بله | کانال جامعه متعادل • مهدی تکلّو
عکس پروفایل جامعه متعادل • مهدی تکلّوج

جامعه متعادل • مهدی تکلّو

۱.۴ هزار عضو
بازارسال شده از گفت‌آورد | جمال‌زاده
undefinedفهرست کانال هایی برای دنبال کردن موضوعات در جامعه، فرهنگ، مردم و سیاست:


undefinedماهبندان|محمدرضا شهبازی
@mahbandan
undefinedهرمس| میثم مهدیار@hermes_ir
undefinedخصوصی نیست|سجاد صفار هرندی@sajjadsaffar
undefinedمسئله ایران|مهدی حسین زاده یزدی@problem_iran
undefinedوحید یامین پور@yaminpour
undefinedایران قوی |سید سجاد پادام
@sspadam

undefinedمردم شناسی ایران |علی اکبرشهبازی@mardomshenasi_iran
undefinedرویای ایرانی|محمدصادق شهبازی @jomhoori
undefinedادراکات| فاطمه رایگانی@edraakaat
undefinedشب رو|عطیه همتی@shabro69
undefinedگفت آورد |محمد حسین جمالزاده@MH_Jamalzadeh
undefinedجامعه‌ متعادل‌‌|مهدی تکلو@mahdi_takallou
undefined سید علی سیدان@ali_seyyedan
undefinedطبقه سوم|مجتبی نامخواه@tabagheh3_ir
undefinedتحلیل های یک جنرالیست|آرش وکیلیان@generalist
undefinedسینا کلهر@sinakallhor
undefinedجمهوری خواهی|علی اسکندری@jomhourikhahi
undefinedانجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین @iissa_ir
undefinedانجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران@iissa_ir

