بله | کانال نظر سوم
عکس پروفایل نظر سومن

نظر سوم

۲.۲ هزار عضو
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبیآن شب قدر که این تازه براتم دادند…
#لبیک_یا_امام#لبیک_یا_خامنه_ای
@nazare3

۲۱:۱۶

بازارسال شده از علیرضا صفری
بیانیه بیعتبیانیه ادوار تشکل های دانشجویی، اساتید و فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها؛
ما جمعی از فرزندان این خاک شهید پرور که جهاد و استقامت را از خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید آموختیم این بار مستحکم‌تر از همیشه بیعت خود را با رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (حفظه الله) اعلام می‌داریم.
https://survey.porsline.ir/s/rMxkVmQWلطفا جهت امضا، پرسلاین را حداکثر تا ساعت ۱۲ تکمیل نمایید.

۱۳:۲۵

پس از شاهکار خبرگان رهبری، به هدایت الهی، در یکی از نفس‌گیرترین فتنه‌های داخلی پس از انقلاب — که باید زمان‌ها بگذرد تا این شاهکار بزرگ مؤمنانه را بتوان روایت کرد —
اکنون ترامپ از پایان جنگ می‌گوید!
وقتی بخواهد جنگ را تمام کند، یعنی آمریکا بدجوری باخته است. پس به‌دنبال فراری است برای تجدید قوا و حمله‌ای سخت‌تر در آینده‌ای بسیار نزدیک به ما.
برای پایان، ناگزیر است از عملیات وحشت در شب آخر!

اینجا همان جایی است که: اگر مردم همچنان در صحنه بمانند
و
پشتوانه مقاومت سیاسی در بین مسئولین شوند —
که این خود پشتوانه مقاومت نظامی ما و عدم پایان جنگ تا نقطه پشیمانی‌کنندگی به دشمن است
پس اگر اراده جامعه ایران همچنان در صحنه حاضر بماند، می‌شود تاریخی‌ترین ضربات تحقیرکننده و پشیمان‌کننده به آمریکا را دقیقاً در همین لحظات زد و مسیر نابودی اسرائیل را فراهم ساخت.
این لحظات، یکی از سرنوشت‌سازترین لحظات خلق و بروز اراده مؤمنانه جامعه ایران برای مسیر غلبه نهایی بر شیطان است.
از تمام توان خود برای روشنگری اجتماعی و تشریح ثمره و امکان مقاومت پایدار و ضربه پشیمان‌کننده به دشمن — همچنین ضربه‌های سخت‌تر آتی از جانب دشمن در صورت اتمام جنگ در این نقطه — با همان عقل محاسباتی و غیرالهیاتی استفاده کنید.
@nazare3

۲۰:۴۶

thumbnail
بسم اللهایران زنده شد!
کلام آن پیرِ مرادی که با نفَس مسیحایی‌اش این جامعه را زنده کرد، زیاد در گوشم می‌پیچید، اما دلم راضی نمی‌شد:«بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می‌شود. بریزید خون‌ها را، ملت ما بیدارتر می‌شود.»
آن خونِ ته قلب، آن «مُهَجَتَه» را وقتی امام، هدیه به مسیر الهی یک جامعه کند، باید هم جامعه زنده شود. باید هم جریان عمیقِ زیرپوستِ جامعه بیاید، کف‌های پرسر و صدای روی جامعه که خودشان در مَثل ۱۸ دی نشان می‌دهند، بزداید.
در این حدود ده روز جنگ، وقتی کف شهر و جامعه را نگاه می‌کنم،
انگار دوباره ۵۷ شده! جامعه انقلاب کرده.
جامعه «ما بِأَنْفُسِ» خود را تغییر داده، پس خدا هم اراده کرده سرنوشت او را تغییر بزرگی بدهد.

همان جامعه‌ای که حوصله مسجدِ پیرمردی و نماز جمعهِ تکرار مکرّرات را نداشت، حالا رفته به زور مسجد را زنده کرده، نماز جمعه را جدی کرده، محله را بیدار کرده.
همان جامعه‌ای که حضورش راهپیمایی‌طور در کنار چند استیج مهیج و موکب پُرصدا بود، حالا دارد طرح جدید و نَصاب تازه‌ای از معنی حضور مردم در صحنه را می‌پوشاند.
همان جامعه‌ای که امنیت و سرنوشت خودش را روی مسئولین رها کرده بود و برای خودش نقش کاریکاتوری و نمادین تعریف کرده، با حضور مجاهدانه و غیورانه و همان فریاد الله‌اکبر که پیر جماران می‌گفت، دارد سنگر به سنگر را فتح می‌کند.
برای همه مسئولین هم خط مشی تعیین می‌کند:من می‌گویم آتش‌بس کی، من می‌گویم حق نداری نجنگیم حتی اگر کنار من موشک می‌خورد و فرزندان من شهید می‌شوند، من می‌گویم خبرگان زودتر تکلیف را روشن کن،...این یعنی «ثارالله» و خون امامی که پسر این «ثارالله» بود، یک جهش نجومی به امت ایران داد.
دست‌پاچگی و به‌تناقض‌گویی افتادن دشمن را ببینید! در خوابش هم نمی‌دید ملت چنین کند و این‌طور تمام بازی او و تهدیدات او را بی‌اثر کند.
کف صحنه شهر، بیشترین کسانی که این حیات و زندگی اجتماعی را رقم زدند، زنان هستند! باز دقیقاً با همان فرمولی که امام راحل و امام شهید به ما یاد داد! زنان راهبران نهضت‌اند و اگر جامعه نهضت بخواهد، فقط در نگاه اسلامی وقتی برخواهد خاست که زنان پای کار بیایند. جای‌جای صحنه را که نگاه می‌کنم، این زنان هستند که موتور محرک این حضورند. روبه‌روی تنبلی‌های مردانه و بهانه جویی برای جهاد با نهیب ایستادند و به‌زور عقل عاطفی جامعه را پشت عقل مدبّری که باید تصمیم به جهاد و ایستادگی تا پایان بگیرد، ایستاده‌اند.
حالا نوبت نخبگان است، از زنان و مردان، که نحوه حضور جامعه را سروسامان دهند و معنادارتر کنند.
نگذارند این حضور به استیج‌زنی، افطار آماده‌کردن و موکب‌زدن و پرچم‌چرخاندن محدود شود.
نگذارند چهارچوب‌های تنگ شورای هماهنگی تبلیغات و در و دکان دیگر، قد این حضور را قیچی کند.
این صحنه هم دست تمام نخبگان، بویژه بانوان نخبه را می‌بوسد که نگذارند حضور مردم به شابلون‌های تنگ بخورد.

