بله | کانال مردم شناسی ایران | شهبازی
عکس پروفایل مردم شناسی ایران | شهبازیم

مردم شناسی ایران | شهبازی

۶۵۷ عضو
نخست وزیر صهیونیستی در مورد حزب‌الله عزیز گفته آتش بس شامل حزب‌ الله نمی شود، در اینباره باید فورا موضع بگیریم که هیچ آتش بسی بدون توقف حملات به حزب‌الله و ساير گروهای مقاوت معنایی ندارد.
@mardomshenasi_iran

۳:۱۸

بیش از 300شهید در حملات صهیونیست‌ها به لبنان.
منتظر موج موشک ها به سمت سرزمین های اشغالی می مانیم.

۱۳:۲۱

«استمرار مقاومت در خیابان و انسداد تنگه هرمز، سندِ صلابت ایران در مذاکره»
دکتر سهیلا صادقی استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران۱۹ فروردین ۱۴۰۵
undefinedدر ۳۸ روز گذشته، خیابان‌ها شاهد حضور مردمی صبور، با صلابت و وطن‌پرست بوده است؛ مردمی که نه سیاستمدارند و نه نظامی، بلکه دلیرمردان و شیرزنانی که در کنار هم، شکوه مقاومت را به تصویر کشیدند. این خیابان‌ها، این «حرمِ» امن، نه تنها پناهگاه مردم شد، بلکه به نماد ایستادگی و اقتدار بدل گشت. حضور و استمرار این مقاومت مردمی در خیابان‌ها، یکی از دو برگ برنده اصلی ایران در این جنگ است که نباید فروکش کند.
undefinedاین حضور مردمی، در کنار بسته نگه داشتن تنگه هرمز به عنوان اهرم استراتژیک دوم ایران، اکنون به اهرمی قدرتمند در دستان ایران بدل شده است. انسداد هوشمندانه تنگه هرمز، نه تنها پاسخی قاطع به بدعهدی‌ها و تهدیدهاست، بلکه “سند صلابت ایران در مذاکره” محسوب می‌شود. آمریکا، که در پی خروج از بحران اقتصادی ناشی از این انسداد است، باید بداند که مذاکره با ایران، تنها با حفظ این برگ برنده و با “گارد بسته” امکان‌پذیر خواهد بود. تکرار اشتباهات گذشته مانند آنچه در مذاکرات برجام رخ داد، به معنای نادیده گرفتن “بقا و امنیت” ایران است و باز کردن تنگه هرمز، خسارتی جبران‌ناپذیر به همراه خواهد داشت.
undefinedآمریکا در پی آن است تا از رهگذر آتش‌بسِ دو هفته‌ای و باز شدنِ تنگه‌یِ هرمز، بخشی از بحران اقتصادی خود را ترمیم نماید. بی‌شک، جنگ را نمی‌توان تا ابد به صورتِ «open end» و بی‌پایان دید، اما مذاکره، باید با گاردِ بسته و هوشیاریِ کامل صورت پذیرد؛ نه غیر از این. هدفِ آمریکا از این بازیِ سیاسی، که از میانجی‌گریِ برخی بازیگران داخلی و خارجی بهره می‌برد، ترمیمِ بخشی از بحرانِ اقتصادی، متفرق کردنِ مردم از خیابان‌ها و بازگشتِ مجدد به عرصه‌یِ تعرض، از طریقِ جنگِ رسانه‌ای و تحریفِ افکارِ عمومی است.
undefinedبرایِ ما، این جنگ، مترادف با بقا و امنیتِ ملی است. اگر درِ تنگه‌یِ هرمز را بگشایند، خسارت ها جبران‌ناپذیر خواهد بود؛ چرا که شاهدِ نقضِ مکررِ آتش‌بس و تکرارِ چرخه‌یِ جنگ، شهادتِ بیشتر و ویرانیِ فزاینده خواهیم بود. ایران، باید با حفظِ اقتدار و بسته نگه داشتنِ تنگه‌یِ هرمز، پای به عرصه‌یِ مذاکره گذارد و در آنجا، تمامیِ امتیازات و ضمانت‌هایِ لازم را برایِ توقفِ کاملِ جنگ و دریافتِ غرامتِ خساراتِ وارده بر خود، را اخذ نماید.
undefinedاز تاریخ آموختیم که یکبار اشتباه عبرت است، اما تکرار همان اشتباه برای بار چندم خانمان سوز است.@mardomshenasi_iran

۱۳:۳۳

برای من دو روز خیلی سخت و خفه کننده بود، روز اول جنگ و روز آخر جنگ. روز اخر حتی سخت تر از روز اول. روز آخر یعنی همان روزی که حزب‌الله را زدند و... @mardomshenasi_iran

۱:۴۲

حزب‌الله، خودِ ماست.

