، کنارزدن حجابهای تحلیلی ترسوها و دلخوشکردگان به وضع موجود است. میتوان ویژگیهای تحلیلی دلبستگان به وضع موجود و شبهروشنفکران ترسخورده را به اجمال در موارد زیر ردیابی کرد:
- ایماننداشتن به وعدههای الهی و وعدۀ اسوههای معنوی و سیاسی؛- تحقیر بعثت تاریخی مردم و امیدنداشتن به قدرت تعاون و استقامت مردم ایران در شرایط بحرانی؛- اقلیتپنداری و اقلیتنمایی مردم مبعوث و مبارز و قراردادن آنها در برابر یک اکثریتِ وهمی مخالف مقاومت؛- دستکمگرفتن قدرت جمهوری اسلامی برای ضربهزدن به زیرساخت منافع نظام سلطه؛- نشناختن ماهیت استکبار و نظام سلطه و امید به گولخوردن یا انعطاف آن بهوسیلۀ گفتوگو؛- ترسیدن و ترساندن مردم و مسئولان از نابودی و فروپاشی، با لولوی «بازگشت به عصر حجر»؛- گرادادن به دشمن و ایجاد امیدواری به تسلیم ما در محاسبات دشمن؛- نادیدهگرفتن استعداد دولتها و ملتهای منطقه و جهان برای پیوستن به ائتلافهای آینده به نفع جمهوری اسلامی؛- دستکمگرفتن ضررهای هنگفتی که اقتصاد جهانی و شهروندان غربی از جنگ با ایران متحمل میشوند؛- بیتوجهی به گسلهای اقتصادیامنیتی میان کشورها که میتواند با ادامۀ جنگ ما فعال شوند؛- نشناختن نظام بههمپیوستۀ جهانی و توهم اینکه آمریکا میتواند بدون تخریب سلطۀ جهانیاش ایران را نابود کند.
اینها و دهها مؤلفۀ دیگر فقط خطوط بسیار کلی و پرتکراری است که از جانب تحلیلگران ترسخورده در فضای عمومی دنبال میشود. هریک از این مؤلفهها میتواند با نگاهی به کلیت تمدنی این جنگ پاسخ بگیرد. گفتار اصیل انسان مسلمان مبارز، بهعنوان کسی که بار این تحول تاریخی به دوش اوست، مبطِل چنین گفتارهای ترسخورده و مرتجعانهای است.
#سوره_فتح
۲۰:۱۳
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
شمارهٔ سیوسوم «سورهٔ فتح» منتشر شد.در این شماره میخوانید:
#سوره_فتح
۲۰:۱۴
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
روزنامه سوره فتح-۳۳.pdf
۱.۲۷ مگابایت
• نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ سیوسوم ویژهنامهٔ «سورهٔ فتح»(نسخه مناسب چاپ و توزیع در تجمعات و مساجد)
#سوره_فتح
۲۰:۱۴
بازارسال شده از وحید یامین پور
پیشنهاد میکنم در روزهای جنگ کانال های تحلیلی زیر را دنبال کنید:
«اشارات» بله: https://ble.ir/esharat_57
ایتا: https://eitaa.com/esharat_57
هرمس ( دکتر میثم مهدیار)بله:
https://ble.ir/hermes_ir ایتا:
https://eitaa.com/Hermes_ir
پروای نقد(دکتر سید حسین شهرستانی)
https://ble.ir/parvayenaghd
«سیمافکر» (ویدئورسانه فرهنگ و سیاست ایران)
https://ble.ir/simafekr_com
«رسانه علوم انسانی پژوهه»
https://ble.ir/pajoohemedia
«انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران» بله:
https://ble.ir/iissa_ir ایتا:
https://eitaa.com/IISSA_ir
«مردم شناسی ایران» (علی اکبر شهبازی)
https://ble.ir/mardomshenasi_iran
«کانال سید علی سیدان»
https://ble.ir/ali_seyyedan
«به قلم دکتر محمد سرشار»
https://ble.ir/mohammadsarshar
«کانال علیرضا سمیعی»
https://ble.ir/alireza_samiee
«نامه جمهور»
https://ble.ir/nameh_jomhour
ابتکار ایران
https://ble.ir/ebtekareiran
«محسن فایضی_انتفاضه فلسطین»
https://ble.ir/thirdintifada
«أخٌفيالله» (اخبار و تحلیل فلسطین و اسقاطیل)
https://ble.ir/mhrezaa2
برنامه تحلیلی «جریان» شبکه یک:
https://ble.ir/jaryan_tv1
«ماهنامۀ سوره»
https://ble.ir/sourehmagazine
«آشتی با سیاست؛ به وقت جنگ» (عبدالله بیننده)
https://ble.ir/binandeh68
«تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)»
https://ble.ir/drmovahedibeknazar
«مجله تصویری فرهیختگان »
https://ble.ir/farhikhteganmag
«جامعه اندیشکدهها»
https://ble.ir/IranThinktanks
«رؤیای ایرانی/ محمد صادق شهبازی»
https://ble.ir/jomhoori
«تحلیلهای اقتصادی و سیاسی»
https://ble.ir/ecopolitic
«جمهور»
https://ble.ir/jomhor14
«رسانه دوران جدید| دکتر مجتبی صمدی»
https://ble.ir/samadimallati
«بافتار» (جستاری در دنیای هنر) بله:
https://ble.ir/baftar_resaneبافتار در کلیه شبکههای اجتماعی
http://zil.ink/baftar_resaneبافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه
https://ble.ir/baftarmusic
«
جامعهشناسی مردم»
https://ble.ir/popular_sociology
«اندیشکده رهیافت»
www.rahyaftt.ir
شناسه:https://ble.ir/rahyaftt_ir
«پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)»
https://ble.ir/sadr_ir
«انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین»
https://ble.ir/iaomss
«مجله اقلیما» (مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه)eqlimamag.irgesostu.ir
https://ble.ir/eqlima_mag
«نقد توسعه»
https://ble.ir/naqd_e_tosee
خانه اندیشهورزان
️ https://ble.ir/khanahouse
«مجله تصویری فرهیختگان »
«رسانه دوران جدید| دکتر مجتبی صمدی»
۱۲:۳۷
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
Permanent Peace Dealیا «توافق صلح دائمی» پیشنهاد وزیر خارجه اسبق ایران است؛ دقیقاً در میانۀ جنگ با دو قدرت مهاجم یعنی آمریکا و اسرائیل؛ پس از آنکه بیمارستان، مرکز درمانی و تحقیقاتی، پژوهشکده، دانشگاه، مدرسه، پل، فرودگاه، فروشگاه، استادیوم و دهها مرکز غیرنظامی دیگر را بمباران کرده و بیش از هزار غیرنظامی را کشته. او این پیشنهاد را یک ماه پس از آغاز جنگ و پس از یک ماه غیبت رسانهای اعلام کرده است.