۱۸:۲۲

بازارسال شده از نظر سوم
thumbnail
بسم‌الله‌ «فریاد خیابان را به نمایش خیابان تبدیل نکنیم »
در مسئله‌ای به اهمیت آتش‌بس و مذاکرات آتی، طبعاً انتظار عمومی یک تبیین صریح از چرایی این اتفاق، حمایت قاطع از طراحان این ایده و مسئولین محترمی که پیگیری مذاکرات را در دست دارند، تبیین شروط مدنظر و... توسط رهبری بود. با این حال، تنها تصریح ایشان به ماجرای سکوتِ میدان نبرد نظامی، از این دریچه صورت پذیرفت که: «باید فریاد خیابان بر نتیجهٔ مذاکرات اثر بگذارد» . اینکه سکوت در باب آن مسائل بالا و این تصریح، خود چه دلالتی پیرامون مقدورات و محاسبات منتج به این مذاکره دارد، جای خودش.
اگر «فریاد خیابان» به ضرر محاسبات گروهی از نخبگان باشد، آن‌ها نمی‌توانند اصل حضور مردم را زیر سؤال ببرند؛ پس باید کارکردِ حضورِ مؤثر، پرسخن، پرشعار و کنشگرانهٔ مردم را به حضوری توده‌وار، منفعل و تماشاچی تبدیل کنند. این‌گونه است که در نگاه ایشان، «فریاد خیابان» باید به «نمایش خیابان» تبدیل شود.
این امر در اجتماعات محلی که میدانِ اداره‌اش توسط خودِ مردم محله و افرادی که همدیگر را می‌شناسند هست، چندان نمی‌تواند خوب پیش برود. از این رو، باید قله‌سازیِ حضور مردم در میدان (که اداره‌اش توسط نهادها و نخبگان پیگیری می‌شود) را از «فریاد» به «نمایش» تغییر دهند. پس به‌تدریج، انگیزهٔ مردم برای حضور محلی که غیرقابل مصادره است را کم‌رنگ می‌کنند (چون مردم نقش تماشاچی را دوست ندارند؛ چهل شب در مسیر حاضر بودند، چون مؤثر حقیقی در معادلات بودند) و میادین بزرگ شهری و استیج‌های مشهور را با عناصری به سمت نمایشی‌شدن می‌کشانند. حضور طولانی‌مدت مردم در خیابان، حتماً نیاز به ترکیبِ عناصر زندگی با حضور خیابانی دارد:
- این میدان‌داریِ ۴۰ روزهٔ زنانه است که امکان امتداد کنش را می‌سازد.
- این شورِ تزریق‌شده توسط مداحی‌های دقیق و نقطه‌زنی مثل «بزن که خوب می‌زنی» و «باید برخاست» است که امکان امتداد کنشگری خیابان را میسر می‌سازد.
- این وجود امکاناتی مثل موکب، خدمت و محل بازی کودکان کنار میادین است که ظرف حضور مستمر مردم را فراهم می‌کند.
- استغاثه، جزء جدایی‌ناپذیر یک میدانِ کنشگرِ انقلابی، مجاهد و زندگی‌محور است.
اما به‌محض‌اینکه تعادل این عناصرِ زندگی‌ساز، شورانگیز و معنویت‌بخش غلط بشود، خیابان از عنصری که فریاد و سخن تازه‌ای دارد و یک جبههٔ مجاهدت و کنشگری مؤثر است، به «فستیوال» تبدیل خواهد شد:
- موکبِ پشت‌صحنه، جایش را به صف طولانی موکب‌های پرزرق‌وبرقی که وسط صف مردمِ شعاردهنده قاطی شده، می‌دهد.
- تریبونی که میکروفون به کودکان و نوجوانان می‌داد تا کنار بازی، شعارهای انقلاب را بدهند و مردم تکرار کنند، به خانه‌بازی و سینمای کودکی که کودک و نوجوان را از متن خیابان جدا کند، بدل می‌شود.
- مداحی که شورِ کنارِ شعور در فریاد میدان بود، خود را به دی‌جی-مداحی (DJ) که کارش سروصدای زیاد است، بدل می‌کند؛ طوری‌که شعار مردم شنیده نشود و همه فقط به‌صورت ریتمیک پرچم بچرخانند.
- مداحیِ هنرمندانهٔ معرفت‌ساز، در کنار سخنرانان تبیین‌گر، در کنار شعار و پلاکارد مردم، جایش را به مداح‌محوری که جلوی هر سخن اساسی و محوریت شعار انقلاب را بگیرد، می‌دهد.
- استغاثه و توسلِ معنویت‌ساز، کنار آن معرفت و شور، بدل می‌شود به مداحی‌های دوبس‌دوبسیِ پرسروصدایی که عرصه را برای حضور همهٔ اقشار خسته‌کننده می‌کند؛ و اتصال توسل به جنگ و حرم جمهوری اسلامی را کم‌رنگ می‌کند، یا دربارهٔ سایز انواع موشک‌ها حرف می‌زند نه اتکای به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ رَمیٰ».
- «زنِ فریادزنِ» پیشتازِ میدان هم، به‌تدریج به همان مادر خانواده‌ای که بچه‌ها را برای یک تفریح شبانه، همراه خانواده با پرچم به میادین اصلی کوچانده ، بدل می‌گردد.
و این‌گونه: [زندگی مقاومت + فریاد خیابان] تبدیل می‌شود به: [تفریح انقلابی شبانه + فستیوال خیابان] و خوش‌به‌سعادت آن‌ها که علی‌رغم تشخیص رهبری، می‌خواهند «فریاد خیابان» از معادلهٔ تأثیر حذف شود و تشخیص مردم به سکوت و پرچم‌چرخانیِ ریتمیک بدل گردد!
چه باید کرد؟
اولین عنصرش، آگاهی همین مردم مبعوث است. خود مردم می‌توانند صحنه را طوری رهبری کنند که چنین نشود.
دومین مسئله، خصوصاً در اجتماعات محله‌محور که بسیار هدفمند درصدد هستند، این است که تا جایی که می‌شود به «تریبون مردم»، «شعار مردم»، «گفتگوی مردم با مردم» و وزن سخن گفتن مردم، به‌جای سخنرانی و مداحی‌های تکراری، ضریب بیشتری بدهیم.
بگذاریم ابتکارات مردمی، مثل پلاکاردهای مردمی، کاردستی‌های کودکان، تریبون آزاد و سخنان مردمی، راه «فریاد خیابانی» که رهبری خواستند را باز کند.

