بله | کانال ناتمام | محمد پورکیانی
عکس پروفایل ناتمام | محمد پورکیانین

ناتمام | محمد پورکیانی

۲۹۵ عضو
بازارسال شده از اشارات
thumbnail
undefined ایستادن روی ویرانه‌هابه بهانه سخنرانی مقام معظم رهبری درباره وقایع سوریه
#محمد_پورکیانیundefinedوقایع سوریه، شهادت سید حسن نصرالله، ویرانی‌های غزه و... همه را می‌توان «شکست» نامید، به این معنا که هزینه مقاومت را بالا برده و روی زمین از توان ما کاسته‌اند. هزینه‌های اقتصادی و سیاسی فراوان کرده‌ایم، زمین از دست داده‌ایم، فرماندهان مقاومت را از دست داده‌ایم، و همه این‌ها یعنی شکست! ولی شکست به چه معنا؟ معنای هولناک شکست، بسته شدن امکان‌های تاریخ به روی انسان است. آیا چنین قضاوتی از شکست‌های اخیر می‌توان داشت؟
در نگاه دقیق‌تر، هر واقعه انسانی یک وضعیت آشکار در اکنون دارد و یک استعداد پنهان برای آینده. وضعیت آشکار ما وضعیت شکست است چرا که «هزینه» ایجاد شده است، ولی در منظر دینی هر واقعه‌ای یک «مجال» است برای آینده. این مجال صرفا برای یک پیروزی یا به اصطلاح قرآنی «نصر» نمی‌باشد، بلکه امکانی برای «فتح» ایجاد می‌شود، فتح گشودن عرصه و میدان جدید به روی ماست. این سخن نه یک تلقین و دلخوشی که قاعده حرکت‌های اجتماعی است. قاعده‌ای چنان قدرتمند که اساسا معنای شکست و پیروزی را تغییر می‌دهد. از تحریم در شعب ابیطالب تا شکست اُحد تا صلح حدیبیه در صدر اسلام، و از تسخیر عراق و افغانستان توسط آمریکا و جنگ با یمن در دوران معاصر؛ شکست‌های متعددی را تجربه کرده‌ایم که قوه‌ای برای فتح در آینده شده‌اند؛ آیات بشارت دهنده «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً» و «لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ» زمانی نازل شدند که برخی مسلمانان در حال سرزنش رسول الله از صلح (شکست) حدیبیه بودند، در حالی‌که سنت الهی، فتح آینده را در همان تجدید بیعت با ایشان قرار داده بود: «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ».
چگونه وقایع را «فرصت» ببینیم و از شکست به فتح برسیم؟ در بیان رهبر معظم انقلاب مهمترین عامل برای چرخش از هزینه‌ها به فتح‌ها، نه پشتیبانی سخت افزاری بلکه «مواجهه فعالانه» است که در برابر «انفعال» قرار می‌گیرد. فعال بودن یک وصف انسانی و ایمانی است که اندیشکده‌ها و اتاق‌های جنگ غربی توان کنترل و محاسبه آن را ندارند. آن‌ها همه چیز را محاسبه می‌کنند جز اراده به مقاومت را.
به جملاتی از سخنرانی اخیر رهبر انقلاب مجددا توجه کنیم: «جبهه‌ مقاومت این است: هر چه فشار بیاورید، محکم‌تر می‌شود؛ هر چه جنایت کنید، پُرانگیزه‌تر می‌شود؛ هر چه با آن‌ها بجنگید، گسترده‌تر می‌شود»، «مقاومت با فشار آوردن نه‌فقط ضعیف نمی‌شود بلکه قوی‌تر می‌شود»، «جبهه‌ مقاومت یک سخت‌افزار نیست که بشکند یا از هم فرو بریزد یا نابود بشود. مقاومت یک ایمان است، یک تفکّر است، یک تصمیم قلبی و قطعی است»، «مناطق تصرف‌شده سوریه به دست جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد».
شکست و پیروزی واقعیت دارد، چرا که سهم طرفین از هزینه و فایده را معلوم کرده است. ولی مهمتر از آن هر واقعه اجتماعی یک فُرجه و مهلت برای طرح آینده است. یک مجال و امکان برای فتح دیگر است. چنان‌که در روایت آمده است «مَا مِنْ بَلِيَّةٍ إِلاَّ وَ لِلَّهِ فِيهَا نِعْمَةٌ تُحِيطُ بِهَا»(هيچ گرفتارى و بلائى نيست جز آنكه نعمتى الهى آن را احاطه كرده است). نکته عجیب ماجرا این است که مجال برای فتح آینده در شکست‌ها همان‌قدر مهیا می‌شود که در پیروزی‌ها. چرا که شکست، امکان نونوار شدن و «فعال» شدن انسان‌ها را فراهم می‌کند، و پیروزی‌ها چه بسا امکان «غرور» و غفلت را.
بنابراین مساله اصلی در آرایش ماست، و مهمرین شاخص در ساختن آینده، در دوگانه «فعل-انفعال» نهفته است. شرط حیات مقاومت همین مواجهه زنده با وقایع است، بلکه شرط حیات هر جامعه‌ای چنین پویایی و عاملیتی است. اصلی‌ترین مساله امروز ما، تأمل در شرایط «فرصت‌طلبی» است. چگونه یک هزیمت تبدیل به فتح می‌شود؟ مهمترین سوال علوم اجتماعی در دایره انقلاب اسلامی کشف این منطق است. منطق احیای اراده‌ها برای فرصت‌یابی در شکست‌ها؛ و البته سوالات روشنی که هنوز پاسخی نیافته‌اند:اراده به مقاومت، چگونه شعله‌ور می‌شود؟ صرفا با ظلم‌دیدن و خون‌دادن؟ طرح ایران برای استمرار مقاومت در منطقه، استمرار ظلم دیگران است؟ جامعه ای که درگیر مسائل روزمره خود باشد، و مشغول نزاع‌های فرهنگی و سیاسی متعدد، اراده جمعی برای مقاومت خواهد داشت؟سیاست‌گذاران و فرماندهان کنونی مقاومت توان پیشروی این خیزش را دارند؟ خیزش جدید نیازمند شوق و اراده و توان جدید نیست؟
#سوریه #جنگ_اراده‌ها#مفهوم_شکست
@esharat_57

۱۹:۵۱

undefined«وفاق»، راهکاری ناتمام برای خروج ایران از موقعیت «پرمساله»
ایران کشور پرمساله‌ای است. مسائل ذهنی باشند یا عینی، واقعی باشند یا ساختگی، تفاوتی نمی‌کند. ایرانیان بیش از یک شهروند معمولِ کشورهای دیگر با «مساله» مواجه می‌شوند. به نحوی که گویا ایرانیان همیشه در یک وضعیت «غیرعادی» یا به تعبیر فکاهی آن در «لحظه حساس کنونی» زندگی می‌کنند. چند دهه پیش از گرانی و بی‌عدالتی و فساد و فحشا در دوران پهلوی با هزینه سنگین انقلاب بیرون آمده‌ایم، ولی در ترورها و تحریم‌ها و جنگ وارد شدیم. در سال‌های اخیر نیز از فتنه ای به فتنه دیگر و از بحرانی به بحران دیگر نقل مکان کرده‌ایم. به موازات آن نشاط و پیشرفت و سرزندگی ایرانیان را هم دیده‌ایم. ولی با موقعیت ناپایدار زندگی و حجم فراوان مسائل چگونه می‌توان کنار آمد؟
موقعیت «پرمساله» ایران با دو ویژگی دیگر عجین شده که وضعیت را دشوارتر می‌کند. اول مسائل پرمخاطره و پرهزینه، و دوم سیلان و نوسان در مسائل. مسائل ایران نوعا محل نزاع میان گروه های گوناگون بوده اند. چرا که دارای سویه‌های پرهزینه و ایدئولوژیک بوده و پذیرش هر پاسخ منجر به پذیرش هزینه‌هایی خواهد شد. اگر بسیاری از کشورها مشغول مسائل «همه فهم» و «مشترک» مانند توسعه سرگرمی، محیط زیست، فرهنگ رانندگی، فرهنگ کارمندی و... هستند در ایران «مقاومت و استکبارستیزی»، «خصوصی‌سازی اقتصادی»، «یارانه انرژی»، «حجاب» چنان محل تفاوت آراء می‌شود که امکان حل همیشگی آن را با بحران مواجه می‌کند. چرا که هر نوع پاسخ به این مسائل با نوعی از مخاطرات و هزینه‌ها همراه بوده که از طرف مخالفان مورد پذیرش نمی‌باشد. بله، هر کشوری می‌تواند علیه ظلم و استکبار و جنگ تظاهرات کرده و حتی با پلیس شهری درگیر شود، ولی سطح ورود ایران در این مساله، به نحو متفاوتی «مخاطره‌آمیز» است، کمااینکه ضربه تحریم‌ها به اقتصاد ایران قابل مقایسه با فشارهای معمول و تدریجی به اقتصاد سایر کشورها نیست. ویژگی دوم در ناپایداری مسائل و در نتیجه ناپایداری موقعیتی است. جهان با تغییرات سریع و غیرقابل کنترل تکنولوژی در یک وضعیت سیال به سر می برد. در ایران به واسطه تغییر ذائقه فرهنگی و نزاع‌های منطقه‌ای و بین المللی، این نوسان دوچندان می شود. به نحوی که نمی توان به راحتی با اتکا بر مواضع پیشین، مسائل جدید را حل کرد. آیا می‌توان با اتکا بر سخنان پیشین بزرگان انقلاب درباره الزام قانونی حجاب، از این مساله عبور کرد؟ آیا می‌توان با اتکا بر سخنان پیشین بزرگان انقلاب درباره درهم کوبیدن تلاویو و حیفا وارد جنگ بزرگ منطقه‌ای شد؟ اگرچه «منطق» انقلابی پایدار و محکم است ولی «موضع» انقلابی مستمرا در حال بازآفرینی است. چرا که موقعیت نوشونده ایران چنین اقتضائی دارد.
اولین و اساسی ترین راهکار دولت جدید برای گذر از موقعیت «پرمساله» ایران، طرح و ترویج گفتمان «وفاق» بود. گویا عمده مسائل ایران ناشی از اختلافات بی‌اساس و دعواهای زرگری جناح‌های سیاسی است و اینک با وفاق و انسجام می‌توان از مسائل عبور کرد. گفتمان وفاق فارغ از اینکه منجر به عمل خاصی شود اثرگذار است. چرا که جهت کلی و ذهنی افراد و ارگان‌ها را دگرگون کرده و احساس متفاوتی را خلق می‌کند. اینکه در دوره جدید برخی نهادها مانند مجلس یا شوراهای عالی متفاوت از مواضع خود در دولت گذشته عمل کرده و همراهی بیشتری با رئیس جمهور جدید دارند، بیش از آن که ناشی از اختلافات سیاسی با رئیس جمهور فقید باشد ناشی از فضای گفتمانی جدیدی است که همه را در برگرفته است.ولی مساله اساسی این است که دولت راهکار خود برای کاهش مسائل را در فاصله گرفتن از نقطه حل مساله معرفی می‌کند. به عبارت دیگر دولت با طرح گفتمان «وفاق»، «عقب‌نشینی» از مسائل را بر «حل» مسائل ترجیح داده و وضعیت نامطلوب ولی پایدار را بر وضعیت مساله‌مند ایران ترجیح می‌دهد. حجاب مساله مخاطره‌آمیزی است. بسیاری از مردم از وضعیت نامطلوب حجاب دل‌آزرده‌اند و بسیاری دیگر از ورود قهری حاکمیت در برخورد با بی‌حجابی گله‌مندند. عقب‌نشینی در این مساله، تفسیر به حل مساله می‌شود، در حالیکه یک سوی این نزاع عصبی‌تر و ناامیدتر شده و سوی دیگر راضی. در مساله ناترازی انرژی چنان از آزادسازی قیمت انرژی سخن گفته می‌شود که گویا دولت‌های گذشته از روی نادانی یا تنبلی، هزینه سنگین یارانه را بر خودشان تحمیل کرده‌اند. شوک اقتصادی به اقشار ضعیف نادیده گرفته شده تا یکبار برای همیشه از مساله ناترازی عبور کنیم و مساله‌ای از مسائل ایران کم شود. عقب‌نشینی منطقه‌ای و مذاکره بین‌المللی نیز با همین منطق در دستور کار قرار می‌گیرد. گویا ایده اصلی وفاق، در کاهش مسائل ایران با عقب‌نشینی از مسائل است نه حل آن‌ها. نتیجه عقب‌نشینی از مسائل، نه حل مسائل بلکه جابه‌جاشدن مسائل از جایی به جای دیگر است. از ناترازی عبور می‌کنیم و بر مسائل اجتماعی می‌افزاییم.
ادامه یادداشت:

