دیدن سخنرانی ترامپ مرا یاد این شعر جناب مولوی انداخت که میفرماید: وقتی شمشیر در دست دیوانه بدگوهر قرار میگیرد، جنگیدن بر مومنان واجب میشود.
عِلم و مال و مَنصَب و جاه و قِرانفِتنه آمَد دَر کَفِ بَدگوهَران
پَس غَزا زین فَرض شُد بَر مؤمِنانتا سِتانَند از کَفِ مَجنون سِنان
آنچه مَنصَب میکُنَد با جاهِلاناز فَضیحَت کِیْ کُنَد صَد ارسلان
عِیبِ او مَخفیستْ، چون آلَتْ بیافتمارَش از سوراخ بَر صَحرا شِتافت
جُمله صَحرا مار و کَژدُم پُر شَوَدچونکِ جاهل شاهِ حُکمِ مَر شَوَد
حُکمْ چون دَر دَستِ گُمراهی فِتادجاه پِندارید دَر چاهی فِتاد
رَه نمیدانَد قَلاوُوزی کُنَدجانِ زشتِ او، جَهانسوزی کُنَد
عِلم و مال و مَنصَب و جاه و قِرانفِتنه آمَد دَر کَفِ بَدگوهَران
پَس غَزا زین فَرض شُد بَر مؤمِنانتا سِتانَند از کَفِ مَجنون سِنان
آنچه مَنصَب میکُنَد با جاهِلاناز فَضیحَت کِیْ کُنَد صَد ارسلان
عِیبِ او مَخفیستْ، چون آلَتْ بیافتمارَش از سوراخ بَر صَحرا شِتافت
جُمله صَحرا مار و کَژدُم پُر شَوَدچونکِ جاهل شاهِ حُکمِ مَر شَوَد
حُکمْ چون دَر دَستِ گُمراهی فِتادجاه پِندارید دَر چاهی فِتاد
رَه نمیدانَد قَلاوُوزی کُنَدجانِ زشتِ او، جَهانسوزی کُنَد
۳:۳۰
در خانواده ما، مهمترین تاثیر جنگ تحمیلی سوم بر پسر ۱۵ سالهام بوده.حالا او از پدر و مادرش بیشتر پای کار انقلاب آمده. جوری که شبها به اصرار و پیگیری او باید به تجمعات خیابانی برویم و تاخیر نداشته باشیم.
جنگ زمانی برای بزرگ شدن نوجوانان ما شده.
محمد سرشار
جنگ زمانی برای بزرگ شدن نوجوانان ما شده.
۲۳:۳۴
صبح پس از سخنرانی ترامپ برایم سوال پیش آمد چرا این پیرمرد خودشیفته نمیفهمد با چه ملتی طرف است؟
کمی درباره خانوادهاش تحقیق کردم و دیدم مادرش در ۱۹۳۰ از اسکاتلند به آمریکا مهاجرت کرده و همسرش در ۱۹۹۶ از اسلوونی.
طبیعی است ترامپ نفهمد سرزمین آبا و اجدادی یعنی چه.ملت ما ریشه در این خاک دارد.
محمد سرشار
کمی درباره خانوادهاش تحقیق کردم و دیدم مادرش در ۱۹۳۰ از اسکاتلند به آمریکا مهاجرت کرده و همسرش در ۱۹۹۶ از اسلوونی.
طبیعی است ترامپ نفهمد سرزمین آبا و اجدادی یعنی چه.ملت ما ریشه در این خاک دارد.
۲۳:۵۰
پرچم در ایران سالها غریب بود. بهندرت و بیشتر در مراسمهای اداری استفاده میشد. خود ما یک پرچم ایران داشتیم که فقط در راهپیماییها دست میگرفتیم.تا اینکه آقای قالیباف شهردار تهران شد و حضور پرچم در شهر تهران به چشم آمد.متاسفانه در دی ماه ۱۴۰۴ به پرچم خیلی اهانت شد و دلمان سوخت.اما حالا پرچم ایران خیلی عزیز شده. دیگر تکتک اعضای خانواده ما هر شب، یک پرچم در دست دارد. فقط ما نیستیم. خیابانها و خودروها و موتورها پر شده از سه رنگ پرافتخار پرچمهای ایران.دیدهام حتی شیرخوارگانمان هم یک پرچم کوچک ایران در دست میگیرند.