۷:۲۶

thumbnail
‏این فقط پایان یک جنگ نیست. یک انقلاب کوپرنیکی در اندیشه این سرزمین رخ خواهد داد. یک زیر و رو شدن.
تغییر بنیادی در اینکه ما چطور جهان را می‌بینیم. در فهم ما درباره «خود» و دیگریِ بیگانه. و در طریقه اپوزیسیون بودن و تخیل ما از state و رابطه ما با قدرت.
فهم ما از غرب و از مسیر توسعه تغییر خواهد کرد و فهم ما از جامعه و همبستگی و «ساختن». این لحظه در خودش هزاران «امکان» خواهد داشت.
چیزهای فراوانی در روشنفکری و حتی عرضه عمومی دگرگون خواهد شد. زبانِ گفتگو از ایران تغییر می‌کند. کلمات متفاوت می‌شوند و نقطه نگاه ما، و شیوه اندیشیدن ما درباره این سرزمین.
undefinedحسین حمدیه @mardomshenasi_iran

۱۶:۲۵

thumbnail
سیاوش اردلان هستند خبرنگار بی بی سی فارسی.
@mardomshenasi_iran

۱۶:۵۲

مردم شناسی ایران | شهبازی
undefined جهان های اجتماعی و جهان ایرانی_اسلامی پس از جنگ undefinedانقلاب اسلامی ایران در سال 1357 طلیعه و نوید مجموعه ای از آرمان های انسانی و اسلامی از توحید و عدالت در ساحات مختلفش تا کرامت انسانی و ارزش های اخلاقی و... بود، ارزش هایی که سیر وقایع اجتماعی و اقتصادی و وتورم و فرهنگیِ بعد از جنگ هشت ساله تاکنون آنها را تا حدی ذیل ارزش‌های مادی گرایانه تمدن غربی به حاشیه عزلت کشاند. undefinedبراساس نظریه جهان های اجتماعی که توسط دکتر حمید پارسانیا طرح و بسط داده شده است، مفاهیم در سه ساحت و سه جهان وجود عینی و یا انتزاعی دارند؛ ورای اینکه جهت این مفاهیم سمت حق باشد و یا باطل، خیر باشند و یا شر. این مفاهیم ومعانی در صورت خروج از جهان اول و دوم می توانند در جهان سوم شکل و صورت اجتماعی به خود بگیرند. undefinedجهان اولِ مفاهیم و معانی ،جهان نفس الامر است، یعنی حق و باطل، عدالت و ظلم، نیکی و پلیدی و... در نفس الامر خود یک واقعیت و حقیقتی دارند جدای از اینکه آحاد انسانی یا جامعه و فرهنگ آن را قبول داشتند باشند یا نه، عامل به آن باشند یا خیر. undefinedجهان دوم، جهان ذهن و جهان فردی است، یعنی آن صورتی از مفاهیم که در ذهن آحاد جامعه شکل می گیرد، اما صرفا در جهان فردی و ذهنی اشخاص است بدون آنکه صورت‌ اجتماعی یافته باشد مانند یک نقاش که طرحی از یک تابلو در ذهن دارد، یا یک معمار که نقشه ای از یک ساختمان را در ذهنش می پرورد،اینجا جهان دوم مفاهیم است. undefinedاما وقتی این مفاهیم بین الاذهانی شدند و مورد پذيرش بخش بزرگی از جامعه قرار گرفتند، جهان سوم شکل گرفته است که از آن می شود به جهان فرهنگی یا جهان اجتماعی یاد کرد، یعنی عدالت خواهی، ظلم ستیزی، وطن پرستی، غیرت دینی، و... در سطح ارزشی و هنجاری مورد تایید جامعه واقع شده باشند و به نوعی این ارزش‌ها شکل غالب و هژمونیک به خود بگیرند همچنان که ارزش‌های جهان مادی و غرب همچون مصرف گرایی، شکل از هژمونی فرهنگی را ساخته و در سطوح ارزشی و هنجاری و نمادین بسط و پذیرش یافته اند. undefinedگونه های مختلف مدینه های جناب فارابی که آن را می‌توان یک نوع تیپولوژی همیشه زنده اجتماعی دانست، در واقع هر کدام فرهنگی و اجتماعی شده وجوه فطری و نفساني است،مدینه فاضله عرصه بروز و ظهور اجتماعی مفاهیم و ارزش‌های فطری و انسانی در ساحت اجتماعی و ساحت فرهنگ است و مدینه های فاسقه،تغلب،ضاله و... جایی است که معانی شر و نفسانی، شکلِ فرهنگی به خود گرفته و پذیرش اجتماعی یافته اند، مثلا مادی گرایی تمدن غرب شکل اجتماعی شده نفسانیات انسانی در طلب لذایذ صرفا مادی و این جهانی است،یا حتی «جامعه اپستین»، فرهنگی و اجتماعی شده قوه شهوت و لذت طلبی بی حد و مرز است که در سنخ بندی فارابی جامعه شقاوت یا شقاویه است. undefinedبا توجه به این نظریه شاید بتوان دورنمای ایران آینده در صورت پیروزی و توفیق در جنگ رمضان را از نظر اجتماعی تاحدی پیش بینی کرد، جایی که ارزش های اخلاقی و انسانی که انقلاب اسلامی آن را یدک می کشد و نمایندگی می کند و تا پیش از این در سایه هژمونی اقتصادی و سیاسی و تمدنی غرب و همچین شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور خودمان، مجال بروز و ظهور نمی یافتند، حالا با اعتماد به نفس عمومی ایجاد شده در جنگ، عرصه ای دیگر برای خود می یابند و آن خجالت پنهانی از عرضه این مفاهیم از بین می رود. undefinedفرض کنیم در جنگ پیروز شویم آنگاه نه تنها ارزش‌های متعالی چون توحید و عدالتخواهی و ظلم ستیزی، بلکه آرمان هایی که نظام اسلامی آن را در حوزه اجتماعی نمایندگی می کرد مانند غیرت دینی و اجتماعی ، خانواده مداری،مسائلی چون حجاب وسبک زندگی اسلامی،علوم انسانی اسلامی و بومی ... نیز شکل قدرتمندتری از پذیرش اجتماعی و توافق بین الاذهانی را خواهند یافت و وارد جهان اجتماعی و جهان فرهنگی(جهان سوم) خواهند شد. undefinedاز این رو سربلندی و توفیق در این نبرد یک پیروزی تمدنی در راستای خلق جهانِ ایرانی _اسلامی است که تشعشات تمدنی و فرهنگی آن می تواند از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی عبور کند. undefinedاکبرشهبازی(دانشجوی دکتری علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران) @mardomshenasi_iran
undefined وقتی «کلمه»، جهان اجتماعی و جهان معنایی می سازد
undefinedبی اغراق از خواندن پیام رهبر معظم انقلاب به وجد آمدم خصوصا ابعاد اجتماعی پیام. هرچه بیشتر با مردم سخن می گویند بیشتر برایم محرز می شود که علاوه بر یک فقیه و رهبر سیاسی، ما با یک عالم اجتماعی مبرز و با یک حکیم اجتماعی مواجه هستیم، پیشتر درباره پیام نوروزی یاداشت رهبر مردم شناس را درباره ایشان نوشتم و در پیام امشب تمام آن مسائل بیشتر برایم عیان شد.
undefinedاشاره دقیق ایشان به قدرت کلمه و توان تبديل معنای کلمه، به معنا و جامعه و جهان اجتماعی برایم بشدت جذاب بود، به این بخش از بیانات در توصیف ایشان از هنر رهبر شهید در تبدیل کلمه به گفتمان عمومی و جهان اجتماعی توجه بفرمایید: «و نیز قدرت خلق معانی از طریق ساخت به‌هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد و از آن، گفتمان عمومی عمل می‌آمد»
undefinedهنر مضمون پردازی و تبدیل کلمه به گفتمان عمومی و مسئله اجتماعی نکته حائز اهمیتی است که در مشی رهبر شهید بسیار اهمیت داشت، همان هنری که می تواند کلمه و معنا را از استقلال ملی تا تولید علم و سبک زندگی و تمدن اسلامی و الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و.... را از جهان اول کلمه(معنای نفس الامری) و جهان دوم(جهان ذهنی و فردی) به جهان سوم که عرصه اجتماعی و بین الاذهانی است وارد نماید و پیامدهایش را در سطح اجتماعی و تمدنی و فرهنگی ببینیم.
(درباره توضیح این سه جهان قبلا این یادداشت به استحضار رسیده است)
undefinedهرچند عینیت یافتن آرمان های رهبر شهيد را بسیاری مان بعد از شهادتش و با گواهی خونش درک کردیم،همچنان که دنیا تازه فهمیده است خامنه‌ای شهید چه کشوری ساخته است که در بسیاری از حوزه ها روی پای خودش ایستاده و جهان معنایی و اجتماعی را خلق کرده است که در خطیرترین بحران سیاسی و اجتماعی معاصر، گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و رؤیای پوچ مدل توسعه های پوشالی از دوبی تا قطر و سعودی را پیش رویمان عیان کند.خامنه ای بزرگ هم برای ما زیرساخت اقتصادی و امنیتی ساخت هم زیرساخت معنایی. هم موشک و رویان و هم جهان اجتماعی اربعین و هم یک جهان پرمغز فرهنگی از ادبیات و سینما تا کتاب و...
undefined من هر چه بیشتر از این وضعیت فعلی جامعه می گذرد و جلوتر می رویم،بیشتر به آینده ایران امیدوارتر می شوم و عینیت یافتن جهانِ اسلامی ایرانی برایم روشن می شود،جهانی که‌ مدل توسعه خودش را ساخته و اکنون به نوعی از بلوغ اجتماعی رسیده، جهانی که معنای خودش را از دل میراث تمدنی و دینی و بومی اش خلق کرده و عنرقیب است که‌ توجه جهانیان را در برابر غول مدرنیته جلب کند و جهان دیگری را نوید دهد که هم واجد توسعه و پیشرفت است و هم ساحات معنایی و اجتماعی خودش را دارد که می تواند در زمان و مکان بسط باید.
undefined" اکبرشهبازی دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه تهران"
@mardomshenasi_iran