۱۹:۵۳

ادامه یادداشت:
از نزاع خیابانی حجاب عبور می‌کنیم و بر مسائل خانواده می‌افزاییم.
عقب‌نشینی از مسائل، از جهتی مرتبط با رویکرد فکری دولتمردان کنونی است، و از جهتی به رویکرد مدیریتی دولت جدید برمی گردد. ایده «عرفی‌سازی» ارزش‌ها، «مثنوی هفتاد من» تاریخ انقلاب است که گاهی با عنوان منافع ملی طرح می‌شد و امروز با تعبیر «زندگی کردن» از آن آشنایی‌زدایی می‌شود. از رویکرد فکری عبور می‌کنم. چرا که مساله اکنون ما، بیش از مبنای فکری، ناتوانی حاد ما در پیگیری و تحقق آن مبنا در مناسبات اجتماعی است. ولی درباره رویکرد مدیریتی دولت باید به تناسب ساختار دولتی با عقب‌نشینی از مسائل پرداخت. ایران صدها مساله هم‌عرض ندارد. بلکه چند مساله اساسی دارد که هر کدام منجر به ده‌ها مساله دیگر شده است. چگونه می توان با مسائل گلوگاهی گلاویز شد؟ مهمترین ویژگی این مسائل وابستگی آن ها به متغیرهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، بین‌المللی، امنیتی و... است. به نحوی که جز با عملکرد مثبت همه بخش‌ها امکان حل این مسائل وجود ندارد و کوتاهی یک بخش منجر به شکست در کل پروژه می‌شود. به همین دلیل در دولت گذشته شاهد ورود میدانی شخص رئیس‌جمهور و معاون اول او در کلان پروژه‌های دولت بودیم تا پیگیری متمرکز کلان‌پروژه‌ها جایگزین تقسیم کار عرضی دستگاه‌ها شود. آیا رئیس جمهور دولت چهاردهم امکان مدیریت و راهبری متمرکز کلان‌پروژه‌ها را دارد؟ یا با همان منطق تقسیم کار میان وزارتخانه‌ها امور جزئی را پیش برده و در امور کلان عقب‌نشینی می‌کند؟ دولت برای کاهش مسائل و ایجاد موقعیت پایدار در ایران، نیازمند پیشروی از گفتمان وفاق به دولت کارآمد است، وگرنه شاهد روزمرگی در حل مسائل جزئی و عقب‌نشینی در مسائل کلان خواهیم بود.
@esharat_57@mpourkiani

