بازارسال شده از اشارات
#محمد_پورکیانی
در نگاه دقیقتر، هر واقعه انسانی یک وضعیت آشکار در اکنون دارد و یک استعداد پنهان برای آینده. وضعیت آشکار ما وضعیت شکست است چرا که «هزینه» ایجاد شده است، ولی در منظر دینی هر واقعهای یک «مجال» است برای آینده. این مجال صرفا برای یک پیروزی یا به اصطلاح قرآنی «نصر» نمیباشد، بلکه امکانی برای «فتح» ایجاد میشود، فتح گشودن عرصه و میدان جدید به روی ماست. این سخن نه یک تلقین و دلخوشی که قاعده حرکتهای اجتماعی است. قاعدهای چنان قدرتمند که اساسا معنای شکست و پیروزی را تغییر میدهد. از تحریم در شعب ابیطالب تا شکست اُحد تا صلح حدیبیه در صدر اسلام، و از تسخیر عراق و افغانستان توسط آمریکا و جنگ با یمن در دوران معاصر؛ شکستهای متعددی را تجربه کردهایم که قوهای برای فتح در آینده شدهاند؛ آیات بشارت دهنده «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً» و «لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ» زمانی نازل شدند که برخی مسلمانان در حال سرزنش رسول الله از صلح (شکست) حدیبیه بودند، در حالیکه سنت الهی، فتح آینده را در همان تجدید بیعت با ایشان قرار داده بود: «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ».
چگونه وقایع را «فرصت» ببینیم و از شکست به فتح برسیم؟ در بیان رهبر معظم انقلاب مهمترین عامل برای چرخش از هزینهها به فتحها، نه پشتیبانی سخت افزاری بلکه «مواجهه فعالانه» است که در برابر «انفعال» قرار میگیرد. فعال بودن یک وصف انسانی و ایمانی است که اندیشکدهها و اتاقهای جنگ غربی توان کنترل و محاسبه آن را ندارند. آنها همه چیز را محاسبه میکنند جز اراده به مقاومت را.
به جملاتی از سخنرانی اخیر رهبر انقلاب مجددا توجه کنیم: «جبهه مقاومت این است: هر چه فشار بیاورید، محکمتر میشود؛ هر چه جنایت کنید، پُرانگیزهتر میشود؛ هر چه با آنها بجنگید، گستردهتر میشود»، «مقاومت با فشار آوردن نهفقط ضعیف نمیشود بلکه قویتر میشود»، «جبهه مقاومت یک سختافزار نیست که بشکند یا از هم فرو بریزد یا نابود بشود. مقاومت یک ایمان است، یک تفکّر است، یک تصمیم قلبی و قطعی است»، «مناطق تصرفشده سوریه به دست جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد».
شکست و پیروزی واقعیت دارد، چرا که سهم طرفین از هزینه و فایده را معلوم کرده است. ولی مهمتر از آن هر واقعه اجتماعی یک فُرجه و مهلت برای طرح آینده است. یک مجال و امکان برای فتح دیگر است. چنانکه در روایت آمده است «مَا مِنْ بَلِيَّةٍ إِلاَّ وَ لِلَّهِ فِيهَا نِعْمَةٌ تُحِيطُ بِهَا»(هيچ گرفتارى و بلائى نيست جز آنكه نعمتى الهى آن را احاطه كرده است). نکته عجیب ماجرا این است که مجال برای فتح آینده در شکستها همانقدر مهیا میشود که در پیروزیها. چرا که شکست، امکان نونوار شدن و «فعال» شدن انسانها را فراهم میکند، و پیروزیها چه بسا امکان «غرور» و غفلت را.