@nazare3

۱۴:۱۴

جامعه متعادل • مهدی تکلّو
undefined بسم‌الله‌ «فریاد خیابان را به نمایش خیابان تبدیل نکنیم » در مسئله‌ای به اهمیت آتش‌بس و مذاکرات آتی، طبعاً انتظار عمومی یک تبیین صریح از چرایی این اتفاق، حمایت قاطع از طراحان این ایده و مسئولین محترمی که پیگیری مذاکرات را در دست دارند، تبیین شروط مدنظر و... توسط رهبری بود. با این حال، تنها تصریح ایشان به ماجرای سکوتِ میدان نبرد نظامی، از این دریچه صورت پذیرفت که: «باید فریاد خیابان بر نتیجهٔ مذاکرات اثر بگذارد» . اینکه سکوت در باب آن مسائل بالا و این تصریح، خود چه دلالتی پیرامون مقدورات و محاسبات منتج به این مذاکره دارد، جای خودش. اگر «فریاد خیابان» به ضرر محاسبات گروهی از نخبگان باشد، آن‌ها نمی‌توانند اصل حضور مردم را زیر سؤال ببرند؛ پس باید کارکردِ حضورِ مؤثر، پرسخن، پرشعار و کنشگرانهٔ مردم را به حضوری توده‌وار، منفعل و تماشاچی تبدیل کنند. این‌گونه است که در نگاه ایشان، «فریاد خیابان» باید به «نمایش خیابان» تبدیل شود. این امر در اجتماعات محلی که میدانِ اداره‌اش توسط خودِ مردم محله و افرادی که همدیگر را می‌شناسند هست، چندان نمی‌تواند خوب پیش برود. از این رو، باید قله‌سازیِ حضور مردم در میدان (که اداره‌اش توسط نهادها و نخبگان پیگیری می‌شود) را از «فریاد» به «نمایش» تغییر دهند. پس به‌تدریج، انگیزهٔ مردم برای حضور محلی که غیرقابل مصادره است را کم‌رنگ می‌کنند (چون مردم نقش تماشاچی را دوست ندارند؛ چهل شب در مسیر حاضر بودند، چون مؤثر حقیقی در معادلات بودند) و میادین بزرگ شهری و استیج‌های مشهور را با عناصری به سمت نمایشی‌شدن می‌کشانند. حضور طولانی‌مدت مردم در خیابان، حتماً نیاز به ترکیبِ عناصر زندگی با حضور خیابانی دارد: - این میدان‌داریِ ۴۰ روزهٔ زنانه است که امکان امتداد کنش را می‌سازد. - این شورِ تزریق‌شده توسط مداحی‌های دقیق و نقطه‌زنی مثل «بزن که خوب می‌زنی» و «باید برخاست» است که امکان امتداد کنشگری خیابان را میسر می‌سازد. - این وجود امکاناتی مثل موکب، خدمت و محل بازی کودکان کنار میادین است که ظرف حضور مستمر مردم را فراهم می‌کند. - استغاثه، جزء جدایی‌ناپذیر یک میدانِ کنشگرِ انقلابی، مجاهد و زندگی‌محور است. اما به‌محض‌اینکه تعادل این عناصرِ زندگی‌ساز، شورانگیز و معنویت‌بخش غلط بشود، خیابان از عنصری که فریاد و سخن تازه‌ای دارد و یک جبههٔ مجاهدت و کنشگری مؤثر است، به «فستیوال» تبدیل خواهد شد: - موکبِ پشت‌صحنه، جایش را به صف طولانی موکب‌های پرزرق‌وبرقی که وسط صف مردمِ شعاردهنده قاطی شده، می‌دهد. - تریبونی که میکروفون به کودکان و نوجوانان می‌داد تا کنار بازی، شعارهای انقلاب را بدهند و مردم تکرار کنند، به خانه‌بازی و سینمای کودکی که کودک و نوجوان را از متن خیابان جدا کند، بدل می‌شود. - مداحی که شورِ کنارِ شعور در فریاد میدان بود، خود را به دی‌جی-مداحی (DJ) که کارش سروصدای زیاد است، بدل می‌کند؛ طوری‌که شعار مردم شنیده نشود و همه فقط به‌صورت ریتمیک پرچم بچرخانند. - مداحیِ هنرمندانهٔ معرفت‌ساز، در کنار سخنرانان تبیین‌گر، در کنار شعار و پلاکارد مردم، جایش را به مداح‌محوری که جلوی هر سخن اساسی و محوریت شعار انقلاب را بگیرد، می‌دهد. - استغاثه و توسلِ معنویت‌ساز، کنار آن معرفت و شور، بدل می‌شود به مداحی‌های دوبس‌دوبسیِ پرسروصدایی که عرصه را برای حضور همهٔ اقشار خسته‌کننده می‌کند؛ و اتصال توسل به جنگ و حرم جمهوری اسلامی را کم‌رنگ می‌کند، یا دربارهٔ سایز انواع موشک‌ها حرف می‌زند نه اتکای به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ رَمیٰ». - «زنِ فریادزنِ» پیشتازِ میدان هم، به‌تدریج به همان مادر خانواده‌ای که بچه‌ها را برای یک تفریح شبانه، همراه خانواده با پرچم به میادین اصلی کوچانده ، بدل می‌گردد. و این‌گونه: [زندگی مقاومت + فریاد خیابان] تبدیل می‌شود به: [تفریح انقلابی شبانه + فستیوال خیابان] و خوش‌به‌سعادت آن‌ها که علی‌رغم تشخیص رهبری، می‌خواهند «فریاد خیابان» از معادلهٔ تأثیر حذف شود و تشخیص مردم به سکوت و پرچم‌چرخانیِ ریتمیک بدل گردد! چه باید کرد؟ اولین عنصرش، آگاهی همین مردم مبعوث است. خود مردم می‌توانند صحنه را طوری رهبری کنند که چنین نشود. دومین مسئله، خصوصاً در اجتماعات محله‌محور که بسیار هدفمند درصدد هستند، این است که تا جایی که می‌شود به «تریبون مردم»، «شعار مردم»، «گفتگوی مردم با مردم» و وزن سخن گفتن مردم، به‌جای سخنرانی و مداحی‌های تکراری، ضریب بیشتری بدهیم. بگذاریم ابتکارات مردمی، مثل پلاکاردهای مردمی، کاردستی‌های کودکان، تریبون آزاد و سخنان مردمی، راه «فریاد خیابانی» که رهبری خواستند را باز کند. @nazare3
نکاتی در ادامه و به بهانه نوشتار برادر بزرگوارم حجت‌الاسلام آقامجتبی عرب عزیز به ذهنم می‌رسد که عرض ‏می‌کنم‎.‎نکات ایشان هم دربارۀ خطر فستیوالی شدن رزم خیابان و هم دربارۀ نسبت زندگی و مبارزه و میدان‌داری ‏زنان در این عرصه دقیق است. حتماً مواضع من را هم در این باره دیده‌اید؛ حقیر روز 11 اسفند نوشتم که ‏من این موقعیت پیش‌آمده را موقعیتی می‌فهمم که حسب مختصاتی که بر آن حاکم است بیش از پیش به ‏میدان‌داری زنانه احتیاج دارد. همان‌جا و در صوت‌ها و نوشتارهای بعدی هم تکمیل کردم که میدان‌داری ‏زنان که می‌بایست جنگ را با توسعۀ «زندگی»، اجتماعی و آحادی کند، تنها با حضور پرشور اما مسکوت ‏آنان اتفاق نمی‌افتد و این جنگ حسب شرایطی که آن را با «موقعیت زینب‌گونگی» توضیح دادم، بیش از ‏هر چیزی به معنابخشی زنان به جنگ محتاج است. مهم‌ترین وجهی هم که در پروژۀ «معنابخشی زنانه به ‏جنگ» مدنظر داشتم «پایان‌بندی جنگ و افق پس از آن» بود. به‌طور خلاصه، گفتم و نوشتم که اگر زنان ‏جنگ را معنا نکنند و غایات و رویاهای پساجنگ را تدارک نبینند، باز در پایان جنگ گرفتار دودستگی و ‏دوپارگی می‌شویم.‏
در همان ده‌روز نخست جنگ، از دوگانۀ «حماسۀ گرم» که کاری زنانه است و ما به آن احتیاج داریم و ‏‏«حماسۀ سرد» که رویکرد سازمان‌های نابلد فرهنگی است و خیابان را اخته می‌کند، بحث کردم. در چند ‏نوشتار شرح دادم که چطور نیروی حماسه سرد که از حنجره و از ذهن «استیج» و ذهن‌های «برنامه‌زده» ‏تولید می‌شود، علیه خیابان، علیه زن و علیه پایان درست جنگ عمل می‌کند. مطالب دیگر از جمله مجموعۀ ‏جستار‌های «میدان انقلاب» هم که بیشترین امکان مشاهداتی را برای این گفتارها به من می‌داد، در تکمیل ‏و تنقیح همین دغدغه‌ها بود که همگی در این کانال موجودند.‏
این مرور فشرده را عرض کردم که بگویم به نظر بنده فستیوالی شدن خیابان اختصاصی به «دورۀ سکوت ‏نظامی» ندارد. چه‌بسا حماسه‌سازی سرد با آن عقلانیت دیوان‌سالارانه‌اش پیش از جنگ هم بسیاری از ‏رویدادهای ملی و مذهبی را هم گرفتار و منقبض کرده بود. (ادامه...)