این اراده اجتماعی باید خیز ابرقدرت‌شدن نهایی ایرانِ جمهوری اسلامی را بسازد.
«ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا»

۱۹:۳۲

بازارسال شده از بافتار
thumbnail
undefined شب بیعت
قسمت دوم از مجموعۀ «أمت مبعوث»| کاری از تحریریهٔ «بافتار»
مردمی که شب قدر را در خیابان احیا گرفتند، برایمان از معنای این حضور و بیعت با ولی می‌گویند.
(به دلیل محدودیت‌های «بله»، این ویدیو با کیفیت بسیار نامطلوب بارگذاری شده است. برای دیدن این ویدیو، به «بافتار»‌ در ایتا یا آپارات مراجعه کنید.)
undefined«اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ با حوادث و کار را مردم، تمام خواهند کرد.» (امام شهید آیت‌اللّه خامنه‌ای-۱۲ بهمن ۱۴۰۴)
undefinedاولین شبِ قدر بود؛ یکی از شب‌های «جنگ رمضان». خیابان‌های شهر، مسجد شده بودند و مردم، شب را، زیر بمباران، در همین خیابان‌ها احیا گرفتند. هم برای امیرالمومنین روضه گرفتند و هم عهد تازه‌ای بنا کردند: «اللّه اکبر، خامنه‌ای رهبر». در تقدیر مردم ایران، در این شب، بیعت با سومین ولیّ، آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای نوشته شده بود.
undefinedیکی از اهالی شهر ری که خودش را به میدان انقلاب رسانده بود، دربارهٔ بیعت برایمان گفت: «ما خدا را قبول داریم و خدائیت او را...» و منظورش این بود که ما نه‌فقط به خداوندِ سبحان ایمان داریم، که به حاکمیت و ولایت او هم گردن می‌نهیم. این، کارِ خداست که حبّ منتخب خبرگان را در دل این مردم مومن قرار داده است. به میدان فردوسی رسیدیم و حاج‌خانوم مسّنی را دیدیم که با همۀ توانش شعار می‌داد. او از سر سجاده و دعا آمده بود وسط خیابان و از ادای دین به رهبر صحبت کرد. در خیابان‌ها پر بود از این آدم‌ها که در عین عهد جمعی، هریک حال خاص خودش را داشت.
undefined«أمت مبعوث» تکاپویی برای درک حال همین مردم و فهم این برهۀ تاریخ است. ما به میان این مردم می‌رویم و تلاش می‌کنیم تا دنیا را آن‌گونه که آن‌ها می‌بینند، ببینیم. کاش همۀ جهانیان، این لحظات و این خیابان‌ها را می‌دیدند و «بعثت دوبارهٔ انسان» را به‌ تماشا می‌نشستند؛ «خداوند بار دیگر، انسان را برگزیده است».
این ویدیو را باکیفیت در آپارات ببینید
رسانه بافتارundefined @baftar_resane

۲:۵۹

بازارسال شده از کف دانشگاه
undefined آرایش شهری-دانشگاهی؛ ضرورتی برای کنش‌گری جریان دانشجویی در شرایط جنگی
#بخش_اول
undefined امیرحسین فیضی
در هنگامه‌ای که منطقه در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته و صحنه تقابل با جبهه استکبار، به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیش از پیش به عرصه‌های نظامی، اجتماعی، رسانه‌ای و خیابانی کشیده شده است، مسئله «حضور» و «نقش‌آفرینی» نیروهای مؤمن و انقلابی اهمیتی مضاعف می‌یابد. در چنین وضعیتی، به‌ویژه دانشجویان مؤمن و بسیجی، صرفاً ناظر یا حاضر در صحنه نیستند، بلکه از آنان انتظار می‌رود که با روحیه ابتکار، سازمان‌دهی و مسئولیت‌پذیری، در پر کردن خلأهای موجود در عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای پیش‌قدم شوند. حقیقت آن است که جریان دانشجویی در سنت انقلاب اسلامی همواره یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید اراده اجتماعی و جهت‌دهی به فضای عمومی کشور بوده است و امروز نیز از این قاعده مستثنا نیست.
با این وجود، یک مانع ساختاری در این مسیر خودنمایی می‌کند: تعطیلی موقت دانشگاه‌ها و استقرار دانشجویان در شهرهای زادگاهشان، به جای شهرهای محل تحصیل. این جابجایی جمعیتی، به طور طبیعی بنیه و بدنه سنتی تشکل‌های دانشجویی را با افت مواجه ساخته است. در این تقاطع تاریخی، پرسش بنیادین این است که جریان پیشاهنگ دانشجویی چگونه باید «موجودیت» خود را در قالبی جدید تثبیت کند؟ آرایش تشکیلاتی متناسب با این شرایط چیست و نقشه راه عملیاتی آن چگونه باید ترسیم گردد؟
در پاسخ به چگونگی این «بودن»، باید اذعان داشت که شرایط توصیف‌شده، علی‌رغم محدودیت‌های ظاهری، آبستن یک فرصت تاریخی و بزرگ برای جریان انقلاب است.
امروز، دانشجوی دغدغه‌مندی که پیش از این در دانشگاه محل تحصیل خود (برای نمونه در پایتخت) مشغول کنشگری انقلابی بوده اما اکنون در زادگاه خویش (مثلاً در شهر ارومیه) مستقر است و به هم‌سنگران تشکیلاتی خود دسترسی ندارد، نیازمند یک «تغییر موقعیت تاکتیکی» است. در این مدل، دانشجو باید به سرعت با جریان انقلابیِ دانشگاهِ اصلیِ شهر محل سکونت خود، پیوند برقرار کند.
از سوی دیگر، رسالت تشکل‌های دانشجویی در دانشگاه‌های مادر هر شهر این است که به جای تمرکز و اصرار بر سازماندهی بدنه سنتی خود که اکنون پراکنده شده‌اند، دایره شمول خود را گسترش دهند. این نهادها باید با بهره‌گیری هوشمندانه از کلونی‌ها و شبکه‌های مجازی، فراخوانی جامع برای جذب تمامی دانشجویان ساکن در آن شهر صادر کنند؛ فارغ از اینکه محل تحصیل اصلی آن‌ها کجاست. به این مدل از سازماندهی، «آرایش شهری-دانشجویی» اطلاق می‌شود.
این تغییر آرایش، دستاوردهای راهبردی متعددی به همراه دارد. نخست آنکه امکان کنشگری بومی را به شدت ارتقا می‌دهد. دوم، با ایجاد پیوند میان دانشجویان دانشگاه‌های مختلف کشور در یک جغرافیای مشترک، بستری بی‌نظیر برای انتقال تجربه‌های تشکیلاتی، بروز نوآوری‌ها و ارتقای سطح بلوغ فکری افراد فراهم می‌آورد. مهم‌تر از همه، در میان‌مدت و پس از عبور از شرایط جنگی فعلی، ما وارث یک شبکه عمیق، درهم‌تنیده و ملی از نخبگان هم‌افزا خواهیم بود که قادرند کلان‌پروژه‌های ملی جریان انقلاب را راهبری کنند.
@kdnews_net