محمد سرشار
۰:۱۳
امشب در حال رد شدن از بلوار اندرزگو بودیم که صدای انفجار بلند شد. جمعیت «الله اکبر» گفتند.دخترم دستم را محکمتر گرفت. زنی میانسال درحال پیادهشدن از خودرو، کمی ترسیده بود. دلداریاش دادم. گفتم: «نترسین. صدای پدافنده.»در پیادهرو بودیم که کوه از شعله انفجار روشن شد.
شمردم: یک، دو، سه، … به هفت که رسید؛ صدای انفجار آمد. پس حدود دو کیلومتر فاصله داشتیم و احتمال رسیدن ترکشها به ما کم بود.دخترم ترسیده بود. باز چند نور سرخ انفجار دیگر روی کوه روشن شد. گفتم: «تا هفت بشمار!» او هم شمرد. صداهای بلند انفجار که آمد، کمتر ترسید.بیشتر تعجب کرده بود که چطور فاصله را میدانم!داخل خودرویمان نشستیم. برایش درباره برق و رعد و فاصله زمانیشان گفتم.همسر و پسرم در تقاطع مانده بودند و شعار میدادند.باز هم چند انفجار دیگر رخ داد و صدای جنگندهها شنیده میشد. بازتاب صداها میان کوه و ساختمانها بلند، تشدیدشان میکرد. دخترک میترسید. پنجرههای خودرو را بستم و رادیو را روشن کردم. بهش یادآوری کردم که تنفساش را کنترل کند.
همسر و پسرم که آمدند، دوباره انفجار رخ داد. با دخترک بلند بلند تا هفت شمردیم و آن دو با تعجب به ما نگاه میکردند که چطور میدانیم!مادرم زنگ زد. در تجمع میدان تجریش، انفجارها را دیده بودند و براساس زاویه دیدشان، فکر کرده بودند ما را زدهاند. چون چند روز پیش هم تجمعی در همین نزدیکی شهید داده بود.
ترس هنوز از جان دخترم نرفته بود. گفت: برویم بستنی بخوریم. میدانستم میخواهد خانه نرویم چون آنجا هم هر روز سهمیه حمله و انفجار دارد.از بزرگراه صدر راه افتادم سمت مدرس. نیمنگاهام به پل طبقاتی صدر بود که مبادا مورد حمله آمریکا قرار بگیرد. چون دیروز هم پل شاهکار مهندسی کرج را زده بود.
وسط راه شمارهای ناشناس به بانو زنگ زد. مادر شیرین، شاگردش بود. شیرین سابقه حملات عصبی داشت و دچار حمله شده بود. مادر گوشی را روی بلندگو گذاشت و بانو شروع کرد به آرام کردن شیرین. بانو، مهربانانه و معنوی و روانشناسانه سخن میگفت. پس از چند دقیقه، ترکیب محبت و معنویت و علم جواب داد و شیرین آرام شد.
دخترم گوش ایستاده بود و با دقت، به رفتارهای مادرش نگاه میکرد. روزهای اول، از صداهای بلند انفجارها خیلی میترسید اما حالا دارد یاد میگیرد ترس بدنش را بیشتر کنترل کند.در مسیر چشمم افتاد به عکس دخترکان دانشآموز میناب. همسن دخترم هستند. دلم آتش گرفت. ۱۲۰ دانشآموز دختر و پسری که دو بار توسط آمریکا هدف قرار گرفتند و دیگر فرصتی نماند تا به آنها آرامش داده شود.