۱۶:۲۳

جامعه متعادل • مهدی تکلّو
نکاتی در ادامه و به بهانه نوشتار برادر بزرگوارم حجت‌الاسلام آقامجتبی عرب عزیز به ذهنم می‌رسد که عرض ‏می‌کنم‎.‎ نکات ایشان هم دربارۀ خطر فستیوالی شدن رزم خیابان و هم دربارۀ نسبت زندگی و مبارزه و میدان‌داری ‏زنان در این عرصه دقیق است. حتماً مواضع من را هم در این باره دیده‌اید؛ حقیر روز 11 اسفند نوشتم که ‏من این موقعیت پیش‌آمده را موقعیتی می‌فهمم که حسب مختصاتی که بر آن حاکم است بیش از پیش به ‏میدان‌داری زنانه احتیاج دارد. همان‌جا و در صوت‌ها و نوشتارهای بعدی هم تکمیل کردم که میدان‌داری ‏زنان که می‌بایست جنگ را با توسعۀ «زندگی»، اجتماعی و آحادی کند، تنها با حضور پرشور اما مسکوت ‏آنان اتفاق نمی‌افتد و این جنگ حسب شرایطی که آن را با «موقعیت زینب‌گونگی» توضیح دادم، بیش از ‏هر چیزی به معنابخشی زنان به جنگ محتاج است. مهم‌ترین وجهی هم که در پروژۀ «معنابخشی زنانه به ‏جنگ» مدنظر داشتم «پایان‌بندی جنگ و افق پس از آن» بود. به‌طور خلاصه، گفتم و نوشتم که اگر زنان ‏جنگ را معنا نکنند و غایات و رویاهای پساجنگ را تدارک نبینند، باز در پایان جنگ گرفتار دودستگی و ‏دوپارگی می‌شویم.‏ در همان ده‌روز نخست جنگ، از دوگانۀ «حماسۀ گرم» که کاری زنانه است و ما به آن احتیاج داریم و ‏‏«حماسۀ سرد» که رویکرد سازمان‌های نابلد فرهنگی است و خیابان را اخته می‌کند، بحث کردم. در چند ‏نوشتار شرح دادم که چطور نیروی حماسه سرد که از حنجره و از ذهن «استیج» و ذهن‌های «برنامه‌زده» ‏تولید می‌شود، علیه خیابان، علیه زن و علیه پایان درست جنگ عمل می‌کند. مطالب دیگر از جمله مجموعۀ ‏جستار‌های «میدان انقلاب» هم که بیشترین امکان مشاهداتی را برای این گفتارها به من می‌داد، در تکمیل ‏و تنقیح همین دغدغه‌ها بود که همگی در این کانال موجودند.‏ این مرور فشرده را عرض کردم که بگویم به نظر بنده فستیوالی شدن خیابان اختصاصی به «دورۀ سکوت ‏نظامی» ندارد. چه‌بسا حماسه‌سازی سرد با آن عقلانیت دیوان‌سالارانه‌اش پیش از جنگ هم بسیاری از ‏رویدادهای ملی و مذهبی را هم گرفتار و منقبض کرده بود. (ادامه...)