۱۴:۵۰

بازارسال شده از کف دانشگاه
undefined آرایش شهری-دانشگاهی؛ ضرورتی برای کنش‌گری جریان دانشجویی در شرایط جنگی
#بخش_دوم
undefined امیرحسین فیضی
پرسش دوم؛ چه باید کرد؟
هنگامی که این آرایش جدید شکل گرفت، هسته مرکزی و فعال تشکل در دانشگاه اصلی شهر، باید میدان‌دار یک سلسله عملیات هماهنگ و چندوجهی باشد. سرفصل‌های این اقدامات عبارتند از:
۱. سازماندهی هسته‌های مقاومت محله‌محور:
شبکه‌سازی متمرکز و فعال‌سازی مساجد و محلات به منظور تضمین حضور مستمر، هدفمند و هوشیارانه جریان مردم در کف خیابان‌ها.

۲. سکان‌داری فکری و راهبری تجمعات:
اعمال خطوط محتوایی پیشرو ، مبتنی بر گفتمان نخبگانی انقلاب اسلامی و طراحی شعارهای جریان‌ساز و با عقبه تحلیلی. جریان دانشجویی باید نبض تحلیل و تبیین و بیان و شعار را در مساجد، راهپیمایی‌ها و تجمعات در دست بگیرد تا مانع از انحراف و انفعال مطالبات شود.

۳. تأمین امنیت پایدار مردمی:
حضور میدانی مؤثر و سازماندهی گشت‌های شبانه در قالب نیروهای مردمی، جهت پشتیبانی از نهادهای حافظ امنیت محلات و کور کردن چشم فتنه در نطفه.

۴. پدافند شناختی و جهاد تبیین:
تولید و پمپاژ محتوای رسانه‌ای چندلایه و متنوع، متناسب با ذائقه اقشار مختلف، با هدف گره‌گشایی ذهنی، پاسخ به شبهات و همراه ساختن افکار عمومی در میانه جنگ بی‌رحمانه رسانه‌ای.

۵. خدمت‌رسانی اجتماعی در قالب گروه‌های جهادی:
حضور همدلانه و بی‌تکلف در میان مردم و محلات برای ارائه خدمات امدادی و جهادی، حتی در شرایط غیربحرانی. این اقدام، کارآمدترین روش برای بازسازی و ارتقای تصویر حقیقی نهاد بسیج در افکار عمومی است.

۶. مرزبانی سیاسی و مطالبه‌گری آگاهانه: اتخاذ رویکردی فعال در تعامل و گفتگو با مسئولان شهری و نخبگان. جریان دانشجویی باید به مثابه وجدان بیدار جامعه، در برابر هرگونه خط سازش، سستی یا مماشات بایستد و تحقق فرمان رهبر معظم انقلاب مبنی بر «ادامه نبرد تا پشیمانی و تنبیه متجاوز» را با صلابت مطالبه کند.
۷. روایتگری اشراقی و فتح‌محور:
به دست گرفتن قلم و دوربین برای ثبت «آوینی‌وار» حماسه‌ها، ایستادگی‌ها و مجاهدت‌های خاموش مردم، نیروهای امنیتی و خدماتی. این روایتگری نه‌تنها حافظه تاریخی ملت را می‌سازد، بلکه خودباوری و حس قهرمانی را در کالبد جامعه تزریق می‌کند.

۸. شتاب‌دهی به نوآوری‌های نامتقارن:
ایجاد بستری برای دریافت و پردازش ایده‌های خلاقانه نخبگان جوان در حوزه‌های تکنولوژیک، پدافندی و آفندی، و تسهیل‌گری برای اتصال این ایده‌های ناب به دستگاه‌های متولی و ساختارهای دفاعی کشور.

کلام آخر:
در این میان، نهادهای بالادستی دانشجویی نیز نقش مهمی در سامان‌دهی این حرکت ایفا می‌کنند. اتحادیه‌های تشکل‌های دانشجویی، سازمان بسیج دانشجویی و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها می‌توانند به عنوان حلقه‌های تنظیم‌کننده و تسهیل‌گر، زمینه ارتباط میان دانشجویان شهرهای مختلف را فراهم آورند، خطوط تحلیلی و محتوایی لازم را در اختیار آنان قرار دهند و از حرکت‌های دانشجویی در سطح شهرها پشتیبانی کنند.
@kdnews_net

۱۴:۵۰

بازارسال شده از کف دانشگاه
thumbnail
undefined وضعیت قرمز🪧جریان دانشجویی در بزنگاه جنگ
undefinedسلسله نشست‌های مجازی درباره نقش و مسئولیت جریان دانشجویی در شرایط جنگی
با حضورحجت الاسلام مجتبی عرب
استاد حوزه و دانشگاه

undefined دوشنبه ۲۵ اسفندundefined ساعت ۲۳:۰۰undefined برگزاری در بستر اسکای‌رومhttps://skyroom.online/ch/eslamenab/kdnews
#کف_دانشگاه#نه_به_آتش‌بس✊@kdnews_net