محمد سرشار
شمردم: یک، دو، سه، … به هفت که رسید؛ صدای انفجار آمد. پس حدود دو کیلومتر فاصله داشتیم و احتمال رسیدن ترکشها به ما کم بود.دخترم ترسیده بود. باز چند نور سرخ انفجار دیگر روی کوه روشن شد. گفتم: «تا هفت بشمار!» او هم شمرد. صداهای بلند انفجار که آمد، کمتر ترسید.بیشتر تعجب کرده بود که چطور فاصله را میدانم!داخل خودرویمان نشستیم. برایش درباره برق و رعد و فاصله زمانیشان گفتم.همسر و پسرم در تقاطع مانده بودند و شعار میدادند.باز هم چند انفجار دیگر رخ داد و صدای جنگندهها شنیده میشد. بازتاب صداها میان کوه و ساختمانها بلند، تشدیدشان میکرد. دخترک میترسید. پنجرههای خودرو را بستم و رادیو را روشن کردم. بهش یادآوری کردم که تنفساش را کنترل کند.
همسر و پسرم که آمدند، دوباره انفجار رخ داد. با دخترک بلند بلند تا هفت شمردیم و آن دو با تعجب به ما نگاه میکردند که چطور میدانیم!مادرم زنگ زد. در تجمع میدان تجریش، انفجارها را دیده بودند و براساس زاویه دیدشان، فکر کرده بودند ما را زدهاند. چون چند روز پیش هم تجمعی در همین نزدیکی شهید داده بود.
ترس هنوز از جان دخترم نرفته بود. گفت: برویم بستنی بخوریم. میدانستم میخواهد خانه نرویم چون آنجا هم هر روز سهمیه حمله و انفجار دارد.از بزرگراه صدر راه افتادم سمت مدرس. نیمنگاهام به پل طبقاتی صدر بود که مبادا مورد حمله آمریکا قرار بگیرد. چون دیروز هم پل شاهکار مهندسی کرج را زده بود.
وسط راه شمارهای ناشناس به بانو زنگ زد. مادر شیرین، شاگردش بود. شیرین سابقه حملات عصبی داشت و دچار حمله شده بود. مادر گوشی را روی بلندگو گذاشت و بانو شروع کرد به آرام کردن شیرین. بانو، مهربانانه و معنوی و روانشناسانه سخن میگفت. پس از چند دقیقه، ترکیب محبت و معنویت و علم جواب داد و شیرین آرام شد.
دخترم گوش ایستاده بود و با دقت، به رفتارهای مادرش نگاه میکرد. روزهای اول، از صداهای بلند انفجارها خیلی میترسید اما حالا دارد یاد میگیرد ترس بدنش را بیشتر کنترل کند.در مسیر چشمم افتاد به عکس دخترکان دانشآموز میناب. همسن دخترم هستند. دلم آتش گرفت. ۱۲۰ دانشآموز دختر و پسری که دو بار توسط آمریکا هدف قرار گرفتند و دیگر فرصتی نماند تا به آنها آرامش داده شود.