مقالۀ بلند ظریف در نشریه «فارن افرز»، حول یک ایده پیش میرود:Peace بهمعنای صلح. او در قسمتی دیگر از مقالهاش علاوه بر دائمیبودن این صلح با عبارت Comprehensive Peace Deal بر همهجانبهبودنِ توافق صلح تأکید میکند. توافق جامع صلح بهمعنای «ترک تخاصم» با آمریکا در همه ابعاد است. وزیر اسبق امور خارجه در توضیح این ایده مینویسد: «دو کشور باید از این فاجعه بهعنوان فرصتی برای پایاندادن به ۴۷ سال خصومت استفاده کنند.» به عبارت دقیقتر، رهاکردن گلوگاههایی که آمریکا نسبت به آن حساسیت دارد که مهمترین آن، حوزه هستهای است. ظریف در این باره پیشنهاد میدهد: «ایران میتواند پیشنهاد دهد که در ازای پایان همهٔ تحریمها، محدودیتهایی بر برنامهٔ هستهای خود اعمال کند».
امتداد طرح صلح با آمریکا، دستکشیدن ما از ایدههایی همچون حمایت از جبهۀ مقاومت، نابودی اسرائیل و اخراج آمریکاییها از منطقه است؛ چون ظریف معتقد است: «حتی اگر ایالات متحده ناچار به جمعکردن بساط خود و خروج شود، ایران نخواهد توانست دستاوردهای حاصل از مقاومت شجاعانهٔ خود در برابر تجاوز واشنگتن را به منافع ملموس تبدیل کند».
میخواهند مردم مرگ بر آمریکا نگوینداما خطرناکترین وجه ایدۀ ظریف، سطح اجتماعی آن است. طبق طرح «صلح جامع و دائمی» ما حتی در سطح مردمی و اجتماعی هم باید با آمریکا ترک مخاصمه کنیم. ترک مخاصمه با آمریکا در سطح اجتماعی یعنی ما دیگر در کف خیابانها هم حق گفتن «مرگ بر آمریکا» و مطالبۀ انتقام از آمریکا را نداریم. بر همین اساس در مقالۀ خود مینویسد: «هرچند ادامهٔ جنگ با ایالات متحده و اسرائیل ممکن است از نظر روانی رضایتبخش باشد، اما تنها به نابودی بیشتر جان غیرنظامیان و زیرساختها منجر خواهد شد».
وقتی سیاست رسمی نظام ترک مخاصمه دائمی باشد، آمریکا نه صرفاً در نزد دیپلماتها و دولتها که حتی در سطح جامعه و مردم هم نباید دشمن شناسایی شود. چون دشمندانستن آمریکا توسط مردم، یعنی مطالبه از نیروهای نظامی برای برخورد نظامی با دشمن و فشار به دولت برای ممانعت از صلح با او. بنابراین دشمنیِ آمریکا با ایران باید از ذهنیت جامعه ایرانی پاک شود. طرح صلحکلِ ظریف، امکان «مرگ بر آمریکا»گفتن را از مردم میگیرد و با یک سیاست دستوری به دنبال دشمنزُدایی از جامعۀ در حال جنگ با دشمن است. در نهایت دشمنی با آمریکا تبدیل میشود به دشمنی با نظام جمهوری اسلامی!
مردم بر سر جنگیدن با آمریکا به اجماع رسیدهانداما آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا جامعۀ ایرانی پس از تجربۀ ملموس جنگ با آمریکا میپذیرد که بر دشمنی با دشمن چشم بپوشد؟ مردم حاضرند با یک سیاست دستوری به صلح با آمریکا برسند؟ اصلاً مگر جنگ فقط در سطح سیاستمداران و دیپلماتهاست که به یکباره تصمیم به صلح بگیرند و بهصورت دستوری آن را به جامعه ابلاغ کنند؟ ایدۀ ظریف پس از اجراییشدن چه بر سر جامعۀ ایرانی میآورد؟
#سوره_فتح
۱۱:۱۰
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
شعار «مرگ بر آمریکا» که جامعۀ ایرانی سالهاست آن را سر میدهد، اکنون در واقعیترین موقعیت خود قرار گرفته. دشمن هیچگاه به اندازۀ الآن نزدیک و مماس با زندگی ما نبوده است. ما در شرایطی در میدانها و خیابانهای کشور شعار مرگ بر آمریکا سر میدهیم که آسمان کشور توسط موشکها و جنگندههای دشمن شکافته میشود. در واقع ما چشم در چشم دشمن میگوییم: «مرگ بر آمریکا» و از نقطۀ آغاز حملۀ او به کشور، حول این شعار قیام کردیم و بیش از یک ماه در خیابانها حاضر شدیم. حملۀ آمریکا به ایران، این شعار دیرینۀ انقلاب اسلامی را در ما احیا کرد و تبدیل به نقطۀ انسجام شد و توانست سلایق مختلف سیاسی و تیپهای مختلف فرهنگی را بر سر جنگیدن با آمریکا به اجماع برساند. تنوعی که اکنون در تجمعات میبینیم، محصول همین شعار است که دال مرکزیِ تجمعات جنگ رمضان شده.