بنابراین مساله اصلی در آرایش ماست، و مهمرین شاخص در ساختن آینده، در دوگانه «فعل-انفعال» نهفته است. شرط حیات مقاومت همین مواجهه زنده با وقایع است، بلکه شرط حیات هر جامعهای چنین پویایی و عاملیتی است. اصلیترین مساله امروز ما، تأمل در شرایط «فرصتطلبی» است. چگونه یک هزیمت تبدیل به فتح میشود؟ مهمترین سوال علوم اجتماعی در دایره انقلاب اسلامی کشف این منطق است. منطق احیای ارادهها برای فرصتیابی در شکستها؛ و البته سوالات روشنی که هنوز پاسخی نیافتهاند:اراده به مقاومت، چگونه شعلهور میشود؟ صرفا با ظلمدیدن و خوندادن؟ طرح ایران برای استمرار مقاومت در منطقه، استمرار ظلم دیگران است؟ جامعه ای که درگیر مسائل روزمره خود باشد، و مشغول نزاعهای فرهنگی و سیاسی متعدد، اراده جمعی برای مقاومت خواهد داشت؟سیاستگذاران و فرماندهان کنونی مقاومت توان پیشروی این خیزش را دارند؟ خیزش جدید نیازمند شوق و اراده و توان جدید نیست؟
#سوریه #جنگ_ارادهها#مفهوم_شکست
@esharat_57
۱۹:۵۱
ایران کشور پرمسالهای است. مسائل ذهنی باشند یا عینی، واقعی باشند یا ساختگی، تفاوتی نمیکند. ایرانیان بیش از یک شهروند معمولِ کشورهای دیگر با «مساله» مواجه میشوند. به نحوی که گویا ایرانیان همیشه در یک وضعیت «غیرعادی» یا به تعبیر فکاهی آن در «لحظه حساس کنونی» زندگی میکنند. چند دهه پیش از گرانی و بیعدالتی و فساد و فحشا در دوران پهلوی با هزینه سنگین انقلاب بیرون آمدهایم، ولی در ترورها و تحریمها و جنگ وارد شدیم. در سالهای اخیر نیز از فتنه ای به فتنه دیگر و از بحرانی به بحران دیگر نقل مکان کردهایم. به موازات آن نشاط و پیشرفت و سرزندگی ایرانیان را هم دیدهایم. ولی با موقعیت ناپایدار زندگی و حجم فراوان مسائل چگونه میتوان کنار آمد؟
موقعیت «پرمساله» ایران با دو ویژگی دیگر عجین شده که وضعیت را دشوارتر میکند. اول مسائل پرمخاطره و پرهزینه، و دوم سیلان و نوسان در مسائل. مسائل ایران نوعا محل نزاع میان گروه های گوناگون بوده اند. چرا که دارای سویههای پرهزینه و ایدئولوژیک بوده و پذیرش هر پاسخ منجر به پذیرش هزینههایی خواهد شد. اگر بسیاری از کشورها مشغول مسائل «همه فهم» و «مشترک» مانند توسعه سرگرمی، محیط زیست، فرهنگ رانندگی، فرهنگ کارمندی و... هستند در ایران «مقاومت و استکبارستیزی»، «خصوصیسازی اقتصادی»، «یارانه انرژی»، «حجاب» چنان محل تفاوت آراء میشود که امکان حل همیشگی آن را با بحران مواجه میکند. چرا که هر نوع پاسخ به این مسائل با نوعی از مخاطرات و هزینهها همراه بوده که از طرف مخالفان مورد پذیرش نمیباشد. بله، هر کشوری میتواند علیه ظلم و استکبار و جنگ تظاهرات کرده و حتی با پلیس شهری درگیر شود، ولی سطح ورود ایران در این مساله، به نحو متفاوتی «مخاطرهآمیز» است، کمااینکه ضربه تحریمها به اقتصاد ایران قابل مقایسه با فشارهای معمول و تدریجی به اقتصاد سایر کشورها نیست. ویژگی دوم در ناپایداری مسائل و در نتیجه ناپایداری موقعیتی است. جهان با تغییرات سریع و غیرقابل کنترل تکنولوژی در یک وضعیت سیال به سر می برد. در ایران به واسطه تغییر ذائقه فرهنگی و نزاعهای منطقهای و بین المللی، این نوسان دوچندان می شود. به نحوی که نمی توان به راحتی با اتکا بر مواضع پیشین، مسائل جدید را حل کرد. آیا میتوان با اتکا بر سخنان پیشین بزرگان انقلاب درباره الزام قانونی حجاب، از این مساله عبور کرد؟ آیا میتوان با اتکا بر سخنان پیشین بزرگان انقلاب درباره درهم کوبیدن تلاویو و حیفا وارد جنگ بزرگ منطقهای شد؟ اگرچه «منطق» انقلابی پایدار و محکم است ولی «موضع» انقلابی مستمرا در حال بازآفرینی است. چرا که موقعیت نوشونده ایران چنین اقتضائی دارد.