۱۰:۲۳

thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیم
در این سال‌ها بسیار دیده‌ام که از الگوی فتح مکه برای فتح قدس سخن گفته می‌شود. این الگو را می‌توان بر فتح تمدن غرب و رأس آن از درون تطبیق داد و چندان دور نمی‌نماید؛ با آنچه از برخی روایات و علائم ظهور به گوشمان رسیده نیز دور نیست: یک فتح هویتی‌فرهنگی‌تمدنی بدون جنگ.
اما بسیار دیده‌ام که این الگو بر نوع فتح قدس نیز تطبیق داده می‌شود که از منظر حقیر تطبیق درستی نیست. گهگاه از ایدهٔ اعلامی دیپلماتیک سال‌یان سال جمهوری اسلامی در برگزاری رفراندوم از تمام ساکنان گذشتهٔ قدس برای تعیین سرزمین، به‌عنوان شاهدی بر این مدل سخن گفته می‌شود؛ اما حقیقت ماجرا بر اساس آموخته‌های قرآنی، سنن جاری الهی و داشته‌های تجربی چنین نمی‌نماید. جز اینکه وعدهٔ سورهٔ مبارکهٔ اسراء در برابر دو مرتبه فساد بزرگ یهود، اساساً شبیه سورهٔ فتح و سخن فتح مکه نیست:
{فَإِذَا جَاۤءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا بَعَثۡنَا عَلَیۡكُمۡ عِبَادࣰا لَّنَاۤ أُو۟لِی بَأۡسࣲ شَدِیدࣲ فَجَاسُوا۟ خِلَـٰلَ ٱلدِّیَارِۚ وَكَانَ وَعۡدࣰا مَّفۡعُولࣰا}
[سورهٔ اسراء: ۵]
سخن از بعثت بندگان قدرتمند مخصوص خدا و «جاسوا خلال الدیار» است؛ یعنی گشتن و در تک‌تک سوراخ‌ها بنی‌اسرائیل را گیر آوردن و لگدمال کردن.
{فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ لِيَسُـُٔواْ وُجُوهَكُمۡ وَلِيَدۡخُلُواْ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةࣲ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوۡاْ تَتۡبِيرًا}
وعدهٔ دوم نیز ورود به مسجدالاقصی و دمار از تبار یهود درآوردن و به هلاکت رساندن و غصه‌دار کردن آنهاست.
اساساً آنچه از سنت تمییز خبیث و طیب، تراکم و روی هم جمع شدن خبیث، تمحیص و خالص‌سازی حق از باطل، محوضت و محضِ محض شدن باطل و از آن سو حق، و دیگر سنن مشابه الهی و قرآنی سراغ داریم، جایی که باطل و شر مطلق به شکل چگال و متراکم دور هم جمع شود، شبیه اغلب مخلوط‌شدن‌های حق و باطل آن‌چنان که در کفار مکه نیز حاضر بود و در سورهٔ فتح از آن سخن فرموده نیست.
یهود غاصب و قاتل آخرالزمان، در مقیاس مردمی و نه فقط سرانش، جمع تمام کفر و خباثت تاریخ به شکل متراکم است. حکایت مردم حاضر در اسرائیل، حتی حکایت مردم آمریکا و سهم آنها در استکبار دولتمردانشان نیست. اینها کفر بیدارشونده و با احتمال ذره‌ای هدایت نیستند، بلکه مصدر شرارت و عصارهٔ خباثت تمام دوران هستند که با اختیار مسیر این تمحیص و محض‌شدن کافرانه را برگزیدند.
تعجب نکنید اگر با قاعدهٔ قرآن و مبنای تشابه قلوب، تمام جنایت‌های طول تاریخ یهود ـ از پیغمبرکشی و امام‌کشی تا گوساله‌پرستی و دیگر شرارت‌های کل تاریخ ـ را به یهود متراکم آخرالزمان تطبیق دهیم؛ که البته جنایاتی که در غزه و غیر آن مرتکب شدند خود شاهدی بر این ادعاست که اینها حاملان تمام شرارت تاریخ‌اند و شایستهٔ تجلی تامّی بر اسماء غضبیه و بسط ید واقعی شیطان در دوران آخرالزمان‌اند!
مثل این نظرسنجیِ پیوست‌شده به شکل تصویری از جامعهٔ غاصب اسرائیل، یک نمونه از تصویر حقیقت و ارادهٔ جمعی این مردمان است.
لذا باید بدانیم که فتح قدس جز با کشتار بسیار وسیعی از این عصاره‌های شرارت تاریخ رخ نخواهد داد و به خطاست که الگوی فتح مکه را بر فتح قدس تطبیق دهیم. چاره‌ای نیست جز اینکه حالا که مردم ایران به مقابله با این شر اعظم مبعوث شدند، تا انتهای تتبیر و إسائهٔ وجه و جاسوا خلال الدیار پیش روند و خواهیم رفت إن‌شاءالله.

@nazare3

۳:۱۵

thumbnail
شیطان فقط دوستان و اولیای خودش را می‌ترساند! پس شما از آنها نترسید
اصلی که قرآن به جامعه مؤمن و مقاوم ایران یاد می‌دهد این است که از هارت و پورت و ادعاهای شیطان، آنهم شیطان اینقدر دروغگو نترسیدهرچه این نترسیدن در سیاست اعمالی و اعلامی ، در تهدید متقابل و حتی اعمال پیش‌دستانه به کار گرفته شود و خوف از ذات اقدس اله را جایگزین واقعی ترس از اداهای شیطان بکنیمثمراتش که یکی عقب‌نشینی شیطان است را بیشتر خواهیم دید.این خودِ تدبیر است نه معارض تدبیر کردن!