هر چیزی که مردم خیابان را پراکنده کند، طرحی برای متلاشیکردن جامعه استجمعیتی که هر شب در خیابانهای ایران مرگ بر آمریکا میگوید، یک گروه کوچک نیستند که بخواهیم آنان را با القابی مثل ایتایی، تندرو، آتشبهاختیار و هستۀ سخت نظام، انکار کنیم. اجتماعی که در همۀ شهرها، محلات و حتی روستاها به خیابان آمدهاند، نمیتواند محدود به عدهای خاص باشد. این جماعت حتی اگر یک اقلیت باشند، پیشروترین، خودآگاهترین و متشکّلترین گروه جامعه هستند؛ آنها نهفقط خودشان در خیابان حاضر میشوند که عهدی تاریخی را به میان میآورند که دعوتی برای حضور دیگر تیپها در تجمعات رمضان شده و جامعه ساخته. آنان دقیقاً جامعۀ ایرانند که فردبهفرد و شهربهشهر امکان تکثیر و متشکّلشدن دارند؛ ویژگیِ جامعهسازی که هر ایدۀ دیگری در ایران فعلی، فاقد آن است. پراکندهکردن این جماعت میلیونی ایران که پیشران جامعۀ هستند، متلاشیکردن جامعه است.
حذف «دشمن»، انهدام جامعه استحالا طرح «صلح ظریف» مبنی بر ترک تخاصم با دشمن و حذف شعارِ اجماعساز «مرگ بر آمریکا»، این انسجام اجتماعی را هدف گرفته. ایدۀ او، عهدشکنی با مردمِ همعهد است و در صورت اجراییشدن، جامعه را متلاشی میکند. جامعۀ ایران زنده است و نشانۀ این زندهبودن آن است که «دشمن» دارد. حذف دشمن، انهدام جامعه است.
در صورت رسمیتیافتن و اجراییشدن این طرح، واکنش جامعۀ ایرانی به این عهدشکنی در میانۀ جنگ چه خواهد بود؟ اولین و سادهترین پیامد، پراکندهشدن مردمِ گردآمده حول ستیز با دشمن است. نمیتوان عهدی را که مردم حول آن اجماع کردهاند، شکست و همچنان انتظار داشت جامعه سرپا بماند.
حذف شعار اجماعساز «مرگ بر آمریکا» در میانۀ جنگ، انسجام اجتماعی جامعۀ ایرانی را هدف میگیرد. واقعیتی اجتماعی که نمود عینی آن را میتوان در جامعۀ در حال جنگ و حاضر در خیابان، بیواسطه ملاقات کرد.
#سوره_فتح
۱۱:۱۰
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
ترامپ به ما وعدۀ جهنم داده تا ترس را در ما بجنباند تا تسلیم شویم. اگر بترسیم، فضیلت شجاعت که عین اعتدال است از میان میرود و عقل از سرمان میپرد. بیعقلی هم مساوی است با تصمیم غلط، تسلیم و آنگاه فروپاشی. ایرانِ تسلیمشده، به انسان محتضری میماند که غدۀ سرطانی تسلیم هر روز در بدنش رشد میکند و عاقبت او را از پا میاندازد. لذا در همین ساعاتی که ترس و اضطراب بر شماری از جمعیت حاکم شده، این نوشته دعوتی است به شجاعتِ تعقل و تعقلِ شجاعانه.
بیش و کم این احتمال وجود دارد که ترامپ به هر دلیلی، ازجمله ترسیدن از عواقب تهاجم به زیرساختهای حیاتی ایران، از حمله منصرف شود یا فقط نمایشی از آن اجرا کند و تمام. این قضیه میتواند یک شکست خفتبار برای او و درسآموز برای جهان باشد. در این صورت، ترس همۀ دولتها و ملتها از لفاظیهای ترامپ خواهد ریخت و دومینوی عصیان در برابر نظام سلطه و ایجاد پیمانها و ائتلافهای خارج از حاکمیت آمریکا سرعت خواهد گرفت.
جنگ زیرساختها، افول پرشتاب سلطۀ آمریکا را بهدنبال خواهد داشتمیدانیم و میدانند که ایران میتواند ضرباتی نابودکننده به زیرساختهای نظام سلطه در کشورهای منطقه و اسرائیل وارد کند. زدن آرامکو (یکی از سه شرکت گران جهان)، بستن تنگۀ بابالمندب، انهدام بندرها و پالایشگاههای نفت منطقه و قطع صدور نفت، قطع سرمایهگذاری اعراب در صنایع غربی، افزایش سرمایههای سرگردان و آوارهشده از کشورهای پیرامون، هدفگرفتن و خارجکردن نیروگاههای برق اسرائیل از مدار و دهها هدف دیگر که ما از آن بیاطلاعیم و انهدام آنها زنجیرهای از حوادث پیشبینیناپذیر و غیرقابلتحمل را به بار میآورد و منطقه و جهان را دچار طوفان میکند.