اولین و اساسی ترین راهکار دولت جدید برای گذر از موقعیت «پرمساله» ایران، طرح و ترویج گفتمان «وفاق» بود. گویا عمده مسائل ایران ناشی از اختلافات بیاساس و دعواهای زرگری جناحهای سیاسی است و اینک با وفاق و انسجام میتوان از مسائل عبور کرد. گفتمان وفاق فارغ از اینکه منجر به عمل خاصی شود اثرگذار است. چرا که جهت کلی و ذهنی افراد و ارگانها را دگرگون کرده و احساس متفاوتی را خلق میکند. اینکه در دوره جدید برخی نهادها مانند مجلس یا شوراهای عالی متفاوت از مواضع خود در دولت گذشته عمل کرده و همراهی بیشتری با رئیس جمهور جدید دارند، بیش از آن که ناشی از اختلافات سیاسی با رئیس جمهور فقید باشد ناشی از فضای گفتمانی جدیدی است که همه را در برگرفته است.ولی مساله اساسی این است که دولت راهکار خود برای کاهش مسائل را در فاصله گرفتن از نقطه حل مساله معرفی میکند. به عبارت دیگر دولت با طرح گفتمان «وفاق»، «عقبنشینی» از مسائل را بر «حل» مسائل ترجیح داده و وضعیت نامطلوب ولی پایدار را بر وضعیت مسالهمند ایران ترجیح میدهد. حجاب مساله مخاطرهآمیزی است. بسیاری از مردم از وضعیت نامطلوب حجاب دلآزردهاند و بسیاری دیگر از ورود قهری حاکمیت در برخورد با بیحجابی گلهمندند. عقبنشینی در این مساله، تفسیر به حل مساله میشود، در حالیکه یک سوی این نزاع عصبیتر و ناامیدتر شده و سوی دیگر راضی. در مساله ناترازی انرژی چنان از آزادسازی قیمت انرژی سخن گفته میشود که گویا دولتهای گذشته از روی نادانی یا تنبلی، هزینه سنگین یارانه را بر خودشان تحمیل کردهاند. شوک اقتصادی به اقشار ضعیف نادیده گرفته شده تا یکبار برای همیشه از مساله ناترازی عبور کنیم و مسالهای از مسائل ایران کم شود. عقبنشینی منطقهای و مذاکره بینالمللی نیز با همین منطق در دستور کار قرار میگیرد. گویا ایده اصلی وفاق، در کاهش مسائل ایران با عقبنشینی از مسائل است نه حل آنها. نتیجه عقبنشینی از مسائل، نه حل مسائل بلکه جابهجاشدن مسائل از جایی به جای دیگر است. از ناترازی عبور میکنیم و بر مسائل اجتماعی میافزاییم.
ادامه یادداشت:
۱۹:۵۳
ادامه یادداشت:
از نزاع خیابانی حجاب عبور میکنیم و بر مسائل خانواده میافزاییم.