@nazare3

۲۰:۵۶

thumbnail

۱۲:۴۷

بسم الله الرحمن الرحیم
(ابتدای کلام: حوصله نکردید فقط سومیش را بخوانید، بیشتر حوصله داشتید دومی را هم بخوانید، زیادتر لطف کردید همه اش را بخوانید)
۱مردمی که یک ماه، هر شب، در برف و باران و سرما، پیاده و سواره به میدان آمدند را چگونه باید توصیف کرد؟چه کلمه‌ای می‌تواند توضیح دهد چه صحنه‌ای را می‌بینیم؟صحنه‌ای که در تمام این ۴۷ سال و شاید در لحظه‌های انقلاب هم چنین ندیده‌ایم.
تنها چیزی که مطمئنم این است: این صحنه نه شبیه ۲۳ تیر ۷۸ است، نه شبیه ۹ دی ۸۸، نه شبیه ۲۲ دی و ۲۲ بهمن همین ۱۴۰۴.
واقعاً اگر رهبر شهید ادبیاتی را برای امروز به جا نگذاشته بود — که شنیدن سخنان تازه اش گوش ملکوتی می‌خواهد — کلمه‌ای برای توصیف این صحنه نداشتیم: مردم «مبعوث» شدند. هرچه از صورت قیام لله مثنی و فرادای ناس می‌گفتی، در میادین شهرها و خیابان‌ها خصوصاً در کف تهران علیها السلام ، می‌بینی.
رهبری جدید بر آن افزودند و فرمودند «رهبری مردم».
اساساً آیه بزرگ‌تر اعطا شده به ایران را چنین زیبا تفسیر فرمودند.
من خودم را در حد سیاهی‌لشکر لای این مردم هم نمی‌بینم.گاهی، خصوصاً نصفه‌شب، فقط می‌روم تماشا.می‌دانم حتی فایده حضور را هم ندارم. می‌روم فقط صورت آن فخر خدا به ملائکه را تماشا کنم.
ببینم دستان آن مرد حکیم شهید، آن دردانهٔ تاریخ تشیع، چه چیزی با نفس قدسی حضرت صاحب‌الامر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌شریف ساخته.
می‌روم شاید روی بال ملائکه حقیقی راه بروم. همین.

این مردمان رهبر و مبعوث برای ادای تکلیف و مجاهدت و جنگیدن، می‌آیند.هرکسی به رنگی و به شکلی با اخلاص می‌بینیم ادای تکلیف می‌کند خصوصا نیمه‌های شب، میادین و حضورها رنگ اخلاص عجیب تری دارد.من اما می‌روم تماشایشان کنم.
اشتباه نکنید؛ از این ادا روشنفکری‌های مردم‌نگاری و روایت‌پژوهی و... هم نه. این هم برای بزرگان است.من فقط می‌روم ببینم. همین.فکر می‌کنم شاید هیچ زمان دیگری نصیب عادی‌ترینِ بی‌فایده‌هایی مثل من نشود از این‌قدر نزدیک رنگ خدا را ببینند.
دوم هم اینکه خیابان این شب‌ها برای بزرگان — یعنی مردم مبعوث‌شده رهبر — حکم میدان جهاد را دارد. برای من مثل این مصیبت‌زده‌های بی‌تاب است که تا چند روز مردم برای تسلیت می‌آیند و می‌روند، مجلس می‌گیرند، شام می‌دهند، فقط برای اینکه دورشان شلوغ شود یادشان برود چه مصیبتی بر سرشان آمده. خیابان این یک ماه برای من حس شلوغی‌های از سر لطفی را دارد که می‌خواهند به زور از یادت بیندازند چه خاکی بر سرت شده. فقط فرقش این است که صاحب عزا اینجا همه هستند. یعنی همه آمده‌اند به هم تسلی بدهند.
@nazare3

۱۲:۴۷

۲ مردمی که مبعوث شدند «این بار خط می‌دهند، خط نمی‌گیرند.» مردمی که به تعبیر رهبری معظم انقلاب، آیه بزرگ‌تر راهبری شدند را فکر نکنید از چهار تا مداح و سخنران و تئوریسین خط می‌گیرند. اگر از خطی که می‌دهند عصبانی هستید، با آدرس غلط دنبال صداوسیما و سازمان تبلیغات و جماعت وعاظ و مجمع مرثیه‌سرایان و معاونت فرهنگی و تبلیغ فلان جا نروید.

این‌بار مردم دارند خط اینها را معلوم می‌کنند، نه برعکس.
و این ویژگی مردم مبعوث‌شده است.
کما اینکه در آن هفته حیاتی، این مردم بودند که خط عذرخواهی از حاشیه‌نشینان خلیج فارس را به شدت منکوب کردند.توطئه‌های سقیفه‌گون در تأخیر انتخاب خبرگان را رهبری کردند تا به دیوار سخت امت بخورد و کاری کردند که کار در بیاید.
این‌بار مردم میدان را دست گرفتند و می‌گویند چه سمتی باید رفت. ناراحت نباشید. وقتی خداوند شخصیت جامعه‌ای را مبعوث می‌کند، بخواهد و نخواهد دیگر میدان را پیش می‌برد، تماشا نمی‌کند.
این فرصت است نه تهدید.
مایه مسرت است نه نگرانی.
این عوام‌زدگی کشور توسط یک مشت کم‌اطلاعِ یک قشری نیست — سخنی که دندان‌های به غلظت فشردهٔ تسلیم‌طلبان این روزها نقل می‌کنند.
این رحمت الهی است که از زبان ساده فطرت مردم برای پیش‌بری جامعه جاری شدست.

بابا اینقدر نترسید.این مردم رهبر که می‌فهمند مسیر را برای رهبرشان باید باز کنند، به درستی خوف برآمده از ایمان را به جای سرخوشی که سرشان کلاه برود می‌شناسند.به وقتش به شیرینی، خیلی راحت‌تر از شما خواص محترم، به تبعیت تام از امام خود پیش خواهند رفت.
جالب آنکه مردمی که امام خود را حتی یک بار در قاب تلویزیون در حال تکلم هم ندیدند، یک بار قبل رهبری حتی عکس ایشان را هم درست ندیده بودند.به قاعده: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا
قطعاً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند ، به زودى [ خداى ]رحمان براى آنان [ در دل ها ] محبتى قرار خواهد داد .(٩٦)
چنان محبت رهبر عزیز را دارند که از او به سر اشارت، خلاف نفس‌های اسیر خواص، به هر سو که لازم باشد می‌روند. نگران خودتان باشید، نه نگران آنها.
@nazare3

۱۲:۴۹

۳مناسبات جهان پس از ۹ اسفند دیگر به مناسبات جهان قبل از ۹ اسفند باز نخواهد گشت. آن مناسبات را لولو برد.
واقعاً هم لولو آمد، این دفعه با دستان خودش تمام مناسبات جهانی که رشته بود را پنبه کرد.