میدانیم و میدانند که منافع نظام سلطه آنچنان با کشورهای منطقه و اسرائیل گره خورده که نابودی زیرساختهای پترودلاری این کشورها و رژیم صهیونیستی نهفقط نابودی این کشورها که نابودی زندگی امن و آسوده در کل جهان است؛ بهویژه برای سرمایهداران و سپس تکتک شهروندان دهکدۀ جهانی. این امر یعنی ازدسترفتن پایه و اساس سلطۀ آمریکا که این با هدف اصلی آمریکا در جنگ منافات دارد. استکبار آمریکایی به دنبال تحکیم و بسط سلطۀ تمدنی خود است و میخواهد مانع ایران و جبهۀ مقاومت را از میان بردارد. لذا نابودی زیرساختهای سلطه توسط ایران و جبهۀ مقاومت، نهفقط او را از هدفش بازمیدارد که آغاز پرشتاب افول و فروپاشی سلطۀ آمریکا خواهد بود.
پس از فروپاشی سلطه، تحریم بیمعناستفقط کافی است تأمین نفت فناوریها و صنایع در جهان محدود یا مسدود شود و صرفاً کافی است که سرمایههای سرگردانی که دیگر این منطقه را برای سرمایهگذاری جز با اعمال قدرت ایران امن نمیبینند، بخواهند اینجا بمانند؛ یا باید با ایران وارد معامله شوند، یا باید سرمایۀ خود را به خارج از حوزۀ جغرافیایی سلطۀ آمریکا ببرند؛ مثلاً حوزۀ چین. نزاع نیروها و سرمایهها، درگیریها و سپس ائتلافات تازهای را در جهان فعال میکند. این امر سلطۀ آمریکا را نابود خواهد کرد و نیروها و سرمایههای انباشتشده را به سمت ایران سرازیر خواهد کرد. «تحریم» در این صورت نهفقط رفع که از اساس بیمعنا میشود. تحریم در حالتی معنا دارد که یک قدرت هژمون، منابع و روابط را زیر سیطره داشته باشد و بتواند آن را برای یک کشور مسدود کند. وقتی سلطه و سیطره از بیخ کنده شود، فصل سرازیرشدن برکات فرا میرسد. ادامۀ این مسیر حتی احتمال فروپاشی درونی در ایالات متحده آمریکا را بالا میبرد. قضیه روشن است. اگر آمریکایی در میان نباشد یا سلطۀ استکباریاش از میان برود، تحریم ناممکن و بیمعنا میشود.
#سوره_فتح
۱۲:۴۰
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
در این میان دو پرسش و نگرانی وجود دارد: یک، آیا جامعۀ ایران میتواند این فرایند دشوار را تحمل کند و آیا در میانۀ جنگ، ایران دچار شورش و هرجومرج نمیشود؟ دو، سرنوشت ایرانی که زیرساختهایش خراب شده چیست و آیا میتوانیم آنها را بازسازی کنیم؟
مردمی که در خیابان هستند، زیرساخت اجتماعی نیرومند ایران استدر پاسخ به پرسش اول باید گفت جامعۀ ایران زیرساختهای اجتماعی بسیار نیرومندی دارد که در شرایط کنونی فقط بخشی از آن ذیل مفهوم «بعثت مردم» به خیابان آمده است. ایران صاحب یک گروه پیشران دهها میلیونی است که شمهای از آن را در تجمعات گستردۀ شبانه در سراسر ایران مشاهده میکنیم. این جماعت هم در تأمین امنیت و هم در یاریگری اجتماعی فعال خواهد شد و کهنالگوی فتوت و جوانمردی را عینی خواهند کرد. این الگو بر بستر مسجد، بسیج، محله، مدرسه، موکب، هیئت و... به جریان خواهد افتاد. ایرانیان، خاطرۀ سفر اربعین را تبدیل به زیست روزمره خواهند کرد. پیش از این متفکران اصیل انقلاب با رها از مفهوم «تمدن اربعین» یا «اربعین تمدنساز» سخن گفته بودند. حالا میتوانیم درک کنیم که این سخن لاف و گزاف نبود. اگرچه روشنفکران ایرانی با بدگمانی نسبت به جامعۀ ایران و نادیدهگرفتن نیروی پیشران جامعه، از عهدۀ درک این ذخیرۀ تمدنی ناتوان بودهاند.
زیرساختها برگشتپذیر است، اما سلطهای که درحال فروپاشیست نه!در پاسخ به پرسش دوم باید گفت اگر مقصود از بازسازی آن چیزی است که روشنفکران تحت عنوان «توسعه» مطرح میکنند، این مقوله نهفقط ناممکن بلکه مُهمل و بیمعنا شده است. «توسعه» نسخۀ نظام سلطه برای کشورهای پاییندستی به منظور وابستگی بیشتر بود. اتوپیای توسعه، گلخانهای موقت بود که چند دهه به زور پترودلار فرآوری شده بود. با فروپاشی و تغییر نظم جهانی، مفاهیم و کلمات هم منقلب خواهند شد. لکن اگر منظور از بازسازی همان الگوی آبادانی و پیشرفت درونزا و بومی است، این فرایند پس از دگرگونی نظم جهانی سرعت خواهد گرفت و زندگی جدیدی خواهد ساخت. پس از این مقاومت، معنایی جدید متولد میشود و افقی تازه فراروی ما گشوده خواهد شد. ساختن زیرساختهای حیاتی، حتی اگر چندین سال طول بکشد، ممکن و در دسترس است. خصوصاً با شکستن انحصار فناوری و سرمایه در جهان و کأنلمیکن شدن چیزی به نام «تحریم». ما پس از مقاومت و پیروزی در جنگ با ابرقدرت جهانی و تزلزل و تغییر نظم دنیا، کشوری زخمخورده اما قوی و مقتدر خواهیم بود که با تثبیت نقشمان در جهان، میتوانیم همکاریها و ائتلافهای گستردهتری را با کشورها آغاز کنیم. زیرساختهای مادی برگشتپذیر است؛ آنچه برگشتپذیر نیست، نظمی است که اکنون در حال فروپاشی است. این نظم دیر یا زود فرومیریزد و ایران اسلامی که سهم بیشتری در فروپاشی این نظم دارد، از غنائم آن بهرههای فراوانی خواهد برد.