عقبنشینی از مسائل، از جهتی مرتبط با رویکرد فکری دولتمردان کنونی است، و از جهتی به رویکرد مدیریتی دولت جدید برمی گردد. ایده «عرفیسازی» ارزشها، «مثنوی هفتاد من» تاریخ انقلاب است که گاهی با عنوان منافع ملی طرح میشد و امروز با تعبیر «زندگی کردن» از آن آشناییزدایی میشود. از رویکرد فکری عبور میکنم. چرا که مساله اکنون ما، بیش از مبنای فکری، ناتوانی حاد ما در پیگیری و تحقق آن مبنا در مناسبات اجتماعی است. ولی درباره رویکرد مدیریتی دولت باید به تناسب ساختار دولتی با عقبنشینی از مسائل پرداخت. ایران صدها مساله همعرض ندارد. بلکه چند مساله اساسی دارد که هر کدام منجر به دهها مساله دیگر شده است. چگونه می توان با مسائل گلوگاهی گلاویز شد؟ مهمترین ویژگی این مسائل وابستگی آن ها به متغیرهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، بینالمللی، امنیتی و... است. به نحوی که جز با عملکرد مثبت همه بخشها امکان حل این مسائل وجود ندارد و کوتاهی یک بخش منجر به شکست در کل پروژه میشود. به همین دلیل در دولت گذشته شاهد ورود میدانی شخص رئیسجمهور و معاون اول او در کلان پروژههای دولت بودیم تا پیگیری متمرکز کلانپروژهها جایگزین تقسیم کار عرضی دستگاهها شود. آیا رئیس جمهور دولت چهاردهم امکان مدیریت و راهبری متمرکز کلانپروژهها را دارد؟ یا با همان منطق تقسیم کار میان وزارتخانهها امور جزئی را پیش برده و در امور کلان عقبنشینی میکند؟ دولت برای کاهش مسائل و ایجاد موقعیت پایدار در ایران، نیازمند پیشروی از گفتمان وفاق به دولت کارآمد است، وگرنه شاهد روزمرگی در حل مسائل جزئی و عقبنشینی در مسائل کلان خواهیم بود.
@esharat_57@mpourkiani
از نزاع خیابانی حجاب عبور میکنیم و بر مسائل خانواده میافزاییم.
عقبنشینی از مسائل، از جهتی مرتبط با رویکرد فکری دولتمردان کنونی است، و از جهتی به رویکرد مدیریتی دولت جدید برمی گردد. ایده «عرفیسازی» ارزشها، «مثنوی هفتاد من» تاریخ انقلاب است که گاهی با عنوان منافع ملی طرح میشد و امروز با تعبیر «زندگی کردن» از آن آشناییزدایی میشود. از رویکرد فکری عبور میکنم. چرا که مساله اکنون ما، بیش از مبنای فکری، ناتوانی حاد ما در پیگیری و تحقق آن مبنا در مناسبات اجتماعی است. ولی درباره رویکرد مدیریتی دولت باید به تناسب ساختار دولتی با عقبنشینی از مسائل پرداخت. ایران صدها مساله همعرض ندارد. بلکه چند مساله اساسی دارد که هر کدام منجر به دهها مساله دیگر شده است. چگونه می توان با مسائل گلوگاهی گلاویز شد؟ مهمترین ویژگی این مسائل وابستگی آن ها به متغیرهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، بینالمللی، امنیتی و... است. به نحوی که جز با عملکرد مثبت همه بخشها امکان حل این مسائل وجود ندارد و کوتاهی یک بخش منجر به شکست در کل پروژه میشود. به همین دلیل در دولت گذشته شاهد ورود میدانی شخص رئیسجمهور و معاون اول او در کلان پروژههای دولت بودیم تا پیگیری متمرکز کلانپروژهها جایگزین تقسیم کار عرضی دستگاهها شود. آیا رئیس جمهور دولت چهاردهم امکان مدیریت و راهبری متمرکز کلانپروژهها را دارد؟ یا با همان منطق تقسیم کار میان وزارتخانهها امور جزئی را پیش برده و در امور کلان عقبنشینی میکند؟ دولت برای کاهش مسائل و ایجاد موقعیت پایدار در ایران، نیازمند پیشروی از گفتمان وفاق به دولت کارآمد است، وگرنه شاهد روزمرگی در حل مسائل جزئی و عقبنشینی در مسائل کلان خواهیم بود.