فکر نکنید ماجرا هم فقط ویرانه‌های پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا و تنگه تا ابد تنگ هرمز است.این جنگ با امامت قائد عظیم‌الشأن حاضرمان و رهبری میدانی مردم در امتداد ایشان و با بعثت بزرگ‌تری که با شهادت در مسئولین سیاسی ایجاد شد — بدانیم که تا نقطه بنیادگذاری ستون‌های نظم جدید منطقه‌ای و جهانی باید پیش برود و خواهد رفت.
جهان فردا به ابرقدرتی به نام ایران سلام خواهد کرد.
در واقع برای صلح واقعی و نه آتش‌بس الکی و ناپایدار، چاره‌ای جز پیش‌بری و تشدید جنگ و آمادگی برای یک جنگ طولانی‌مدت نیست.

کسی که از ترس زیرساخت‌زدن دنبال تسلیم باشد، رهبرش را که از دست داد، زیرساختش را هم از دست خواهد داد. بدتر هم از دست خواهد داد.
چاره‌ای‌ نیست جز ضربات دردناک و پشیمان‌کننده:

· به اسرائیل و وجودش،
· به آمریکا و حضورش در منطقه،
· به اقتصاد آمریکا و مناسبات جهان آمریکایی،
· به محاسبه به صرفه بودن وجود اسرائیل برای آمریکا و دولت‌های مرتجع منطقه،
· به ایجاد سوال واقعی در دولت‌های منطقه که امنیتشان را مجبورند با ایران تأمین کنند نه آمریکا و اسرائیل.

خب اینها اهداف ساده‌ای نیست.نه راحت است، نه لزوماً سریع.از همه مهمتر، زایش نظم جدید جهانی و ابرقدرت شدن ایران بی‌هزینه نیست. شیطان روزی که بداند کارش تمام است، بدون چنگ انداختن به صورت تو که ولت نمی‌کند.
پس تصعید تنش، طولانی شدن جنگ، کارهای خرکی از شیطان علیه جمعیت مردم و زیرساخت‌ها و گانگستر بازی و تصرف خاک و... اصلاً دور از ذهن نیست.
این تصعید بی‌هزینه هم نیست.
یعنی برای خیلی جیره‌بندی‌ها و مشکلات در کسب و کار و رفت و آمد و برخی امکانات عادت‌کرده زندگی همه ما مردم، باید آماده باشیم.
کما اینکه اگر زندگی بر مردم ما سخت‌تر شود، حتماً زندگی را بر طرف متخاصم هم جهنم خواهیم کرد.ولی این قاعدهٔ پیروزی از طریق «مقاومت، زندگی، اراده و جنگ» است و چاره‌ای جز این نمانده.
بسیاری نخبگانِ عادت‌کرده به نظم غربی، قواعد جنگ وجودی را باور نکرده‌اند.هنوز وهم تفکیک آمریکا و اسرائیل دارند، وهم امکان اتکا به نظم غربی دارند، وهم آدم بودن طرف متخاصم را دارند. فکر می‌کنند زودتر تسلیم شویم، لابد کمتر ایران را زمین سوخته می‌کنند.
نمی‌فهمند اگر درست نجنگی، بدتر زمین سوخته‌ات می‌کنند.
تهدید را برای همیشه رفع نکنی، زودتر و بدتر سراغت می‌آید با ضرباتی خیلی دردناک‌تر.
رهبر شهید دست‌کم حدود ۱۲ سال اخیر تلاش کرد به اینها بفهماند:
· هزینه‌های سازش به مراتب وسیع‌تر از هزینه‌های مقاومت است،
· غرب ذاتاً قابل اطمینان نیست،
· آمریکا دشمن ایران قوی و مستقل است،
· راه قوی شدن از درون خودمان است نه امید به سرمایه‌گذاری غرب،
· حقمان را در تحریم‌ها هم با زور باید از حلقوم غرب بگیریم. این تنها زبانیست که اینها می‌فهمند،
· نه اسرائیل به دنبال زمین سوخته ایران که آمریکا هم دنبال بلعیدن ایران و منابعش است.

نمی‌دانم بالاخره آن مایلین به نظم غربی فهمیدند یا هنوز هم نمی‌فهمند.
پایان جنگ روزی خواهد بود که ستون‌های نظم جدید منطقه‌ای با محوریت ایران را در حوزه سیاسی و اقتصادی و امنیتی بنا گذاشته باشیم و جبهه رسانه و فرهنگ را هم در دل مردم منطقه فتح کرده باشیم.این پایان فقط با جنگ ممکن است و نه تسلیم.
تسلیم:

· هم ایران را زمین سوخته می‌کند،
· هم تمام هزینه‌های انسانی و زیرساختی این جنگ را روی دستمان تلنبار می‌کند،
· هم احتمالاً باید غرامت بدهیم به جای اینکه بگیریم،
· هم رژیم حقوقی جدید تنگه می‌پرد،
· هم سه ماه یک بار ناامنی شدید اجتماعی داخلی اگر نگویم جنگ داخلی را باید تجربه کنیم،
· هم جنگ زودهنگام به مراتب شدیدتر خارجی را...

در این نگاه، مذاکره هم یک ابزار جنگیدن است، نه یک غایت در عرض جنگیدن.
مذاکره برای تسلیم نیست، برای اعمال اراده‌ای است که بخشیش با موشک قبل از آن به طرف مقابل تحمیل شد.
پیمان‌های دو جانبه با کشورهای منطقه خودش راه رسمیت قواعد جدید است، نه راه فرار از جنگ.
راه فشار بر آمریکاست، نه راه تسلیم روبرویش.
پس این مذاکره با این نگاه می‌تواند ابزار جنگ باشد، نه ابزار تسلیم.