باطن جهنمی که ما را از آن میترسانند، بهشت است؛ اگرچه با رنج بسیار به آن دست خواهیم یافت. این رنج به برکت نصرت الهی و نصرت مؤمنان به یکدیگر تحملپذیر است و صحنههای شیرینی را رقم خواهد زد. لکن جهنم حقیقی برای مستکبران سلطهجوست که پس از این جنگ، سلطه و انحصارشان نابود میشود؛ بإذنالله.
#سوره_فتح
۱۲:۴۰
جنگ وجودی و تمدنی، خدای جهان را عوض خواهد کرد. جنگِ وجودی ما و آمریکا، باورهای جزمی، شبهالهیاتی و مقدسگونه را نسبت به مفاهیمی مثل «انسان»، «توسعه»، «صلح»، «آزادی»، «تکثر» و همه واژههایی که نظام مفهومی «دین تجددی» و «خدای مدرن» را ساختهاند، منقلب خواهد کرد؛ چون در شمار «باورهای سطحی» بودهاند. این دین و این خدا، پس از جنگ، مؤمنان کمتری خواهند داشت.
#کوتاه_نوشت
@ali_seyyedan
#کوتاه_نوشت
@ali_seyyedan
۱۹:۳۹
خدای تازهای ظهور کرده است؛ یا بهتر است بگوییم خدا در شأن تازهای جلوه کرده است. ما در دوره «قیام لِلّه» زندگی میکنیم. اللّه، اسم جامع است و قیام انسان مسلمان ایرانی، قیام برای اسم کلی و جامع است. ایرانی مسلمان نمیخواهد ذیل بندگی خدای مدرن، سهمی در نظم کنونی جهان داشته باشد. انسان موحد، نمیخواهد طاغوت جدید را بپرستد تا نقشی در جهان به او بدهند. او میخواهد جهانی تازه برپا کند و محل تجلی اسم جامع «اللّه» باشد. اگر از او بپرسیم، میگوید: اللّه فی الساحة؛ خدا در میدان است!
#کوتاه_نوشت
@ali_seyyedan
#کوتاه_نوشت
@ali_seyyedan
۱۹:۴۱
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
Permanent Peace Dealیا «توافق صلح دائمی» پیشنهاد وزیر خارجه اسبق ایران است؛ دقیقاً در میانۀ جنگ با دو قدرت مهاجم یعنی آمریکا و اسرائیل؛ پس از آنکه بیمارستان، مرکز درمانی و تحقیقاتی، پژوهشکده، دانشگاه، مدرسه، پل، فرودگاه، فروشگاه، استادیوم و دهها مرکز غیرنظامی دیگر را بمباران کرده و بیش از هزار غیرنظامی را کشته. او این پیشنهاد را یک ماه پس از آغاز جنگ و پس از یک ماه غیبت رسانهای اعلام کرده است.
مقالۀ بلند ظریف در نشریه «فارن افرز»، حول یک ایده پیش میرود:Peace بهمعنای صلح. او در قسمتی دیگر از مقالهاش علاوه بر دائمیبودن این صلح با عبارت Comprehensive Peace Deal بر همهجانبهبودنِ توافق صلح تأکید میکند. توافق جامع صلح بهمعنای «ترک تخاصم» با آمریکا در همه ابعاد است. وزیر اسبق امور خارجه در توضیح این ایده مینویسد: «دو کشور باید از این فاجعه بهعنوان فرصتی برای پایاندادن به ۴۷ سال خصومت استفاده کنند.» به عبارت دقیقتر، رهاکردن گلوگاههایی که آمریکا نسبت به آن حساسیت دارد که مهمترین آن، حوزه هستهای است. ظریف در این باره پیشنهاد میدهد: «ایران میتواند پیشنهاد دهد که در ازای پایان همهٔ تحریمها، محدودیتهایی بر برنامهٔ هستهای خود اعمال کند».
امتداد طرح صلح با آمریکا، دستکشیدن ما از ایدههایی همچون حمایت از جبهۀ مقاومت، نابودی اسرائیل و اخراج آمریکاییها از منطقه است؛ چون ظریف معتقد است: «حتی اگر ایالات متحده ناچار به جمعکردن بساط خود و خروج شود، ایران نخواهد توانست دستاوردهای حاصل از مقاومت شجاعانهٔ خود در برابر تجاوز واشنگتن را به منافع ملموس تبدیل کند».
میخواهند مردم مرگ بر آمریکا نگوینداما خطرناکترین وجه ایدۀ ظریف، سطح اجتماعی آن است. طبق طرح «صلح جامع و دائمی» ما حتی در سطح مردمی و اجتماعی هم باید با آمریکا ترک مخاصمه کنیم. ترک مخاصمه با آمریکا در سطح اجتماعی یعنی ما دیگر در کف خیابانها هم حق گفتن «مرگ بر آمریکا» و مطالبۀ انتقام از آمریکا را نداریم. بر همین اساس در مقالۀ خود مینویسد: «هرچند ادامهٔ جنگ با ایالات متحده و اسرائیل ممکن است از نظر روانی رضایتبخش باشد، اما تنها به نابودی بیشتر جان غیرنظامیان و زیرساختها منجر خواهد شد».