۲۳:۱۰
بازارسال شده از وحید یامین پور
پیشنهاد میکنم در روزهای جنگ کانال های تحلیلی زیر را دنبال کنید:
«اشارات» بله: https://ble.ir/esharat_57
ایتا: https://eitaa.com/esharat_57
هرمس ( دکتر میثم مهدیار)بله:
https://ble.ir/hermes_ir ایتا:
https://eitaa.com/Hermes_ir
پروای نقد(دکتر سید حسین شهرستانی)
https://ble.ir/parvayenaghd
«سیمافکر» (ویدئورسانه فرهنگ و سیاست ایران)
https://ble.ir/simafekr_com
«رسانه علوم انسانی پژوهه»
https://ble.ir/pajoohemedia
«انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران» بله:
https://ble.ir/iissa_ir ایتا:
https://eitaa.com/IISSA_ir
«مردم شناسی ایران» (علی اکبر شهبازی)
https://ble.ir/mardomshenasi_iran
«کانال سید علی سیدان»
https://ble.ir/ali_seyyedan
«به قلم دکتر محمد سرشار»
https://ble.ir/mohammadsarshar
«کانال علیرضا سمیعی»
https://ble.ir/alireza_samiee
«نامه جمهور»
https://ble.ir/nameh_jomhour
ابتکار ایران
https://ble.ir/ebtekareiran
«محسن فایضی_انتفاضه فلسطین»
https://ble.ir/thirdintifada
«أخٌفيالله» (اخبار و تحلیل فلسطین و اسقاطیل)
https://ble.ir/mhrezaa2
برنامه تحلیلی «جریان» شبکه یک:
https://ble.ir/jaryan_tv1
«ماهنامۀ سوره»
https://ble.ir/sourehmagazine
«آشتی با سیاست؛ به وقت جنگ» (عبدالله بیننده)
https://ble.ir/binandeh68
«تأملات (دکتر مهدی موحدی بکنظر)»
https://ble.ir/drmovahedibeknazar
«مجله تصویری فرهیختگان »
https://ble.ir/farhikhteganmag
«جامعه اندیشکدهها»
https://ble.ir/IranThinktanks
«رؤیای ایرانی/ محمد صادق شهبازی»
https://ble.ir/jomhoori
«تحلیلهای اقتصادی و سیاسی»
https://ble.ir/ecopolitic
«جمهور»
https://ble.ir/jomhor14
«رسانه دوران جدید| دکتر مجتبی صمدی»
https://ble.ir/samadimallati
«بافتار» (جستاری در دنیای هنر) بله:
https://ble.ir/baftar_resaneبافتار در کلیه شبکههای اجتماعی
http://zil.ink/baftar_resaneبافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه
https://ble.ir/baftarmusic
«
جامعهشناسی مردم»
https://ble.ir/popular_sociology
«اندیشکده رهیافت»
www.rahyaftt.ir
شناسه:https://ble.ir/rahyaftt_ir
«پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)»
https://ble.ir/sadr_ir
«انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین»
https://ble.ir/iaomss
«مجله اقلیما» (مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه)eqlimamag.irgesostu.ir
https://ble.ir/eqlima_mag
«نقد توسعه»
https://ble.ir/naqd_e_tosee
خانه اندیشهورزان
️ https://ble.ir/khanahouse
«مجله تصویری فرهیختگان »
«رسانه دوران جدید| دکتر مجتبی صمدی»
۱۱:۰۳
بحمدلله در سه روز گذشته، دستکم یک فروند هواپیمای جنگنده اف۱۵، یک فروند هواپیمای تهاجمی ای۱۰ و دو فروند هواپیمای پشتیبانی سی۱۳۰ ارتش آمریکا در جریان حمله به ایران نابود شدهاند.
*عکس با هوش مصنوعی تولید شده.
محمد سرشار
*عکس با هوش مصنوعی تولید شده.
۵:۱۸
از رئیس جمهور ترامپ میخواهیم که هر روز این عملیات نجات موفقیتآمیز را در خاک کشور شکستخورده و بیدفاع ایران انجام دهد.
مردم ما از دیدن لاشه هواپیماهای اف-۱۵، ای-۱۰ و سی-۱۳۰ آمریکایی در خاک ایران لذت میبرند.
محمد سرشار
مردم ما از دیدن لاشه هواپیماهای اف-۱۵، ای-۱۰ و سی-۱۳۰ آمریکایی در خاک ایران لذت میبرند.
۶:۲۵
پس از تهدید دیروز ترامپ، خلاصه وضعیت در ایران این است:- در تعمیرگاه خودرو، مکانیک فحش ناموسی به ترامپ میداد.- در نانوایی، شاطر فحش ناموسی به ترامپ میداد.- در بقالی، فروشنده فحش ناموسی به ترامپ میداد.