---
@nazare3

۱۲:۵۳

انتهای بخش ۳:
فکر می‌کنم رهبری معظم و عزیز، خیلیییی انسان بزرگی است که خدا چنین او را آزموده.وقتی به دشواری موقعیتی که خدا ایشان را برای امامت به امت هدیه کرد می‌اندیشم، میبینم چه ظرفیت عظیمی در این شخصیت نهفته بوده که ما بندگان در جریان نبودیم.خدا کسی را در چنین شرایطی، با چنان شهادت‌های نزدیکی در اطرافش، در وسط جنگ، بدون امکان حتی یک سخنرانی تلویزیونی با مردمش، و برای چنین تصمیم‌های سختی در همین ابتدای رهبری به امامت برساند — یعنیظرفیتی در او دیده که نوعی از آن را شاید در گذشتگان عظیم تاریخ‌ساز او هم ندیده.
فرمان او — چه جنگ از طریق تصعید تنش با خروج از NPT، ابهام هسته‌ای یا حتی تدارک سلاح، حمله‌های گسترده و سنگین و عجیب به دشمن و عقبه‌اش و ... باشد، چه پیش‌بری جنگ از طریق ابزار مذاکره و تحمیل اراده به دشمن، حتی مصلحت صلح موقت یا هر چیز دیگری — یک تصمیم بسیار بسیار سخت است. باید بداند خدایی که او را برای چنین تصمیم‌هایی به امامت رساند، حتماً ظرفیتش را به او داده.و بداند مردم همه، بدون ذره‌ای تردید، پشت سر او که خلف صالح آن حکیم است و حکمتی که در او به ودیعت نهاده، حرکت خواهیم کرد.
ما می‌فهمیم اگر کسی را خدا بعد فتح خرمشهر و با شهادت امام! یا سال ۶۷ با شهادت امام! به رهبری و امامت مبعوث کند و او یک ماهه سخت‌ترین تصمیم‌های تاریخ این کشور را باید بگیرد — یعنی خدا چه عظمتی را در او تدارک کرده.
پس ذره‌ای تردید نداریم که «لطف آنچه تو اندیشی! حکم آنچه تو فرمایی!»
با افتخار سرباز کوچکیم.

---
پ.ن ۱: راستی رودریگز زنده است و در کمین.گرچه کار آنطور که او و آمریکا می‌خواست پیش نرفت و از خدا بدجور تو دهنی خورد، اما برای توطئه روز مبادای اینها هم باید آماده بود.سخن بیشتر از رودریگزها باشد تا زمانش.
پ.ن ۲: ساعت ۲ رفتم میدان انقلاب و عمده این متن را هم حین تماشای مردم بیدار و میدان‌دار نوشتم.چون می‌دانستم در چنین جایی احتمالا درست در می‌آید.پ.ن۳: چوپان دروغگو اگر امروز آمد و گفت جنگ تمام است، حتی این دروغش را هم اولا باور نکنید
@nazare3

۱۲:۵۳

بازارسال شده از اشارات
undefinedفهرست و شناسه برخی از نویسندگان و پژوهشگران حوزه فرهنگ، جامعه، سیاست و اقتصاد که آثار آنها در کانال اشارات منتشر شده است.undefinedدر پیام‌رسان "بله"
undefined۱.وحید یامین‌پور https://ble.ir/yaminpour
undefined۲.سینا کلهر https://ble.ir/sinakallhor
undefined۳.سیداحسان خاندوزی https://ble.ir/khandoozi_se
undefined۴.سیدحسین شهرستانیhttps://ble.ir/parvayenaghd
undefined۵.مجتبی نامخواه https://ble.ir/tabagheh3_ir
undefined۶.فاطمه رایگانی https://ble.ir/edraakaat
undefined۷.محمد پورکیانی https://ble.ir/mpourkiani
undefined۸.میثم مهدیار https://ble.ir/hermes_ir
undefined۹.سجاد صفارهرندیhttps://ble.ir/sajjadsaffar
undefined۱۰.شهاب اسفندیاریhttps://ble.ir/Shahab_Esf
undefined۱۱.محسن دنیوی https://ble.ir/degaresh
undefined۱۲.محمدمهدی دادمانhttps://ble.ir/mahdidadman
undefined۱۳.مجتبی عرب https://ble.ir/nazare3
undefined۱۴.سیدمهدی ناظمیhttps://ble.ir/sayyedmahdinazemi
undefined۱۵.سحر دانشورhttps://ble.ir/emroznevesht
undefined۱۶.محمدمهدی تجریشی https://ble.ir/bayanolhoda
undefined۱۷.سیدعلی سیدانhttps://ble.ir/ali_seyyedan
undefined۱۸.علیرضا بلیغhttps://ble.ir/taqvayetafakkor
undefined به اشارات بپیوندید...undefined @esharat_57

۲۱:۵۷

بازارسال شده از بسیج دانشجویی شریف
thumbnail
undefined تجمع دانشجویی‌ ـ مردمی
در میانه‌ی میدان

undefinedمطالبه تحقق شروط ده‌گانه در مذاکراتundefinedو پاسخ به نقض آتش بس در لبنان

undefined شنبه ۲۲ فروردین ماه ساعت ۲۲undefinedمقابل ساختمان وزارت امور خارجه
#در_میانه_میدان
undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام | توییتر

۱۰:۴۷

بازارسال شده از 🚩راه جنگ | نه به آتش بس🇮🇷
thumbnail
بخشی از پیام رهبر انقلاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای:«مسلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات موثر است.»
undefined گفتگوی مردمی با حضور جمعی از دانشجویان و نخبگان
undefined امشب ساعت ۲۱undefinedمیدان انقلاب
@khoonkhah

۱۴:۱۴

بازارسال شده از کف دانشگاه
thumbnail
undefined خیابان نباید تبدیل به فستیوال شود!
🪧در تجمعات باید حرف زده شود و حرف شنیده شود و مردم مبعوث شده تعیین کننده هستند. اگر خیابان تبدیل به نمایش شود، بعثت و رهبری مردم که در هر ۴ پیام رهبری مورد تاکید واقع شده، به تدریج به حاشیه کشیده می‌شود.
undefinedبخشی از صحبت‌های حجت‌الاسلام مجتبی عرب در تجمع مردمی-دانشجویی مقابل ساختمان وزارت امورخارجه و مطالبه تحقق شروط ۱۰گانه در مذاکرات و پاسخ به نقض آتش‌بس در لبنان
@kdnews_net