@esharat_57@mpourkiani
۱۹:۵۵
بازارسال شده از اشارات
#محمد_پورکیانی
#مردم#جامعه_ایرانی#مقاومت#سیاست#معنویت
۱۹:۵۷
۱۹:۵۸
۲۲:۰۷
بازارسال شده از پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
۲۲:۱۵
@mpourkiani
۲۲:۱۷
از ویژگی های مشترک اولیای خدا، لطافت روحی است. چقدر خوب آقامصباح توضیح میدن که رهبر شهید ما چگونه در اوج لطافت بریده از وابستگیها بودند. زیباتر از این هم میشود؟
@mpourkiani
۲۲:۱۸
@mpourkiani
۲۲:۱۹
«ایران در حال دنبال کردن راهبردی است که در آن همزمان با ادامۀ جنگ، توانمندیهای نظامی روزافزون و چشمگیرتری را به نمایش میگذارد. آنها موشکهای بالستیک دوربرد استفاده میکنند، آنها موفق شدند یک جنگندۀ نسل پنجم اف۳۵ را سرنگون کنند، آنها توانستهاند مهمترین نقطۀ استراتژیک جهان برای عبور نفت را تحت کنترل خود درآورند. باورکردنش سخت است، اما به نظر میرسد ایران برتری عملیاتی واقعی در برابر ارتش ایالات متحده - با بودجۀ یک تریلیون دلاریاش - دارد. به شکلی کاملاً واقعی، این وضعیت حتی از ویتنام یا افغانستان هم چشمگیرتر است: آن کشورها در برابر یک ابرقدرت مقاومت کردند، اما ایران به نظر میرسد که دارد با آن رقابت میکند.»
@mpourkiani
۲۲:۲۰
چقدر جای تو خالی است ای نوید بهاربیا ببین که چه اندوهگین رسیده بهار
غمت رشیدترین داغ اهل این ایل استبیا پیام بده، وقت سال تحویل است
بیا پیام بده، اسم سال را بگذاربه قلب مردم امید وصال را بگذار
صدای نم نم باران، سکوت گریهی ماستنماز عید قنوتش، قنوت گریهی ماست
از این به بعد جهان باشد و تلاطم ماسفر بخیر، یگانه عزیز مردم ما
محمد رسولی
@mpourkiani
۲۲:۲۲
همگی میدانیم که زندگی و معاش اهمیت دارد، رشد اقتصادی اهمیت دارد، توسعه مساله مهمی است، ولی آیا به اندازه اینها، از جهان بیمعنا میترسیم؟ از جهان بیرویا؟ ما در این جهان حاضریم و ذیل سایه این و آن نیستیم.
@mpourkiani
۲۲:۲۲
در این زمان که نیازمند حداکثر همدلی و وحدت در میان اقشار مختلف مردم با هم و میان مردم و مسئولان هستیم، با اندک صحبتی یا شایعهای، «یقهگیری»ها شروع میشود. از چند شب پیش به خاطر چهار کلمه_ فقط چهار کلمه- توصیه حاج محمود کریمی درباره اعتماد به مسئولان، گروهی بسیار بسیار کوچک و بسیار بسیار فعال حمله به ایشان رو شروع کردند! عجیب است. اگر بنا باشد جریان مذهبی و انقلابی ایران از جایی منهدم شود، همین «میل به تقابل» است. گویا یک فرهنگ تقابلی در بخش کوچک و فعالی از دوستان عزیز ما شکل گرفته و هر زمان که اندک فرصتی ایجاد شود بروز پیدا کرده و کل فضای ما را مخدوش میکند. تفاوتها وجود دارد و در جای خود باید دربارهاش گفتگو کرد، ولی چرا این همه طعنه و کنایه!