اینگونه شد که در خانه نتوانستم واکنشهای مردم را به تهدید ترامپ بازگو کنم.
محمد سرشار
اینگونه شد که در خانه نتوانستم واکنشهای مردم را به تهدید ترامپ بازگو کنم.
۲:۳۹
همیشه میزان فحاشی و بیادبی سلطنتطلبان برای من عجیب بود. وقتی فیلمهای اغتشاشاتشان در ایران یا خارج ایران را میدیدم، از خودم میپرسیدم: «اینها چرا اینقدر بددهناند؟»
دیروز دیدم اخلاق بد سلطنتطلبان به پدرخواندهشان دونالد ترامپ رفته: همانقدر مستهجن، نادان، دیوانه و بیادب.
محمد سرشار
دیروز دیدم اخلاق بد سلطنتطلبان به پدرخواندهشان دونالد ترامپ رفته: همانقدر مستهجن، نادان، دیوانه و بیادب.
۲:۴۸
من از ساعت ۹ صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴، حس گنگی دارم. گویی در زمان و مکانی جدا از اکنون زندگی میکنم. انگار روحی که از بدن جدا شده و هنوز گیج این فراق است.آن روز تا غروب منتظر پیام تصویری آقا بودم. تا بیاید و غم از دل ببرد و باز بر پوزه ترامپ تودهنی بزند. … اما نیامد.شب که با خبر شهادتاش هلهله کردند، احساس یتیمی کردم.تازه حال کودکانی را میفهمیدم که شادی یزیدیان را بر سر پیکر بیسر پدرانشان دیده بودند.نیمهشب که به خانه برگشتم، به بانو چیزی نگفتم و زود خوابیدم. به این امید که همه چیز یک کابوس باشد و تمام شود. … اما نبود.سحر که خبر اعلام شد، بانو را بیدار کردم. درون آشپزخانه ناگهان بغضم ترکید و کمرم شکست. نشستم. بانو ناباورانه فروریختنام را دید. به سوی تلویزیون دوید و زیرنویس را خواند و مانند دختران یتیمشده ضجه زد. بلند، از عمق دل.صدای گریهمان در هم پیچید و بچهها را بیدار کرد.نالهمان آنقدر سوز داشت که برای همیشه این لحظه را در تاریخ زندگیمان سوزاند و سیاه کرد. بلایی بر سرمان آمده بود که نباید میآمد.ساعتها بیحس در خانه افتاده بودم. مات و مبهوت. درمانده. ذهنم یارای فهم آنچه را روی میداد، نداشت. گویی دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتم.
محمد سرشار
۲۳:۰۹
در این سی و چند روز، پای سخن هر که نشستهام؛ پر بوده از اندیشههای بزرگ برای ساختن ایران پساجنگ.
به این باور رسیدهام که به لطف خداوند و عنایت سرورمان(عج)، گوهر وجودی ایران به برکت این دفاع مقدس، تازه تابان خواهان شد.
شور این ملت برای بوسیدن خاک سر قلهها، بیمانند است.
محمد سرشار
به این باور رسیدهام که به لطف خداوند و عنایت سرورمان(عج)، گوهر وجودی ایران به برکت این دفاع مقدس، تازه تابان خواهان شد.
شور این ملت برای بوسیدن خاک سر قلهها، بیمانند است.
۲۳:۰۹
ترامپ ملعون نمیداند بیش از هزار سال است که ملت بزرگ ایران، این ابیات حکیم فردوسی را برای دشمناناش میخواند:
نگه کن بدین لشکر نامدارجوانان و شایستهٔ کارزار
ز بهر بر و بوم و پیوند خویشزن و کودک خرد و فرزند خویش
همه سر به سر تن به کشتن دهیمبه آید که کشور به دشمن دهیم
محمد سرشار
نگه کن بدین لشکر نامدارجوانان و شایستهٔ کارزار
ز بهر بر و بوم و پیوند خویشزن و کودک خرد و فرزند خویش
همه سر به سر تن به کشتن دهیمبه آید که کشور به دشمن دهیم
۲۰:۴۴
ایران به لطف خدا، برکت خون شهدا و مجاهدت مردم، حالا قویتر از جنگ ۱۲ روزه است:- ۴۰ روز برابر بزرگترین ارتش جهان میایستد؛- مدیریت تنگه هرمز و کنترل اقتصاد جهانی را در دست میگیرد؛- به عنوان بزرگتر منطقه غرب آسیا، درباره امنیت محور مقاومت تصمیم میگیرد؛- راهبرد خروج آمریکا از منطقه را شتابان پیش میبرد.