۱۹:۵۵

بازارسال شده از اشارات
thumbnail
undefinedمقاومت، زیبایی مستور
#محمد_پورکیانی
undefined1.معجزه را امر خلاف عادت، فراطبیعی، غیرقابل محاسبه علمی و نشانه ای از دست ربوبی دانسته‌اند. برای مردمان ظاهربین، عصا اژدها می‌شود، مرده زنده می‌شود، غذا نازل می‌شود، و برای برخی دیگر کلام و بیان الهی اعجاز می‌کند. اگر زنده کردن بدن یک مُرده، اعجاز الهی است، احیای قلوب زنگ زده میلیون ها نفر اعجاز نیست؟ شهادت و خون، دل‌ها را زنده می‌کند، ولی معجزه مقاومت بیش از شهادت است. شهید روی دستان مردم قرار می گیرد و اشک ها را جاری می کند، و ممکن است حتی به حرکت و قیام مردم بینجامد، ولی وقتی از حاج قاسم سلیمانی و سیدحسن نصرالله یاد می‌کنیم درباره امری سخن می گوییم فراتر از شهادت. آن‌ها قبل از شهید شدن، معجزه می کردند، با سخن خود، با لبخند و قهر خود و با حماسه خود. این ها جذابیت‌های یک چریک مبارز نیست، بلکه یک زیبایی اخلاقی نمونه است که در مرز نزاع‌های سیاسی حاضر شده و صداقت خود را با فداشدن نشان می‌دهد. به تعبیری که امروزه از تکرار آن طفره می‌رویم، این همان «پیوند قدرت و معنویت» و «دین و سیاست» است؛ همان که «مقاومت» می‌نامیم. مقاومت «زیبا» است، و این زیبایی، معنا و معجزه جدید الهی برای مردمان عصر ماست.
undefined2. جامعه‌شناس معروف غربی در شلوغی انقلاب ایران، از دمیدن روح معنوی انقلاب در کالبد جهان بی روح می‌گوید، و یا آن پژوهشگر غربی، زمان انقلاب ما ایرانیان را زمانی غیر زمان‌ها و برقی از ملکوت توصیف می‌کند. همگی می‌دانیم که زندگی روزمره اهمیت دارد، GDP خیلی اهمیت دارد، توسعه نامتوازن نیز مساله مهمی است، ولی آیا به اندازه این‌ها، از جهان بی‌معنا می‌ترسیم؟ وارد این مشاجره بی پایان نشویم که این سخنان آرمانی و عافیت‌طلبانه چه ارزشی دارد، اگر در تامین آب و نان خود مانده‌ایم! و این دوگانه‌های تکراری که انقلاب ایران یک خیزش «معنوی» بود یا یک اصلاح «مدنی»، انقلاب ایران یک راز آسمانی است یا یک مساله زمینی! شیعه یک تمنای آرمان گرایانه معنوی است یا یک طرح برای ساخت مدینه فاضله! اگر نتوانیم از این دوگانه ها بیرون بیاییم میان معنویت و مدنیت تعارضی می‌سازیم که با هر انتخابی شکست خورده‌ایم. نورانی‌ترین امر دوران ما و بلکه معجزه زیبای دوران ما «پیوند سیاست و معنویت» است و این یعنی مدینه معنوی. زندگی روزمره با تمام نیازهای آن بدیهی‌ترین و اولی‌ترین دستور سیاست است، ولی از سیاست بی‌معنا و نازیبا نیز باید ترسید. چرا که با از دست رفتن معنای زندگی، دلیلی برای زندگی کردن باقی نمی‌ماند. حال این زندگی با تولید ناخالص بالا همراه باشد یا پایین! جامعه روشنفکری ایران متوجه این دارایی بی بدیل جامعه ایران است؟
undefined3. معنویت در این روایت، یک رویداد به ناچار موقت یا یک برق زودگذر در بیابان تاریک نبوده و نیست، که حسرت نداشتن آن را داشته باشیم که «یاد باد آن روزگاران یاد باد»! مقاومت روح حاضر و پایدار در جامعه ایران است. چه می‌شود که این زیبایی دلبرانه در زندگی روزمره به محاق می رود و پنهان می‌شود؟ چگونه است که شرافت و صداقت سیاسی، امری موهوم و بلکه بی‌اهمیت قلمداد می‌شود؟! «زیبایی»، تماشایی و دیدنی است، بیش از آنکه موضوع تحلیل و اثبات باشد. حاضر شدن در معرض تجارب معنوی و مشارکت در خلق آن‌ها، گمشده امروز بسیاری از جامعه‌شناسان و تحلیل‌گران است؛ مشاهده و مشارکت است که ما را از حجاب معاصرت خارج می‌کند. معاصرت، قدرت پوشانندگی عجیبی دارد؛ چنانکه پرده بر زیبایی‌های دوران ما کشیده و زندگی معمولی را بهتر و شدنی‌تر از زندگی معنوی بازنمایی می‌کند!
undefinedدر این دوران سخت، نیازمند حظ بردن از اصیل‌ترین حقایق زندگی هستیم، و این در زمان ما بیش از آنکه در سرگرمی‌های مدرن یا آئین‌های مذهبی سنتی پیدا شود، در مرز جدی‌ترین، زنده‌ترین، پویاترین و واقعی‌ترین نقطه جهان یافت می‌شود و آن نقطه، مقاومت و مبارزه صادقانه است. چیزی که در بسیاری از زمان‌ها نسیه و آرزو بوده و در دوران ما نقد و آشکار. این کوشش نه در پی عافیت‌طلبی که با هزینه و سختی فراوان حاصل شده است که آن‌ را شایسته حرمت‌گذاری کرده است. این مبارزه معنوی، مردان بی ادعایی داشته است که در دوران ما خلأ معنا و زوال زیبایی را جبران کرده‌اند. آن‌ها نماد و نمود این زیبایی بوده‌اند و همچون «امام»، جامعه ای را به شوق و شور انداخته‌اند؛ و اکنون سوال مهم و پیشروی ما این است که آینده این راه، بدون حضور مردانی چون حاج قاسم، شهید نصرالله، شهید رئیسی و امثالهم، چگونه خواهد بود؟ چگونه بدون رهبران بزرگ و خطابه‌های الهام بخش، شوق میدان برانگیخته می‌شود؟
#مردم#جامعه_ایرانی#مقاومت#سیاست#معنویتundefined @esharat_57