وقتی سیاست رسمی نظام ترک مخاصمه دائمی باشد، آمریکا نه صرفاً در نزد دیپلماتها و دولتها که حتی در سطح جامعه و مردم هم نباید دشمن شناسایی شود. چون دشمندانستن آمریکا توسط مردم، یعنی مطالبه از نیروهای نظامی برای برخورد نظامی با دشمن و فشار به دولت برای ممانعت از صلح با او. بنابراین دشمنیِ آمریکا با ایران باید از ذهنیت جامعه ایرانی پاک شود. طرح صلحکلِ ظریف، امکان «مرگ بر آمریکا»گفتن را از مردم میگیرد و با یک سیاست دستوری به دنبال دشمنزُدایی از جامعۀ در حال جنگ با دشمن است. در نهایت دشمنی با آمریکا تبدیل میشود به دشمنی با نظام جمهوری اسلامی!
مردم بر سر جنگیدن با آمریکا به اجماع رسیدهانداما آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا جامعۀ ایرانی پس از تجربۀ ملموس جنگ با آمریکا میپذیرد که بر دشمنی با دشمن چشم بپوشد؟ مردم حاضرند با یک سیاست دستوری به صلح با آمریکا برسند؟ اصلاً مگر جنگ فقط در سطح سیاستمداران و دیپلماتهاست که به یکباره تصمیم به صلح بگیرند و بهصورت دستوری آن را به جامعه ابلاغ کنند؟ ایدۀ ظریف پس از اجراییشدن چه بر سر جامعۀ ایرانی میآورد؟
#سوره_فتح
۲۲:۰۹
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
شعار «مرگ بر آمریکا» که جامعۀ ایرانی سالهاست آن را سر میدهد، اکنون در واقعیترین موقعیت خود قرار گرفته. دشمن هیچگاه به اندازۀ الآن نزدیک و مماس با زندگی ما نبوده است. ما در شرایطی در میدانها و خیابانهای کشور شعار مرگ بر آمریکا سر میدهیم که آسمان کشور توسط موشکها و جنگندههای دشمن شکافته میشود. در واقع ما چشم در چشم دشمن میگوییم: «مرگ بر آمریکا» و از نقطۀ آغاز حملۀ او به کشور، حول این شعار قیام کردیم و بیش از یک ماه در خیابانها حاضر شدیم. حملۀ آمریکا به ایران، این شعار دیرینۀ انقلاب اسلامی را در ما احیا کرد و تبدیل به نقطۀ انسجام شد و توانست سلایق مختلف سیاسی و تیپهای مختلف فرهنگی را بر سر جنگیدن با آمریکا به اجماع برساند. تنوعی که اکنون در تجمعات میبینیم، محصول همین شعار است که دال مرکزیِ تجمعات جنگ رمضان شده.
هر چیزی که مردم خیابان را پراکنده کند، طرحی برای متلاشیکردن جامعه استجمعیتی که هر شب در خیابانهای ایران مرگ بر آمریکا میگوید، یک گروه کوچک نیستند که بخواهیم آنان را با القابی مثل ایتایی، تندرو، آتشبهاختیار و هستۀ سخت نظام، انکار کنیم. اجتماعی که در همۀ شهرها، محلات و حتی روستاها به خیابان آمدهاند، نمیتواند محدود به عدهای خاص باشد. این جماعت حتی اگر یک اقلیت باشند، پیشروترین، خودآگاهترین و متشکّلترین گروه جامعه هستند؛ آنها نهفقط خودشان در خیابان حاضر میشوند که عهدی تاریخی را به میان میآورند که دعوتی برای حضور دیگر تیپها در تجمعات رمضان شده و جامعه ساخته. آنان دقیقاً جامعۀ ایرانند که فردبهفرد و شهربهشهر امکان تکثیر و متشکّلشدن دارند؛ ویژگیِ جامعهسازی که هر ایدۀ دیگری در ایران فعلی، فاقد آن است. پراکندهکردن این جماعت میلیونی ایران که پیشران جامعۀ هستند، متلاشیکردن جامعه است.
حذف «دشمن»، انهدام جامعه استحالا طرح «صلح ظریف» مبنی بر ترک تخاصم با دشمن و حذف شعارِ اجماعساز «مرگ بر آمریکا»، این انسجام اجتماعی را هدف گرفته. ایدۀ او، عهدشکنی با مردمِ همعهد است و در صورت اجراییشدن، جامعه را متلاشی میکند. جامعۀ ایران زنده است و نشانۀ این زندهبودن آن است که «دشمن» دارد. حذف دشمن، انهدام جامعه است.
در صورت رسمیتیافتن و اجراییشدن این طرح، واکنش جامعۀ ایرانی به این عهدشکنی در میانۀ جنگ چه خواهد بود؟ اولین و سادهترین پیامد، پراکندهشدن مردمِ گردآمده حول ستیز با دشمن است. نمیتوان عهدی را که مردم حول آن اجماع کردهاند، شکست و همچنان انتظار داشت جامعه سرپا بماند.
حذف شعار اجماعساز «مرگ بر آمریکا» در میانۀ جنگ، انسجام اجتماعی جامعۀ ایرانی را هدف میگیرد. واقعیتی اجتماعی که نمود عینی آن را میتوان در جامعۀ در حال جنگ و حاضر در خیابان، بیواسطه ملاقات کرد.