در مسیر رسیدن به قله، آتشبس «مقصد» حرکت جمهوری اسلامی ایران نیست. «ایستگاه»ی است که باید به سرعت از آن گذر کرد و برای تولید قدرت بیشتر کوشید.
محمد سرشار
در مسیر رسیدن به قله، آتشبس «مقصد» حرکت جمهوری اسلامی ایران نیست. «ایستگاه»ی است که باید به سرعت از آن گذر کرد و برای تولید قدرت بیشتر کوشید.
۲:۵۳
مراسم وداع و تشییع باشکوه پیکر مطهر سردار رشید اسلام سرلشکر پاسدار شهید حاج مجید خادمیامروز چهارشنبه، ساعت ۲۰، میدان انقلاب تهران
۸:۰۰
آنچه رهبر معظم در دوره «سکوت صحنه نبرد نظامی» از ما خواستهاند:۱- در میادین، محلات و مساجد بمانیم؛۲- در پویش جانفدا ثبتنام کنیم؛۳- وحدت بین اقشار جامعه را حفظ کنیم؛۴- تصویر آینده را با نگاهی تمدنی و متکی به واقعیات حال و آینده خلق کنیم؛۵- پیروزی قطعی میدان را روایت کنیم.
محمد سرشار
۱۵:۴۳
در دوره جنگ تحمیلی سوم، در بین هنرهای شنیداری، هنر «مداحی» توانست تراز جدیدی از فراگیری مخاطب، تناسب محتوایی و کاربری میدانی را به دست آورد.اکنون این سنت ادبی/موسیقیایی ایرانی/شیعی، دوره بلوغ خودش را تجربه میکند و در شکلدهی به فرهنگ عمومی، هنرمندان مداح جوان نقش کلیدی دارند.
محمد سرشار
۱۶:۰۱
ایستادگی برابر بزرگترین قدرت دنیا، برای هر ملتی ترسناک است اما مقاومت برای ملتی که الله را بزرگتر از هر قدرتی میداند، سراسر زیبایی و برکت است.جنگ تحمیلی سوم باز هم به ملت ایران ثابت کرد مهمترین داراییاش تضرع به درگاه الهی و توسل به سرورمان امام زمان(عج) است.
محمد سرشار
۲۱:۴۰
محمدباقر قالیباف برای «مذاکره» جامه سبز پاسداران را از تن بیرون نکرده. او چونان سربداران، جامه سیاه پوشیده تا از میز مذاکره، «میز مطالبه» بسازد و حقوق ملت بزرگ ایران را از حلقوم شیطان بزرگ بیرون بکشد.قالیباف اکنون مطالبهکننده ارشد ایرانی است.
فالله خیر حافظا وهو ارحم الراحمین.
محمد سرشار
فالله خیر حافظا وهو ارحم الراحمین.
۲۲:۱۱
شکست مذاکرات نشان داد ایران در مطالبه حقوق خود، همانند شیوه رزماش، سرسخت، جدی و غافلگیرکننده است.حالا خدعه ترامپ در کنترل بازارهای مالی با ابزار مذاکره خنثی شده؛شایعه عبور دو ناو جنگی آمریکا از تنگه هرمز دروغ از آب درآمده؛و شرایط دشمن دشوارتر از روز قبل از آتشبس است.
محمد سرشار
۲:۳۲