(ادامه....) اما اینجا من بیم این را دارم که نقد فستیوالی ‏شدن خیابان، با نوعی دوگانه‌سازی میان دولت و مردم در جهت‌گیری‌ها تبدیل شود؛ آن‌هم با این ‏صورت‌بندی که برخی از مسئولان «مذاکرات» را بر رهبر و مردم تحمیل کردند و حالا استیج‌ها، به‌مثابه ‏حنجره‌های توجیه‌گر و مشروعیت‌ساز برای خفه‌کردن مردم فعال شده‌اند. در حالیکه «مردم» همگی در ‏پایین استیج با مذاکره مخالفند و مطالبات دیگری دارند. این دوگانۀ احتمالی که من بیم آن را دارم، هم دقیق ‏نیست، هم مضر است چون نیروی مقاومت را دوپاره می‌کند و هم صحنه را به‌شکلی جامع توضیح نمی‌دهد.‏ مثلاً معلوم نیست جریانی که گفتار شیخ نعیم را تقطیع می‌کند و آن را با مضمون و مدلول «ذبح شدن لبنان ‏درنتیجۀ بی‌معرفتی و خودخواهی جمهوری اسلامی» پمپاژ می‌کند کجای این صحنه است! در طرف دیگر هم ‏ضمن اینکه اعتقاد دارم نیروهای سیاست‌زدا و ضدشکوفایی و عاملیت خیابان از معضلات قدیمی ماست ‏اما در این صورت‌بندی باز معلوم نیست مدیریت عالی جنگ که توانست در صحنه‌های گوناگون چهل ‏روز اول جنگ، همراه با مردم و در یک بعثت متحد به پیروزی قاطع نایل شود، کجاست؟ روی استیج است ‏یا پایین آن؟
من اینگونه می‌فهمم؛ پیام رهبری در اربعین امام شهید، مذاکرات را تایید کرد اما تکیه‌ای به آن نداشت و در ‏عوض خطی که دنبال می‌کرد این بود که «باید کنار عاملیت مدیران و فرماندهان عاملیت خیابان ‏را به ‌عنوان دو جبهۀ هم‌دست و هم‌دوش» فعال کرد. مقدمۀ رهبری در شرح «هنر امام شهید» مبنی بر ‏گفتمان‌سازی و به صحنه‌کشاندن مردم، در اینجا استفاده می‌شود که نباید «مذاکرات» منقطع از نیروی ‏خیابان عمل کند، بلکه ضروری است نتیجۀ مذاکره در تعامل آنی با نیروی آحاد مردم مشخص شود. این ‏موضع هم خلاف تخطئۀ تصمیم فرماندهان و مدیران (نه گروه نخبه) در مدیریت جنگ است و هم خلاف ‏بی‌اثری و بی‌نقشی آحاد مردم و تقلیل آن‌ها به حمایت‌گران مذاکره. در این صورت‌بندی مردم مذاکره‌کنندگان ‏از راه دورند و البته آمادۀ جنگ. همانگونه که مسئولین مذاکره‌کنندگان نزدیکند و البته آمادۀ جنگ. همۀ با ‏هم به‌شکلی متشکل و ساختارمند برای این پیروزی و دوران جدید عالم مبعوثیم و احتمال خطا در هر دو ‏گروه هست و ذره‌ای نباید راه گفتگو،‌ تبیین، انتقاد و... بسته شود. مهم‌تر از مواضع مستقیم رهبری دربارۀ مذاکرات، روایت هنرهای رهبری شهید است که به‌نظر ‏حکیمانه و با مقصود ذکر شده است.‏