۱۹:۵۷

thumbnail
undefinedبرشی از برنامه‌ی عصرجهاد شبکه‌ی افق
undefinedمهم‌ترین نوع از جامعه‌ی دینی کدام است؟undefinedچه موقع دنبال تکثیر مجموعه خود باشیم؟

undefinedundefinedundefinedکانال #حرکت | عضو شویدundefinedhttps://eitaa.com/joinchat/1399783686Ccc6ec49bfdundefinedسایت:Harekatac.ir

۱۹:۵۸

thumbnail
undefined ایرانی ها بر چه اساسی زندگی خود را نظم می‌دهند؟! نهاد ایران به چه معناست؟
undefinedبرنامه نصرالله
undefined @esharat_57undefined @mpourkiani

۲۲:۰۷

thumbnail
undefined مهم‌ترین ویژگی هویتی ایرانیان چیست؟!
undefinedبرنامه نصرالله
undefined @esharat_57undefined @mpourkiani

۲۲:۱۰

thumbnail
undefined طرح ما زندگی شرافتمندانه است، نه مرگ با شرافت!
undefined @mpourkiani

۲۲:۱۱

بازارسال شده از پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
thumbnail
undefined گفتارهای جنگ و وطنundefined گفتار پانزدهم؛ undefined «ایران به مثابه نهاد»undefined محمد پورکیانی
undefinedمهم‌ترین کسانی که ملی‌گرایی امام خمینی (ره) را نمایندگی می‌کنند خود ملت ایران هستند. ملت ایران مخاطب و ابژه این ملی‌گرایی نیستند، بلکه عامل این ملی‌گرایی‌اند.undefinedبا شکوه‌ترین لحظه دفاع از هویت ایرانی در تاریخ معاصر ما زمانی بوده که برای این هویت خون داده‌ایم، چیزی که ما در تاریخ با اسطوره شهید می‌شناسیم.
undefined @esharat_57
undefinedپژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرامundefined سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی

۲۲:۱۵

thumbnail
undefined چگونه جنگ امروز، جنگ تمام ایرانیان خواهد شد؟باید تنوع جنگ با دشمن به اندازه تنوع کل ایرانیان باشد.
@mpourkiani

۲۲:۱۷

thumbnail
undefined شهید امام خامنه ای از زبان شهید عزیزمان دکتر مصباح الهدی باقری کنی(داماد حضرت آقا که همراه ایشان شهید شدند)
از ویژگی های مشترک اولیای خدا، لطافت روحی است. چقدر خوب آقامصباح توضیح میدن که رهبر شهید ما چگونه در اوج لطافت بریده از وابستگی‌‌ها بودند. زیباتر از این هم می‌شود؟
@mpourkiani

۲۲:۱۸

thumbnail
undefined این همان مادریست که تا چند ساعت قبل قربان‌صدقه پسرش می‌رفت، با دیدن همسرش آرامش می‌گرفت، دلخوشی‌اش همین‌ها بودند. چگونه می‌تواند بایستد و رجز بخواند؟ دیگران با روایت او اشک بریزند ولی او لرزشی هم در صدایش ایجاد نشود! ما چه انسان‌های قدرتمندی بوديم و نمی‌دانستیم!
@mpourkiani