۲۰:۰۱

undefined تقاطعِ فلسطین و جمهوری: خوانشی جامعه‌شناختی از عاملیت نمادین کودکان در میدانِ کنش
دکتر سهیلا صادقی استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران بیستم فروردین ۱۴۰۵
undefinedامروز، همزمان با مراسم اربعینِ شهادت امام خامنه ای ، در جریانِ مشاهده‌یِ میدانی در تقاطعِ خیابانِ فلسطین و جمهوری، در فضایی که میانِ هیاهویِ جمعیت و صدایِ مداحی، پیوندهایِ عاطفی خانواده‌ها در «حاشیه‌یِ میدان» بازتولید می‌شد، با گروهی از کودکان مواجه شدم. آن‌ها کنارِ جدولِ خیابان، در حالی که در سایه‌سارِ حضورِ مادرانشان ایستاده بودند، به‌طورِ مداوم پرچم‌های زردرنگی را با نوشته «سپاه قدس» با ریتمی تکرار‌شونده در هوا تکان می‌دادند. این کنشِ مداوم، گویی بخشی از فرآیند «تثبیت هویت» در فضای عمومی این روز خاص بود.
undefinedدر تعاملی که با حسین (هشت‌ساله) داشتم، ابتدا از او درباره‌ی حضورش در راهپیمایی پرسیدم: «برای چی آمدی اینجا ؟ خسته نمیشی؟» او در پاسخ، با نگاهی ثابت و لحنی قاطع، خستگی را انکار کرد: «نه، هر روز دارم میام » این پاسخ، کنجکاوی‌ام را برایِ درکِ انگیزه‌یِ اصلیِ او برانگیخت، لذا دوباره پرسیدم: «خوب برای چه میای؟» او این بار با صراحتی کودکانه، انگیزه ی اصلی‌اش را بیان کرد: «برای دفاع از وطنم.»
undefinedدر این نقطه، تضادِ میانِ «ادعایِ دفاع» و «وضعیتِ فیزیکیِ کودک» به اوجِ خود رسید. لذا پرسشی را مطرح کردم که شاید در نگاهِ اول، چالش‌برانگیز به نظر می‌رسید: «تو که هنوز خیلی کوچولویی، چطور می‌خواهی از وطن دفاع کنی؟»
undefinedحسین که گویی با این پرسش، عاملیت اش به چالش کشیده شده بود، با شیطنتی که در نگاهش موج می‌زد، کوچک بودنِ خود را انکار کرد. او با شهامتی که فراتر از جثه‌اش بود، پرچمی را که اندازه اش تقریباً با قد و قواره‌یِ خودش برابری می‌کرد، با تمام توان بالای سر برد و قاطعانه گفت: «نه خیر، من کوچیک نیستم! با همین پرچم می‌زنم تو سرِ ترامپِ عوضی» این کلامِ کودکانه، اما پر از معنا، نه تنها دفاعِ او از وطن را بازتاب می‌داد، بلکه گواه آن بود که «دفاع»، فراتر از سن و سال، یک «انتخابِ زیسته» و یک «زیبایی درونی» است. این لحظه‌یِ دراماتیک، برایِ یک پژوهشگرِ کیفی، حاویِ لایه‌هایِ عمیقی از معناست. در دنیایِ کودکانه، «دفاع از وطن» از انتزاع خارج شده و در قالبِ یک «دشمنِ عینی» (ترامپ) و یک «سلاحِ نمادین» (پرچم) بازسازی می‌شود. تضادِ فیزیکی میانِ پرچمِ بزرگ و قامتِ کوچکِ کودک، نه تنها مانعی در برابر ادعای او برای «دفاع» نیست، بلکه به بخشی از «قدرتِ نمادینِ» او در میدانِ سیاسیِ اربعین امام تبدیل می‌شود. «زینبِ» ۱۴ ساله و «محمد جواد» ۹ ساله نیز، هر کدام به زبان خود، این پیوند تاریخی را بازتاب می‌دادند. آن‌ها نه تنها «استمرار انقلاب» را درک می‌کردند، بلکه خود، «بازتولیدکنندگانِ» آن بودند. این کودکان، «سوژه‌هایِ انقلابیِ» جدیدی بودند که در «میدانِ پرورشِ» همین روایت‌ها و همین «دفاعِ زیبا»، جان گرفته بودند. در وجودِ آن‌ها، «نسلی آگاه، شجاع و نترس» متولد شده بود که «درونی‌سازیِ روایت مقاومت» را نه از متون درسی، که از بطنِ زندگی آموخته بود.
undefinedمادران، در این میان، نقشِ «تسهیل‌گرِ کنش» را ایفا می‌کردند؛ آن‌ها نه تنها فضا را برای حضورِ کودکان فراهم کرده بودند، بلکه با حضورِ مراقبتیِ خود، نوعی «امنیتِ معنایی» برای کودکان ایجاد کرده بودند تا آن‌ها بتوانند عاملیتِ خود را در فضای عمومیِ خیابان تجربه کنند.
undefinedاز منظرِ تحلیلِ کیفی، آنچه حسین و سایر کودکان در راهپیمایی بازنمایی می‌کنند، بخشی از فرآیندِ «درونی‌سازیِ روایتِ مقاومت» است. برخلاف رویکردهایِ تقلیل‌گرایانه که کودکان را صرفاً «سایه‌یِ علایقِ بزرگسالان» می‌بینند، داده‌هایِ حاصل از این مشاهده نشان می‌دهد که کودکان در این فضا، به دنبالِ برساختِ «سوژه‌ای قهرمان» برایِ خود هستند.
undefined آن‌ها با هر بار تکان دادنِ پرچم و هر بار اعلامِ آمادگی برایِ «زدنِ دشمن»، در حالِ مذاکره با محیطِ سیاسیِ پیرامون و جای‌گیری در روایتِ کلانِ جامعه (روایتِ مقاومت) هستند.
undefinedخیابان، برای این کودکان دیگر تنها یک فضایِ عبور یا تماشایِ جمعیت نیست؛ بلکه «میدانِ کنش» است که در آن، مفاهیمِ «وطن» و «دفاع»، نه در کتاب‌هایِ درسی، بلکه در تعاملِ حسی با پرچم، خیابان و حضورِ مادران در کنارِ آنها، معنا پیدا می‌کند. این استمرارِ نسلی، نه یک فرآیندِ خطیِ القایی، بلکه یک «بازسازی فعالانه» است که در آن، کودک با زبانِ خویش، خود را در حافظه‌یِ جمعیِ جامعه‌یِ انقلابی جای‌گذاری می‌کند.
undefined نگاهِ کودکان به «جنگ»، نگاهی بود که ویرانی را می‌دید، اما زیباییِ ایستادگی را در اولویت قرار می‌داد. نگاهی که «استمرار انقلاب » را نه یک شعار، بلکه یک «حقیقتِ زیسته» می‌دانست. این کودکان، نه تنها شاهدانِ «تداومِ انقلاب» بودند، بلکه خود، «عواملِ تکثر» و «تداوم‌دهندگانِ» آن به شمار می‌آمدند.