۱۶:۲۳

جامعه متعادل • مهدی تکلّو
در یک جمله وارد مرحلۀ پیچیده‌تری از جنگ شدیم (بخش اول) خیلی خلاصه من به‌عنوان یک شهروند عادی صحنه را این‌طور می‌بینم که؛ ‏1. دشمن در میدان نتوانست فشارها را تاب بیاورد و به اهدافش دست پیدا کند و آشکاراً شکست خورد. در ‏طرح‌ریزی پایان جنگ هم نتوانست در جایگاه تعیین‌کننده بنشیند. او می‌دانست که قرار است کوتاه بیاید اما ‏برای اینکه همین سطح از شکست را آشکاراً نپذیرد وارد جنگ را وارد فاز پیچیده و مبهم کرد.‏ ‏2. ابتدا تهدیدهایش را تشدید و ضرب‌الاجل صادر کرد. پیش از موعد هم از طریق اسرائیل بخشی از ‏تهدیدهایش را عملی کرد تا موقعیت «تعیین‌کنندۀ پایان جنگ» را در مورد خودش باورپذیر کند.‏ ‏3. دیگر اینکه غافلگیرانه شروط ایران را برای گفتگوی نهایی پذیرفت و در این غافلگیری نوعی احساس ‏‏«فرصت» و «غنیمت» برای ایران ایجاد کرد.‏ ‏4. مهم‌ترین نشانۀ این غافلگیری آماده‌نبودن مسئولان برای هماهنگی و توجیه افکار عمومی بود. البته این ‏مشکل باید از چند هفته پیش با کمک خواص و نخبگان حل می‌شد و زمینه تفاهم خیابان، میدان و دیپلماسی ‏فراهم می‌گردید اما در لحظۀ آتش‌بس تنها به یک بیانیه از شعام کفایت شد و تا حالا که یک‌روز گذشته هنوز ‏ارتباط قابل‌اعتنایی میان مردم با آقایان برقرار نشده است.‏ ‏5. اسرائیل بیرون از بازی، به بازی ادامه داد. آن‌ها در لبنان جنایت کردند تا هم به اهداف اختصاصی‌شان ‏دربرابر حزب‌الله برسند و هم با مداخله در آتش‌بس ارادۀ خودشان را به آمریکا تحمیل نمایند و هم میان ‏جبهه‌های مختلف مقاومت انشقاق وارد کنند. این هم بخشی از تلۀ پیچیدگی است که ما در این دوگانه‌های ‏کاذب قرار بگیریم که «فرصت پیروزی» را حفظ کنیم یا «جانب دوستان و هم‌جبهگان» را!‏ ‏6. این غافلگیری با خطاهای مختلفی که در متن و حاشیۀ آتش‌بس پیش آمد، می‌توانست زمینۀ سردی بخشی از ‏جامعه، اختلاف در خیابان و ناهماهنگی در ردۀ‌ مسئولان را فراهم کند که این خود در پایان‌بندی نهایی جنگ ‏تأثیرگذار است؛ حتی اگر لازم باشد ما تعمداً جنگ را فرسایشی کنیم.‏ ‏7. با فاصلۀ ساعاتی مدام تکذیب‌ها و تأییدهایی را منتشر می‌کنند که در اصل قبول شروط ایران به‌عنوان مبنای ‏گفتگو خدشه کنند. این حربه هم در نتایج نهایی موثر است و هم در مخاطب تزتزل می‌آفریند.‏ ‏8. همۀ این‌ها می‌تواند تدارکی برای انواع تهاجم‌های دیگر از قبیل تهاجم زمینی، هلی‌برن یا شورش داخلی، ترور ‏یا هر اتفاق دیگری باشد. مهم‌تر از پیچیدگی‌های احتمالی نظامی، باید به ابهام‌ها و پیچیدگی‌های سیاسی، ‏روایی و حقوقی فاز دوم جنگ فکر کنیم.‏ undefined مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
تعجب می‌کنم حساسیت و نگرانی ما نسبت به مهارت دشمن در عملیات روانی، کمتر از نگرانی ما دربارهٔ احتمال کودتاست. مثل همیشه یک ضلع این عملیات روانی که نشانه‌هایش قابل رهگیری است، تولید گزاره‌های مغالطی و گزارش‌های غلط‌انداز با دلالت‌های مقدس و آرمانی است. مراقب حمله از راست شیطان باشید. این عملیات روانی چیزی غیر از پروپاگاندا یا تولید اخبار جعلی است بلکه باید آن را یک بعد موازی و مکمل از عملیات‌هایی در میدان دانست.
undefined مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou

۲۰:۵۱

جامعه متعادل • مهدی تکلّو
تعجب می‌کنم حساسیت و نگرانی ما نسبت به مهارت دشمن در عملیات روانی، کمتر از نگرانی ما دربارهٔ احتمال کودتاست. مثل همیشه یک ضلع این عملیات روانی که نشانه‌هایش قابل رهگیری است، تولید گزاره‌های مغالطی و گزارش‌های غلط‌انداز با دلالت‌های مقدس و آرمانی است. مراقب حمله از راست شیطان باشید. این عملیات روانی چیزی غیر از پروپاگاندا یا تولید اخبار جعلی است بلکه باید آن را یک بعد موازی و مکمل از عملیات‌هایی در میدان دانست. undefined مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou
در بازی پیچیده این روزها که خیلی متغیرهای آشکار و پنهان در سرعتی بالا روی هم تاثیر می‌گذارند، تولید تردید و ابهام چیزی جز خاموش کردن آتش با بنزین نیست. باید بدون اینکه منفعل شویم صبور باشیم.
undefined مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou

۲۰:۵۴

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۲۶

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۲۶

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۳۵

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۳۵

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۳۶

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۳۶

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۳۸

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۴۱

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۴۵

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۴۶

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۴۶

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۷:۴۸

بازارسال شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدس‌تر از نظام جمهوری اسلامی. من نمی‌دانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها می‌جنگد، مومن‌تر و شجاع‌تر می‌دانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور می‌کند که نظام و فرماندهان اسطوره‌ای آن را متهم کنند به تنازل و کم‌کاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! می‌گویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص می‌دهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانواده‌شان شهادت‌طلبانه در میدان‌اند را از کجا آورده‌اند؟ می‌فهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده می‌گیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزب‌الله سپری کرده‌اند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه‌ی نبرد شده‌اند؟ گمان می‌کنند ما و حزب‌الله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بی‌ارتباط با هم برای خودمان می‌جنگیم؟همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغه‌ها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهه‌های رسانه‌های دشمن است. اگر دشمن جنگ روانی‌اش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزب‌اللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بی‌اعتمادی به یکدیگر بدل کند.
undefined@Yaminpour

۸:۲۳

thumbnail
undefined نشست هم‌اندیشی:«الگوی سوم زن»از خلق حماسه خیابان تا ظرفیت‌سازی‌ها برای زن ایرانی
با حضورundefined حجت الاسلام‌والمسلمین فلاح شیروانیundefined حجت الاسلام‌والمسلمین دکتر سوزنچیundefined جناب آقای تکلو
undefined چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۵undefined ساعت ۱۶:۰۰

undefined بنیاد شیخ انصاری | @bsheikhansari

۸:۳۰