۲۲:۱۹

undefinedبرخی از بیانیه‌ها و پیام‌ها و پست‌ها ابراز همدردی با ملت مظلوم ایران است؛ که ای دولت‌ها و ملت‌ها به داد مردم ایران برسید که از زیر رنج حملات دشمن آزاد شوند! گویا ایرانیان زیر مشت و لگد دیگران قرار گرفته‌اند و این‌ها درخواست می‌کنند که بسته دیگه! نزنیدش!
undefinedدفاع از ملت ایران نباید ذلیلانه باشد! ایران مظلوم است و مقتدر. اگر هم آسیبی می‌بیند سرش بالاست. عزیز است. ایرانیان را خدا عزیز کرده. جنگیدن، صلح کردن، مذاکره کردن، شهید شدن، پیروز شدن و... در تمام این احوال ذلیل نمی‌شود. چرا که اهل ایمان است. «مَن كانَ يُريدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَميعًا» تا امروز نیز اگرچه آسیب دیده‌ایم ولی دشمن نیز لگدکوب شده است. کسی نیست او را نجات دهد.
undefined سخن درست را همان تحلیل‌گران اروپایی نوشته‌اند که:
«ایران در حال دنبال کردن راهبردی است که در آن هم‌زمان با ادامۀ جنگ، توانمندی‌های نظامی روزافزون و چشمگیرتری را به نمایش می‌گذارد. آن‌ها موشک‌های بالستیک دوربرد استفاده می‌کنند، آن‌ها موفق شدند یک جنگندۀ نسل پنجم اف‌۳۵ را سرنگون کنند، آن‌ها توانسته‌اند مهمترین نقطۀ استراتژیک جهان برای عبور نفت را تحت کنترل خود درآورند. باورکردنش سخت است، اما به نظر می‌رسد ایران برتری عملیاتی واقعی در برابر ارتش ایالات متحده - با بودجۀ یک تریلیون دلاری‌اش - دارد. به شکلی کاملاً واقعی، این وضعیت حتی از ویتنام یا افغانستان هم چشمگیرتر است: آن کشورها در برابر یک ابرقدرت مقاومت کردند، اما ایران به نظر می‌رسد که دارد با آن رقابت می‌کند.»
@mpourkiani

۲۲:۲۰

thumbnail
undefined پخش سخنان رهبر شهید انقلاب پیش از تحویل سال
چقدر جای تو خالی است ای نوید بهاربیا ببین که چه اندوهگین رسیده بهار
غمت رشیدترین داغ اهل این ایل استبیا پیام بده، وقت سال تحویل است
بیا پیام بده، اسم سال را بگذاربه قلب مردم امید ‌وصال را بگذار
صدای نم نم باران، سکوت گریه‌ی ماستنماز عید قنوتش، قنوت گریه‌ی ماست
از این به بعد جهان باشد و تلاطم ماسفر بخیر، یگانه عزیز مردم ما
محمد رسولی
@mpourkiani

۲۲:۲۲

thumbnail
undefined این دختر دهه هشتادی چقدر زیباتر از هر کتاب و استادی درباره لذت زندگی در ایران پس از انقلاب صحبت می‌کند:«مردم برخی کشورهای مترقی انگار دو میزنن برای هیچی، ولی من به عنوان یک ایرانی آرمان دارم، من هم میتونم در این دنیا حرفی داشته باشم، آقا به ما جرات پرواز داد، جرات رویا داشتن، جرات اینکه خودم باشم»
همگی می‌دانیم که زندگی و معاش اهمیت دارد، رشد اقتصادی اهمیت دارد، توسعه مساله مهمی است، ولی آیا به اندازه این‌ها، از جهان بی‌معنا می‌ترسیم؟ از جهان بی‌رویا؟ ما در این جهان حاضریم و ذیل سایه این و آن نیستیم.
@mpourkiani

۲۲:۲۲

thumbnail
در این زمان که نیازمند حداکثر همدلی و وحدت در میان اقشار مختلف مردم با هم و میان مردم و مسئولان هستیم، با اندک صحبتی یا شایعه‌ای، «یقه‌گیری»ها شروع می‌شود. از چند شب پیش به خاطر چهار کلمه_ فقط چهار کلمه- توصیه حاج محمود کریمی درباره اعتماد به مسئولان، گروهی بسیار بسیار کوچک و بسیار بسیار فعال حمله به ایشان رو شروع کردند! عجیب است. اگر بنا باشد جریان مذهبی و انقلابی ایران از جایی منهدم شود، همین «میل به تقابل» است. گویا یک فرهنگ تقابلی در بخش کوچک و فعالی از دوستان عزیز ما شکل گرفته و هر زمان که اندک فرصتی ایجاد شود بروز پیدا کرده و کل فضای ما را مخدوش می‌کند. تفاوت‌ها وجود دارد و در جای خود باید درباره‌اش گفتگو کرد، ولی چرا این همه طعنه و کنایه!
@mpourkiani