۱۲:۳۵

ادامه.. آنها، تجسمِ زنده‌ای بودند از نسلی که آموخته است چگونه در دلِ ویرانی، سازِ زیباییِ دفاع را بنوازد و چگونه در قامتِ «کودکانِ انقلاب»، میراثِ «سوژه‌هایِ انقلابی» را با خود حمل کند و به نسل‌هایِ آینده بسپارد.
undefinedاین یادداشت، نه یک پژوهشِ صرف، که ادایِ دینی است به این نسلِ نوظهور؛ نسلی که در نگاهِ کودکانه‌شان، «زیباییِ دفاع» را معنا می‌کنند و آینهٔ تمام‌نمایِ «تداومِ» این روحِ انقلابی در پهنهٔ زمان هستند.@mardomshenasi_iran

۱۲:۳۵

سلام دوستان! موقع شروع جنگ حدود 150 نفر بودیم حالا بالای 600 نفریم،نمیدونم چقدر جنس روایت هایم در این کانال در هنگامه جنگ برایتان مفید بوده‌.
اگر برای ایران عزيز و در این شرایط جنگ مفید بوده ایم دوست دارم از شما بشنوم و یا اگر انتقاد و پیشنهادی جهت بهبود دارید بفرمایید.
@ashahbazi00و اگر صلاح دانستید کانال را برای بقیه دوستانتان معرفی بفرمایید.
@mardomshenasi_iran

۱۹:۱۷

thumbnail
قبلا ‎پرچم ایران اغلب صرفا در تجمعات سیاسی انقلابی(قدس،۲۲ بهمن،تشییع و..) حضور داشت و کمتر در دیگر رویدادهای ملی، مذهبی،محلی یا خانوادگی جلوه‌ داشته. از دستاوردهای فرهنگی جنگ رمضان برجسته‌شدن بیشتر آن بعنوان یک عنصر هویتی اجتماعیست. این مهم باید با طراحی مناسک‌ مرتبط تثبیت شود.
دکتر میثم مهدیار
@mardomshenasi_iran

۱۰:۱۳

thumbnail
undefinedهر خیابانی که تریبون و سخنگاه و سخنران کمتر است، خلاقیت مردمی در خلق مناسک هم بیشتر است، طول زمانی و مکانی استقرار جمعیت هم بیشتر است، برجسته ترینش آیین رقص پرچم‌ که قبلا نداشتیم و حالا با مداحی و موسیقی همراه شده و یک وجه جدید آیینی با محوریت پرچم ایران را آفریده است.
undefinedو البته آیین پرچم گردانی که نظر فضایی، خود یک اناتومی و شکل جدید از خیابان خلق کرده :پرچمداران بزرگ و جوانتر ها در وسط معرکه،پرچم های کوچک و بی پرچم ها و شورگیرها با مداحی و موسیقی دور خیابان.
undefinedجمع های خانوادگی هم همچین در دور این معرکه مناسکی هستند و البته شکلی از هماهنگی و تقسیم کار پنهان را هم می شود ملاحظه کرد.
undefinedو حتی نقشی که کاروان های خودرویی در این میان برای خود می آفرینند و به یک نحوی با موسیقی میدانی و جمعیت یک هارمونی خاصی را ایجاد می کنند.
undefinedخیابانِ اکنون نه صرفا یک عرصه برای کنش سیاسی و اجتماعی، بلکه یک عرصه زیبایی شناختی است، یک گالای بزرگ ملی است،سمفونی بزرگ موسیقی است که هم نمادهایش را به طرز اعجاب انگیزی تولید و بازتولید می کند و هم این نمادها در پیوندی عمیق با کهن الگوها و زیربناهای فرهنگی دینی و ملی تبدیل به شکلی از حماسه جمعی می شوند.(مکان تمام فیلم ها میدان مفید قم است)
@mardomshenasi_iran