@mpourkiani
@mpourkiani
۲۲:۲۸
آیا ترور فرماندهان قابل پیشگیری است؟
یکی از گلایههای مردم در این روزها، ترور مسئولان و فرماندهان ماست. اینکه چرا تقربیا تمام مسئولان ما ترور میشوند؟ قطعا بخشی از پاسخ، ضعفهای امنیتی است. آیا به اندازه کافی و مناسب، مکانهای ایمن برای جابه جایی سریع افراد طراحی و آماده شده است؟ آیا برای اختلال در ردیابی افراد بر اساس داده های ارتباطاتی و هوش مصنوعی کاری شده است؟
ولی پاسخ اساسیتر منشِ جنگیدن در فرماندهان و مسئولان ماست. ساختن چند پناهگاه در کشوری با تجربه ساخت دهها کیلومتر مترو دشوار نیست. استقرار در پناهگاه و فرماندهی از راه دور و با واسطه حتما شدنی است. با این حال «تقریبا هیچ کدام از مسئولان و فرماندهان در جنگ رمضان در پناهگاه شهید نشدهاند!» چرا؟ مشیِ جنگیدن فرماندهان ما، حضور در میدان در کنار نیروها و جنگ در خط مقدم بوده است. همانکه حاج قاسم این چنین توضیح میداد: «فرق است بین کلمه برو و کلمه بیا. فرمانده ما در صحنه جنگ میایستاد جلو و میگفت: بیا. اما فرمانده کلاسیک میایستاد عقب و میگفت: برو»
ضمن اینکه اگر مسئولی گمان کند با نبود او شاکله جبهه و انقلاب ریزش میکند، موظف به حفاظت از خود است. ولی تردیدی نیست که شهدای ما از آقای شهیدمان تا سردار تنگسیری، چنان ساختار زندهای ایجاد کردهاند که نگرانی از شهادت خود نداشتند. چه بسا این اشکها و خونها با تحولی که در مردم ایجاد کرده و خروشی که در میدان تولید میکند، قدرت مضاعفی به ساختار میبخشد. ترور فرماندهان مانند زدن ستون و ریزش سقف نیست، چرا که ساختار زنده مانند بدن با هر زخم، خودش را ترمیم و تقویت میکند.
@mpourkiani
یکی از گلایههای مردم در این روزها، ترور مسئولان و فرماندهان ماست. اینکه چرا تقربیا تمام مسئولان ما ترور میشوند؟ قطعا بخشی از پاسخ، ضعفهای امنیتی است. آیا به اندازه کافی و مناسب، مکانهای ایمن برای جابه جایی سریع افراد طراحی و آماده شده است؟ آیا برای اختلال در ردیابی افراد بر اساس داده های ارتباطاتی و هوش مصنوعی کاری شده است؟
ولی پاسخ اساسیتر منشِ جنگیدن در فرماندهان و مسئولان ماست. ساختن چند پناهگاه در کشوری با تجربه ساخت دهها کیلومتر مترو دشوار نیست. استقرار در پناهگاه و فرماندهی از راه دور و با واسطه حتما شدنی است. با این حال «تقریبا هیچ کدام از مسئولان و فرماندهان در جنگ رمضان در پناهگاه شهید نشدهاند!» چرا؟ مشیِ جنگیدن فرماندهان ما، حضور در میدان در کنار نیروها و جنگ در خط مقدم بوده است. همانکه حاج قاسم این چنین توضیح میداد: «فرق است بین کلمه برو و کلمه بیا. فرمانده ما در صحنه جنگ میایستاد جلو و میگفت: بیا. اما فرمانده کلاسیک میایستاد عقب و میگفت: برو»
ضمن اینکه اگر مسئولی گمان کند با نبود او شاکله جبهه و انقلاب ریزش میکند، موظف به حفاظت از خود است. ولی تردیدی نیست که شهدای ما از آقای شهیدمان تا سردار تنگسیری، چنان ساختار زندهای ایجاد کردهاند که نگرانی از شهادت خود نداشتند. چه بسا این اشکها و خونها با تحولی که در مردم ایجاد کرده و خروشی که در میدان تولید میکند، قدرت مضاعفی به ساختار میبخشد. ترور فرماندهان مانند زدن ستون و ریزش سقف نیست، چرا که ساختار زنده مانند بدن با هر زخم، خودش را ترمیم و تقویت میکند.
@mpourkiani
۲۲:۲۸
بازارسال شده از اشارات
۲۲:۰۷
فناوری حفظ حضور مردم
۱.این شبها شاهد حضور شگفتانگیز مردم در خیابان و نقش تعیینکننده آنها در مهمترین مساله ایران یعنی جنگ هستیم؛ و سوال پرتکرار این روزها: «چگونه این حضور مردمی را برای روزهای پس از جنگ نیز حفظ و تثبیت کنیم؟» در میان پاسخ های متنوع و متعددی که میتوان به این نگرانی داد، توجه خودمان را به یک قاعده تجربهشده که بیش از هر پاسخی تکرار شده است، جلب میکنم: «نهادسازی». نهادها یعنی جهان از پیش ساخته انسانها که همه ما قبل از آنکه اطرافمان را نگاه کنیم و چیزی انتخاب یا ایجاد کنیم، در آنها وارد میشویم. چرا که نهادها «طبیعی» انگاشته شده و افراد نهایتا میان آن ها انتخاب می کنند. تجربههای ما، برای اینکه از یک موقعیتِ محدودِ زمانی و مکانی و انسانی فراتر رفته و تکرار، تعمیم و فراگیر شوند، نیازمند چرخش از یک اتفاق یا رویداد به «نهاد» هستند. نهادها میمانند، هر چند ما نباشیم.