#سوره_فتح
۲۲:۰۹
کانال سید علی سیدان
طرح محمدجواد ظریف مبنی بر «توافق صلح دائمی» با دشمن، جامعۀ ایرانی را متلاشی میکند
فانتزی خطرناک جنگندیدهها
میخواهند آمریکا را که با آن در جنگ هستیم، دشمن ندانیم
سارا عاقلی (بخش دوم) شعار «مرگ بر آمریکا» که جامعۀ ایرانی سالهاست آن را سر میدهد، اکنون در واقعیترین موقعیت خود قرار گرفته. دشمن هیچگاه به اندازۀ الآن نزدیک و مماس با زندگی ما نبوده است. ما در شرایطی در میدانها و خیابانهای کشور شعار مرگ بر آمریکا سر میدهیم که آسمان کشور توسط موشکها و جنگندههای دشمن شکافته میشود. در واقع ما چشم در چشم دشمن میگوییم: «مرگ بر آمریکا» و از نقطۀ آغاز حملۀ او به کشور، حول این شعار قیام کردیم و بیش از یک ماه در خیابانها حاضر شدیم. حملۀ آمریکا به ایران، این شعار دیرینۀ انقلاب اسلامی را در ما احیا کرد و تبدیل به نقطۀ انسجام شد و توانست سلایق مختلف سیاسی و تیپهای مختلف فرهنگی را بر سر جنگیدن با آمریکا به اجماع برساند. تنوعی که اکنون در تجمعات میبینیم، محصول همین شعار است که دال مرکزیِ تجمعات جنگ رمضان شده. هر چیزی که مردم خیابان را پراکنده کند، طرحی برای متلاشیکردن جامعه است جمعیتی که هر شب در خیابانهای ایران مرگ بر آمریکا میگوید، یک گروه کوچک نیستند که بخواهیم آنان را با القابی مثل ایتایی، تندرو، آتشبهاختیار و هستۀ سخت نظام، انکار کنیم. اجتماعی که در همۀ شهرها، محلات و حتی روستاها به خیابان آمدهاند، نمیتواند محدود به عدهای خاص باشد. این جماعت حتی اگر یک اقلیت باشند، پیشروترین، خودآگاهترین و متشکّلترین گروه جامعه هستند؛ آنها نهفقط خودشان در خیابان حاضر میشوند که عهدی تاریخی را به میان میآورند که دعوتی برای حضور دیگر تیپها در تجمعات رمضان شده و جامعه ساخته. آنان دقیقاً جامعۀ ایرانند که فردبهفرد و شهربهشهر امکان تکثیر و متشکّلشدن دارند؛ ویژگیِ جامعهسازی که هر ایدۀ دیگری در ایران فعلی، فاقد آن است. پراکندهکردن این جماعت میلیونی ایران که پیشران جامعۀ هستند، متلاشیکردن جامعه است. حذف «دشمن»، انهدام جامعه است حالا طرح «صلح ظریف» مبنی بر ترک تخاصم با دشمن و حذف شعارِ اجماعساز «مرگ بر آمریکا»، این انسجام اجتماعی را هدف گرفته. ایدۀ او، عهدشکنی با مردمِ همعهد است و در صورت اجراییشدن، جامعه را متلاشی میکند. جامعۀ ایران زنده است و نشانۀ این زندهبودن آن است که «دشمن» دارد. حذف دشمن، انهدام جامعه است. در صورت رسمیتیافتن و اجراییشدن این طرح، واکنش جامعۀ ایرانی به این عهدشکنی در میانۀ جنگ چه خواهد بود؟ اولین و سادهترین پیامد، پراکندهشدن مردمِ گردآمده حول ستیز با دشمن است. نمیتوان عهدی را که مردم حول آن اجماع کردهاند، شکست و همچنان انتظار داشت جامعه سرپا بماند. حذف شعار اجماعساز «مرگ بر آمریکا» در میانۀ جنگ، انسجام اجتماعی جامعۀ ایرانی را هدف میگیرد. واقعیتی اجتماعی که نمود عینی آن را میتوان در جامعۀ در حال جنگ و حاضر در خیابان، بیواسطه ملاقات کرد. #سوره_فتح
@Sourehmagazine
بیایید تصور کنیم طرح «صلح دائمی و جامع» آقای ظریف با آمریکا تا مقصد نهایی دنبال شود. ساده است؛ اگر آنچه ظریف و مانند او میخواهند بهتمامه محقق شود، دشمنی با آمریکا در حکم مخالفت با نظام خواهد بود! ممکن است در گامهای اول توافق، لطف کنند و مرگبرآمریکاگویان را دستگیر نکنند اما سیاست رسمی در تبری کردن حداکثری از مردمی که مرگ بر آمریکا میگویند چیزی فروگذار نخواهند کرد. یکی دو دهه که بگذرد و جای پای آمریکا در خاک پاک ایران سفت شود و طرحهای اقتصادی آمریکایی در کشور ما جاگیر شوند، مانند عربستان میتوانیم هر که در مناسک ملی و مذهبی مرگ بر آمریکا گفت را بزنیم و دستگیر کنیم و بکشیم! چون ما با آمریکا توافق صلح دائمی و جامع امضا کردهایم! لابد میپرسید پس در ۲۲ بهمنها اگر مرگ بر آمریکا نگوییم پس چه کار کنیم؟! هیچی! جمع میشویم دور هم و یک ایوِنت ملیِ شاد و جذاب و متکثر با حضور سلایق گوناگون اجتماعی برگزار میکنیم و پیشرفت روزافزون ایران را در سایه «صلح دائمی و جامع با آمریکا» جشن میگیریم! زهی خیال باطل!
۲۲:۱۱
بازارسال شده از سیمافکر
جهاد حتّی الشهادةیک عمر مجاهدت رهبر شهید انقلاب اسلامی
در این ویدئو گزیدهای از سخنان امام شهید را از اول انقلاب تا آخرین روزها میبینید.
سیمافکر؛ ویدئو رسانه فرهنگ و سیاست ایرانایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
در این ویدئو گزیدهای از سخنان امام شهید را از اول انقلاب تا آخرین روزها میبینید.
۱۱:۴۹
خامنهای! ای امانتدار سلسلۀ پاکان تاریخ!
ستایش و سپاس خدای یگانه را که نعمت زیستن در عهد امامت خامنهایِ عظیمالشأن و توفیق درک ولایت نایب شایستۀ مهدی را به ما ارزانی داشت.