۱۰:۲۵

undefinedزائران خیابان...
undefinedیک درک هم این است که این مردم در خیابان را «زائر» ببینیم و نه عابر یا شهروند و حتی کنشگر سیاسی و اجتماعی.اگر زائر ببینیم، زائر جهان معنایی خودش را دارد، قصد قربت می کند،نیت می کند، زائر خادم دارد و خدمت می شود، خادمِ زائر گاه موکب است گاه مدیر و مسؤل و گاه خود زائر که خادم زائر دیگر می شود.زائر در خیابان خدمت دریافت می کند در عین حال نذر هم می دهد.
undefinedاگر درک ما از خیابان یک درک به مثابه امر مقدس باشد (که تا حد زیادی قدرت خیابان در این بیش از چهل روز نتیجه چنین درکی است)، آنگاه حال زائر(روحی و جسمی) ملاک مدیریت خیابان می شود، و در این درک و به تاسی از جهان اربعین، حال زائر مبنای مدیریت برنامه های خیابان و شکل آن می شود که در آن جمعیتِ زائر کمتر اذیت شود و تلاش می گردد بیشتر حالش بهتر شود و این درک خودش، فرمِ کنش می سازد.
undefinedحالا در این فرم و درک زائر گونه همه عناصر و چگونه بودنشان جای خود را پیدا می کنند؛ از تریبون ها و منابرِ خیابان تا مواکب و خادمانِ خیابان در گونه های مختلفش. یک چارچوب مفهومی و معنایی میدان کنش مشخصی را ساخته و جنس کنش و نوع ارتباطات در آن از پیش تعیین شده است.
@mardomshenasi_iran

۰:۲۰

undefinedفهرست کانال هایی برای دنبال کردن در موضوعات جامعه، فرهنگ، مردم و سیاست:


undefinedماهبندان|محمدرضا شهبازی
@mahbandan

undefinedمردم شناسی ایران |علی اکبرشهبازی*
@mardomshenasi_iran

undefinedهرمس| میثم مهدیار@hermes_ir
undefinedخصوصی نیست|سجاد صفار هرندی@sajjadsaffar
undefinedمسئله ایران|مهدی حسین زاده یزدی@problem_iran
undefinedوحید یامین پور@yaminpour
undefinedایران قوی |سید سجاد پادام
@sspadam


undefinedرویای ایرانی|محمدصادق شهبازی @jomhoori
undefinedادراکات| فاطمه رایگانی@edraakaat
undefinedشب رو|عطیه همتی@shabro69
undefinedگفت آورد |محمد حسین جمالزاده@MH_Jamalzadeh
undefinedجامعه‌ متعادل‌‌|مهدی تکلو@mahdi_takallou
undefined سید علی سیدان@ali_seyyedan
undefinedطبقه سوم|مجتبی نامخواه@tabagheh3_ir
undefinedتحلیل های یک جنرالیست|آرش وکیلیان@generalist
undefinedسینا کلهر@sinakallhor
undefinedجمهوی خواهی|علی اسکندری@jomhourikhahi
undefinedانجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین @iaomss
undefinedانجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران@iissa_ir
*undefinedروزهای مادرانه |منصوره مصطفی زاده
@motherlydays

undefinedروانشناسی و آرامش با دکتر ندا طباطبایی*

@ravanyas

۱۳:۰۳

thumbnail
موتور هندای ساده اش را پر از پرچم ایران کرده بود و یک باند کوچک هم روی طلق بسته بود و آهنگ ها و مداحی های این روزها و شب ها را پخش می کرد.
ميگفت تمام شب ها را در خیابان بوده است، آن هم نه یک خیابان، بلکه اغلب خیابان های قم را.@mardomshenasi_iran

۱۵:۵۲

مردم شناسی ایران | شهبازی
undefinedزائران خیابان... undefinedیک درک هم این است که این مردم در خیابان را «زائر» ببینیم و نه عابر یا شهروند و حتی کنشگر سیاسی و اجتماعی.اگر زائر ببینیم، زائر جهان معنایی خودش را دارد، قصد قربت می کند،نیت می کند، زائر خادم دارد و خدمت می شود، خادمِ زائر گاه موکب است گاه مدیر و مسؤل و گاه خود زائر که خادم زائر دیگر می شود.زائر در خیابان خدمت دریافت می کند در عین حال نذر هم می دهد. undefinedاگر درک ما از خیابان یک درک به مثابه امر مقدس باشد (که تا حد زیادی قدرت خیابان در این بیش از چهل روز نتیجه چنین درکی است)، آنگاه حال زائر(روحی و جسمی) ملاک مدیریت خیابان می شود، و در این درک و به تاسی از جهان اربعین، حال زائر مبنای مدیریت برنامه های خیابان و شکل آن می شود که در آن جمعیتِ زائر کمتر اذیت شود و تلاش می گردد بیشتر حالش بهتر شود و این درک خودش، فرمِ کنش می سازد. undefinedحالا در این فرم و درک زائر گونه همه عناصر و چگونه بودنشان جای خود را پیدا می کنند؛ از تریبون ها و منابرِ خیابان تا مواکب و خادمانِ خیابان در گونه های مختلفش. یک چارچوب مفهومی و معنایی میدان کنش مشخصی را ساخته و جنس کنش و نوع ارتباطات در آن از پیش تعیین شده است. @mardomshenasi_iran
thumbnail
«خیابان، زائرانش و خادمانش»
@mardomshenasi_iran