۱۶:۱۹

thumbnail
بسم‌الله‌ «فریاد خیابان را به نمایش خیابان تبدیل نکنیم »
در مسئله‌ای به اهمیت آتش‌بس و مذاکرات آتی، طبعاً انتظار عمومی یک تبیین صریح از چرایی این اتفاق، حمایت قاطع از طراحان این ایده و مسئولین محترمی که پیگیری مذاکرات را در دست دارند، تبیین شروط مدنظر و... توسط رهبری بود. با این حال، تنها تصریح ایشان به ماجرای سکوتِ میدان نبرد نظامی، از این دریچه صورت پذیرفت که: «باید فریاد خیابان بر نتیجهٔ مذاکرات اثر بگذارد» . اینکه سکوت در باب آن مسائل بالا و این تصریح، خود چه دلالتی پیرامون مقدورات و محاسبات منتج به این مذاکره دارد، جای خودش.
اگر «فریاد خیابان» به ضرر محاسبات گروهی از نخبگان باشد، آن‌ها نمی‌توانند اصل حضور مردم را زیر سؤال ببرند؛ پس باید کارکردِ حضورِ مؤثر، پرسخن، پرشعار و کنشگرانهٔ مردم را به حضوری توده‌وار، منفعل و تماشاچی تبدیل کنند. این‌گونه است که در نگاه ایشان، «فریاد خیابان» باید به «نمایش خیابان» تبدیل شود.
این امر در اجتماعات محلی که میدانِ اداره‌اش توسط خودِ مردم محله و افرادی که همدیگر را می‌شناسند هست، چندان نمی‌تواند خوب پیش برود. از این رو، باید قله‌سازیِ حضور مردم در میدان (که اداره‌اش توسط نهادها و نخبگان پیگیری می‌شود) را از «فریاد» به «نمایش» تغییر دهند. پس به‌تدریج، انگیزهٔ مردم برای حضور محلی که غیرقابل مصادره است را کم‌رنگ می‌کنند (چون مردم نقش تماشاچی را دوست ندارند؛ چهل شب در مسیر حاضر بودند، چون مؤثر حقیقی در معادلات بودند) و میادین بزرگ شهری و استیج‌های مشهور را با عناصری به سمت نمایشی‌شدن می‌کشانند. حضور طولانی‌مدت مردم در خیابان، حتماً نیاز به ترکیبِ عناصر زندگی با حضور خیابانی دارد:
- این میدان‌داریِ ۴۰ روزهٔ زنانه است که امکان امتداد کنش را می‌سازد.
- این شورِ تزریق‌شده توسط مداحی‌های دقیق و نقطه‌زنی مثل «بزن که خوب می‌زنی» و «باید برخاست» است که امکان امتداد کنشگری خیابان را میسر می‌سازد.
- این وجود امکاناتی مثل موکب، خدمت و محل بازی کودکان کنار میادین است که ظرف حضور مستمر مردم را فراهم می‌کند.
- استغاثه، جزء جدایی‌ناپذیر یک میدانِ کنشگرِ انقلابی، مجاهد و زندگی‌محور است.
اما به‌محض‌اینکه تعادل این عناصرِ زندگی‌ساز، شورانگیز و معنویت‌بخش غلط بشود، خیابان از عنصری که فریاد و سخن تازه‌ای دارد و یک جبههٔ مجاهدت و کنشگری مؤثر است، به «فستیوال» تبدیل خواهد شد:
- موکبِ پشت‌صحنه، جایش را به صف طولانی موکب‌های پرزرق‌وبرقی که وسط صف مردمِ شعاردهنده قاطی شده، می‌دهد.
- تریبونی که میکروفون به کودکان و نوجوانان می‌داد تا کنار بازی، شعارهای انقلاب را بدهند و مردم تکرار کنند، به خانه‌بازی و سینمای کودکی که کودک و نوجوان را از متن خیابان جدا کند، بدل می‌شود.
- مداحی که شورِ کنارِ شعور در فریاد میدان بود، خود را به دی‌جی-مداحی (DJ) که کارش سروصدای زیاد است، بدل می‌کند؛ طوری‌که شعار مردم شنیده نشود و همه فقط به‌صورت ریتمیک پرچم بچرخانند.
- مداحیِ هنرمندانهٔ معرفت‌ساز، در کنار سخنرانان تبیین‌گر، در کنار شعار و پلاکارد مردم، جایش را به مداح‌محوری که جلوی هر سخن اساسی و محوریت شعار انقلاب را بگیرد، می‌دهد.
- استغاثه و توسلِ معنویت‌ساز، کنار آن معرفت و شور، بدل می‌شود به مداحی‌های دوبس‌دوبسیِ پرسروصدایی که عرصه را برای حضور همهٔ اقشار خسته‌کننده می‌کند؛ و اتصال توسل به جنگ و حرم جمهوری اسلامی را کم‌رنگ می‌کند، یا دربارهٔ سایز انواع موشک‌ها حرف می‌زند نه اتکای به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ رَمیٰ».
- «زنِ فریادزنِ» پیشتازِ میدان هم، به‌تدریج به همان مادر خانواده‌ای که بچه‌ها را برای یک تفریح شبانه، همراه خانواده با پرچم به میادین اصلی کوچانده ، بدل می‌گردد.
و این‌گونه: [زندگی مقاومت + فریاد خیابان] تبدیل می‌شود به: [تفریح انقلابی شبانه + فستیوال خیابان] و خوش‌به‌سعادت آن‌ها که علی‌رغم تشخیص رهبری، می‌خواهند «فریاد خیابان» از معادلهٔ تأثیر حذف شود و تشخیص مردم به سکوت و پرچم‌چرخانیِ ریتمیک بدل گردد!
چه باید کرد؟
اولین عنصرش، آگاهی همین مردم مبعوث است. خود مردم می‌توانند صحنه را طوری رهبری کنند که چنین نشود.
دومین مسئله، خصوصاً در اجتماعات محله‌محور که بسیار هدفمند درصدد هستند، این است که تا جایی که می‌شود به «تریبون مردم»، «شعار مردم»، «گفتگوی مردم با مردم» و وزن سخن گفتن مردم، به‌جای سخنرانی و مداحی‌های تکراری، ضریب بیشتری بدهیم.
بگذاریم ابتکارات مردمی، مثل پلاکاردهای مردمی، کاردستی‌های کودکان، تریبون آزاد و سخنان مردمی، راه «فریاد خیابانی» که رهبری خواستند را باز کند.

@nazare3

۱۳:۴۹