۲۲:۲۸

thumbnail
آیا ترور فرماندهان قابل پیشگیری است؟
یکی از گلایه‌های مردم در این روزها، ترور مسئولان و فرماندهان ماست. اینکه چرا تقربیا تمام مسئولان ما ترور می‌شوند؟ قطعا بخشی از پاسخ، ضعف‌های امنیتی است. آیا به اندازه کافی و مناسب، مکان‌های ایمن برای جابه جایی سریع افراد طراحی و آماده شده است؟ آیا برای اختلال در ردیابی افراد بر اساس داده های ارتباطاتی و هوش مصنوعی کاری شده است؟
ولی پاسخ اساسی‌تر منشِ جنگیدن در فرماندهان و مسئولان ماست. ساختن چند پناهگاه در کشوری با تجربه ساخت ده‌ها کیلومتر مترو دشوار نیست. استقرار در پناهگاه و فرماندهی از راه دور و با واسطه حتما شدنی است. با این حال «تقریبا هیچ کدام از مسئولان و فرماندهان در جنگ رمضان در پناهگاه شهید نشده‌اند!» چرا؟ مشیِ جنگیدن فرماندهان ما، حضور در میدان در کنار نیروها و جنگ در خط مقدم بوده است. همانکه حاج قاسم این چنین توضیح می‌داد: «فرق است بین کلمه برو و کلمه بیا. فرمانده ما در صحنه جنگ می‌ایستاد جلو و می‌گفت: بیا. اما فرمانده کلاسیک می‌ایستاد عقب و می‌گفت: برو»
ضمن اینکه اگر مسئولی گمان کند با نبود او شاکله جبهه و انقلاب ریزش می‌کند، موظف به حفاظت از خود است. ولی تردیدی نیست که شهدای ما از آقای شهیدمان تا سردار تنگسیری، چنان ساختار زنده‌ای ایجاد کرده‌اند که نگرانی از شهادت خود نداشتند. چه بسا این اشک‌ها و خون‌ها با تحولی که در مردم ایجاد کرده و خروشی که در میدان تولید می‌کند، قدرت مضاعفی به ساختار می‌بخشد. ترور فرماندهان مانند زدن ستون و ریزش سقف نیست، چرا که ساختار زنده مانند بدن با هر زخم، خودش را ترمیم و تقویت می‌کند.
@mpourkiani

۲۲:۲۸

بازارسال شده از اشارات
undefinedفهرست و شناسه برخی از نویسندگان و پژوهشگران حوزه فرهنگ، جامعه، سیاست و اقتصاد که آثار آنها در کانال اشارات منتشر شده است.undefinedدر پیام‌رسان "بله"
undefined۱.وحید یامین‌پور https://ble.ir/yaminpour
undefined۲.سینا کلهر https://ble.ir/sinakallhor
undefined۳.سیداحسان خاندوزی https://ble.ir/khandoozi_se
undefined۴.سیدحسین شهرستانیhttps://ble.ir/parvayenaghd
undefined۵.مجتبی نامخواه https://ble.ir/tabagheh3_ir
undefined۶.فاطمه رایگانی https://ble.ir/edraakaat
undefined۷.محمد پورکیانی https://ble.ir/mpourkiani
undefined۸.میثم مهدیار https://ble.ir/hermes_ir
undefined۹.سجاد صفارهرندیhttps://ble.ir/sajjadsaffar
undefined۱۰.شهاب اسفندیاریhttps://ble.ir/Shahab_Esf
undefined۱۱.محسن دنیوی https://ble.ir/degaresh
undefined۱۲.محمدمهدی دادمانhttps://ble.ir/mahdidadman
undefined۱۳.مجتبی عرب https://ble.ir/nazare3
undefined۱۴.سیدمهدی ناظمیhttps://ble.ir/sayyedmahdinazemi
undefined۱۵.سحر دانشورhttps://ble.ir/emroznevesht
undefined۱۶.محمدمهدی تجریشی https://ble.ir/bayanolhoda
undefined۱۷.سیدعلی سیدانhttps://ble.ir/ali_seyyedan
undefined۱۸.علیرضا بلیغhttps://ble.ir/taqvayetafakkor
undefined به اشارات بپیوندید...undefined @esharat_57

۲۲:۰۷

thumbnail
قربان اشک ریختن ات...
و افسوس بی پایان ما که دیگر این نورانیت را نخواهیم دید undefined
@mpourkiani