۰:۰۳

thumbnail
undefinedعجب حرفهای غلطی،زنده بودن خیابان به آیین است، به مناسکی است که در دل یک وضعیت خاص و بحرانی توسط مردم خلق می شود، در عین حال که حرف هم زده می شود، منبر هم دارد موکب و پرچم‌ و موسیقی و مداحی هم دارد، خیابان و کنش خیابانی یک فرم مستقل است،این را بفهمید.
undefinedتمام این سازمان‌ها و نهادهایی که اسم می برند نهايت تلاششان باید مبسوط الید کردن مردم در کنش خیابانی باشد،خیابانی که پس از سالها، تکثر بی نظیری از هویت های مختلف بر روی یک نقطه متحد کرده است.
undefined «خیابان ِاکنون» یک فرم تازه با عقبه معنایی و تجربه شده در خیابان‌های اربعین است، این شکل از خیابان و فرم خودش حرف است، خودش معناست، آنقدر فرم قوی است که حتی جا برای فرم منبر هم دارد، همچنان که جا برای به قول ایشان فستیوال شدن هم دارد.
undefinedاصلا چه چیزی بهتر از فستیوال شدن خیابان در دل جنگ؟این فستیوال شدن و اینگونه زیستن در دل جنگ خودش از دل جهان معنایی خاصی متولد شده و آن را بازتولید می کند. بد است که این شکل از خیابان حس زندگی را منتقل می کند و نه فلاکت و جنگ زدگی را؟
undefinedمگر هدف چیزی غیر از افزايش تاب آوری و زندگی کردن و مقاومت و ماندن این خاک به این شکل در دل جنگ است؟
@mardomshenasi_iran

۱۷:۳۵

مردم شناسی ایران | شهبازی
undefined undefinedهر خیابانی که تریبون و سخنگاه و سخنران کمتر است، خلاقیت مردمی در خلق مناسک هم بیشتر است، طول زمانی و مکانی استقرار جمعیت هم بیشتر است، برجسته ترینش آیین رقص پرچم‌ که قبلا نداشتیم و حالا با مداحی و موسیقی همراه شده و یک وجه جدید آیینی با محوریت پرچم ایران را آفریده است. undefinedو البته آیین پرچم گردانی که نظر فضایی، خود یک اناتومی و شکل جدید از خیابان خلق کرده :پرچمداران بزرگ و جوانتر ها در وسط معرکه،پرچم های کوچک و بی پرچم ها و شورگیرها با مداحی و موسیقی دور خیابان. undefinedجمع های خانوادگی هم همچین در دور این معرکه مناسکی هستند و البته شکلی از هماهنگی و تقسیم کار پنهان را هم می شود ملاحظه کرد. undefinedو حتی نقشی که کاروان های خودرویی در این میان برای خود می آفرینند و به یک نحوی با موسیقی میدانی و جمعیت یک هارمونی خاصی را ایجاد می کنند. undefinedخیابانِ اکنون نه صرفا یک عرصه برای کنش سیاسی و اجتماعی، بلکه یک عرصه زیبایی شناختی است، یک گالای بزرگ ملی است،سمفونی بزرگ موسیقی است که هم نمادهایش را به طرز اعجاب انگیزی تولید و بازتولید می کند و هم این نمادها در پیوندی عمیق با کهن الگوها و زیربناهای فرهنگی دینی و ملی تبدیل به شکلی از حماسه جمعی می شوند. (مکان تمام فیلم ها میدان مفید قم است) @mardomshenasi_iran
thumbnail
|خارجی-شب_فلکه مفید قم|
کمی خیابان ببینیم، کمی زندگی و زندگی ِ بیشتر ببینیم وسط جنگ.جامعه ای که جنگ دارد اما جنگ زده نیست، سوگوار است اما ماتم زده نیست. @mardomshenasi_iran

۲۰:۳۹

تا دقایقی دیگر در برنامه زمانه شبکه2 سیما از مردم شناسی ایران و خیابان چند کلامي خواهم گفت.

۱۹:۱۸