سلام بر وارث گریههای آدم، هنگامی که از درگاه خدا آمرزش خواست.سلام بر وارث رنج نوح، هنگامی که در میان طعنهها کشتی نجات حکومت الهی را ساخت.سلام بر وارث تبر ابراهیم، هنگامی که هیمنۀ طاغوت اعظم، آمریکا را درهم شکست.سلام بر وارث عصای موسی، هنگامی که جادوی تکنیک جنگ شیاطین را باطل کرد.سلام بر وارث بشارت عیسی، هنگامی که نوید ظهور منجی و نماز در بیتالمقدس را داد.سلام بر وارث عزم محمد، هنگامی که امر الهی را با قوت بهدست گرفت.سلام بر وارث هیبت و حکمت علی، هنگامی که چشم فتنه را کور کرد.سلام بر وارث فریاد فاطمه، هنگامی که از حریم ولایت اللّه پاسداری کرد.سلام بر وارث بردباری حسن، هنگامی که نیرنگ خائنان را رسوا نمود.سلام بر وارث راستگویی حسین، هنگامی که خونش را برای هدایت بندگان بذل کرد.
خامنهای عزیز! گواهی میدهم که تو نماز بهپاداشتی، زکات دادی، به معروف فرمان دادی، از منکر بازداشتی و از خدا و پیامبرش پیروی کردی تا آنکه به حقالیقین پیوستی.
نفرین بر دوزخیانی که تو را کشتند. نفرین بر کافرانی که به تو ستم کردند. نفرین بر فرومایگانی که در شهادتت هلهله کردند و نفرین بر منافقانی که از قتلت خشنود شدند.
ای سلالۀ پاک زهرا! تو از پایههای استوار دین جدّت محمد بودی. تو از ستونهای خیمۀ جمهوری مؤمنان و آزادگان بودی. تو برای ما پیشوایی پاک بودی.
ای هدایتگرِ هدایتیافته! شهادت میدهم که تو فرزندی شایسته برای پیشوایی پرهیزکاران و مجاهدان پروراندی و برای ما به یادگار گذاشتی.
خدا و فرشتگان و پیامبران را شاهد میگیرم که با یقین راهت را ادامه دهم و به پیمانم با تو وفا کنم. قلبم همواره خانۀ توست و دستم تا ابد به فرمان توست.
خامنهای شهید! پدر و مادرم به قربانت! از خدای تو میخواهم مرا همنشین و همراه تو و نیاکان پاکت در دنیا و عقبی قرار دهد. درود خدا بر تو و بر آنان که خدا را یاری کردند و در رکابت جان سپردند!
سید علی سیدانبیست فروردین ۱۴۰۵چهلم شهید خامنهای
ستایش و سپاس خدای یگانه را که نعمت زیستن در عهد امامت خامنهایِ عظیمالشأن و توفیق درک ولایت نایب شایستۀ مهدی را به ما ارزانی داشت.
سلام بر وارث گریههای آدم، هنگامی که از درگاه خدا آمرزش خواست.سلام بر وارث رنج نوح، هنگامی که در میان طعنهها کشتی نجات حکومت الهی را ساخت.سلام بر وارث تبر ابراهیم، هنگامی که هیمنۀ طاغوت اعظم، آمریکا را درهم شکست.سلام بر وارث عصای موسی، هنگامی که جادوی تکنیک جنگ شیاطین را باطل کرد.سلام بر وارث بشارت عیسی، هنگامی که نوید ظهور منجی و نماز در بیتالمقدس را داد.سلام بر وارث عزم محمد، هنگامی که امر الهی را با قوت بهدست گرفت.سلام بر وارث هیبت و حکمت علی، هنگامی که چشم فتنه را کور کرد.سلام بر وارث فریاد فاطمه، هنگامی که از حریم ولایت اللّه پاسداری کرد.سلام بر وارث بردباری حسن، هنگامی که نیرنگ خائنان را رسوا نمود.سلام بر وارث راستگویی حسین، هنگامی که خونش را برای هدایت بندگان بذل کرد.
خامنهای عزیز! گواهی میدهم که تو نماز بهپاداشتی، زکات دادی، به معروف فرمان دادی، از منکر بازداشتی و از خدا و پیامبرش پیروی کردی تا آنکه به حقالیقین پیوستی.
نفرین بر دوزخیانی که تو را کشتند. نفرین بر کافرانی که به تو ستم کردند. نفرین بر فرومایگانی که در شهادتت هلهله کردند و نفرین بر منافقانی که از قتلت خشنود شدند.
ای سلالۀ پاک زهرا! تو از پایههای استوار دین جدّت محمد بودی. تو از ستونهای خیمۀ جمهوری مؤمنان و آزادگان بودی. تو برای ما پیشوایی پاک بودی.
ای هدایتگرِ هدایتیافته! شهادت میدهم که تو فرزندی شایسته برای پیشوایی پرهیزکاران و مجاهدان پروراندی و برای ما به یادگار گذاشتی.
خدا و فرشتگان و پیامبران را شاهد میگیرم که با یقین راهت را ادامه دهم و به پیمانم با تو وفا کنم. قلبم همواره خانۀ توست و دستم تا ابد به فرمان توست.
خامنهای شهید! پدر و مادرم به قربانت! از خدای تو میخواهم مرا همنشین و همراه تو و نیاکان پاکت در دنیا و عقبی قرار دهد. درود خدا بر تو و بر آنان که خدا را یاری کردند و در رکابت جان سپردند!
سید علی سیدانبیست فروردین ۱۴۰۵چهلم شهید خامنهای
۱۵:۱۰
بازارسال شده از اشارات
۴:۵۴