۲۲:۵۰

thumbnail
undefined درباره «نهادسازی»؛
فناوری حفظ حضور مردم

undefined محمد پورکیانی
۱.این شب‌ها شاهد حضور شگفت‌انگیز مردم در خیابان و نقش تعیین‌کننده آن‌ها در مهمترین مساله ایران یعنی جنگ هستیم؛ و سوال پرتکرار این روزها: «چگونه این حضور مردمی را برای روزهای پس از جنگ نیز حفظ و تثبیت کنیم؟» در میان پاسخ های متنوع و متعددی که می‌توان به این نگرانی داد، توجه خودمان را به یک قاعده تجربه‌شده که بیش از هر پاسخی تکرار شده است، جلب می‌کنم: «نهادسازی». نهادها یعنی جهان از پیش ساخته انسان‌ها که همه ما قبل از آنکه اطرافمان را نگاه کنیم و چیزی انتخاب یا ایجاد کنیم، در آن‌ها وارد می‌شویم. چرا که نهادها «طبیعی» انگاشته شده و افراد نهایتا میان آن ها انتخاب می کنند. تجربه‌های ما، برای اینکه از یک موقعیتِ محدودِ زمانی و مکانی و انسانی فراتر رفته و تکرار، تعمیم و فراگیر شوند، نیازمند چرخش از یک اتفاق یا رویداد به «نهاد» هستند. نهادها می‌مانند، هر چند ما نباشیم.
۲.نهادها از «سنت» و «سازه» ارتزاق می‌کنند. سنت به این معناست که با زمان‌مند، مکان‌مند و شکل‌دادن به رفتارها آن‌ها را از یک موقعیت «منحصر به فرد» به یک «روال تکرارپذیر» تبدیل کنیم. وقتی که تجربه عرفانی ما در فقه تبدیل به نماز و روضه و زیارت می‌شود یعنی شکل و زمان و مکان می‌گیرد. سنت‌ها در کنار سازه‌ها «قرار» می‌گیرند. سازه‌ها، بناها و نمادهایی هستند که به تعین یافتن سنت‌ها کمک می‌کنند. خانه و مسجد و محله و بازار و شهر و میدان و موکب و زیارت‌گاه و مناطق جنگی و حرم و خیابان و... ساخته و پرداخته می‌شوند تا سنت‌ها را در دل خود جای دهند.
۳.ایده کانونی امام برای پایدار کردن حضور مردم در سال‌های اول انقلاب، جایگاه و اعتبار دادن به این حضور در نهادهای انقلابی بود. به نحوی که ساختن و آبادانی ایران در عرصه‌های مختلف علمی و اقتصادی و نظامی و امنیتی با نهادهای گوناگون مانند نهضت سوادآموزی، جهادسازندگی، سپاه پاسداران و امثالهم پیش می‌رفت. ایده‌ای که در سیره رهبر شهید انقلاب با نهادهای بسیج سازندگی، راهیان نور، پیاده‌روی اربعین، اعتکاف و امثالهم دنبال شد. بنابراین نهادسازی یک ایده آشنا و تجربه شده در تاریخ انقلاب است، ولی به دلیل عدم توجه دقیق به این فناوری، گرفتار در افراط‌ها و غفلت‌ها شده است. از یک سو ساده‌انگاری و افراط در ایجاد نهاد و در طرف دیگر غفلت و بسندگی به رویدادها!
۴.مهمترین امر مغفول در ایجاد نهاد توجه به وجه تاریخی و تعیّنی آن است. اگر نهادها نسبتی با حال امروز(روح زمانه) نداشته و عطش عصر خود را سیراب نکنند، تبدیل به فرمی بدون محتوا و کالبدی بدون روح و نهایتا نوعی از قشری‌گرایی عادت‌وار خواهند شد. مساله‌ای که در برخی از الگوهای نظام‌سازی از نهضت‌ها و تمدن‌سازی از فرهنگ‌ها مورد نقد اندیشمندان بوده است. اگر سازه نهادها در خیابان‌ها، موکب‌ها، محله‌ها و مسجدها بوده است، تخطّی از این میدانِ طبیعی دشوار است. اگر احوال روزگار ما تشنه جهاد با زورگویان، پیشرفت برای ایران، دست‌گیری از مستضعفان است، به این حال تاریخی باید اعتنا کرد. مساله عطش عصری فراتر از ویژگی‌های «کارآمدی» و «زیبایی» به آئین‌های ما جان می‌دهد. امر کارآمد به روشنی نیازها و حاجت‌های عینی ما را پاسخ می‌دهد؛ و امر زیبا ما را مجذوب خود می‌کند. هر دوی این ها از ضروریات نهادسازی است، ولی آغاز به کار نهاد، نیازمند نوعی از شور حماسی است که جان و دل ما را درگیر خود کند. همان است که ما را از وضعیت روزمره خارج کرده و پایبند نوعی از حضور جهادی(بسیجی) می‌کند.
پ ن: دوگانه‌های نهاد-سازمان، مردم-دولت، کلان-خرد و امثالهم دوگانه‌های کاملی برای توضیح شرایط ما نیستند. لذا باید فارغ از این دوگانه‌ها به نهادینه‌سازی حضور مردم توجه کرد.
#نهاد#مردم#حضور#پورکیانیundefined @esharat_57undefined @mpourkiani

۱۲:۴۱