۲.نهادها از «سنت» و «سازه» ارتزاق میکنند. سنت به این معناست که با زمانمند، مکانمند و شکلدادن به رفتارها آنها را از یک موقعیت «منحصر به فرد» به یک «روال تکرارپذیر» تبدیل کنیم. وقتی که تجربه عرفانی ما در فقه تبدیل به نماز و روضه و زیارت میشود یعنی شکل و زمان و مکان میگیرد. سنتها در کنار سازهها «قرار» میگیرند. سازهها، بناها و نمادهایی هستند که به تعین یافتن سنتها کمک میکنند. خانه و مسجد و محله و بازار و شهر و میدان و موکب و زیارتگاه و مناطق جنگی و حرم و خیابان و... ساخته و پرداخته میشوند تا سنتها را در دل خود جای دهند.
۳.ایده کانونی امام برای پایدار کردن حضور مردم در سالهای اول انقلاب، جایگاه و اعتبار دادن به این حضور در نهادهای انقلابی بود. به نحوی که ساختن و آبادانی ایران در عرصههای مختلف علمی و اقتصادی و نظامی و امنیتی با نهادهای گوناگون مانند نهضت سوادآموزی، جهادسازندگی، سپاه پاسداران و امثالهم پیش میرفت. ایدهای که در سیره رهبر شهید انقلاب با نهادهای بسیج سازندگی، راهیان نور، پیادهروی اربعین، اعتکاف و امثالهم دنبال شد. بنابراین نهادسازی یک ایده آشنا و تجربه شده در تاریخ انقلاب است، ولی به دلیل عدم توجه دقیق به این فناوری، گرفتار در افراطها و غفلتها شده است. از یک سو سادهانگاری و افراط در ایجاد نهاد و در طرف دیگر غفلت و بسندگی به رویدادها!
۴.مهمترین امر مغفول در ایجاد نهاد توجه به وجه تاریخی و تعیّنی آن است. اگر نهادها نسبتی با حال امروز(روح زمانه) نداشته و عطش عصر خود را سیراب نکنند، تبدیل به فرمی بدون محتوا و کالبدی بدون روح و نهایتا نوعی از قشریگرایی عادتوار خواهند شد. مسالهای که در برخی از الگوهای نظامسازی از نهضتها و تمدنسازی از فرهنگها مورد نقد اندیشمندان بوده است. اگر سازه نهادها در خیابانها، موکبها، محلهها و مسجدها بوده است، تخطّی از این میدانِ طبیعی دشوار است. اگر احوال روزگار ما تشنه جهاد با زورگویان، پیشرفت برای ایران، دستگیری از مستضعفان است، به این حال تاریخی باید اعتنا کرد. مساله عطش عصری فراتر از ویژگیهای «کارآمدی» و «زیبایی» به آئینهای ما جان میدهد. امر کارآمد به روشنی نیازها و حاجتهای عینی ما را پاسخ میدهد؛ و امر زیبا ما را مجذوب خود میکند. هر دوی این ها از ضروریات نهادسازی است، ولی آغاز به کار نهاد، نیازمند نوعی از شور حماسی است که جان و دل ما را درگیر خود کند. همان است که ما را از وضعیت روزمره خارج کرده و پایبند نوعی از حضور جهادی(بسیجی) میکند.
پ ن: دوگانههای نهاد-سازمان، مردم-دولت، کلان-خرد و امثالهم دوگانههای کاملی برای توضیح شرایط ما نیستند. لذا باید فارغ از این دوگانهها به نهادینهسازی حضور مردم توجه کرد.
#نهاد#مردم#حضور#پورکیانی
۱۲:۴۱